بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
۱۱:۱۵
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
۱۱:۱۵
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
۱۱:۱۵
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
از امام دهم، حضرت علیالنقی الهادی (علیهالسلام) سپاسگزاریم که نرجس خاتون (سلاماللهعلیها) را از بازار بردهفروشان به قیمت خریداری کرد و به عقد فرزندش، امام حسن عسکری (علیهالسلام) درآورد؛ تا مهدی موعود (علیهالسلام) متولد شود و جهان را از عدالت سیراب سازد.






۱۱:۱۵
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
شیر درنده ساحر را بلعیدمتوکل عباسی همواره تلاش داشت امام هادی (علیه السلام) را تحقیر کند و شخصیت و عظمت او را نزد مردم درهم شکند.روزی فردی را به سراغ ساحر شعبدهبازی بینظیر فرستاد که اهل هندوستان و از دشمنان اهلبیت (علیهمالسلام) بهشمار میآمد. متوکل به او هزار دینار طلا داد که حضرت هادی (علیهالسلام) را تحقیر و شرمنده کند.ساحر شعبدهباز نیز قبول کرد و در مجلس مهمانی خلیفه عباسی در کنار حضرت هادی (علیهالسلام) نشست. و قرص نانی را سحر کرد؛ بهگونهای که وقتی حضرت هادی (علیهالسلام) دست مبارک خود را به طرف آن نان دراز کرد؛ نان به هوا پرید. حاضران خندیدند و حضرت را به خیال خامشان تحقیر کردند.در کنار شعبدهباز هندی بالشی قرار داشت که روی آن تصویر شیر دوخته شده بود. امامِ کائنات و صاحب ولایت تکوینی، دست مبارکش را بر آن تصویر نهاد و فرمود: «این فاسق را بگیر!».با اذن الهی و کرامت امام، آن تصویر به شیر درندهای تبدیل شد و در جا ساحر هندی را پاره کرد و بلعید! [جریان مجلس هارون و امام موسی بن جعفر(ع) و امام رضا(ع) و مأمون تکرار شد] و شرکتکنندگان در مجلس مبهوت و متحیر ماندند.متوکل از آن امام درخواست کرد که دستور دهد آن شیر، ساحر هندی را برگرداند. حضرت در پاسخ فرمود: «او را دیگر نخواهی دید. آیا تو دشمنان خدا را بر دوستان او مسلط میکنی!»امام(ع) این جمله را فرمود و مجلس متوکل را ترک گفت.
بحار الانوار، ج 50، ص 144، ح 28؛
کشف الغمّة، ج 2، ص 392؛
تجلیات ولایت، ص 480.






۱۱:۱۵
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
نیروهای مسلّح امام هادی (علیه السلام)امام هادی (علیه السلام) گاه اراده میکرد که از طریق کرامت، قدرت معنوی و ولایت تکوینی امامت خویش را به ستمگران دوران نشان دهد.متوکل عباسی برای تهدید و ارعاب امام هادی (علیه السلام) او را احضار کرد و دستور داد هر یک از سپاهیانش کیسه (و توبره) خود را پر از خاک قرمز کنند و در جای خاصی بریزند.تعداد سپاه او که نود هزار نفر بود، خاکهای کیسههایشان را روی هم ریختند و تلّ بزرگی از خاک را ایجاد کردند. متوکل با امام هادی (علیه السلام) روی آن خاکها قرار گرفتند و سربازان و لشکریان او درحالیکه به سلاح روز مسلح بودند، از برابر آنان رژه رفتند.خلیفه ستمگر عباسی از این طریق میخواست آن حضرت را مرعوب سازد و از قیام علیه خود بازدارد. حضرت برای خُنثینمودن این نقشه، به متوکل رو کرد و فرمود: «آیا میخواهی سربازان و لشکریان مرا ببینی؟»متوکل که احتمال نمیداد حضرتش سرباز و سلاح داشته باشد، یکوقت متوجه شد که میان زمین و آسمان پر از ملائکه مسلح شده، و همگی در برابر آن حضرت آماده اطاعت میباشند. آن ستمگر از دیدن آن همه نیروی رزمی به وحشت افتاد و از ترس غش کرد. چون به هوش آمد، حضرت فرمود: «نَحْنُ لا نُناقِشُکُمْ فِی الدُّنْیا نَحْنُ مُشْتَغِلُونَ بِاَمْرِ الآخِرَةِ فَلا عَلَیْکَ شَیءٌ مِمّا تَظُنُّ؛ ما با شما در دنیایتان مناقشه نمیکنیم [چرا که] ما مشغول امر آخرت هستیم. پس آنچه درباره ما گمان میکنی، درست نیست.»
