بازارسال شده از SAMANEH
سلام جناب حیات الغیبی.شبتون بخیر .ممنون بابت ارسال گردو و عسل 
۱۸:۲۴
نگاهمان به خداوند باشد نه زندگی دیگران و قضاوت کردنشان
زن گفت: بله میتوانم! زن لیوان را گرفت و دو بار دور مسجد راه رفت، برگشت و گفت: انجام دادم!روحانی پرسید: کسی را دیدی که با گوشی در حال حرف زدن باشد؟ کسی را دیدی که غیبت کند؟ کسی را دیدی که فکرش جای دیگر باشد؟ کسی را دیدی که خوابیده باشد؟زن گفت: نمیتوانستم چیزی ببینم چون همه حواس من به لیوان آب بود تا چیزی از آن بیرون نریزد ...
روحانی گفت: وقتی به مسجد میآیید باید همه حواس و تمرکزتان به «خدا» باشد.برای همین است که حضرت محمد فرمود: «مرا پیروی کنید» و نگفت که مسلمانان را دنبال کنید!نگذارید رابطه شما با خدا به رابطه بقیه با خدا ربط پیدا کند. بگذارید این رابطه با چگونگی تمرکزتان بر خدا مشخص شود.
ble.ir/join/3S2gCQ8e8Tble.ir/join/3S2gCQ8e8T
۲۱:۱۱
بازارسال شده از بومیکالا(کالا پست سابق)
دوس داری نوع تغذیه ات #سالم و باشه و چند سال به عمرت اضافه شه؟
🩺
اینجا جاییه که باید باشی؛ ارائه دهنده ی محصولات #کشاورزی، سوغات و صنایع دستی نقاط مختلف کشور و... با بیش از۱٠سال سابقه کاری

ble.ir/join/3S2gCQ8e8Tble.ir/join/3S2gCQ8e8T
تمامی فروشنده ها پرسنل پست هستن و هر کدوم سوغات شهر خودشونو ارائه میدن و اینجوری ارسال مرسوله پیگیری میشه تا زمانی ک ب دستتون برسه
کشور در دست تو
ble.ir/join/3S2gCQ8e8Tble.ir/join/3S2gCQ8e8T
۲۱:۱۶
بازارسال شده از امیر محمد
سید جان سلام گردو ها امروز ب دستم رسید خدا برکت بده ممنون از شما
۱۶:۱۵
بازارسال شده از سیدبهنام میرعبدالهی تولون
سلام آقا سید وقت بخیر خدا قوت
۱۶:۴۵
بازارسال شده از سیدبهنام میرعبدالهی تولون
ازبابت ارسال گردو نهایت تشکر دارم عالی بودن دستت درد نکند
۱۶:۴۵
حكایت جالب مور و زنبور
زنبوری موری را دید که به هزار حیله دانهبه خانه میکشید و در آن رنج بسیارمی دید و حرصی تمام میزد. او را گفت:
ای مور این چه رنج است که بر خود نهاده ای و این چه بار است که اختیار کرده ای؟
بیا تا مطعم و مشرب (آب و غذا) من ببین، که هر طعام که لذیذتر است تا من از آن نخورم به پادشاهان نرسد، آنجا که خواهم نشینم و آنجا کهخواهم خورم.
این بگفت و به سوی دکان قصابی پر زدو بر روی پاره ای گوشت نشست. قصابکارد در دست داشت و بزد و زنبور را بهدو پاره کرد و بر زمین افتاد. مور بیامدو پای او بگرفت و بکشید.زنبور گفت: مرا به کجا میبری؟
مور گفت: هر که به حرص به جائی نشیندکه خود خواهد، به جاییش کشند که نخواهد.
و اگر عاقل یک نظر در این سخن تامل کنداز موعظه واعظان بی نیاز گردد...
ble.ir/join/3S2gCQ8e8Tble.ir/join/3S2gCQ8e8T
۲۰:۳۲
نیش زنبور کشنده تر است یا نیش مار
روزى زنبور و مار با هم بحثشون شد.مار ميگفت: آدما از ترسِ ظاهر ترسناك من مي ميرند؛ نه بخاطر نيش زدنم!اما زنبور قبول نمى كرد.مار هم براي اثبات حرفش، به چوپانى که زير درختى خوابيده بود؛ نزديک شد و رو به زنبور گفت:من چوپان را نيش مى زنم و مخفى مي شوم ؛ تو بالاى سرش سر و صدا و خودنمايى کن!
