#غلط_ننویسیم
🟨 «لازم به ذکر است»
غلط است
🟩 شماری از مصدرهای فارسی، حرف اضافۀ "به" میگیرند:
✓ من "رفتن به" کوه را دوست دارم.
🟥 شماری دیگر از مصدرهای فارسی، حرف اضافۀ "به" نمیگیرند:
✓ من "خواندن" شعر را دوست دارم.
🟦 گفتنی است که "لازم بودن" از مصدرهایی است که حرف اضافۀ "به" نمیگیرد و کاربرد آن با حرف اضافۀ "به" غلط است:
با توجه به آن چه گفته شد:
🟣 بنا بر این، مواردی همچون زیر نیز غلط است:
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۱۴:۰۳
#شعر_نو
تو مرا میخوانی من تو را نابترین شعر زمان میدانم و تو هم میدانی تا ابد در دل من میمانی...
تو مرا میفهمی من تو را میخواهم و همین سادهترين قصه یک انسان است.

#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z











https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
تو مرا میخوانی من تو را نابترین شعر زمان میدانم و تو هم میدانی تا ابد در دل من میمانی...
تو مرا میفهمی من تو را میخواهم و همین سادهترين قصه یک انسان است.
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۰:۲۶
#غلط_ننویسیم
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۰:۲۶
#غلط_ننویسیم
يكی از تعارفاتی كه خيلی استفاده میشود «نوش جان!» است كه كمتر كسی معنی آن را میداند. برخی میگويند گوارا، برخی هم معانی عجيب و غريبی برای آن گفتهاند.
«نوش» از ريشه « اَ اُو شَه » اوستايی به معنی «ميرا، ناپايدار، ناجاودان و غيرزنده» بوده و از صفات اهريمن است. در زبان اوستايی چند سنّت منفی ساز وجود دارد كه با كمك آنها فعل يا صفتی معكوس میشود. يعنی صفتی اهورايی تبديل به صفتی اهريمنی میشود و بر عكس. يكی از اين سنتها يا به عبارتی شيوه دستوری، افزودن هِجایِ « اَ » به ابتدای صفت يا فعل مذكور است. در اينجا هم با همين روش كلمه اَاوشه به « اَ اَاوشَه »، به معنی «ناميرا و زنده جاويدان» تغيير كرده است. بعدها در سير تغييرات زبانی، اَ اَاوشَه به «اَن اَاوشَه » ، « اَنوشَه » و « نوشَ » تغيير كرده كه همگی به همان معنی ناميرا و زندهی جاويد هستند. (هنوز نام انوشه و انوش از اين صفت باقی ماندهاند. نامهايی مثل نوشين ، نوشان، مهرنوش، نوش آفرين و … هم از همين ريشهاند.)
با اين تعريف نوش به معنی جاودان بوده و در تركيب با ساير كلمات اين معنی را تداعی میكند. پس «نوشِ جان» يعنی جانتان ناميرا و جاودان.
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۱:۵۵
#شعر_نو
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۱:۵۵
#شعر_قدیمی
ما زنده به آنیم که آرام نگیریمموجیم که آسودگی ما عدم ماست
صائب تبریزی
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z











