بله | کانال هفته‌نامهٔ کرانه
عکس پروفایل هفته‌نامهٔ کرانهه

هفته‌نامهٔ کرانه

۲.۲ هزار عضو
ارکستر مقاومت
مروری بر راهبرد عملیاتی ایران در نبرد سرنوشت‌ساز
مهدی محمدی
آنچه امروز در برابر دیدگان ناظران جهانی قرار دارد، اجرای بی‌نقص ارکستر واحد مقاومت است؛ سمفونیِ هماهنگ و درهم‌تنیده‌ای از شلیک موشک‌های بالستیک، گسیل پهپادها و اشراف اطلاعاتی مشترک که دستگاه محاسباتی دشمن را به بن‌بست کامل کشانده است. الگوی عملیاتی ما، ریشه در بینش راهبردی شهید سردار قاسم سلیمانی دارد. پیاده‌سازی استراتژیِ معروف به «نیش هزاران زنبور»، ماشین جنگی دشمن را در پهنه‌ای به گستردگی ۲۱ کشور زمین‌گیر کرده است...
درحالی‌که آسمان سرزمین‌های اشغالی به‌طور کامل در برابر موشک‌های ما نفوذپذیر است، تقلاهای دشمن برای حمله به خاک ایران، به‌دلیل فقدان مطلقِ اشراف اطلاعاتی، به نمایشی ناکام بدل شده است. بمباران سوله‌های خالی و پادگان‌های غیرعملیاتی نظیر «بیدگنه» یا «پارچین»، بارزترین نشانه از گیجیِ استراتژیک آن‌هاست. در این میان، دستگاه تبلیغاتی رژیم صهیونیستی با برجسته‌سازی تصاویری از حوادث حاشیه‌ای نظیر آتش‌سوزی یک انبار نفت در تهران، در تلاش است تا رئیس‌جمهور آمریکا را فریب داده و وی را در توهم پیروزی نگه دارد؛ درحالی‌که واقعیتِ عریانِ میدان، حکایت از شکستی تمام‌عیار دارد....
انسداد تنگه هرمز صرفاً یک تاکتیک نظامی نیست، بلکه یک «رخداد شگرف ژئوپلیتیک» است که معماری نظم نوین جهانی را دیکته می‌کند. دوران نجابتِ استراتژیک و ارائه خدمات امنیتیِ رایگان به کشورهای متخاصم برای همیشه پایان یافته است. امروز، این جمهوری اسلامی ایران است که کنترل کاملِ زنجیره تأمین جهانی را در اختیار دارد.

undefined متن کامل این مقاله را در سایت کرانه بخوانید
undefined هفته‌نامه سیاسی-تحلیلی کرانهundefined @karaneh_magundefined www.karanehmag.ir

۱۵:۰۴

نهیب6.pdf

۱۵۱.۱۱ کیلوبایت

undefinedundefined نهیب ۶ undefinedضمیمه هفته‌نامه تحلیلی-سیاسی کرانه۲۶ اسفند ۱۴۰۴
undefined سایت کرانه
undefined تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
undefined کانال خبری «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۴:۴۱

undefined بکشید ما را
بیدارتر می‌شویم

کاروان شهدای ایران هر روز کامل‌تر می‌شود. کاروانی که برای همه ایران جا دارد؛ فرقی نمی‌کند که شهید مایل به چه جناح سیاسی باشد، همین‌که ایرانی است و پای کلمه ایران ایستاده است، حکم او شهادت است.
ما ملت ایران دیگر امروز باید فهمیده باشیم، چگونه ایران چیزی بیشتر از همه تفاوت‌ها و تمایلات و جناح‌بندی‌های ماست؛ ما از دید فاسدان مستکبر جهان جرمی بزرگتر از ایرانی بودن نداریم و تا آنجا که ملت ایرانیم دشمن‌شان هستیم.
آنها مردانی بزرگ از ما را شهید کردند تنها و تنها به یک هدف؛ شیرازه‌ی امید ملت ایران گسسته شود و خائنان وطن‌فروشی که چون موش‌هایی در زیر زمین فرو رفته بودند، ترس را کنار بگذارند و به خیابان‌های ما یورش برند.
اما آنها هنوز نفهمیده‌اند که ایران یک تشکیلات و سازمان نیست که با ترور ددمنشانه مردانش، فروپاشد؛ ایران یک «ملت» است، هر مردی که بر زمین افتد، پشتش مرد دیگری ایستاده است و آماده است تا دوباره به نام ایران مبارزه کند. شکوه بی‌نظیر این ملت در این جهانِ هراسان از غوغای مستکبران چه تماشایی است! ملتی که در آن شب تاریک که خوف جانش می‌رود و از هر سو بانگ خطر می‌شنود، مومنانه در بستر حادثه حاضر می‌شود و سنگر نگه می‌دارد؛ تا در فردایی که خواهد آمد از هر کوی و برزن و از دهان هر کودکی صدای الله اکبر بلند شود.
رهبر انقلاب فرمود: ملت ایران امروز رهبر ایران است. این عبارت کار را تمام کرده است. ما مردم ایران پس از این منتظر نمی‌مانیم. ما دستور را می‌دانیم، میدان را تشخیص داده‌ایم، دشمن را در داخل و خارج می‌شناسیم و کار را یکسره می‌کنیم. بعون الله.
undefined نهیب ۶ undefinedundefined ضمیمه هفته‌نامه تحلیلی-سیاسی کرانه۲۶ اسفند ۱۴۰۴
undefined سایت کرانه
undefined تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
undefined کانال خبری «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۴:۴۸

