بله | کانال ایران‌وار
عکس پروفایل ایران‌وارا

ایران‌وار

۳۹۴ عضو
thumbnail
undefined ایران‌وار undefined
روایتی نادر از ایرانگی
به زودی...
@iranwar_org

۱۵:۱۶

thumbnail
یادداشت
تمدن یا عصر حجر
استنلی کوبریک کارگردان مشهور بریتانیایی که همزمان ارادت و نفرت ویژه‌ای به کشور بزرگ و استعمارگر آمریکا داشت در اوپنینگ باشکوه ترین فیلمش-اودیسه فضایی۲۰۰۱-یک سکانس جادویی را به تصویر کشیده؛
در آن سکانس کشور پیشرفته و ابرتکنولوژیک آمریکا در فضا با سفینه خود جولان میدهد اما چرخش سفینه در این پلان به تصویر عجیبی کات خورده،به یک میمون که با استخوانی بازی میکند،به سر و قامت خود میزند،رفتار “عصر‌حجری” از خود نشان میدهد و استخوان را پرتاب میکند،یک مچ کات حسابی،مچ‌کات برای پیوند دادن،تشبیه کردن،همگن دیدن و تجسم یک‌شکل بودن دو کالبد است.
همانطور که کوبریک دیده بود عدم وجود تاریخ و تمدن ابرسفینه فضایی را هم به پوچی و بربریت میرساند،دم زدن از رایانه و تکنولوژی در نبود پیشینه تاریخی هیچ تجسمی جز بازگشت به عصر حجر ندارد،عصری که آمریکا برای رسیدن به آن ۲۵۰ سال زمان میخواهد و ایران فقط “شش‌هزار‌سال”یعنی مالکان جزیره‌اپستین باید ۲۴ بار به عصر حجر بروند و برگردند تا بتوانند تاریخ شش‌هزار ساله را پاک کنند.

@iranwar_org

۲۱:۱۹

thumbnail
هیوا
مجموعه پادکست های ایران‌وار
قسمت یکم: بخشی از تو آنجاست
آوای ایرانگی
@iranwar_org

۱۰:۴۱

HivaPodcast-Episode1.mp3

۰۵:۰۰-۱۴.۰۶ مگابایت
هیوا
مجموعه پادکست های ایران‌وار
قسمت یکم: بخشی از تو آنجاست
آوای ایرانگی
@iranwar_org

