بسم الله الرحمن الرحیم
مجموعه یادداشتهای غدیر – قسمت پنجم
غدیر؛ از مقاومت بازار تا اقتصاد مقاومتی
«به راستی خدا به عدالت و احسان و پرداخت خمس و بخشش به خویشاوندان فرمان میدهد و از فحشا و منکر و ستم گری نهی میکند.» (سوره نحل، آیه ۹۰)
غدیر، صرفاً «بیعت با ولی» نبود؛ بلکه بیعتی با اصول یک تمدنِ ولایتمحور و مردمپایه بود که در آن سه نیاز اصلی بشر - امنیت، عدالت، و رفاه - از طریق ایمان و ولایت تأمین میشود.
اما کاستیهای معرفتی، سستی ایمان و ناتوانی در گذر از دنیاپرستی بهسوی عدل علوی، تحقق این مسیر را در آن زمان ناکام گذاشت.
سکانس۱: اقتصاد معنوی!
️غدیر طرحی بود برای تأسیس تمدنی بر پایه عدالت، قسط و مشارکت مردمی که در آن:
۱. ولایت ضامن عدالت است، نه ابزار سلطه؛
۲. مردم، مؤسس تمدنند، نه تماشاگران منفعل؛
۳. و اقتصاد، بستری برای تربیت انسان مؤمن و مقاوم است، نه صرفاً میدان تولید و مصرف.
امام حسين(ع) در نامه به كوفيان: «به جان خودم سوگند، امام و پيشوا كسى نيست مگر آن كه بر اساس كتاب خدا حكومت كرده، عدل و داد را بر پا کند، پايبند دين حق باشد و خود را وقف راه خدا كند.»
در این افق، تأمین سه نیاز بنیادین بشر، هدف محوری نظام امام و امت است، نه حاشیه آن؛ و این رویکرد، در تعارضی ریشهای با نظام نئولیبرال قرار دارد؛ جایی که سود جایگزین حق و رقابت جانشین عدالت میشود.
سکانس۲: توهم خودتنظیمی!
نئولیبرالیسم، بازار را یک نهاد خودتنظیمگر میداند که بینیاز از اخلاق، عدالت یا هدایت الهی است و ثمره چنین نگاهی:
مقاومت ساختاری ← حذف مردم از فرآیند تولید و تصمیمسازی اقتصادی؛
مقاومت سیاستی ← تقلیل نقش دولت و واگذاری بیضابطه منابع به سرمایهسالاران؛
مقاومت فرهنگی ← مصرفزدگی و رقابت افسارگسیخته که مردم را از تولیدکننده به مصرفکننده صِرف تبدیل میکند.
این منطق، مردم را نه به بازیگر تمدنساز بلکه به حاشیهنشینان اقتصاد تبدیل میکند؛ و هر تلاشی برای بازگرداندن عدالت یا نقش مردم، با مقاومت بازار مواجه میشود؛ بازارِ مقاوم در برابر امت!
سکانس۳: بازگشت به صحنه!
اقتصاد مقاومتی، نه پاسخی سطحی به تحریم کهیک جهتگیری تمدنی برای بازآفرینی نقش مردم در سرنوشت اقتصادی خود است و اگر به تابآوری تقلیل یابد، از افق غدیر فاصله میگیرد؛ اقتصادی که سه رکن اصلی آن عبارتند از:
۱. عدالت ساختاری ← طراحی قواعدی که فرصتها را عادلانه توزیع کند، نه صرفاً بازتوزیع نتایج؛
۲. استقلال اقتصادی ← رهایی از وابستگی، با تکیه بر توان درونزا و پیوندهای مؤمنانه؛
۳. تکافل اجتماعی ← مشارکت عمومی در حل مسائل و کاهش شکافهای طبقاتی.
این سهضلعی، پایههای اقتصاد امتمحور را میسازد؛ الگویی که برخلاف مدل نئولیبرالی، بهجای حذف مردم، آنان را به کنشگران تمدنساز بدل میسازد.
سکانس۴: مثلث تحقق!
