۲۲:۲۸
(۱)متن کامل بیانیه ۱۴ اسفند ۱۴۰۴ جبهه اصلاحات ایران در محکومیت تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران
به نام خداملت شریف ایرانشهادت رهبری، فرماندهان نظامی، سربازان قهرمان، شهروندان مظلوم ، به ویژه کشتار فجیع جمع کثیری از کودکان و دانش آموزان بیگناه به دست رژیم متجاوز صهیونیستی را تسلیت عرض میکنیم . امروز کشور عزیزمان ایران در یکی از خطرناکترین و سرنوشت سازترین مقاطع تاریخ خود به سر میبرد. تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار در سکوت یا همراهی قدرتهای جهانی و بی عملی مجامع بین المللی به بهانه دروغین جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی و تهدید ثبات منطقه، در شرایطی رخ داد که تأسیسات هستهای ایران در جنگ دوازده روزه عملاً از بین رفته و در پی تحولات اخیر منطقه، ادعای تهدید ایران علیه منطقه بیش از هر زمان دیگری مضحک و باورناپذیر مینماید، از این رو نباید تردید کرد هدف اسرائیل از این تجاوز آشکار، از بین بردن همه توانمندیها و زیرساختهای دفاعی کشور، سرنگونی نظام، و در ادامه هرج و مرج و جنگ داخلی و تجزیه کشور است . بی شک ما شاهد از دست رفتن فرصت های بسیاری بودیم که میتوانست از گرفتار آمدن کشور به چنین وضعیتی جلوگیری کند. جنگ دوازده روزه به رغم همه تلخیها فرصت مناسبی برای شناخت دقیق نقاط قوت و آسیب پذیر و بازنگری در شیوههای اداره کشور در عرصههای داخلی و خارجی بود. اگر آن تجربه مورد توجه قرار میگرفت و توصیههای مشفقانه و مکرر علاقمندان به این مرز و بوم از جمله بیانیههای پانزده مادهای آقای سید محمدخاتمی و یازده مادهای جبهه اصلاحات ایران گوش شنوایی مییافت، امروز در پایان چشم انداز بیست ساله که قرار بود قدرت اول منطقه باشیم، شاهد این وضعیت وخامت بار نبودیم.در عین حال اکنون زمان افسوس بر فرصتهای از دست رفته نیست، اصلیترین مسئله امروز ما جنگ و وضعیت آینده کشور است. براین اساس جبهه اصلاحات ایران به عنوان مهمترین تشکل سیاسی مستقل کشور که همواره منافع و مصالح ایران را مدنظر داشته است، برای عبور از شرایط بحرانی جاری مصرانه بر موارد زیر تأکید میکند:یک- کشور ما درگیر جنگی ناعادلانه با دشمنی برخوردار از پیشرفتهترین فناوریهای نظامی و اطلاعاتی است. تاب آوری جامعه در چنین جنگی جز با بسیج همه ظرفیتهای ملی در پرتو وحدت و انسجام ملی ممکن نیست. از جمله این ظرفیتها، چهرههای موجه ملی و مورد وثوق و احترام جامعه مدنی ومجامع جهانی هستند که در چارچوب یک دیپلماسی عمومی میتوانند ضمن ارتباط با محافل بین المللی آنان را به تحرک بیشتر در محکومیت جهانی این تجاوز ترغیب کنند.دو- همچنین در این مصاف اتکا بر بخشی از جامعه و فراموشی ظرفیتهای عظیم بخشهای دیگر، خطایی بس بزرگ و نابخشودنی است. در این شرایط تشدید قطبیسازی جامعه به مثابه ادامه سیاست های غلط گذشته، میتواند به خسارتهای جبران ناپذیر بیشتری منجر شود. از این رو احترام به حقوق اساسی ملت، اعلام عفو عمومی کلیه کسانی که دستشان به خون آلوده نشده و آزادی همه زندانیان سیاسی و فعالان مدنی، یک ضرورت ملی و تاریخی است.سه- چنان که گفتیم تبلیغات آمریکایی-صهیونیستی در حال حاضر میکوشد با ترسیم چهرهای از جمهوری اسلامی ایران به عنوان نظامی جنگ طلب و عامل بی ثبات کننده منطقه، تجاوز خود علیه ایران را مشروع و ضروری جلوه دهد. در این میان انتخاب رهبری جدید نظام فی نفسه میتواند تبلیغات مذکور را نقش برآب ساخته، حاوی پیام صلح و دوستی با جهان باشد و به این ترتیب اعتراضات ضد جنگ را در صحنه جهانی تقویت کند. همچنینانتخاب رهبری جدید میبایست حاوی پیام آغاز دورانی تازه در ایران باشد، دورانی که نوید مشارکت همه سلایق و گرایشهای سیاسی و مدنی در اداره کشور را می دهد. ایران قدرتمند در پرتو تلاش همه بخشها اعم از حاکمیت و اقشار ملت برای پرکردن شکاف دولت -ملت، اتحاد و وحدت ملی، اقتصاد قدرتمند و حضور مؤثر در عرصه بین الملل تحقق مییابد. اتکای به اقلیت و نادیده گرفتن بخش اعظم جامعه در اداره کشور، سیاستی است که وضعیت کنونی را برای مردم ایران رقم زده است. برای عبور از این وضعیت بحرانی باید از مسیر آمده، بازگشت و راهی جدید به سوی آینده گشود. همچنین این انتخاب میتواند با تقویت امید به گشایش افقهای آینده و در نتیجه تقویت انسجام ملی، دشمن متجاوز را از تحقق اهداف خود ناامید و بدخواهان این ملت را از تحقق نیات شوم خود ناکام گرداند.چهار- ما ضمن حمایت و قدردانی از مقاومت قهرمانانه نیروهای دلاور نظامی در برابر دشمن متجاوز، بر این باوریم که همه تلاشها و امکانات نرم افزاری و سخت افزاری نظام و جامعه می بایست در خدمت پایان دادن هرچه سریعتر به این تجاوز وحشیانه شود. برای این منظور ایران نیازمند جلب همراهی و حمایتهای منطقهای و جهانی است.https://ble.ir/jebheeslahatiran
به نام خداملت شریف ایرانشهادت رهبری، فرماندهان نظامی، سربازان قهرمان، شهروندان مظلوم ، به ویژه کشتار فجیع جمع کثیری از کودکان و دانش آموزان بیگناه به دست رژیم متجاوز صهیونیستی را تسلیت عرض میکنیم . امروز کشور عزیزمان ایران در یکی از خطرناکترین و سرنوشت سازترین مقاطع تاریخ خود به سر میبرد. تجاوز وحشیانه رژیم صهیونیستی و آمریکای جنایتکار در سکوت یا همراهی قدرتهای جهانی و بی عملی مجامع بین المللی به بهانه دروغین جلوگیری از دستیابی ایران به بمب اتمی و تهدید ثبات منطقه، در شرایطی رخ داد که تأسیسات هستهای ایران در جنگ دوازده روزه عملاً از بین رفته و در پی تحولات اخیر منطقه، ادعای تهدید ایران علیه منطقه بیش از هر زمان دیگری مضحک و باورناپذیر مینماید، از این رو نباید تردید کرد هدف اسرائیل از این تجاوز آشکار، از بین بردن همه توانمندیها و زیرساختهای دفاعی کشور، سرنگونی نظام، و در ادامه هرج و مرج و جنگ داخلی و تجزیه کشور است . بی شک ما شاهد از دست رفتن فرصت های بسیاری بودیم که میتوانست از گرفتار آمدن کشور به چنین وضعیتی جلوگیری کند. جنگ دوازده روزه به رغم همه تلخیها فرصت مناسبی برای شناخت دقیق نقاط قوت و آسیب پذیر و بازنگری در شیوههای اداره کشور در عرصههای داخلی و خارجی بود. اگر آن تجربه مورد توجه قرار میگرفت و توصیههای مشفقانه و مکرر علاقمندان به این مرز و بوم از جمله بیانیههای پانزده مادهای آقای سید محمدخاتمی و یازده مادهای جبهه اصلاحات ایران گوش شنوایی مییافت، امروز در پایان چشم انداز بیست ساله که قرار بود قدرت اول منطقه باشیم، شاهد این وضعیت وخامت بار نبودیم.