🟠 ایران بر سر دوراهی دشوار: انضباط اکولوژیک یا بازطراحی نهادی؟
شهرهای ایران دیگر در مرحله «اصلاحات تدریجی» نیستند.
دکتر فاطمهسادات رحمتی، مدیر اندیشگاه تدبیر و توسعه شهری مهاد
ایرانِ امروز نمیتواند مسیر پنج دهه گذشته را ادامه دهد. کلانشهرهایی چون تهران، مشهد، اصفهان و شیراز، امروز کانون ناترازی اکولوژیک و هزینههای اجتماعیاند. افت آبهای زیرزمینی، آلودگی مزمن هوا، فرسایش خاک، نابرابریهای فضایی و مهاجرتهای درونکشوری بدون ظرفیتسنجی، آیندهای را ترسیم میکند که در آن، ادامه وضع موجود نه ممکن است و نه قابل دفاع.
با این حال، سیاستهای شهری در ایران همواره در میانه راه متوقف ماندهاند؛ نه به انضباط اکولوژیک تن دادهاند و نه به اصلاح نهادی. در نتیجه، شهرهای بزرگ بیش از توان اکولوژیک خود مصرف میکنند و شهرهای کوچک، بدون نقش و بدون آینده، تهی میشوند.
اکنون، چشمانداز پنجاهسال آینده ایران از دو سناریوی اصلی فراتر نمیرود؛ دو مسیر دشوار که هر دو نیازمند اراده، سرمایهگذاری و تحمل هزینههای سیاسی هستند. پرسش این نیست که کدام مسیر آسانتر یا کمهزینهتر است؛ پرسش این است که آیا میتوان بدون انتخاب، همچنان ادامه داد؟ پاسخ روشن است: خیر.
سناریوی نخست: حفظ تمرکز با انضباط اکولوژیک
اگر ایران واقعیت تمرکزگرایی را بپذیرد، چارهای جز حرکت به سوی انضباط اکولوژیک نخواهد داشت؛ انضباطی که شهرهای بزرگ را از الگوی مصرف آزاد و توسعه افقی نامحدود جدا کرده و وارد مدار مدیریت سخت منابع میسازد. آب، انرژی و خاک باید مانند سرمایهای محدود و گرانبها کنترل شوند. سقفگذاری مصرف، تعرفههای تند پلهای، مدیریت سخت بازتوزیع منابع در دورههای کمبود و ممنوعیت گسترش شهر در حوزههای کمظرفیت، تنها بخشی از اقداماتی است که بقای کلانشهرها را تضمین میکند. این شهرها باید بازچرخان شوند؛ یعنی بازیافت آب به بیش از ۹۰ درصد برسد، ساختمانهای جدید موظف به تولید پراکنده انرژی باشند و نوسازی بافتهای فرسوده با استانداردهای سخت مصرف انرژی انجام شود.
گسترش افقی که طی دههها هزاران هکتار از اراضی را بلعیده باید متوقف گردد و جای خود را به تراکم هوشمند، کارایی فضایی و ایجاد کمربندهای سبز بدهد. الگوی حملونقل نیز باید تغییر کند؛ ورود خودرو به بسیاری از محدودهها محدود شود و شبکه حملونقل عمومی برقی جایگزین ساختار خودرومحور شود. در نهایت، کلانشهرهای ایران به زیستبومهای منضبطی تبدیل خواهند شد که تنها تحت مجموعهای از محدودیتها و استانداردهای سخت قادر به ادامه حیاتاند. هزینه این سناریو، تغییر سبک زندگی، کنترل شدید مصرف و فشار بر بخشهای پرمصرف است، اما مزیت آن حفظ زیستپذیری در کانونهای جمعیت، سرمایه و زیرساخت است.
سناریوی دوم: اصلاح نهادی و توزیع نقش؛ بازآرایی قدرت و توسعه
اما اگر کشور بخواهد از مدار تمرکز خارج شود، چالشهایی از جنس دیگری پیش رو خواهد داشت؛ چالشهایی در ساختار حکمرانی و نظام تصمیمگیری. در این مسیر، اصلاح نهادی محور اصلی است. ایران باید بخشی از قدرت، بودجه و اختیار خود را از مرکز به مناطق منتقل کند تا شهرهای کوچک و متوسط بتوانند نقش واقعی بگیرند. بدون تفویض اختیار واقعی، هیچ سیاست توسعهمتوازنی به نتیجه نمیرسد. زیرساخت حملونقل سریع و شبکه دیجیتال پرظرفیت، پیششرط اتصال نقاط کشور و شرط لازم برای شکلگیری کانونهای جدید رشد است. اصلاح نظام مالیه عمومی نیز ضرورت دارد؛ تا زمانی که بخش اعظم بودجه و سرمایه در تهران و چند شهر بزرگ تجمیع میشود، هیچ انگیزهای برای استقرار جمعیت و فعالیت اقتصادی در سایر شهرها شکل نخواهد گرفت. سیاستهای تشویقی در حوزه مسکن، مالیات، استقرار کسبوکار و خدمات عمومی نیز باید بازطراحی شوند تا مهاجرت معکوس و جابهجایی سرمایه امکانپذیر شود.
این مسیر کندتر از انضباط اکولوژیک است، به تغییرات سیاسی عمیقتر نیاز دارد و احتمالاً با مقاومت نهادهای مرکزی روبهرو میشود. اما در بلندمدت پایداری بیشتری به همراه دارد: کاهش فشار زیستمحیطی، توزیع عادلانهتر فرصتها و بازگشت حیات اقتصادی به شهرهایی که در حاشیه بودهاند.
واقعیت
واقعیت این است که ایران امروز در برابر یک الزام تاریخی قرار دارد. هر دو مسیر دشوار و پرهزینهاند و نیازمند سرمایهگذاری بلندمدت؛ اما انتخابنکردن، هزینهای سنگینتر دارد. شهرهای ایران دیگر در مرحله «اصلاحات تدریجی» نیستند. یا باید تمرکز را به همراه انضباط اکولوژیک بپذیریم یا به سمت بازآرایی نهادی و توسعه چندمرکزی حرکت کنیم. در پنجاه سال آینده، این دو گزینه شاید هنوز روی میز باشند؛ اما اگر امروز تصمیم گرفته نشود، هر سال تصمیمگیری بسیار سختتر و محدودتر میشود. مشکل اصلی، کمبود گزینه نیست؛ کمبود اصلی، کمبود گزینه نیست؛ کمبود ارادهای است که مسئولیت آینده را بپذیرد.
@iranfuture
سناریوی نخست: حفظ تمرکز با انضباط اکولوژیک
سناریوی دوم: اصلاح نهادی و توزیع نقش؛ بازآرایی قدرت و توسعه
واقعیت
@iranfuture
۱۷:۲۸