https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله









#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۱:۵۶
#داستان_آموزنده
در روستایی کوچک و سرسبز، باغبان پیری زندگی میکرد که تمام عمرش را وقف کاشتن و پرورش گلها و گیاهان کرده بود. او دانههای مختلفی را جمعآوری میکرد و با دقت در خاک میکاشت، اما هر دانه، سرنوشت خود را داشت.
روزی مرد جوانی که از بیحوصلگی و عدم موفقیت در کارها رنج میبرد، نزد باغبان پیر رفت و گفت: «ای پیر دانا، چرا تلاشهای من هیچوقت به نتیجه نمیرسد؟ چرا هر بذری که میکارم، یا خشک میشود یا میوهای بیارزش میدهد؟»
باغبان لبخندی زد و گفت: «پسرم، هر دانه، داستانی برای گفتن دارد. بعضی دانهها به نور زیاد و خاک حاصلخیز نیاز دارند، بعضی دیگر در سایه رشد میکنند و آب کمتری میخواهند. بعضی زود ثمر میدهند و بعضی دیگر سالها طول میکشد تا شکوفا شوند. تو انتظار داری همه دانهها مثل هم رفتار کنند، اما هر کدام دنیایی متفاوت دارند.»
باغبان به دانههای مختلفی اشاره کرد: «این دانه کوچک و سیاه، شاید روزی تبدیل به درختی عظیم شود که سایهاش پناه بسیاری است، اما صبر میخواهد. این گل رنگارنگ، به نور مستقیم خورشید و مراقبت روزانه نیاز دارد تا زیباییاش را نشان دهد. و آن گیاه خشکیده، شاید در فصل دیگری از سال، با کمی باران، جان دوباره بگیرد.»
سپس باغبان ادامه داد: «مردم هم همینطورند. هر کدام استعدادها، نیازها و زمانبندی خاص خودشان را دارند. برخی زود شکوفا میشوند و برخی دیگر در سکوت رشد میکنند تا در زمان مناسب خود را نشان دهند. وظیفه ما این نیست که همه را شبیه هم ببینیم یا انتظار داشته باشیم در یک زمان به ثمر برسند، بلکه باید هر فرد را همانطور که هست بشناسیم، به او فضا و فرصت کافی بدهیم و در زمان مناسب، با صبر و مهربانی از او مراقبت کنیم. همانطور که من با هر دانه به شیوهای متفاوت رفتار میکنم.»
مرد جوان با دقت به حرفهای باغبان گوش داد و متوجه شد که او نه تنها در باغبانی، بلکه در درک طبیعت انسانها نیز تبحر دارد. او فهمید که برای دیدن نتیجه تلاشهایش، باید صبور باشد، تفاوتها را درک کند و به هر دانهی وجودی آدمها، فرصت رشد و شکوفایی بدهد. از آن روز به بعد، او با دیدی بازتر و صبورتر به مردم و تلاشهایشان نگاه کرد و کمکم، دانههای امید در دل او نیز جوانه زدند.
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۱:۵۶
«منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکراندرش مزید نعمت...»
این نخستین پیامی بود که به واسطه تلگراف در ایران مخابره شد.این پیام در روز ۲۷ اسفند سال ۱۲۳۶ هجری شمسی از مدرسه دارالفنون به کاخ ییلاقی ناصرالدین شاه ارسال شد و روزنامه «وقایعاتفاقیه» در شماره ۳۷۲ خود در این روز، رویداد سیمکشی تلگراف در مدرسه دارالفنون و موفقیتآمیز بودن آن را خبر داد.
۹:۳۵
ﺧﺪﺍﯾﺎ ...ﺍﺯ ﺑﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻫﺖ ...ﺍﻣﺎ ﺷﮑﺎﯾﺘﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ ...ﻣﻦ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ ...ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺪﯼ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ...ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ...
#شهید_مصطفی_چمران
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z











https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله






#شهید_مصطفی_چمران
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۶:۴۴
چگونه داستان را بازنویسی کنیم؟
بازنویسی یک مرحله هیجانانگیز و مهم در فرآیند نویسندگی است. بازنویسی اغلب کلید تبدیل یک داستان خوب به یک داستان عالی است.
به طور کلی، فرآیند بازنویسی شامل چند مرحله کلیدی است:
۱. فاصله گرفتن (گرفتن استراحت)قبل از هر چیز، سعی کن برای مدتی از داستانت فاصله بگیری. یک هفته، دو هفته، یا حتی یک ماه. این کار به تو کمک میکند تا با دیدی تازه و نگاهی انتقادیتر به متن نگاه کنی، گویی که خواننده اول هستی، نه نویسنده.
۲. خواندن انتقادی (بخوان و یادداشت کن)وقتی آماده شدی، داستان را از ابتدا تا انتها بخوان. در این مرحله، به جای تمرکز بر غلطهای املایی یا گرامری (که بعداً انجام میشود)، روی ساختار و محتوا تمرکز کن:
شخصیتها: آیا انگیزههای آنها واضح است؟ آیا قوس شخصیتی منطقی است؟
پیرنگ (Plot): آیا گرهافکنیها به اندازه کافی قوی هستند؟ آیا ریتم داستان کند یا تند است؟ آیا نقاط عطف در زمان مناسبی رخ میدهند؟
جهانسازی: آیا قوانین دنیای داستانت ثابت است؟ آیا جزئیات کافی برای باورپذیر کردن آن ارائه دادهای؟
تم و پیام: پیام اصلی داستانت چیست و آیا به طور مؤثر منتقل میشود؟
نکته: در این مرحله فقط یادداشت بردار، کدها را تغییر نده. یک نسخه از یادداشتهایت را نگه دار.
۳. بازنویسی ساختاری (ساختار را تعمیر کن)بر اساس یادداشتهایت، بازنویسی اصلی را شروع کن. این مرحله بزرگترین تغییرات را شامل میشود:
حذف: آیا صحنهای هست که به پیشبرد داستان کمکی نمیکند؟ اگر بله، آن را حذف کن.جابجایی: آیا شروع داستان باید در فصل دیگری باشد؟ آیا باید یک صحنه را به ابتدای داستان منتقل کنی تا خواننده زودتر درگیر شود؟
گسترش/کوتاه کردن: آیا یک بخش نیاز به توضیحات بیشتر دارد؟ آیا بخشی آنقدر طولانی شده که خستهکننده است؟
۴. بازنویسی سطحی (پولیش کردن متن)حالا که ساختار درست شد، نوبت به کلمات و جملات میرسد:
صدا و لحن: آیا صدای راوی در طول داستان ثابت است؟
دیالوگها: آیا مکالمات طبیعی به نظر میرسند و هر شخصیت صدای منحصربهفردی دارد؟نمایش دادن، نه گفتن _ جملاتی مثل "او عصبانی بود" را به "فکش منقبض شد و دستش را روی میز کوبید" تغییر بده.
۵. ویرایش و تصحیح نهاییاین آخرین مرحله است:
ویرایش فنی: بررسی دستور زبان، املا و نشانهگذاری.
خواندن با صدای بلند: بلند خواندن متن به کشف جملات ناهنجار، تکرار کلمات، و ریتم بد کمک شایانی میکند.
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۶:۴۴
اگر وقت نوشتن نداری؛ وقت خوب نوشتن را نخواهی داشت.
استیون کینگ








