اگر واژهها ابزار فکر کردن باشند و رفتار آدمی حاصل فرایندهایی باشد که در ذهنش رخ میدهد، دور از انتظار نیست که واژهها بر رفتار نیز اثر بگذارند. آزمایشهای زیادی این واقعیت را تأیید کردهاند. یکی از جالبتوجهترین آنها در کتاب «فکر کردن، سریع و آهسته» شرح داده شده است [1]:
به تعدادی دانشجوی ۱۸ تا ۲۲ ساله مجموعهای از کلمات در دستههای پنجتایی داده شد. کلمات هر دسته بههمریخته بود و دانشجویان باید با مرتب کردن آنها یک جملهٔ چهارکلمهای میساختند. شرکتکنندگان به دو گروه تقسیم شده بودند. در گروه اول نیمی از جملاتِ بههمریخته شامل کلمات تداعیگر کهولت و پیری بودند؛ کلماتی مانند _کمحافظه، تاس، جوگندمی و پرچینوچروک_. در گروه دوم ترکیب کلمات کاملاً تصادفی بود و مفهوم خاصی را تداعی نمیکرد.
پس از تکمیل این بخش، از دانشجویان خواسته شد برای انجام ادامهٔ آزمایش به اتاقی که در انتهای دیگر سالن بود بروند. در واقع قسمت اصلی آزمایش طی کردن همین مسیر کوتاه بود: دانشجویان گروه اول مسیر را با سرعت کمتری طی کردند! چرا؟
این فرایند را میتوان به دو مرحله تقسیم کرد: در مرحلهٔ اول کلماتی که توصیفکنندهٔ کهولت هستند مفهوم پیری را در ذهن فرد تداعی میکنند، اگرچه خود کلمهٔ پیری یا کهولت به دانشجو داده نشده است. در مرحلهٔ دوم درگیر شدن ذهن با مفهوم پیری موجب آهستگی حرکت میشود!
پس از آزمایش، از دانشجویان گروه اول پرسیده شده که آیا متوجه تِمِ مشترک کلمات (توصیفکنندهٔ پیری) شدهاند یا نه. پاسخ همگی منفی بود. ذهن کار خودش را میکند، بیآنکه صاحبش از آن آگاهی داشته باشد. هراسانگیز نیست؟
مفهوم پیری در این آزمایش اهمیت اساسی ندارد. آنچه مهم است اثر واژهها در شکلگیری ذهنیت و رفتار ناشی از آن ذهنیت است. در آزمایش دیگری مشاهده شده است که استفاده از کلمات مؤدبانه یا بیادبانه میتواند به رفتار مؤدبانه یا بیادبانه بینجامد. شرح مفصل آزمایشهای متنوع دیگری که رابطهٔ زبان-ذهن-رفتار را میکاوند در کتاب «فکر کردن، سریع و آهسته» آمده است.
واژهها مهماند؛ خیلی بیشتر از آن که فکرش را بکنید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ[1] Daniel Kahneman, _"Thinking, Fast and Slow"_, (2011), p. 53.
https://ble.ir/k1samani_channel
۱۸:۵۴