بله | کانال کلمات مناسب
ک

کلمات مناسب

۸۷ عضو

به جای کلمات=شاید_ممکن است_احتمالا_به نظر می‌رسد و ....

(این واژه ها نشان میدهند که شما برای نظر یا عقیده خود تردید دارید)از کلمات=به وضوح_قطعا_مطمئنا_به سادگی و ...استفاده کنید(قدرت و اختیار بیشتری ب شما میدهد.)

۲۱:۱۸

عبارات سلب مسئولیت=در اصطلاحات قضایی و حقوقی عباراتی چند پهلو و گنگ هستند که هیچ چیز را تایید یا رد نمیکنند به شکلی که هیچ برداشت درستی نمیشود از آن داشت.

مانندکاملا مطمئن نیستم اما...من خیلی در این زمینه صاحب نظر نیستم اما....نظر شما درست است اما....(شمارا بدون اعتماد به نفس نشان میدهد)از این نمونه ها بهره ببریدundefinedمن مطمئن هستم که....به تازگی متوجه شدم که....درستش این است که...

۲۱:۲۷

سوالات کوتاهی که در انتهای جمله برای گرفتن تایید از نظر دیگران میپرسید شما را بدون اعتماد به نفس جلوه میدهد نمونه این مورد هاundefined


لباس زرد قشنگ تر است، اینطور نیست؟این نظریه اشتباه است، اینطور نیست؟این راه کوتاه تر است،درسته؟
نکته=افراد با اعتماد به نفس در حرف زدن فقط از یک نوع پرسش بهره میگیرند آنها از مخاطبان خود میپرسند (سوالی نیست؟؟؟)

۲۱:۳۴

سه اشتباه رایج در صحبت کردن که شما را بدون اعتماد به نفس نشان میدهد


undefined

۲۱:۳۶

چگونه جذاب صحبت کنیم


۱_رسا صحبت کنید۲_شمرده صحبت کنید۳_واضح صحبت کنید۴_نفس عمیق بکشید۵_آب کافی بنوشید۶_با گلم کنترل شده صحبت کنید۷_صاف بایستید و بنشینید۸_پر حرارت صحبت کنید(باید شخصیت، محتوای کلام و نیت‌تان از پیامی که به مخاطب می‌رسانید همگی در یک راستا باشند)(شخصیت یعنی خودِ خودتان با همه‌ی افکار و تجاربی که موجب تمایزهای فردی می‌شوند و به شرایط منحصربه‌فرد زندگی افراد بستگی دارند. محتوای کلام هم که معلوم است، یعنی همان موضوع صحبت، پیامی که در قالب کلمات به مخاطب‌‌تان ارائه می‌دهید. نیت نیز به هدفی گفته می‌شود که انتظار دارید در نتیجه‌ی صحبت‌هایتان کسب کنید.)

(میانگین ارتعاش تارهای صوتی در زنان ۲۰۰ بار در ثانیه و در مردان ۱۲۰ بار در ثانیه است.)

۲۱:۵۱

تمرینات درست صحبت کردن

۱_تمرینات آوازی انجام دهید.۲_با صدای بلند تمرین کنید.۳_صدایتان را ضبط کنید.۴_از یک مربی صدا کمک بگیرید.۵_هنگام صحبت کردن لبخند بزنید.

۲۱:۵۵

لیست کلمات قلمبه سلمبه


باورنکردنی، شیوا، درخشنده، بی عیب، با وقار، بی همتا، لذت بخش،حیرت انگیز، خاص، امیدبخش، سعادتمند، واضح و شفاف، رکود، ساکن، سبب،دریغ کردن (ندادن چیزی به کسی مثلا من از دادن خودکارم به شما دریغ میکنم)،ادغام (ترکیب کردن، مخلوط کردن)،برازنده (شایسته، قابل، لایق)،اظهار نظر(بیان کردن نظر)،بغرنج(حساس، سخت، پیچیده، درهم و برهم)،اجحاف(ستم کردن، ظلم کردن)،در شرف(آماده چیزی بودن مثلا: او در شرف ازدواج است)،مزید بر علت (علاوه بر انگیزه،  این امر هم به سایر علل اضافه شده)،بی مروت(بی رحم، بدون انسانیت)،متداول (رایج)اینجانب(من)،تظاهر(وانمود کردن)،مقتضی(تقاضا شده، درخواست شده)،معدود (کم، انگشت شمار)،صحت و سقم (درست و غلط)،مرسوم (رایج)،مساعد(مطلوب، مناسب، سازگار)،پیرامون (دور، اطراف، حوالی)،ذکاوت (تیزهوشی، عقل، هوشمندی)،مضیقه (تنگنا، سختی، دشواری)،مسبب (دلیل، علت)،تصویب (رای موافق به چیزی دادن، پذیرفته شده)،مناظره (بحث، جدل، مذاکره)،مشمول (شامل چیزی شدن)،مقتدر (قدرتمند، توانا، با اقتدار)،مصون (در امان مانده، کسی یا چیزی که ضرر نکرده یا آسیب ندیده)،برآورد (خدس، گمان، پیش بینی)،پسماند( ته مانده، باقی مانده)،معذور (قابل بخشش و معافیت، عفو کسی را پذیرفتن)،تبعات (عاقبت های بد، نتیجه منفی. مثلا: تبعات این کار با خودته)،اخیرا (به تازگی)

۲۲:۰۲

کلمات قلمبه سلمبه با معنی


به کرات (خیلی زیاد، بسیار زیاد)،مجلل(با شکوه)مصمم (با عزم، استوار، پایدار، قاطع)،متحیر (حیرت زده، سردرگم، هاج و واج، بهت زده)متناوب (پی در پی، به نوبت)،فرخنده (با سعادت، خجسته، مبارک)،الهام بخش (نوربخش)،محفوظ (در امان، حفاظت شده)،جذبه (اقتدار، دلربایی، گیرایی)،گرانبها (با ارزش)،بی مانند (خاص، تک)،بشاش (شادمان، سرحال، خوشرو، خندان)پرتلالو (درخشنده، پرنور)،مشتاق (خواهان، آرزومند، پر از شوق)،تکاپو (تلاش)،صاحب نظر (صاحب ایده و فکر)،رونوشت (کپی کردن، از روی نوشته دیگری نوشتن)،القا کردن (یاد دادن، آگاه کردن کسی از طریق بدگویی)،تداخل (مخلوط شدن با چیزی)،تابع (فرمانبردار، رام، پیرو)،نونهال (کودک، درخت جوان)پیش آمد (رویداد، واقعه)،غلیظ (انبوه، پرمایه،تند)،آنالیز (بررسی کردن)،خودکامه (خودسر، خودرای)،اکثریت (بیشتر)،جماعت (جمع، گروه)،عنوان (اسم)،حایز اهمیت ( با اهمیت، مهم)،مراعات (توجه، رعایت، مواظبت)،مبحث (بحث)،فراز و فرود (بالا و پایین)

۲۲:۰۲

 


ادامه لیست کلمات
استنشاق (نقس کشیدن، تنفس)،بلوف (چاخان، بزرگ کردن چیزی)،دور از شان (جدا از شخصیت)،حول محور (اطراف، دور چیزی)،نجیب (پاکدامن، شرافتمند)،میزبان (صاحب خانه)،چشم غره (نگاه خشم آلود کردن)،توجیه (توضیح، روشنگری)،اغلب (اکثر، بیشتر)،محسوس (آشکار، پیدا)،محقق (دانشمند، پژوهشگر)،مملو (پر، سرشار)،از حیث (از دید، از جهت، از نظر، مثلا: از حیث توجه به آبرو گفتم)،الفاظ رکیک (فحش، بی ادبی کردن)،مندرج (درج شده، ثبت شده)،گشودن (باز کردن)،طبق روال (بر اساس آنچه که رایج است)،کورکورانه (نسنجیده)،مبادا(هرگز)،حقیر (کوچک کردن)،استعلام (آگاهی به دست آورذن)،احاطه (محاصره، فرا گرفتن)،حریص (پر طمع، زیاده خواه)،بعید (دور)،قدمت (پیشینه)،انحطاط (نابود شدن، شکست)،فسق و فجور (بی شرمی، هرزگی و تنباه کاری)،موعظه (پند و اندرز)،معیار (اندازه، پیمانه)،ملاک (معیار، مقیاس)،تاسف (افسوس، پشیمانی)قبضه (تصرف، سلطه)،مجال (فرصت)،تفحص (تحقیق، کند و کاو)،موکول (به دیگری واگذار کردن یا به زمان دیگری انداختن)،دودمان (سلسله، نژاد)،استناد (اتکا، دست آوریز)،نوسان (تغییر، افت و خیز)،تحت الشعاع (تحت تأثیر و اراده دیگری قرار داشتن)،ظن (شک)،عجق وجق (عجیب و غریب