هفته‌نامهٔ کرانه
undefined #سرمقاله undefinedعلی لاریجانی و لحظه آزمون سیاسی ایرانundefined undefinedعلیرضا شفاه ــــــــــــــــ ● رهبر ایران بار دیگر دروازهٔ شعلهٔ حوادث را گشوده و پارسی‌مردِ سیاسی دیگری را به آتش آزمون حادثه فراخوانده؛ چنانکه پیش از این، آن را بر روی مردان سیاسی دیگر گشوده بود: مردانی که بخت خویش نیافتند و دیگر مردانی که رسیدند. ● در جنگ دوازده‌روزه، اسرائیل بر خلاف جنگ ما با صدام، به خود سیاست دست‌درازی کرد. این بدان معناست که فاصلهٔ میان میدان و سیاست از همیشه کمتر شده است. مرد سیاست بودن در ایران به معنای در مرکز خطر بودن است. اکنون آفتاب چنان بر فراز سیاست ایران مستقیم می‌تابد که سایه‌ها به حداقل رسیده و در نتیجه، بازی سیاستمدارانی که مردان سایه‌‌روشن و ابهام‌اند، ضیق شده است. ● لاریجانی به رغم پیشینهٔ پُروپیمانش در سیاست، هرگز چنین موقعیتی را تجربه نکرده است. نه به این خاطر که این موقعیتی دشوارتر از همیشه است، بلکه بدین علت که «صراحت» صحنه با شخصیت سیاسی او چندان سازگار نیست. او امروز باید بیش از آنکه مدیریت می‌کند، اراده داشته باشد. ــــــــ ادامه مطلبundefined undefined دانلود رایگان مجله در کانال کرانه undefined تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
undefined لاریجانی و لحظه سیاسی ایران
#بازنشر۷ شهریور ۱۴۰۴
ایران ورطهٔ سه‌هزار سالهٔ سیاست است. صد رهبر و دانشور و شاه و وزیر و دبیر و یاغی و سپهبد، بخت خود را در این سرزمین به خطر افکنده‌اند.
در جنگ ۱۲ روزه، اسراییل، بر خلاف جنگ ما با صدام به خود سیاست دست‌درازی کرد. این بدان معنا است که فاصلهٔ میان میدان و سیاست از همیشه کمتر شده است. مرد سیاست بودن در ایران به معنای در مرکز خطر بودن است. اکنون بازی سیاست در ایران دگر گون شده. آنقدر همه‌چیز روشن شده و آفتاب چنان بر فراز سیاست ایران مستقیم می‌تابد که سایه‌ها به حداقل رسیده و در نتیجه، بازی سیاستمدارانی که مردان سایه‌روشن و ابهام‌اند ضیق شده است. در این میان، اما سیاست ایران به استقبال مردی رفته که بسیار در سایه‌روشن سکنی کرده است: علی لاریجانی.
مردی که ابهام در سیاست مشهور است، در میانهٔ جنگ ۱۲ روزه و در عنفوان خطر، ظاهراً با تصمیم داوطلبانهٔ خود با شجاعتی چشمگیر در صفحه تلویزیون ظاهر شد و به نمایندگی از دستگاه سیاسی ایران با مردم سخن گفت. آن هم در شرایطی که دشمن ایران پخش زنده شبکه خبر را مورد حمله قرار داده بود! لاریجانی گویی در لحظهٔ گسست سیاسی واقع شده بود. شاید نیروی ملت‌ساز شجاعت که از انگشت بالا‌گرفتهٔ سحر امامی مثل اکسیری در هوای ایران و فراتر از آن پخش شده بود، چیزی را در قلب آن سیاستمدار محافظه‌کار هم به حرکت درآورده باشد!
هیچ‌کس هنوز این گسست سیاسی را به تمامی باور ندارد، اما چشم‌های زیادی به این صحنه خیره شده است. این گام بلند، به یاری نیروی تکان‌دهندهٔ بمب‌ها و کشتارها آمد و قوای سیاست ایران را به حرکت آورد. درست همان چرخ‌هایی که با ایدهٔ خمودهٔ وفاق از حرکت ایستاده بود باز به پویش افتاد. حرکت علی لاریجانی پاسخ خود را یافت و او در صدر سیاست ایران واقع شد. در وضعی که رییس جمهور به رغم جهدی که می‌نماید، توان به دوش کشیدن بار سیاست ایران را در این نقطه عطف تاریخی نداشت و بهتر است بگوییم در حالی که دکترین واقع‌بینی در سیاست ایران محاسباتش دچار فروپاشی شد و مردانش در برابر محاسبه‌ناپذیری واقعیت ناتوان شدند (و چون این اندیشه سیاست را پیش از جنگ قبضه کرده بود، با آن فروپاشی صحنه خالی شد) علی لاریجانی خود را به عنوان پایگاه و حتی پناهگاه سیاست ایران نمایاند و با انتصاب در مقام دبیری شورای عالی امنیت ملی پاسخ مثبت گرفت.
آقای خامنه‌ای که اکنون سیاستمداری تاریخ‌ساز و مرکز ثقل جغرافیای غرب آسیا و فراتر از آن است، بار را بر دوش او گذاشت. اکنون آرایش صحنه به گونه‌ای است که علی لاریجانی را باید دومین ستون خیمهٔ حاکمیت جمهوری اسلامی شمرد. کسی که گمان می‌رود باید هر حادثه را حمل کند...
رهبر ایران بار دیگر دروازهٔ شعلهٔ حوادث را گشوده و پارسی‌مردِ سیاسی دیگری را به آتش آزمون حادثه فراخوانده. چنان‌که پیش از این در به روی مردان سیاسی دیگر گشوده بود. مردانی که بخت خویش نیافتند و دیگر مردانی که رسیدند. اکنون باید منتظر ماند و در این روزگار دشوار برای سیاست ایران دل به خداوند جهان سپرد.
متن کامل در شماره_پنجم_کرانه
undefined سایت کرانه
undefined تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله

۱:۳۸

بازارسال شده از هسته پیشگام جمعیتِ ملی ایران
هیچ راهی جز نابودی رژیم اسرائیل نداریم
undefinedشورای مرکزی هسته پیشگام#یادداشت_تحلیلی
امروز جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی با ایران به مرحله مهمی رسیده است. از ابتدای این جنگ تاکید کردیم که هدف غایی ما باید طراحی و حرکت عملیاتی به سمت نابودی رژیم باشد، اما از گوشه و کنار، هم از سمت کارشناسان و هم از سوی اهل رسانه زمزمه‌هایی درباره غیر واقعی بودن این هدف‌گذاری و حتی غیر عقلانی بودن مطرح می‌شد.
امروز جمهوری اسلامی ایران با مجاهدت نیروهای مسلح و همت ملتش، جنگ فراگیر منطقه‌ای را علیه منافع آمریکا و متحدانش به راه انداخته است و همین هم ایالات متحده را در فضای سیاسی بین‌الملل منفعل و نزد متحدان اروپایی‌اش در ناتو بی‌اعتبار کرده است. به هم خوردن موازنه قبلی و ایجاد موازنه جدید می‌تواند امریکا را به نقطه‌ای قابل‌کنترل بکشاند، اما رژیم صهیونیستی به هیچ نوع تعادلی بسنده نمی‌کند.رژیم حرامزاده صهیونیستی ترور فراگیر مقامات جمهوری اسلامی با هدف فروپاشی ساختارها به شدت دنبال می‌کند. تاریخ نشان داده که این نقشه‌ها را ملت ایران برهم خواهد زد اما ما موظفیم نشان دهیم که هزینه ریختن خون مقامات ما تا چه میزان سهمگین است.باید به فکر موازنه‌ای برای نابودی رژیم باشیم. باید نشان دهیم هزینه ترور مقامات ایران بسیار بیش از حد تصور دشمنان است.عملیات‌ها می‌توانند نقشه گسترده‌تری پیدا کنند.جدا از مقامات کثیف رژیم فاسد آمریکا و رژیم اسرائیل، حکم قصاص باید شامل حکام عرب که زمین و امکانات خود را در اختیار این جنگ‌طلبان قرار داده‌اند، نیز بشود. هزینه ترور فرماندهان و مقامات سیاسی ما را باید همه شرکای رژیم اسرائیل با هم بپردازند. ایران باید عملیات انتقام را به احکامی فراتر از بستن تنگه هرمز (که هدف آن ایجاد موازنه اقتصادی جغرافیایی است) گسترش دهد. پرداخت غرامت و اخراج امریکا از منطقه طرح‌های برای تعادل هستند، حال آنکه رژیم اسرائیل به هیچ تعادلی غیر از فروپاشی ایران اکتفا نمی‌کند.ملت ایران امروز آماده یک جنگ وجودی است. تا زمانی که با گفتارهای کارشناسی و استراتژیک در چارچوب موازنه‌ها و تعادل‌ها این جنگ را ببینیم، از جذب واقعی نیروی مردم عاجزیم.