۱۱:۳۳

thumbnail
یادان

روایتی ایرانی از دل تاریخ تاکنونقسمت یکم: کفتارها در شوش
@iranwar_org

۸:۲۵

thumbnail
وارآگاهتحلیلی راحت از روند نبرد ایران
تحلیل راهبردی «جنگ رمضان»: واکاوی شکست دکترین هوایی و بن‌بست لجستیک
۱. معماری عملیات و خطای محاسباتی در زمان‌بندی (Plan A)
دشمن با استفاده از خلأهای حقوقی و انتخاب نام «اپیک فیوری»، جنگی تمام‌عیار را بدون نیاز به تایید کنگره آغاز کرد. دکترین تهاجمی آن‌ها صرفاً بر پایه یک کمپین هوایی رعدآسا بنا شده بود که شامل ۴گام فانتزی بود:اجرای حملات قطع سر در ۲روز اول سرکوب کامل پدافند هوایی تسلط ۱۰۰ درصدی بر آسمان در کمتر از ۲۴ ساعت جهت انجام هلی‌برنو نهایتاً خنثی‌سازی کامل توان موشکی مدافع تا روز 4اماین طرح‌ریزی نشان‌دهنده بی‌اعتنایی مطلق به عمق استراتژیک و توان بازیابی مدافع بود.
۲. فروپاشی زنجیره تامین و بحران برد عملیاتی
با گذشت بیش از ۳۰ روز از نبرد، نه تنها اهداف اولیه محقق نشد، بلکه خروج ۱۳ پایگاه نظامی آمریکا از چرخه عملیاتی، بزرگترین شوک لجستیکی را به مهاجم وارد کرد. جنگنده‌های تاکتیکی با محدودیت شعاع پروازی (حدود۷۰۰مایل) مواجه هستند. با نابودی پایگاه‌های نزدیک، جنگنده‌ها مجبور به طی مسافت‌های طولانی‌تر شدند که این امر، نیاز به سوخت‌گیری هوایی را به شدت افزایش داد. این فرآیند علاوه بر تحمیل هزینه‌های سرسام‌آور و خستگی مفرط خلبانان، ریسک رهگیری تانکرهای سوخت‌رسان را بالا برده و عملاً رویای «برتری هوایی مطلق» را باطل کرد.
۳. معمای تاب‌آوری دموگرافیک و شبکه شهرهای موشکی
مقاومت ساختاری تاسیسات زیرزمینی، نقطه عطف این نبرد است. با وجود استفاده گسترده دشمن از تسلیحات سنگرشکن در طول یک ماه نخست نبرد و همچنین نبرد ۱۲ روزه پیشین، ایران تاکنون تنها از ۹ مجتمع موشکی خود استفاده کرده است. با توجه به برآوردهای اطلاعاتی مبنی بر وجود ۳۱ تا ۱۰۰ شهرک زیرزمینی، این داده‌ها ثابت می‌کند که مدافع نه تنها در برابر بمباران‌ها تاب آورده، بلکه بخش اعظم پتانسیل آفندی خود را به عنوان یک ابزار بازدارنده برای فازهای بعدی نبرد، کاملاً دست‌نخورده حفظ کرده است.
۴. کوری راداری و تغییر موازنه در جنگ الکترونیک
در دکترین کلاسیک، نیروی مهاجم با شلیک موشک‌های ضدتشعشع به سمت رادارها، پدافند را کور می‌کند. ایران با نوآوری و در یک چرخش تاکتیکی هوشمندانه، با شیفت کردن به سمت سنسورهای پسیو (Passive) و سامانه‌های حرارتی/اپتیکی، این حربه را خنثی کرد. اما ضربه کاری و غافلگیرکننده، عملیات تهاجمی ناوگان پهپادی مدافع در روزهای نخست بود که با انهدام شبکه‌های پیش‌اخطار آمریکا و اسرائیل در منطقه، دشمن را کور کرد. این اقدام، مهاجمان را مجبور کرد تا برای پایش آسمان به هواپیماهای راداری آواکس (AWACS) متکی شوند که اهدافی به شدت بزرگ، کند و آسیب‌پذیر در برابر موشک‌های دوربرد محسوب می‌شوند.
۵. فاجعه فقدان «پلن B» و تله ژئوپلیتیک
آرایش نیروها قبل ار جنگ (تمرکز بر نیروی هوایی) نشان می‌داد واشنگتن هیچ برنامه‌ای برای رزم زمینی یا جنگ فرسایشی نداشته است. استراتژی آن‌ها بر پایه یک توهم اطلاعاتی بنا شده بود: امید به شورش‌های داخلی و فروپاشی شیرازه کشور در ۴ روز نخست. اسناد نشان می‌دهد فرماندهان نظامی آمریکایی از کمبود مهمات برای یک جنگ طولانی آگاه بودند، اما تصمیم‌گیران سیاسی آن را نادیده گرفتند.
در سطح کلان، این کمپین یک تله اطلاعاتی طراحی‌شده توسط اسرائیل بود. نتانیاهو با ۴۰ سال سابقه نظامی و سیاسی، با ارائه داده‌های فریبنده، آمریکا را وارد نبردی کرد که خودش توان لجستیکی آن را نداشت. واشنگتن بدون در نظر گرفتن سناریوهای فاجعه‌بار (مانند انسداد تنگه‌هرمز) وارد باتلاقی شد که اکنون برای خروج از آن، به بن‌بست کامل رسیده است.
@iranwar_org

۱۵:۵۱

thumbnail
آتش بس، نه پایان نبرد
تنگه احد را رها نکنیم
زمان مقاومت، پیکار و وحدت فرا رسیده است
مبادا با سستی و کوتاهی ما تاریخ گریان شود
@iranwar_org