۲۲:۰۳

- آخرشه تهشه اِندشه: به پایان کار رسیده ایم


- آدم تو آفتابه پپسی بخوره، خیط نشه = مترادف: آدم کچل بشه، کنفت نشه
- آقا زاده = این اصطلاح برای فرزندان افراد با نفوذ و سرشناسی به کار می رود که با تکیه بر این نفوذ و انجام کازهایی اغلب ناروا ثروت های افسانه ای به چنگ آورده اند.
- آشغال كله = احمق- آشغالانس = ماشین آشغالی های جدید تهران که چراغ گردا ن هم دارند
- آش و لاش = آسمون جل
- آلبالو = برای ضایع کردن کسی به کار برده می شود
- آمار دادن = نخ دادن، توجه کسی را جلب کردن، راه دادن
- آمپر چسبوندن = عصبانی شدن
- آنتن = آدم فروش، خبر چین
- آنتی حال زدن = ضد حال زدن، حال کسی را گرفتن
- آرنولد فشرده = مرد ریز اندامی که زیبایی اندام کار کرده است
- آواکس = خبرچین
- آویزون = کسی که مرتبن کنه می شود و بدون دعوت همه جا می رود. طفیلی
-  آینه ی بغل اتوبوس = گوش های پهن و ایستاده و بزرگ
- آیکیو (IQ) = باهوش، زرنگ، برای مسخره کردن هوش کسی هم به کار می رود
 - ابرو پاچه بزی = دارای ابروی پهن و پر مو، ابرو قجری
- ابوالحسن نجفی = وقتی کسی زیاد از واژه‌ها ایراد می‌گیرد او را با این لقب صدا می‌کنند و می‌گویند: بی‌خیال ابوالحسن نجفی!. ابوالحسن نجفی کسی‌ست که کتاب «غلط ننویسیم» را نوشته است.
- اتوب = واژه ی کوتاه شده ی اتوبوس. مثال: منتظر اتوب وایسیم یا تاکسی بگیریم؟
- اتو کشیده =  آدم شق و رق
- اجمالتیم = کوچک شما هستیم
- اخرابتیم = خرابتیم
- ارایه دادن = خراب کردن، ضایع کردن. مثال: " يارو ارایه داد"
- اُرجینال: اصل، منحصر به فرد
- اردک الزمان = تازه به دوران رسیده
- از عقب دادن = درمانده شدن، برای نشان دادن شدت درماندگی و استیصال به کار می رود. مثال: بدبخت دیگه داره از عقب می ده
- اس بازی (به کسر الف) =  دختر بازی، لاس زدن
- اسکل = از همه جا بی خبر
- اسکیموزی = مدیر مدرسه، استاد
- اسگل کردن = کسی را سر کار گذاشتن، دست انداختن
- اسدالله خان = تریاکی
- اشتب : کوتاه شده ی اشتباه
- اصغر آرنولد اینا (اکبر- محمد... آرنولد اینا): کسی که زیبایی اندام کار می کند ولی جواد (بی کلاس و دهاتی) است . کسی که زیاد قپی می آید و خودش را زورمند نشان می دهد.
- افتض = کوتاه شده ی افتضاح
- افقی شدن = مُردن
- الاغ تور = الاغ  
- اللهمُ بیر بیر = یکی یکی، مرحله به مرحله، هر کاری به نوبت. برای بازداشتن کسی از انجام یکباره ی چند کار است. مثال: خوب پولو بده بیاد! پاسخ: یواش بابا، اللهم بیر بیر، اول نشون بده کار رو، بعد
- اَن ِ تیلیت =  آدم حال‌به‌هم‌زن و عوضی
- اَن ِ مگستیم = کوچیکتیم، خیلی مخلصیم، بیچاره‌تیم، خاک زیر پاتیم
- اِندِ مرام بازی (End) = نهایت با معرفت بودن، نهایت خوبی و صفا
- اوبس = خیلی خوب، خیلی جالب
- اوپدیس کردن = صدای ضبط را تا آ خر بلند کردن
- اوپدیس بازی کردن (Optics) = صدای ضیط صوت را تا آخر زیاد کردن، (نوار تند موسیقی تکنو را در ماشین گذاشتن و در خیابان ها گشت زدن
- اوت = پرت
- اوسگول = با شاسگول، به معنی عقب مانده ی ذهنی یا ساده لوح. همچنین اسگل نوشته می شود.
- اوشکول = غربتی گیج، پیه
- اونجا هیچی آنتن نمی ده = جاهای خیلی پرت
- اومد راه بره تک چرخ زد = کارش را اشتباه انجام داد، کارش را خراب انجام داد.
- اونایی که برای شما آرزوست، برای ما خاطره ست =  این جمله را در مواقعی به‌کار می‌برند که شخصی درصدد انجام عملی در آینده است در صورتی که شخص متکلم در گذشته آن تجربه را پشت سر گذاشته است. بیشتر به نشانه‌ی کل‌کل و بلوف و روکم‌کنی استفاده می‌شود. ضمن اینکه واژه «واسه» نیز به معنی «برای» است.
- اهل بخیه = معتاد به مواد مخدر
 - ای وَل = ای والله. در مقام تایید حرف کسی و یا اعتراف به برتری کسی گفته می‌شود.
- با اتیکت = با شخصیت
- باتری قلمی = لاغر مردنی
- با حال = با معرفت، با مرام
 - باد بزن جیگر = غیبت، پشت سر دیگران حرف زدن که باعث خنک شدن دل برخی، از جمله غیبت کننده می شود
- بادمجون واکس کن = علاف، بی کاره، کسی که کارهای بی هوده می کند.
- با دنده سنگین رفتن = عجله نداشتن آرام و با طمانینه راه رفتن
- باربی = دختر کمر باریک و لاغر اندام
- ببند گاله رو = خفه شو
- بچم رو گازه = ترکیب دو بهانه ی مرسوم در نانوایی که خانمها برای فرار از صف و نوبت استفاده می کنند: بچه ام تنها در منزل است، غذام روی گاز است. این ترکیب برای مسخره کردن بی پایه بودن بهانه کسی استفاده می شود. مثال: چیه مگه بچت رو گازه انقدر عجله داری؟ (این جمله در حقیقت با جابه‌جایی این جملات درست شده است:بچم شیر می‌خواد. غذام رو گازه. که برای تمسخر این‌گونه جابه‌جایشان کرده‌اند و می‌گویند: بچم رو گازه. غذام شیر می‌خواد.)
- بچه پاستوریزه = بسیار تمیز و مرتب
- بچه راکفلر = بچه پول دار
 بچه شهری = به نشانه‌ی تحقیر قشر مرفه و بالادست اجتماعی به

۲۲:۱۲

‌کار می‌رود که مترادف کلمه های لوس، ترسو، پول‌دار و مانند آن‌ها است.


