.
۱۰ تا از شناختهشدهترین و بزرگترین کارخانهها/مجموعههای صنعتی ایران:
۱.فولاد مبارکه اصفهان۲.ذوبآهن اصفهان۳.فولاد خوزستان۴.صنایع پتروشیمی خلیج فارس۵.ایرانخودرو۶.مپنا۷.چادرملو۸.فولاد اکسین خوزستان۹.فولاد خراسان۱۰.پتروشیمی زاگرس
@kasra_sanat
۱۰ تا از شناختهشدهترین و بزرگترین کارخانهها/مجموعههای صنعتی ایران:
۱.فولاد مبارکه اصفهان۲.ذوبآهن اصفهان۳.فولاد خوزستان۴.صنایع پتروشیمی خلیج فارس۵.ایرانخودرو۶.مپنا۷.چادرملو۸.فولاد اکسین خوزستان۹.فولاد خراسان۱۰.پتروشیمی زاگرس
@kasra_sanat
۱۹:۰۹
.
فولاد مبارکه اصفهان از بزرگترین غولهای صنعتی ایران است که در سال ۱۳۶۹ تأسیس شد و از سال ۱۳۷۲ به بهرهبرداری رسید. این مجموعه با هدف تولید فولاد خام و انواع ورقهای فولادی راه افتاد و امروز به یکی از ستونهای اصلی صنعت فولاد کشور تبدیل شده است.بخشهای اصلی فولاد مبارکه شامل نواحی آهنسازی، گندلهسازی، احیای مستقیم، فولادسازی، ریختهگری مداوم و نورد گرم و سرد است. به زبان ساده، اینجا سنگآهن را به محصولات فولادی باارزش مثل ورق گرم، ورق سرد و ورق پوششدار تبدیل میکنند.ظرفیت فعلی تولید این مجموعه حدود ۶.۷۵ میلیون تن کلاف گرم و ۱.۷ میلیون تن کلاف سرد در سال است. در گروه فولاد مبارکه هم ظرفیت تولید فولاد خام به بیش از ۱۰.۳ میلیون تن رسیده.از نظر مالکیت، سهامدار اصلی آن ایمیدرو است و در کنار آن سهام عدالت، شرکت توسعه سرمایه رفاه و سایر سهامداران قرار دارند.سرمایه ثبتشده شرکت هم در سالهای اخیر به ۱۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. فولاد مبارکه امروز فقط یک کارخانه نیست؛ یک زنجیره عظیم صنعتی، یک برند ملی و یکی از مهمترین بازیگران اقتصاد ایران است.
@kasra_sanat
فولاد مبارکه اصفهان از بزرگترین غولهای صنعتی ایران است که در سال ۱۳۶۹ تأسیس شد و از سال ۱۳۷۲ به بهرهبرداری رسید. این مجموعه با هدف تولید فولاد خام و انواع ورقهای فولادی راه افتاد و امروز به یکی از ستونهای اصلی صنعت فولاد کشور تبدیل شده است.بخشهای اصلی فولاد مبارکه شامل نواحی آهنسازی، گندلهسازی، احیای مستقیم، فولادسازی، ریختهگری مداوم و نورد گرم و سرد است. به زبان ساده، اینجا سنگآهن را به محصولات فولادی باارزش مثل ورق گرم، ورق سرد و ورق پوششدار تبدیل میکنند.ظرفیت فعلی تولید این مجموعه حدود ۶.۷۵ میلیون تن کلاف گرم و ۱.۷ میلیون تن کلاف سرد در سال است. در گروه فولاد مبارکه هم ظرفیت تولید فولاد خام به بیش از ۱۰.۳ میلیون تن رسیده.از نظر مالکیت، سهامدار اصلی آن ایمیدرو است و در کنار آن سهام عدالت، شرکت توسعه سرمایه رفاه و سایر سهامداران قرار دارند.سرمایه ثبتشده شرکت هم در سالهای اخیر به ۱۵۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. فولاد مبارکه امروز فقط یک کارخانه نیست؛ یک زنجیره عظیم صنعتی، یک برند ملی و یکی از مهمترین بازیگران اقتصاد ایران است.
@kasra_sanat
۱۹:۱۰
.
تفاوت فولاد مبارکه اصفهان با ذوب آهن اصفهان چیه؟
فولاد مبارکه و ذوبآهن اصفهان هر دو غولهای صنعتی اصفهاناند، اما کارشان یکی نیست.- فولاد مبارکه بیشتر «ورق فولادی» تولید میکند:ورق گرم، ورق سرد، گالوانیزه، رنگی، قلعاندود و...یعنی بیشتر خوراک صنایع مختلف مثل خودرو، لوازم خانگی، نفت و گاز و ساختوساز است.- ذوبآهن اصفهان بیشتر «مقاطع فولادی ساختمانی» تولید میکند:تیرآهن، میلگرد، ناودانی، نبشی، ریل و...یعنی بیشتر برای پروژههای عمرانی و ساختمانی شناخته میشود.یک خلاصه خیلی کوتاه:فولاد مبارکه = ورق و محصولات تختذوبآهن = تیرآهن و مقاطع طویلاز نظر قدیمی بودن هم:ذوبآهن قدیمیتر است و به آن «مادر فولاد ایران» هم میگویند.فولاد مبارکه جدیدتر است، اما از نظر ظرفیت تولید، بزرگتر و مدرنتر محسوب میشود.
