بله | کانال کارگاه نویسندگی
عکس پروفایل کارگاه نویسندگی ک

کارگاه نویسندگی

۱۰۷ عضو
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

#غلط_ننویسیم
undefined آموزش ویراستاری
🟨 «لازم به ذکر است»
غلط است

🟩 شماری از مصدرهای فارسی، حرف اضافۀ "به" می‌گیرند:
✓ من "رفتن به" کوه را دوست دارم.
🟥 شماری دیگر از مصدرهای فارسی، حرف اضافۀ "به" نمی‌گیرند:
✓ من "خواندن" شعر را دوست دارم.
🟦 گفتنی است که "لازم بودن" از مصدرها‌یی است که حرف اضافۀ "به" نمی‌گیرد و کاربرد آن با حرف اضافۀ "به" غلط است:
undefined این مراسم "لازم به" صد صندلی است. (غلط)
undefined این مراسم صد صندلی "لازم دارد". (درست)
با توجه به آن چه گفته شد:
undefined "لازم به ذکر است" که فردا نیستم. (غلط)
undefined "لازم است ذکر" کنم که فردا نیستم. (درست)
undefined "قابل ذکر است" که فردا نیستم. (درست)
🟣 بنا بر این، مواردی همچون زیر نیز غلط است:
undefined️ لازم به گفتن است ...؛
undefined️ لازم به یادآوری است ....‌‌‌‌
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۱۴:۰۳

#شعر_نو
تو مرا می‌خوانی من تو را ناب‌ترین شعر زمان می‌دانم و تو هم می‌دانی تا ابد در دل من می‌مانی...
تو مرا می‌فهمی من تو را می‌خواهم و همین ساده‌ترين قصه یک انسان است.undefinedundefined
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله

۲۰:۲۶

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
#غلط_ننویسیم
undefined تمرین ویرایش
undefined ناویراستهما اگر چه قرآن را میخوانیم لیکن در آیات آن تدبر نمی‌کنیم. لذا از اشارات قرآن در ارتباط با انسان غافل می‌باشیم.
undefined ویراستهما اگرچه قرآن می‌خوانیم، در آیات آن تدبر نمی‌کنیم؛ بنابراین از رهنمودهای آن درباره انسان غافلیم.

#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۲۰:۲۶

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
#غلط_ننویسیم
undefinedنوش جان!undefined
يكی از تعارفاتی كه خيلی استفاده می‌شود «نوش جان!‌» است كه كمتر كسی معنی آن را می‌داند. برخی می‌گويند گوارا، برخی هم معانی عجيب و غريبی برای آن گفته‌اند.
«نوش» از ريشه « اَ اُو شَه » اوستايی به معنی «ميرا، ناپايدار، ناجاودان و غيرزنده» بوده و از صفات اهريمن است. در زبان اوستايی چند سنّت منفی ساز وجود دارد كه با كمك آنها فعل يا صفتی معكوس می‌شود. يعنی صفتی اهورايی تبديل به صفتی اهريمنی می‌شود و بر عكس. يكی از اين سنتها يا به عبارتی شيوه دستوری، افزودن هِجایِ « اَ » به ابتدای صفت يا فعل مذكور است. در اينجا هم با همين روش كلمه اَاوشه به « اَ اَاوشَه »، به معنی «ناميرا و زنده جاويدان» تغيير كرده است. بعدها در سير تغييرات زبانی، اَ اَاوشَه به «اَن اَاوشَه » ، « اَنوشَه » و « نوشَ » تغيير كرده كه همگی به همان معنی ناميرا و زنده‌ی جاويد هستند. (هنوز نام انوشه و انوش از اين صفت باقی مانده‌اند. نامهايی مثل نوشين ، نوشان، مهرنوش، نوش آفرين و … هم از همين ريشه‌اند.)
با اين تعريف نوش به معنی جاودان بوده و در تركيب با ساير كلمات اين معنی را تداعی می‌كند. پس «نوشِ جان» يعنی جانتان ناميرا و جاودان.