- بچه مثبت = آدم سر به راه
- بخواب لاحاف سرد شد = خفه شو
- بخواب تو جوب بابا = شلوغش نکن، بنشین سر جات
- بدن کار = بدن ساز، ارنولد، زیبایی کار
- بد یوزر Bad User =  به تمسخر  به کاربران ناوارد کامپیوتر که مدام کامپیوترشان خراب می‌شود می‌گویند: کامپیوتر فلانی بدیوزر داره! (یعنی کامپیوترش مشکلی ندارد اما کاربرش بلد نیست با آن کار کند که مدام خراب می‌شود)
- برو بچ = مخفف بر و بچه ها
- برو بکس (یا فقط بکس) = همان بر و بچ، دوستان و آشنايان از جنس مخالف. مثال: بزن بريم اونجا بر و بكس جمعند.
- برو جلو بوق بزن = زیاد حرف نزن
- برو دارمت : از تو پشتیبانی می کنم. از چیزی نترس که مواظب و همراهت هستم. از اصطلاحات خالی بندی است.
- بریدن = کم آوردن، ناتوان شدن
- برنامه ی آینده = دختر نو جوان یا زنی که در آینده امکان ایجاد ارتباط با او وجود داشته باشد.
- بشقل = تغییر داده شده ی بقل (قل بده) به معنی بده بیاد
- بگوز بازار مسگراست = حرف مفت می زنی و کسی نمی فهمه
- بندری می زنه = به کسی گفته می شود که گیج و سرگردان است یا متوجه اصل موضوعی نمی شود
-- به خط تعارف رسیده = هنگامی که سیگار به انتهایش می رسد می گویند.
- بی سیمچی رو زدن = وقتی تلفن همراه ناگهان قطع می شود گفته می شود
- بیلبورد = نهایت تابلو شدن
- پاچه خوار = چاپلوس
- پا دادن = پذیرفتن پیشنهاد، آمار دادن
- پارازیت = سخن بی موقع، اختلال، مزاحمت
- پارس خود رو = سگی که راه می رود و پارس می کند.
- پاشنه ها را بالا بردن = لباس خود را مرتب کردن
- پاناسونیک =  دختر ناز و خوش اندام
- پایه بودن = حاضر به همراهی (همکاری) بودن. مثال: پایه ای؟ (حاضری؟، هستی؟)
- پدیده = کسی که خیلی تابلواست و کارهای عحیب می‌کند به تمسخر به او می‌گویند: فلانی پدیده‌ایه برای خودش!
- پرده داری = به دختر باکره‌ای می‌گویند که اصرار به حفظ بکارت خود دارد. می‌گویند: طرف داره پرده‌داری می‌کنه (یعنی از بکارت خودش محافظت می‌کند)
- پرده دری = هنگامی که کسی با دختر باکره‌ای هماغوش شود، می‌گویند: پرده‌دری کرد!
-  پسته خانم = زن بد کاره، فاحشه
- پسی = پسر
-  پنیر = حشیش، جوینت، بنگ
- پوز زدن = رو کم کردن
- پوز زنی = رو کم کنی
- پیاز = خنگ، مشنگ،  یعنی تو که عین بز نگاهم می کنی وقتی می گویم دوستت دارم
- پیچاندن = رد کردن، از سر باز کردن، سرباز زدن از مسئولیت. مثال: باز که کلاسو پیچوندی!
-  پیچ پلیسی = کشیدن ترمز دستی و دور زدن ماشین
 - تابلو = کسی که از سر و ریختش پیداست که اهل منقل و وافور است؛ انگشت نما، مشهور، واضح و معلوم. مثال: این که جوابش تابلوِه! ؛ ضایع بودن
- تابیل = نوعی تابلو، ضایع
- تاقال = کرمو
- تخم ادیسون =  لامپ برق
- تخم کردن = جرات کردن. مثال: تحم نمی کنه (جرات نداره)
- تخماتیک = همان تخمی، به معنی نا به سامان، در هم برهم، آشفته، غیر قابل کنترل. مثال: اوضاع مملکت تخماتیکه
- ترکوندن = حال کردن؛ خوردن مخدر و به مهمانی رفتن؛ حال پخش کردن اساسی، فراهم کردن، رساندن، خوب و اساسی رفتار کردن، بدون نقص بودن
- تریپ (تیریپ) = تیپ، قیافه، فرم، مدل، سبک (به تریپ هم زدن: با هم دعوا کردن)
- تریپ زدن = خوش تیپ کردن
- تریپ مرگ = بسیار بد حال، و نیز بسیار باحال
- تگری زدن = بالا آوردن پس از نوشیدن الکل یا کشیدن سیگار
- تگری شکوفه = حالت تهوع، بالا آوردن
- توپ و تانک = سینه و باسن خانم های چاق یا درشت اندام . مثال: زری خانم عجب توپ و تانکی داره!
- تو راه گوز کسی زدن = به کسی ضد حال زدن
- تو سایت کسی رفتن = تو نخ کسی رفتن
- تو کار کسی بودن = برای جذب کسی کوشیدن
- تو کف چیزی بودن = از چیزی تعجب کردن
- تو کف کسی بودن = به کسی علاقه مند بودن. مثال: تو کف مهری است (از مهری خوشش می آید)
- تهران ۵۱ =  آدم دولتی، کارمند وابسته به حکومت
- تی تیش = خیلی وسواسی، خیلی حساس
- تیریپ لاو (love) = روابط عاشقانه
- تیکه انداختن = متلک گفتن
- تیغی زدن = شزط بندی کردن
 - جا سویچی = به آدم‌های سیریش و آویزان می‌گویند. آدم‌هایی که خودشان را هر جایی جا می‌کنند. مثال: طرف جاسویچیه! (اخطاری است که مواظب باشند او را به جایی دعوت  نکنند)
- جان کوچولو = آدم درشت هیکل
- جنده ی دولتی = به کسانی می‌گویند که در ظاهر خود را به گروه‌های مستقل از دولت می‌چسبانند و ژست آن را به خود می‌گیرند اما در باطن جیره و مواجب خود را از دولت می گیرند.
- جوات = پیکان
- جوات مخفی = پژو
- جواد = بی کلاس، دهاتی
- جیب ملا = کنایه از حرص و طمع در جمع کردن پول است، جیب ملا معمولن خیلی بزرگ است و به سادگی پر نمی شود.
-  جیرجیرک = پر حرف
- جیک ثانیه = زود سریع
 
- چایی نخورده پسر خاله شد = فورن صمیمی شد
- چاغال = پسر هم جنس گرا
-  چاقال = پسر ه

۲۲:۱۲

مجنس گرا از نوع مفعول؛ بی جربزه، بی خایه. مثال: یارو تخم نمی کنه فلان کارو بکنه. خیلی چاقاله.؛ ضعیف، بی اثر. مثال: سیگاره اثر نکرد. چاقال بود.