۱۱:۱۳

thumbnail
وارآگاه
تحلیلی راحت از روند نبرد ایران
تحلیل آتش بس-قسمت اول
۱. ماهیت شروط ۱۰ گانه و آغاز مذاکراتباید توجه داشت که شروط مطرح شده از سوی ایران، توافقات نهایی و مصوب نیستند، بلکه پیش‌شرط‌هایی برای توقف موقت درگیری‌ها و آغاز فرآیند مذاکرات ۲ هفته‌ای محسوب می‌شوند. این شروط ۱۰ گانه، پایه‌های بسیار قدرتمندی برای تامین منافع ملی هستند و در صورتی که طرف مقابل از پذیرش آن‌ها امتناع کند، مذاکرات به نتیجه نخواهد رسید. این یک پیروزی راهبردی است که ما با دست برتر وارد این کارزار دیپلماتیک با تیم‌های جدید مذاکره‌کننده می‌شویم.
۲. تثبیت و اعمال حاکمیت قاطع بر تنگه هرمزدر طول این ایام 2 هفته‌ای، روند اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز نه تنها نباید متوقف شود، بلکه باید با شدت و اقتدار بیشتری به رخ کشیده شود. دیپلماسی در جای خود قرار دارد، اما آنچه در میدان عمل تعیین‌کننده است، قدرت‌نمایی ماست. اعمال محدودیت‌های مقطعی، توقف و بازرسی کشتی‌ها و برخورد جدی با هرگونه تخلف در این آبراه بین‌المللی، اهرم فشار مستقیمی است که نباید از دست برود.
۳. تشدید مراقبت‌های امنیتی و ضدجاسوسیبا ایجاد فضای آتش‌بس، قطعا تحركات دیپلماتیک، رفت‌وآمدها و ارتباطات تلفنی افزایش می‌یابد. در این شرایط، دشمن با تمام توان و با استفاده از پیشرفته‌ترین ابزارهای جاسوسی اعم از ماهواره‌ها، شنودها و دوربین‌ها، در حال رصد میلی‌متری کشور است. دستگاه‌های اطلاعاتی و حفاظتی ما باید در بالاترین سطح هوشیاری قرار داشته باشند تا این فضای بازتر، به روزنه‌ای برای نفوذ یا دستاورد اطلاعاتی دشمن تبدیل نگردد.
۴.تغییر ترکیب تیم‌های مذاکره‌کننده-همان‌طور که در محافل سیاسی نیز مطرح بود، ترکیب تیم‌های مذاکره‌کننده تغییر یافته است. در طرف مقابل، چهره‌هایی نظیر «ونس» جایگزین افراد قبلی شده‌اند و در طرف ایرانی نیز تغییرات هوشمندانه‌ای رخ داده که به زودی جزئیات آن مشخص خواهد شد. با این حال، اصل اساسی، تمرکز بر دستاوردها و خروجی مذاکرات است، نه صرفا نام افراد.
۵.شکست عملیات‌های پنهان دشمن و اهمیت حفظ دستاوردهای هسته‌ایدشمن (به ویژه تیم ترامپ) هزینه گزاف درگیری با ایران را با تمام وجود درک کرده است. تلاش‌های مذبوحانه آن‌ها، نظیر عملیات کماندویی در اصفهان برای ربایش ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم، با شکستی شبیه به واقعه طبس مواجه شد. این شکست، اهمیت حیاتی این مواد هسته‌ای را برای ما و دشمن روشن می‌سازد. از همین رو، تحت هیچ شرایطی نباید اجازه داد که تجربیات تلخ گذشته تکرار شده و قلب رآکتورها با بتن پر شود. این دستاوردها باید به قیمت جان حفظ شوند.
۶.آگاهی قبلی دشمن از بن‌بست نظامی و جنگ روانیرژیم صهیونیستی و آمریکا از پیش می‌دانستند که به نقطه آتش‌بس خواهند رسید. حملات هدفمند به زیرساخت‌های کشور در روزهای پیشین، با این هدف انجام شد که تمرکز و منابع مالی ایران در دوران نقاهت پس از جنگ، صرف بازسازی جاده‌ها و پل‌ها شود و از توسعه نظامی غافل بماند. لفاظی‌های اخیر ترامپ نیز صرفا بلوف‌های توخالی برای مصرف داخلی و حفظ ظاهر پیش از پذیرش آتش‌بس بود.
@iranwar_org

۱۳:۴۶

thumbnail
یادان

روایتی ایرانی از دل تاریخ تاکنون
قسمت دوم: ماد و آشورخارجی ها جدای از نبرد، سازندگی هم داشتند...
ایران‌وار@iranwar_org