در عین حال اکنون زمان افسوس بر فرصتهای از دست رفته نیست، اصلیترین مسئله امروز ما جنگ و وضعیت آینده کشور است. براین اساس جبهه اصلاحات ایران به عنوان مهمترین تشکل سیاسی مستقل کشور که همواره منافع و مصالح ایران را مدنظر داشته است، برای عبور از شرایط بحرانی جاری مصرانه بر موارد زیر تأکید میکند:یک- کشور ما درگیر جنگی ناعادلانه با دشمنی برخوردار از پیشرفتهترین فناوریهای نظامی و اطلاعاتی است. تاب آوری جامعه در چنین جنگی جز با بسیج همه ظرفیتهای ملی در پرتو وحدت و انسجام ملی ممکن نیست. از جمله این ظرفیتها، چهرههای موجه ملی و مورد وثوق و احترام جامعه مدنی ومجامع جهانی هستند که در چارچوب یک دیپلماسی عمومی میتوانند ضمن ارتباط با محافل بین المللی آنان را به تحرک بیشتر در محکومیت جهانی این تجاوز ترغیب کنند.دو- همچنین در این مصاف اتکا بر بخشی از جامعه و فراموشی ظرفیتهای عظیم بخشهای دیگر، خطایی بس بزرگ و نابخشودنی است. در این شرایط تشدید قطبیسازی جامعه به مثابه ادامه سیاست های غلط گذشته، میتواند به خسارتهای جبران ناپذیر بیشتری منجر شود. از این رو احترام به حقوق اساسی ملت، اعلام عفو عمومی کلیه کسانی که دستشان به خون آلوده نشده و آزادی همه زندانیان سیاسی و فعالان مدنی، یک ضرورت ملی و تاریخی است.سه- چنان که گفتیم تبلیغات آمریکایی-صهیونیستی در حال حاضر میکوشد با ترسیم چهرهای از جمهوری اسلامی ایران به عنوان نظامی جنگ طلب و عامل بی ثبات کننده منطقه، تجاوز خود علیه ایران را مشروع و ضروری جلوه دهد. در این میان انتخاب رهبری جدید نظام فی نفسه میتواند تبلیغات مذکور را نقش برآب ساخته، حاوی پیام صلح و دوستی با جهان باشد و به این ترتیب اعتراضات ضد جنگ را در صحنه جهانی تقویت کند. همچنینانتخاب رهبری جدید میبایست حاوی پیام آغاز دورانی تازه در ایران باشد، دورانی که نوید مشارکت همه سلایق و گرایشهای سیاسی و مدنی در اداره کشور را می دهد. ایران قدرتمند در پرتو تلاش همه بخشها اعم از حاکمیت و اقشار ملت برای پرکردن شکاف دولت -ملت، اتحاد و وحدت ملی، اقتصاد قدرتمند و حضور مؤثر در عرصه بین الملل تحقق مییابد. اتکای به اقلیت و نادیده گرفتن بخش اعظم جامعه در اداره کشور، سیاستی است که وضعیت کنونی را برای مردم ایران رقم زده است. برای عبور از این وضعیت بحرانی باید از مسیر آمده، بازگشت و راهی جدید به سوی آینده گشود. همچنین این انتخاب میتواند با تقویت امید به گشایش افقهای آینده و در نتیجه تقویت انسجام ملی، دشمن متجاوز را از تحقق اهداف خود ناامید و بدخواهان این ملت را از تحقق نیات شوم خود ناکام گرداند.چهار- ما ضمن حمایت و قدردانی از مقاومت قهرمانانه نیروهای دلاور نظامی در برابر دشمن متجاوز، بر این باوریم که همه تلاشها و امکانات نرم افزاری و سخت افزاری نظام و جامعه می بایست در خدمت پایان دادن هرچه سریعتر به این تجاوز وحشیانه شود. برای این منظور ایران نیازمند جلب همراهی و حمایتهای منطقهای و جهانی است.https://ble.ir/jebheeslahatiran
۲۲:۲۹
(۲)از این رو گسترش حملات علیه پایگاههای نظامی آمریکا و تعمیم آن به مراکز سیاسی وابسته به این دولت، در کشورهای منطقه و عدم تفکیک این دو از یکدیگر، ایران را از موضع مظلومیت و قربانی تجاوزخارج کرده، موجب واکنش اجتنابناپذیر دولتهای منطقه و پیوستن آنانبه اجماع جهانی علیه ایران و در نتیجهکاهش توان دیپلماتیک ما برای پایان دادن به جنگ خواهد شد .پنج- فرهیختگان و نخبگان در این میان مسؤلیتی تاریخی بر عهده دارند. ایران پس از جنگ دیگر ایران پیشین نخواهد بود. برای گشودن افقهای امید به سوی آیندهای بهتر، بیش از هرچیز به عبور از فضای خشم و هیجان، و تبلیغ و ترویج عقلانیت نیازمندیم. خشم و هیجان جز تشدید چرخه خشونت و خونریزی به نفع بدخواهان و بیگانگان نتیجه دیگری نخواهد داشت. ایران یعنی ملتی با تاریخ چندهزار ساله و با جغرافیای بزرگ فرهنگی و تمدنی که خود را وامدار آن میداند. در این تاریخ بلند، ما همواره بدون حمایت و قدرت خارجی توانستهایم از دل بحرانهای بنیاد بر باد ده، پیروز و سرفراز خارج شویم. این ملت هم توانایی و هم شایستگی آن را دارد که با اتکا به خرد و حکمت ایرانی، بدون نیاز به دخالت خارجی فردای خویش را به اراده خود، بسازد. امروز مسؤلیت تاریخی ما ایرانیان اعم از ترک، کرد، لر، عرب، بلوچ،ترکمن، فارس و ... ایجاب میکند با اتکا به خرد و حکمت ایرانی و به رسمیت شناختن تنوع قومی، فرهنگی و احترام به عقاید یکدیگر از هویت ملی و استقلال و تمامیت ارضی ایران دفاع کنیم.جبهه اصلاحات ایران ۱۴ اسفند ۱۴۰۴https://ble.ir/jebheeslahatiran
۲۲:۲۹
(۱)
جبهه اصلاحات ايران:با بكارگيرى همزمان ميدان و ديپلماسى، دفاع كنونى را به جنگى ميهنى در پرتو شعار اول ايران تبديل كنيم
تنها با تبدیل دفاع کنونی به جنگی میهنی و برخوردار از حمایت همه اقشار جامعه در پرتو شعار«اول ایران» میتوان به نومید ساختن دشمن از تحقق اهداف خود امیدوار بود
در اين شرايط بحرانى بكارگيرى هوشمندانه همزمان میدان و دیپلماسی و بهرهگیری هماهنگ از ظرفیتهای هر دو در چارچوب راهبرد حفظ منافع ملی ضرورى است
انتخاب شخصیتی آگاه، همه جانبه نگر و ملی به عنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی کشور، میتواند حامل پیامی جدید به افکار عمومی داخلی و محافل جهانی باشد
جبهه اصلاحات ایران با انتشار بیانیه ای دیگر در محکومیت تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، حمایت کامل خود را از نیروهای نظامی در این جنگ میهنی اعلام کرد و در عین حال خواستار بازنگری در رویکردهای گذشته در جهت وحدت و انسجام واقعی و فراگیر ملی و استفاده حداکثری از همه ظرفیتها و توانمندیهای جامعه در چارچوب راهبرد «پایان بخشیدن عزتمندانه به تجاوز» شد.