@kasra_sanat
تفاوت فولاد مبارکه اصفهان با ذوب آهن اصفهان چیه؟
فولاد مبارکه و ذوبآهن اصفهان هر دو غولهای صنعتی اصفهاناند، اما کارشان یکی نیست.- فولاد مبارکه بیشتر «ورق فولادی» تولید میکند:ورق گرم، ورق سرد، گالوانیزه، رنگی، قلعاندود و...یعنی بیشتر خوراک صنایع مختلف مثل خودرو، لوازم خانگی، نفت و گاز و ساختوساز است.- ذوبآهن اصفهان بیشتر «مقاطع فولادی ساختمانی» تولید میکند:تیرآهن، میلگرد، ناودانی، نبشی، ریل و...یعنی بیشتر برای پروژههای عمرانی و ساختمانی شناخته میشود.یک خلاصه خیلی کوتاه:فولاد مبارکه = ورق و محصولات تختذوبآهن = تیرآهن و مقاطع طویلاز نظر قدیمی بودن هم:ذوبآهن قدیمیتر است و به آن «مادر فولاد ایران» هم میگویند.فولاد مبارکه جدیدتر است، اما از نظر ظرفیت تولید، بزرگتر و مدرنتر محسوب میشود.
@kasra_sanat
۱۹:۱۰
.
۱۰ برند از معتبرترین و پیشروترین مجموعههای ایران در حوزههای مختلف صنعتی و تولیدی :۱. مپنا (گروه مپنا): غول مهندسی ایران در ساخت نیروگاه، زیرساختهای ریلی و صنایع نفت و گاز.۲. زر ماکارون: پیشرو در صنایع غذایی و یکی از بزرگترین صادرکنندگان پاستا در منطقه.۳. میهن: برند اول صنایع لبنی و بستنی که شبکه توزیع و تولید عظیمی در سطح کشور دارد.۴. تراکتورسازی ایران (تبریز): نماد قدرت صنعتی در بخش کشاورزی و تولید ماشینآلات سنگین.۵. بارز (گروه صنعتی بارز): بزرگترین و معتبرترین تولیدکننده تایر در ایران با تکنولوژیهای مدرن.۶. گلرنگ (گروه صنعتی گلرنگ): هلدینگ عظیم در صنایع شوینده، آرایشی، بهداشتی و غذایی.۷. اسنوا (گروه صنعتی انتخاب): پرچمدار تولید لوازم خانگی هوشمند و مدرن در ایران.۸. گیتیپسند اصفهان: بزرگترین تولیدکننده لوله و اتصالات و تجهیزات سرمایشی/گرمایشی ساختمان (صنعت تأسیسات).۹. بوتان: قدیمیترین و معتبرترین برند تولید سیستمهای گرمایشی (آبگرمکن و پکیج) در ایران.۱۰. کاله (سولیکو): یکی از نوآورترین برندهای صنایع غذایی ایران که حضور پررنگی در بازارهای جهانی دارد.
@kasra_sanat
۱۰ برند از معتبرترین و پیشروترین مجموعههای ایران در حوزههای مختلف صنعتی و تولیدی :۱. مپنا (گروه مپنا): غول مهندسی ایران در ساخت نیروگاه، زیرساختهای ریلی و صنایع نفت و گاز.۲. زر ماکارون: پیشرو در صنایع غذایی و یکی از بزرگترین صادرکنندگان پاستا در منطقه.۳. میهن: برند اول صنایع لبنی و بستنی که شبکه توزیع و تولید عظیمی در سطح کشور دارد.۴. تراکتورسازی ایران (تبریز): نماد قدرت صنعتی در بخش کشاورزی و تولید ماشینآلات سنگین.۵. بارز (گروه صنعتی بارز): بزرگترین و معتبرترین تولیدکننده تایر در ایران با تکنولوژیهای مدرن.۶. گلرنگ (گروه صنعتی گلرنگ): هلدینگ عظیم در صنایع شوینده، آرایشی، بهداشتی و غذایی.۷. اسنوا (گروه صنعتی انتخاب): پرچمدار تولید لوازم خانگی هوشمند و مدرن در ایران.۸. گیتیپسند اصفهان: بزرگترین تولیدکننده لوله و اتصالات و تجهیزات سرمایشی/گرمایشی ساختمان (صنعت تأسیسات).۹. بوتان: قدیمیترین و معتبرترین برند تولید سیستمهای گرمایشی (آبگرمکن و پکیج) در ایران.۱۰. کاله (سولیکو): یکی از نوآورترین برندهای صنایع غذایی ایران که حضور پررنگی در بازارهای جهانی دارد.
@kasra_sanat
۱۹:۱۰
داستان برند مپنا؛ از یک شرکت کوچک تا غول تکنولوژی ایران!
اگر بخواهیم داستانی از «خودباوری صنعتی» در ایران بگوییم، قطعاً نام مپنا (مدیریت پروژههای نیروگاهی ایران) در صدر لیست قرار میگیرد.###
شروع از کجا بود؟ (تولد یک ایده)داستان مپنا از اوایل دهه ۷۰ شمسی (سال ۱۳۷۱) شروع شد. در آن زمان، ایران برای ساخت نیروگاههای برق کاملاً وابسته به شرکتهای خارجی بود. وزارت نیرو تصمیم گرفت شرکتی تأسیس کند که بتواند مدیریت این پروژههای عظیم را بر عهده بگیرد. در ابتدا مپنا فقط یک واسطه و مدیر پروژه بود؛ یعنی قطعات را از خارج میخرید و نصب میکرد.###
نقطه تحول: وقتی «سازنده» شدندبزرگترین ریسک و موفقیت مپنا زمانی رقم خورد که تصمیم گرفتند به جای واردات، خودشان سازنده شوند. آنها با انتقال تکنولوژی از غولهایی مثل زیمنس آلمان، یاد گرفتند که چطور توربینهای عظیم گازی و بخار را در داخل ایران بسازند.امروز مپنا با شرکتهای تراز اول دنیا مثل جنرال الکتریک و زیمنس رقابت میکند و ایران را به جمع معدود کشورهای صاحب تکنولوژی ساخت توربین در جهان برده است.###
مپنا امروز کجاست؟ (فراتر از برق)دیگر مپنا فقط «برق» نیست. آنها وارد حوزههای استراتژیک دیگری شدهاند:- ریلی: ساخت لوکوموتیوهای پیشرفته (مثل لوکوموتیو ایرانسفیر).- نفت و گاز: حفاری و اجرای پروژههای عظیم پتروشیمی و پالایشگاهی.- خودروهای برقی: طراحی و ساخت اولین ایستگاههای شارژ خودروی برقی در ایران و بومیسازی پیشرانههای الکتریکی.- تجهیزات پزشکی: تولید دستگاههای پیشرفته مثل اکسیژنساز و شتابدهندههای خطی.###
چرا مپنا یک «برند معتبر» است؟چون ثابت کرد که میتوان در دل تحریمها، پیچیدهترین تجهیزات مهندسی جهان (یعنی توربینهای عظیم که مثل ساعت کار میکنند) را تولید کرد. مپنا امروز بیش از ۱۵ هزار کارمند مستقیم و صدها زیرمجموعه دارد و پروژههای بزرگی در کشورهای همسایه و حتی قارههای دیگر اجرا کرده است.
