۲۲:۵۵
پ ن:واقعا ترامپ مثل ابوسفیان تو جنگ احده بهش گفتند تو از قریشی بجنگ بخاطر شرافتتگفت من شرفم رو بار شترهامه و در رفت این عوضی هم مثله اونه شرفش تو حساب بانکی و سودشه حاضره خودشو خار و ذلیل کنه ولی با این خبر قیمت نفت رو به زور رو 120 دلار نگه داره ...
۲۳:۳۲
۲۳:۵۵
۲۳:۵۷
۰:۳۱
بحرین:
به تلاشهای بینالمللی برای ایمن سازی ناوبری در تنگه را هرمز کمک خواهیم کرد.



جنگ نرم را دنبال کنید
به تلاشهای بینالمللی برای ایمن سازی ناوبری در تنگه را هرمز کمک خواهیم کرد.
۰:۴۳
جنگ نرم
پردیس احمدیه در جمع نیروهای هلال احمر * *
پردیس احمدیه، بازیگر سینما، تحویل سال را در کنار نیروهای هلال احمر گذراند.
این بازیگر در شبهای گذشته نیز در تجمع مردمی میدان تجریش حضور داشت.
جنگ نرم را دنبال کنید
۰:۴۶
ایران پایگاه دیگو گارسیا را با موشکهای بالستیک هدف قرار داد
فاصله دیگو گارسیا 4000 کیلومتره
۱:۰۵
جنگ نرم
ادعای والاستریتژورنال: ایران پایگاه دیگو گارسیا را با موشکهای بالستیک هدف قرار داد فاصله دیگو گارسیا 4000 کیلومتره
جنگ نرم را دنبال کنید
۱:۰۷
کاربر امریکایی:
ایران انتقام راشل کوری را میگیرد،زن امریکایی که توسط اسرائیل کشته شد.کشور خودش ان را رها کرده است.
این دیوانه کنندست.
جنگ نرم را دنبال کنید
ایران انتقام راشل کوری را میگیرد،زن امریکایی که توسط اسرائیل کشته شد.کشور خودش ان را رها کرده است.
این دیوانه کنندست.
۱:۱۲
۱:۱۶
جنگ نرم
حمله جنگنده به تهران دقیقا ۳۰ ثانیه قبل از اذان صبح
جنگ نرم را دنبال کنید
۱:۲۱
۱:۳۲
امیدواریم بزودی با بشارت گشایش کلی در امر ((ظهور عامّ)) سرورمان حضرت ولیالله الاعظم، قلب مبارک آنجناب را پر از سُرور فرمایند که از قِبَل آن، انواع برکات بر اهل دنیا نازل خواهد شد بِمَنِّه و کرمه.
۱:۳۶
۵:۳۶
#ساعت_عاشقی
۷:۳۲
#پیشنهادی
ساعت از ۱۲ شب گذشته بود و محله حسابی خلوت شده بودبچه های مسجد همچنان مشغول گشت زنی در محله ها و خیابان ها بودندگاها در محله ای که برای گشت زنی میروند ، کوچه به کوچه و با دقت مشغول حفاظت از امنیت مردم هستند
امشب قرار شد که شام را برایشان بگیرمو من هم برای تحویل غذا به جایی که در این شب ها با پشتوانه مردمی و با کمال میل ، پشتیبانی از بچه های بسیج رو قبول کردند رفتمغذا رو تحویل گرفتمبنده خدا کلی عذرخواهی کرد که نمی توانند غذا را خیلی گرم نگه دارند و تحویل دهند ازشون تشکر کردم و خدا قوت گفتمو به سمت مسجد حرکت کردم
وقتی به مسجد رسیدمخیابان مسجد تاریک بودو هر از گاهی ماشین یا موتوری در آن تردد میکردمن هم پیش خودم گفتم تا زمانی که بچه ها برمیگردند خوبه از فرصت استفاده کنمو در ماشین بمانم و ترددها رو کنترل کنمتا اگر مورد مشکوکی بود سریعا اطلاع بدمبرای همین منظور ماشین را خاموش کردمو منتظر آمدن بچه ها ، چشم به ترددهای خیابانی دوختم
لحظاتی گذشتپراید سفیدی که از جلوی مسجد رد شده بود دنده عقب گرفت و جلوی پارچه مشکی و بنرهای کوچک از عکس حضرت آقا که بچه ها به مناسبت شهادت ایشان نصب کرده بودند ماشین رو نگه داشتاز ماشین پیاده شدنگاه به سر و ته خیابان انداخت و وقتی مطمئن شد خیابان خلوت هست مشغول کندن عکس حضرت آقا شدوقتی دید که اون یک بنر کوچک هست و عکس نیستبرگشت به سمت ماشین و به اون فرد گفتبنر هست و متاسفانه عکس نیست