الخرائج و الجرائح، راوندی، ص 400، شماره 6؛
بحارالانوار، ج 50، ص 146، ح 30؛
اثبات الهداة، حر عاملی، ج 3، ص 374، شماره 41؛
محجة البیضاء، فیض کاشانی، ج 4، ص 317؛
تجلّیات ولایت، ص 479.






۱۱:۱۵
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
صد فرشته نگهبانِ شمشیر به دستابوسعید سهل بن زیاد میگوید: در خانه «ابوالعباس فضل بن احمد بن ادریس» بودیم و صحبت از امام هادی (علیه السلام) به میان آمد. ابوالعباس از پدرش نقل کرد که روزی نزد متوکل رسیدم، او را خشمگین و مضطرب دیدم. او به وزیرش «فتح بن خاقان» با خشم و غضب میگفت: این چه سخنانی است که در مورد این مرد میگویی و مرا از اجرای تصمیم بازمیداری؟ فتح میگفت: یا امیرالمؤمنین! سخن چینها دروغ گفتهاند و تلاش میکرد متوکل را آرام سازد، ولی او آرام نمیگرفت و هر لحظه خشم و غضبش بیشتر میشد تا آنجا که گفت: به خدا سوگند! او را میکشم. او مرتب مردم را علیه من میشوراند و میخواهد فتنهای برپا سازد و چشم طمع به دولت من دارد.آنگاه دستور داد چهار نفر جلاد آماده شوند و به چهار نفر از غلامان خود دستور داد هنگامی که «علی بن محمد» وارد شد، بر او بتازید و با شمشیرهای خود او را قطعهقطعهاش کنید. ناگاه متوجه شدم مأموران، حضرت امام هادی را با وضع نامناسبی به حضور متوکل آوردند. ناگهان چهار غلامی که مأمور به قتل او بودند، به سجده افتادند و دستور متوکل را اجرا نکردند، و خود متوکل نیز از تخت به زیر آمده، عرض کرد: یابن رسول الله! چرا نابهنگام تشریف آوردهاید؟ و مرتب دستها و صورت حضرت را میبوسید! حضرت فرمود: من به اختیار خود نیامدهام، بلکه به دعوت تو آمدهام و پیک تو مرا احضار نموده است.آنگاه متوکل به فتح بن خاقان و دیگران خطاب کرد: مولای من و خودتان را بدرقه کنید! «پیک بد مادر» به دروغ او را احضار کرده است.بعد از آنکه حضرت برگشتند، متوکل رو کرد به جلاّدها که چرا دستور مرا [درباره علی بن محمد] اجرا نکردید؟ جواب دادند: آنگاه که او را وارد ساختید، ناگهان مشاهده کردیم که بیش از یکصد نفر شمشیر به دست دور او را گرفتهاند! از دیدن آنان آنقدر وحشت کردیم که نتوانستیم مأموریت را انجام دهیم.
بحار الانوار، ج 50، ص 155؛
محجّة البیضاء، فیض کاشانی، ج 4، ص 318؛
کشف الغمة، اربلی، ج 2، ص 395؛
تجلّیات ولایت، ص 478







۱۱:۱۵
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
من از ناقه صالح کمتر نیستممتوکل عباسی دستور داد حضرت امام هادی (علیه السلام) در روز تشریفاتی «یوم السلام» همراه با مردم شرکت کند. وزیرش «فتح بن خاقان» مخالف این تصمیم بود، ولی متوکل ستمگر گفت: این کار حتما باید انجام گیرد!سرانجام امام علی النقی (علیه السلام) مجبور شد با پای پیاده در راهپیمایی شرکت کند، درحالیکه متوکل و وزیرش سوار اسب بودند. حضرت در گرمای سوزان عرقریزان درحالیکه انگشتش مجروح شده بود، حرکت میکرد.زرّافه حاجب متوکل میگوید: با اینکه شیعه نبودم، بر حال او رقت کردم و گفتم: از پسر عمویت متوکل غمگین و ناراحت نباش! امام هادی (علیه السلام) به آیه 65 سوره هود اشاره کرده که میفرماید: «تَمَتَّعُوا فی دارِکُمْ ثَلاثَةَ اَیّامٍ ذلِکَ وَعَدٌ غَیْرُ مَکْذُوبٍ»؛ «حضرت صالح (علیه السلام) به آنها گفت: مهلت شما تمام شد! سه روز در خانهتان بهرهمند گردید. این وعدهای است که دروغ نخواهد بود.» و آنگاه فرمود: «من در پیشگاه الهی از ناقه حضرت صالح کم ارزشتر نیستم و شما تا سه روز در این دنیا بگذرانید، وعده خدا را حتمی خواهید یافت.»