@kasra_sanat
@kasra_sanat
۱۹:۱۰
داستان زندگی مرتضی سلطانی، بنیانگذار گروه صنعتی پژوهشی زر (زرماکارون)، یکی از دراماتیکترین و الهامبخشترین روایتهای «از فرش به عرش رسیدن» در صنعت ایران است.
او نمونه بارز کسی است که از پایینترین نقطه (فقر مطلق) شروع کرد و به قله صنعت غذایی ایران رسید.
### ۱. شروع از زیر صفر (کودکی و سختیها)مرتضی سلطانی در خانوادهای بسیار تنگدست در قلعهچندار (کردان فعلی) به دنیا آمد. او در کودکی پدرش را از دست داد و مادرش با شستن لباسهای مردم هزینههای زندگی را تأمین میکرد. - تصویر تکاندهنده: او تعریف میکند که در کودکی به دلیل نداشتن کفش، پاهایش را با پلاستیک و کش میبست تا بتواند در سرمای زمستان راه برود. - اولین شغل: شاگردی در یک کارگاه کفاشی و واکس زدن کفشها در خیابانها. او حتی مدتی به عنوان کارگر ساختمانی و تخلیه بار فعالیت میکرد.
### ۲. ورود به دنیای صنعت (تغییر مسیر)سلطانی با پسانداز اندک و پشتکار فراوان، ابتدا وارد حوزه ریختهگری شد. او با دقت و هوش سرشارش توانست قطعات صنعتی پیچیدهای تولید کند که تا آن زمان وارداتی بودند. او در سال ۱۳۷۲ شرکت «صنعتی زر» را برای تولید آرد مستقر در هشتگرد تأسیس کرد. این اولین گام جدی او در صنعت غذا بود.
### ۳. تولد امپراتوری زرماکارون (از کجا به کجا)در حالی که بازار ماکارونی ایران در دست برندهای سنتی بود، سلطانی در سال ۱۳۸۴ انقلابی به پا کرد. او با وارد کردن تکنولوژیهای روز دنیا و استفاده از «آرد سمولینا» (که تا آن زمان در ایران رایج نبود)، کیفیت ماکارونی ایران را به سطح جهانی رساند.- تغییر بازی: او ثابت کرد که یک برند ایرانی میتواند در بستهبندی و کیفیت با برندهای ایتالیایی رقابت کند.- توسعه خیرهکننده: او متوقف نشد و بزرگترین پالایشگاه غلات در خوزستان و البرز را راهاندازی کرد (زر فروکتوز) و اخیراً هم وارد صنعت خودرو (زر خودرو) شده است.
### ۴. جایگاه امروزامروز مرتضی سلطانی مدیریت مجموعهای را بر عهده دارد که:- بیش از ۱۰ هزار نفر به صورت مستقیم در آن کار میکنند.- محصولاتش به بیش از ۸۰ کشور جهان صادر میشود.- برنده چندین دوره تندیس طلایی حمایت از حقوق مصرفکننده و صادرکننده نمونه ملی شده است.
مرتضی سلطانی همیشه در مصاحبههایش یک جمله طلایی دارد: «تحریم و محدودیت، بهترین فرصت برای نفوذ در بازارهای غیرممکن است.»@kasra_sanat
او نمونه بارز کسی است که از پایینترین نقطه (فقر مطلق) شروع کرد و به قله صنعت غذایی ایران رسید.
### ۱. شروع از زیر صفر (کودکی و سختیها)مرتضی سلطانی در خانوادهای بسیار تنگدست در قلعهچندار (کردان فعلی) به دنیا آمد. او در کودکی پدرش را از دست داد و مادرش با شستن لباسهای مردم هزینههای زندگی را تأمین میکرد. - تصویر تکاندهنده: او تعریف میکند که در کودکی به دلیل نداشتن کفش، پاهایش را با پلاستیک و کش میبست تا بتواند در سرمای زمستان راه برود. - اولین شغل: شاگردی در یک کارگاه کفاشی و واکس زدن کفشها در خیابانها. او حتی مدتی به عنوان کارگر ساختمانی و تخلیه بار فعالیت میکرد.
### ۲. ورود به دنیای صنعت (تغییر مسیر)سلطانی با پسانداز اندک و پشتکار فراوان، ابتدا وارد حوزه ریختهگری شد. او با دقت و هوش سرشارش توانست قطعات صنعتی پیچیدهای تولید کند که تا آن زمان وارداتی بودند. او در سال ۱۳۷۲ شرکت «صنعتی زر» را برای تولید آرد مستقر در هشتگرد تأسیس کرد. این اولین گام جدی او در صنعت غذا بود.
