بازارسال شده از حسین بابامحمدی
https://www.karzar.net/55380. کارزار همسانسازی حقوق معلمان بازنشسته با طرح رتبه بندی
۲۳:۳۰
بازارسال شده از همه باهم
https://www.karzar.net/56501. کارزار استان شاهوار
۱:۲۸
بازارسال شده از جواد
https://www.karzar.net/56501. کارزار استان شاهوار
۱:۳۲
بازارسال شده از همه باهم
https://www.karzar.net/56501. کارزار استان شاهوار
۰:۳۰
https://iranianfarda.ir/بازرگان-،-دلتمرد-اصلاح-طلب-؛-دولت-انقلا/. یادداشتی به بهانه سالگشت درگذشت مهندس بازرگان
۱۹:۱۸
بازارسال شده از بهمن
https://t.me/iranianfarda1400/23512. نظرسنجی
۲۲:۳۱
بازارسال شده از iranianfarda1400
https://t.me/iranianfarda1400/23572. نظرسنجی جدید
۱۳:۳۴
بازارسال شده از iranianfarda1400
https://t.me/iranianfarda1400/23572. نظرسنجی جدید
۱۳:۳۴
بازارسال شده از iranianfarda1400
https://t.me/iranianfarda1400/23572. نظرسنجی جدید
۱۳:۳۵
بازارسال شده از بهمن
http://www.mostaghelnewspaper.ir/paper/post/26371/قصه-پر-غصه-اصلاحات-/. قصه پر غصه اصلاحات
۱۰:۵۴
بازارسال شده از دوستداران دکتر پزشکیان
#پویش_همه_با_هم_ایران #همه_با_هم_پزشکیان #ماهنامه_کومش_فردا
۱۸:۴۷
بازارسال شده از دوستداران دکتر پزشکیان
#پویش_همه_با_هم_ایران #همه_با_هم_پزشکیان #ماهنامه_کومش_فردا
۱۸:۴۸
بازارسال شده از ایرانیان فردا
https://EitaaBot.ir/poll/1hc0k با رفتن بهاین لینک در نظرسنجی که پیرامون حوزه اطلاع رسانی وزارت ارشاد اسلامی است رای دهید
۰:۲۴
بازارسال شده از ایرانیان فردا
https://EitaaBot.ir/poll/1hc0k با رفتن بهاین لینک در نظرسنجی که پیرامون حوزه اطلاع رسانی وزارت ارشاد اسلامی است رای دهید
۰:۲۸
بازارسال شده از همه باهم
آرش، خلیج فارس و راز هزار ساله نوشته غلامرضا جعفری – کارشناس مسائل سیاسی و پژوهشگر حقوق بینالملل عمومی
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
۲۲:۳۵
بازارسال شده از همه باهم
آرش، خلیج فارس و راز هزار ساله نوشته غلامرضا جعفری – کارشناس مسائل سیاسی و پژوهشگر حقوق بینالملل عمومی
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
۲۲:۴۸
بازارسال شده از همه باهم
آرش، خلیج فارس و راز هزار ساله نوشته غلامرضا جعفری – کارشناس مسائل سیاسی و پژوهشگر حقوق بینالملل عمومی
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
روزی روزگاری در جنوب ایران، نزدیک جزیرههای زیبای خلیج فارس، پسری کنجکاو به نام آرش زندگی میکرد. آرش عاشق کشف رازهای طبیعت بود و هرگاه صدای موجهای آرام خلیج را میشنید، آرزو میکرد قایقی بسازد و در میان آبهای بیکران سفر کند.
یک روز در کلاس جغرافیا، وقتی معلم درباره خلیج فارس توضیح میداد، آرش پرسید: «خانم اجازه! چرا به این خلیج میگن "فارس"؟ یعنی همیشه مال ما بوده؟»
معلم لبخند زد و گفت: «آرشجان، خلیج فارس از هزاران سال پیش، از زمان هخامنشیان، بخشی از هویت ایران بوده. اسمش در همه نقشههای قدیمی، "Persian Gulf" ثبت شده.»
آرش با تعجب پرسید: «پس چرا بعضی کشورها میخوان اسمشو عوض کنن؟»
معلم پاسخ داد: «دلایل سیاسی و اقتصادی باعث شده بعضیها تلاش کنن این اسم تاریخی رو تغییر بدن. اما یادت باشه، آرش، شکوه و عظمت واقعیِ یک کشور در تاریخ پاک نشدنیاش باقی میمونه. خلیج فارس مثل قلب ایران است: پر از گذشته، فرهنگ و غرور.»
معلم نقشهای روی تخته گذاشت و آرش با دقت به جزیرهها و مرزها نگاه کرد. گفت: «خلیج فارس مثل یه کمربند پهن است که ایران رو در آغوش گرفته. پس چطور ممکنه کسی این کمربند رو از ما بگیره؟»
معلم خندید و گفت: «درست گفتی، آرش! این آبها همیشه بخشی از تمدن ایران بودهاند.»
آگاهی و مسئولیت آرش پرسید: «خانم، حالا ما باید برای خلیج فارس چکار کنیم؟»
معلم گفت: «دانستن کافی نیست. هر یک از ما وظیفه داریم با مطالعه، هنر، نوشتن یا صحبت کردن، به دیگران یادآوری کنیم که خلیج فارس فقط یک اسم نیست؛ بلکه نماد تاریخ و هویت ملی ماست.»
آرش با جدیت گفت: «پس باید تاریخش رو بیشتر بخونم و نقاشیهایی بکشم که زیباییاش رو نشان دهد، تا همه بدانند این خلیج چقدر مهم است!»
معلم با اشتیاق گفت: «آفرین! هر کسی به شیوه خودش میتواند از خلیج فارس محافظت کند، و یادمان باشد ما وارث این میراث بینظیریم.»
آرش و رویای آینده آرش به خانه رفت و شروع به جمعآوری نقشهها و داستانهایی از خلیج فارس کرد. دلش میخواست روزی قایقی بسازد و مثل دریانوردان قدیمی رازهای ناشناخته این آبها را کشف کند. آرمانش این بود که به دنیا نشان دهد خلیج فارس همیشه بخشی از ایران بوده و خواهد بود.
پیام پایانی: این داستان، نه فقط قصهای کودکانه، بلکه یادآوری وظیفه مشترک ماست: محافظت از میراث تاریخی و هویت ملی. خلیج فارس نماد غرور و عظمت ایران است، و آگاهی از این حقیقت وظیفهای برای همه ماست.
پایان
۲۲:۴۹