بله | کانال جوک و خنده ویدیو خنده دار
عکس پروفایل جوک و خنده ویدیو خنده دارج

جوک و خنده ویدیو خنده دار

۱۵۵ عضو
جفر و زنش ميرن پيك نيك!
زنش ميگه بشينم زير اون درخت خوبه؟ جفر ميگه نه همين وسط جاده پتو بنداز امن تره.
زنش ميگه اينجا ماشين میزنمون، خلاصه بعد از مقداري بحث پتو ميندازن وسط جاده...
بعد چند لحظه يه كاميون مياد طرفشون هر چي بوق ميزنه اونا از جاشون تكون نميخورن كاميونه هم فرمونو ميپيچونه ميره تو درخت!
جفر به زنش ميگه بیا اگه زير او درخت بودیم حالا مرده بودیم.undefinedundefined


@Jok1jok2

۱۳:۰۵

ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻭﻣﺪ ﺗﻮ ﮐﻮﭼﻪ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﭼﺎﻗﻮ ﺑﺨﺮﻩ ﺍﺯ ﻭﺍﻧﺘﯽ
ﯾﺎﺭﻭ ﭼﺎﻗﻮ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﻫﻨﺪﻭﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﻮﺑﻪ ؟ undefinedﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﺧﻮﺑﻪ undefinedﺍﺯ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺳﺎﻟﻤﺸﻮ ﺑﺪﯾﻦ undefined



3 ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺯ ﻣﺤﻞ ﺍﺛﺎﺙ ﮐﺸﯽ ﮐﺮﺩﻥ undefinedﻭﺍﻧﺘﯿﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﭘﯿﺪﺍﺍ ﻧﺸﺪﻩ ... undefinedﺷﺎﮔﺮﺩﺷﻢ ﺭﻓﺘﻪ ﺭﻭ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﻤﯿﺎﺩ ﭘﺎﯾﯿﻦ
تا میگی هندونه جیغ میکشه undefinedundefinedundefined

@ ‌‌‌‌‌Jok1jok2 undefined. ‌‌‌‌‌‌

۱۳:۰۷

thumbnail
عالیه undefined@Jok1jok2 کانال رو به بقیه معرفی کنید

۲۰:۱۳

بازارسال شده از دیده بان مردم
. undefined🧱undefinedمرد جوانی که به تازگی یک خودروی اسپرت و فوق‌العاده گران‌قیمت خریده بود، با سرعت و غرور در خیابان رانندگی می‌کرد. او صدای موسیقی را زیاد کرده بود و از اینکه همه به ماشینش خیره شده بودند، لذت می‌برد.ناگهان صدای «بوم!» وحشتناکی شنید و حس کرد چیزی محکم به در ماشینش برخورد کرد.مرد با عصبانیت ترمز دستی را کشید، پیاده شد و دید که درِ سمت شاگرد تو رفته و خط عمیقی برداشته است.اطراف را نگاه کرد و پسربچه‌ای لاغر و هراسان را دید که کنار دیوار ایستاده و می‌لرزد، و یک پاره‌آجر در دستش است.مرد که خون جلوی چشمانش را گرفته بود، به سمت پسر هجوم برد، یقه او را گرفت و به دیوار کوبید و فریاد زد:«احمق! چه غلطی کردی؟ می‌دانی هزینه صافکاری این خط چقدر است؟ تو و کل خانواده‌ات را باید بفروشند تا پول این را بدهند! الان می‌کشمت!»پسربچه در حالی که اشک می‌ریخت و دستانش را به علامت تسلیم بالا برده بود، با گریه و التماس گفت:«آقا... تو رو خدا مرا نزنید... ببخشید... مجبور شدم!من مدت زیادی است که اینجا ایستاده‌ام و دست تکان می‌دهم، داد می‌زنم، اما هیچکس نمی‌ایستد... هیچکس ترمز نمی‌کند... سرعت همه زیاد است...»راننده با خشم گفت: «به درک! این مجوز می‌شود که ماشین مردم را داغان کنی؟»پسربچه با انگشت لرزانش به بوته‌های کنار جدول اشاره کرد و گفت:«برادر بزرگم... او فلج است.داشتیم از خیابان رد می‌شدیم که ویلچرش واژگون شد و او افتاد توی چاله کنار جدول.او سنگین است، من زورم نمی‌رسد بلندش کنم... او زخمی شده و دارد خون می‌آید...سنگ پرتاب کردم تا شما مجبور شوید بایستید... خواهش می‌کنم کمکم کنید برادرم را توی ویلچر بگذارم، بعد هرچقدر خواستید مرا کتک بزنید...»خشکمی در گلوی مرد گیر کرد. دستش شل شد و یقه پسر را رها کرد.به سمت بوته‌ها رفت و دید نوجوانی فلج روی زمین افتاده و صورتش خونی است.مرد با کمک پسرک، برادر فلج را بلند کرد، روی ویلچر نشاند و با دستمال گران‌قیمتش خون صورت او را پاک کرد.پسرک دست مرد را بوسید و گفت: «ممنونم آقا... خدا خیرتان بدهد. حالا اگر می‌خواهید پلیس خبر کنید.»مرد سرش را پایین انداخت، هیچ نگفت و آرام به سمت ماشینش برگشت.او هرگز آن تو رفتگیِ روی درِ ماشینش را تعمیر نکرد.او می‌خواست آن خرابی همیشه جلوی چشمش باشد تا یک درس بزرگ را فراموش نکند:«در زندگی آنقدر تند نرو که برای متوقف کردنت، مجبور شوند به سویت سنگ پرتاب کنند.»نتیجه اخلاقی:خداوند گاهی با ما حرف می‌زند؛ اول با اشاره، بعد با تلنگر، و اگر نشنویم، با سنگ!مشکلات ناگهانی زندگی، گاهی همان "سنگ‌هایی" هستند که می‌خواهند ما را متوقف کنند تا ببینیم چه کسی کنار جاده افتاده و به کمک ما نیاز دارد.قبل از برخورد سنگ، صدای ناله‌های اطرافیانمان را بشنویم.یک چالش بیداری:همین الان کمی سرعت زندگی‌ات را کم کن.به اطرافت نگاه کن؛ شاید همسر، فرزند یا دوستی در کنار تو "افتاده" و صدایش در نمی‌آید، اما تو آنقدر غرقِ خودت هستی که نمی‌بینی.
به اشتراک بگذار تا صدای سنگ‌ها را بشنویم. 🧱undefinedundefined