### ۳. تولد امپراتوری زرماکارون (از کجا به کجا)در حالی که بازار ماکارونی ایران در دست برندهای سنتی بود، سلطانی در سال ۱۳۸۴ انقلابی به پا کرد. او با وارد کردن تکنولوژیهای روز دنیا و استفاده از «آرد سمولینا» (که تا آن زمان در ایران رایج نبود)، کیفیت ماکارونی ایران را به سطح جهانی رساند.- تغییر بازی: او ثابت کرد که یک برند ایرانی میتواند در بستهبندی و کیفیت با برندهای ایتالیایی رقابت کند.- توسعه خیرهکننده: او متوقف نشد و بزرگترین پالایشگاه غلات در خوزستان و البرز را راهاندازی کرد (زر فروکتوز) و اخیراً هم وارد صنعت خودرو (زر خودرو) شده است.
### ۴. جایگاه امروزامروز مرتضی سلطانی مدیریت مجموعهای را بر عهده دارد که:- بیش از ۱۰ هزار نفر به صورت مستقیم در آن کار میکنند.- محصولاتش به بیش از ۸۰ کشور جهان صادر میشود.- برنده چندین دوره تندیس طلایی حمایت از حقوق مصرفکننده و صادرکننده نمونه ملی شده است.
مرتضی سلطانی همیشه در مصاحبههایش یک جمله طلایی دارد: «تحریم و محدودیت، بهترین فرصت برای نفوذ در بازارهای غیرممکن است.»@kasra_sanat
۲۱:۱۲
.
داستان «نخ ارکیده»
۱. مردی که رویاهایش را به هم بافتداستان ما با نام «حسین ابراهیمی»گره خورده است؛ مردی از جنس ممارست و تخصص. سالها پیش، زمانی که چرخهای خیاطی ایران برای چرخیدن محتاج نخهای وارداتی از آلمان و ترکیه بودند، او به یک سوال بزرگ فکر میکرد: «چرا در کشوری با تاریخ غنی نساجی، خیاط ما باید نگران پاره شدن نخ خارجی باشد؟»
۲. شروع از قلب تپنده صنعتاو مسیرش را نه با شعار، بلکه با زیرساخت شروع کرد. ابراهیمی راهی شهر صنعتی البرز در قزوین شد. جایی که صدای دستگاههای صنعتی، موسیقی متن زندگیاش شد. او میدانست که برای رقابت با غولهای جهانی، «خوب بودن» کافی نیست؛ باید «بینقص» بود. پس سرمایهاش را روی پیشرفتهترین ماشینآلات تابندگی و تثبیت حرارتی اروپا گذاشت.
۳. تولد ارکیده؛ ظرافتی در دل فولادنام برند را «ارکیده»گذاشت؛ گلی که نماد شکوه و تکامل است. اما این فقط یک نام فانتزی نبود. او فرمولی را پیدا کرد که در آن، نخهای پلیاستر نه تنها در برابر کششِ وحشتناک چرخهای صنعتی (با ۳۰۰۰ دور در دقیقه) پاره نمیشدند، بلکه در برابر شستشو و آفتاب هم تغییر رنگ نمیدادند.
۴. فتح سنگر به سنگر بازارارکیده ابتدا ساکت و بیصدا وارد کارگاههای کوچک خیاطی شد. خیاطها که به نخهای آلمانی عادت داشتند، با احتیاط به سراغ این برند ایرانی آمدند. اما دیری نپایید که دهانبهدهان چرخید: «ارکیده پارگی ندارد؛ رنگش ثابت است؛ قیمتش منصفانه است.» طولی نکشید که محصولات ابراهیمی از بازار بینالحرمین تهران سر درآورد و جای پای برندهای خارجی را سست کرد.
۵. امروز؛ از قزوین تا آن سوی مرزهاامروز اگر سری به کارخانه عظیم او بزنید، با یک زنجیره تولید روبهرو میشوید که روزانه چندین تُن ثروتِ رنگارنگ تولید میکند. درآمد این مجموعه دیگر به ریال محدود نمیشود؛ صادرات به عراق، افغانستان و کشورهای منطقه، «نخ ارکیده» را به یک ارزآورِ جدی برای صنعت نساجی تبدیل کرده است.
۶. میراثی برای فرداحسین ابراهیمی ثابت کرد که صنعتگر واقعی کسی است که «خلاء»را ببیند و با «کیفیت» آن را پُر کند. او امروز نه فقط صاحب یک کارخانه، بلکه معمارِ استانداردی است که باعث شده هر خیاط ایرانی با افتخار بگوید: «من از نخِ وطنی استفاده میکنم.»
#کسری_صنعت#تحول_صنایع@kasra_sanat
داستان «نخ ارکیده»
۱. مردی که رویاهایش را به هم بافتداستان ما با نام «حسین ابراهیمی»گره خورده است؛ مردی از جنس ممارست و تخصص. سالها پیش، زمانی که چرخهای خیاطی ایران برای چرخیدن محتاج نخهای وارداتی از آلمان و ترکیه بودند، او به یک سوال بزرگ فکر میکرد: «چرا در کشوری با تاریخ غنی نساجی، خیاط ما باید نگران پاره شدن نخ خارجی باشد؟»
۲. شروع از قلب تپنده صنعتاو مسیرش را نه با شعار، بلکه با زیرساخت شروع کرد. ابراهیمی راهی شهر صنعتی البرز در قزوین شد. جایی که صدای دستگاههای صنعتی، موسیقی متن زندگیاش شد. او میدانست که برای رقابت با غولهای جهانی، «خوب بودن» کافی نیست؛ باید «بینقص» بود. پس سرمایهاش را روی پیشرفتهترین ماشینآلات تابندگی و تثبیت حرارتی اروپا گذاشت.
