ای درختدلتنگ مباشبادی که برگهای زرد تو رابه کوچههای سردِ غربت کشاندمامورِ پاییز بودروزیبا لباس گرم بهاربه ملاقاتِ شکوفههایتباز خواهد گشت
«ایوب علینیا»
@jore_ye_deegar
۱۹:۲۱
یک روز معمولییک روز معمولی که هیچ مناسبتی خاصی در آن نیست، روز تولد، عید یا تعطیلی نیست و هیچ اتفاقی هم نیفتاده که بخواهید عذرخواهی کنید، به دوستتان گلی هدیه بدهید.از خدا به خاطر لطف و کمکهایش که همیشه جاری است، حتی موقعهایی که سزاوار آن نیستیم، سپاسگزاری کنید.
«خدا نزدیک است، دندی دیلی مککال»
@jore_ye_deegar
۱۹:۲۳
از دور صدایِ ربنا میآید آوایِ خوشِ خدا خدا میآید
آمد رمضان مست شوید از کرمش رحمت ز خدا چه بیصدا میآید «جرعه ای دیگر، ابوالقاسم عبدالهیان»حلول ماه رمضان مبارک باد.
@jore_ye_deegar
۱۹:۲۹
من بیقرارم؛ تو قرارم باش ای عشقتنها قرار بی قراران؛ باش ای عشقمرغان پر بسته چه میدانند پروازمن عاشق پروازم و پس باش ای عشق
«حسنعلی فرهادی فر»
@jore_ye_deegar
۱۴:۲۸
جمعهای خواهی آمد سوار بر مرکب نورجمعهای خواهی آمد از راه پر غرورجمعهای که این جهان سوت و کورمیشود از نور ماه چشمانت پر ز نورجمعهای با نقشهای زیبای امیدواریبر دیوار ترک خورده دنیای فانیجمعهای با بارانی در دستش رنگین کمانبوی نم شادابی برای مردم غم زده زمانجمعهای با یک بغل گلهای حمایتدر باغهای به انتظار نشسته عدالتجمعهای با آفتابی به رنگ سخاوتبر مردم جهان میپاشی نور سعادتجمعهای که شمعهای خوشبختینور میتاباند بر کلبههای بدبختیجمعهای که قلب سیاه قساوتمیشود سرشار از سخاوتجمعهای که هر هفته میآید منتظر حضورستجمعهای که میآید اکنون، وقت ظهورست
«ژیلا شجاعی»
@jore_ye_deegar
۱۶:۵۸
نماز روزه خوشی برای شما آرزومندیمسی روز بیتوقف برانید
جاده آنچنان که میبینید خلوت نیستاز وسوسه تکبر خود بکاهید
کارگران همچنان مشغول کارند مراعات فرمایید
جاده محل عبور حیوانات وحشی استاز سرعت مطمئنه تخطی نفرمایید
«مهدی قربانی»
@jore_ye_deegar
۱۷:۰۰
لباسی با طرح کودکانهگاهی لباسی با طرحهای کودکانه بپوشید.چنین کاری یادآور روزهای شادِ زندگی است.
«کتاب کوچک آرامش، پاول ویلسون»
@jore_ye_deegar
۱۹:۲۷
مادرم روی سرم قرآن گرفتآیهها در پیش چشمم جان گرفت
ابرها از چارسو گرد آمدندرفتم و پشت سرم باران گرفت...
«عمران صلاحی»
@jore_ye_deegar
۱۹:۳۰
بزرگی و کوچکی عمل ارزش ندارد. جهت عمل است که ارزش دارد.«جهتگیری طبقاتی، علی شریعتی»
@jore_ye_deegar
۱۹:۰۳
نه قیاس، نه استقراءچهارپایانبر چهار پای و چهار ناخنمن بر دو پای برهنهام در آب و پشت گاو آهن آواز میخوانمو درخت بر یک پای ایستاده هیچ نمیگوید.
«بیژن نجدی»
@jore_ye_deegar
۱۹:۰۷
اى که شعرت شعر ناب عاشقیستشینِ شعرت اَلْفَباىِ زندگیستهر کلامت میبرد غمهاى مامیشود آرامش شبهاى مامصرعى گفتى و بردیمان به اوجراهى دریا شدیم بىترس موجقلب بیغش داری اما پر تپشدشتی از غم در دل اما بیتنشطبع گرمت آتش عشق است و بسطنز و تلخت هر دو زیبا بود و هستگشته جاری از لبت از دفترتجویباری از لغت از معرفتهمچو آهنگی ظریفیهمچو یک
«فتاح فتحی»
@jore_ye_deegar
۱۸:۲۴
۲۰:۱۴
روزها را به خاطر نمیآوریملحظات است که به یاد میمانندغنای زندگیدر خاطرات، خفته استخاطرات را فراموش کردهایمفراموش کردهایفراموش کردهام...
