عکس پروفایل جسته گریخته...ج
۶۸۹ عضو

جسته گریخته...

جسته گریخته. [ ج َ ت َ / ت ِ گ ُ ت َ / ت ِ ] ( ق مرکب ) ندرتاً. گاهگاه. اتفاقی. بندرت. کم. اندک. قلیل. تک تک. گاهگاهی. گاهی دون گاهی. گاهی گاهی. نادراً. جسته جسته.
۱۴۰۵/۰۵/۰۹
جسته گریخته... | @jaste_gorikhteh
ره‌بر، همان قدر که ره‌برِ تیمِ حفاظت است، ره‌برِ مردم نیز هست، ره‌برِ نیرویِ انتظامی، ره‌برِ چتربازانِ مرزنشین، ره‌برِ جوانانِ برومند، رهبرِ پیرمردانِ بی دندان، ره‌برِ فرزندانِ بی‌کسِ شهدا، ره‌برِ راننده هایِ فرمانداری، ره‌برِ پسرانِ نماز جمعه، ره‌برِ دخترانِ خیابان، ره‌برِ هپی برادرز، ره‌برِ خواهرانِ زینب، ره‌برِ چپ، ره‌برِ راست، ره‌برِ استاندار، ره‌برِ فرماندار، ره‌برِ بلوچ، ره‌برِ زابل، ره‌برِ سیستان، ره‌برِ شیعه، ره‌برِ سنی، ره‌برِ کرد و ترک و ترکمن، ره‌برِ یاروها، ره‌برِ بچه هایِ نشرِ آثار، ره‌برِ بچه هایِ مخالفِ نظام... ره‌بر، همان قدر که رهبر من هست، ره‌برِ رفیقِ شفیقِ من نیز هست. او بایستی ره‌برِ همه باشد...
برشی از کتاب داستانِ سیستان ۱۰ روز با ره‌برداستان های شخصی، اثر رضا امیرخانی
جسته گریخته... | @jaste_gorikhteh

۵۹

۱۱:۴۸