۳. تولد ارکیده؛ ظرافتی در دل فولادنام برند را «ارکیده»گذاشت؛ گلی که نماد شکوه و تکامل است. اما این فقط یک نام فانتزی نبود. او فرمولی را پیدا کرد که در آن، نخهای پلیاستر نه تنها در برابر کششِ وحشتناک چرخهای صنعتی (با ۳۰۰۰ دور در دقیقه) پاره نمیشدند، بلکه در برابر شستشو و آفتاب هم تغییر رنگ نمیدادند.
۴. فتح سنگر به سنگر بازارارکیده ابتدا ساکت و بیصدا وارد کارگاههای کوچک خیاطی شد. خیاطها که به نخهای آلمانی عادت داشتند، با احتیاط به سراغ این برند ایرانی آمدند. اما دیری نپایید که دهانبهدهان چرخید: «ارکیده پارگی ندارد؛ رنگش ثابت است؛ قیمتش منصفانه است.» طولی نکشید که محصولات ابراهیمی از بازار بینالحرمین تهران سر درآورد و جای پای برندهای خارجی را سست کرد.
۵. امروز؛ از قزوین تا آن سوی مرزهاامروز اگر سری به کارخانه عظیم او بزنید، با یک زنجیره تولید روبهرو میشوید که روزانه چندین تُن ثروتِ رنگارنگ تولید میکند. درآمد این مجموعه دیگر به ریال محدود نمیشود؛ صادرات به عراق، افغانستان و کشورهای منطقه، «نخ ارکیده» را به یک ارزآورِ جدی برای صنعت نساجی تبدیل کرده است.
۶. میراثی برای فرداحسین ابراهیمی ثابت کرد که صنعتگر واقعی کسی است که «خلاء»را ببیند و با «کیفیت» آن را پُر کند. او امروز نه فقط صاحب یک کارخانه، بلکه معمارِ استانداردی است که باعث شده هر خیاط ایرانی با افتخار بگوید: «من از نخِ وطنی استفاده میکنم.»
#کسری_صنعت#تحول_صنایع@kasra_sanat
۷:۵۱
.لیست ۱۰ شهرک صنعتی بزرگ و استراتژیک ایران :
به ترتیب وسعت، تعداد واحد فعال و اهمیت اقتصادی
۱. شهرک صنعتی شمسآباد (تهران):- بزرگترین شهرک صنعتی خاورمیانه.- واقع در اتوبان تهران-قم. - بیش از ۲۸۰۰ واحد فعال در زمینههای فلزی، شیمیایی، غذایی و نساجی.
۲. شهرک صنعتی اصفهان (محمودآباد و مورچهخورت):- قطب اصلی سنگ و نساجی ایران. - بیش از ۶۰۰ واحد تولیدی بزرگ. اگر بخواهید با برندهایی مثل «نخ ارکیده» یا غولهای فولادی کار کنید، اینجا مقصد اول است.
۳. شهرک صنعتی جی (اصفهان):- یکی از قدیمیترین و مجهزترین شهرکهای صنعتی مرکز ایران با تمرکز ویژه بر صنایع برق و الکترونیک و کانیهای غیرفلزی.
۴. شهرک صنعتی اشتهارد (البرز):- پایتخت صنایع آرایشی، بهداشتی و شیمیایی ایران. - بیش از ۲۰۰۰ واحد صنعتی دارد و به دلیل معافیتهای مالیاتی، برندهای بزرگی آنجا مستقر هستند.
۵. شهرک صنعتی البرز (قزوین):- یکی از قدیمیترین و منضبطترین شهرکهای صنعتی ایران. - مرکز اصلی صنایع غذایی و تولیدات سلولزی (کاغذ و کارتن) و صنایع پلیمری.
۶. شهرک صنعتی توس (مشهد):- بزرگترین قطب صنعتی شرق کشور. - تمرکز اصلی بر قطعهسازی خودرو و صنایع مواد غذایی. بسیاری از تامینکنندگان ایرانخودرو و سایپا اینجا هستند.
۷. شهرک صنعتی بزرگ شیراز (سلطانآباد):- بزرگترین شهرک صنعتی جنوب ایران. - تمرکز بر صنایع الکترونیک، شیمیایی و متالورژی.
۸. شهرک صنعتی سلیمی (تبریز):- بزرگترین شهرک صنعتی در شمال غرب ایران. - قطب صنایع سنگین، فولاد و مواد غذایی (شیرینی و شکلات). آذربایجان شرقی قلب تپنده تولیدات صادراتی است.
۹.شهرک صنعتی کاوه (ساوه - مرکزی)- یکی از بزرگترین شهرکهای صنعتی ایران با تمرکز بر صنایع شیشه، بلور و صنایع دارویی. به دلیل نزدیکی به تهران و فرودگاه امام، استراتژیک است.
۱۰. شهرک صنعتی اهواز (شماره ۲ و ۳)- مرکز اصلی صنایع سنگین مرتبط با نفت، گاز و پتروشیمی
@kasra_sanat
به ترتیب وسعت، تعداد واحد فعال و اهمیت اقتصادی
۱. شهرک صنعتی شمسآباد (تهران):- بزرگترین شهرک صنعتی خاورمیانه.- واقع در اتوبان تهران-قم. - بیش از ۲۸۰۰ واحد فعال در زمینههای فلزی، شیمیایی، غذایی و نساجی.
۲. شهرک صنعتی اصفهان (محمودآباد و مورچهخورت):- قطب اصلی سنگ و نساجی ایران. - بیش از ۶۰۰ واحد تولیدی بزرگ. اگر بخواهید با برندهایی مثل «نخ ارکیده» یا غولهای فولادی کار کنید، اینجا مقصد اول است.
۳. شهرک صنعتی جی (اصفهان):- یکی از قدیمیترین و مجهزترین شهرکهای صنعتی مرکز ایران با تمرکز ویژه بر صنایع برق و الکترونیک و کانیهای غیرفلزی.