#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۲۱:۵۵

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined🤎

#شعر_نوundefinedآسمان، آبی‌تر،آب آبی‌تر.من در ایوانم، رعنا سر حوض.رخت می‌شوید رعنا.برگ‌ها می‌ریزد.
undefinedمادرم صبحی می‌گفت: موسم دلگیری است.من به او گفتم: زندگانی سیبی است، گاز باید زد با پوست.زن همسایه در پنجره‌اش، تور می‌بافد، می‌خواند.من ودا می‌خوانم، گاهی نیزطرح می‌ریزم سنگی، مرغی، ابری.آفتابی یکدست.سارها آمده‌اند.تازه لادن‌ها پیدا شده‌اند.
undefinedمن اناری را، می‌کنم دانه، به دل می‌گویم:خوب بود این مردم، دانه‌های دلشان پیدا بود.می‌پرد در چشمم آب انار: اشک می‌ریزم.مادرم می‌خندد.رعنا هم.
undefinedسهراب _سپهری


#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined🤎

۲۱:۵۵

thumbnail
#شعر_قدیمی
undefinedما زنده به آنیم که آرام نگیریمموجیم که آسودگی ما عدم ماست
undefinedصائب تبریزی


#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۲۱:۵۶

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
#داستان_آموزنده
undefinedundefined باغبان و دانه‌های سرنوشتundefinedundefined
در روستایی کوچک و سرسبز، باغبان پیری زندگی می‌کرد که تمام عمرش را وقف کاشتن و پرورش گل‌ها و گیاهان کرده بود. او دانه‌های مختلفی را جمع‌آوری می‌کرد و با دقت در خاک می‌کاشت، اما هر دانه، سرنوشت خود را داشت.
روزی مرد جوانی که از بی‌حوصلگی و عدم موفقیت در کارها رنج می‌برد، نزد باغبان پیر رفت و گفت: «ای پیر دانا، چرا تلاش‌های من هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسد؟ چرا هر بذری که می‌کارم، یا خشک می‌شود یا میوه‌ای بی‌ارزش می‌دهد؟»
باغبان لبخندی زد و گفت: «پسرم، هر دانه، داستانی برای گفتن دارد. بعضی دانه‌ها به نور زیاد و خاک حاصلخیز نیاز دارند، بعضی دیگر در سایه رشد می‌کنند و آب کمتری می‌خواهند. بعضی زود ثمر می‌دهند و بعضی دیگر سال‌ها طول می‌کشد تا شکوفا شوند. تو انتظار داری همه دانه‌ها مثل هم رفتار کنند، اما هر کدام دنیایی متفاوت دارند.»
باغبان به دانه‌های مختلفی اشاره کرد: «این دانه کوچک و سیاه، شاید روزی تبدیل به درختی عظیم شود که سایه‌اش پناه بسیاری است، اما صبر می‌خواهد. این گل رنگارنگ، به نور مستقیم خورشید و مراقبت روزانه نیاز دارد تا زیبایی‌اش را نشان دهد. و آن گیاه خشکیده، شاید در فصل دیگری از سال، با کمی باران، جان دوباره بگیرد.»
سپس باغبان ادامه داد: «مردم هم همین‌طورند. هر کدام استعدادها، نیازها و زمان‌بندی خاص خودشان را دارند. برخی زود شکوفا می‌شوند و برخی دیگر در سکوت رشد می‌کنند تا در زمان مناسب خود را نشان دهند. وظیفه ما این نیست که همه را شبیه هم ببینیم یا انتظار داشته باشیم در یک زمان به ثمر برسند، بلکه باید هر فرد را همان‌طور که هست بشناسیم، به او فضا و فرصت کافی بدهیم و در زمان مناسب، با صبر و مهربانی از او مراقبت کنیم. همان‌طور که من با هر دانه به شیوه‌ای متفاوت رفتار می‌کنم.»
مرد جوان با دقت به حرف‌های باغبان گوش داد و متوجه شد که او نه تنها در باغبانی، بلکه در درک طبیعت انسان‌ها نیز تبحر دارد. او فهمید که برای دیدن نتیجه تلاش‌هایش، باید صبور باشد، تفاوت‌ها را درک کند و به هر دانه‌ی وجودی آدم‌ها، فرصت رشد و شکوفایی بدهد. از آن روز به بعد، او با دیدی بازتر و صبورتر به مردم و تلاش‌هایشان نگاه کرد و کم‌کم، دانه‌های امید در دل او نیز جوانه زدند.
undefinedدرک تفاوت‌ها و پذیرش زمان‌بندی رشد هر فرد، کلید موفقیت در روابط انسانی و پرورش استعدادهاست. صبر و توجه فردی، مانند مراقبت باغبان از گیاهانش، می‌تواند به شکوفایی بهترین‌ها در وجود هر انسانی کمک کند.