۱۶:۰۵

thumbnail
سکوت نظامی، نه پایان نبرد
مردم: بعثت ادامه دارد.هر شب خیابان شور فرداها را دارد.
ما مبعوث شدگان را جز ذکر خیابان نیست.این خیال های صلح جز مشتی اوهام نیست.سکوت ما اگر ثانیه ای باشد در عرصه نبرد نظامیفریادمان بلند تر از پیش است در جهاد خیابانی
و اما مینگرند جهانیان اکنون زیر تک تک قدم های ما مردمان خیابان ها، ما مردمان مبعوث شده ی خیابان ها؛ حماقت له شده ی این حقیران جهان را.
بنگر ای جهان این لاف به اصطلاح ابر قدرت جهان است که به زیر قدم های ما در خیابان های ایران هر شب له تر از پیش میشود.
@iranwar_org

۱۳:۱۷

thumbnail
وارآگاه
تحلیلی راحت از روند نبرد ایران
آتش بس موقت، نه پایان نبرد
1. حفظ بالاترین سطح آمادگی رزمی نیروهای مسلحهمزمان با تحرکات دیپلماتیک، نیروهای مسلح به عنوان فداکارترین بخش حاکمیت باید در اوج آمادگی بمانند. پیوند عمیق میان ملت و نیروهای نظامی، بزرگترین سرمایه اجتماعی نظام و دستاوردهای میدانی آنان پشتوانه اصلی تیم مذاکره‌کننده است. این سرمایه عظیم نباید مخدوش شود و نیروها باید با اقتدار کامل، دست روی ماشه و آماده پاسخ‌گویی قاطع به هرگونه خطای محاسباتی دشمن باشند.
2. واکنش نامتقارن و کوبنده به «حملات زیر آستانه تحمل»محتمل‌ترین سناریوی دشمن در این $۲$ هفته، پرهیز از جنگ کلاسیک و انجام «عملیات‌های زیر آستانه تحمل» (نظیر ترورهای کور یا خرابکاری سایبری) برای سنجش آستانه حساسیت ماست. استراتژی مقابله، عبور از تناسب‌گرایی و ارائه پاسخی نامتقارن و ویرانگر است. هرگونه اقدام تروریستی باید با ضربات سنگین موشکی پاسخ داده شود تا با حفظ موازنه وحشت، دشمن بداند هزینه تعرض در دوران آتش‌بس کاملاً غیرقابل جبران است.
3. تسریع جهادی در ارتقای بنیادهای دفاعیفرصت آتش‌بس موقت باید به کارگاه تقویت بنیه نظامی تبدیل شود. همانند تجربه نبرد $۱۲$ روزه که ارتقای جهادی توانمندی‌ها توسط سرداران شهید منجر به ضربات $۴۰$ روزه به منافع دشمن در بیش از $۱۰$ کشور شد، امروز نیز توسعه تسلیحاتی، ارتقای بردهای موشکی و تکمیل سامانه‌های پدافندی باید بی‌وقفه و با نگاه به افق‌های $۶$ تا $۱۰$ ماهه از همین لحظه پیگیری شود.
4. استراتژی ارتباطات چندلایه و صادقانه با افکار عمومیجامعه در شرایط گذار نیازمند گفت‌وگوی صریح است. مسئولان باید از قالب بیانیه‌های رسمی خارج شده و با ادبیات اقناعیِ متناسب با هر قشر (هسته سخت نظام، خانواده‌های نگران و جوانان درگیر فضای مجازی) سخن بگویند. پنهان‌کاری بی‌معناست؛ چرا که نبردها بستر اصلی بلوغ سیاسی ملت‌ها هستند و این رشد فکری صرفاً در سایه شفافیت و صداقت با مردم محقق می‌شود.
5. صیانت از اتحاد ملی و مدیریت هوشمندانه اختلافات داخلیجامعه پس از عبور از تنش‌های سخت گذشته، به همبستگی ملیِ ارزشمندی دست یافته که نیازمند مراقبت شدید است. با وجود نقدهای جدی در میان نخبگان، عقلانیت حکمرانی ایجاب می‌کند اصل «تشخیص اهم از مهم» رعایت شود. اکنون مطلقاً زمان کالبدشکافی اختلافات و تسویه‌حساب‌های سیاسی نیست؛ بلکه باید با تمرکز بر اشتراکات، این اتحاد را در برابر تهدیدات خارجی تقویت کرد.
6. پاسخ منطقی به دغدغه تجدید قوای دشمن در زمان آتش‌بسنگرانی جامعه درباره تجهیز مجدد دشمن طبیعی است، اما واقعیت این است که دشمن در اوج درگیری نیز با تمام ظرفیت در حال دریافت سلاح بود. از نظر استراتژیک، یک بازه $۲$ هفته‌ای تغییر شگرفی در موازنه قوای کلان ایجاد نمی‌کند. تهدید اصلی در تجهیز میان‌مدت ($۶$ الی $۱۰$ ماهه) است که تحت اشراف کامل نهادهای امنیتی قرار دارد و متقابلاً، روند تقویت زرادخانه‌های جمهوری اسلامی نیز با قدرت و بدون وقفه ادامه دارد.
7. اعتماد به اشراف راهبردی مقام رهبری جدیدسکان‌دار جدید انقلاب در قلب بحران با تکیه بر شجاعت ذاتی، سوابق فقهی و تعلق به خانواده شهدا، مدیریت میدان را با صلابت به دست گرفته‌اند. ایشان با اشراف کامل بر ظرفیت‌ها، تصمیمات را مبتنی بر مصالح عالیه نظام اتخاذ می‌کنند. نباید اجازه داد فضاسازی‌های مخرب، بار مسئولیت سایر نهادها را بر دوش رهبری بیندازد؛ اعتماد قلبی به این رهبری مقتدر، شیرازه موفقیت در این پیچ تاریخی است.
8. چشم‌انداز نهایی: تولد ایران نوین و قدرتمندشروط مطرح‌شده صرفاً نقطه آغاز یک کارزار دیپلماتیک با پشتوانه موشک‌های آماده شلیک و حاکمیت بر آبراه‌های حیاتی است. این بحران‌ها در حال تثبیت جایگاه «ایران قدرتمند جدید» به عنوان یک ابرقدرت بلامنازع در نظم نوین جهانی است. شدت پاسخ‌های ما دستگاه محاسباتی دشمن را ویران کرد و نشان داد آنها دیگر حتی به گزینه نظامی فکر نمی‌کنند. این دستاورد تاریخی، حاصل مجاهدت نیروهای مسلح و مقاومت ملت است و به عنوان سکوی پرش به سوی آینده‌ای روشن حفظ خواهد شد.
@iranwar_org