- چای شیرین = کسی که خودش را برای دیگری لوس می کند، کسی که چاپلوسی می کند.
- چپو کردن = مال و اموالی را بالا کشیدن. این کلمه از لغت چپاول به معنی به تاراج بردن و غارت کردن می آید. مثال: فلانی مال همه روا چپو کرد.
- چراغ خاموش = مخفیانه
- چس کلاس نزار = سریع بیا، تکون بخور
- چکل = داف
- چلاسیدن = ترکیب ماسیدن و چسبیدن و پلاسیدن کنایه از آدمی که دپ شده
- چلغوز = عقب مانده ی گیج
- چمنتم = مخفف: چاکرتم، مخلصتم، نوکرتم
- چنیم = وقتی می حواهند از چیزی تعریف کنند از این اصطلاح استفاده می کنند
-  چوخلصیم = خیلی مخلصیم
 - حال پخش کردن = به همه لطف کردن
- حسش نیست = حوصله اش را ندارم
- حسین صاف کار = صدام حسین که شهرها را با خاک یکسان می کرد.
 - خار داشتن = راه نیامدن، پا ندادن
- خاک انداز = کسی که خودش را در هر کاری دخالت می‌دهد
- خالتور = مجلس‌گرم‌کن، اهل رقص و آواز روحوضی، موسیقی جواتبه موزیسین‌هایی که در مجالس عروسی و طرب با آهنگ‌های خود به اصطلاح مجلس گرم کرده و در برابر آن پول دریافت می‌کنند، می‌گویند. که بعدها حتی به آدم‌های جلف و امثال آن‌ها نیز این واژه نسبت داده می‌شد. مثال: چه موزیک خالتوری! (موزیک مسخره‌ای که فقط به درد مجلس‌گرم‌کردن و مراسم عروسی می‌خورد) یا: تو چقدر خالتوری!
گویا ریشه ی این کلمه به فاحشه ی خانه ی سابق تهران (شهر نو) برمی‌گردد. ظاهرن یکی از روسای آن‌جا توران نام داشته و معروف به خاله‌توران بوده است. این خاله توران مجلس‌گرم‌کن بوده و اهل رقص و آواز روحوضی. در آن زمان سایر مردم هم هنگامی که به مجلسی می‌رفتند و موسیقی روحوضی می‌خواستند می‌گفتند خاله تورانی بخون! یا آهنگ خاله‌تورانی بخون! و این به خاله‌توری! خالتوری! و خالتور تبدیل شده است!
- خالی بند = دروغ گو
- خبرگزاری = سخن چین
- خجسته = بی خیال، خوش خیال
- خر به خراسان بردن = زیره به کرمان بردن
- خَز = عمل و رفتار و هر چیز زشت و ناجور. از مد افتاده، جواد. مثال: طرف عجب آدم خزی‌یه!، این کفشه خیلی خزه، فلان آهنگ خیلی خز شده، اون کارت خیلی خز بود. بی کلاس بالای شهری
- خز و خیل (خز و پیل) = خز و دوستانش، اجتماع چند خز
- خسته = حرفه ای و کار کشته
- خط خطی بودن = خرد بودن اعصاب
- خفت کردن = زورگیری کردن
- خفن = عالی، بی نقص، خوب و تحسین برانگیز، جالب و دیدنی، خيلي باحال و خوب. برای هر نوع اغراق به کار می رود. مثال: عجب ماشین خفنی داری!
- خفن بازار = جایی که چیزهای خفن (خوب و جالب) در آن زیاد یافت می شود.
خلافی داشتن = شکم بزرگ داشتن (خلافی جایی از ساختمان هایی است که بر خلاف قوانین شهرداری ساخته شده و قسمتی از خیابان یا پیاده رو را تصاحب می کند).
- خود را اَن کردن = خود را لوس کردن، بیش تر به کسی گفته می شود که تملق می کند و خود را جلوی دیگران خراب می کند
- خونه خالی = كنايه از جاي امن برای انجام هر کاری
- خیار شور = آدم بی مزه
-  خیالی نیست = مهم نیست، مساله ای نیست
 - داف = دختر با قر و قمیش، دختری که از نظر تیپ و چهره در نگاه نخست جلب توجه می کند.
- داف بازی = دختر بازی
- دافی = دوست دختر
- دامبولی کسک = هر نوع موسیقی بی خود و مبتذل
- دایورت = بی خیال، کسی که حرف کسی را به حساب نمی آورد
- درایوری رانندگی کردن = (اشاره به فیلمDriver )  با مهارت رانندگی کرزدن- درد کشیده طبیبه = کسی که درد و مرضی را گذرانده است مثل یک دکتر از آن درد خبر دارد و می‌تواند طبابتش را بکند.
- دخی = دختر
- در دیزی باز بودن = وقت برای دزدی مناسب بودن
- دستمالیسم = فرهنگ چاپلوسی
- دمبه = آدم خیلی تنبل
- دو در (دو دره) = دزدی، دزدیدن، کم فروشی، کم کاری، کلک زدن، حقه بازی، کلاه گذاشتن، سر کار گذاری
- دور سه فرمان = کسی که خیلی مشکل دارد، بسیار قاطی
- دوومنگل = ماتیز
- دهن کسی کف کردن = از حرف زدن خسته شدن
- رادار = جاسوس
 - راه دادن = تحویل گرفتن، پذیرفتن پیشنهاد، پا دادن
- راگوز = منظور همان باسن یا کون است. گاهی اوقات برای توهین به دهان نیز گفته می شود. مثال: راگوزتو ببند (خفه شو!).
- رَ دَ دَ = به پایان رسیدن
- رفیق دُنگ = رفیق صمیمی
- روی آنتن رفتن = همه در جریان قرار گرفتن
- ریز دیدن = به نشانه‌ی کوچک شمردن طرف مقابل به‌کار می‌رود. مثال: خیلی ریز می‌بینمت! (هنوز خیلی کوچکی)
- ریلیف کردن = آماده کردن
- زاب چک / زیب چک = دستگیره, چیزی که برای بستن، بازشدن یا در امدن مزاحم باشد. مثال: اون زاب چک رو بکش. یعنی اون دستگیره (یا هر چیزی را) رو بکش . اون زاب چک رو ببند. یعنی اون پنجره رو ( یا هر چیزی را) ببند.به طور کلی هنگامی که گفتن یک اسم یا انجام کاری دشوار باشد و یا گوینده حوصله ی گقت

۲۲:۱۲

ن کلمه ای را ندارد از زیب چک استفاده می شود. مثال: اون زیب چک رو بده به من (یعنی اون سیگار، کبریت،  تسبیح و . . .) رو بده به من.


- زابلو  = تلفیقی از تابیل و زابیل
- زابیل = تابلو بودن، ضایع
- زاخار = مزاحم، چیز ضعیف و بی کلاس
- زارت  (زرت) =  زرشک، به سرعت. مثال: زارتی زد تو گوشم
- زاق = ضایع، زاقارت، یه کامیون کار اشتباه
- زاقارت = ضایع، سه، غیر عادی. مثال: این لباست خیلی زاقارته، اوضاع مالی زاقارته
- زالزالک = حرف مفت و بی معنی.
- زریدن  = زر زدن، حرف مفت زدن
- ز ذ = (با تلفظ زی زی) مخفف "زن ذلیل"، مردی که همیشه مطیع و پیرو همسر خود است.
- زلزله = به بچه‌ای که خیلی شلوغ می‌کند می‌گویند.
- زورگیری = به زور گرفتن
- زید = دوست‌دختر، دوست پسر
- ژولیت = مامور کلانتری
 - ساختن خود = معتادان از آن به معنی مصرف مواد مخدر استفاده می کنند، اما در زبان عامیانه به معنی هر نوع خوبی رساندن به خود (یا دیگران) است. مثال: بیا ببرمت جیگرکی بسازمت (جگر بدم بخوری)، گرسنه ام، برم خودم رو بسازم (غذا بخورم)، خسته ام، برم شمال خودم رو بسازم (تفریح/استراحت کنم)، بیا اینجا آب خنک هست، خودت رو بساز (رفع تشنگی کن)
- سازمان سنجش = کسی که زیاد می پرسد.
- سازمان گوشت = آدم چاق و فربه
- سالار = بامعرفت، لوتی. مثال: طرف خیلی سالاره! (یعنی خیلی بامعرفت است)
- سفره الفقرا = روزنامه
- سکه رایج بلاد اسلامی=  صلوات، چیزی که همه توان آن را دارند.
سگ برگر = غذایی است که خورده شده و باعث شده دهان طرف بوی یک کامیون پیاز بدهد و همراه با بو - های دیگر
- سوار درخت انگور = مست، کسی که شراب زیاد خورده و تلو تلو می خورد.
- سوپر قلعه = نهایت دهاتی بودن
- سوسک کردن کسی = کوچک و خوار کردن طرف مقابل، با برتری زیاد کسی را مغلوب کردن
- سوپر کالی‌ فرا جلیس تیک ِ اِکس پیا ل ِ دوشِز = روی هم یعنی: وه! به نشانه ی تعجب و شگفت‌زدگی.کسی که در یک آن از چیزی شگفت‌زده می‌شود، در مقابل آن شگفت‌زدگی شروع به گفتن این عبارت دراز می‌کند.
- سوتی = ضایع، سه
- سوتی دادن = ضایع کردن، خراب کردن، انجام دادن کاری بر خلاف قاعده ی معقول
- سوراخ جورابتیم = به شوخی برای نشان دادن نهایت فروتنی و چاکری در برابر دوست گفته می شود
- سه = ضایع ، مایه ی شرمندگی
- سه دروغ بزرگ = دانشگاه آزاد اسلامی
- سه سوت = سریع
- سیامک سنجرانی = سیم و سنجاق (اسباب تریاک کشی در زندان)
- سیاه بازی: حقه بازی، شارلاتان بازی
- سی جی = آدم خز موتور باز
- سیرابی = توهینی قدیمی از دوره ی برادران آب منگل
- سیریش = سمج، کنه
- سیستم = هر چیز الکترونیکی که به هر وسیله ای سوار می شود
- سیکیم خیاری = هنگامی استفاده مي شود كه کسی كاري را بدون برنامه و هدف خاصي انجام بدهد. دیمی
- سیم های کسی قاطی کردن = دیوانه شدن، حالت عادی نداشتن. مثال: رییس سیماش قاطی کرده، طرفش نرو!
- شاسی = اشاره به قد
- شاسی بلند = قدبلند
 - شاخ شدن = پر رو شدن، بدون دعوت به جایی رفتن، خود را قاطی کردن
- شاسکول = از همه جا بی خبر، هندونه، مسخره، خل
- شصت تیر = با سرعت
- شقایق =  به آدم معتادی می‌گویند که زیر چشمش قرمز است.
- شکلات = کسی که فقط تهدید می کند ولی جرات دعوا ندارد
- شلخک = همین جوری، اله بختکی
- شلغم = کنایه از آدم بی‌بخار و به دردنخور. آدم منفعل.
- شله زرد = شل و وارفته
- شلیمف = تنبل
- شوخی افغانی = هر گونه شوخی که حال طرف را تا حد سکته یگیرد
- شوخی شهرستانی = به شوخی‌هایی می گویند که از حد شوخی می‌گذرند و به اعمال فیزیکی شدید منجر می‌شوند.
- شیرین عسل = چاپلوس، بادمجان دور قاب چین
- شیلنگ = دراز
- شیمبل = جاسازی کردن، مخفی کردن
  - صاف شدن = تحمل فشار بیش از حد توان. مثال: این درس خیلی سنگینه، صاف شدم.
- صفاسیتی = لذت زیاد بردن
 - ضایع = خراب
- ضد حال = چیز ناخوشایند
- ضد حال زدن = حال گیری کردن
 طاهره = فاحشه ای که ادعای پاکی می‌کند
 - عبدالله = کند ذهن. مثال: آخه عبدالله آدم واسه اسکی شلوار جین می پوشه؟
- عُمرن = هرگز، امکان ندارد. مثال: عمرن بتونن ما رو ببرن تو بازی (امکان ندارد که بتوانند ما را وارد بازی کنند)
- عمرنات پتاسیم = همان عمرن است. اختراع بچه های دبیرستانی که جدول مندلیف یاد میگیرند. به طور خلاصه عمرنات هم گفته می شود.
 -  فاب (فابریک) = دوست دختر یا دوست پسری که فقط با تو باشد. مثال: مریم فاب منه (فقط دوست دختر منه)
- فراجناحی = با همه رفیق
- فراخ = مودبانه ی کون گشاد است، تنبل و تن پرور
- فر دادن = از چیزی زدن، از چیزی کف رفتن
- فر خوردن = ترسیدن
- فروغ فرخزاد = دختر شاعر خوشگل
- فضانورد = معتاد به قرص، معتاد به حشیش که در عالم هپروت به سر می برد.
- فطیر = خیلی خیلی زیاد، اونقدر که نشود فکرش را کرد
- فک زدن = زیاد حرف زدن، چانه زدن
- فک کسی به زمین خوردن =