کنجکاوی باعث شددلم رو به دریا بزنم و تک نفره برم سمت ماشین اون ها و ببینم چرا قصد داشتند عکس حضرت آقا رو از روی پارچه مشکی بِکَنَنداز ماشین که پیاده شدمفرد جوانی را دیدم که سرش را داخل ماشین کرده بود و مشغول صحبت با نفر دیگری بود، تیپش تیپ جوان های تهرونی به روز بود جلو رفتم و از پشت صداش کردمآقا ببخشید مشکلی پیش آمده ؟میتونم کمک تون کنم؟
سرش رو از ماشین که بیرون کشید جا خوردمیه خانوم بدون روسریدر ماشین بود و بچه نوزادی در بغل داشت
خیالم جمع شد که خراب کار نیستندالبته اون بندگان خدا هم از دیدن من جا خوردند
خانومی که داخل ماشین بودبا دیدن من مثل آدمی که چیزی رو پیدا کرده باشهسلام کرد و بی مقدمه از من پرسید اقا ببخشید عکس آقا رو دارید؟
سوال غیرمنتظره ای بود گفتم چطور؟
گفت: لازم داریم
تعجبم بیشتر شد گفتم: ببخشید میتونم بپرسم برای چه کاری عکس آقا رو لازم دارید؟و اون بنر که قصد کندنش رو داشتید رو چرا ولی کردید؟بنده خدا مَرده گفت:آقا راستش فردا سال تحویل هست در به در دنبال عکس اقا هستیم تا بگذاریم سر سفره ۷ سین موندوست داریم کنار اقا سال رو تحویل کنیم
توقع شنیدن چنین جملاتی رو نداشتمیعنی اصلا تو فضاش نبودمو در دنیای دیگری بودم
این جملات و رفتار این زوج جوانمثل آب یخی که روی سرم ریخته شده باشندمن رو از اون فضای امنیتی آورد بیروندلم آرام گرفته بود
بهشون گفتم خوب از همون بنرهای کوچک باز کنید و ببریدگفتند: عکس خوب از آقای شهیدمان میخواهیمنا سلامتی برای سفره ۷ سین هست ها
گفتم بچه ها ۱۰ دقیقه که رسیدندممکن هست در پایگاه و مسجد باشدبروند و دوری بزنند و برگردند
خداحافظی کردند و رفتندو گفتند که برمیگردند
چند دقیقه بعد بچه ها از ماموریت آمدند هنوز کاملا نفهمیده بودم چه شده؟دوست داشتم براشون کاری کنمولی پیش خودم گفتم بعیده برگردند
ولی چند دقیقه بعد برگشتند من هم رفتم داخل مسجد و چند تا عکس از آقا جان مون و حضرت آقا مجتبی پیدا کردم و بردم دم مسجد تا بهشون نشون بدم و ببینم کدوم رو میخواهندعکس ها رو که دیدند خوشحال شدند و گفتند که عکس اقا مجتبی رو هم میخواهندمیگفتن اقا مجتبی یادگار آقاست
بعد هم با آرزوی موفقیت برای ما و همه بسیجیان رفتند
پیش خودم فکر میکردمحضرت اقا چه رابطه دلی و عمیق برقرار کرده بودندکه تازه بعد از شهادت شوناین همه زیبایی داریم میبینیم
خوش به حال این مردم و خوش به سعادت آقای شهیدمانو خوش بحال ما که پیرو خط شهادت آقامون هستیم
دم همه کسانی که خیابان ها را حفظ کردند گرمدم همه عزیزان سپاهی و ارتشی و نظامی و انتظامی گرم
مرتضی مشیری
جنگ نرم را دنبال کنید
ساعت از ۱۲ شب گذشته بود و محله حسابی خلوت شده بودبچه های مسجد همچنان مشغول گشت زنی در محله ها و خیابان ها بودندگاها در محله ای که برای گشت زنی میروند ، کوچه به کوچه و با دقت مشغول حفاظت از امنیت مردم هستند
امشب قرار شد که شام را برایشان بگیرمو من هم برای تحویل غذا به جایی که در این شب ها با پشتوانه مردمی و با کمال میل ، پشتیبانی از بچه های بسیج رو قبول کردند رفتمغذا رو تحویل گرفتمبنده خدا کلی عذرخواهی کرد که نمی توانند غذا را خیلی گرم نگه دارند و تحویل دهند ازشون تشکر کردم و خدا قوت گفتمو به سمت مسجد حرکت کردم
