همهی فکر کردنها نشخوار فکری نیستن 

وقتی دربارهی یه اتفاق فکر میکنیم و در نهایت به یه تصمیم، نتیجه یا راهحل میرسیم، داریم مسئله رو بررسی میکنیم.
اما در نشخوار فکری، ذهن مدام به همون موضوع برمیگرده و سؤالهای مشابه رو تکرار میکنه؛ بدون اینکه اطلاعات تازهای به دست بیاد یا کاری از پیش بره.
مثلاً بهجای اینکه بگی: «دفعهی بعد توی این موقعیت چی کار کنم؟»
مدام با خودت مرور کنی: «چرا این حرف رو زد؟ نکنه تقصیر من بود؟ کاش اون حرف رو نمیزدم…»

مشکل اینجاست که هرچی بیشتر یه اتفاق رو مرور میکنی، لزوماً به جواب نزدیکتر نمیشی؛ فقط ممکنه دوباره همون احساسات فعال بشن و اضطراب، ناراحتی یا احساس گناه بیشتر بشه.
پس یه سؤال ساده میتونه کمککننده باشه:
«دارم به این موضوع فکر میکنم تا چیزی رو بفهمم، یا فقط دارم دوباره همون فکرها رو تکرار میکنم؟»
گاهی مرز بین «فکر کردن برای حل مسئله» و «گیر کردن در فکرها» خیلی باریکه.
https://ble.ir/janaram_psy
وقتی دربارهی یه اتفاق فکر میکنیم و در نهایت به یه تصمیم، نتیجه یا راهحل میرسیم، داریم مسئله رو بررسی میکنیم.
اما در نشخوار فکری، ذهن مدام به همون موضوع برمیگرده و سؤالهای مشابه رو تکرار میکنه؛ بدون اینکه اطلاعات تازهای به دست بیاد یا کاری از پیش بره.
مثلاً بهجای اینکه بگی: «دفعهی بعد توی این موقعیت چی کار کنم؟»
مدام با خودت مرور کنی: «چرا این حرف رو زد؟ نکنه تقصیر من بود؟ کاش اون حرف رو نمیزدم…»
مشکل اینجاست که هرچی بیشتر یه اتفاق رو مرور میکنی، لزوماً به جواب نزدیکتر نمیشی؛ فقط ممکنه دوباره همون احساسات فعال بشن و اضطراب، ناراحتی یا احساس گناه بیشتر بشه.
پس یه سؤال ساده میتونه کمککننده باشه:
گاهی مرز بین «فکر کردن برای حل مسئله» و «گیر کردن در فکرها» خیلی باریکه.
https://ble.ir/janaram_psy
۵۲
۱۳:۵۲