بسماللهالرحمنالرحیم

نماهنگ یلداترین شب
با نوای : کربلایی علیرضا خلیلیآهنگ ساز : سید محسن هاشمی پورصدابرداران : محمدحسین محسن زاده،حامد دائمیشاعر: فائزه زرافشانتصویر: سعید شیرغلامیتدوین: محمد مهدی دهقانی
کاری از جوانان میبد
❅✾❅┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄❅✾❅
#متن_شعر
زبان حال امیرالمومنین(ع) به حضرت صدیقهی طاهره(س)
بند ۱
کابوس شبامه ، غمی که تو چشیدیکاشکی میدونستم ، تو کوچه چی کشیدیچی اومد سر تو ، که از ما دل بریدیمنم علی(ع) ، یا زهرا(س) ، جوابمو نمیدی؟
تاره چشمات، سوخته موهاتزهرای من، ام الساداتکاش میمردم، من هم باهات
بمون کنارممیدونی من بی تو / کسی ندارمچه کنم از داغت / اگه نبارمسرمو از غمت / به چاه میذارم
زهرا جانم
بند ۲
دستات جون نداره ، فدای زخم بازوتمن واست بمیرم ، چه دردی داره پهلوتمن رو میسوزونه ، کبودیای ابروتچقدر تو درد کشیدی، رمق نداره زانوت
چشمات دریا، چشمات بارونقلبم خونه، چشمام گریونیه کم دیگه، پیشم بمون
بمون همیشهببین از غمت روی / دلم آتیشهمیخوام آروم باشم / ولی نمیشهعلی(ع) دیگه روزای بیکسیشه
زهرا جانم
#شاعر_فائزه_زرافشان
با نوای : کربلایی علیرضا خلیلیآهنگ ساز : سید محسن هاشمی پورصدابرداران : محمدحسین محسن زاده،حامد دائمیشاعر: فائزه زرافشانتصویر: سعید شیرغلامیتدوین: محمد مهدی دهقانی
❅✾❅┄┄┄┄❅✾❅┄┄┄┄❅✾❅
#متن_شعر
زبان حال امیرالمومنین(ع) به حضرت صدیقهی طاهره(س)
بند ۱
کابوس شبامه ، غمی که تو چشیدیکاشکی میدونستم ، تو کوچه چی کشیدیچی اومد سر تو ، که از ما دل بریدیمنم علی(ع) ، یا زهرا(س) ، جوابمو نمیدی؟
تاره چشمات، سوخته موهاتزهرای من، ام الساداتکاش میمردم، من هم باهات
بمون کنارممیدونی من بی تو / کسی ندارمچه کنم از داغت / اگه نبارمسرمو از غمت / به چاه میذارم
زهرا جانم
بند ۲
دستات جون نداره ، فدای زخم بازوتمن واست بمیرم ، چه دردی داره پهلوتمن رو میسوزونه ، کبودیای ابروتچقدر تو درد کشیدی، رمق نداره زانوت
چشمات دریا، چشمات بارونقلبم خونه، چشمام گریونیه کم دیگه، پیشم بمون
بمون همیشهببین از غمت روی / دلم آتیشهمیخوام آروم باشم / ولی نمیشهعلی(ع) دیگه روزای بیکسیشه
زهرا جانم
#شاعر_فائزه_زرافشان
۵:۳۶
#شهید_سید_رضی_موسوی
دیماه! بر جراحت دلها نمک نپاشدیماه! ماه رفتن سردارها نباش
ای بغض تلخ، راه نفس بر گلو مبندای اشک شور، صورت ما را نده خراش
بالابلند مقبرهای دست و پا کنیددر خون تپیده قامت یک نخل خوشتراش
کشتند تا نباشد و خون میکند به پادر رزمگاه سوریه فانوس زخمهاش*خوش بستهاید بار سفر را به کوی دوستما نیز همرکاب شما میشدیم، کاش!
