تو از قلبِ پریشانی آمدیتا تسکین دهی تب و دردم راو من درختی بودم که در جشنِ انگشتانتمیسوختم از اشتیاقمن از لبهای تو متولد شدهامو زندگیام از تو آغاز میشود.
«لویی آراگون»
@jore_ye_deegar
۱۸:۳۹
هزار بار گفتمبا این بادهای هرزه نپربه آنها نخ نده
حالابالای آن دکلبا سیمهای لخت فشار قویدست و پنجه نرم کن.بادبادک جوان
«سعید بیابانکی» @jore_ye_deegar
۱۹:۱۰
مگر پروانهام یارا که سوزاندی وجودم رامگر شمعی که سوزانم به پایت هست و بودم را
منم آن شاعر غمگین خلوت آشنا که امشبکنم تقدیم در پای خیال تو سرودم را
نه پیکی میرسد از کوی تو هرگز نه پیغامیچرا پاسخ نمیگوئی سلامم را درودم را
هوا سرد است و دل سرد است و بازار وفا سرد استدر این سرمای طاقت سوز یخ بسته وجودم را
نه تنها رشته افکار من بگسسته موج غمجدا میسازد از هم رشتههای تار و پودم را
خوش آمد چشم شورم را ز وصل و وصل شد هجرانزنم داغی ز میل نادری چشم حسودم را
نخواهم شکوه هرگز کرد از معشوق خود سالکمبادا از نسیمی بشنود گفت و شنودم را
«سالک یزدی»
@jore_ye_deegar
۱۹:۲۴
۱۹:۵۶
همه دلها به هوای دیدار تو قرار ندارندای خورشید!برون آ ز ابرجهانی منتظرند
«امالبنین دهقان»
@jore_ye_deegar
۱۹:۵۷
من قطرهی بارانم،ابرم،بادم،باغ و گلستانم،چشم انتظار تو،که آفتاب نگاهت را بر من بتابانی...
«سعید فلاحی»
@jore_ye_deegar
۱۹:۵۷
ای که بوی باران شکفته در هوایتیاد از آن بهاران که شد خزان به پایتشد خزان به پایت بهار باور منسایه بان مهرت نمانده بر سر منجز غمت ندارم به حال دل گواهیای که نور چشمم در این شب سیاهیچشم من به راهت همیشه تا بیاییباغ من بهارم بهشت من کجایی؟جان من کجاییکجاییکه بی تو دل شکسته امسر به زانوی غم نهادهام، به گوشه ای نشستهامآتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوامانده با نگاهی به راهی که میرود به ناکجاای گل آشنا بیابیقرارم بیاوای از این غم جدایی…
«قیصر امینپور»
@jore_ye_deegar
۱۹:۵۹
عشق را بـا خـون خـود کردی تـو معنـا ای شهیـد!خـویـش را بـردی بـه اوج عـرش اعـلا، ای شهید!
زنـدگی تسلیم ِ تـو شد، مــرگ خــالی از عــدمزنـدهتــر از تـو نمیبینـم بـه دنیــــا ای شهیـــــد!
مثـل دریــائی کـه از تـو مـــــی وزد حُـجب و حیــامثــل گلزاری کــــه میبینـم مصفّــا ای شهیــد!
« راه صد ساله به یک شب... » یعنی اینکه تا خدادر صف ِ مستان شدی یک عمر شیدا ای شهید!
در کـلاس عشـق تــو، استــادهــا بنشستــهاندکـــز تـو آمـوزنــد ســــرمشق ِ الفبـــا، ای شهید!
نــور میپــاشی بسان ِ مــاه بــــر قصر امـلعشـق می نوشد ز تـو عــاشقترین ها ای شهید!
«ابوالفضل دادا»
@jore_ye_deegar
۱۹:۲۴
برای بیان عشقهمواره نیازی بهواژههای عاشقانه نیستبلکه زیر و بم و اشک و لبخند لازم است.
«کریستین بوبن»
@jore_ye_deegar
۱۹:۲۷
دوستت داشتمگویی هنوز هم دوستت میدارمو این احساس مدتی پابرجاستاما بگذار عشقمبیش از این تو را نیازاردآرزویم این نیست که سبب درد و رنج تو باشمدوستت داشتم و با تو شناختم نومیدی رارشک و شرم را، اگرچه بیهودهدر جستجوی عشقی لطیفتر و حقیقیتر از عشق من باشچرا که خدا به تو بخشیدهفرصت دوباره عاشق شدن را...