#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۲۱:۵۶

thumbnail
undefined نخستین پیامی که توسط تلگراف در ایران مخابره شده چی بوده؟!
«منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت...»
این نخستین پیامی بود که به واسطه تلگراف در ایران مخابره شد.این پیام در روز ۲۷ اسفند سال ۱۲۳۶ هجری شمسی از مدرسه دارالفنون به کاخ ییلاقی ناصرالدین شاه ارسال شد و روزنامه «وقایع‌اتفاقیه» در شماره ۳۷۲ خود در این روز، رویداد سیم‌کشی تلگراف در مدرسه دارالفنون و موفقیت‌آمیز بودن آن را خبر داد.

۹:۳۵

ﺧﺪﺍﯾﺎ ...ﺍﺯ ﺑﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻫﺖ ...ﺍﻣﺎ ﺷﮑﺎﯾﺘﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ...ﻣﻦ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ...ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺪﯼ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ...ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ...
#شهید_مصطفی_چمران

#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۶:۴۴

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

چگونه داستان را بازنویسی کنیم؟
بازنویسی یک مرحله هیجان‌انگیز و مهم در فرآیند نویسندگی است. بازنویسی اغلب کلید تبدیل یک داستان خوب به یک داستان عالی است.
به طور کلی، فرآیند بازنویسی شامل چند مرحله کلیدی است:
۱. فاصله گرفتن (گرفتن استراحت)قبل از هر چیز، سعی کن برای مدتی از داستانت فاصله بگیری. یک هفته، دو هفته، یا حتی یک ماه. این کار به تو کمک می‌کند تا با دیدی تازه و نگاهی انتقادی‌تر به متن نگاه کنی، گویی که خواننده اول هستی، نه نویسنده.
۲. خواندن انتقادی (بخوان و یادداشت کن)وقتی آماده شدی، داستان را از ابتدا تا انتها بخوان. در این مرحله، به جای تمرکز بر غلط‌های املایی یا گرامری (که بعداً انجام می‌شود)، روی ساختار و محتوا تمرکز کن:
شخصیت‌ها: آیا انگیزه‌های آن‌ها واضح است؟ آیا قوس شخصیتی منطقی است؟
پیرنگ (Plot): آیا گره‌افکنی‌ها به اندازه کافی قوی هستند؟ آیا ریتم داستان کند یا تند است؟ آیا نقاط عطف در زمان مناسبی رخ می‌دهند؟
جهان‌سازی: آیا قوانین دنیای داستانت ثابت است؟ آیا جزئیات کافی برای باورپذیر کردن آن ارائه داده‌ای؟
تم و پیام: پیام اصلی داستانت چیست و آیا به طور مؤثر منتقل می‌شود؟
نکته: در این مرحله فقط یادداشت بردار، کدها را تغییر نده. یک نسخه از یادداشت‌هایت را نگه دار.
۳. بازنویسی ساختاری (ساختار را تعمیر کن)بر اساس یادداشت‌هایت، بازنویسی اصلی را شروع کن. این مرحله بزرگ‌ترین تغییرات را شامل می‌شود:
حذف: آیا صحنه‌ای هست که به پیشبرد داستان کمکی نمی‌کند؟ اگر بله، آن را حذف کن.جابجایی: آیا شروع داستان باید در فصل دیگری باشد؟ آیا باید یک صحنه را به ابتدای داستان منتقل کنی تا خواننده زودتر درگیر شود؟
گسترش/کوتاه کردن: آیا یک بخش نیاز به توضیحات بیشتر دارد؟ آیا بخشی آنقدر طولانی شده که خسته‌کننده است؟
۴. بازنویسی سطحی (پولیش کردن متن)حالا که ساختار درست شد، نوبت به کلمات و جملات می‌رسد:
صدا و لحن: آیا صدای راوی در طول داستان ثابت است؟
دیالوگ‌ها: آیا مکالمات طبیعی به نظر می‌رسند و هر شخصیت صدای منحصربه‌فردی دارد؟نمایش دادن، نه گفتن _ جملاتی مثل "او عصبانی بود" را به "فکش منقبض شد و دستش را روی میز کوبید" تغییر بده.

