بسماللهالرحمنالرحیم
مجموعه یادداشتها درباره روز سیزدهم جنگ – قسمت چهارم
طرح مرگ!
در قسمتهای قبل درباره شورش نان و مقدمهسازی دشمن برای وقوع آن با استفاده از ضعفها و اشکالات ساختاری داخلی گفتیم؛ اما گام اول در طرح دشمن برای بهرهبرداری از این رخداد چه بود؟
سکانس۱: تصاعد!
️به رغم همه فشارهای وارده، تحلیل اقدامات دشمن نشان میدهد که از دید آنها میزان خشم عمومی از وضعیت معیشتی، نوسانات ارزی و آشفتگی بازار به حدی نبود که مردم، تجربه جنگ ۱۲ روزه و اهمیت امنیت خود را نادیده گرفته و برخلاف اعتقاد خود، به پیاده نظام دشمن در جنگ علیه کشورشان تبدیل شوند.
ادعای مزدوران خارجنشین مانند پهلوی و منافقین درباره جذب ۵۰ هزار نفر از نیروهای مسلح ایران نیز، به جهت ناکارآمدی آنها در جنگ ۱۲ روزه، جز در بوته عمل باورپذیر نبود.
توان نیروهای مسلح ایران نیز، امید وارد کردن خیل تروریستهای وابسته از طریق مرزهای غربی و شرقی را بعید نشان میداد.
پس باید تدبیری میشد تا خشم مردم بهشکل تصاعدی افزایش یافته و آشوبها، ناامنی را به سطح مطلوب برساند تا زمینه برای اقدامات بعدی فراهم شود.
سکانس۲: پشتهسازی!
️در بین سناریوهای موجود آنچه میتوانست به این تصاعد خشم منجر شود، پروژه کشتهسازی بود؛ اما نه به سبک موارد پیشین بلکه اینبار به شکل پشتهسازی از کشتهها!
در موارد قبلی تلاش میشد تا از هر مرگ مشکوک، یک قربانی ساخته و حتی در مواردی، در مورد مرگ افراد زنده یا غیر واقعی فضاسازی شود؛ اما اینبار سخن از سناریویی بود که خیابانها را به خاک و خون کشانده و القا شود که نظام، برای سرکوب معترضان به وضع معیشت، دست به کشتار زده است.
این مهم نه تنها میتوانست به افزایش تصاعدی خشم عمومی و از بین رفتن انسجام اجتماعی ایرانیان بیانجامد بلکه ۴ دستاورد دیگر را نیز به همراه میداشت:۱. ایجاد شک در حامیان نظام درباره درستی مسیر خود۲. تسهیل فعالیت و تقویت هستههای آشوب۳. ایجاد نفرت لازم برای رضایت بدنهای از مردم جهت حمله نظامی دشمن۴. ایجاد اجماع بینالمللی برای دخالت نظامی در ایران



۱۵:۴۴