در صحنهای از فیلم ماتریکس که نیو برای نخستین بار با ترینیتی ملاقات میکند، ترینیتی به او میگوید: «من میدونم چرا اینجایی نیو. ... اون چیزی که ما رو به حرکت در میآره سؤاله نیو. چیزی که تو رو اینجا آورده سؤاله. تو میدونی اون سؤال چیه، همونطور که من میدونستم. نیو: «ماتریکس چیه؟» ترینیتی: جوابش اون بیرونه نیو. منتظرته و پیدات میکنه، اگه تو هم اونو بخوای.
این صحنه لحظهای را نشان میدهد که نیو به انسان بودن (ماشین نبودن) خودش آگاه میشود. آگاهی او به انسانبودناش از پرسش آغاز میشود. «سؤال داشتن» شاید مهمترین وجه تمایز انسان و ماشین باشد.
ماشین سؤال ندارد. فقط از فرمانها پیروی میکند. پرسشگری، تردید، شک و ابهام مختص انسان و رانهٔ حرکت اوست. سؤال داشتن و جستوجو برای یافتن پاسخ آن مهمتر از داشتن پاسخ است. سؤال است که ما را به حرکت در میآورد. بنابراین شک و تردید در دانستهها (و اعتقادات؟) مایهٔ شرمندگی نیست، چنانکه تعصب، جزمیت و ایستادگی بر پاسخهای آماده و ازپیشدادهشده نیز مایهٔ افتخار نیست.
شجاعت همیشه در ایستادگی بر مواضع نیست، در پویایی، جستوجوگری و تواضع در برابر حقیقت است، در نادیدهنگرفتن سؤال و تردیدی است که به ذهن وارد میشود؛ هرچهقدر هم که ناخوشایند و آزاردهنده باشد.
https://ble.ir/k1samani_channel
۱۹:۱۲