بله | کانال هم‌آفرینی ایران آینده
عکس پروفایل هم‌آفرینی ایران آیندهه

هم‌آفرینی ایران آینده

۱,۵۱۵عضو
عکس پروفایل هم‌آفرینی ایران آیندهه
۱.۵هزار عضو

هم‌آفرینی ایران آینده

مجله «هم‌آفرینی ایران آینده» در پی گفتگوی کنشگران و مردمی سازی تصویر ایران آینده است.
undefined گروه آینده‌پژوهی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی
thumbnail
undefined از مسجد تا مال؛ خوانشی از شهر به مثابه‌ی رؤیا
undefinedچرا شهر معاصر میان «آرمان» و «مصرف» معلّق است؟
undefined سیدعلی شبیری
undefined شهرها همواره حامل صحنه‌هایی از عینیّت‌ها و ذهنیّت‌های مختلف هستند. زیرا هر شهر نه صرفاً مجموعه‌ای از خیابان‌ها، ساختمان‌ها و زیرساخت‌های مادی، بلکه عرصه‌ای برای تلاقی اندیشه‌ها، خاطرات و رؤیاهای انسانی است. نمادهایی که هر کدام سهمی از پازل شهر را تکمیل می‌کنند. برای مثال تماشای چهره پژمان جمشیدی در بیلبوردهای اتوبان همت یا واگن‌های مترو برای یک جوان، فراتر از یک ادراک بصری است. انسان‌ها با این لایه‌های عمیق در شهر زیست می‌کنند و شاید نسبت به این‌ها خودآگاهی نداشته باشند.
undefined شهر همواره میان دو قلمرو واقعیت و رؤیا در رفت‌وآمد است. از یک سو باید به نیازهای روزمره پاسخ دهد؛ مسکن، حمل‌ونقل، اقتصاد و امنیت. اما در لایه‌ای عمیق‌تر، شهر محصول رؤیاها و افق‌های آرمانی انسان‌هاست؛ آن‌چه انسان از جهانی بهتر در ذهن دارد، دیر یا زود در قالب خیابان‌ها، میدان‌ها و بناها شکل می‌یابد. اینجاست که پای مفهوم «اتوپیا» به میان می‌آید.
undefined اتوپیا به معنای آرمان‌شهری است که محقق نشده، اما میل به ایجاد این بهشت زمینی همواره در ذهن بشر زنده است. شهرها در حقیقت قطعاتی از اتوپیای ناتمام‌اند؛ هیچ شهری به‌تمامی همان بهشت موعود یا نظم آرمانی که در تخیّل معماران و اندیشمندان پرورانده می‌شود، نیست. بااین‌حال، هر طرح شهری و هر اصلاح اجتماعی، تلاشی است برای نزدیک شدن به آن تصویرِ دور. از همین رو، می‌توان گفت شهر نه تنها ظرف زندگی روزمره، بلکه متنِ آشکارشده‌ی رؤیاهای جمعی است.
undefined شاید بتوان اینگونه گفت که این فاصله‌ی پایدار میان «شهر موجود» و «شهر مطلوب»، نه ضعف، بلکه فرصت است. زیرا همین شکاف است که موتور خلاقیت را به حرکت وامی‌دارد. انسان‌ها وقتی از شهر خویش رضایت ندارند، دست به اصلاح، بازسازی یا حتی بنیان‌گذاری شهری نو می‌زنند. در این معنا، هیچ شهرِ نهایی وجود ندارد؛ هر شهر در دل خود طرحی دیگر را نوید می‌دهد و مدام در دل تغییر است. اما پرسش اصلی اینجاست که این شکاف را چه چیزی پر می‌کند؟
undefined اگر به عنوان یک جامعه شناس وارد شهری شدید، می‌توانید از شکل معماری و شهری آن، هویت و اولویت‌های شهر را دریابید. شهرها می‌توانند با زبانی خاموش ویژگی‌هایشان و آرمانهایشان را برای شما روایت کنند. برای مثال فضای شهری که با کافه‌ها، برج‌ها، مال‌ها و بیلبوردهای بزرگ تبلیغاتی تزیین شده باشد، نشان می‌دهد که این شهر به سمت منطق «مصرف» در حال حرکت است. در مقابل شهری که مسجدی در مرکزیّتش استوار است، بازارهای سنتی در مرکز شهر به چشم می‌خورد و ساختمان‌ها در ارتفاع با یکدیگر رقابت نمی‌کنند، این شهر چهارچوب سنتی دارد.
undefined دیوید کلارک در جامعه مصرفی و شهر پسامدرن به‌خوبی نشان می‌دهد که شهر معاصر بیش از آنکه تجلی رؤیای جمعی باشد، بدل به صحنه‌ی مصرف و بازنمایی کالاها شده است. شهرهای پسامدرن در ویترین‌های پرنور، مراکز خرید و معماری نمادین خود می‌کوشند تصویری از رؤیا را بفروشند. برای مثال بازار چهارسو فقط یک مرکز خرید موبایل نیست؛ بلکه صحنه‌ای است برای تجربه‌ی رؤیاهای مصرفی دیجیتال؛ وقتی وارد پاساژ می‌شوی، ویترین‌ها پر از گوشی‌ها و گجت‌هایی هستند که نه‌تنها کالا بلکه تصویر یک زندگی مدرن و به‌روز را وعده می‌دهند. خرید یک گوشی جدید در این فضا، برای افراد بسیاری، چیزی بیش از رفع نیاز ارتباطی است؛ یعنی ورود به دنیای تکنولوژی، مد و نوعی هویت شهری مدرن. این دقیقاً همان جایی است که مصرف با «رؤیا» پیوند می‌خورد. همین نکته بار دیگر اهمیت بازاندیشی در نسبت رؤیا و شهر را آشکار می‌سازد: آیا رؤیا باید به کالایی برای مصرف بدل شود، یا همچنان افقی برای تعالی و عدالت باقی بماند؟
undefined در شهری که مهم‌ترین هویتِ آن مصرف باشد، افراد با کالاها و کارکردها شناخته می‌شوند و به کار گرفته می‌شوند؛ کالاها مدام تغییر می‌کنند و هویتِ ناپایدار شخصیتی نتیجه‌ی این است. این اتفاق چالش‌هایی هم برای ارتباطات انسانی، تمایز طبقاتی و افزایش رقابت ایجاد می‌کند. در نتیجه، این شکافِ میان «شهر موجود» و «شهر مطلوب» توسط مصرف پر می‌شود و شهر به جای تبدیل شدن به عرصه‌ی میدانی برای تحقق رؤیاهای جمعی، به عرصه‌ی نمایش و مصرف تبدیل می‌شود.
undefined شهر معاصر میان «آرمان» و «مصرف» معلّق است؛ اگرچه ریشه‌ی آن برساخته‌ی رؤیاهای جمعی است، اما در منطق جدید بیشتر به صحنه‌ی مصرف بدل شده است. این جابه‌جایی هویتی، موجب ناپایداری فردی و اجتماعی می‌شود و ضرورت بازاندیشی در مفهوم «شهر و رؤیا» را با اهمیت جلوه می‌دهد.
@iranfuture

۱۶:۰۹