مار چوپان را نيش زد و زنبور شروع كرد به پرواز بالاى سر چوپان.چوپان از خواب پريد و گفت: اى زنبور لعنتى! و شروع به مکيدن جاى نيش و تخليه زهر کرد.مقدارى دارو بر روى زخمش گذاشت و بعد از چند روز خوب شد.سپس دوباره مشغول استراحت شد که مار و زنبور نقشه ديگه اى کشيدند:اين بار زنبور نيش زد و مار خودنمايى کرد!چوپان از خواب پريد و همين که مار را ديد، از ترس پا به فرار گذاشت! او بخاطر وحشت از مار، ديگر زهر را تخليه نكرد و ضمادى هم استفاده نکرد... چند روز بعد، چوپان به خاطر ترس از مار و نيش زنبور مرد!
خيلى ازبيمارى ها و مشكلات هم همين جوري هستند ؛ و آدما فقط بخاطر ترس از آنها، نابود مي شوند. پس همه چى بر مى گرده به برداشت ما از زندگى و شرايطى كه در آن هستید . برای همين بهتره ديدگاهمان و به همه چىز خوب و مثبت كنيم "مواظب تلقين هاي زندگي خود باشيد...!"
ble.ir/join/3S2gCQ8e8Tble.ir/join/3S2gCQ8e8T
۲۰:۴۵
روزی خبرنگار جوانی از ادیسون پرسید: آقای ادیسون شنیدم برای اختراع لامپ تلاشهای زیادی کرده ای، اما موفق نشدهای، چرا؟!
پس از ۹۹۹ بار شکست همچنان به فعالیت خود ادامه میدهی؟
ادیسون با خونسردی جواب میدهد: ببخشید آقا من ۹۹۹ بار شکست نخورده ام، بلکه ۹۹۹ روش یاد گرفتهام که لامپ چگونه ساخته نمیشود!
طرز نگرش میتواند آنچه که شکست نامیده میشود را تبدیل به معجزه کند.
ble.ir/join/3S2gCQ8e8Tble.ir/join/3S2gCQ8e8T
۲۰:۴۲
میگن یه کفتر بازی یه روز دو تا از اون کفترهای خوشگلش و هوا میکنه بعد چند دقیقه کفتراش میرن رو پشت بوم همسایه میشینن، میره در خونه همسایه اش و میزنه میگه فلانی کفترام و بهم میدی؟ یارو میگه ما با هم رقیبیم نمیشه،میگه ۵۰۰ هزار میدم یارو میگه نه میگه ۱ تومن میدم یارو میگه نه میگه ۵ میلیون میدم کفترام و بده میگه نهفرداش زنگ میزنه میگه ۵ تومن و بیار کفترات و ببرصاحب کفترا میگه دیگه نمیخوام مال خودت، یارو میگه چیه دبه کردی از ۵ تومنکفتر بازه میگه من دیشب میخواستم ۵ تومن بدم که کفترام جای دیگه نخوابنالان که خوابیدن دیگه برام مهم نیست
۲۰:۳۱
گر تیغ بارد در کوی آن ماه
گردن نهادیم الحکمُ لِلّه
آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه؟
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه
من رند و عاشق در موسم گل
آن گاه توبه؟ استغفرالله
مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینهرویا! آه از دلت آه
اَلصَبرُ مُرٌّ و العُمرُ فانٍ
یا لَیتَ شِعري حَتّامَ أَلْقاه
حافظ چه نالی گر وصل خواهی؟
خون بایدت خورد در گاه و بیگاه
گردن نهادیم الحکمُ لِلّه
آیین تقوا ما نیز دانیم
لیکن چه چاره با بخت گمراه؟
ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم
یا جام باده یا قصه کوتاه
من رند و عاشق در موسم گل
آن گاه توبه؟ استغفرالله
مهر تو عکسی بر ما نیفکند
آیینهرویا! آه از دلت آه
اَلصَبرُ مُرٌّ و العُمرُ فانٍ
یا لَیتَ شِعري حَتّامَ أَلْقاه
حافظ چه نالی گر وصل خواهی؟
خون بایدت خورد در گاه و بیگاه
۲۰:۴۱
جمله: همبشه حق با مشتری هست را بریز دور...