#فائزه_زرافشان
دیماه! بر جراحت دلها نمک نپاشدیماه! ماه رفتن سردارها نباش
ای بغض تلخ، راه نفس بر گلو مبندای اشک شور، صورت ما را نده خراش
بالابلند مقبرهای دست و پا کنیددر خون تپیده قامت یک نخل خوشتراش
کشتند تا نباشد و خون میکند به پادر رزمگاه سوریه فانوس زخمهاش*خوش بستهاید بار سفر را به کوی دوستما نیز همرکاب شما میشدیم، کاش!
#فائزه_زرافشان
۱۵:۰۹
بسم الله الرحمن الرحیم
که پیش است اینچنین در پی میآیند؟کدام آواست گرد وی میآیند؟
تصدق میکنی باز ای وفادار!که خیل حاتمان طی میآیند؟
تو رستاخیزی و مستان چشمتبدون کاسههای می میآیند
کمندت زنده رودی گرد جلفا،... سپاهان اسیر از جی میآیند
هوایت آتش ناپاکسوزی استسیاووشان پاکِ کی میآیند
نه پایانبند فصل نینواها...سرآغازانه روی نی میآیند
عزیزی قحطسال مصر میگفتبرادرهای من پس کی میآیند؟
درختی شعلهور چشمش به راه استشبان و برهها هیهی میآیند
اگر جنس ندا از سنخ وصل است، مناداها چرا با «ای» میآیند؟
#صادق_جمالی
که پیش است اینچنین در پی میآیند؟کدام آواست گرد وی میآیند؟
تصدق میکنی باز ای وفادار!که خیل حاتمان طی میآیند؟
تو رستاخیزی و مستان چشمتبدون کاسههای می میآیند
کمندت زنده رودی گرد جلفا،... سپاهان اسیر از جی میآیند
هوایت آتش ناپاکسوزی استسیاووشان پاکِ کی میآیند
نه پایانبند فصل نینواها...سرآغازانه روی نی میآیند
عزیزی قحطسال مصر میگفتبرادرهای من پس کی میآیند؟
درختی شعلهور چشمش به راه استشبان و برهها هیهی میآیند
اگر جنس ندا از سنخ وصل است، مناداها چرا با «ای» میآیند؟
#صادق_جمالی
۹:۵۳
ماه در محراب، وانشق القمرمردمی در خواب، وانشق القمر
آنِ زلزال زمین آمد مگر؟آسمان بیتاب، وانشق القمر
وقت تعبیر خضاب خون شدهاست؟چهرهای شاداب، وانشق القمر
شد عقیق لخته بر درّ نجفگوهری نایاب، وانشق القمر
چاه با تصویر او خو کرده بودخط خون در آب، وانشق القمر
ای دریغا جزر بی مد از خسوفای بسا مرداب، وانشق القمر
ای بسا خرسندی از ظلمت، بساکرمها شبتاب، وانشق القمر
#صادق_جمالی
آنِ زلزال زمین آمد مگر؟آسمان بیتاب، وانشق القمر
وقت تعبیر خضاب خون شدهاست؟چهرهای شاداب، وانشق القمر
شد عقیق لخته بر درّ نجفگوهری نایاب، وانشق القمر
چاه با تصویر او خو کرده بودخط خون در آب، وانشق القمر
ای دریغا جزر بی مد از خسوفای بسا مرداب، وانشق القمر
ای بسا خرسندی از ظلمت، بساکرمها شبتاب، وانشق القمر
#صادق_جمالی
۱۴:۳۰
یا اسفی علی یوسف!چراگاه به چراگاه،چاه به چاه،بازار به بازار،اول به هیچش میفروشند...و آنقدر صبوری میکنند تا آن روز مبادایی برسد که پیمانه پیمانه رویش سود کنندتا نزولشان به اندازه میلههای دورتادور تو صعود کند
تو واپسین زندان یوسفی!نه!تو یک بهتان بزرگیتو برادری تو حلول دوباره یوسفی!ای آه بر تو!دوباره باید خواندبا چشمانی به سپیدی معنای انتظاربا حزنی فروخوردهبا رنجی به تلخی گوشت برادر!یا اسفی علی غزه!
