عکس پروفایل جهاد فناوریج
۲.۲ هزار عضو

جهاد فناوری

نگاهی نو به توسعه فناوری در ایران
ارسال نکات و نظرات و سوژه‌ها:@hosseinbarani
#بخش_دوم
undefined علوم انسانی و دانشگاه ما نیز در این میان بی‌تقصیر نیستند. فناوری ایرانی به‌ندرت برای آنها یک واقعیت زنده و سزاوار نظریه‌پردازی بوده است. رساله‌ها و مقاله‌های بسیاری با شاخص‌ها و چارچوب‌های آماده درباره نظام ملی نوآوری، انتقال فناوری، کارآفرینی و سیاست صنعتی نوشته شده، اما تجربه‌های خاص ایران کمتر توانسته‌اند مسیر تولید مفهوم را معکوس کنند؛ یعنی به‌جای آنکه فقط مصداق یک نظریه وارداتی باشند، خودشان پرسش تازه بسازند و نظریه موجود را جابه‌جا کنند. صنعت موشکی، هسته‌ای، دارویی، زیستی یا فضایی ایران فقط موضوع روایت پیشرفت نیست؛ این پدیده ها میتوانند موضوع فکر اندیشمندان ما باشند تا صورت بندی جدیدی از توسعه فناوری در ایران ارائه دهند.
undefined استفاده از هنر یکی از ویژگی هایی است که میتواند «آورد» را متمایز کند. هنر می‌تواند شیوه‌ای برای شناخت باشد؛ چیزهایی را آشکار کند که گزارش فنی و مقاله از دیدنشان عاجزند: ترس و امیدِ سازنده، تجربه زیسته، نسبت انسان با ابزار و معنایی که یک مصنوع در تخیل جمعی پیدا می‌کند.
undefined یکی از مخاطبان طبیعی «آورد» باید زیست‌بوم دانش‌بنیان کشور باشد؛ اما نه فقط به‌عنوان بازار فروش مجله یا منبع سوژه.زیست بوم دانش بنیان کشور را نمیتوان معادل نمونه غربی آن درنظر گرفت اگرچه در لایه سیاستگذاری و تاسیس این حوزه از نظریات و مدلهای غربی استفاده شده اما تلاشهای فناورانه ای که خارج از این نظریات و مدلها صورت گرفته است و همجنین اثرات فرهنگ ایرانی-اسلامی منجر به خلق پدیده ای شده که نمیتوان گفت معادل غربی اش است و برای نمایان کردن این تفاوت نیاز به روایتی متفاوت فراتر از گزارشهای مرسوم است.
undefinedهیچ زیست‌بومی صرفاً با تعدادی شرکت، صندوق و شتاب‌دهنده صاحب هویت نمی‌شود. زیست‌بوم وقتی به یک اجتماع واقعی تبدیل می‌شود که اعضایش گذشته‌ای مشترک، زبانِ مشترک، الگوها و ضدالگوها، مناقشه‌های درونی و تصویری از آینده خود داشته باشند.بسیاری از جوانانی که امروز در یک شرکت دانش‌بنیان کار می‌کنند، خود را در امتداد یک تاریخ و در یک جبهه مشترک نمی‌بینند. «آورد» می‌تواند آیینه این زیست‌بوم باشد. می‌تواند نوعی زندگی‌نامه جمعی برای «انسانِ سازنده ایرانی» بنویسد. در این صورت، فناوران تنها موضوع مجله نخواهند بود؛ خودشان نیز به همکاران آن بدل می‌شوند.
undefinedاینجا پرسشی اساسی وجود دارد: چه چیزی یک فناوری را «ایرانی» می‌کند؟ آیا مونتاژ در خاک ایران کافی است؟ مالکیت ایرانی شرکت؟ درصد ساخت داخل؟ نام یک دانشمند ایرانی؟ یا آنکه ایرانی‌بودن را باید در لایه‌ای عمیق‌تر جست‌وجو کرد: در مسئله‌ای که از متن زندگی و نیاز کشور برخاسته، در قابلیتی که طی زمان انباشته شده، در معماری‌ای که گلوگاه‌های وابستگی را شناخته، در نهادی که توان نگهداری و ارتقای فناوری را دارد، و در نسبتی که آن فناوری با نظم اجتماعی، ارزش‌ها و اراده جامعه برقرار می‌کند؟اگر «آورد» این پرسش را در شماره‌های مختلف پی بگیرد، به‌تدریج می‌تواند میان «محصولِ ساخته‌شده در ایران» و «فناوری ایرانی» تمایز بگذارد.
undefined «آورد» و امکانهای پیش روی ما «آورد» امکان مهمی گشوده است، اما برای پرکردن این خلأ باید از چند لغزش نیز دور بماند.
undefinedنخست آنکه به کتابچه‌ای خوش‌ساخت برای بازگویی افتخارات تبدیل نشود. روایتِ پیشرفت اگر پرسش دشوار نپرسد، خیلی زود به روابط‌عمومی نزدیک می‌شود؛ هرچند نثر خوب و طراحی چشم‌نواز داشته باشد. اعتماد مخاطب دقیقاً از جایی ساخته می‌شود که مجله نشان دهد توانمندی ایرانی آن‌قدر واقعی است که می‌توان کاستی‌هایش را نیز دید.
undefinedدوم آنکه روایت باید دقیق و متعهد به زمینه باشد. در کنار روایت، ارائه تحلیل نیز امکان تبدیل تجربه به گزاره هایی قابل تکرار را بیشتر فراهم میکند. تصویری که از توسعه فناوری موشکی در ایران ساخته شده است اغلب با اشتباهاتی همراه است که در شماره اول مجله آورد نیز این اشتباه رایج تکرار گشته است. شاید عجیب باشد اما توسعه فناوریهای موشکی در ایران در دل جهادسازندگی به عنوان نهادی مردمی و برآمده از انقلاب آغاز گشت و پروژه ساخت موشک ایرانی در روزهای آخر جنگ به ثمر نشست و در ادامه با انحلال جهاد سازندگی آن فناوریها به سپاه منتقل شد.
undefinedسوم آنکه پیوستگی تاریخی را به خطی مستقیم تبدیل نکند. رفتن از منجنیق و زنبورک به موشک، برای گشودن تخیل تاریخی جذاب است؛ اما تاریخ فناوری مجموعه‌ای از امتدادها و گسست‌هاست. قابلیت‌هایی از دست رفته‌اند، تجربه‌هایی فراموش شده‌اند، دانشی از بیرون آمده و درون ایران دگرگون شده، و گاه نسل تازه مجبور شده چیزی را تقریباً از نو بیاموزد. دیدن این شکستگی‌ها از عظمت مسیر کم نمی‌کند؛ برعکس، سازوکار واقعیِ آموختن را نشان می‌دهد.
undefined @Jahadfanavari
undefined۱۷
undefined۱

۲.۵K

۱۹:۴۶