۲۲:۱۲

دهان کسی از شدت تعجب باز ماندن، روی کسی کم شدن


- فلفل سبز = مامور انتظامی
- فنچ (فنچول) = به نشانه‌ی کوچک‌بودن و برای تحقیر طرف مقابل یا نشانه‌ی برتری استفاده می ‌کنند. دختر کم سن و سال
- فیلیپس کسی را گوزنایت کردن = کسی را ضایع کردن
- قات زدن = قاتی کردن، جوش آوردن، آشفته و عصبانی شدن
- قُزل قورت = گرسنگی شدید
- قُزمیت = عقب افتاده
 - قشنگ = وقتی کسی مدام در حال اشتباه کردن و دچار برداشت‌های اشتباه از چیزی باشد به تمسخر و تذکر او را با این واژه صدا می‌زنند که تاکید و هشداری باشد برای این که طرف مقابل را متوجه اشتباه بودن حرف‌هایش بکنند. مثال: قشنگ! این چیزی که تو می‌گویید معنی‌اش این می‌شود نه آن. نمونه‌ی مترادف با این واژه؛ مشنگ، هوشنگ، مجید‌جان دلبندم، پسرم و امثال آن‌ها است.
قمقمه = اهل قم
قورباغه = ماشین فولکس
-  قه ثانیه = فورا
- کاکتوس = مامور انتظامی
- کاسب = به فروشندگان مشروبات الکی و مواد مخدر می‌گویند..
-  کاهگل لقد نمی کنم = حرف دارم می زنم، گوش کن!
- کُردان = دروغ گو، خالی بند، مدرک جعل کن، بچه باز، متخصص ازاله ی بکارت، وقیح
- کرمو = کسی که کرم می ریزد.
- کره = خیلی با حال
- کره خوری =  خوردن غذاهای چرب و شیرین پس از دود کردن ماده ی مخدر؛ وحشیانه غذا خوردن؛ به کار بردن بیش از حد هر چیز.
- کره کردن = اشتهای غذا خوردن پس از کشیدن سیگار یا علف
- کف کسی بریدن = برای نشان دادن تعجب زیاد به کار می رود. مثال: قیمتش رو بفهمی کفت می بره...
- کف دستش مثل کون بچه صافه = هیچ پول ندارد، فقیر است
- کف و خون بالا آوردن = خیلی تعجب کردن، خیلی هیجان زده شدن
- کلان (از کلانتر) = پلیس ، نیروی انتظامی
- کل کل کردن = لج بازی کردن
- کم آوردن = جا زدن
- کمپوت هلو = ماشین پر از دختر
- کون لق آفرینش = بی‌خیال، بی‌خیال دنیا
- گاگوول = نفهم، خنگ، مترادف با اسکل و یوول است.
- گرخیدن = ترسیدن، کپ کردن، کم آوردن، قافیه را باختن
- گل واژه = مودبانه دری وری، حرف بی محتوا و بی هدف.
- گلابی = تنبل، ببو و پخمه. مثال: برو بابا گلابي
- گوجه زدن = تگری زدن (بالا آوردن)
- گوز گره خورده = هنگامی که شخص لاغری بازویش را نشان می‌دهد به نشانه‌ی ریشخند و تحقیر به او می‌گویند: توی بازوهات گوز گره خورده!
- گوشت = دختری که اندام زیبایی دارد. جیگر
- گوشت کوب = هر چيز به دردنخور معمولن قابل حمل. مثال: اون گوشكوبتو (تلفن همراه) بده يه زنگ بزنم
-  گولاخ = به ترکی یعنی گوش و به آدم درب و داغون و نخراشیده می گویند
- گون = کسی که هر چی بهش میگی نمی فهمه و آی کیوش (IQ) پایین است
- گیر سه پیچ = سماجت بسیار
 - لاو انداختن (love) = عاشق شدن، رفیق شدن
- لاو ترکاندن (love) = عاشق هم بودن،  اظهار عشق و محبت دختر و پسر به یکدیگر. مثال: اون دوتا رو ببین چه لاوی می ترکونن!
- لایی کشیدن = با ماشین به سرعت از میان دو ماشین دیگر گذشتن
- لبگند = لبخند دارای درد و رنج. لبخند زورکی
 - مال دوره ی گروهبان یکی هیتلر = دارای افکار قدیمی، پیرمرد
- مالیات = چاپلوسی! مثال: بابا اینقدر مالیات نده! (این قدر چاپلوسی نکن!)
- ما هم بله = ما هم در جریانیم. ما هم تو کاریم
- ماهی شو برو! = حرف زیادی نزن، ساکت باش!
- مخ زدن = مخ خوردن، جلب کردن
- مخ گایی = کار کسی که یک بند حرف می زند و یک مطلب درست و صحیح در حرف هایش نیست.
مکان = جایی که در آن با خیال راحت و بدون دردسر می توان کاری را انجام داد.
- مگسی شدن = عصبانی شدن
- ملی شدن = همه در جریان قرار گرفتن، برای همه آشکار شدن
- مماس بودن = در ارتباط بودن
-  مُهرمون هم خرابه = (برگرفته از نمایش آهنگین شهر قصه که در آن مسئول دولتی برای دریافت رشوه بهانه تراشی می کند.). معنی آن این است که مشکل به این سادگی که به نظر می رسد نیست و مسایلی پشت پرده وجود دارد. مثال: تو که همه مدارکت جوره، چرا کارتو راه نمی اندازند؟پاسخ: ای بابا، ما مُهرمونم خرابه!
- میخ شدن = خیره شدن، گیر دادن
- میرزا مقوا =  آدم لاغر و لق لقو
 - ناخدا = بی‌خدا، کافر، بی‌دین
- نا فرم = بد شکل، بد جور
- نبشی دادن = سوتی دادن، گاف دادن
- نک و نال = ناله و زنجموره
- نمره ی شهرستان = دهاتی، روستایی، جواد
- نمودن = اصطلاحی است که وقتی کسی بیش از حد خودشیرینی می‌کند و یا رفتاری می‌کند که باعث آزار می‌شود می‌گویند: طرف نمود مارو!
- نمور (نموره) = جزیی،  کوچک، کمی
- نیمرخ گوز فیثاغورث = زشت
 - هاگیر واگیر = گیر و دار، شلوغی و پلوغی
- هَپَلی =کثیف، آلوده، کسی که بهداشت را رعایت نمی کند. (برگرفته از نمایشی در برنامه کودک در دهه ی ٦۰ به نام "محله ی برو بیا" که در آن هپلی نماد میکروب بود. مثال: هپلی برو دستاتو بشور!
- هندونه = اسکل، شاسکول، از همه جا بی خبر
- هندونه گذاشتن = الکی حرف زدن
- هویج = بی بخار، پخمه
 یول = شخصی که چی

۲۲:۱۲

زی نمی‌فهمد. گیج. مترادف تندتری برای اسکل و شاسکول است. 