۴. شهرک صنعتی اشتهارد (البرز):- پایتخت صنایع آرایشی، بهداشتی و شیمیایی ایران. - بیش از ۲۰۰۰ واحد صنعتی دارد و به دلیل معافیتهای مالیاتی، برندهای بزرگی آنجا مستقر هستند.
۵. شهرک صنعتی البرز (قزوین):- یکی از قدیمیترین و منضبطترین شهرکهای صنعتی ایران. - مرکز اصلی صنایع غذایی و تولیدات سلولزی (کاغذ و کارتن) و صنایع پلیمری.
۶. شهرک صنعتی توس (مشهد):- بزرگترین قطب صنعتی شرق کشور. - تمرکز اصلی بر قطعهسازی خودرو و صنایع مواد غذایی. بسیاری از تامینکنندگان ایرانخودرو و سایپا اینجا هستند.
۷. شهرک صنعتی بزرگ شیراز (سلطانآباد):- بزرگترین شهرک صنعتی جنوب ایران. - تمرکز بر صنایع الکترونیک، شیمیایی و متالورژی.
۸. شهرک صنعتی سلیمی (تبریز):- بزرگترین شهرک صنعتی در شمال غرب ایران. - قطب صنایع سنگین، فولاد و مواد غذایی (شیرینی و شکلات). آذربایجان شرقی قلب تپنده تولیدات صادراتی است.
۹.شهرک صنعتی کاوه (ساوه - مرکزی)- یکی از بزرگترین شهرکهای صنعتی ایران با تمرکز بر صنایع شیشه، بلور و صنایع دارویی. به دلیل نزدیکی به تهران و فرودگاه امام، استراتژیک است.
۱۰. شهرک صنعتی اهواز (شماره ۲ و ۳)- مرکز اصلی صنایع سنگین مرتبط با نفت، گاز و پتروشیمی
@kasra_sanat
۸:۱۹
.
داستان جذاب دیجی کالا
از یک لنزِ «فیک» تا امپراتوریِ «دیجیکالا»؛ داستانی که با یک شکست شروع شد!
سال ۱۳۸۴ بود؛ برادران محمدی (حمید و سعید) که عاشق عکاسی بودند، تصمیم گرفتند یک دوربین دیجیتال نیمهحرفهای بخرند. آن زمان خبری از خرید آنلاین نبود. آنها بعد از کلی تحقیق در سایتهای خارجی، به خیابان جمهوری رفتند و دوربین محبوبشان را خریدند.
اما وقتی به خانه برگشتند، متوجه یک فاجعه شدند: لنز دوربین دستدوم و تعمیری بود!
این تجربه تلخ، جرقهای در ذهن آنها زد: «چرا سیستمی وجود ندارد که هم اطلاعات درست به مشتری بدهد و هم اصالت کالا را تضمین کند؟»
تولد یک ایده در یک اتاق کوچکآنها با سرمایهای محدود (حدود ۱۰ میلیون تومان) و تنها با ۵ کارمند، در یک آپارتمان کوچک کارشان را شروع کردند. استراتژی آنها ساده اما هوشمندانه بود:۱. تولید محتوای تخصصی و نقد و بررسی دقیق (چیزی که آن زمان نایاب بود).۲. ایجاد اعتماد در بازاری که همه به خرید حضوری عادت داشتند.
درس بزرگ برای کسبوکارهای تکنولوژی:
دیجیکالا ثابت کرد که در دنیای تکنولوژی، «حل کردن یک مشکل شخصی» میتواند تبدیل به یک بیزینس میلیارد دلاری شود. آنها به جای جنگیدن با بازار سنتی، «اعتماد» را فروختند.
بسیاری از برندهای بزرگ ایران، از دل یک «نیاز پاسخداده نشده» بیرون آمدهاند. اگر امروز با مشکلی روبرو هستید که راهحلی برایش نیست، شاید شما نفر بعدی باشید که یک برند بزرگ خلق میکند!
#کسری_صنعت#تحول_صنایع@kasra_sanat
داستان جذاب دیجی کالا
سال ۱۳۸۴ بود؛ برادران محمدی (حمید و سعید) که عاشق عکاسی بودند، تصمیم گرفتند یک دوربین دیجیتال نیمهحرفهای بخرند. آن زمان خبری از خرید آنلاین نبود. آنها بعد از کلی تحقیق در سایتهای خارجی، به خیابان جمهوری رفتند و دوربین محبوبشان را خریدند.
اما وقتی به خانه برگشتند، متوجه یک فاجعه شدند: لنز دوربین دستدوم و تعمیری بود!
این تجربه تلخ، جرقهای در ذهن آنها زد: «چرا سیستمی وجود ندارد که هم اطلاعات درست به مشتری بدهد و هم اصالت کالا را تضمین کند؟»
دیجیکالا ثابت کرد که در دنیای تکنولوژی، «حل کردن یک مشکل شخصی» میتواند تبدیل به یک بیزینس میلیارد دلاری شود. آنها به جای جنگیدن با بازار سنتی، «اعتماد» را فروختند.
بسیاری از برندهای بزرگ ایران، از دل یک «نیاز پاسخداده نشده» بیرون آمدهاند. اگر امروز با مشکلی روبرو هستید که راهحلی برایش نیست، شاید شما نفر بعدی باشید که یک برند بزرگ خلق میکند!
#کسری_صنعت#تحول_صنایع@kasra_sanat
۹:۲۹
.
داستان برند آرایشی بهداشتی سینره
یکی از جذابترین و ریشهدارترین داستانها، متعلق به برند «سینره» (Cinere) است که از یک آزمایشگاه کوچک در یاسوج به بازارهای جهانی رسید.