الکساندر پوشکین»
@jore_ye_deegar
۲۰:۲۰
D1739062T12996164(Web).mp4
۲۹:۲۵-۱۳.۸۶ مگابایت
۲۰:۲۱
تو قاسم بودی و یک سلیمانی و اشتریپیکری پاره و جامانده دست و انگشتری
خبر دارم که غوغایی از قاسم میآیددارد صدای روضهای از کربلا میآید
در میان آن آتش و خیمههاعلی استخوان در گلو با بغض میآید
حق دارد، در راه حق بییاور شودمالکش در خون خدا غرق تماشا شود
این درد در این واژهها وصف نمیشودآتش بگیر تا این احساس به جانها رسد
قبل از آنکه چشم تو به خواب رودچشمها همه در خواب ناز بودند
وجودت مایهی آرامش و امنیت بودیک سلیمانی پدر یک ملت ایرانی بود
تمام افتخارمان سربازی در رکابت بوددل علی تنها به لبخند مالک خوش بود
چه دعایی کردی در ولادت عمهی ساداتکه سرت در آغوش حسین بن علی(ع) بود
هم شهادتت مبارک گشت و هم روزتجمعه بود و چشم انتظاری برای ظهورش
یک قاسم سلیمانی شدن کم نبودتمام جهان به یکباره سلیمانی شدن
«حامد عقیلی»
@jore_ye_deegar
۱۹:۱۹
مست شو از جامِ بیپایان عشقدر طریقت، ساقیِ مستان علی است
کردگارم، عاشقِ آشفتگی استمقتدای عشق سربازان، علی است
«آیه و آینه، ابوالقاسم عبدالهیان»تولد امام علی (ع)، روز مرد و پدر مبارک باد.
@jore_ye_deegar
۱۹:۳۳
هیچ میدانی که گاهی از غمت تب میکنمخاطرت را در خیالم هی مرتب میکنم
مینشانم لحظهها را توی قاب سرنوشتبا امید نامههایت روز را شب میکنم
«سهیلا عزیزی نصرآبادی»
@jore_ye_deegar
۱۸:۳۵
D1739062T12997901(Web).mp4
۲۸:۱۹-۱۳.۳۴ مگابایت
۱۸:۳۸
عشق، حیرت و گریز و بیتابی یک دور افتاده است برای پیوستن، برای تجدید اتّصال. نالهی نی خشک و بریده و غریب، در آرزوی بازگشت به نیستان.
«نیایش، علی شریعتی»
@jore_ye_deegar
۲۰:۰۰
تنفسِ آرامفرد آرام در هر دقیقه تنها ۵ تا ۸ بار تنفس میکند، با کُند کردن تنفس و رسیدن بدین حد،به سرعت احساس آرامش میکنید.
«کتاب کوچک آرامش، پاول ویلسون»
@jore_ye_deegar
۲۰:۰۳
اگر شاعر بودماز عشق برای چشمان خالصات که همچو آبی خالص در حوضی مرمرین است، شعری میسرودم.
و در شعر آبم این چیزی بود که مینوشتم:
"چشمانات را میشناسم از آنکه مرا پاسخی نمیدهندتنها مینگرند و هنگام که میبینندسوالی نمیپرسندچشمان خالصات، آرام و پر نورندنوری خوب از دنیایی شکوفانکه روزگاری از چشمان مادرم دیدهام."
«آنتونیو ماچادو»
@jore_ye_deegar
۱۸:۵۸
D1739062T12999863(Web).mp4
۲۹:۳۲-۱۳.۹۲ مگابایت
۱۹:۰۲
و اگر به شاخهای علف بدل میشدممرا در موهایت پنهان میکردی؟مرا به آن سوی دروازه میبردی؟راه که میرفتی با تو بودمو از مخفیگاهمدر گوش تو قصهی عشق میخواندماما آه که فراموش کرده بودمچقدر شانه زدن موهایت را دوست میداریتا تکههای علف را به پرواز درآوری
«دیوید فار»
@jore_ye_deegar
۱۹:۴۹