به گمانم از پی این جنگ و آشوب، از پی این ویرانی، جهان تازهای برخواهدآمد. باید برای این برآمدن¹ آماده بود. جهانی که شاید حتی مفاهیم تازهای به همراه بیاورد و واژههایی نو برای بیان آنها بخواهد. جهان تازه سخن تازه میطلبد و سخن تازه جهان تازه میآفریند.
اما تازگی سخن فقط در «محتوا»ی آن نیست، گاهی طرز بیان و «فرم» آن مهمتر است. تازگی سخن گاهی نه در «چه» گفتن که در «چگونه» گفتن است. به قول نسیم طالب «ایدهها میآیند و میروند، قصهها میمانند.»²
در این جهان تازه برخی واژهها را که آنقدر پا خوردهاند که رنگورویشان رفته، باید کنار گذاشت. بعضی واژههای دیگر را، بهقول سهراب سپهری، «باید شست» تا معنای واقعیشان از زیر آلودگیای که در برشان گرفته آشکار شود.³
باید به فکر فرمهای نو برای ساختارها، تعاملات و کنشهای اجتماعی بود. مثلاً برای بیان اعتراضها باید از تجمعات خیابانی و سر دادن شعار و صدور بیانیه عبور کرد. باید قالبهای جدیدی برای فعالیتهای مشترک، کارهای گروهی، گفتوگو و همنشینی پیدا کرد.
البته معنی این حرف این نیست که هر چیز کهنه کنار گذاشته شود ولی باید توجه کرد که اولاً فرمهای کهنه شاید ظرفیت ایدههای نو را نداشته باشند و ثانیاً فرم نو خود ایدهٔ نو میآفریند، واژهٔ نو به خلق مفهوم نو کمک میکند⁴ و ابزار نو کارکرد نو با خود میآورد. نمونههایش در تاریخ کم نیست.
این نوگرایی کاری است که از جوانها برمیآید. از ذهنی که غبار عادت بر آن نشسته و در گذشتهٔ خویش زندانی است انتظار خلاقیت و ابتکار و نوآوری نمیتوان داشت. باز هم نمونههایش در علم و هنر و فناوری کم نیست.
آینده از آن جوانهاست. میتوانند آن را آنگونه که میخواهند بیافرینند. کافی است این گزارهٔ بدیهی را عمیقاً باور کنند. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ1. emerge2. Ideas come and go, stories stay.۳. برای نمونه: اصلاحطلب، اصولگرا۴. در آخرین یادداشت کانال تلگرامام، دِرَنــگ (با همین شناسه)، مثالی از این نوع کارکرد واژه آمده است.
https://ble.ir/k1samani_channel
۱۹:۰۶