نابرادرانت، عربیتشان رابسان خون اسرائیل در رگان یهودتا خدایی خود خداتا قدس پرتاب کردهاند...و آنقدر از گرگهای پروار آن مرتع آخر(همانی که یعقوب هنوز لابهلای نسیمش بو میکشد) چریدهاند،و آنقدر زیتونهای گوشتیات را چاشنی پیکر استخوانی کودکانت کردهاندکه معده چهارهضمشان چیزی تا ترکیدن ندارد.
نابرادرانت حساب همه نادیدنی ها را یکی کردهاند غیرتشان را با گوسالهای تاخت زدهاندشاید حسرت چشمانشان برآیدشاید نیستشان هست شودو هستشان، دیدنی
چشمشان روشن!پیراهن تو آن به آن دریده میشوداز پشتاز همانجایی که حالا دیگر غلاف خنجر برادران توست!بوی دود و خونت تا همه کاروانسراهای عالم پیچیده؛همه قافلهها پیراهن چاکچاک تو را به سوغات میبرند،به یغمانه!به چشم روشنی...
#صادق_جمالی#غزه
تو واپسین زندان یوسفی!نه!تو یک بهتان بزرگیتو برادری تو حلول دوباره یوسفی!ای آه بر تو!دوباره باید خواندبا چشمانی به سپیدی معنای انتظاربا حزنی فروخوردهبا رنجی به تلخی گوشت برادر!یا اسفی علی غزه!
نابرادرانت، عربیتشان رابسان خون اسرائیل در رگان یهودتا خدایی خود خداتا قدس پرتاب کردهاند...و آنقدر از گرگهای پروار آن مرتع آخر(همانی که یعقوب هنوز لابهلای نسیمش بو میکشد) چریدهاند،و آنقدر زیتونهای گوشتیات را چاشنی پیکر استخوانی کودکانت کردهاندکه معده چهارهضمشان چیزی تا ترکیدن ندارد.
نابرادرانت حساب همه نادیدنی ها را یکی کردهاند غیرتشان را با گوسالهای تاخت زدهاندشاید حسرت چشمانشان برآیدشاید نیستشان هست شودو هستشان، دیدنی
چشمشان روشن!پیراهن تو آن به آن دریده میشوداز پشتاز همانجایی که حالا دیگر غلاف خنجر برادران توست!بوی دود و خونت تا همه کاروانسراهای عالم پیچیده؛همه قافلهها پیراهن چاکچاک تو را به سوغات میبرند،به یغمانه!به چشم روشنی...
#صادق_جمالی#غزه
۱۱:۰۰
بسم الله الرحمن الرحیم
جانت اگر ز غیبت خورشید بر لب است،برخیز پیش از این همه، برخیز تا شب است
محبوب را به فرصت دیدار وا منهآغوشِ بکرِ باده اگر اصل مطلب است
همراه عزم کاوه اگر همّت علی است،دیگر چه بیم وصلت ضحاک و مرحب است؟
زنجیرۀ مثلث و اهرام توبهتونخجیر هیبت ترک یک مکعب است
لبخند آن زنی که به مغلوبه خیره بودتصویر اقتدار قدمهای زینب است
دیوار ندبهای که گرفتار دیوهاستدر انتظار قارعهٔ باب مندب است
بیچاره آن مترسک پوچی که با کلاغبودش ز بیخ جعلی و بادش به غبغب است
چیزی نمانده قافله! «والله غالبٌ...» سوغات چاه، کودک خورشیدمنسب است
#صادق_جمالی#وعده_صادق
جانت اگر ز غیبت خورشید بر لب است،برخیز پیش از این همه، برخیز تا شب است
محبوب را به فرصت دیدار وا منهآغوشِ بکرِ باده اگر اصل مطلب است
همراه عزم کاوه اگر همّت علی است،دیگر چه بیم وصلت ضحاک و مرحب است؟
زنجیرۀ مثلث و اهرام توبهتونخجیر هیبت ترک یک مکعب است