️متن كامل اين بيانيه به شرح زير است:به نام خدا تجاوز آمریکایی - صهیونیستی علیه ملت بزرگ ایران هر روز چهره جدیدی از توحش و جنایت از خود به نمایش می گذارد. حمله به زیرساختهاى اقتصادى، تأسیسات گاز پارس جنوبی، بمباران گسترده مناطق مسکونی و بیمارستانها، آسیب وارده به بناهای تاریخی، کشتار زنان و کودکان و شهروندان بی گناه و ترور دکتر علی لاریجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و برخى ديگر از فرماندهان نظامى از جمله جدیدترین تبعات تجاوزی است که با وعده آزادی، بر ایران عزیز تحمیل شده است. ترور شخصیتی میانه رو و ذى نفوذ در هیأت حاکمه ایران توسط رژیم صهیونیستی كه در صورت بروز اندک نشانهای از عقلانیت در دشمن متجاوز میتوانست نقش مهمی در پایان یافتن جنگ ایفا کند، به روشنی از اهداف شوم این رژیم از این تجاوز حکایت دارد.
جبهه اصلاحات ایران ضمن تسلیت مجدد به ملت ایران و خانوادههاى قربانيان تجاوز آمریکایی - صهیونیستی اعم از شهروندان غیرنظامی، نیروهای امدادی و درمانی، مقامات و فرماندهان ارشد و نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی، حمایت کامل خود را از نیروهای نظامی در این جنگ میهنی اعلام میکند و به مسئولان محترم کشور یادآور میشود، این تجاوز را باید در چارچوب اهداف کلان رژیم صهیونيستى و جریانهای افراطی حاکم بر کاخ سفید برای خاورمیانه تحلیل کرد. هدف از این تجاوز در وهله نخست تضعیف کامل از طریق نابودی زیرساختها و توان نظامی و در صورت امکان تجزیه ایران بزرگ به عنوان تنها رقیب راهبردی و مانع سیطره نظامی - سیاسی اسرائیل بر منطقه است. از این رو مواجهه هوشمندانه با این نقشه شوم، در گرو درک صحیح ماهیت و ابعاد پیچیده و چند لایه این تجاوز و ابتکارات و اقداماتی همه جانبه و متناسب با آن است. تنها با فراتر رفتن از تبلیغات شعاری و تبدیل دفاع کنونی به جنگی میهنی و برخوردار از حمایت همه اقشار و طبقات جامعه در پرتو شعار«اول ایران» میتوان به نومید ساختن دشمن از تحقق اهداف خود امیدوار بود. لازمه این امر بازنگری در رویکردهای گذشته در جهت وحدت و انسجام واقعی و فراگیر ملی و استفاده حداکثری از همه ظرفیتها و توانمندیهای جامعه در چارچوب راهبرد «پایان بخشیدن عزتمندانه به تجاوز» است. انتخاب شخصیتی آگاه، همه جانبه نگر و ملی به عنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی کشور، میتواند اولین گام در این مسیر و حامل پیامی جدید به افکار عمومی داخلی و محافل جهانی باشد. گام دوم خارج کردن رسانه ملی از سلطه يك جريان افراطى برخوردار از رویکردهای انحصارطلبانه و تغییر راهبرد تبلیغاتی و رسانهای و فراهم آوردن فرصت دیده شدن برای همه بخشهای میهن دوست جامعه با گرایش های مختلف است. گام سوم نيز تمركز بيشتر بر ديپلماسى در كنار حضور مقتدرانه در ميدان است. بنابراين تأکید میکنیم در اين شرايط بحرانى بكارگيرى هوشمندانه همزمان میدان و دیپلماسی و بهرهگیری هماهنگ از ظرفیتهای هر دو در چارچوب راهبرد حفظ منافع ملی ضرورى است. بى ترديد رویکردهای یک جانبه نگر و انحصار طلبانه در عرصه های سیاسی و تبلیغاتی که در سطح داخلی منجر به انفعال و به حاشیه راندن و نادیده گرفته شدن اکثریت جامعه می شود، و در سطح سیاست خارجی به انزوای ابتکارات دیپلماسی می انجامد، با هر نیت و انگیزهای که باشد در تضاد با منافع ملی و بازی در سناریوی دشمن صهیونیستی است.https://ble.ir/jebheeslahatiran/
جبهه اصلاحات ایران ضمن تسلیت مجدد به ملت ایران و خانوادههاى قربانيان تجاوز آمریکایی - صهیونیستی اعم از شهروندان غیرنظامی، نیروهای امدادی و درمانی، مقامات و فرماندهان ارشد و نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی، حمایت کامل خود را از نیروهای نظامی در این جنگ میهنی اعلام میکند و به مسئولان محترم کشور یادآور میشود، این تجاوز را باید در چارچوب اهداف کلان رژیم صهیونيستى و جریانهای افراطی حاکم بر کاخ سفید برای خاورمیانه تحلیل کرد. هدف از این تجاوز در وهله نخست تضعیف کامل از طریق نابودی زیرساختها و توان نظامی و در صورت امکان تجزیه ایران بزرگ به عنوان تنها رقیب راهبردی و مانع سیطره نظامی - سیاسی اسرائیل بر منطقه است. از این رو مواجهه هوشمندانه با این نقشه شوم، در گرو درک صحیح ماهیت و ابعاد پیچیده و چند لایه این تجاوز و ابتکارات و اقداماتی همه جانبه و متناسب با آن است. تنها با فراتر رفتن از تبلیغات شعاری و تبدیل دفاع کنونی به جنگی میهنی و برخوردار از حمایت همه اقشار و طبقات جامعه در پرتو شعار«اول ایران» میتوان به نومید ساختن دشمن از تحقق اهداف خود امیدوار بود. لازمه این امر بازنگری در رویکردهای گذشته در جهت وحدت و انسجام واقعی و فراگیر ملی و استفاده حداکثری از همه ظرفیتها و توانمندیهای جامعه در چارچوب راهبرد «پایان بخشیدن عزتمندانه به تجاوز» است. انتخاب شخصیتی آگاه، همه جانبه نگر و ملی به عنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی کشور، میتواند اولین گام در این مسیر و حامل پیامی جدید به افکار عمومی داخلی و محافل جهانی باشد. گام دوم خارج کردن رسانه ملی از سلطه يك جريان افراطى برخوردار از رویکردهای انحصارطلبانه و تغییر راهبرد تبلیغاتی و رسانهای و فراهم آوردن فرصت دیده شدن برای همه بخشهای میهن دوست جامعه با گرایش های مختلف است. گام سوم نيز تمركز بيشتر بر ديپلماسى در كنار حضور مقتدرانه در ميدان است. بنابراين تأکید میکنیم در اين شرايط بحرانى بكارگيرى هوشمندانه همزمان میدان و دیپلماسی و بهرهگیری هماهنگ از ظرفیتهای هر دو در چارچوب راهبرد حفظ منافع ملی ضرورى است. بى ترديد رویکردهای یک جانبه نگر و انحصار طلبانه در عرصه های سیاسی و تبلیغاتی که در سطح داخلی منجر به انفعال و به حاشیه راندن و نادیده گرفته شدن اکثریت جامعه می شود، و در سطح سیاست خارجی به انزوای ابتکارات دیپلماسی می انجامد، با هر نیت و انگیزهای که باشد در تضاد با منافع ملی و بازی در سناریوی دشمن صهیونیستی است.https://ble.ir/jebheeslahatiran/
۲۲:۵۹
(۲) پیروزی ما در این نبرد میهنی نه بالا رفتن دستهای دشمن متجاوز به نشانه تسلیم و فرار از میدان نبرد، بلکه ناکامی او از نابودی و فروپاشی ایران عزیز و پایان بخشیدن پایدار به تجاوز است. برای رسیدن به چنین موقعیتی علاوه بر مقاومت قهرمانانه در میدان نبرد، واقعیات و عوامل غیر نظامی نظیر تاب آوری جامعه ایران در این جنگ، هزینههای اقتصادی جنگ برای آمریکا و کشورهای منطقه، افزایش قیمت جهانی انرژی و به تبع آن افزایش قیمت کالاها و خدمات، خطر گسترش جنگ و نابودی سرمایهگذارى های تریلیون دلارى غرب و شرق در منطقه، مؤلفههایی است که میتواند خطوط اصلی یک دیپلماسی هوشمندانه، واقع بينانه و موفق، مبتنی بر دفاع میهنی و مستظهر به وحدت و انسجام ملی را برای پایان بخشیدن عزتمندانه به تجاوز رقم بزند.
