یادش بخیر یه معلم داشتیم همیشه میگفت اگه درس رو نفهمیدین بهم بگین من صد بارم شده براتون توضیح میدم کارم همینه،
یبار گفتم متوجه نشدم گفت به جهنم




یبار گفتم متوجه نشدم گفت به جهنم
۶:۵۸
بابام اومده تو اتاقم
گفت :چشات چرا قرمزه
گفتم همونجا وایسا وقتی سبز شد حرکت کن
با چوب افتاد دنبالم






گفت :چشات چرا قرمزه
گفتم همونجا وایسا وقتی سبز شد حرکت کن
با چوب افتاد دنبالم
۶:۵۸
خانمه به شوهرش میگه: من پنج دقیقه میرم خونه اقدس خانم باهاش حرف بزنم
تو هر نیم ساعت یک سری به غذا بزن
تو هر نیم ساعت یک سری به غذا بزن
۶:۵۹
بدبختی فقط اونجاش که تو مهمونی 2ساعت زوم کردی که فرصتی پیش بیاد
تا یه موز برداری
همون لحظه میزبان برمیگرده میگه چرا چیزی نمیخوری
یه سیب پوست بکن





تا یه موز برداری
همون لحظه میزبان برمیگرده میگه چرا چیزی نمیخوری
یه سیب پوست بکن
۷:۰۰
آرامش یعنی وقتی میخوام خرید کنم و کارت
میکشم از زدن یه صفر اضافی نمیترسم چون
قطعا تو حسابم اونقدر پول نیست
میکشم از زدن یه صفر اضافی نمیترسم چون
قطعا تو حسابم اونقدر پول نیست
۷:۰۰
دختره ميگه:هر بار تصادف ميكنم بابام ميگه قربون دخترم بشم كه داره با تجربه ميشهاونوقت من يبار زنگ زدم به بابام گفتم تصادف كردم گفت يه خط رو ماشين افتاده باشه به ابالفضل پارت ميكنم.گفتم بابا ما كه اصن ماشين نداريم.يه موتوري بهم زده تو بيمارستانم
۷:۰۱
رفتم آشغالا رو بندازم سطل آشغال گوشی ام دستم بود اشتباهی گوشی رو انداختم
پریدم تو سطل آشغال دنبال گوشی هرکی از جلوم رد میشد
میگفت پسر فلانیهها ببین بعد 12 سال درس خوندن کارش به کجا رسید


پریدم تو سطل آشغال دنبال گوشی هرکی از جلوم رد میشد
میگفت پسر فلانیهها ببین بعد 12 سال درس خوندن کارش به کجا رسید
۷:۰۱
دوتا خانم با هم ۱۵سال زندان بودنحکم آزادی یکیشون اومد
موقعی که داشت وسایلاشو جمع میکرد رو به دوستش کرد و گفت:
اقدس حالا بقیشو اومدی بیرون برات تعریف میکنم

موقعی که داشت وسایلاشو جمع میکرد رو به دوستش کرد و گفت:
اقدس حالا بقیشو اومدی بیرون برات تعریف میکنم
۷:۰۱
حتی اگه آخرین آدم روی کره ی زمین باشم و هندزفری تو گوشم باشه
باز احساس میکنم یکی داره صدام میزنه









باز احساس میکنم یکی داره صدام میزنه
۷:۰۲
رفته بودیم مجلس ختم میخواستم به صاحب عزا بگم غم اخرتون باشه گفتم دفعه اخرتون باشه!
حالا من هیچی، اون چرا گفت چشم؟


حالا من هیچی، اون چرا گفت چشم؟
۷:۰۲
شوهر : قوطی چایی کجاست
زن : شما مردا توی عمرتون نمی تونین چیزی رو به تنهایی پیدا کنید
چایی تو کابینت ادویه هاست،تو قوطی كاكائو که روش نوشته نمک







زن : شما مردا توی عمرتون نمی تونین چیزی رو به تنهایی پیدا کنید
چایی تو کابینت ادویه هاست،تو قوطی كاكائو که روش نوشته نمک
۷:۰۲
ﺩﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻔﻮﻥ ﺩﺍﺭﻥ ﻣﻨﻮ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﯾﯽ ﮐﻨﻦ
ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻔﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻭﺻﻞ ﺑﺸﻢ ﻧﻤﯿﺸﻪ
.
.
.
ﺩﮐﻤﺸﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺩﺭ ﺣﯿﺎﻁ ﺑﺎﺯ میشه..




