نتایجی که ما در زندگی واقعی بهدست میآوریم فقط ناشی از تصمیمها، انتخابها و رفتارهای خودمان نیست؛ حتی اگر فرض کنیم واقعاً خودمان انتخاب میکنیم و در انتخابهایمان هم آزادی کامل داریم. آنچه ما بهدست میآوریم حاصل تصمیمهای ما و تصمیمهای دیگران است. همین گزارهٔ ساده هستهٔ اصلی نظریهٔ بازی¹ را تشکیل میدهد. برای انتخاب بهترین راهبرد (استراتژی)، یعنی راهبردی که بیشترین سود را در پی داشته باشد، باید بتوانیم برآورد درستی از رفتارهای دیگران هم داشته باشیم. طبیعتاً دیگران هم همین کار را میکنند. این برآوردها بر چه اساسی صورت میگیرد؟ در نظریهٔ بازی فرض میشود که همهٔ شرکتکنندگان رفتار عقلانی دارند. درضمن همه میدانند که همه رفتار عقلانی دارند و همه میدانند که همه میدانند که همه رفتار عقلانی دارند و ... .
نظریهٔ بازی ابزار ریاضی مناسبی برای مطالعهٔ رفتارهای استراتژیک است. بدون این که بخواهم وارد جزئیات فنی بشوم میکوشم دربارهٔ دستهٔ مهمی از بازیها توضیح مختصری بدهم: بازیهای مجموع-صفر².
در سادهترین حالت میتوانیم فرض کنیم بازی فقط از دو بازیکن تشکیل شده است که هر کدام فقط دو راهبرد دارند. امتیازی که شما در بازی کسب میکنید بستگی به راهبرد خودتان و راهبرد حریف دارد. در حالت سادهٔ فوق (دو بازیکن و دو راهبرد) چهار حالت امکانپذیر است. معمول است که امتیازهای دو بازیکن در این چهار حالت را در یک ماتریس دو در دو مینویسند که هر درآیهاش یک دوتایی مرتب است و به آن ماتریس امتیاز بازی میگویند. مثلاً اگر یکی از درآیهها دوتایی مرتب (a, b) باشد معنیاش این است که شما امتیاز a کسب کردهاید و حریف شما امتیاز b. در بازیهای مجموع-صفر همیشه حاصلجمع a و b برابر با صفر است.
بازیهای مجموع-صفر کجاها به کار میآیند؟ ۱. وقتی تعامل با حریف از جنس برد و باخت باشد، طوری که برد یکی لاجرم به معنای باخت دیگری باشد،۲. وقتی بحث بر سر تقسیم منابعی با اندازهٔ محدود و ثابت باشد: سهم بیشتر برای یکی یعنی سهم کمتر برای دیگری.³ مثلاً وقتی میخواهید کیکی را بین چند نفر تقسیم کنید واضح است که دادن قطعهٔ بزرگتری از کیک به یک نفر به این معناست که سهم کمتری نصیب دیگران میشود.
آیا همیشه تعامل انسانها، شرکتها یا کشورها از نوع بازی مجموع-صفر است؟ نه. در اغلب موارد بازیگران آنقدرها هم دستوپا بسته نیستند. به این معنی که قرار نیست فقط در بازیهای ازپیشتعیینشده شرکت کنند، بلکه میتوانند در تعیین نوع بازی هم دخیل باشند. مثلاً اگر شما جهان هستی را عرصهٔ جدال حق و باطل ببینید، بهاحتمال زیاد هر نوع تعاملی برای شما یک بازی مجموع-صفر خواهد بود، زیرا برد حق باید معادل با باخت باطل باشد وگرنه اصولاً مفاهیم حق و باطل معنای خود را از دست میدهند. اگر شما بازیکن مقابل را دشمن ببینید، برد دشمن معنایی جز شکست شما نخواهد داشت. اما اگر نوع نگاه شما به جهان هستی یا حریف متفاوت باشد، تعامل میتواند در چارچوب بازیهای مشارکتی باشد نه بازیهای مجموع-صفر. در بازیهای مشارکتی این امکان وجود دارد که طرفین راهبردهایی را انتخاب کنند که هر دو سود کنند. در اینجا موضوع دیگر مشابه تقسیم کیک نیست، بلکه مشارکت طرفین میتواند به همافزایی⁴ (بزرگ کردن اندازهٔ کیک، نه فقط تقسیم آن) بینجامد و حاصل کار بُردِ طرفین باشد.
اولویتهای شما، که میتواند ناشی از جهانبینیتان باشد، به انتخابهایتان شکل میدهد: آیا اولویت شما کسب بیشترین سود برای همگان است؟ کسب بیشترین سود برای خودتان است، مستقل از آنچه که نصیب حریفتان میشود؟ یا وارد کردن بیشترین ضرر به حریفتان، مستقل از هزینهای که خودتان متحمل میشوید؟ پاسخ به این سؤالها نوع بازیای را که وارد آن خواهید شد تعیین میکند و وقتی وارد بازی شدید نتیجه دیگر فقط به تصمیمها و انتخابهای خودتان بستگی نخواهد داشت. نکتهٔ قابلتوجه و تاحدی غمانگیز این است که خیلی وقتها امکان تغییر بازی فقط در یک پنجرهٔ زمانی محدود وجود دارد. بهقول دوست فرهیختهای: «فرصت بعضی چیزها برای همیشه از دست میرود.» ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 Game Theory2 Zero-Sum Games۳ البته در این حالت مجموع امتیازها صفر نیست، بلکه ثابت و مثبت است. گاهی تصور میشود بازی مجموع-ثابت با بازی مجموع-صفر متفاوت است. این درست نیست. در واقع همهٔ بازیهای مجموع-ثابت با بازی مجموع-صفر معادلند. میتوان نشان داد که اگر مقدار ثابتی به همهٔ درآیههای ماتریس امتیاز یک بازی اضافه شود، ماهیت بازی تغییر نمیکند (چیزی شبیه جابهجا کردن نقطهٔ صفر انرژی پتانسیل در فیزیک).4 synergyــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــhttps://ble.ir/k1samani_channel
۱۷:۲۶