undefined رسانه «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۳:۰۳

undefined عقلانیتِ نبردِ نامتقارن
ضرورت بازآرایی منطق راهبردی ایران در فاز دوم جنگ
علی عبدحق
(بخش اول)
در منازعات راهبردی، همواره فاز نخست با غلبه شوک روانی و هیاهوی تبلیغاتی همراه است؛ اما اکنون با گذشت زمان، شاهد یک تغییر کیفی در ماهیت تهدید و گذار به واقعیت مادی نبرد هستیم. اگر در آغاز، تهدیدها جنبه‌ای نمادین داشتند، امروز آرایش جنگی دشمن از مانورهای رسانه‌ای به سمت هدف‌گیری سیستماتیکِ زیرساخت‌های حیاتی و حذف فیزیکی شخصیت‌های کلیدی تغییر یافته است. ترور شهید علی لاریجانی و وزیر اطلاعات، در کنار حملات سنگین به زیرساخت‌های انرژی در پارس جنوبی، نشان‌دهنده بالارفتن شیب تنش است، که می‌تواند چنان شتابی بگیرد که فرصت ادراک و تطبیق با آن از دست برود.آیا این اقدامات، صرفاً تلاشی برای دستاوردسازیِ رسانه‌ای، جهت خروج آبرومندانه است، یا خبر از ورود به مرحله‌ای جنون‌آمیز می‌دهد که بازتعریفِ فوری آرایش دفاعی و تهاجمی ما را به یک ضرورت حیاتی بدل کرده است؟ به نظر می‌رسد این وقایع، فراتر از اقدامات ایذایی، هشداری بر آغاز فاز دوم جنگ، با منطقی متفاوت است.
شکست محاسباتی و اقتدار میدان در فاز نخست نبرددرک چرایی جنون فعلی دشمن، مستلزم تبیین شکست‌های راهبردی او در فاز نخست است. ایالات متحده و رژیم صهیونیستی با این پیش‌فرض وارد معرکه شدند که پیروزی، پروژه‌ای کوتاه‌مدت و نهایتاً چهارروزه خواهد بود. این تصلب ساختاری در تفکر دشمن، ناشی از نادیده‌گرفتن سه رکن بنیادین اقتدارِ ایران بود: نخست، صلابت ساختار حاکمیتی که برخلاف تصور آن‌ها، پس از انتقال رهبری نه‌تنها دچار تزلزل نشد، بلکه سریعاً انسجام خود را بازیافت. دوم، ناکام‌ماندن سناریوهای داخلی و عدم همراهی جریانات تجزیه‌طلب در مرزها. و سوم، تخریب هوشمندانه و حساب‌شده زیرساخت‌های منطقه‌ایِ آمریکا که توان رزم واشینگتن را فلج کرد. در این میان، بستن تنگه هرمز فراتر از یک اقدام تاکتیکی، ضربه‌ای بسیار نمادین و دردناک بود که ابهت هژمونیک آمریکا را در هم شکست و آن را از یک بازیگر مسلط، به بازیگری مستأصل تبدیل کرد. شکست این محاسبات، دشمن را به سمتی سوق داده که اکنون برای جبران بن‌بست راهبردی خود، به رفتارهای انتحاری روی آورده است.
تغییر پارادایم نبرد از فشار سیاسی به منطق فروپاشیما اکنون با یک چرخش پارادایمیک در اهداف دشمن روبرو هستیم. اگر هدف اولیه آمریکا تغییر رفتار یا جابه‌جایی مهره‌های سیاسی از طریق مدل ونزوئلایی بود، امروز این هدف به منطق فروپاشی تغییر یافته است. گزارش‌ها مبنی بر تفویض اختیار به ارتش اسرائیل برای ترور مقامات ایرانی، بدون نیاز به تأیید سلسله‌مراتب سیاسی، نشان‌دهنده خروج دشمن از عقلانیت دیپلماتیک و ورود به عرصه جنون عملیاتی است. از منظر ژئوپولیتیک، دشمن به این نتیجه رسیده که هیچ جایگزینِ سیاسی در داخل حاکمیت وجود ندارد و مسیر بازی سیاسی مسدود است؛ لذا تنها راه را در تخریب کل ساختار می‌بیند. هدف، ایجاد یک شوک ذهنی و اجتماعی از طریق ترور مقامات و تخریب زیرساخت‌هاست تا اراده ملی را دچار فروپاشی کند. این تغییر در هدف دشمن، ایجاب می‌کند که منطق دفاعی ما نیز فوراً از مدیریت تنش به حفاظت از موجودیت و پاسخ ویرانگر تغییر یابد.
undefined هفته‌نامه سیاسی-تحلیلی کرانهundefined @karaneh_magundefined www.karanehmag.ir

۹:۴۴

undefined عقلانیتِ نبردِ نامتقارن
ضرورت بازآرایی منطق راهبردی ایران در فاز دوم جنگ
علی عبدحق
(بخش دوم)
ضرورت بازآرایی در منطق نبردپیروی خشک از قوانین بین‌المللی، که ناکارآمدی آن‌ها در غزه و اوکراین ثابت شده است، هیچ سنخیتی با عقلانیت راهبردی در مدیریت تنش‌های کنونی ندارد. امروز عقلانیت به‌معنای پیروی بی‌چون‌وچرا از قواعدِ حقوقیِ بی‌اثر نیست؛ بلکه به معنای پیش‌بینی‌پذیرکردن هزینه‌های سنگین برای دشمن است؛ دشمن باید انتظار هر واکنش نامنتظره و ویرانگری به عملیات جنون‌آمیز خود داشته باشد. برای مثال، در پاسخ به حملات زیرساختی، نباید به موازنه یک‌به‌یک بسنده کرد. با توجه به فقدان عمق استراتژیک در رژیم صهیونیستی و تراکم بالای زیرساخت‌ها در مساحتی محدود، اگر دشمن یک واحد از زیرساخت ما را هدف قرار داد، باید با سه ضربه متقابل، حس فروپاشی ذهنی را در عمق جامعه صهیونیستی نهادینه کرد. بازیگر عاقل کسی است که هزینه عبور از خطوط قرمز را برای طرف مقابل به شکلی قطعی و ویرانگر تعریف کند. هدف باید مختل‌کردن کامل روند زندگی در سرزمین‌های اشغالی باشد، تا دشمن درک کند که بقای او در گرو توقف این جنون است. این نبرد دیگر جای تحمیل معادله نیست، بلکه دوران بقای عاقل‌ترین بازیگر است.یکی از ابزارهای کلیدی در دکترین پاسخ نامتقارن، گسترش دایره تهدید به بازیگران هم‌دست در منطقه است. باید به روشنی گفته شود که امنیت مقامات کشور، خط قرمز ایران است؛ چنان‌که مسئولین عالی‌رتبه ما مورد تعرض قرار گیرند، خاندان‌های سلطنتی و حکام کشورهایی که فضای خود را در اختیار دشمن قرار داده‌اند، اهداف مشروع تلقی خواهند شد. این شرطی‌سازی قاطع، ایالات متحده و شرکای منطقه‌ای‌اش را بر سر یک دوراهی حیاتی قرار می‌دهد: یا باید افسار رفتارهای جنون‌آمیز اسرائیل را بکشند و یا برای حفظ بقای خود، از ائتلاف جنگی خارج شوند. این یک رفتار کاملاً عقلانی بر مبنای منطق هزینه-فایده است که لرزه بر اندام رژیم‌های وابسته خواهد انداخت.
فرجام نبردزمانی که دشمن زیرساخت‌های رسمی، مدنی و قانونی را هدف می‌گیرد، جنگ از حالت کلاسیک خارج شده و به ذات انقلابی و نهضتی خود بازمی‌گردد. در این مرحله، حاکمیت به جای ساختارهای صلب اداری، بر «بسیج توده‌ای» تکیه خواهد کرد. در این صورت، تخریب زیرساخت‌ها نه‌تنها پایان کار نیست، بلکه منجر به انتقال قدرت از نهادهای رسمی به اراده‌های مردمی می‌شود؛ مرحله‌ای که در آن، خون ملت به جوش آمده و به تعبیر دقیق رهبر شهیدمان، مردم «مبعوث» خواهند شد تا کار را تمام کنند. این نبرد، پایانِ معادلات کلاسیک ژئوپولیتیک و آغازِ عصر اراده‌های مبعوث‌شده است. حفظ یکپارچگی، شرف و ناموس این مرزوبوم، اکنون بر عهده مردمی است که با این مسئولیت بزرگ تاریخی، اجازه نخواهند داد منطق فروپاشی، بر اراده الهیِ آنان چیره شود. عزت و اقتدار میهن، در گرو این مسئولیت‌پذیری عظیم است.
undefined هفته‌نامه سیاسی-تحلیلی کرانهundefined @karaneh_magundefined www.karanehmag.ir