از قلب طبیعت یاسوج تا ویترینهای بینالمللی: داستان برند «سینره»
تا به حال فکر کردهاید که چطور یک شرکت کوچک در شهری دور از پایتخت، توانست غولهای وارداتی آرایشی را به چالش بکشد؟
نقطه شروع: یک رویا در سال ۱۳۷۶همه چیز از شهر یاسوج شروع شد. در سال ۱۳۷۶، گروهی از متخصصان و داروسازان جوان ایرانی با نام شرکت «دانشبنیان طبیعت زنده»، تصمیمی بزرگ گرفتند. آنها نمیخواستند فقط یک واردکننده باشند؛ هدفشان تولید محصولاتی بود که با پوست و موی ایرانی و اقلیم نیمهخشک ما سازگار باشد.
چرا نام «سینره»نام سینره از گیاهی به همین نام گرفته شده است. تمرکز این تیم از همان ابتدا بر «گیاهدرمانی» و استفاده از عصارههای طبیعی بود. در دورانی که بازار ایران پر از محصولات شیمیایی خارجی بود، سینره با شعار دانش و طبیعت، بر روی محصولات تخصصی مراقبت از پوست و مو تمرکز کرد.
تغییر بازی با دانشبنیان بودنسینره جزء اولینهایی بود که به جای کپیبرداری، سراغ تحقیق و توسعه (R&D) رفت. آنها متوجه شدند که "پوست هر منطقه، نیاز مخصوص به خود را دارد". همین نگاه تخصصی باعث شد که خیلی زود اعتماد پزشکان پوست و مو را جلب کنند و از یک برند محلی به یک برند ملی تبدیل شوند.
افتخارات و جهانی شدنجالب است بدانید که سینره نه تنها در ایران خوش درخشید، بلکه توانست استانداردهای سختگیرانه اروپایی (مثل آکادمی تخصصی فرانسه) را هم دریافت کند و امروز محصولاتش در بسیاری از کشورهای همسایه و حتی اروپایی به فروش میرسد.
سینره به ما یادآوری میکند که برای ساختن یک امپراتوری، لازم نیست حتماً در قلب یک کلانشهر باشید؛ گاهی از میان طبیعت بکرِ شهری مثل یاسوج هم میشود با تکیه بر دانش و کیفیت، مسیری جهانی را آغاز کرد.
@link_sanat
داستان برند آرایشی بهداشتی سینره
یکی از جذابترین و ریشهدارترین داستانها، متعلق به برند «سینره» (Cinere) است که از یک آزمایشگاه کوچک در یاسوج به بازارهای جهانی رسید.
تا به حال فکر کردهاید که چطور یک شرکت کوچک در شهری دور از پایتخت، توانست غولهای وارداتی آرایشی را به چالش بکشد؟
نقطه شروع: یک رویا در سال ۱۳۷۶همه چیز از شهر یاسوج شروع شد. در سال ۱۳۷۶، گروهی از متخصصان و داروسازان جوان ایرانی با نام شرکت «دانشبنیان طبیعت زنده»، تصمیمی بزرگ گرفتند. آنها نمیخواستند فقط یک واردکننده باشند؛ هدفشان تولید محصولاتی بود که با پوست و موی ایرانی و اقلیم نیمهخشک ما سازگار باشد.
چرا نام «سینره»نام سینره از گیاهی به همین نام گرفته شده است. تمرکز این تیم از همان ابتدا بر «گیاهدرمانی» و استفاده از عصارههای طبیعی بود. در دورانی که بازار ایران پر از محصولات شیمیایی خارجی بود، سینره با شعار دانش و طبیعت، بر روی محصولات تخصصی مراقبت از پوست و مو تمرکز کرد.
تغییر بازی با دانشبنیان بودنسینره جزء اولینهایی بود که به جای کپیبرداری، سراغ تحقیق و توسعه (R&D) رفت. آنها متوجه شدند که "پوست هر منطقه، نیاز مخصوص به خود را دارد". همین نگاه تخصصی باعث شد که خیلی زود اعتماد پزشکان پوست و مو را جلب کنند و از یک برند محلی به یک برند ملی تبدیل شوند.
افتخارات و جهانی شدنجالب است بدانید که سینره نه تنها در ایران خوش درخشید، بلکه توانست استانداردهای سختگیرانه اروپایی (مثل آکادمی تخصصی فرانسه) را هم دریافت کند و امروز محصولاتش در بسیاری از کشورهای همسایه و حتی اروپایی به فروش میرسد.
سینره به ما یادآوری میکند که برای ساختن یک امپراتوری، لازم نیست حتماً در قلب یک کلانشهر باشید؛ گاهی از میان طبیعت بکرِ شهری مثل یاسوج هم میشود با تکیه بر دانش و کیفیت، مسیری جهانی را آغاز کرد.
@link_sanat
۱۳:۳۷
داستان شرکت «مانا انرژی پاک» واقعاً الهامبخش است . این شرکت نشاندهنده تغییر مسیر ایران از فروشنده نفت به تولیدکننده تکنولوژیهای پاک است.
از زادگاه بنیانگذار انقلاب تا قطب انرژی پاک ایران: داستان «مانا انرژی»
خیلیها وقتی نام «خمین» را میشنوند، به یاد تاریخ معاصر ایران میافتند. اما امروز در دل کویر این منطقه، اتفاقی در جریان است که آینده اقتصاد و ساختمانسازی ایران را تغییر میدهد. داستان از جایی شروع شد که یک گروه جسور تصمیم گرفتند به جای وارد کردن پنلهای خورشیدی چینی، «دانش» آن را بومیسازی کنند.
۱. شروع یک ایده جسورانه (۱۳۹۶)در حالی که بحران برق در ایران هر سال جدیتر میشد، شرکت «مانا انرژی پاک» در اواخر سال ۱۳۹۶ با یک هدف بزرگ تاسیس شد: تکمیل زنجیره ارزش خورشیدی در ایران. آنها نمیخواستند فقط یک اسمبلکننده باشند، هدفشان تولید از «صفر تا صد» بود.
