داشتیم با یکیدو نفر از همکاران صحبت میکردیم (درواقع اختلاط میکردیم، چون صحبتها مخلوط و درهموبرهم بود). رسیدیم به «نیت خیر» و «الاعمال بالنیات». نظر یکی از همکاران این بود که اگر نیت آدم خیر باشد، دروغ گفتن هم نهتنها مجاز است که اصلاً میتواند کار خوبی باشد. مثال زد که یکبار به آقای الف که کدورتی از آقای ب داشته بهدروغ گفته که آقای ب در جلسهٔ دیروز ذکر خیر شما را میکرد. و بهاینترتیب کدورت میان این دو نفر را رفع کرده!
خب، دروغ ایشان شاید در کوتاهمدت چنین اثری بر جای بگذارد ولی در درازمدت چیزی که فدا میشود اعتماد است. بسیاری از ما ممکن است روزانه چندین دروغ بگوییم ولی در درون خودمان از این کار خشنود نیستیم و چهبسا از آشکار شدن دروغمان احساس شرم کنیم. موجه و مستدل جلوه دادن این عمل و حتی توصیه کردنش، بهشرط این که نیت دروغگو خیر باشد، برایم قابلدرک نبود.
یاد کتابی افتادم که چند سال پیش خوانده بودم و تصویر جلدش را آن بالا میبینید: دروغ/ارادهٔ آزاد. کتاب از دو جستار بلند و مستقل از سام هریس تشکیل شده است. فکر کردم شاید بد نباشد فرازهایی از جستار اولش را با هم مرور کنیم:
https://ble.ir/k1samani_channel
۱۲:۴۲