لبخند آن زنی که به مغلوبه خیره بودتصویر اقتدار قدمهای زینب است
دیوار ندبهای که گرفتار دیوهاستدر انتظار قارعهٔ باب مندب است
بیچاره آن مترسک پوچی که با کلاغبودش ز بیخ جعلی و بادش به غبغب است
چیزی نمانده قافله! «والله غالبٌ...» سوغات چاه، کودک خورشیدمنسب است
#صادق_جمالی#وعده_صادق
۱۱:۲۷
به برج آسمان سوگند و صبر غیرت موعودبه هُرم حفرههای آتشینِ هیزم اخدود
به پایانبندی بازِ حماسه، از همان آغازبه اسرار مگوی دیدگان شاهد و مشهود
به رقص باد و موسیقای بانگ بیرقی پرخشمکه عمر یاوه کم میکرد و عزم کاوه میافزود
به سینِ اورشلیم و آرزوی قلب ابراهیم به نفرین مسیح و لعنت بیپردۀ داوود
به عهد بیسرانجامی که میبستند با یعقوببه افساری که واکردند از گوسالۀ معبود
به وعد صادق شیرانِ روز و راهبان شببه آنِ زایشِ دم، بامداد بومِ خونآلود
به بودِ کشتگان زنده و شاداب مَردستان به دمغ پوچی قدّارههای کاذب نابود
به قطع نبض سنگستان، به وصل قبةالصخرهبه بطن مسجدالاقصی، به بطش حیفه و اشدود
به آواز خدا سوگند و پرواز پریزاداندگر دیوی نخواهد ماند، تلآویوی نخواهد بود
#صادق_جمالی#وعده_صادق
به پایانبندی بازِ حماسه، از همان آغازبه اسرار مگوی دیدگان شاهد و مشهود
به رقص باد و موسیقای بانگ بیرقی پرخشمکه عمر یاوه کم میکرد و عزم کاوه میافزود
به سینِ اورشلیم و آرزوی قلب ابراهیم به نفرین مسیح و لعنت بیپردۀ داوود
به عهد بیسرانجامی که میبستند با یعقوببه افساری که واکردند از گوسالۀ معبود
به وعد صادق شیرانِ روز و راهبان شببه آنِ زایشِ دم، بامداد بومِ خونآلود
به بودِ کشتگان زنده و شاداب مَردستان به دمغ پوچی قدّارههای کاذب نابود
به قطع نبض سنگستان، به وصل قبةالصخرهبه بطن مسجدالاقصی، به بطش حیفه و اشدود
به آواز خدا سوگند و پرواز پریزاداندگر دیوی نخواهد ماند، تلآویوی نخواهد بود
#صادق_جمالی#وعده_صادق
۱۱:۲۹
"هر که شد عاشق حیدر(ع) بدنش میسوزد"مثل زهرا(س) وسط شعله تنش میسوزد
ای صبا این خبر تلخ به کنعان برسانیوسف گمشدهام پیرهنش میسوزد
آن کفنپوش که در خطّ مقدم جا داشتشاد از این بود که روزی کفنش میسوزد
هان بگویید که این کوه و کمر مقتل کیست؟چه خبرهاست که دشت و دمنش میسوزد؟
قسمت این بود نبینیم که ققنوس چه طوربین سرمستی پرپر زدنش میسوزد
هر که سودازدهی عشق حسینبنعلیستسر و پا و دل و دست و دهنش میسوزد
داغداریم و دلافگار، به آن تازهشهیدبسپارید که قلب وطنش میسوزد
#فائزه_زرافشان
ای صبا این خبر تلخ به کنعان برسانیوسف گمشدهام پیرهنش میسوزد
آن کفنپوش که در خطّ مقدم جا داشتشاد از این بود که روزی کفنش میسوزد
هان بگویید که این کوه و کمر مقتل کیست؟چه خبرهاست که دشت و دمنش میسوزد؟
قسمت این بود نبینیم که ققنوس چه طوربین سرمستی پرپر زدنش میسوزد
