#غلط_ننویسیم #ریشه_شناسی_واژه #عراق_بغداد_دجله
آیا می دانستید نام کشور "عراق" و پایتخت آن ، "بغداد" و حتی بزرگترین رود آن ، یعنی "دجله" ، هر سه فارسی اند؟
_واژه ی "عراق" شکلی از "ایراک" است که از دو پاره ی "ایر" به معنی آریا و "اک" که پسوند است تشکیل شده؛ این واژه دقیقا همان معنی واژه ی "ایران" است . یعنی میتوانیم ایران و عراق را مترادف هم و به معنی سرزمین آریایی ها بدانیم.
_واژه "بغداد" هم از دو پاره "بغ" به معنی خدا و "داد" به معنی آفریده است ؛ در بنیاد بغداد یعنی "آفریده یا آنچه خدا داده" است.
_واژه "دجله" نیز ، از ریشه پهلوی "تیگلت" یا "تیگتل" است در معنی "تند و سریع" که این ریشه در واژه های "تیر" ، "تیز" ، "تیغ" و "تند" مانده است.
تلخیص از جلد نخست نامه باستان و فرهنگ پارسی ، نوشته ی استاد میر جلال الدین کزازی
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z











https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله









#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۱۷:۱۳
#شعر_نو
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۱۷:۱۳
بازارسال شده از شهیدانه
۱۴:۳۵
#درست_بنویسیم #غلط_ننویسیم
بنویسیم: غلتک اتاق بلیت امپراتور توس تهران تپش باتری تپانچه
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۲:۱۹
بهلول از دانشمندانِ بود ...
بهلول وقتی فهمید که حقیقت را همیشه نمیتوان در قالبهای خشکِ رسمی یا در میانِ قدرتطلبان بیان کرد.
در دورهای که خلفایش، فضا را بسیار سخت کرده بودند،
بهلول تصمیم گرفت «تظاهر به دیوانگی» کند تا بتواند حقایق را بیواسطه، آزاد، و بیترس از کسی بیان کند.
و از همینجا بود که او شد: «دیوانهی عاقل»
کسی که ظاهرش سادهلوح و رفتارهایش کودکانه بود، اما سخنانش،
تیری از حقیقت بود که آرام، اما دقیق به قلبِ حقیقتهای پوشیده میخورد.
چون بهظاهر دیوانه بود، اما سخنش: دلسوزانه
بر اساس حکمت بیخوف و بیریا
و پر از شوخطبعی و طنز لطیف بود
او همان کسیست که حکیمان دربارهاش گفتند:
«بهلول از عقلِ ظاهر گریخت تا عقلِ باطن را آزاد کند
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z











https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله




بهلول وقتی فهمید که حقیقت را همیشه نمیتوان در قالبهای خشکِ رسمی یا در میانِ قدرتطلبان بیان کرد.
در دورهای که خلفایش، فضا را بسیار سخت کرده بودند،
بهلول تصمیم گرفت «تظاهر به دیوانگی» کند تا بتواند حقایق را بیواسطه، آزاد، و بیترس از کسی بیان کند.
و از همینجا بود که او شد: «دیوانهی عاقل»
کسی که ظاهرش سادهلوح و رفتارهایش کودکانه بود، اما سخنانش،
تیری از حقیقت بود که آرام، اما دقیق به قلبِ حقیقتهای پوشیده میخورد.
چون بهظاهر دیوانه بود، اما سخنش: دلسوزانه
بر اساس حکمت بیخوف و بیریا
و پر از شوخطبعی و طنز لطیف بود
او همان کسیست که حکیمان دربارهاش گفتند:
«بهلول از عقلِ ظاهر گریخت تا عقلِ باطن را آزاد کند
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۲:۱۹
شروع کارمان تختهها سـیاه بود موهای ما هم سـیاه!آرامآرام تختهها تغییر رنگ دادند که سیاهی چه دلگیر است ... سبز شدند و موهای ما هم جـوگـنـدمی...و در آخـر که تختهها سفید شدند و وایت برد! آن اندک مویی که مانده بود هم کاملاً سفیدچه قرابتی داشت رنگ تخته با موهای معلّم.....
« روز معلم مبااااااااااااااارک »
۲۱:۳۱
#رباعی
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۹:۴۷
#غلط_ننویسیم
«روانشناسی» یا «روانشناختی»؟این نکته را همیشه به یاد داشته باشید:
روانشناسی (اسم): نام یک رشتهٔ علمی است. مثال: تحصیل در روانشناسی.
روانشناختی (صفت): برای توصیف یک پدیده به کار میرود. مثال: آزمون روانشناختی.
پس روانشناس متخصصی است که با استفاده از دانش روانشناسی، به ارزیابی و درمان مسائل روانشناختی میپردازد.
#درست_بنویسیم
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z