وقتی مشتری بی ادبی میکنه و تو به مشتری لبخند میزنی و حق را به مشتری میدیبخاطر اینکه پول را از دست ندی
در واقع داریکل تیمت را از دست میدی.....
پس کرامت انسانی که همیشه ازش دم میزنیم چی میشه؟؟
پس کرامت انسانی کارکنان چی میشه؟چرا بهش توجه نشون نمیدید؟
هیچ کس حق نداره بخاطر اینکه پول میده به کارکنان توهین کنه و کرامت انسانی را پایمال کنه...
درسته که میگن "مشتری پادشاهه"
ولی کارکنان سربازان قلعه هستن
وقتی اجازه بدید به سربازان تیراندازی بشه دیگه پادشاهی باقی نمیمونه....
ble.ir/join/3S2gCQ8e8Tble.ir/join/3S2gCQ8e8T
۲۰:۴۷
۱۲ آذر؛ روز قانون اساسی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بهعنوان میثاق ملی و بنیان استوار نظام مردمسالاری دینی، محور همبستگی، انسجام و وفاق اجتماعی در کشور است. این سند ارزشمند، مسیر اداره امور عمومی، پاسداشت حقوق ملت و تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی را روشن ساخته و همواره چراغ راه پیشرفت و عدالت در جامعه بوده است.
ضمن گرامیداشت دوازدهم آذرماه، روز تصویب قانون اساسی، این مناسبت را به همکاران شریف ، مسئولان و مدیران شرکت ملی پست که خدمتگزاران مردم و نظام هستند تبریک میگویم و امید دارم با التزام عملی به اصول قانون اساسی، شاهد تقویت سرمایه اجتماعی(اعتماد و اعتبار)، ارتقای کارآمدی اداری ، پیشرفت و عدالتمحوری کامل در سازمان باشیم.
سعید طالبی مسوول کدگذاری پست استان قم
سعید طالبی مسوول کدگذاری پست استان قم
۱۹:۲۱
گای کاوازاکی نظریه پرداز ژاپنی شرکت اپل از پدیده ای صحبت می کند، که استیو جابز آن را به نام "انفجار ابله ها" در یک نظام سازمانی یا اجتماعی نامگذاری کرده.او می گوید وقتی مدیری با استاندارد و مهارت سطح بالا یا A انتخاب می شود، این مدیر به جهت برخورداری از عقلانیت، نخبگی و هوش زیاد، اطراف خود را عمدتا از نیروهای متخصص با سطح استاندارد A و به ندرت از نیروهای سطح B(برخوردار از نخبگی و هوشمندی پایین تر) پر می کند.
برعکس، اگر شما شروع به پایین آوردن استانداردهای خود کنید و به مدیران سطح B ها اجازه ورود به سازمانتان را بدهید، آنها عمدتا Cها را جذب خواهند کرد، زیرا می خواهند بر آنها مستولی باشند و نسبت به آنها احساس برتری کنند، و این فرآیند ادامه پیدا می کند تا سرانجام به تسلط فراگیر Z ها ( دلقکها، ابلهترین ها و شارلاتان های بزرگ) بر سازمان ختم می شود.
بر این اساس وقتی مقام مهمی را به یک کوتوله ابله می سپارید، پس باید انتظار داشته باشید در ادامه موجی از ابله ها بر سرنوشت جامعه سوار شوند.به این پدیده انفجار ابلهان می گویند.