جبهه اصلاحات ایران۲۹ اسفند ۱۴۰۴https://ble.ir/jebheeslahatiran
جبهه اصلاحات ایران۲۹ اسفند ۱۴۰۴https://ble.ir/jebheeslahatiran
۲۳:۰۱
۲۳:۰۴
(۱) متن کامل نطق پیش از دستور محسن آرمین نایب رئیس اول جبهه اصلاحات ایران در جلسه روز گذشته (یکشنبه ۱۶فروردین ۱۴۰۵) مجمع عمومی این جبهه 
به نام خدابیش از یک ماه از تجاوز جنایتبار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشور و ملت ایران میگذرد. این تجاوز در حالی آغاز شد که مذاکرات میان ایران و آمریکا در جریان بود و به شهادت طرفهای ثالث، ایران پیشنهادهای قابل توجهی را برای مذاکره مطرح کرده بود. کشتار قساوتبار دختران و پسران مدرسه میناب، بمباران مناطق مسکونی و تأسیسات زیربنایی و اقتصادی طی این مدت از نیات اهریمنی متجاوزان علیه ایران پرده برداشته و نشان داده است که هدف از این تجاوز نه آن گونه که وطن فروشان تبلیغ میکردند جنگ علیه نظام جمهوری اسلامی، بلکه جنگ علیه ایران و با هدف تضعیف کامل و فروپاشی ایران است. برای اثبات این نظر نیازی به نیت خوانی و گمانه زنی نیست. سخنان توهین آمیز اخیر ترامپ و وعدهٔ تبدیل ایران«به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند»، خود بهترین گواه است.درک این حقیقت، موجب شده که مردم ایران خود را درگیر جنگی میهنی و تمام عیار احساس کنند؛ جنگی برای بودن و نبودن. جنگی که به علل و دلایل مختلف از جمله تصمیمات و رویکردهای اشتباه گذشته که اکنون جای بحث آن نیست، با تنهایی استراتژیک ایران و به رغم مغایرت آشکار آن با تمامی موازین حقوقی جهانی، با سکوت و انفعال سازمانهای بین المللی و تشویق قلدرمآبی های دوران استعمار کهنه همراه است. آگاهی از این واقعیت، عامل اصلی عزم قاطع ایرانیان میهن دوست برای دفاعی تمام عیار و با استفاده از همه امکانات و ظرفیتهای خود در برابر این تجاوز اهریمنی است. مقاومتی بی نظیر در برابر تهاجمی بی سابقه که در تاریخ معاصر برای هیچ یک از این دو نمیتوان مشابهی یافت. اگر معیار پیروزی و شکست در نبرد، دستیابی طرفین جنگ به اهداف از پیش تعیین شده باشد، که چنین نیز هست، تا این جای کار به تأیید بسیاری از ناظران بین المللی و اندیشکدههای جهانی، ایران پیروز این میدان است.مقاومت سرفراز ایران طی یک ماهه اخیر و وارد آوردن ضربات بی سابقه به ارتش آمریکا علی القاعده باید به ساکنان کاخ سفید نشان داده باشد ایران، نه عراق است، نه سوریه و نه غزه و لبنان. ایران، ایران است و برای هر متجاوزی لقمهای گلوگیر و حریفی سرسخت. سودای تسلیم و فروپاشی یا تجزیه کشوری با دیرپاترین تاریخ و ماندگارترین فرهنگ و تمدن در سطح جهان که هنوز بسیاری از جوامع آن سوی ایران فرهنگی را وامدار خود دارد، رؤیایی تعبیر ناشدنی است. اگر آمریکا به شهادت اکثر ناظران و تحلیلگران بین المللی فاقد استراتژی روشن در این تجاوز بوده و به همین سبب خود را گرفتار در باتلاقی میبیند که بیرون آمدن از آن برای او به غایت دشوار است، ایران باید با دید باز و استراتژی روشن و واقعبینانه این جنگ ناعادلانه را تا اتمام پیروزمند و عزتمندانه آن هدایت و تدبیر کند. حقایق و واقعیات وعوامل زیر میتواند برسازنده این استراتژی باشد:۱-بهره گیری از همه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری در عرصه میدان و دیپلماسی۲-ارائه چهرهای خواهان صلح شرافتمندانه در کنار قاطعیتی تزلزل ناپذیر در دفاع از کیان خویش. این رویکرد بیش از پیش موجب جلب همدلی جامعه جهانی با ایران و فشار بر دشمن متجاوز خواهد شد.https://ble.ir/jebheeslahatiran
به نام خدابیش از یک ماه از تجاوز جنایتبار آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشور و ملت ایران میگذرد. این تجاوز در حالی آغاز شد که مذاکرات میان ایران و آمریکا در جریان بود و به شهادت طرفهای ثالث، ایران پیشنهادهای قابل توجهی را برای مذاکره مطرح کرده بود. کشتار قساوتبار دختران و پسران مدرسه میناب، بمباران مناطق مسکونی و تأسیسات زیربنایی و اقتصادی طی این مدت از نیات اهریمنی متجاوزان علیه ایران پرده برداشته و نشان داده است که هدف از این تجاوز نه آن گونه که وطن فروشان تبلیغ میکردند جنگ علیه نظام جمهوری اسلامی، بلکه جنگ علیه ایران و با هدف تضعیف کامل و فروپاشی ایران است. برای اثبات این نظر نیازی به نیت خوانی و گمانه زنی نیست. سخنان توهین آمیز اخیر ترامپ و وعدهٔ تبدیل ایران«به عصر حجر، جایی که به آن تعلق دارند»، خود بهترین گواه است.درک این حقیقت، موجب شده که مردم ایران خود را درگیر جنگی میهنی و تمام عیار احساس کنند؛ جنگی برای بودن و نبودن. جنگی که به علل و دلایل مختلف از جمله تصمیمات و رویکردهای اشتباه گذشته که اکنون جای بحث آن نیست، با تنهایی استراتژیک ایران و به رغم مغایرت آشکار آن با تمامی موازین حقوقی جهانی، با سکوت و انفعال سازمانهای بین المللی و تشویق قلدرمآبی های دوران استعمار کهنه همراه است. آگاهی از این واقعیت، عامل اصلی عزم قاطع ایرانیان میهن دوست برای دفاعی تمام عیار و با استفاده از همه امکانات و ظرفیتهای خود در برابر این تجاوز اهریمنی است. مقاومتی بی نظیر در برابر تهاجمی بی سابقه که در تاریخ معاصر برای هیچ یک از این دو نمیتوان مشابهی یافت. اگر معیار پیروزی و شکست در نبرد، دستیابی طرفین جنگ به اهداف از پیش تعیین شده باشد، که چنین نیز هست، تا این جای کار به تأیید بسیاری از ناظران بین المللی و اندیشکدههای جهانی، ایران پیروز این میدان است.