https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله








«روانشناسی» یا «روانشناختی»؟این نکته را همیشه به یاد داشته باشید:
#درست_بنویسیم
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۹:۴۸
بچه که بودم خونه مون چسبيده بود به مدرسه 

هيچي ديگه هر وقت از بلند گو صدام ميکردنهم تو مدرسه کتک ميخوردم هم تو خونه!







ارسالی یکی از دانش آموزان شیطونم
هيچي ديگه هر وقت از بلند گو صدام ميکردنهم تو مدرسه کتک ميخوردم هم تو خونه!
ارسالی یکی از دانش آموزان شیطونم
۲۱:۱۱
بعضی روزهاآدم نه به فردا فکر میکندنه به نجات،نه حتی به امید.فقطبه شعری از سعدیکه یادش بیاوردآدمی هنوزآدم است؛به صدای شجریانکه بغضهای بیصدا راراهیِ گریه میکند؛و به یک استکان چایِ داغکه بیادعاکنار دلِ خسته مینشیند.مابا همین چیزهای کوچکدوام آوردیم؛با شعر،با صدا،با چای،در عصرهاییکه جهانزیادی سنگین بود.وگرنهاگر اینها نبود،دلِ ماخیلی پیشتردر هیاهوی روزگاراز همپاشیده بود.#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
✾࿐༅
۲۱:۱۱
۲۱:۱۲
نماد پردازی در داستان
نمادسازی در داستان یعنی استفاده از اشیاء، شخصیتها، مکانها یا رویدادهایی که معنایی فراتر از ظاهر خود دارند و مفهومی عمیقتر را منتقل میکنند. این یکی از مهمترین ابزارهای نویسنده برای افزودن چندلایهگی به اثر و درگیر کردن ذهن خواننده است.
2. نمادهای شخصیتی یک کاراکتر ممکن است نماد یک اندیشه یا نوعی انسان باشد. مثلاً در «بوف کور» هدایت، پیرمرد خنزرپنزری نماد زوال و حقارت بشر مدرن است.
3. نمادهای طبیعی طبیعت و عناصرش معنای خاص دارند: - آتش → شور، نابودی یا پاکی - باد → تغییر، ناپایداری - شب → ترس، راز، ناخودآگاه
4. نمادهای فرهنگی یا اسطورهای از باور یا اسطوره جامعه سرچشمه میگیرند؛ مثلاً در ادبیات ایرانی، سیمرغ نماد کمال و حقیقت مطلق است.
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۱:۲۰
به یاد کودکان میناب و همهٔ کودکانی که در این روزها جان پاک خود را از دست دادهاند، ما در طاقچه در پویشی به نام «امیدهای فردای ایران»، با همراهی ناشرانی چون دانی، آوارسا، کانون پرورش فکری، افق، نردبان، قدیانی، علمیوفرهنگی، کمیکسیتی، طلوع ققنوس و...، مجموعهای از ۴۰۰۰ کتاب الکترونیکی و صوتی کودک و نوجوان را بهصورت رایگان در دسترس قرار دادهایم؛ تلاشی کوچک برای زندهنگهداشتن امید، خیال و حقِ خواندن برای همهٔ کودکان این سرزمین. این کتابها میتوانند در هر زمان و هر جا، همصحبت لحظههای تنهایی و پلی به دنیای روشنتر باشند.
اگر شما هم کودک یا نوجوانی در اطرافتان دارید، از شما دعوت میکنیم این کتابها را دریافت کنید و با یک قصه، نوری هرچند کوچک به دل روزهایشان ببخشید؛ شاید همین لحظههای کوتاه، آغاز دوبارهٔ لبخند برای آنها باشد.