۲۲:۱۲

 ما موقعیت‌هایی پیش آمده که به ما توهین شده یا اصطلاحاً تیکه‌ای انداخته‌اند یا ما را زیر سوال برده‌اند اما در آن لحظه نتوانستیم حاضر جوابی های دندان شکن یا اصلا جوابی بدهیم. واقعاً تحمل این لحظه‌ها سخت است چون تحقیر می‌شویم، آنقدر اعصابمان به هم می‌ریزد و حرص می‌خوریم که تا چند روز یا حتی چند هفته، فکر ما را شدیداً به خود مشغول می‌کند. بعد از مدتی کلنجار رفتن با روح و مغز خود، ناگهان یک جواب مناسب پیدا می‌کنیم و آرزو می‌کنیم که زمان به عقب بازگردد تا با یک حاضرجوابی دندان شکن انتقام خود را بگیریم و دلمان خنک شود!


اما واقعیت تلخ این است که زمان هیچگاه به عقب بازنمی‌گردد و آب رفته به جوی دیگر برنمی‌گردد. یکبار به صحبت‌های یک خانم گوش می‌دادم که می‌گفت «من حاضر جوابی‌ های دندان شکن بلد نیستم… یکبار با همسرم بحثم شد و بهم گفت تو نه حرف زدن بلدی نه پول داری… از اون جاریت یاد بگیر که چقدر خوش سر و زبونه!… با شنیدن این حرفا اعتماد به نفسم صفر صفر شده و خیلی خودمو باختم!»
گفتن حاضر جوابی های دندان شکن در لحظه، واقعاً یک هنر است که فقط افراد با هوش کلامیِ بالا از آن بهره‌مند هستند. اما ذاتی نیست یعنی می‌توان این مهارت را با تمرین و استمرار یاد گرفت و به مرور خودمان از جواب‌های خودمان لذت ببریم. موافق هستید که اگر حاضرجواب باشیم، اعتماد به نفس بالایی هم خواهیم داشت؟
یکی از بهترین روش‌های یادگیری برای حاضر جوابی های دندان شکن این است که جواب‌های آماده در آستین داشته باشیم! یعنی به جواب‌های دیگران مخصوصاً بلبل زبان‌ها دقت کنیم و جواب‌های آنان را شکار و یادداشت کنیم. در ادامه یک لیست پُر و پیمان برایتان آورده‌ایم که هزار قدم شما را جلو می‌اندازد. امیدوارم استفاده کنید و لذت ببرید.
 

 
حاضر جوابی های دندان شکن برای ظاهر
در این مواقع باید با کلام خود برای خودمان یه سپر دفاعی درست کنیم و جواب مناسب را بدهیم. اما شاید ندانیم در این موقعیت چه جوابی میشود داد و ذهنمان قفل می‌کند. در ادامه برای هر موقعیت چند تا جواب برایتان آماده کرده‌ایم که کمک میکند در این شرایط حرف کم نیارید.
 
چقدر پیر شدی!
یه شیر همیشه شیره.
ما ذاتاً زود بزرگ میشیم.
موی سپید را فلکم رایگان نداد / این رشته را به نقد جوانی خریده ام.
هر تار مو سفید یک گیگ تجربه پشتش خوابیده.
خوبه دیگه نیاز به مِش کردن ندارم.
 
چقدر قَدِت کوتاهه؟
کجاشو دیدی! نصفم زیر زمینه.
خدا از قد من زده گذاشته روی زبون تو.
خوبیش اینه به آدمها از بالا به پایین نگاه نمیکنم.
تو بچگی به اندازه کافی پاستیل نخوردم و کش نیومد.
هواپیمای جنگی هم از هواپیمای مسافربری کوتاه تره اما سریعه و پرقدرت.
کوته قدی بِه از کوته نظری.
میزان قد آدمها دست خودشون نیست اما میزان شعورش چرا.
آدم باید دیدش بلند باشه نه قدش.
خدارو شکر کوتاهی به قدم زده نه به شعورم.
قد منم مثل شعور تو کوتاه.
شما کدام جواب را بیشتر می‌پسندید؟
 
چقدر عطرت بدبوئه!
خوشبختانه عطر رو میشه راحت عوض کرد اما شخصیت رو نه.
همیشه قبل از اینکه ازت نظر بخوان، صحبت میکنی؟
عطر آدم بد بو باشه بهتر از اینه که افکار و حرفاش بوی گند بده.
اینو زدم واسه دفع حشرات و آدمهای موذی.
از این پیف پافی که تو زدی که بهتره.
فکر کنم خیلی وقته فیلترهای بینی ات رو تعویض نکردیااا.
یادم باشه سری بعدی که خواستم برم خرید با خودم ببرمت. انگار نظر شما مهمتر از نظر منه.
 
چرا انقدر لاغری؟
کیفیت مهمه نه کمیت
‌آره بابا نه از هیکل شانس آوردیم نه از رفیق (یا فامیل یا  همکار)
‌شما به حجم خودت ببخش مارو‌
‌لاغر شدم کنار هم جا بشیم
‌آره، نشتی دارم
سلول‌هام گرسنه بودند، گوشتام رو خوردند
ما بیمار رخ زیبای تو گشتیم، لاغر شده ایم، بس که به دنبال تو گشتیم
چوب کبریت هم باریکه اما می‌تونه آتیش به پا کنه
اسب میان تهی به کار آید به روز نبرد نه گاو پرواری
کنترل وزن من هم مثل کنترل زبون تو از دستم در رفته
 
چقدر چاقی؟!
آدمهای خوب هرچقدر حجم بیشتری رو از این دنیا بگیرند، دنیا جای بهتری برای زندگی میشه
اگر زیادی حرف بزنی، تو رو هم میخورما
 
این جملات و لیست آماده، تا یک جایی به درد شما می‌خورند. شما خود باید خلاق باشید و هوش کلامی خود را تقویت کنید تا بدانید در هر جمعی چطور صحبت کنید. برای تقویت هوش کلامی خود روی لینک زیر کلیک کنید:
 

دوره تخصصی هوش کلامی
 
دماغت چرا….
سرت رو گردن خودت باشه نه توی بینی من undefined
بینی که سر بالا میشه، حسودا ابوعطا میخونند
تو هم باید بری مثل من عمل کنی اما بجای بینی باید زبونت رو کوتاه کنی که زیادی زبون درازی نکنیم
یکی از خوبی های بینی بزرگ اینه که نفس کم نمیارم چون دوبرابر هوا رو می‌کشه داخل
بینی ام رو عمل نمیکنم اما بینی عملی ها رو دوست دارم
 
حاضر جوابی‌های شخصیتی
یکی از تحقیر‌آمیزترین توهین‌هایی است که شخصیت م

۲۱:۲۹

ا را زیر سوال می‌برد که حاضر جوابی‌ های دندان شکن اگر اینجا استفاده نشود پس کجا به کار آیند؟ لیست زیر برای شما بسیار مفید خواهد بود.


 
سلام بلد نیستی؟
خدا هم سلام رو واجب نکرده که شما واجب میدونی.
خواستم شما سلام بدی تا ثواب بیشتر برای شما باشه.
خواستم شما ثواب بیشتری ببری تا شاید گناهان زبون درازِت رو بشوره و ببره (با لحن شوخی و خنده).
بلدم اما هرچی رو که بلدی نباید هرجایی استفاده کنی.
فکر میکردم فقط من بلد نیستم اما الان متوجه شدم با هم همدردیم.
شما کدام جواب رواانتخاب می‌کنید؟ اگر جواب دیگری هم به دهنتان می‌رسد در قسمت نظرات بنویسید تا به جواب‌ها اضافه کنیم.
 