مقاومت سرفراز ایران طی یک ماهه اخیر و وارد آوردن ضربات بی سابقه به ارتش آمریکا علی القاعده باید به ساکنان کاخ سفید نشان داده باشد ایران، نه عراق است، نه سوریه و نه غزه و لبنان. ایران، ایران است و برای هر متجاوزی لقمهای گلوگیر و حریفی سرسخت. سودای تسلیم و فروپاشی یا تجزیه کشوری با دیرپاترین تاریخ و ماندگارترین فرهنگ و تمدن در سطح جهان که هنوز بسیاری از جوامع آن سوی ایران فرهنگی را وامدار خود دارد، رؤیایی تعبیر ناشدنی است. اگر آمریکا به شهادت اکثر ناظران و تحلیلگران بین المللی فاقد استراتژی روشن در این تجاوز بوده و به همین سبب خود را گرفتار در باتلاقی میبیند که بیرون آمدن از آن برای او به غایت دشوار است، ایران باید با دید باز و استراتژی روشن و واقعبینانه این جنگ ناعادلانه را تا اتمام پیروزمند و عزتمندانه آن هدایت و تدبیر کند. حقایق و واقعیات وعوامل زیر میتواند برسازنده این استراتژی باشد:۱-بهره گیری از همه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری در عرصه میدان و دیپلماسی۲-ارائه چهرهای خواهان صلح شرافتمندانه در کنار قاطعیتی تزلزل ناپذیر در دفاع از کیان خویش. این رویکرد بیش از پیش موجب جلب همدلی جامعه جهانی با ایران و فشار بر دشمن متجاوز خواهد شد.https://ble.ir/jebheeslahatiran
۲۳:۱۹
(۲)۳-توجه به صحنه واقعی نبرد، عوامل محیطی و برنامه ها و انتخابهای طرف مقابل. ۴-هدفگذاری توامان ناکام ساختن متجاوز از دستیابی به اهداف خویش و حفظ هرچه بیشتر سرمایههای ملی.۵-تلاش برای دستیابی به توافقی پایدار و اطمینان از عدم تکرار تجاوز؛ چرا که هدف نهایی در سطح ابتکارات دیپلماتیک نه آتش بس که همواره راه تجاوز مجدد را برای دشمن بد عهد باز میگذارد، بلکه توافقی جامع و متضمن تغییر عملی و نه نظری نگاه دو طرف به جهان و منطقه است، آن چنان که امکان تجاوز را از متجاوز بد عهد به رغم میل باطنیاش سلب کند.۶-توجه به واقعیات جغرافیای سیاسی منطقه که در بردارنده توامان ظرفیتها و محدودیتهایی برای ما هستند؛ توضیح آن که ابعاد این جنگ به نحوی اجتناب ناپذیر همه منطقه را در بر گرفته و در صورت تداوم تجاوز گستردهتر نیز خواهد شد. این وضعیت قابل پیش بینی با تأثیر بر قیمت انرژی و کالا و ایجاد اختلال در تجارت جهانی، قطعاً آمریکای متجاوز و هم پیمانانش را تحت فشار قرار میدهد و افکار عمومی بین المللی را علیه طرف متجاوز بیش از پیش تحریک خواهد کرد، اما در دراز مدت به سود ایران نیز نخواهد بود. ما به حکم جغرافیا، محکوم به زندگی با همسایگانمان هستیم. حمله به خاک همسایگان حتی اگر آنان به سبب همکاری با دشمن متجاوز مستحق چنین رفتاری باشند در درازمدت بر روابط حسن همجواری و همکاریهای منطقهای میان ما و آنها، آثار سلبی جبران ناپذیری بر جای خواهد گذاشت.۷-ایران تا این جا با مقاومت خود به همگان ثابت کرده که سرنوشت و کیان کشورهای منطقه خلیج فارس به یکدیگر گره خورده است. این جنگ نشان داد که خوب یا بد، چه بپسندیم چه نپسندیم، امنیت پایدار، کالایی وارداتی نیست که بتوان آن را به طور اختصاصی با پترودلار وارد کرد، به گونهای که برخی اختصاصاً از آن برخوردار و برخی محروم باشند. امنیتی که از آن سوی جهان از تنگه هرمز وارد شود، با بسته شدن تنگه به سرعت از بین خواهد رفت. تنها بر مبنای اصل سرنوشت مشترک و به هم پیوسته و عزم و اراده همه کشورهای منطقه برای همکاری و مشارکت در برقراری رژیمی حقوقی و تأمین زنجیره سوخت و کالای جهانی است که همگان می توانند از امنیتی پایدار برخوردار باشند. تحقق این امر در گرو تغییر نگاه همه کشورهای منطقه از جمله ایران به واقعیتی است که تاریخ و جغرافیای منطقه و مناسبات قدرت در سطح جهان به آنها دیکته میکند.بر اساس این نگاه راهبردی است که ایران باید دستاوردهای مقاومت افتخارآفرین در برابر تجاوز شرارتبار اخیر را با اتخاذ دیپلماسی پویا مبتنی بر اعتماد به نفس و معطوف به صلحی شرافتمندانه تثبیت کند. این دیپلماسی باید با همان عزم و اقتداری که ایران در میدان دفاع میهنی نشان داده، دنبال شود.ابتکار و تلاش برای دستیابی به صلحی شرافتمندانه مبتنی بر دستاوردی که تا کنون در میدان حاصل شده است، نه تنها با دفاع مقتدرانه میهنی تعارضی ندارد، بلکه امتداد دفاع میهنی در عرصه دیپلماتیک است.https://ble.ir/jebheeslahatiran
۲۳:۲۰
(۳)به نظر ما مقاله اخیر آقای دکتر ظریف در معتبرترین ژورنال سیاسی جهان اقدامی تحسین برانگیز در این جهت بود. طرح پیشنهادی این مقاله که بسیاری از محافل سیاسی و اندیشکدههای سیاسی جهان را به واکنش مثبت واداشته است، حاکی از مسؤلیت شناسی ملی و آشنایی عمیق آقای دکتر ظریف با ادبیات و مناسبات جهانی است. با کمال تأسف این ابتکار هوشمندانه و به موقع با هتاکی عدهای درشت گوی کم دان و واکنش زشت تحلیلگران بی ادب و بی مایه وابسته به فرقه حاکم بر صدا و سیما روبرو شد. ایران امروز با تجاوز وحشیانه قدرتمندترین ارتش جهان و دو قدرت اتمی دنیا روبروست. مقاومت پیروزمند در برابراین شرارت بی سابقه در تاریخ معاصر، درگرو بسیج همه ظرفیتها و امکانات مادی و معنوی، استفاده از همه امکانات، شخصیتها و نیروهای ملی در میادین نظامی و غیرنظامی و در دیپلماسی رسمی و عمومی است. از این رو معتقدیم حملات تبلیغاتی سیاسی سازماندهی شده اخیر، علیه افرادی نظیر آقایان دکتر پزشکیان، دکتر ظریف و دکتر آخوندی، نه تنها نباید موجب سکوت شخصیتهای ملی با تجربه میهن دوست کشور شود، بلکه باید عزم آنان را در پیگیری و حمایت از چنین ابتکاراتی که تضمین کننده منافع و مصالح کشور است، مستحکمتر سازد.https://ble.ir/jebheeslahatiran
۲۳:۲۱
جبهه اصلاحات ایراناول اردیبهشت ۱۴۰۵https://ble.ir/jebheeslahatiran
۱۸:۲۶
۱. راهبرد امنیت سایبری کشور از «انسداد عمومی» به سمت مسیرهای فنی، هدفمند و حرفهای تغییر یافته و دسترسی مردم به اینترنت پایدار، آزاد و امن فوراً بازگردد.