هر که سودازدهی عشق حسینبنعلیستسر و پا و دل و دست و دهنش میسوزد
داغداریم و دلافگار، به آن تازهشهیدبسپارید که قلب وطنش میسوزد
#فائزه_زرافشان
۱۶:۲۷
میان سبزی آن جنگل هزار درختغم تو بود و هیاهوی بیشمار درخت
تو چکه چکه در آتش شدی و میدیدمکه پابهپای تو میسوخت زار زار درخت
کسی به اشک تو کاری ندارد ای غم سبزببار و بغض خودت را فروگذار درخت
چقدر مه، چه قدر غم، چقدر شبنم سرخببار ابر، ببار آسمان، ببار درخت
چه دیدهای که بهاران سیاه پوشیدیتو سوگوار کهای؟ آی بیقرار درخت
غمت مباد که این باغ زنده میماندنگاه کن به شکوه بنفشهزار، درخت
به برگبرگ تن شعلهپوش تو سوگندکه ایستاده کسی سبز در غبار، درخت
#فائزه_زرافشان
https://eitaa.com/faeze_zarafshan
تو چکه چکه در آتش شدی و میدیدمکه پابهپای تو میسوخت زار زار درخت
کسی به اشک تو کاری ندارد ای غم سبزببار و بغض خودت را فروگذار درخت
چقدر مه، چه قدر غم، چقدر شبنم سرخببار ابر، ببار آسمان، ببار درخت
چه دیدهای که بهاران سیاه پوشیدیتو سوگوار کهای؟ آی بیقرار درخت
غمت مباد که این باغ زنده میماندنگاه کن به شکوه بنفشهزار، درخت
به برگبرگ تن شعلهپوش تو سوگندکه ایستاده کسی سبز در غبار، درخت
#فائزه_زرافشان
https://eitaa.com/faeze_zarafshan
۷:۴۲
رها نکن تنگهی احد رابمان در این کوی و این خیابانکه در کمینند پشت این درهزار جلّاد تیزدندان
رسیده ساعت به وقتِ ماندنبه لحظهی ناب جانفشاندنبچرخ همپای این دقایقبچرخ چون تیغ دور میدان
قسم به حَیَّ عَلَی الصَّلاتتکه سجده بر خون سرخ زیباستقسم به حَیَّ عَلَی الفَلاحَتکه رستگارند لالهپوشان
در این شب آخرالزّمانیمباد در بند خود بمانیخوشا در این سیل غرقه گشتنخوش است اینگونه راهبندان
وطن نگو، مادر تو و منوطن نگو، حلقههای جوشنوطن نه، ناموس مرد جنگلوطن نه، قاموس سربهداران
وطن، درفشِ همیشه بالا؛وطن، سرای رئیسعلیها؛وطن، کمینگاه شرزهشیران؛وطن، قدمگاه گیلهمردان
بگو که از جان عزیزتر کو؟و تیغی از شعر، تیزتر کو؟کیام؟ من آن شاعری که با خوننوشت : "جانم فدای ایران!"
#فائزه_زرافشان
@kargroohesorud
رسیده ساعت به وقتِ ماندنبه لحظهی ناب جانفشاندنبچرخ همپای این دقایقبچرخ چون تیغ دور میدان
قسم به حَیَّ عَلَی الصَّلاتتکه سجده بر خون سرخ زیباستقسم به حَیَّ عَلَی الفَلاحَتکه رستگارند لالهپوشان
در این شب آخرالزّمانیمباد در بند خود بمانیخوشا در این سیل غرقه گشتنخوش است اینگونه راهبندان
وطن نگو، مادر تو و منوطن نگو، حلقههای جوشنوطن نه، ناموس مرد جنگلوطن نه، قاموس سربهداران
وطن، درفشِ همیشه بالا؛وطن، سرای رئیسعلیها؛وطن، کمینگاه شرزهشیران؛وطن، قدمگاه گیلهمردان
بگو که از جان عزیزتر کو؟و تیغی از شعر، تیزتر کو؟کیام؟ من آن شاعری که با خوننوشت : "جانم فدای ایران!"