چقدر ساده لوحی تو!
اشرف مخلوقات آدمه نه روباه.
قرار نیست که همه مثل شما خاشخاشی باشند. بعضی ها هم مثل من ساده اند.
فکر میکردم همه مثل خودم صادق و یکرنگند. هنوز با دنیای شما آشنا نشدم.
ساده لوحی من از روی صداقته، بی ادبی شما از کجاست؟
ادعای اَدَبِت مثل دلار بالا میره اما شعورت مثل ریال پایین میاد.
اگر ساده لوح نبودم که با شما هم کلام نمیشدم.
ساده لوحی اینه که همین رفت رو هم باور کنم.
 
چرا همش میخوابی؟!
ارزونترین لذت فعلاً همین خوابه. اونم تو میخواهی از ما بگیری؟
هر وقت بیدار شدم بهت میگم.
آدمهایی رو که دوست دارم فقط توی خواب میبینم…
اسب رو جو ،طناب رو تاب، مرد رو خواب نگه می‌داره…
خواب مومن هم عبادته عزیز من.
آذوقم رو جمع کردم و دیگه کاری ندارم.
چون داخل خواب هام تو نیستی و آرامش دارم.
خوابیدن رو به سرک کشیدن و فضولی توی زندگی دیگران ترجیح میدم.
می‌خوابم که خواب تورو ببینم.
به هرحال یکی کمبود خواب داره یکی کمبود فهم.
توی خواب با آدمهای بهتری طرفم.
تو نگران من نباش. وقتی خواب هم هستم دارم پول در میارم.
می‌خوابم بلکه سختی ها رو کمتر حس کنم.
 
چقدر خسیسی تو!
هر از گاهی باید ولخرجی‌ها رو جبران کرد دیگه
تو خرج کن ما ازت یاد بگیریم
خسیس باشی بهتر از اینکه که انقدر رُک باشی
با همین روش پولدار شدم (با ظنز و شوخی)
 
پس کی لاغر میشی؟
هر وقت شما مودب بشی
من که چاق نیستم ، اینجا کوچیکه من بزرگ به نظر میام undefined
خبر میدم بهت undefined
هروقت تو یاد بگیری چاقی و لاغری ی مسأله شخصیه
باش صحبت کردم کم نمیشه
خودم مسئول بدن خودم هستم! و هر موقع که صلاح بدونم و اراده کنم تغییر خواهم کرد
چاق و لاغری بهانه است! مهم شعور هست که متاسفانه همه ندارن
 
زنه دیگه!!
نکنه شما رو باباتون به دنیا آورده؟
نکنه شما رو لک لک ها آوردن دادن به خانوادتون؟
حالا شما که مردی، چه شکلاتی خوردی؟!
کاش بجای اینهمه بلبل زبونی، دو سه واحد هم ادب پاس میکردید
حیف مادری که ۹ ماه یه آدم …. رو حمل کنه
فعلاً که شما در به در دنبال همین خانم ها هستی (محتاج همین خانم ها هستید)
 
چقدر بی عُرضه ای تو!!!
ولی سرم تو کار خودمه
یه کم از باعرضه بودن هات بگو یاد بگیریم
اگر عرضه داشتم که با تو دوست (یا همکار یا هم کلام) نبودم
ببین با بی عرضگی انقدر موفقم، اگر عرضه داشتم چی میشد؟
 
قیافت بیشتر از سنت نشون میده!
گول ظاهرم رو نخور، تو هم خیلی باهوش نشون میدی!
 
چه خبرته اینقدر می‌خوری؟!
یارانه‌ام رو ریختند دارم ریخت و پاش می‌کنم!
قضای غذاهای نخوردمه!
من غذاشو میخورم تو حرصشو میخوری؟
بخورم و بمیرم بهتر از اینکه نخورم و بمیرم!
 
تو هم که لباس پوشیدن بلد نیستی!
نه همین لباس زیباست نشانه آدمیت!
ای کاش آنقدر که به ظاهرت اهمیت میدادی، به باطنت هم اهمیت میدادی!
بجاش شخصیتم رو مُده!
بهتره برای سرپوش گذاشتن روی ضعف‌هات (عقده‌هات) راه بهتری رو بجای تخریب دیگران انتخاب کنیم!
لباس از مُد افتاده بهتر از مغز از عقب افتاده است!
راحتی رو فدای مُد نمیکنم
هر کسی یه ضعفی داره دیگه؛ یکی توی لباس و مُد، یکی هم توی ادب و شعور
آخرین مُد کَفَنه (می‌دونم که خیلی کلیشه ای شده دیگه اما گفتم بگم شاید یه جا به دردتون بخوره undefined)
بجاش شخصیت به روز و رو مُدی دارم
نمی‌دونستم تو حوزه مدلینگ هم وارد شدی. باریکلاااا
خوشم میاد زرنگی و سریع به دیگران گیر میدید که نکنه دیگران به نقاط ضعف تو گیر بِدَن
 
اگر می‌خواهید حاضرجواب قهار و محترم باشید، روی عکس زیر کلیک کنید:
 

دوره تخصصی هوش کلامی
 
چه عجب زنگی به ما زدی!
شما تند تند به ما زنگ میزنی به ما مهلت نمیدی زنگ بزنیم آخه!
ببخشید دستم خورد!
کارم مهم بود وگرنه الانم نمیزدم!
از قدیم گفتن انسان جایز الخطاست. ببخشید الانم زدم!
دیوانه از مه دور بهتر!
اینهمه محبت ورزی رو از شما یادگرفتم!
 
چقدر خنگی! چرا اینقدر دیر می‌گیری؟!
من که سلیمان نبی نیستم زبون هر موجودی رو زود بفهمم!
‌واسه اینکه منم توی جمع خودتون بپذیرید!
مشکل از فرستنده است که نمیتونه خوب حرفش رو ارسال کنه وگرنه ما گیراییمون بالاست undefined
‌آثار رفاقت با شماست!
‌دیر گرفتن بهتر ا

۲۱:۲۹

ز هرگز نگرفتنه!


‌ آره دیر فهمیدم که نباید با تو دوستی کنم!
‌خیلی باهوش بودم، تو بیمارستان عوضم کردند!
‌باز ویژگی های خودت رو به من نسبت دادی؟
 
چقدر پرحرفی تو!
آخه شنونده خوب مثل تو کم گیر میارم
فکر کنم حسودیت میشه نمیتونی مثل من خوب حرف بزنی (با لحن طنزآلودundefined)
منظورت اینه که خیلی خوش صحبتم
چرا تازگی ها انقدر کم حوصله شدی
تقصیر خودته. هرچیزی رو باید برات چندبار توضیح داد تا متوجه بشی
از این دُر و گوهرهای رایگان استفاده کن که فردا روزگار برای شنیدنشون باید از منشی ام وقت بگیری.
مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد. شما رو که دیدم نطقم باز شد
 
هنوز بچه‌ای بابا!
متاسفانه بزرگم تو بودی که تا الان بچه موندم!
‌ شما ماشالله هم سن حضرت نوح عمر کردی به همین دلیل ما برات بچه بنظر میرسیم!
‌ ببخشید که بخاطر تاریکی شب سیبیل تون رو ندیدم!
‌به سن نیست عزیز دل به میزان فهم و درک و شعوره!
‌بچه تو قنداقه، تو دهنش هم قندابه!
‌ حداقل شما دیگه این حرف رو نزن. بگذار کسی بگه که خودش رشد کرده باشه!
 