۲. هرگونه تصمیم محدودکننده، صرفاً در چارچوبهای قانونی، شفاف و نظارتپذیر اتخاذ شده و مراجع تصمیمگیر موظف به اعلام دلایل، محدوده و زمان دقیق محدودیتها به افکار عمومی باشند.
۳. بساط دسترسیهای تبعیضآمیز و «اینترنت طبقاتی» که موجب جریحهدار شدن وجدان عمومی و تخریب انسجام ملی است، برچیده شده و حق برابر همه شهروندان در دسترسی به شبکه جهانی به رسمیت شناخته شود.
۴. پایداری دسترسی به اینترنت برای خدمات ضروری نظیر آموزش، درمان و کسبوکارهای خرد به عنوان «حقوق بنیادین» تضمین شود.
۵. دولت محترم سازوکاری برای شناسایی و جبران خسارات مادی و معنوی کسبوکارهای آسیبدیده، بهویژه در حوزههای دانشبنیان و اقتصاد دیجیتال، طراحی و اجرا نماید.
جبهه اصلاحات ایران۹ اردیبهشت ۱۴۰۵https://ble.ir/jebheeslahatiran
۱۴:۱۹
(۱)
جبهه اصلاحات ایران از رئیس قوه قضائیه خواست صدور و اجرای احکام اعدام و توقیف اموال را متوقف کنند
جبهه اصلاحات ایران در نامه ای سرگشاده خطاب به غلامحسین محسنی اژه ای رئیس قوه قضائیه با ابراز نگرانی عمیق خود نسبت به صدور و اجرای احکام اعدام و توقیف اموال معترضان، خواستار توقف اجرای این احکام شد و تأکید کرد: از هیچیک از اصول قانون اساسی تجویز نقض حقوق بنیادین مردم در شرایط جنگی استنباط نمیشود و حاکمیت سیاسی در هر شرایطى مكلف به صیانت از حقوق مردم، از جمله حق دادرسی عادلانه است.
یکی از معضلات اساسى نظام حکمرانی در چند دهه اخیر غلبه رویکردهای امنیتى بر رویکردهای حق بنیان و دموکراتیک در تعريف رابطه دولت_ملت است
پرهیز از اعدام تجویزی و استفاده از سازوکارهای عدالت ترمیمی، ضمن حفظ اقتدار قانون، فرصت ایجاد صلح جمعی و جدا کردن صفوف معترض از عناصر معاند را فراهم میآورد
شايستگى مجازات، منوط به پذیرش عمومی، باور به عدالت قاطع اما همراه با رعایت استانداردهای امنیت قضایی، دادرسی عادلانه، محاکمات علنی و دسترسی آزاد به وکیل است
متن کامل این نامه سرگشاده به شرح زیر است:جناب آقای غلامحسین محسنی اژه ایریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران با سلام و تقدیم احترام
بیش از دو ماه از تجاوز آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی به حاکمیت ملی و تمامیت ارضى کشورمان میگذرد. طی این مدت به رغم نقدهاى جدى به شيوه حکمرانی جمهوری اسلامی و مشکلات ناشى از آن، مردم ايران در محکومیت اين تجاوز خارجی ايستاده و از هر گونه همراهی با اجزاء و ارکان حاکمیت براى دفاع از خاک ميهن دریغ نكرده اند.
پایداری این همبستگی میان دولت و ملت، جز از طريق بازگشت به قانون اساسی و تحقق حاکمیت ملی ممکن نیست؛ حاکمیتی که متأسفانه در برهههای مختلف تاریخی از چشم نظام سیاسی دور مانده و مورد غفلت قرار گرفته است.
یکی از معضلات اساسى نظام حکمرانی در چند دهه اخیر غلبه رویکردهای امنیتى بر رویکردهای حق بنیان و دموکراتیک در تعريف رابطه دولت_ملت است؛ بهبیان دیگر، اولویت یافتن «سیاست» بر «حقوق» كه این نگاه، گاهی در عملکرد دستگاه قضا نیز دیده میشود.
نمونه روشن این ادعا، اجرای شتابزده احکام اعدام متهمان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است؛ فرآیندی که بدون تضعیف معیارهای دادرسی عادلانه و تضییع حقوق دفاعی متهمان، امکانپذیر نبوده است. این روند، افزون بر افزایش سرخوردگى و ناامیدی اجتماعی و فراهم کردن بستری برای سوءاستفاده تبلیغاتی دشمنان، به تضعیف حاکمیت قانون و نقض حقوق اساسی مردم میانجامد.https://ble.ir/jebheeslahatiran
بیش از دو ماه از تجاوز آشکار آمریکا و رژیم صهیونیستی به حاکمیت ملی و تمامیت ارضى کشورمان میگذرد. طی این مدت به رغم نقدهاى جدى به شيوه حکمرانی جمهوری اسلامی و مشکلات ناشى از آن، مردم ايران در محکومیت اين تجاوز خارجی ايستاده و از هر گونه همراهی با اجزاء و ارکان حاکمیت براى دفاع از خاک ميهن دریغ نكرده اند.
پایداری این همبستگی میان دولت و ملت، جز از طريق بازگشت به قانون اساسی و تحقق حاکمیت ملی ممکن نیست؛ حاکمیتی که متأسفانه در برهههای مختلف تاریخی از چشم نظام سیاسی دور مانده و مورد غفلت قرار گرفته است.
یکی از معضلات اساسى نظام حکمرانی در چند دهه اخیر غلبه رویکردهای امنیتى بر رویکردهای حق بنیان و دموکراتیک در تعريف رابطه دولت_ملت است؛ بهبیان دیگر، اولویت یافتن «سیاست» بر «حقوق» كه این نگاه، گاهی در عملکرد دستگاه قضا نیز دیده میشود.
نمونه روشن این ادعا، اجرای شتابزده احکام اعدام متهمان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ است؛ فرآیندی که بدون تضعیف معیارهای دادرسی عادلانه و تضییع حقوق دفاعی متهمان، امکانپذیر نبوده است. این روند، افزون بر افزایش سرخوردگى و ناامیدی اجتماعی و فراهم کردن بستری برای سوءاستفاده تبلیغاتی دشمنان، به تضعیف حاکمیت قانون و نقض حقوق اساسی مردم میانجامد.https://ble.ir/jebheeslahatiran
۲۳:۲۳
(۲)مبنای مشروعیت هر نظام سیاسی مردمسالار، ميثاق ملی و يا قانون اساسی آن کشور است؛ اسنادی که کارویژه قدرت سیاسی را تنظیم و حقوق اساسی ملت را در هر شرایطی، حتی در زمان جنگ، تأمين و تضمین میکند.
فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصولی را به حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی اختصاص داده که با معاهدات بینالمللی الزامآور مانند منشور ملل متحد و میثاق حقوق مدنی و سیاسی نیز هماهنگ است.
از جمله این حقوق، برخورداری متهمان از دادرسی عادلانه است. جزئیات این حق، از لحظه بازداشت، تفهیم اتهام، حضور وکیل مستقل و انتخابی در تمام مراحل (بهویژه تحقیقات مقدماتی)، حق اعتراض به قرار بازداشت و نیز اعتراض به رأی دادگاه و درخواست اعاده دادرسی، در قوانین عادی بهتفصیل آمده است. هرگونه نقص، ابهام یا اجمال در هر یک از این مراحل، بهویژه در مجازاتهای غیرقابلبازگشت مانند اعدام، اعتبار رأی را خدشهدار میکند. پرهیز از شتابزدگی و سرعت غیرمنطقی در فرایند دادرسی، بهویژه در جرائم سیاسی همراه با مجازات مرگ، ضرورتی انکارناپذیر است.
ذات دادرسی عادلانه، احتیاط در ریختن خون انسان ها را ایجاب میکند؛ اصلی که در قرآن، سیره انبياء و اولیای الهی، فتاوای فقهی و قوانین اساسی و عادی بارها بر آن تأکید شده است. با این حال، اکنون شاهد هستیم که پرونده متهمان حوادث دیماه تنها در فاصله چند ماه به صدور و اجرای احکام اعدام انجامیده است. چنین شتابی در اجرای مجازات اعدام، با بسیاری از معیارهای اخلاقی، شرعی و قانونی سازگار نیست. جنابعالی اخیراً در مصاحبهای، دلیل این شتاب را «شرایط ویژه کشور» عنوان کردید و پیش تر نیز بارها بر رسیدگی سریع و بدون اغماض به این پروندهها تأکید داشتید.
جبهه اصلاحات ایران، ضمن ارج نهادن به تلاش دستگاه قضايى برای صیانت از امنیت و نظم عمومی، نگرانی عمیق خود را نسبت به صدور و اجرای احکام اعدام در فضای حساس کنونی و در شرایط شبهجنگی ابراز میدارد.
ما باور داریم که در هر شرایطی، حتی شرایط کنونی، ملاک اصلی عمل دستگاه قضا باید قانون باشد. از هیچیک از اصول قانون اساسی تجویز نقض حقوق بنیادین ملت در شرایط جنگی استنباط نمیشود. حاکمیت سیاسی در هر شرایطى مكلف به صیانت از حقوق مردم، از جمله حق دادرسی عادلانه است.
جنابعالی، همچون هر مسئول دیگری در جمهوری اسلامی، باید پاسخ دهید كه چگونه ممکن است تحقیقات مقدماتی پروندههایی با اتهامات سنگینی چون اقدام علیه امنیت ملی، جاسوسی، بغی، محاربه یا افساد فیالارض، تنها در چند ماه به سرانجام برسد و مبنای اتخاذ تصمیم قطعی قضایی قرار گیرد؟بسیاری از متهمان مدعی اعمال فشار برای اخذ اعتراف و حتی شکنجه هستند؛ این ادعاها چگونه راستیآزمایی شده است؟ آیا متهمان به وکیل مستقل و انتخابی دسترسی داشتهاند؟بر اساس تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری، در جرائم امنیتی و در مرحله دادسرا، تنها وکلای معرفی شده از سوی قوه قضائیه امكان اعلام وکالت دارند. این تبعیض آشکار، به دلایل متعدد، اعتبار تحقیقات مقدماتی و آرای صادره را با تردید جدی مواجه میکند.https://ble.ir/jebheeslahatiran
فصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی، اصولی را به حقوق و آزادیهای فردی و اجتماعی اختصاص داده که با معاهدات بینالمللی الزامآور مانند منشور ملل متحد و میثاق حقوق مدنی و سیاسی نیز هماهنگ است.
از جمله این حقوق، برخورداری متهمان از دادرسی عادلانه است. جزئیات این حق، از لحظه بازداشت، تفهیم اتهام، حضور وکیل مستقل و انتخابی در تمام مراحل (بهویژه تحقیقات مقدماتی)، حق اعتراض به قرار بازداشت و نیز اعتراض به رأی دادگاه و درخواست اعاده دادرسی، در قوانین عادی بهتفصیل آمده است. هرگونه نقص، ابهام یا اجمال در هر یک از این مراحل، بهویژه در مجازاتهای غیرقابلبازگشت مانند اعدام، اعتبار رأی را خدشهدار میکند. پرهیز از شتابزدگی و سرعت غیرمنطقی در فرایند دادرسی، بهویژه در جرائم سیاسی همراه با مجازات مرگ، ضرورتی انکارناپذیر است.
ذات دادرسی عادلانه، احتیاط در ریختن خون انسان ها را ایجاب میکند؛ اصلی که در قرآن، سیره انبياء و اولیای الهی، فتاوای فقهی و قوانین اساسی و عادی بارها بر آن تأکید شده است. با این حال، اکنون شاهد هستیم که پرونده متهمان حوادث دیماه تنها در فاصله چند ماه به صدور و اجرای احکام اعدام انجامیده است. چنین شتابی در اجرای مجازات اعدام، با بسیاری از معیارهای اخلاقی، شرعی و قانونی سازگار نیست. جنابعالی اخیراً در مصاحبهای، دلیل این شتاب را «شرایط ویژه کشور» عنوان کردید و پیش تر نیز بارها بر رسیدگی سریع و بدون اغماض به این پروندهها تأکید داشتید.
جبهه اصلاحات ایران، ضمن ارج نهادن به تلاش دستگاه قضايى برای صیانت از امنیت و نظم عمومی، نگرانی عمیق خود را نسبت به صدور و اجرای احکام اعدام در فضای حساس کنونی و در شرایط شبهجنگی ابراز میدارد.
ما باور داریم که در هر شرایطی، حتی شرایط کنونی، ملاک اصلی عمل دستگاه قضا باید قانون باشد. از هیچیک از اصول قانون اساسی تجویز نقض حقوق بنیادین ملت در شرایط جنگی استنباط نمیشود. حاکمیت سیاسی در هر شرایطى مكلف به صیانت از حقوق مردم، از جمله حق دادرسی عادلانه است.