۶:۴۷
کوله ام را باز کردم؛شناسنامه، مقدار جزئی پول لای شناسنامه، دو کف دست نان خشک، بیسکویت ترد، چند دانه آب نبات، یک قوطی کنسرو لوبیا، یک بطری آب، دو سه ورق قرص، یک دست لباس، چسب زخم، بتادین، گاز استریل، چراغ قوه و سند تک برگ خانه ام.محتویات کوله ام همینها بود.هیچ کدام استفاده نشدند.شناسنامه ام هم مهر وفات نخورده بود.چقدر راحت کل زندگی ام را جمع کرده بودم در یک کوله. آن هم بی هیچ توقعی. ولی چقدر برایم ارزشمند بودند. حواسم خیلی جمع بود، با هر صدای انفجار و صدای جنگنده کوله ام را میگرفتم و کنار یکی از دیوارهای خانه می نشستم تا اگر لازم شد، یا زیر آوار، برای بقا از محتویاتش استفاده کنم، و یا با همان کوله فرار کنم.خانه ام را با سالها کارکردن و هزار جور وام و با قناعت تهیه کرده بودم.لوازم خانه را با هزار جور وسواس خریداری کرده بودم.چقدر ظرف و ظروف دارم.مبل استیل و ناهارخوری میهمان.مبل راحتی و ناهار خوری دم دستی.یک عالمه رختخواب.چقدر وسایل خانه مجهز است، کولر آبی، اسپیلت، پنکه، شومینه، رادیاتور، خدای من چقدر لباس.تلویزیون سالن!، تلویزیون اتاق خواب، باندهای قوی که یکبار هم استفاده نکرده ام.انواع لوازم برقی و...دارم فکر میکنم برای تهیه ی تک تک اینها چقدر زحمت کشیدم. چقدر وقت صرف خریدشان کردم.ولی چقدر زندگی نکرده ام.با همین چقدر زندگی نکرده بودنم، قرار بود همه را ول کنم به امان خدا و با یک کوله بروم برای بقا با سرنوشتی نامعلوم.کاش به جای زنده مانی، زندگی کردن را بلد می بودم.
۱۹:۴۷
از رها کردن نترس!هیچکس نمیتواند چیزی که مال توست را از تو بگیرد؛ و تمام دنیا نمیتوانند؛ چیزی که مال تو نیست را حفظ کنند...
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z











https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله







#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۱:۲۲
#شعر_نو
ارغوان شاخه همخون جدا مانده منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتابی ست هوا؟یا گرفته است هنوز؟من در این گوشه که از دنیا بیرون استآفتابی به سرم نیستاز بهاران خبرم نیست
هوشنگ_ابتهاج
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z