«چزاره پاوزه»
@jore_ye_deegar
۲۰:۱۷
۱۹:۲۷
بـر هــر نفست اشاره دارد رمضانبر عشق و عطش نظاره دارد رمضان
در ظلمت بیکرانهی شبهامان دریا دریا ستاره دارد رمضان...
«سعید میری»
@jore_ye_deegar
۱۹:۳۰
از راست، صدای گفتوگو میآیدوز چپ، همه بانگ، هایوهوی میآید
بیگانه ز هر دو، من سراپا گوشمکآواز تو از کدام سو میآید
«حسین منزوی»
@jore_ye_deegar
۱۹:۴۳
باد در همین حوالی میتازد...اتشی میخواهم........به یک رنگی...به جولان گاه خوشبختی...باد میتازدو میدانم که میآید.
«الهام ایپچی حق»
@jore_ye_deegar
۱۹:۵۰
مینوشمت که تشنگیام بیشتر شودآب از تماس با عطشم شعلهور شود
آنگاه بیمضایقهتر نعره میکشمتا آسمان ِ کر شده هم با خبر شود
آنقدرها سکوت تو را گوش میدهمتا گوشم از شنیدن ِ بسیار کر شود
تو در منی و شعرم اگر «حافظانه» نیست«عشقت نه سرسری ست که از سر به در شود»
آرامشم همیشه مرا رنج دادهاستشور خطر کجاست که رنجم به سر شود؟
مرهم به زخم ِ بسته که راهی نمیبردکاشا که عشق مختصری نیشتر شود
«علیمحمد بهمنی»
@jore_ye_deegar
۱۹:۴۰
چون سرمه میوزی قدمت روی دیدههاستلطف خط شکسته به شیب کشیدههاست
هرکس که روی ماه تو را دیده، دیده استفرقی که بین دیده و بین شنیدههاست
موی تو نیست ریخته بر روی شانههاتهاشور شاعرانه شب بر سپیدههاست
من یک چنار پیرم و هر شاخهای ز مندستی به التماس به سمت پریدههاست
از عشق او بترس غزل مجلسش نروامروز میهمانی یوسف ندیدههاست
«حامد عسکری»
@jore_ye_deegar
۱۹:۴۶
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
وَ قَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَ لُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ وَ لَيَزِيدَنَّ كَثِيرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ طُغْيَانًا وَ كُفْرًا وَ أَلْقَيْنَا بَيْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَ الْبَغْضَاءَ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ كُلَّمَا أَوْقَدُوا نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللَّهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَسَادًا وَ اللَّهُ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ
ﻭ ﻳﻬﻮﺩ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺩﺳﺖ [ﻗﺪﺭﺕ] ﺧﺪﺍ [ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﺼﺮّﻑ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ، ﺗﺸﺮﻳﻊ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻭ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻥِ ﺭﻭﺯی] ﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺩﺳﺖ ﻫﺎﺷﺎﻥ ﺑﺴﺘﻪ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﻪ ﻛﻴﻔﺮ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﺑﺎﻃﻠﺸﺎﻥ ﺑﺮ ﺁﻧﺎﻥ ﻟﻌﻨﺖ ﺑﺎﺩ; ﺑﻠﻜﻪ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﮔﺸﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ [ﺑﻪ ﻫﺮ ﭼﻴﺰ ﻭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻛﺲ] ﻫﺮ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ، ﺭﻭﺯی ﻣﻰﺩﻫﺪ. ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎً ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺑﻪ ﺳﻮی ﺗﻮ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ، ﺑﺮ ﺳﺮکشی ﻭ ﻛﻔﺮ ﺑﺴﻴﺎﺭی ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﻰﺍﻓﺰﺍﻳﺪ. ﻭ ﻣﺎ ﻣﻴﺎﻥ [ ﻳﻬﻮﺩ، ﻧﺼﺎﺭی ﻭ ﮔﺮﻭﻩﻫﺎی ﺩﻳﮕﺮ] ﺁﻧﺎﻥ ﺗﺎ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﻛﻴﻨﻪ ﻭ ﺩشمنی ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻴﻢ. *ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﺁتشی ﺭﺍ ﺑﺮﺍی ﺟﻨﮓ [ ﺑﺎ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ] ﺍﻓﺮﻭﺧﺘﻨﺪ ﺧﺪﺍ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻛﺮﺩ*، ﻭ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺩﺭ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﺮﺍی ﻓﺴﺎﺩ ﻣﻰﻛﻮﺷﻨﺪ، ﻭ ﺧﺪﺍ ﻣﻔﺴﺪﺍﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ. (مائده، ٦٤)
@jore_ye_deegar
۸:۰۰