کجا آرایشگاه رفتی؟
چند وقت پیش چند تا از دوستان قدیمی دور هم جمع شده بودند و من رو هم دعوت کرده بودند.
یکی از بچه ها از یکی دیگه پرسید: «کجا رفتی آرایشگاه؟» نفر دوم که یه مقدار بی ادب هم بود گفت: «اونجایی که من میرم پول تو نمی‌رسه بری!»
نفر اول یکدفعه جا خورد و به شدت ناراحت شد اما چیزی هم به ذهنش نرسیده که توی اون موقعیت بگه
نمی‌دونم اگر شما توی اون موقعیت بودید چه جوابی می‌دادید اما در ادامه براتون چندتا از جوابهایی که میشد داد رو آوردم:
مگه پول هم دادی؟ فکر میکردم مدل آموزشی شدی
پولش مهم نیست فقط میخوام جایی باشه که موهامو مثل تو خراب نکنه
عزیزم من جایی میرم آرایشگاه که اگر بری فقط میتونی بگی اومدم آب بخورم و برم
آره دیگه وقتی سالی یکبار میری آرایشگاه معلومه که گرون میشه دیگه
یعنی آنقدر داغونی که آرایشگری مجبوره بکوبه از اول بسازتت. بخاطر همین گرون میشه
ای کاش مغزت رو هم همراه با موهات اصلاح میکرد
یا رب مباد گدا معتبر شود
با پولش کاری ندارم. خواستم بدونم کی موهاتو خراب کرده که من دیگه اونجا نرم
 
 
حاضر جوابی های دندان شکن برای مسائل خصوصی
ماشاالله در این دوره و زمانه این افراد زیاد شده‌اند که درباره شغل، رشته و دانشگاه دیگران نظر می‌دهند و البته بیشتر تحقیر می‌کنند. جواب‌های زیر به شدت کوبنده است و به احتمال زیاد دهان آن‌ها را ببندد:
 
اینهمه درس خوندی چی شدی؟
به کجا رسیدم؟ به جایی که خیلی ها آرزوشو دارند.
اصلاً تو که نخواندی به کجا رسیدی؟
حداقلش فهمیدم که فضولی کردن کار خیلی بدیه.
سوالات مثل این میمونه که یه آدم چاق به یه ورزشکار بگه اینهمه ورزش کردی به کجا رسیدی.
یه باسواد بیکار باشم بهتر از اینه که یه بی سواد بیکار باشم.
همون چیزی که تو نشدی.
بدانم و بمیرم بهتر از اینه که ندانم و بمیرم.
درس خواندن فقط یک پله از نردبان موفقیته نه خود نردبان.
آره متاسفانه باعث شد بیشتر بفهمم و تحمل آدمهایی مثل تو برام سخت‌تر شد.
 
چقدر حقوق میگیری؟
انقدری هست که خداروشکر دستم جلوی کسی دراز نشه.
انقدری هست که بشه باهاش یه نون و بوقلمونی خورد.
جالبه! برای خودم انقدری مهم نیست که برای تو مهمه.
چطور؟ شغل بهتر برام سراغ داری؟
الان؟ [چند لحظه مکث] یا الان؟ (کنایه از اینکه لحظه ای درآمدم بیشتر میشه).
اتفاقاً به موضوع خوبی اشاره کردی. هرکسی حقوق و حریمی داره که نباید واردش بشیم.
حقوق آدم مثل مسواک آدم میمونه و نباید نزدیکش شد.
فکر میکنم خودت بدونی که یه سری سوال ها رو نباید پرسید. درسته؟
از چند به بالا مالیات داره؟
از اونجایی که دوست ندارم دروغ بگم پس اجازه بده در رابطه باهاش صحبت نکنیم.
سوالی بپرس که به دردت بخوره. دونستن حقوق من چه کمکی میکنه بهت؟
 
 
چرا ازدواج نمیکنی؟
برای اینکه شوکه اش کنی و احساس کنه جا مونده میتونی بگی: “مگه نیومده بوده؟” یا مثلاً به صورت سوری از مادرت بپرسید: “مامان مگه فلانی رو دعوت نکرده بودیم؟”
اگر خیلی عجله داری برای کادو دادن الان میتونم ازت قبول کنماااا
مگه جای شما رو تنگ کردم (با لحن خنده)
با تو چیکار کردم که میخواهی از شَرَم راحت بشی (با لحن خنده)
قشنگ معلومه دو سه سالی هست که دلت لَک زده برای عروسیااااا
 
کی بچه‌دار میشین؟
سیسمونی رو شما بدی
منتظر لک لک ها هستیم ببینیم کی اینطرفی میان
منتظریم تحریمها برداشته بشه و مواد اولیه برسه
 
 
کی بود زنگ زد؟ چی میگفت؟
احتمالاً برای شما هم پیش اومده که در کنار یکی از دوستان یا همکارانتون باشید و گوشی موبایلتون زنگ بخوره و وقتی که صحبتتون تموم شد اون دوست یا همکار از سر کنجکاوی شدید (همون فضولی خودمون) بپرسه: «کی بود؟ چی میگفت؟». توی این موقعیت چه جوابی به او میدید؟در ادامه چندتا جواب براتون آوردم که میتونه کمک کنه توی ا

۲۱:۲۹

ین موقعیت حرفی برای زدن داشته باشید:


مدرسان شریف undefined
زنگ زده بود میخواست ببینه اگر کسی مزاحم نیست صحبت کنیم که گفتم کسی هست
میدونستم انقدر کنجکاوی میزدم رو آیفون که راحت بشنوی خودت undefined
با من کار داشت وگرنه که به تو زنگ می زد دیگه undefined
چرا برات مهمه؟
سرت روی گردن خودت باشه
 
افراد حاضرجواب معمولاً با شوخ طبعی جواب می‌دهند و این کار هوش کلامی بالایی می‌خواهد که اکثر افراد جامعه به آن توجهی ندارند. شما با تقویت هوش کلامی خود می‌توانید با کلام خود از حق خود به نحو احسن دفاع کنید و دیگران شما را ببینند و تحسین کنند. برای تقویت هوش کلامی خود روی عکس زیر کلیک کنید:
 

دوره تخصصی هوش کلامی
 
شما که پولداری بابا!
هر که نامش بیشتر نانش بیشتر
یه روزایی کارهایی انجام دادم که کسی حاضر به انجامش نبود، امروز چیزهایی رو دارم که هر کسی قادر به داشتنشون نیست
آره پولدارم اما در کنارش ادب و شعورم رو هم رشد دادم
گیرم پدر تو هست فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل
خونه قاضی گردو زیاده اما حساب و کتاب داره
 
جواب به «شوخی کردم بابا»:
شوخی شوخی با دُم شیر هم شوخی
برو با هم قدِ خودت شوخی کن
آخرین کسی که شوخی کرد بدجوری پشیمون شد
امیدوارم روزی برسه اینقدر شخصیتت رشد کرده باشه که نخواهی برای ابراز وجود به هر چیزی چنگ بزنی
حتی شوخی است هم زشته
فکر نمیکنم با هم شوخی داشته باشیم
آدم‌های ضعیف حرف‌هایی که شهامت گفتنش رو ندارن، لا بلای شوخی بیان می‌کنن.
 
بهترین فرمول حاضرجوابی
شاید دوست داشته باشید بدانید بهترین فرمول برای حاضرجوابی چیست؟ بهترین فرمول حاضر جوابی این است:
 
«بداهه گویی + پاتک + طنز»
 
حال این‌ها یعنی چه؟
بداهه که معلوم است، یعنی شما سرعت پردازش مغزتان را با یک سری تمرین‌ها بالا بُرده باشید که بتوانید در لحظه حرف یا سخنی را پیدا کنید و آن را سریع به زبان بیاورید.
پاتک هم یعنی اینکه حرفی که قرار است بزنید چیزی باشد که در جواب به حمله طرف مقابل باشد (ضدحمله باشد). متاسفانه افراد زیادی در این مرحله جواب‌هایی به ذهنشان میرسد که به جای ضدحمله، حمله به خودشان است و بیشتر از اینکه حاضرجوابی باشد، خودزنی است.
پارامتر سوم هم که طنز است. یعنی یک جوابی بدهید که باعث خنده بشود و طنز هم داشته باشد. به دو دلیل: اول اینکه طنز باعث ماندگاری اون حاضرجوابی میشود و دوم اینکه تلخیِ ذاتیِ حاضرجوابی را کاهش دهد و خدایی نکرده باعث کدورت نشود.
 
 اگر دوست دارید حاضر جوابی های دندان شکن را حرفه‌ای یاد بگیرید، پیشنهاد می‌کنیم حتماً در دوره جامع هوش کلامی ایرج شرفی شرکت کنید. چون در این دورهعلاوه بر هشت مهارت، مهارت‌های دیگری از جمله بداهه گویی، طنز پردازی و حاضرجوابی را به صورت حرفه‌ای یاد میگیرید. برای شرکت در دوره روی دوره هوش کلامی کلیک کنید.
 
اشتراک این مطلب

۲۱:۲۹