زیرا وقتی پدیده انفجار ابلهها در یک سازمان ظهور پیدا می کند، احمقهای سطح پایینتر همواره تلاش میکنند دقیقا چیزی را بگویند که مورد خوشایند احمقهای بالا دستشان باشد
ble.ir/join/3S2gCQ8e8Tble.ir/join/3S2gCQ8e8T
۲۰:۳۶
برنج محلی گلستان امساله شهرستان گرگان
کدفعالیت۱۱۵












طعم و عطر عالی،
خوش پخت و کشیده
بدون شکسته
ضمانت پخت
یکدست وتضمینی از نظر کیفیت
تحویل در اداره پست شهر مقصد و حتی درب منزل
خرید بدون واسطه مستقیم از کشاورز 








شماره تماس:
09111757075
09371083433ثبت سفارش:ملاشاهی@taha_99
شماره تماس:
۱۱:۳۵
روزی دانشمندی آزمایش جالبی انجام داد. یک شیشه وسط یک آکواریوم بزرگ گذاشته و آن را بی آنکه دیده شود دو نیم کرد.در یک سمت ماهی بزرگی قرار داد و در سمت دیگر یک ماهی کوچک که غذای مورد علاقه دیگری بود.ماهی بزرگ بارها به ماهی کوچک حمله کرد و هربار به دیوار نامرئی برخورد کرد تا اینکه دیگر ناامید شده و از حمله دست کشید.او دیگر باور کرده بود که شکار آن ماهی کوچک محال و غیر ممکن است!محقق دیوار حایل را برداشت ولی ماهی بزرگ دیگر هیچ وقت به سمت ماهی کوچک نرفت تا اینکه از گرسنگی جان سپرد.دیواری که در ذهنش بین او و ماهی کوچک ساخته شده بود بسیار محکم تر از آن دیوار شیشه ای بود..
ble.ir/join/3S2gCQ8e8Tble.ir/join/3S2gCQ8e8T
۲۰:۳۸
برنج محلی گلستان امساله شهرستان گرگان
کدفعالیت۱۱۵












طعم و عطر عالی،
خوش پخت و کشیده
بدون شکسته
ضمانت پخت
یکدست وتضمینی از نظر کیفیت
تحویل در اداره پست شهر مقصد و حتی درب منزل
خرید بدون واسطه مستقیم از کشاورز 








شماره تماس:
09111757075
09371083433ثبت سفارش:ملاشاهی@taha_99
شماره تماس:
۱۹:۵۶
باسلام وقت بخیر خدمت همراهان و همکاران گروه بومی کالابه اطلاع می رساند مقداریک تن برنج تا پایان هفته زیر قیمت با تخفیف ویژه بفروش می رسد در صورت نیاز در خدمت شما دوستان عزیزهستیم پی وی شخصی درخدمتم
۲۰:۰۰
گویند سنگ بزرگی راه رفت و آمد مردم را سد کرده بود، مردی تصمیم گرفت آن را بشکند و از سر راه بردارد...با پتکی سنگین نود و نه ضربه به پیکر سنگ وارد کرد و خسته شد...مردی از راه رسید و گفت : تو خسته شده ای ، بگذار من کمکت کنم.مرد، صدمین ضربه را وارد کرد و سنگ بزرگ شکس ، اما ناگهان چیزی که انتظارش را نداشتند توجه هر دو را جلب کرد...طلای زیادی زیر سنگ بود!مرد دوم که فقط یک ضربه زده بود گفت: من پیدایش کردم، کار من بود، پس مال من است...مرد اول گفت: چه می گویی؟ من نود و نه ضربه زدم و دیگر چیزی نمانده بود که تو آمدی!مشاجره بالا گرفت و بالاخره دعوای خویش را نزد قاضی بردند و ماجرا را برای قاضی تعریف کردند.مرد اول گفت : باید مقداری از طلا را به من بدهد، زیرا که من نود ونه ضربه زدم و سپس خسته شدم...و دومی گفت : همه ی طلا مال من است، خودم ضربه زدم و سنگ را شکستم...
قاضی گفت :مرد اول نود و نه جزء آن طلا از آن اوست، و تو که یک ضربه زدی یک جزء آن از آن توست...اگر او نود ونه ضربه را نمی زد ، ضربه صدم نمی توانست به تنهایی سنگ را بشکند...
جای بسی تفکر و تأمل دارد، کسانی که تلاش دیگران را حق خود می دانند کم نیستند... اما خداوند مثقال ذره ها را هم محاسبه خواهد كرد...
ble.ir/join/3S2gCQ8e8Tble.ir/join/3S2gCQ8e8T
۲۰:۴۱