#فائزه_زرافشان
@kargroohesorud
۲۰:۵۲
ضحی
صبحیم و از خزانهی شب بردمیدهایمآری قسم به شب -شبِ رفته- سپیدهایم
آری قسم، قسم به شب آن دم که رام شدرفتهست رفته رفته شب و ما رسیدهایم
شب بود و شبهه، شایعهی قهر آسماناز هر شهاب، زخم زبانی شنیدهایم
گفتیم: قهر نیست خدا...آشتی ست اوگفتیم: ما که این همه نازش خریدهایم...
ما را به حال خویش نخواهد گذاشت، ماسختیکشیدهایم، یتیمیچشیدهایم
آخر خودش هم از دلمان در میآورددنیا و آنچه را که شنیدیم و دیدهایم
دریا! مزن به سینهی ما دست رد که ماگر قطرهایم از آب وضویی چکیدهایم...
#محمدمهدی_سیار#سورهی_ضحی#شعرِسوره@kargroohesorud
صبحیم و از خزانهی شب بردمیدهایمآری قسم به شب -شبِ رفته- سپیدهایم
آری قسم، قسم به شب آن دم که رام شدرفتهست رفته رفته شب و ما رسیدهایم
شب بود و شبهه، شایعهی قهر آسماناز هر شهاب، زخم زبانی شنیدهایم
گفتیم: قهر نیست خدا...آشتی ست اوگفتیم: ما که این همه نازش خریدهایم...
ما را به حال خویش نخواهد گذاشت، ماسختیکشیدهایم، یتیمیچشیدهایم
آخر خودش هم از دلمان در میآورددنیا و آنچه را که شنیدیم و دیدهایم
دریا! مزن به سینهی ما دست رد که ماگر قطرهایم از آب وضویی چکیدهایم...
۱۴:۰۴
انشراح
گر قطرهایم از آب وضویی چکیدهایمگر ذرّهایم، گِرد عبایی دویدهایم
مثل نسیم، قصهی دلهای تنگ رابا شرح صدر، غنچه به غنچه شنیدهایم
در هم شکست گُردهی گردون و کوه راباری که ما به شانهی زخمی کشیدهایم
آوازهمان به عالم و آدم رسیده استهرچند خود ز عالم و آدم بریدهایم
آسان و سخت عشق، سوا کردنی نبودما نیز مهر و قهر تو در هم خریدهایم
ما را فراغ بال نداد این زمین ولییک چند پلک خواب پریدن که دیدهایم
خوابیست تلخ این قفس تنگ.. این جهانپلکی بهم زنیم از اینجا رهیدهایم...
#محمدمهدی_سیار#سورهی_انشراح#شعرِسوره@kargroohesorud
گر قطرهایم از آب وضویی چکیدهایمگر ذرّهایم، گِرد عبایی دویدهایم
مثل نسیم، قصهی دلهای تنگ رابا شرح صدر، غنچه به غنچه شنیدهایم
در هم شکست گُردهی گردون و کوه راباری که ما به شانهی زخمی کشیدهایم
آوازهمان به عالم و آدم رسیده استهرچند خود ز عالم و آدم بریدهایم
آسان و سخت عشق، سوا کردنی نبودما نیز مهر و قهر تو در هم خریدهایم
ما را فراغ بال نداد این زمین ولییک چند پلک خواب پریدن که دیدهایم
خوابیست تلخ این قفس تنگ.. این جهانپلکی بهم زنیم از اینجا رهیدهایم...