زرّافه میگوید: در همسایگی من معلم شیعهای بود که من گاهی با او شوخی میکردم. به او گفتم: امام شما چنین میگفت و مثل اینکه ناراحت بود. آن معلم عارف با شنیدن سخنان من گفت: اگر امام هادی (علیه السلام) چنین سخنانی فرموده باشد، متوکل تا سه روز دیگر میمیرد و یا اینکه به قتل میرسد. تو اگر اموالی در خانه او داری، احتیاط کرده، آنها را بیرون ببر!زرافه میگوید: من از شنیدن سخنان او ناراحت شدم و حتی سخنان ناروا به او گفتم و بلافاصله از او جدا شدم؛ ولی بعد، مقداری فکر کردم، دیدم سخنان نابهجا نگفته است، مناسب است احتیاط کنم و اموال خود را از خانه متوکل بیرون ببرم. اگر سخنان معلم راست بود، ضرری نمیکنم و اگر هم حقیقت نداشت، زحمت چندانی متحمل نشدهام. اموالم را بیرون بردم. روز سوم «منتصر» پسر متوکل به پدرش حمله کرد، او و کابینه او را به جهنم و اصل نمود و من به برکت امام هادی (علیه السلام) جان سالم به در بردم و اموالم نیز سالم ماند. آنگاه خدمت امام هادی (علیه السلام) شرفیاب شدم و به ولایت و امامت او اعتقاد پیدا کردم.
امالی الطوسی، ص 276، ح 67؛
امالی الصدوق، ص 276؛
بحار الانوار، ج 59، ص 24، ح 7؛
بلد الامین، کفعمی، ص 27؛
القطرة، ج 1، ص 430






۱۱:۱۵
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
بههمریختن مجلس عیشونوش متوکلبه متوكّل گزارش دادند كه امام هادى(ع) در منزلش نامهها و سلاحهايى دارد كه شيعيان قم برايش فرستادهاند و تصميم دارد بر علیه حكومت تو قيام كند.به دستور متوكّل عدهاى از مأموران شبانه به خانه حضرت هجوم بردند و همهجاى خانه را تفتيش كردند، ولی چيزى نيافتند.آنها امام هادى(ع) را در اتاقى ديدند كه لباس پشمينهاى پوشیده و روى ريگها به عبادت و قرائتقرآن مشغول است.حضرت را با همانحال نزد متوكّل بردند و گفتند: در خانه او چيزى نيافتيم...متوكّل كه مجلس شرابى تشكيل داده بود، آن حضرت را گرامی داشت و بزرگ شمرد و در كنار خود جاى داد و جام شرابی به آن حضرت تعارف كرد.امام(ع) فرمود: سوگند به خدا هرگز گوشت و خونم با چنين چيزى آميخته نشده...متوكّل گفت: پس شعرى برای ما بخوان.امام(ع) اين اشعار تکاندهنده را درباره ثروتمندان و قدرتمندان غافل خواندند:بَاتُوا عَلَىٰ قُلَلِ الْجِبَالِ تَحْرُسُهُمْغُلْبُ الرِّجَالِ فَلَمْ تَنْفَعْهُمُ الْقُلَلُوَاسْتُنْزِلُوا بَعْدَ عِزٍّ عَنْ مَعَاقِلِهِمْفَأُودِعُوا حُفَرًا يَا بِئْسَ مَا نَزَلُوانَادَاهُمْ صَارِخٌ مِنْ بَعْدِ دَفْنِهِمُأَيْنَ الْأَسَاوِرُ وَالتِّيجَانُ وَالْحُلَلُ؟أَيْنَ الْوُجُوهُ الَّتِي كَانَتْ مُنَعَّمَةًمِنْ دُونِهَا تُضْرَبُ الْأَسْتَارُ وَالْكِلَلُ؟قَدْ طَالَ مَا أَكَلُوا دَهْرًا وَمَا شَرِبُوافَأَصْبَحُوا الْيَوْمَ بَعْدَ الْأَكْلِ قَدْ أُكِلُوافَأَجَابَ الْقَبْرُ عَنْهُمْ حِينَ سَأَلَهُمْتِلْكَ الْوُجُوهُ عَلَيْهَا الدُّودُ يَنْتَقِلبر قلههاى كوهها شب را به روز آوردند، درحالىكه مردان نيرومند از آنان پاسدارى میكردند، ولى قلهها نتوانستند آنها را از خطر مرگ نجات دهند.آنان را از جايگاههاى امن خود به پايين كشيده شدند ودر گودیهاى قبر جای دادند، و به چه جايگاه ناپسندى فرود آمدند.و آنگاه كه در گورها دفن شدند، فريادگرى فرياد برآورد: كجاست آن دستبندها و تاجها و لباسهاى فاخر؟!كجاست آن چهرههايى كه در ناز پروريده شدند و بهخاطر آنها پردهها آويختند؟آنها مدت زیادی خوردند و نوشیدند، اما امروز، خودشان خورده شدند.گور بهجاى آنان پاسخ مىدهد: اكنون بر آن چهرهها كرمها راه میروند. آنان روزگارى به خوردن مشغول بودند، ولى اينك خودشان خورده میشوند.متوكّل و حاضران پس از شنیدن اشعار، منقلب شده جام شراب را کنار گذاشته و آنقدر گريستند که صورتشان خيس شد.آنگاه متوكّل امام(ع) را با احترام به منزل بازگرداند.