وقتی به مسجد رسیدمخیابان مسجد تاریک بودو هر از گاهی ماشین یا موتوری در آن تردد میکردمن هم پیش خودم گفتم تا زمانی که بچه ها برمیگردند خوبه از فرصت استفاده کنمو در ماشین بمانم و ترددها رو کنترل کنمتا اگر مورد مشکوکی بود سریعا اطلاع بدمبرای همین منظور ماشین را خاموش کردمو منتظر آمدن بچه ها ، چشم به ترددهای خیابانی دوختم
لحظاتی گذشتپراید سفیدی که از جلوی مسجد رد شده بود دنده عقب گرفت و جلوی پارچه مشکی و بنرهای کوچک از عکس حضرت آقا که بچه ها به مناسبت شهادت ایشان نصب کرده بودند ماشین رو نگه داشتاز ماشین پیاده شدنگاه به سر و ته خیابان انداخت و وقتی مطمئن شد خیابان خلوت هست مشغول کندن عکس حضرت آقا شدوقتی دید که اون یک بنر کوچک هست و عکس نیستبرگشت به سمت ماشین و به اون فرد گفتبنر هست و متاسفانه عکس نیست
کنجکاوی باعث شددلم رو به دریا بزنم و تک نفره برم سمت ماشین اون ها و ببینم چرا قصد داشتند عکس حضرت آقا رو از روی پارچه مشکی بِکَنَنداز ماشین که پیاده شدمفرد جوانی را دیدم که سرش را داخل ماشین کرده بود و مشغول صحبت با نفر دیگری بود، تیپش تیپ جوان های تهرونی به روز بود جلو رفتم و از پشت صداش کردمآقا ببخشید مشکلی پیش آمده ؟میتونم کمک تون کنم؟
سرش رو از ماشین که بیرون کشید جا خوردمیه خانوم بدون روسریدر ماشین بود و بچه نوزادی در بغل داشت
خیالم جمع شد که خراب کار نیستندالبته اون بندگان خدا هم از دیدن من جا خوردند
خانومی که داخل ماشین بودبا دیدن من مثل آدمی که چیزی رو پیدا کرده باشهسلام کرد و بی مقدمه از من پرسید اقا ببخشید عکس آقا رو دارید؟
سوال غیرمنتظره ای بود گفتم چطور؟
گفت: لازم داریم
تعجبم بیشتر شد گفتم: ببخشید میتونم بپرسم برای چه کاری عکس آقا رو لازم دارید؟و اون بنر که قصد کندنش رو داشتید رو چرا ولی کردید؟بنده خدا مَرده گفت:آقا راستش فردا سال تحویل هست در به در دنبال عکس اقا هستیم تا بگذاریم سر سفره ۷ سین موندوست داریم کنار اقا سال رو تحویل کنیم
توقع شنیدن چنین جملاتی رو نداشتمیعنی اصلا تو فضاش نبودمو در دنیای دیگری بودم
این جملات و رفتار این زوج جوانمثل آب یخی که روی سرم ریخته شده باشندمن رو از اون فضای امنیتی آورد بیروندلم آرام گرفته بود
بهشون گفتم خوب از همون بنرهای کوچک باز کنید و ببریدگفتند: عکس خوب از آقای شهیدمان میخواهیمنا سلامتی برای سفره ۷ سین هست ها
گفتم بچه ها ۱۰ دقیقه که رسیدندممکن هست در پایگاه و مسجد باشدبروند و دوری بزنند و برگردند
خداحافظی کردند و رفتندو گفتند که برمیگردند
چند دقیقه بعد بچه ها از ماموریت آمدند هنوز کاملا نفهمیده بودم چه شده؟دوست داشتم براشون کاری کنمولی پیش خودم گفتم بعیده برگردند
ولی چند دقیقه بعد برگشتند من هم رفتم داخل مسجد و چند تا عکس از آقا جان مون و حضرت آقا مجتبی پیدا کردم و بردم دم مسجد تا بهشون نشون بدم و ببینم کدوم رو میخواهندعکس ها رو که دیدند خوشحال شدند و گفتند که عکس اقا مجتبی رو هم میخواهندمیگفتن اقا مجتبی یادگار آقاست
بعد هم با آرزوی موفقیت برای ما و همه بسیجیان رفتند
پیش خودم فکر میکردمحضرت اقا چه رابطه دلی و عمیق برقرار کرده بودندکه تازه بعد از شهادت شوناین همه زیبایی داریم میبینیم
خوش به حال این مردم و خوش به سعادت آقای شهیدمانو خوش بحال ما که پیرو خط شهادت آقامون هستیم
دم همه کسانی که خیابان ها را حفظ کردند گرمدم همه عزیزان سپاهی و ارتشی و نظامی و انتظامی گرم
۷:۳۴