لینک
۹:۴۸
دم به دم از نفس باد سحرغنچهها میشد بازباغهای گل سرخیك گل سرخ درشت از دل دریا برخاست!
چون گل افشانی لبخند تودر لحظهی شیرین شكفتن!خورشید!چه فروغی به جهان میبخشید!چه شكوهی...!همه عالم به تماشا برخاست!
#فریدون_مشیری
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۰:۵۸
برای رسیدن به آرامش:
- قبل از هرچیز، هیچچیز را به خودت نگیر، مگر اینکه مستقیما تو را خطاب قرار بدهند، زیاد جبهه نگیر و زیاد اهمیت نده و زیاد توجه نکن، بگذار آدمها فرصت کنند تعارضات درونی خودشان را حل کنند، تو لبخندی بزن و راهت را ادامه بده، به هر حال این جهان توست و این تویی که باید آن را آرام نگه داری.- به سلامتیات زیاد اهمیت بده، هر چیزی را نخور، هرچیزی را ننوش، هرچیزی را نبین، هرچیزی را گوش نکن و به هرچیزی اهمیت نده. تعادل برقرار کن، به اندازه بخور، به اندازه بنوش، به اندازه ببین، به اندازه بشنو، به اندازه حرف بزن و به اندازه اهمیت بده. کم یا زیاد در هرچیز، آسیب زنندهاست و این آسیبها، آدم را بیقرار میکند.- زیاد دقت نکن، در هیچچیز، در هیچکس. دقتِ زیادی آفت عمر و جان آدمیست.- میخواهی آرام باشی؟ آرام آرام تلاش کن، آرام آرام حرف بزن، آرام آرام راه برو و آرام آرام زندگی کن...
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۰:۵۹
۹:۲۵
صادق هدایت یکی از برجستهترین و تأثیرگذارترین نویسندگان معاصر ایران است که نقشی اساسی در شکلگیری ادبیات مدرن فارسی دارد.
1. درونگرایی و روانکاوی شخصیتها: هدایت اغلب به درونیات انسانها، ترسها، هوسها و تاریکیهای ذهنی میپردازد. در آثارش مانند بوف کور، ذهن آشفته راوی بازتابی از جامعه بیمار و ازخودبیگانه است.
2. بدبینی و پوچیگرایی: مرگ، بیمعنایی زندگی و تنهایی، درونمایه اصلی بسیاری از داستانهای او هستند. تأثیر فلسفههای نیهیلیستی و اگزیستانسیالیستی در آثارش آشکار است.
3. نقد اجتماعی و فرهنگی: هدایت با نگاه تیزبین خود سنتهای پوسیده، ریاکاری اجتماعی و جهل حاکم را به تصویر میکشد (بهویژه در مجموعههایی چون سه قطره خون و سگ ولگرد).
4. زبان ساده اما پرمفهوم: از واژگان روزمره استفاده میکند ولی معنا و لایههای عمیق فلسفی در پس سادگی پنهان است.
5. تأثیر فولکلور و کهنالگوها: علاقه عمیقی به فرهنگ عامه، قصههای عامیانه و اسطورههای ایرانی داشت. آثاری مانند علویه خانم یا ترجمههایش از متون پهلوی نشانگر این دلبستگیاند.
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۹:۲۵
۱۰:۲۴
زندگی برای یک عاقل
رویاستبرای یک احمق بازیهبرای ثروتمند کمدیو برای یک فقیرتراژدیهپس شاد باش و از زندگی "لذت ببر"....