۹:۴۵

undefined فلج ژئوپلیتیک اروپا
چرا اروپا در جنگ آمریکا و ایران به یک تماشاگر حاشیه‌ای بدل شد؟

#تحریریه_کرانه
#اروپا#جنگ_ایران_آمریکا
با گذشت سه هفته از تهاجم ائتلاف آمریکا-اسرائیل به ایران و درحالی‌که زیرساخت‌های حیاتی انرژی در خلیج‌فارس به کام آتش کشیده می‌شود، اروپا در موقعیتی متناقض قرار دارد: قاره‌ای که بیشترین آسیب‌پذیری اقتصادی و امنیتی را از این منازعه متحمل می‌شود، کمترین تأثیرگذاری را بر روند آن دارد.واکنش اتحادیه اروپا و سه قدرت اصلی آن (آلمان، فرانسه و بریتانیا، موسوم به E3) تاکنون به صدور بیانیه‌های محتاطانه، استقرار محدود ناوهای محافظ و تلاش برای مدیریت پیامدهای اقتصادی محدود مانده است.این رویکرد انفعالی، برخلاف تصور رایج، محصول یک خطای دیپلماتیک یا صرفاً تفاوت دیدگاه در بروکسل نیست؛ بلکه بازتابی از پذیرش جایگاهی تبعی در معماری جدید قدرت جهانی است...
undefined متن کامل این مقاله را در سایت کرانه بخوانید
undefined هفته‌نامه سیاسی-تحلیلی کرانهundefined @karaneh_magundefined www.karanehmag.ir

۱۲:۳۲

تیشه بر ریشه
خطای خودخواسته اروپا در برابر جنگ با ایران

#European_Council_on_Foreign_Relations(ECFR)#اروپا#جنگ_ایران_آمریکا
تردیدی وجود ندارد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یک اقدام تجاوزکارانه غیرقانونی است. منشور سازمان ملل متحد توسل به زور را ممنوع می‌کند، مگر در مواردی که توسط شورای امنیت مجاز شناخته شود یا در موارد دفاع مشروع در برابر یک حمله مسلحانه. در میان حقوق‌دانان توافق قاطعی وجود دارد که هیچ‌یک از این دو شرط در این مورد صدق نمی‌کند. هیچ رهبر اروپایی ادعا نکرده است که این جنگ قانونی است، و غیرمنطقی‌بودن اظهارات ترامپ درباره خطر حمله قریب‌الوقوع از سوی ایران، نشان می‌دهد که او این جنگ را بیشتر به‌عنوان پاسخی به سرپیچی‌های ایران آغاز کرده است تا یک تهدید فوری. با این حال، بسیاری از بیانیه‌های اروپایی، مسئولیت آمریکا و اسرائیل در قبال استفاده ممنوعه از زور را لاپوشانی کرده‌اند. بیانیه صادر شده توسط کاجا کالاس، نماینده عالی اتحادیه، به نمایندگی از کشورهای عضو اتحادیه اروپا، خواستار «احترام کامل به حقوق بین‌الملل، از جمله اصول منشور سازمان ملل متحد» شد. این بیانیه، اجماع قاطع در اروپا مبنی بر اینکه این حمله ناقض منشور است را نادیده می‌گیرد. به این ترتیب، و با متمرکزکردن انتقادات خود بر ایران، این بیانیه در دفاع از اصولی که مدعی حمایت از آن‌ها بود، ناکام ماند.
نگران‌کننده‌تر آنکه، چندین رهبر اروپایی تلویحاً بیان کرده‌اند که نگاه واقع‌بینانه به سیاست جهانی، مستلزم فاصله‌گرفتن از حمایت کامل از اصل «ممنوعیت توسل به زور» (به جز در موارد دفاع مشروع واقعی) است. در بارزترین نمونه، فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، از این ایده حمایت کرده است که نباید اجازه داد حقوق بین‌الملل مانع از اقدامات ضروری و موجه علیه ایران شود. پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل در ماه فوریه، مرتس گفت که موعظه‌کردن شرکا و متحدان در زمانی که «ما در بسیاری از اهداف با آن‌ها شریک هستیم، بدون اینکه خودمان واقعاً قادر به تحقق آن‌ها باشیم»، کار نامناسبی است. او در یک مصاحبه تلویزیونی گفت که در برخورد با رژیم ایران که خود به حقوق بین‌الملل احترام نمی‌گذارد، باید پرسید: «زمانی که حقوق بین‌الملل به‌وضوح به مرزهای محدودکننده خود می‌رسد، چه باید بکنیم؟»
در سوی دیگر طیف، پدرو سانچز، نخست‌وزیر اسپانیا، صراحتاً استدلال کرده است که حمله به ایران، یکی از اصول بنیادین سیستم بین‌المللی را که همچنان مهم و ارزشمند است، تضعیف می‌کند. او گفت که اسپانیا «اقدام نظامی یک‌جانبه ایالات متحده و اسرائیل را که نشان‌دهنده تشدید تنش است و به شکل‌گیری یک نظم بین‌المللی نامطمئن‌تر و خصمانه‌تر کمک می‌کند»، رد می‌نماید. دولت نروژ نیز بر غیرقانونی بودن جنگ تأکید کرده است.
احتمالاً بخشی از موضع‌گیری‌های اروپا در قبال این جنگ، منعکس‌کننده تمایل آن‌ها برای جلوگیری از تقابل با ترامپ است تا بتوانند بر سیاست‌های او در قبال جنگ روسیه در اوکراین تأثیر بگذارند. اما شواهد کمی وجود دارد که نشان دهد تلاش اروپا برای جلب رضایت ترامپ، به تغییر بلندمدت یا پایداری در موضع او در قبال اوکراین منجر شده باشد؛ موضعی که به نظر می‌رسد دائماً به این ایده بازمی‌گردد که اوکراین باید امتیازاتی بدهد که رضایت روسیه را جلب کند. علاوه بر این، کم‌اهمیت جلوه دادن حقوق بین‌الملل از سوی اروپا در رابطه با ایران، هرگونه موضع اصولی درباره غیرقانونی‌بودن جنگ تجاوزکارانه روسیه علیه اوکراین را تضعیف می‌کند. و ادبیاتی که اروپایی‌ها به کار برده‌اند، که به‌طور ضمنی نشان می‌دهد محدودیت‌های توسل به زور با واقعیت‌های دنیای امروز در تضاد هستند، بسیار فراتر از یک انتقادِ صرفاً ملایم از سیاست‌های آمریکا و اسرائیل است.
undefined متن کامل این مقاله را در سایت کرانه بخوانید
undefined هفته‌نامه سیاسی-تحلیلی کرانهundefined @karaneh_magundefined www.karanehmag.ir