۶:۲۹

thumbnail
یادانروایت ایرانی از دل تاریخ تاکنونقسمت سوم: بلوند وحشی
مراقب باش از روی ظاهر قضاوت نکنی
ایران‌وار
@iranwar_org

۱۴:۱۶

thumbnail
یادداشت
میراث شیر صحرا
حالا نزدیک به پنجاه سال از آن‌اثر باشکوه مصطفی عقاد‌میگذرد،شیر صحرا یا عمر مختار.
عمر مختار فرد انقلابی است که با دست خالی همراه مریدان خود بیست سال در‌مقابل بیگانگان و استعمار اروپاییِ تا دندان مسلح ایستادگی کرد و در آخر با خیانت مردمان خودش دستگیر و به دار آویخته شد.
عمر مختار پیش از به دار آویخته شدن پیشنهادی سنگین و بسیار‌سودآور برای تحویل دادن نیروهایش به دشمن و شکستن مقاومت دریافت میکند،،پیشنهادی که اورا تا آخر عمر در آرامش و فراغ خاطر کامل قرار میداد طوری که تا آخرین دقایق عمرش هم نیازی به زحمت کشیدن نداشت،پیشنهادی بسیارجذاب،به جذابیت و آراستگی پیشنهاد صلح و آتش‌بس آمریکا به ایران.
عمر مختار هیچکدام را نپذیرفت و در آخرین لحظات زندگیش روبه فرمانده دشمن اینگونه گفت:حاضر نیستم با صلح تحمیلی تو خودمو خراب کنم.او سربه‌دار آویخت اما هیچوقت نیرنگ دشمن را نادیده نگرفت،او میگفت تنها به یک شرط حاضر به مذاکره با دشمن هستم؛اینکه گورشان را از خاک ما گم کنند.
دلیل سقوط لیبی و مرگ عمر مختار،اولی اعتماد به دشمن و دومی تاوان اعتماد به دشمن بود،وقتی مردم لیبی گول پیشنهاد صلح‌آمیز دشمن را خوردند.عمر مختار اعدام شد،لیبی به اشغال ایتالیا درآمد و بعد ها مردم مجبور شدند برای راندن سایه استعمار تن به نجاستی مانند قذافی بدهند،چون تنها یک لحظه غفلت کردند و فریب روی خوش دشمن و صلح دروغینش را خوردند.
@iranwar_org