جنابعالی، همچون هر مسئول دیگری در جمهوری اسلامی، باید پاسخ دهید كه چگونه ممکن است تحقیقات مقدماتی پروندههایی با اتهامات سنگینی چون اقدام علیه امنیت ملی، جاسوسی، بغی، محاربه یا افساد فیالارض، تنها در چند ماه به سرانجام برسد و مبنای اتخاذ تصمیم قطعی قضایی قرار گیرد؟بسیاری از متهمان مدعی اعمال فشار برای اخذ اعتراف و حتی شکنجه هستند؛ این ادعاها چگونه راستیآزمایی شده است؟ آیا متهمان به وکیل مستقل و انتخابی دسترسی داشتهاند؟بر اساس تبصره ماده ۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری، در جرائم امنیتی و در مرحله دادسرا، تنها وکلای معرفی شده از سوی قوه قضائیه امكان اعلام وکالت دارند. این تبعیض آشکار، به دلایل متعدد، اعتبار تحقیقات مقدماتی و آرای صادره را با تردید جدی مواجه میکند.https://ble.ir/jebheeslahatiran
۲۳:۲۶
(۳)در پروندههای جرائم علیه اشخاص یا اموال، مانند قتل عمد، که مجازات سنگینی نیز دارند، فرایند رسیدگی با رويكرد حقوقى و وسواس قانونی سالها طول میکشد. حتی پس از قطعی شدن رأی، نه تنها خانواده قاتل، بلکه خود دستگاه قضا اغلب برای جلب رضایت اولیای دم و جلوگیری از اجرای قصاص تلاش میکند. دیوان عالی کشور نیز با پذیرش چندباره اعاده دادرسی، بر احتیاط و وزانت اخلاقى تصمیم نهایی میافزاید؛ متأسفانه اما در جرائم امنیتی، دقیقاً برعکس عمل میشود.
ما بر این باوریم که مجازات، فراتر از تنبیه صرف، کارکردی تربیتی و ترمیمی دارد و میتواند ابزاری برای بازگرداندن هنجارها، تقویت همبستگی ملی و بازسازی اعتماد عمومی باشد. در این چارچوب، پرهیز از اعدام تجویزی و استفاده از سازوکارهای عدالت ترمیمی، ضمن حفظ اقتدار قانون، فرصت ایجاد صلح جمعی و جدا کردن صفوف معترض از عناصر معاند را به تعبیر رهبر شهید فراهم میآورد.
شايستگى مجازات، منوط به پذیرش عمومی، باور به عدالت قاطع اما همراه با رعایت استانداردهای امنیت قضایی، دادرسی عادلانه، محاکمات علنی و دسترسی آزاد به وکیل است. این مؤلفههاست که آرامش افکار عمومی و اطمینان جمعی را به همراه دارد.
مردم ایران از مسئولان امر انتظار دارند که همبستگی ملی را با احترام به رواداری و تکثر و پاسداری از حقوق فردی و عمومی ولو در شرایط اضطراری جنگی تضمین کنند و در بحبوحه منازعه خارجی و هجمه به تمامیت ارضی و موجودیت کشور، ثبات و اتکا به قدرت مردمی را با صیانت از حقوق اساسی و آزادی های بنیادین پیوند بزنند.
با توجه به ضرورت انسجام اجتماعی و جلوگیری از گسترش شکافهای داخلی، جبهه اصلاحات ایران بهشدت توصیه میکند از مجازات اعدام – جز در موارد نادر و استثنایی مانند جنایت علیه بشریت – پرهیز شود و سیاست جنایی کشور بر پایه همبستگی و عدالت ترمیمی تدوین و اجرا گردد.
از سوی دیگر، مدتهاست که شاهد صدور احکام توقیف و مصادره اموال معترضان داخل و خارج کشور بدون محاکمه و در تناقض با اصول قانونگذاری و فلسفه مجازات هستیم؛ حال آنکه حق مالکیت از حقوق بنیادین افراد است و هرگونه تعرض به آن ممنوع است و در شرایط کنونی کشور، این امر ناامنی شدید اقتصادی را نیز به دنبال خواهد داشت.
جبهه اصلاحات ایران اگرچه برخورد قاطع با مجرمان را برای حفظ نظم و امنیت عمومی لازم میداند، اما باور دارد که نقض قواعد حقوقی و تضعیف دادرسی عادلانه – که با تضییع حقوق انسانی متهمان همراه است – در بلندمدت هدف یادشده را ناکام میگذارد و سرمایه اجتماعی حاکمیت را کاهش خواهد داد.
از این رو، امید میرود با در نظر گرفتن فلسفه مجازات و شرایط خاص کشور، تصمیمات قضایی بر پایه عدالت، ترمیم اجتماعی و همگرایی ملی اتخاذ شود و تجربهای مثبت در جهت تقویت انسجام و امنیت پایدار فراهم آید. همچنین انتظار داریم با اقدام مقتضی و صدور دستور لازم، جلوی تداوم روند کنونی گرفته شود و راه هرگونه سوءاستفاده رسانههای معاند و دشمنان ایران مسدود گردد.جبهه اصلاحات ایران۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵https://ble.ir/jebheeslahatiran
ما بر این باوریم که مجازات، فراتر از تنبیه صرف، کارکردی تربیتی و ترمیمی دارد و میتواند ابزاری برای بازگرداندن هنجارها، تقویت همبستگی ملی و بازسازی اعتماد عمومی باشد. در این چارچوب، پرهیز از اعدام تجویزی و استفاده از سازوکارهای عدالت ترمیمی، ضمن حفظ اقتدار قانون، فرصت ایجاد صلح جمعی و جدا کردن صفوف معترض از عناصر معاند را به تعبیر رهبر شهید فراهم میآورد.
شايستگى مجازات، منوط به پذیرش عمومی، باور به عدالت قاطع اما همراه با رعایت استانداردهای امنیت قضایی، دادرسی عادلانه، محاکمات علنی و دسترسی آزاد به وکیل است. این مؤلفههاست که آرامش افکار عمومی و اطمینان جمعی را به همراه دارد.
مردم ایران از مسئولان امر انتظار دارند که همبستگی ملی را با احترام به رواداری و تکثر و پاسداری از حقوق فردی و عمومی ولو در شرایط اضطراری جنگی تضمین کنند و در بحبوحه منازعه خارجی و هجمه به تمامیت ارضی و موجودیت کشور، ثبات و اتکا به قدرت مردمی را با صیانت از حقوق اساسی و آزادی های بنیادین پیوند بزنند.
با توجه به ضرورت انسجام اجتماعی و جلوگیری از گسترش شکافهای داخلی، جبهه اصلاحات ایران بهشدت توصیه میکند از مجازات اعدام – جز در موارد نادر و استثنایی مانند جنایت علیه بشریت – پرهیز شود و سیاست جنایی کشور بر پایه همبستگی و عدالت ترمیمی تدوین و اجرا گردد.
از سوی دیگر، مدتهاست که شاهد صدور احکام توقیف و مصادره اموال معترضان داخل و خارج کشور بدون محاکمه و در تناقض با اصول قانونگذاری و فلسفه مجازات هستیم؛ حال آنکه حق مالکیت از حقوق بنیادین افراد است و هرگونه تعرض به آن ممنوع است و در شرایط کنونی کشور، این امر ناامنی شدید اقتصادی را نیز به دنبال خواهد داشت.
جبهه اصلاحات ایران اگرچه برخورد قاطع با مجرمان را برای حفظ نظم و امنیت عمومی لازم میداند، اما باور دارد که نقض قواعد حقوقی و تضعیف دادرسی عادلانه – که با تضییع حقوق انسانی متهمان همراه است – در بلندمدت هدف یادشده را ناکام میگذارد و سرمایه اجتماعی حاکمیت را کاهش خواهد داد.
از این رو، امید میرود با در نظر گرفتن فلسفه مجازات و شرایط خاص کشور، تصمیمات قضایی بر پایه عدالت، ترمیم اجتماعی و همگرایی ملی اتخاذ شود و تجربهای مثبت در جهت تقویت انسجام و امنیت پایدار فراهم آید. همچنین انتظار داریم با اقدام مقتضی و صدور دستور لازم، جلوی تداوم روند کنونی گرفته شود و راه هرگونه سوءاستفاده رسانههای معاند و دشمنان ایران مسدود گردد.جبهه اصلاحات ایران۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵https://ble.ir/jebheeslahatiran
۲۳:۲۹