۱۶:۳۳

گزارش جنگ - روز سی‌وهفتم
در هفتهٔ ششم جنگ، اتفاقات حاکی از ورود به مرحلهٔ جنگ زیرساختی‌ست. پس از ضربات نمادین در مرکز و حملات واقعی به زیرساخت‌های صنعتی ایران از جمله آسیب به فولاد مبارکه و فولاد خوزستان و صدمه به توان پتروشیمی کشور، اخباری از نتایج پاسخ متقابل ایران به گوش می‌رسد. برای نمونه به گزارش خط انرژی ۳۰ درصد از تولید پتروشیمی و ۵۵ درصد از گاز امارات مورد اصابت قرار گرفت. همچنین بلومبرگ از تعطیلی شرکت «صداره کمیکال» در عربستان خبر داد. بر اساس این اخبار و دیگر خبرهای مشابه تحلیلگران به شکل‌گیری نوعی معادلهٔ زیرساخت‌ها باور دارند.
اما راهبرد ایران از آغاز جنگ، برهم‌زدنِ این نوع معادلات بود؛ چنان که در حالی که ایالات متحده انتظار پاسخ‌های متعارفی را داشت، طرف ایرانی بر منطقه‌ای کردنِ جنگ مصمم بود و به سرعت معادلات طرف مقابل را به باد داد.
حال پرسش این است که آیا نیروی ایران در ابتدای جنگ، در این لحظات و ساعات می‌تواند تکرار شود و معادلهٔ ترسیم‌شدهٔ جنگ زیرساخت‌ها را برهم زند؟ می‌توان دشمن را با اضافه کردن مولفه‌ای پیش‌بینی‌نشده و عملیاتی خارج از این معادله، منفعل کرد؟ کدام فرصت‌ها برای برهم زدن معادلهٔ کنونی جنگ قابل تشخیص است؟ جهت این پرسش‌ها و تلاش برای حرکت در مسیر آن‌ها، می‌تواند دوباره سرنوشت جنگ را در دستان ایران قرار دهد.
undefined هفته‌نامه سیاسی-تحلیلی کرانهundefined @karaneh_magundefined www.karanehmag.ir

۶:۳۶

بازارسال شده از هسته پیشگام جمعیتِ ملی ایران
بیانیه هسته پیشگام جمعیت ملی ایرانبه بهانه آتش‌بس و وضعیت امروز ایران در جنگundefinedشورای مرکزی هسته پیشگام

undefinedمردم ایران برانگیخته شدند و جنگیدند؛ جنگی که آینه‌ای شد تا یک‌بار دیگر پس از سال‌ها گرفتاری در حکمرانی فرسوده و بی‌جهتی، جمعیت ملی خویش را دیدار کنند؛ و هم درسی شد برای جهانیان تا ببینند که می‌توان بر خلاف معادلات و معاملات قدرت‌ها، برپایه استقلال عمل کرد. این امکان ملی به بهای بزرگ و سنگین خون امام شهید و هزاران انسان شریف به‌دست آمد.
undefinedاما امروز این جنگ با همه فراز و فرودش به لحظه تعیین‌کننده‌ای رسیده است؛ لحظه‌ای که از همه خواسته تا درباره گام بعدی این جنگ تصمیم قاطعی بگیرند. میز مذاکره‌ای که پس از آتش‌بس پهن شده، بیش از آنکه میان ایران و رژیم متجاوز آمریکا باشد، درباره درک مردم ایران از خویش است. آیا ما هنوز تاب این جنگ بزرگ را داریم؟ این پرسشی واقعی و غیرقابل‌انکار برای ماست. هم عده‌ای که با شتاب‌زدگی در پی پایان‌بندی جنگ‌اند و هم آنان که هرگونه مذاکره را خیانت می‌دانند، سنگینی این پرسش را احساس نکرده‌اند. این پرسشی درباره صلح نیست، بلکه پرسشی درباره نحوۀ جنگیدن است. آیا ما هنوز هزینه این جنگ مهم را پرداخته‌ایم؟ آیا زندگی و کسب‌وکار و معیشت خود را در میانه این جنگ تعریف کرده‌ایم؟ آیا هنوز باور نکرده‌ایم که حضور در این جنگ بزرگ، و نه محدود و موقت، با روال‌ها و روندهای زندگیِ پیشین ما نمی‌سازد؟
undefinedجنگ پس از حدود ۵۰ روز رسیده است به جایی که باید می‌رسید. ما ممکن است هزاران خلاقیت و ابتکار در فرایند جنگ به کار بندیم، اما نهایتاً و قهرا به پرسش از زندگی و تنگنای اقتصاد خواهیم رسید. اگر امروز طرف ایرانی، بعد از همۀ آنچه بر ما گذشت، دوباره سراغ میز مذاکره رفته، از آنجاست که سیاهه‌ای مفصل از وضع بیکاری و خسارات و نگرانی از فروپاشی معیشت روزمره مردم را پیش روی خود دیده است. گریزی هم از آن نیست و این هیچ از حماسه فرماندهان بزرگ و رشید و جان‌برکف ایرانی نمی‌کاهد. جنگ است و جنگ را تنها به بهای همه زندگی می‌توان جنگید. مذاکره‌کنندۀ ایرانی نگران این است که پیروزی ملت و نیروهای مسلح در میدان، نه در برابر دشمن، که در برابر فشار اقتصاد و معیشت روزمره مردم به شکست بدل شود. او احتمالا در پی امتیازی است تا از بحران اقتصادی و تکرار کودتای داخلی، همچون آنچه در دی‌ماه سال گذشته رخ داد، جلوگیری کند و این دغدغه مهمی است.
undefinedاما آیا این دغدغه و آن چیزی که ما را به این لحظه تعیین‌کننده در جنگ تحمیلی سوم رسانده، یعنی اقتصاد و معیشت روزمره مردم، نباید همچون موضوع اصلی تصمیم بزرگ ملت ایران در این جنگ پنداشته شود؟ آیا نباید نیروی مردم در این جنگ را به ناحیه زندگی هدایت کرد و برای امکان تداوم جنگ و کسب پیروزی با تنِ فرسودۀ حکمرانی جنگید؟کسی از ما که این پرسش‌ها را فروگذار کند و بر طبل ادامه جنگ بکوبد، همانند کسی است که با چشمان بسته، اراده جنگ کرده است.
undefinedامروز جنگ ما را فراخوانده تا به سوی جهاد اکبر، یعنی تحول در حکمرانیِ اقتصاد و تغییر در آرایشِ زندگیِ روزمره‌مان حرکت کنیم. این جهاد تنها راه پیروزی بر دشمن فاسد و مهم‌ترین تکیه‌گاه و پشتیبان رزمندگان مقاوم و جان بر کف ما در جنگ است.ملت ایران همه یکپارچه در صحنه‌اند و خود را جان‌فدای کشور در این جنگ بزرگ می‌نامند. چه فرصتی بهتر از این. ملت ایران امروز در خیابان‌ها تنها اطلاع‌رسانی نمی‌خواهند که با افزایش مصاحبه و تحلیل جبران شود. آنها مشارکت حقیقی می‌خواهند. آنها می‌خواهند سیاستمدار ایرانی، نیروی آنها را در تغییر وضعیت جبهه نبرد حساب کند. حال، آیا نباید با نیروی این مردم چرخه‌های تولید اقتصاد را به حرکت در آورد؟ آیا نباید کیفیت کسب‌وکار مردم را تغییر یا وسعت و عمق داد؟ چرا باید گمان کنیم با آسیب زیرساخت‌های صنایع بزرگ فولاد و پتروشیمی که عمدتاً در چرخۀ فرسودۀ خام‌فروشی یا نیمه‌خام‌فروشی بودند (و طبعاً احتیاجی به کار مردم نداشتند)، اقتصاد کشور بزرگ ایران از دست رفته است؟ آیا این بهترین فرصت برای بسیجِ ملیِ تولید نیست؟ آیا بهترین فرصت برای سازماندهی مردم برای حضور در ظرفیت‌های عظیم و متنوع و البته پراکندۀ تولیدی در کشور فراهم نشده است؟ آیا به‌جای تهیه سیاهه‌ای از خسارت‌ها و آمار بیکاری‌ها، که متاسفانه امروز مهم‌ترین وظیفۀ سازمان‌ها و وزارتخانه‌ها پس از بازگشایی شده است، نباید بر سازماندهی نیروی مولد مردم برای ایجاد چرخۀ درون‌زای تولید تأکید کرد؟ به‌جرأت می‌توان گفت که با پایمردی امام شهیدمان در همه سال‌هایی که بر اقتصاد مقاومتی تأکید فرمودند، ما امروز ظرفیت‌های عظیمی در تولید غذا، انرژی، دارو و انواع فناوری در بخش خصوصی و مردمی داریم.پایان بخش اول@haste_pishgam