۵. ویرایش و تصحیح نهاییاین آخرین مرحله است:
ویرایش فنی: بررسی دستور زبان، املا و نشانه‌گذاری.
خواندن با صدای بلند: بلند خواندن متن به کشف جملات ناهنجار، تکرار کلمات، و ریتم بد کمک شایانی می‌کند.



#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۶:۴۴

اگر وقت نوشتن نداری؛ وقت خوب نوشتن را نخواهی داشت.
undefinedاستیون کینگ
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۶:۴۷

کوله ام را باز کردم؛شناسنامه، مقدار جزئی پول لای شناسنامه، دو کف دست نان خشک، بیسکویت ترد، چند دانه آب نبات، یک قوطی کنسرو لوبیا، یک بطری آب، دو سه ورق قرص، یک دست لباس، چسب زخم، بتادین، گاز استریل، چراغ قوه و سند تک برگ خانه ام.محتویات کوله ام همین‌ها بود.هیچ کدام استفاده نشدند.شناسنامه ام هم مهر وفات نخورده بود.چقدر راحت کل زندگی ام را جمع کرده بودم در یک کوله. آن هم بی هیچ توقعی. ولی چقدر برایم ارزشمند بودند. حواسم خیلی جمع بود، با هر صدای انفجار و صدای جنگنده کوله ام را میگرفتم و کنار یکی از دیوارهای خانه می نشستم تا اگر لازم شد، یا زیر آوار، برای بقا از محتویاتش استفاده کنم، و یا با همان کوله فرار کنم.خانه ام را  با سالها کارکردن و هزار جور وام و با قناعت تهیه کرده بودم.لوازم خانه را با هزار جور وسواس خریداری کرده بودم.چقدر ظرف و ظروف دارم.مبل استیل و ناهارخوری میهمان.مبل راحتی و ناهار خوری دم دستی.یک عالمه رختخواب.چقدر وسایل خانه مجهز است، کولر آبی، اسپیلت، پنکه، شومینه، رادیاتور، خدای من چقدر لباس.تلویزیون سالن!، تلویزیون اتاق خواب، باندهای قوی که یکبار هم استفاده نکرده ام.انواع لوازم برقی و...دارم فکر میکنم برای تهیه ی تک تک اینها چقدر زحمت کشیدم. چقدر وقت صرف خریدشان کردم.ولی چقدر زندگی نکرده ام.با همین چقدر زندگی نکرده بودنم، قرار بود همه را ول کنم به امان خدا و با یک کوله بروم برای بقا با سرنوشتی نامعلوم.کاش به جای زنده مانی، زندگی کردن را بلد می بودم.

۱۹:۴۷

از رها کردن نترس!هیچکس نمیتواند چیزی که مال توست را از تو بگیرد؛ و تمام دنیا نمیتوانند؛ چیزی که مال تو نیست را حفظ کنند...
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۲۱:۲۲

#شعر_نو
ارغوان شاخه همخون جدا مانده منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتابی ست هوا؟یا گرفته است هنوز؟من در این گوشه که از دنیا بیرون استآفتابی به سرم نیستاز بهاران خبرم نیست
undefinedهوشنگ_ابتهاج


#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۲۱:۲۲

#تیکه_کتاب
undefinedفاسدترین آدم‌ها کسانی هستند که نادانند اما گمان می‌کنند همه‌چیز را می‌دانند، آن‌وقت به خودشان اجازه می‌دهند دیگران را بکشند.
روح آدمِ جنایت‌کار کور است. درنتیجه نه خوبی واقعی در او وجود دارد، نه عشق پاک، و نه روشن‌بینی.
undefinedبرگرفته از کتاب طاعونundefinedundefinedآلبر موکا