۲۰:۲۸

thumbnail
وارآگاه
تحلیلی راحت از روند نبرد ایران
از نردبان تنش تا قواعد بین‌المللی و خیانت اسرائیل به آمریکا
۱. تسلط بر نردبان تنش و فلج‌سازی موازنه وحشت
در تقابل‌های نظامی، طرفین معمولاً برای حفظ «موازنه وحشت»، سطح تنش را پله‌پله افزایش می‌دهند. اما ایران با یک حمله کوبنده و غیرمنتظره به زیرساخت‌های استراتژیک در کشورهای عربی، این قانون را دور زد و مستقیماً به «تسلط بر نردبان تنش» دست یافت. برخلاف پیش‌بینی‌ها که انتظار واکنشی ویرانگر از سوی آمریکا را داشتند، این ضربه باعث شد دشمن متوجه شود هرگونه افزایش سطح درگیری، به نابودی قطعی منافع کلان اقتصادی‌اش منجر خواهد شد؛ لذا برای جلوگیری از فروپاشی، وادار به عقب‌نشینی تاکتیکی گردید.
۲. تغییر فاز دشمن: جایگزینی بمباران با حملات محک‌زننده
کاهش تنش به معنای انصراف دشمن از نابودی مدافع نیست؛ بلکه این هدف به زمانِ تحلیل رفتن توان ایران موکول شده است. حملات پراکنده فعلی دیگر ماهیت استراتژیک ندارند، بلکه برای سنجش ۲ فاکتور حیاتی طراحی شده‌اند: اول، ارزیابی توان لجستیکی ایران برای استمرار پاسخ؛ و دوم، سنجش اراده سیاسی حاکمیت. نقطه بحران و خطرناک‌ترین سناریو زمانی است که ایران به این حملات ایذایی پاسخی ندهد یا واکنشی ضعیف نشان دهد. در این حالت، هژمونیِ تسلط بر تنش شکسته شده و دشمن جرات تشدید مجدد درگیری را پیدا می‌کند.
۳. مبانی حقوقی و استراتژیک هدف قرار دادن کشورهای حاشیه خلیج فارس
منطق استراتژیک: هدف قرار دادن تاسیساتی مانند زیرساخت‌های LNG قطر، در واقع شلیک مستقیم به شریان‌های مالی و سرمایه‌گذاری‌های کلان بانک‌های آمریکایی-اسرائیلی برای فلج کردن اقتصادِ جنگ بود.توجیه حقوقی: بر اساس قواعد بین‌المللی، هر کشوری که حریم هوایی یا پایگاه‌های خود را برای عملیات تهاجمی در اختیار متخاصم قرار دهد، اصل بی‌طرفی را نقض کرده و بلافاصله به یک «هدف مشروع نظامی» تبدیل می‌شود. ایران پیش از جنگ، این دکترین را به عنوان یک اتمام حجت قطعی (و نه بلوف) به این کشورها اعلام کرده بود.
۴. سپر انسانی منطقه‌ای: فریب استراتژیک آمریکا توسط اسرائیل
تجربه «جنگ ۱۲روزه» ثابت کرده بود که پدافند چندلایه اسرائیل (مانند گنبد آهنین) در برابر شلیک‌های انبوه، به سرعت دچار اشباع شده و ذخایر رهگیر خود را از دست می‌دهد. فرماندهان اسرائیلی با علم به این نقطه ضعف مرگبار، اطلاعات تحریف‌شده‌ای به پنتاگون دادند تا پای آمریکا را به جنگ بکشانند. آن‌ها می‌دانستند ورود آمریکا، بخش عظیمی از توان موشکی ایران را به سمت پایگاه‌های سنتکام در خلیج فارس منحرف می‌کند. با این فریب کثیف، اسرائیل پایگاه‌های آمریکا را به «سپر بلای» خود تبدیل کرد تا ذخایر پدافندی‌اش به جای ۱۲ روز، تا روز ۳۰ ام دوام بیاورد و زمان بیشتری برای بقا بخرد.
ایران‌وار@iranwar_org

۱۸:۰۹