۱۱:۴۰

بازارسال شده از هسته پیشگام جمعیتِ ملی ایران
بخش دوم
undefinedهمه مشکل امروز ما در فقدان رهبری اجتماعی است که با فراخوانی بتواند امواج بزرگ مردمِ درصحنه و آماده را به سوی این جهاد اکبر سوق دهد. هیچ روزی مانند امروز ما این فرصت بزرگ را نداشتیم و همه اینها از موهبت جنگ و خون گرم و جوشان امام شهیدمان است. امروز برای حراست از جنگ، باید به‌سوی این رهبری اجتماعی و سیاسی حرکت کرد. چه‌بسا باید آن نیرویی که پیشگام در جنگ بزرگ ملت ایران است، خود به صحنه آمده و مسئولیت این فراخوان و سازماندهی ملی را برعهده گیرد. او که جنگیده، بیش از هر کسی می‌داند که حراست از جنگ و امکان ادامه آن تا پیروزی، تماماً وابسته به تغییر آرایش زندگی مردم است. این نیروی پیشگام در جنگ باید بداند که کشور به نهادی برآمده از جنگ برای حکمرانی اقتصادی محتاج است و این به ضرورت، بیش از خدماتی است که دولت مستقر در رتق‌وفتق امور به انجام می‌رساند.
undefinedدر آخر هم سخنی با مسئول مذاکرات ایران:جناب آقای دکتر قالیبافملت ایران تردیدی در صداقت و امانت شما در مذاکرات ندارد. دل قوی دارید. دشمن متجاوز بعد از این جنگ، به‌روشنی دریافته که فروپاشی اقتصادی و تکرار حوادث دی‌ماه سال گذشته، تنها روش موثر برای تسلیم ایران است. بر این اساس، رژیم فاسد آمریکا به ایران امتیاز اقتصادی نخواهد داد و اگر هم قولی بدهد، قطعاً وعده فریب است.به فضل و یاری خداوند، ملت ایران در هنگامه جنگ، راه خویش را به سوی جهاد اکبر خواهد یافت و بسیج ملی تولید شکل خواهد گرفت. ما احتیاج به هیچ امتیاز اقتصادی از دشمن نداریم و ان‌شاءالله جلوی هرگونه فروپاشی اقتصادی و بحران در معیشت و کسب‌وکار را خواهیم گرفت. پس با دستانی باز و بدون هر چشم‌داشتی از سوی دشمن، کلمه مردم ایران را بیان کنید و معادله قدرت جدیدی را تثبیت نمایید.شورای مرکزی هسته پیشگام جمعیت ملی ایران
۳۱ فروردین ۱۴۰۵

undefined رسانه «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۱:۴۰

7نهیب.pdf

۱۴۳.۴۷ کیلوبایت

undefinedundefined نهیب ۷ undefinedضمیمه هفته‌نامه تحلیلی-سیاسی کرانه۳۱ فروردین ۱۴۰۵
undefined سایت کرانه
undefined تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
undefined کانال خبری «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۶:۰۰

undefined الان وقت بسیج مردمی تولید است
undefinedبدون تغییر در آرایش اقتصادی کشور
سرنوشت جنگ به مذاکره با آمریکا گره خواهد خورد