#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۲۱:۲۲

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

#غلط_ننویسیم
تفاوت چند تلفظ از کلمه "ملک"
undefined این کلمات را نباید با هم اشتباه کرد.مَلَک، به فتح اول و دوم به معنای « فرشته » است ( در جمع : ملایک ) :من مَلَک بودم و فردوس برین جایم بودآدم آورد درین دیر خراب آبادم ( حافظ )مَلِک، به فتح اول و کسر دوم، به معنای « شاه» یا « امیر » است ( در جمع: ملوک ) :اگر ز باغ رعیّت مَلِک خورد سیبیبر آورند غلامان او درخت از بیخ ( گلستان سعدی ، ۷۴ )
در رادیو و تلویزیون غالباً این کلمه را غلط تلفظ می کنند و مثلا « مَلِک حسین » را « مَلَک حسین» می خوانند.
undefinedملِک از اسماء خداوند نیز هست و در قرآن کریم بارها به این معنی به کار رفته است ( از جمله سوره ناس آیه ۲)درود مَلِک بر روان تو بادبر اصحاب و بر پیروان تو باد ( سعدی، بوستان)
undefinedملک، به ضم اول و سکون دوم، به معنای «سلطنت » و نیز « قلمرو سلطنت » یا « مملکت » است:آیینه سکندر جام می است بنگرتا بر تو عرضه دارد احوال مُلک دارا ( حافظ )
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفترخت بر بندم و تا مُلک سلیمان بروم ( حافظ )
و نیز به معنای « این جهان » است ( در مقابل ملکوت که « عالم مجرّدات » است ):ز مُلک تا ملکوتش حجاب بر گیرندهر آن که خدمت جام جهان نما بکند ( حافظ )
undefined اما مِلک ، به کسر اول و سکون دوم، یعنی « آنچه در تصرّف کسی باشد » خاصه « زمین زراعی» ( در جمع: اَملاک ) :« آنجا شخصی ترسا دیدم که از متموّلان مصر بود چنانکه گفتند کشتیها و مال و مِلک او را قیاس نتوان کرد» ( سفرنامه ناصر خسرو،۶۹).
#غلط_ننویسیم


#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۲۱:۲۲

ترامپ گفته بود چند شب پیش که ساعت ۳:۴۰ به وقت ایران نابودتون میکنم
یه شیرازی کامنت زیرش نوشته :اگر بشه به جای بیست دقیقه به چهاریه ربع به پنج بزنمونکه برای نماز صبح هم بیدار بشیمundefinedundefined‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

۱۱:۲۸

با ذره‌بین سرچ میکنم انگار از بابام سوال میکنمسوال و جواب هیچ ربطی بهم ندارن

undefinedundefinedundefinedundefined

۲۲:۲۸

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
#داستان_کوتاه
خواجه‌‌اى "غلامش" را ميوه‌‌اى داد.
غلام ميوه را گرفت و با "رغبت" تمام میخورد.خواجه، خوردن غلام را میديد و پيش خود گفت: كاشكى "نيمه‌‌اى" از آن ميوه را خود می‌‌خوردم.بدين رغبت و خوشى كه غلام، ميوه را میخورد، بايد كه "شيرين و مرغوب" باشد.
پس به غلام گفت: "یک نيمه" از آن به من ده كه بس خوش میخورى.غلام نيمه‌‌اى از آن ميوه را به خواجه داد؛ اما چون خواجه قدرى از آن ميوه خورد، آن را بسيار "تلخ يافت."
روى در هم كشيد و غلام را "عتاب" كرد كه چنين ميوه‌اى را بدين تلخى، چون خوش می‌خورى. غلام گفت: اى خواجه! بس "ميوه شيرين" كه از دست تو گرفته‌‌ام و خورده‌‌ام.اكنون كه ميوه‌‌اى تلخ از دست تو به من رسيده است، چگونه "روى در هم كشم" و باز پس دهم كه شرط "جوانمردى و بندگى" اين نيست.
"صبر" بر اين تلخى اندک، سپاس شيرينی‌هاى بسيارى است كه از تو ديده‌‌ام و خواهم ديد.
"همیشه از خوبی آدمها برای خودت دیوار بساز"* هر وقت در حق تو بدی کردندفقط یک اجر از دیوار بردار بی انصافیست اگر دیوار را خراب کنی !

#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۲۲:۴۰

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined


#غلط_ننویسیم
ناویراسته:من هر روز صبح زود بلند میشم و شروع میکنم به تمرین کردن برای مسابقه ورزشی که قراره هفته دیگه برگزار بشه.
ویراسته:من هر روز صبح زود بلند می‌شوم و شروع به تمرین کردن برای مسابقه ورزشی می‌کنم که قرار است هفته آینده برگزار شود.
---
توضیح کوتاه:در نسخه ویراسته، املای صحیح «می‌شوم»، «می‌کنم»، «قرار است»، و زمان بندی مناسب‌تر رعایت شده است. علاوه بر این، ساختار جملات روان‌تر و رسمی‌تر شده تا متن بهتر و با کیفیت‌تر باشد.
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله

undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined

۲۲:۴۰