۱۲:۴۴

بازارسال شده از 😈 خنده پارک 👻
thumbnail
بهروز شعبه اصلی undefined

عضویت رو بزن و خنده پارکی شو undefinedundefinedundefined@khandepark

۱۲:۰۸

بازارسال شده از منو بابام :)
thumbnail
یه ایرانی که داره سیگارش رو با پرچم آتیش گرفته اسرائیل روشن می‌کنه. اطلاعات دیگه‌ای از این ایرانی در دست نیست چون عکسش پخش شده احتمالاً باباش جرش داده تا حالا.@mnvababam

۱۲:۰۸

بازارسال شده از طنزیم
من: خیلی بدبختم.چت جی‌پی‌تی: می‌خوای از بدبختی‌هات برات یه جدول درست کنم؟!
undefinedفاطمه آرامیundefinedطنزیم| @tanzym_ir

۱۲:۰۹

بازارسال شده از کانال رسمی دکتر زینب برکتی
thumbnail

۱۲:۰۹

بازارسال شده از کانال رسمی دکتر زینب برکتی
thumbnail

۱۲:۰۹

بازارسال شده از 😈 خنده پارک 👻
thumbnail
به هر چیزی فکر میکردم الا اینundefined

عضویت رو بزن و خنده پارکی شو undefinedundefinedundefined@khandepark

۱۲:۰۹

بازارسال شده از فقیهی تِک |گجت| ایرپاد|پاوربانک
thumbnail
خب چراundefinedundefinedundefined

Admin undefined : #mr

باحال بود✯☜undefined
باحال نبود✯☜undefined
undefined 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝗻𝗼𝘄 ➪ Atlas_meme

۱۲:۱۰

بازارسال شده از فقیهی تِک |گجت| ایرپاد|پاوربانک
thumbnail
یادش بخیر

Admin undefined : #mr

باحال بود✯☜undefined
باحال نبود✯☜undefined
undefined 𝗝𝗼𝗶𝗻 𝗻𝗼𝘄 ➪ Atlas_meme

۱۲:۱۰

بازارسال شده از 『 عجایب جهان 😳 』
thumbnail
undefinedبسته بندی عجیب ماده مخدر قارچ، برای فروش در آمریکا در سال ۱۹۷۰ که روی اون نوشته:
"با این، با سفینه ها و بیگانگان فضایی در ارتباط شوید"undefined
عجایـundefinedـب בنیا | 𝘼𝙟𝙖𝙮𝙚𝙗𝘿𝙤𝙣𝙞𝙮𝙖

۱۲:۱۰

بازارسال شده از دیده بان مردم
اگه من رییس قوه قضائیه بودم





همه ماشین لباسشوئی ها رو به جرم پولشوئی دستگیر میکردم undefinedundefined



میدونید تا حالا چقدر تراول بی زبون رو نابود کردنundefinedundefinedundefined

۱۲:۱۱

بازارسال شده از 『 عجایب جهان 😳 』
thumbnail
undefined وقتی موش از آدما به قاتل خودش پناه میبره !
یک خانواده این موش رو میخرن برای غذای روزانه مارشون و با اینکه میفهمن موش بار داره ولی باز میندازنش برای مار و میگن اشکال نداره بیشتر بخوره! ولی بعدش خانواده با صحنه عجیبی رو به رو شدند، موش به مار پناهنده میشه و مار که گویا میفهمه موش بارداره، اونو نمیخوره!
+ جالبه بدونید الان یک سال اونا باهم رفیقن و مار حتی، بچه‌های موش رو هم نخورده!

عجایـundefinedـب בنیا | 𝘼𝙟𝙖𝙮𝙚𝙗𝘿𝙤𝙣𝙞𝙮𝙖

۱۲:۱۱

بازارسال شده از منو بابام :)
آقای اسنپی جواب سلامم رو نداد، هفتاد ثواب من، صفر آقای اسنپی.
@mnvababam

۱۲:۱۱

بازارسال شده از 😈 خنده پارک 👻
thumbnail
چقد طبیعی رفتار کرد ولیundefinedundefined

عضویت رو بزن و خنده پارکی شو undefinedundefinedundefined@khandepark

۱۲:۱۱

بازارسال شده از 😈 خنده پارک 👻
thumbnail
اون فامیلمون که هیچ درکی از تکنولوژی ندارهundefinedundefined
عضویت رو بزن و خنده پارکی شو undefinedundefinedundefined@khandepark

۱۲:۱۱

بازارسال شده از 『 عجایب جهان 😳 』
thumbnail
رابرت چازبرو مخترع وازلین انقدر به اثر درمانی این پماد ایمان داشت که روزی یک قاشق وازلین میخورد،او در سن 50 سالگی دچار ذات الریه شد و تنها با مالیدن وازلین به بدنش خود را درمان کرد‌
عجایـundefinedـب בنیا | 𝘼𝙟𝙖𝙮𝙚𝙗𝘿𝙤𝙣𝙞𝙮𝙖

۱۲:۱۲

ن

۱۲:۵۹