undefinedجنگ ما امروز با همه فراز و فرودش به لحظه‌ای تعیین‌کننده رسیده است؛ لحظه‌ای که از همه خواسته تا درباره گام بعدی این جنگ تصمیمی قاطع بگیرند. میز مذاکره‌ای که پس از آتش‌بس پهن شده، بیش از آنکه میان ایران و رژیم متجاوز آمریکا باشد، درباره درک مردم ایران از خویش است. آیا ما هنوز تاب این جنگ بزرگ را داریم؟
undefinedنیروهای مسلح ما ممکن است هزاران خلاقیت و ابتکار در فرایند جنگ به کار بندند، اما کشور نهایتاً با مسئله معیشت و تنگنای اقتصاد روبه‌رو خواهد شد. اگر امروز طرف ایرانی، بعد از همۀ آنچه بر ما گذشت، دوباره سراغ میز مذاکره رفته، از آنجاست که سیاهه‌ای مفصل از وضع بیکاری و خسارات و نگرانی از فروپاشیِ معیشتِ روزمره مردم را پیش روی خود دیده است؛ و نگران این است که پیروزی ملت و نیروهای مسلح در میدان، نه در برابر دشمن، که در برابر فشار اقتصاد و معیشت روزمره مردم به شکست بدل شود.
undefinedاما آیا این دغدغه نمی‌تواند به‌جای آنکه به بهانه‌ای برای پایان نابه‌هنگام و بی‌سرانجام جنگ تبدیل شود، به فراخوانی برای بسیج ملّی تولید و پیشرفت کشور تبدیل شود؟
undefinedملت ایران همه یکپارچه در صحنه‌اند و خود را جان‌فدای کشور در این جنگ بزرگ می‌نامند. چه فرصتی بهتر از این. آیا نمی‌توان با نیروی این مردم، چرخه‌های تولید اقتصاد را به حرکت در آورد؟
undefinedچرا باید گمان کنیم با آسیب زیرساخت‌های صنایع بزرگ فولاد و پتروشیمی که عمدتاً در چرخۀ فرسودۀ خام‌فروشی یا نیمه‌خام‌فروشی بودند (و طبعاً احتیاجی به کار مردم نداشتند)، اقتصاد کشور بزرگ ایران از دست رفته است؟ آیا بهترین فرصت برای سازماندهی مردم برای حضور در ظرفیت‌های عظیم و متنوع و البته پراکندۀ تولیدی در کشور فراهم نشده است؟
undefinedامروز جنگ ما را فراخوانده تا به سوی جهاد اکبر، یعنی تحول در حکمرانیِ اقتصاد و تغییر در آرایشِ زندگیِ روزمره‌مان حرکت کنیم. این جهاد مهم‌ترین تکیه‌گاه و پشتیبان رزمندگان مقاوم و جان بر کف ما در جنگ است. و جز با اراده و نیروی بی‌کران مردم رقم نمی‌خورد.
undefined نهیب ۷ undefinedundefined ضمیمه هفته‌نامه تحلیلی-سیاسی کرانه۳۱ فروردین ۱۴۰۵
undefined سایت کرانه
undefined تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
undefined کانال خبری «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۶:۱۲

بازارسال شده از هسته پیشگام جمعیتِ ملی ایران
روزهای رخوت‌بار قبل از جنگ را از یاد نبریم حساسیت مردم نسبت به تصمیمات کشور دست ایران را در منازعات بالا می‌برد
undefinedمحمدرضا هدایتی؛ شورای مرکزی هسته پیشگام جمعیت ملی ایران

undefinedهرچه پیشتر می‌رویم، ابهام و نگرانی مردم ایران از تصمیمات مسئولان شدت بیشتر می‌گیرد و عجیب آنکه مردمی که می‌پرسند و ابهام دارند، دعوت به سکوت، خودداری و حرف‌شنوی می‌شوند.
undefinedمطالبه اعتماد کورکورانه به سازوکارهای رسمی جمهوری اسلامی، از مردمی که نشان داده‌اند می‌توانند در کنار دولت، مسئولیت پاسداری از کشور را در این شرایط خطیر بر عهده بگیرند، هرچند به بهانه اتحاد باشد، نتیجه‌ای جز تغییر در آرایش نیروهای سیاسی، به ضرر نیروهای استقلال‌طلب و مولد کشور ندارد.
undefined چگونه ممکن است مردمی که به تصریح رهبر انقلاب، در سخت‌ترین شرایط، کشور را رهبری کردند، به یک‌باره از سرنوشت‌سازترین تصمیمات کشور کنار گذاشته شوند؟ آیا مردم نباید از تصمیماتی که این‌گونه گرفته می‌شود، نگران باشند؟
undefinedامروز هیچ نیرویی، جز نیروی خون‌خواهی مردم، توان نگهداشت و برپایی دوباره جمهوری اسلامی را ندارد. کافی‌ست روزهای رخوت‌بار قبل از جنگ را به یاد بیاوریم. هرکس به ترس از جنگ یا به توهم غنائم و حتی امید به اصلاحات روزهای بعد از جنگ، مقابل این نیرو بایستد، مقابل همه ایران ایستاده است.
undefined چماقی که امروز به نام «اتحاد» بر سر مردم می‌کوبند، هدفی جز کوتاه‌کردن دوباره دست مردم (تنها نیروی واقعی حافظ ایران) از صحنه سیاست و به‌پستوبردن تصمیم‌های سرنوشت‌ساز برای کشور ندارد. وحدت واقعی زمانی حاصل می‌شود که مردم، میدانی برای مشارکت در معادلات سیاسی کشور داشته باشند.
undefined امروز نیروهای پیشرو و مولد جمهوری اسلامی، جز به پشتوانه نیروی برانگیخته مردم در میدان، هیچ راهی برای عرض اندام در معادلات سیاسی کشور ندارند و این بزرگترین و شاید آخرین فرصت ما برای توسعه درون‌زای ایران باشد.
undefinedباور به صداقت تصمیم‌گیران نمی‌تواند منجر به اعتماد خوش‌خیالانه و کورکورانه مردم به هر تصمیمی شود که آن‌ها می‌گیرند. حساسیت مردم به تصمیمات و پیگیری مسئولانه روند جنگ و اداره کشور، مهم‌ترین اهرمی است که دست نیروهای سیاسی پیش‌رو و وفادار انقلاب اسلامی را در معادلات و منازعات سیاسی بالا می‌برد.

undefined رسانه «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۹:۱۷

نهیب ۸.pdf

۲۰۷.۹۷ کیلوبایت

undefinedundefined نهیب ۸ undefinedضمیمه هفته‌نامه تحلیلی-سیاسی کرانه۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
سایه جنگ از جنگ بدتر استنگرانی مردم از آتش‌بس نشانه هوشیاری ملتی است که دیگر ترس ندارند
undefined سایت کرانه
undefined تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
undefined کانال خبری «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۱:۲۲