مروج الذهب مسعودى
۱۱:۱۵
بازارسال شده از محمدرضاآرویی
حج، سفر دلهاست، نه داراییها...
کاروان حج کریمان_آرویی (۴۱۰۳۵)
جهت عضویت در گروه کاروان کریمان در اپلیکیشن بله بر روی لینک زیر کلیک نمائید
@kariman_41035
با کریمان کارها دشوار نیست...
کاروان حج کریمان_آرویی (۴۱۰۳۵)
جهت عضویت در گروه کاروان کریمان در اپلیکیشن بله بر روی لینک زیر کلیک نمائید
@kariman_41035
با کریمان کارها دشوار نیست...
۶:۴۳
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
مادرم فدای ، مادر اباالفضل
حج، سفر دلهاست، نه داراییها...
کاروان حج کریمان_آرویی (۴۱۰۳۵)
جهت عضویت در گروه کاروان کریمان در اپلیکیشن بله بر روی لینک زیر کلیک نمائید
@kariman_41035
با کریمان کارها دشوار نیست...
حج، سفر دلهاست، نه داراییها...
کاروان حج کریمان_آرویی (۴۱۰۳۵)
جهت عضویت در گروه کاروان کریمان در اپلیکیشن بله بر روی لینک زیر کلیک نمائید
@kariman_41035
با کریمان کارها دشوار نیست...
۴:۵۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
۱۵:۵۳
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
امشب از بیت علی بوی گل یاس آمدبوی عشق و ادب و غیرت و احساس آمداشجع النّاس ز صلب شرف الناس آمدجان بگیرید به ایثار که عباس آمد
ولادت با سعادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) و روز جانباز را به کلیه زائرین و خادمین ضیوف الرحمن و اعتاب مقدسه تبریک و تهنیت عرض مینمائیم.
۱۵:۵۳
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
۱۵:۵۳
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
مبروک یا ابا الحسن
هلهله مبروک
کاروان حج کریمان_آرویی (۴۱۰۳۵)
جهت عضویت در گروه کاروان کریمان در اپلیکیشن بله بر روی لینک زیر کلیک نمائید
@kariman_41035
با کریمان کارها دشوار نیست...
کاروان حج کریمان_آرویی (۴۱۰۳۵)
جهت عضویت در گروه کاروان کریمان در اپلیکیشن بله بر روی لینک زیر کلیک نمائید
@kariman_41035
با کریمان کارها دشوار نیست...
۱۶:۰۴
بازارسال شده از کاروان حج ۴۱۰۴۴ آل طاها_سعید آرویی
کلیپ #اختصاصی و ویژه ی #اولین جلسه کاروان ۴۱۰۴۴ آل طاها با زحمت ویژه ی زائر خبرنگار کاروان حج مان، حاج آقای محمدی
مورخ ۳ بهمن ۱۴۰۴
️جهت همراهی در سفر حج تمتع پیش رو و عضویت در کانال کاروان ۴۱۰۴۴ آل طاها_سعید آرویی با ما همراه شوید
@haj41044_ale_taha
مورخ ۳ بهمن ۱۴۰۴
@haj41044_ale_taha
۴:۳۰
بازارسال شده از کاروان حج کریمان(آرویی ۴۱۰۳۵)
آنکس که کند تهدید سید علی ما راویرانه ببینید زود تلاویو و حیفا راعشق است رهبر یاصهیونخیبرخیبرالله الله الله لا اله الا اللهالله الله الله الله اکبر
۷:۰۵