https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله







ارغوان شاخه همخون جدا مانده منآسمان تو چه رنگ است امروز؟آفتابی ست هوا؟یا گرفته است هنوز؟من در این گوشه که از دنیا بیرون استآفتابی به سرم نیستاز بهاران خبرم نیست
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۱:۲۲
#تیکه_کتاب
فاسدترین آدمها کسانی هستند که نادانند اما گمان میکنند همهچیز را میدانند، آنوقت به خودشان اجازه میدهند دیگران را بکشند.
روح آدمِ جنایتکار کور است. درنتیجه نه خوبی واقعی در او وجود دارد، نه عشق پاک، و نه روشنبینی.
برگرفته از کتاب طاعون
آلبر موکا
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z











https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله








روح آدمِ جنایتکار کور است. درنتیجه نه خوبی واقعی در او وجود دارد، نه عشق پاک، و نه روشنبینی.
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۱:۲۲
#غلط_ننویسیم
تفاوت چند تلفظ از کلمه "ملک"
در رادیو و تلویزیون غالباً این کلمه را غلط تلفظ می کنند و مثلا « مَلِک حسین » را « مَلَک حسین» می خوانند.
دلم از وحشت زندان سکندر بگرفترخت بر بندم و تا مُلک سلیمان بروم ( حافظ )
و نیز به معنای « این جهان » است ( در مقابل ملکوت که « عالم مجرّدات » است ):ز مُلک تا ملکوتش حجاب بر گیرندهر آن که خدمت جام جهان نما بکند ( حافظ )
#غلط_ننویسیم
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۱:۲۲
ترامپ گفته بود چند شب پیش که ساعت ۳:۴۰ به وقت ایران نابودتون میکنم
یه شیرازی کامنت زیرش نوشته :اگر بشه به جای بیست دقیقه به چهاریه ربع به پنج بزنمونکه برای نماز صبح هم بیدار بشیم
یه شیرازی کامنت زیرش نوشته :اگر بشه به جای بیست دقیقه به چهاریه ربع به پنج بزنمونکه برای نماز صبح هم بیدار بشیم
۱۱:۲۸
با ذرهبین سرچ میکنم انگار از بابام سوال میکنمسوال و جواب هیچ ربطی بهم ندارن




۲۲:۲۸
#داستان_کوتاه
خواجهاى "غلامش" را ميوهاى داد.
غلام ميوه را گرفت و با "رغبت" تمام میخورد.خواجه، خوردن غلام را میديد و پيش خود گفت: كاشكى "نيمهاى" از آن ميوه را خود میخوردم.بدين رغبت و خوشى كه غلام، ميوه را میخورد، بايد كه "شيرين و مرغوب" باشد.
پس به غلام گفت: "یک نيمه" از آن به من ده كه بس خوش میخورى.غلام نيمهاى از آن ميوه را به خواجه داد؛ اما چون خواجه قدرى از آن ميوه خورد، آن را بسيار "تلخ يافت."
روى در هم كشيد و غلام را "عتاب" كرد كه چنين ميوهاى را بدين تلخى، چون خوش میخورى. غلام گفت: اى خواجه! بس "ميوه شيرين" كه از دست تو گرفتهام و خوردهام.اكنون كه ميوهاى تلخ از دست تو به من رسيده است، چگونه "روى در هم كشم" و باز پس دهم كه شرط "جوانمردى و بندگى" اين نيست.
"صبر" بر اين تلخى اندک، سپاس شيرينیهاى بسيارى است كه از تو ديدهام و خواهم ديد.
"همیشه از خوبی آدمها برای خودت دیوار بساز"* هر وقت در حق تو بدی کردندفقط یک اجر از دیوار بردار بی انصافیست اگر دیوار را خراب کنی !
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۲:۴۰
#غلط_ننویسیم
ناویراسته:من هر روز صبح زود بلند میشم و شروع میکنم به تمرین کردن برای مسابقه ورزشی که قراره هفته دیگه برگزار بشه.
ویراسته:من هر روز صبح زود بلند میشوم و شروع به تمرین کردن برای مسابقه ورزشی میکنم که قرار است هفته آینده برگزار شود.
---
توضیح کوتاه:در نسخه ویراسته، املای صحیح «میشوم»، «میکنم»، «قرار است»، و زمان بندی مناسبتر رعایت شده است. علاوه بر این، ساختار جملات روانتر و رسمیتر شده تا متن بهتر و با کیفیتتر باشد.
#کارگاه_نویسندگی👈ایتا
https://eitaa.com/neveshtar20a_z
https://ble.ir/kargahenevisandegi
#کارگاه_نویسندگی👈 بله
۲۲:۴۰