undefined نهیب ۸ undefined
undefinedسایۀ جنگ از جنگ بدتر استنگرانی مردم از آتش‌بس نشانه هوشیاری ملتی است که دیگر ترس ندارند
آیت‌الله یزدان‌پناه؛ استاد برجسته فلسفه و عرفان اسلامی
undefinedمگر ما همان آدم‌های گذشته نبودیم که گاه مرعوب می‌شدیم؟ چه شد که وقتی آن شخص کثیف می‌گوید «من شما را به عصر حجر برمی‌گردانم»، دل‌ها نلرزید؟ بلکه اراده‌ها قوی‌تر شد و مردم بیشتر و محکم‌تر به صحنه آمدند. این‌ها اثرِ به میدان‌آمدن است. اگر در خانه می‌نشستیم، دل‌ها تکان نمی‌خورد. خدا بیداری و حیات را به این ملت داد و رعب را برداشت.
undefinedچرا دل‌های مردم در هنگام اعلان آتش‌بس لرزید؟ چون تصمیم‌گیری مردم دیگر بر اساس ترس نیست. ترس گره کور ماست که تصمیم‌گیری‌های ما را سست می‌کند.
undefinedاکنون که دو هفته از آتش‌بس گذشته است، چرا باید دنباله‌اش را بگیریم؟ بر فرض که پای میز مذاکره رفتیم، به تمام خواسته‌هایمان رسیدیم و هیچ امتیازی هم ندادیم؛ آیا دلمان قرص می‌شود که کار تمام شده و طرف مقابل به تعهداتش پایبند می‌ماند؟ تجربه مذاکرات پیشین به ما چه می‌گوید؟ مگر او قبلاً تعهدش را پاره نکرد؟ الان هم پاره می‌کند؛چنین کسی را باید سر جایش نشاند.
undefinedاصلاً فرض کنید چنین شخصی تعهد کرده است؛ آیا احساس نمی‌کنید سایه جنگ باقی می‌ماند؟
undefinedسایه جنگ بدتر از جنگ است. سایه جنگ کارها را فشل می‌کند. چرا باید از برتری خودمان دست بکشیم و این سرمایه‌ای که داریم را از بین ببریم؟
undefinedامروز برای حفظ استقلال و جلوگیری از تجزیه ایران، چاره‌ای جز ایستادگی وجود ندارد. با کوتاه‌آمدن در مقابل دشمن، این دشمن کوتاه نمی‌آید.
undefinedاین دشمن جنگ را حیاتی می‌بیند. نه فقط رژیم صهیونیستی، بلکه آمریکا هم چنین نظری دارد و معتقد است اگر جلوی ایران گرفته نشود، دیگر نمی‌توانند هیچ کاری بکنند.
undefinedبنده خدایی می‌گفت: رهبر ما را زدند، دیگر زندگی معنا ندارد؛ باید بجنگیم و خون‌خواهی کنیم؛ دیگر هرچه شد، شد. بله، ما کار را با ظرافت و عقلانیت پیش می‌بریم؛ اما تا آخر می‌رویم و بقیه‌اش با خداست.
undefinedپس هم عقلانیت زمینی می‌گوید باید در مقابل دشمن بایستیم و مذاکره را ادامه ندهیم و هم عقل آسمانی می‌گوید باید در مقابل دشمن ایستاد؛ چراکه خدا وعده کرده است که اگر او را یاری کنید، او شما را یاری می‌کند.
undefined ضمیمه هفته‌نامه تحلیلی-سیاسی کرانه۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
undefined سایت کرانه
undefined تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
undefined کانال خبری «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۱:۳۸

نهیب9.pdf

۲۲۳.۵۴ کیلوبایت

undefined نهیب ۹ undefinedضمیمه هفته‌نامه تحلیلی-سیاسی کرانه۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
undefined ضربه به اقتصاد از طریق تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح»ریچارد نفیو: برای آمریکا ادامهٔ آتش‌بسِ شکننده گزینهٔ بدی نیست
undefined بسیج تولید تنها راه مقاومت در برابر جنگ همه‌جانبۀ آمریکاست
undefined سایت کرانه
undefined تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
undefined کانال خبری «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۳:۱۳

undefined نهیب ۹ undefined
undefined ضربه به اقتصاد از طریق تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح»ریچارد نفیو: برای آمریکا ادامهٔ آتش‌بسِ شکننده گزینهٔ بدی نیست
undefined بسیج تولید تنها راه مقاومت در برابر جنگ همه‌جانبۀ آمریکاست
undefined اشاره: اخیراً طرحی راهبردی با عنوان «بگذارید ایران خودش را شکست دهد» در وب‌سایت Foreign Affairs منتشر شده است؛ نشریه‌ای معتبر و اثرگذار در حوزه سیاست خارجی آمریکا که نوشته‌هایش معمولاً در میان نخبگان سیاسی و تصمیم‌سازان غربی بازتاب می‌یابد. (همان رسانه‌ای که محمدجواد ظریف پیش‌تر کوشیده بود از طریق آن، ایده‌هایش را به گوش سیاستمداران غربی برساند.) نویسندۀ این متن، ریچارد نفیو، اصلی‌ترین معمار تحریم‌های فلج‌کننده علیه ایران است که سابقۀ هدایت سیاست‌های تحریمی علیه ایران را در دولت‌های اوباما و بایدن در کارنامه دارد.
undefined وقتی ترامپ به ایران اعلام جنگ کرد، از مردم خواست برای تغییر حکومت دست به شورش بزنند. این طرح شکست خورد، اما آمریکا هنوز ناامید نشده است. نفیو معتقد است هنوز هم تغییر حکومت بهترین راه برای آمریکاست، اما نه از طریق بازگشت به درگیری نظامی مستقیم!

undefinedاو با اشاره به اعتراضات دی‌ماه و بحران‌های اخیر اقتصادی تأکید می‌کند که زیر بار تحریم‌ها، ایران ناچار به انتخاب میان «بازسازی نظامی» و «تأمین خدمات اجتماعی» است. از نگاه نفیو، اولویت‌دادن به بخش نظامی، زمینه را برای اعتراضات بیشتر فراهم می‌کند و به همین دلیل، حکومت در تلاش است تا با عادی‌جلوه‌دادنِ شرایط در دوران آتش‌بس، مسیر را برای یک توافق جامع هموار کند.
undefinedنفیو اگرچه تأکید می‌کند که تغییر حکومت بر عهدهٔ مردم ایران است، اما می‌گوید ترامپ باید به این روند کمک کند. آمریکا نه باید به‌دنبال جنگ باشد و نه یک صلح جامع؛ چراکه یک توافق جامع، حتی در ازای محدودیت‌های هسته‌ای، موشکی و منطقه‌ای، پول قابل‌توجهی به ایران سرازیر کرده و به حکومت مجال تنفس و بازسازی می‌دهد. بنابراین، راهبرد واشنگتن باید دستیابی به «تفاهمی حداقلی» و حفظ «فشار شدید» بر نظام ایران باشد. این یعنی آمریکا باید صرفاً بر بازنگه‌داشتن تنگه هرمز و امنیت کشتیرانی، در ازای رفع محاصره و تداوم آتش‌بس تمرکز کند.
undefined خلاصه اینکه پیشنهاد راهبردی طرح نفیو، نگه‌داشتن ایران در یک وضعیت «نه جنگ، نه صلح» با توافقات کوچک است. این طرح ایران را وارد یک روند فرسایشیِ عمیق کرده و هر تصمیم بزرگ اقتصادی برای تولید و تحرک در چرخه اقتصاد را ناممکن می‌کند.
undefined ضمیمه هفته‌نامه تحلیلی-سیاسی کرانه۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
undefined سایت کرانه
undefined تلگرام | اینستاگرام | ایتا | بله
undefined کانال خبری «هستۀ پیشگام جمعیت ملی ایران»:@haste_pishgam

۱۳:۱۵

بازارسال شده از برنامۀ تلویزیونی «شیوه»
thumbnail
undefinedگفتگو با موضوع «اقتصاد جنگ»
undefinedباحضور اباصالح‌ تقی‌زاده، محمدرضا هدایتی، میلاد ترابی‌فرد
undefined چهارشنبه، ۱۶اردیبهشت ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۳۰
undefined شبکهٔ چهار سیما
@shiveh_tv4

۱۳:۴۳