۹:۳۳
هر اسم که پشت آن «شهیدی» باشد
از ریشهی «یاحسین» مشتق شدهاست...
[برای آمدن کلمه شهید پشتِ این اسم آشنا.. زهرا سبعی...]
۱۱:۵۰
پشت سر تابوت، خیابان به خیابانمن بودم و یک عالمه حرف در گوشی...
گفتی که رسیدهست به ما دورِ شهادتحیف است که لاجرعه از این جام ننوشی
هر قدر هم ای آینه، از درد شکستیزنهار! غبار وطنت را نفروشی
آسان نه به دست آمده این موسم میقاتوا حسرت و وا حیف!، اگر سخت نکوشی
فریاد بزن آتش افتاده به جان راغوغا کن و پایان بده به عمر خموشی
"در کرب و بلا بیطرفان، بیشرفانند"باید که در این داغ بجوشی، بخروشی
ظهر است و زمین قتلگه ذبح عظیم استآه ای دل ماتمزده، برخیز! به هوشی؟!
۷:۳۲
این عطر قدوم آفتاب است، بیاظلمتْ دیگر خانهخراب است، بیامیدان میدان فرشته نازل شده استای دل، شب قدر انقلاب است، بیا
#فائزه_زرافشان@kargroohesorud
۱۴:۱۱
فوج فوج انداخته در گوشهانصرِ آیاتش طنین این روزها
از قیامستان خون لالههاخاست روز واپسین این روزها
میدهد هر دم نشان آن روز راآسمانها و زمین این روزها
جایگاه ظالمان را دیدهایقعر چاه سافلین این روزها؟
احسن تقویم دورانها! بخوان:«سورهی زیتون و تین» این روزها
میکند گُل در میان شعلههاعشقهایی آتشین این روزها...
@kargroohesorud
۷:۳۸
بازارسال شده از مدرسه حمد
۸:۰۹
بازارسال شده از ویژهنامه ادبی «خط» 🇮🇷
۱۱:۱۷
کافیست عاشقانه، رجز دست و پا کنیدبذر حماسه میشکفد لب که وا کنید
غمناله را نگاه ندارید در گلواین شروه را میانهی میدان رها کنید
طبعِ لطیف اگر نشود نوحهخوان چه سود؟وقتی بناست شرحِ غم ماجرا کنید
هر چه قریحه خرج سرِ زلف شد بس استاین دین را به موی پریشان ادا کنید
نازکدلی برای همین روزها خوش استیک چند بشکنید، دو چندان دعا کنید
این سو طنین غربت و آن سو هزار چشم...از بیتفاوتان صف خود را جدا کنید
ماهی به نی شکفته که فریاد میزند...هم خود روید، هم همگان را صدا کنید
خون شد، شکست از غم و در خود مچاله شد...فکری به حالِ این دلِ دردآشنا کنید
ای ساکنان قریهی خوشْ آب و رنگ شعروقت قیام آمده، شوری به پا کنید
#فائزه_زرافشان@kargroohesorud
غمناله را نگاه ندارید در گلواین شروه را میانهی میدان رها کنید
طبعِ لطیف اگر نشود نوحهخوان چه سود؟وقتی بناست شرحِ غم ماجرا کنید
هر چه قریحه خرج سرِ زلف شد بس استاین دین را به موی پریشان ادا کنید
نازکدلی برای همین روزها خوش استیک چند بشکنید، دو چندان دعا کنید
این سو طنین غربت و آن سو هزار چشم...از بیتفاوتان صف خود را جدا کنید
ماهی به نی شکفته که فریاد میزند...هم خود روید، هم همگان را صدا کنید
خون شد، شکست از غم و در خود مچاله شد...فکری به حالِ این دلِ دردآشنا کنید
ای ساکنان قریهی خوشْ آب و رنگ شعروقت قیام آمده، شوری به پا کنید
۸:۵۴
۱۲:۰۷