عیار نظریهها و مدلهای علمی با محک تجربه سنجیده میشود. داور نهایی برای درستی نظریه جهان واقعی است. هر جا مدل یا نظریه نتواند پدیدهای را بهدرستی توضیح دهد یا پیشبینی کند، یا باید اصلاحش کرد یا بهکلی با یک نظریهٔ دیگر (معمولاً همراه با خلق مفاهیم جدید) جایگزینش کرد.
در علم جایی برای تعصب وجود ندارد. اصرار بر بهکاربردن نظریهای که ناکارآییاش اثبات شده بیمعنی است. نمیتوان جهان واقعی را مجبور کرد از نظریههای ما پیروی کند. این موضوع البته در علومی مثل فیزیک بدیهی بهنظر میرسد ولی وقتی با نظریهای در علوم اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی روبهرو هستیم ممکن است آنقدرها هم بدیهی نباشد. شبکههای تلویزیونی در سراسر دنیا پر از کارشناسانی است که دوست دارند جهان واقعی از نظریههای آنها پیروی کند. اینان معمولاً بهسختی دست از نظریههای ناکارآمدشان برمیدارند، هرچند بارها پیشبینیهایشان غلط از آب درآمده باشد. و چهبسا خودشان همٰ، بهسان پروکروستس¹، قربانی اصرار بر نظریهشان شوند. بگذریم از مواردی که «نظریه»هایشان از سطح «تمثیل» فراتر نمیرود.
یکی از دلایل این تفاوت این است که سامانههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی، برخلاف سامانههای فیزیکی، شامل عامل²هاییاند که میتوانند فکر کنند. بهقول برخی از دانشمندان علوم اجتماعی: «فیزیک چهقدر سخت بود اگر الکترونها میتوانستند فکر کنند. و چهقدر سختتر بود اگر میتوانستند مدل هم بسازند.»
در علم (هر علمی) باید متواضع بود. ما در تلاش برای درک و توضیح جهان نظریه میسازیم ولی نمیتوانیم جهان را واداریم از نظریههای ما پیروی کند. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ۱. پروکروستس، در اسطورهشناسی یونانی، فرد سنگدلی بود که مسافران و رهگذران را میربود، با شام سخاوتمندانهای از آنها پذیرایی میکرد و سپس وادارشان میکرد روی تختی بخوابند. پروکروستس دوست داشت تخت کاملاً هماندازهٔ مهمان باشد؛ بنابراین اگر مهمان از تخت بلندتر بود پاهایش را قطع میکرد تا به اندازهٔ تخت کوتاه شود و اگر از تخت کوتاهتر بود آنقدر او را میکشید تا همقد تخت شود. آخرین مهمان او تسئوس بود که پروکروستس را مجبور کرد روی تخت خودش بخوابد و چون از تخت بلندتر بود، سرش را قطع کرد.2. agentـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
https://ble.ir/k1samani_channel
۱۹:۵۵