۱۰:۲۵
انتخاب نام داستان
نام داستان معمولاً با در نظر گرفتن دو جنبۀ هنری و تجاری انتخاب می.شود نویسنده بیشتر دغدغه جنبۀ هنری را دارد و دغدغه ناشر بیشتر تجاری است مواردی بوده که آثاری در چاپهای بعد با تغییر عنوان به موفقیت در فروش رسیده اند. اسم یا عنوان رمان بخشی از متن رمان محسوب می شود. دیوید لاج درباره نام رمان چنین میگویدنام رمان اولین بخش رمان است که با آن روبه رو میشویم و از همین رو نقش چشمگیری در جذب خواننده و جلب توجه او بازی میکند . برای رمان نویس انتخاب عنوان ممکن است بخش مهمی از روند کارش باشد؛ زیرا چیزی را در کانون توجه قرار می دهد که قاعدتاً موضوع رمان است؛ مثلاً چارلز دیکنز برای رمان دنباله داری که میخواست در اوایل سال ۱۸۵۴ شروع کند، چهارده عنوان را سبک و سنگین :کرد به روال کاکر، اثبات کن چیزهای سمج واقعیات آقای گراد ،گریند سنگ سمباده، روزگار سخت دو با دو می شود ،چهار یک چیز ملموس، دوست سنگدل ما، زنگار و خاک حساب ساده بر اساس محاسبه، مسئله صرف عدد و رقم و فلسفه گراد گریند. از بیشتر این عنوانها پیداست که چارلز دیکنز در آن برهه به تم فایده باوری و سودگرایی می اندیشید که در کاراکتر آقای گراد گریند تجسم می یافت. انتخاب نهایی او، روزگار ،سخت با دغدغه های اجتماعی وسیع تری که در رمان کامل شده بازتاب یافته اند کاملاً سازگاری دارد.
یکی از نقاط اشتراک برخی آثار مطرح ایرانی با آثار موفق غیر ایرانی صرف وقت در انتخاب نام روی جلد و پشت جلد کتاب و توجه به اهمیت آن بوده است. این فرایند اغلب در تعامل بین نویسنده و ناشر انجام میپذیرد، هرچند ممکن است نویسنده پیش از ارائه اسم کتاب با فرد یا افرادی مشورت کند.
تاماس هاردی به انتشارات مکمیلان گفته بود یکی از این دو اسم را انتخاب :کند فیتسپیرها در هینتاک و جنگل نشینان ناشر دومی را انتخاب کرد. سرباز خوب اثر فورد مدوکس فورد ابتدا غم انگیزترین داستان نام داشت که اسم خوبی هم بود اما کتاب در بحبوحه جنگ جهانی اول درآمد و ناشر توانست به نویسنده بقبولاند که عنوان دیگری انتخاب کند که هم این قدر غم انگیز نباشد و هم جنبه میهن پرستانه داشته باشد. عنوان رمان دوم مارتین ،ایمیس بچههای مرده، ظاهراً آن قدر توی ذوق اولین ناشر چاپ شومیز کتاب زد که دو سال بعد در تجدید چاپ عنوانش را به رازهای تاریک تغییر داد. ناشر آمریکایی کتاب من به اسم تا کجا میتوانی بروی؟ تشویقم میکرد اسمش را به جانها و جسم ها تغییر بدهم، با این استدلال که کتاب فروش های امریکایی این عنوان بریتانیایی کتاب مرا در قفسه کتابهای راهنما خواهند گذاشت. البته این استدلال مرا مجاب نمی،کرد نمیدانم با کتاب کارول كلولو با عنوان راهنمای خیانت زنان چه میکردند یا زندگی راهنمای مصرف کننده اثر ژورژ پرک؛ من میخواستم اسم رمان سومم را بگذارم بریتیش. میوزیم جذابیتش را از دست داده «بود که سطری بود از یک آواز به نام روز مه آلود در شهر ،لندن اما شرکت انتشاراتی گرشوین راضی نبود. مجبور شدم در آخرین لحظه تغییرش بدهم به بریتیش میوزیم دارد فرو می پاشد. هرچند که حال و هوای آن آواز در آکسیون یک روزه مه آلود رمان باقی است.
گاهی نویسندگان در عنوان کتابشان منظوری دارند که خوانندگان به آن توجه نمیکنند چون همان طور که همۀ نویسندگان میدانند خوانندگان خیلی وقتها حتی اسم کتابهایی را که از آنها خوششان آمده است فراموش یا اشتباه میکنند. آثاری با عنوانهای زنها عوض مکانها تعویض و تعویض کوچک به من نسبت داده اند و پروفسور برنارد کریک هم یک بار در نامه ای به من نوشت که از رمان خاموش کردن من خوشش آمده؛ اما شاید داشته سربه سرم می گذاشته؛ نمیدانستم منظورش کدام یک از کتابهایم بود.
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۷:۳۲