ﻫﺮ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺑﺎ ﺍﯾﻔﻮﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻭﺻﻞ ﺑﺸﻢ ﻧﻤﯿﺸﻪ
.
.
.
ﺩﮐﻤﺸﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺩﺭ ﺣﯿﺎﻁ ﺑﺎﺯ میشه..
۷:۰۳
اسکار بهترین پیش بینی دنیا هم میرسه
به معلم های دبیرستانمون
که میگفتن شماها هیچی نمیشین



به معلم های دبیرستانمون
که میگفتن شماها هیچی نمیشین
۷:۰۳
یه دختره تو پمپ بنزین ازم پرسید:تنظیم بادمجانی یعنی چی؟منم باتعجب گفتم :تنظیم بادمجانی؟؟؟؟!!!!!
گفت بله اونجا رو تابلو نوشتهنگاه کردم دیدم نوشته تنظیم باد، مجانی.
الان سه روزه با کارگرای پمپ بنزین زدیم به کوه و بیابون ا:
گفت بله اونجا رو تابلو نوشتهنگاه کردم دیدم نوشته تنظیم باد، مجانی.
الان سه روزه با کارگرای پمپ بنزین زدیم به کوه و بیابون ا:
۷:۰۴
رفتم مغازه اسد بقال یه دخترا اومد تو هول شد !!
گفت : سلام عدس آقا اسد دارین ؟
من فشارم افتاد از خنده اسد آقا افتاد مردعدس هم دیگه میگه من عدس نیستم اسدم


گفت : سلام عدس آقا اسد دارین ؟
من فشارم افتاد از خنده اسد آقا افتاد مردعدس هم دیگه میگه من عدس نیستم اسدم
۷:۰۵
سیم مودم و کولر رو جوری تنظیم کردم که وقتی کولر رو روشن می کنی مودم خاموش میشه...
اینو از گروه بابا ها دزدیدم داشتن چیز یاد هم میدادن







اینو از گروه بابا ها دزدیدم داشتن چیز یاد هم میدادن
۷:۰۵
زنگ زدم خونه خواهرم، بچه خواهرم گوشی رو برداشت.
گفتم: سلام،بگومامانت صحبت کنه.گفت: نمیشه،داله گلیه می تونه :گفتم: بابات کجاست؟گفت: دم دله،داله با آقا پلیسه صحبت می تونه.گفتم: داداش حامد کو؟ گفت: اونم لفته بیمالستانالو بگلده.
درحالی که داشتم ازشدت نگرانی سکته می کردم،بلند گفتم: مگه چی شده؟گفت: من گم شدم.گفتم: مگه الان کجایی؟گفت: زیل تخت...
تف تو رووحت بچه..









گفتم: سلام،بگومامانت صحبت کنه.گفت: نمیشه،داله گلیه می تونه :گفتم: بابات کجاست؟گفت: دم دله،داله با آقا پلیسه صحبت می تونه.گفتم: داداش حامد کو؟ گفت: اونم لفته بیمالستانالو بگلده.
درحالی که داشتم ازشدت نگرانی سکته می کردم،بلند گفتم: مگه چی شده؟گفت: من گم شدم.گفتم: مگه الان کجایی؟گفت: زیل تخت...
تف تو رووحت بچه..
۷:۰۶
شبکه نسیم داشت سیرک نشون میداد یارو یه حلقه دستش بود گاوا به نوبت از تو حلقه میپریدن!
بابام با حسرت نگام کرد و یه آهی کشید و گفت اینا گاو رو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم


بابام با حسرت نگام کرد و یه آهی کشید و گفت اینا گاو رو تربیت کردن ما هنوز تو تربیت تو موندیم
۷:۰۶
تو مترو بغلیم سرش تو گوشیم بود تو تایپ نوشتم گوشیمو نگا نکن زد پس گردنم گفت من کی نگا کردم.
۷:۰۶
روز خوش 
پایان فعالیت 

۷:۰۷