️برای شکلگیری این الگو، سه عرصه بنیادین باید نوسازی شود:
۱. نهادها ← از تشکلهای مردمی و تعاونیها تا وقفهای کارآمد، شرکتهای دانشبنیانِ متعهد، و بنگاههای مولّد مردمپایه؛
۲. قانون ← مقرراتی که مشارکت را تسهیل و فساد را محدود کند؛
۳. گفتمان ← بازتعریف مفاهیمی چون مصرف، تولید و ثروت بر اساس ایمان، عدالت و ولایت.
این، پاسخی است به مثلث سلطهگر نئولیبرالیسم: سرمایهسالاری × رقابت سودمحور افسارگسیخته × مصرفزدگی
سکانس۵: قرارگاه!
️در نگاه غدیری، مساجد و هیئات تنها محل مناسک نیستند؛ بلکه کانونهای تمدنسازیاند:
مسجد ← قرارگاه حل مسائل اقتصادی مردم؛
هیئات ← شبکهای از تعاون و خدمترسانی؛
حسینیه ← بستری برای گفتمانسازی عدالتمحور مبتنی بر ایمان.
رهبر انقلاب اسلامی: «مسجد باید میدان سیاست و میدان اقتصاد باشد... امروز دشمن میخواهد مسجد را از این نقشها خالی کند.» (۱۳۹۸/۷/۲۳)
سکانس پایانی: خدای مردم علیه خدایان بازار!
پرسش اصلی اینجاست: آیا میتوان اقتصادی ساخت که نه بازار، بلکه امت، آن را تنظیم کند؟
غدیر، پاسخی الهی به این پرسش است: بله، اگر امت، با محوریت ولایت، در عرصههای مختلف نقشآفرین شود.
️و این، راهی است برای عبور از «اقتصاد منهای امت» به «اقتصاد بر مدار امت»:
هر مسجد ← نهادی عدالتخواه و مولّد؛
هر هیئت ← شبکهای برای حل مسائل و حمایت متقابل؛
هر شرکت دانش بنیان ← بازوی متعهد اقتصادی برای پیشرفت مستقل؛
و عموم مردم ← نقشآفرینان عرصه تولید یا سرمایهگذاران آن.
و این، همان نقشه راهی است که اقتصاد را از مقاومت خدایان بازار، به سمت اقتصاد مقاومتی مبتنی بر ولایت الهی سوق میدهد.
قسمت قبل
قسمت بعد
همه قسمتها







اندیشکده علوم و فناوریهای نرم انقلاب اسلامی در رسانههای اجتماعی:
@jahaadetabin
اما کاستیهای معرفتی، سستی ایمان و ناتوانی در گذر از دنیاپرستی بهسوی عدل علوی، تحقق این مسیر را در آن زمان ناکام گذاشت.
۱. ولایت ضامن عدالت است، نه ابزار سلطه؛
۲. مردم، مؤسس تمدنند، نه تماشاگران منفعل؛
۳. و اقتصاد، بستری برای تربیت انسان مؤمن و مقاوم است، نه صرفاً میدان تولید و مصرف.
۱. عدالت ساختاری ← طراحی قواعدی که فرصتها را عادلانه توزیع کند، نه صرفاً بازتوزیع نتایج؛
۲. استقلال اقتصادی ← رهایی از وابستگی، با تکیه بر توان درونزا و پیوندهای مؤمنانه؛
۳. تکافل اجتماعی ← مشارکت عمومی در حل مسائل و کاهش شکافهای طبقاتی.
۱. نهادها ← از تشکلهای مردمی و تعاونیها تا وقفهای کارآمد، شرکتهای دانشبنیانِ متعهد، و بنگاههای مولّد مردمپایه؛
۲. قانون ← مقرراتی که مشارکت را تسهیل و فساد را محدود کند؛
۳. گفتمان ← بازتعریف مفاهیمی چون مصرف، تولید و ثروت بر اساس ایمان، عدالت و ولایت.
۱۵:۴۴