۲. چرا مانا انرژی در ایران خاص است؟بزرگترین تمایز مانا انرژی با بقیه در این است که آنها فقط پنل نمیسازند. آنها اولین و بزرگترین تولیدکننده «سلول خورشیدی» در غرب آسیا هستند. - بیشتر شرکتها قاب و شیشه را در ایران به هم میبندند، اما مانا انرژی وارد لایههای عمیقتر تکنولوژی شده تا ایران را از واردات سلولهای حساس بینیاز کند.
۳. کارخانهای به وسعت ۴۰ هکتارفکرش را بکنید، یک کارخانه مدرن در زمینی به وسعت ۴۰ هکتار (معادل حدود ۶۰ زمین فوتبال!) در شهرک صنعتی خمین قد برافراشته است. تجهیزات این کارخانه از پیشرفتهترین تکنولوژیهای آلمانی بهره میبرد و ظرفیت تولید سالانه آن به ۵۰۰ مگاوات در فازهای اولیه میرسد.
۴. تاثیر بر بازار ساختمان و صنعتمانا انرژی فقط یک کارخانه نیست؛ آنها تا امروز بیش از ۲۳۰۰ مگاوات پروژه نیروگاهی را در سراسر ایران اجرا کردهاند. از کوچکترین ویلاهای شخصی تا بزرگترین صنایع مادر مثل فولاد و پتروشیمی، امروز با پنلهای «ساخت ایران» این شرکت برقدار میشوند.
داستان مانا انرژی به ما ثابت میکند که حتی در سختترین شرایط تحریم، میتوان با تکیه بر دانش متخصصان داخلی (برق، شیمی، متالورژی و مکانیک)، تکنولوژیای را تولید کرد که تا پیش از این فقط در انحصار غولهایی مثل چین و آلمان بود.
#کسری_صنعت#تحول_صنایع
@kasra_sanat
خیلیها وقتی نام «خمین» را میشنوند، به یاد تاریخ معاصر ایران میافتند. اما امروز در دل کویر این منطقه، اتفاقی در جریان است که آینده اقتصاد و ساختمانسازی ایران را تغییر میدهد. داستان از جایی شروع شد که یک گروه جسور تصمیم گرفتند به جای وارد کردن پنلهای خورشیدی چینی، «دانش» آن را بومیسازی کنند.
۱. شروع یک ایده جسورانه (۱۳۹۶)در حالی که بحران برق در ایران هر سال جدیتر میشد، شرکت «مانا انرژی پاک» در اواخر سال ۱۳۹۶ با یک هدف بزرگ تاسیس شد: تکمیل زنجیره ارزش خورشیدی در ایران. آنها نمیخواستند فقط یک اسمبلکننده باشند، هدفشان تولید از «صفر تا صد» بود.
۲. چرا مانا انرژی در ایران خاص است؟بزرگترین تمایز مانا انرژی با بقیه در این است که آنها فقط پنل نمیسازند. آنها اولین و بزرگترین تولیدکننده «سلول خورشیدی» در غرب آسیا هستند. - بیشتر شرکتها قاب و شیشه را در ایران به هم میبندند، اما مانا انرژی وارد لایههای عمیقتر تکنولوژی شده تا ایران را از واردات سلولهای حساس بینیاز کند.
۳. کارخانهای به وسعت ۴۰ هکتارفکرش را بکنید، یک کارخانه مدرن در زمینی به وسعت ۴۰ هکتار (معادل حدود ۶۰ زمین فوتبال!) در شهرک صنعتی خمین قد برافراشته است. تجهیزات این کارخانه از پیشرفتهترین تکنولوژیهای آلمانی بهره میبرد و ظرفیت تولید سالانه آن به ۵۰۰ مگاوات در فازهای اولیه میرسد.
۴. تاثیر بر بازار ساختمان و صنعتمانا انرژی فقط یک کارخانه نیست؛ آنها تا امروز بیش از ۲۳۰۰ مگاوات پروژه نیروگاهی را در سراسر ایران اجرا کردهاند. از کوچکترین ویلاهای شخصی تا بزرگترین صنایع مادر مثل فولاد و پتروشیمی، امروز با پنلهای «ساخت ایران» این شرکت برقدار میشوند.
داستان مانا انرژی به ما ثابت میکند که حتی در سختترین شرایط تحریم، میتوان با تکیه بر دانش متخصصان داخلی (برق، شیمی، متالورژی و مکانیک)، تکنولوژیای را تولید کرد که تا پیش از این فقط در انحصار غولهایی مثل چین و آلمان بود.
#کسری_صنعت#تحول_صنایع
@kasra_sanat
۱۲:۱۳
.
داستان برند آریا -بات
🦾 ظهور «آریا-بات»: از زیرزمین تا اوج آسمان
همه چیز از یک کارگاه کوچک و نمور در جنوب تهران شروع شد. جایی که سه دانشجوی نخبۀ دانشگاه شریف، به جای مهاجرت، تصمیم گرفتند رویایی را دنبال کنند که همه به آن میخندیدند: «ساخت اولین ربات انساننمای امدادگر ایرانی»
نام تیمشان را گذاشته بودند «آریا-تِک». در سالهای اول، بودجهشان فقط به اندازۀ خرید چند موتور دستدوم و قطعات الکترونیکی ساده بود. بارها شد که شبها را روی صندلیهای پلاستیکی کارگاه خوابیدند تا پروژهای را به نتیجه برسانند، اما هر بار با یک چالش جدید روبرو میشدند؛ یک بار قطعات در گمرک گیر میکرد و بار دیگر، نوسانات برق باعث سوختن بُردهای حساس ربات میشد.
نقطه عطف: زلزلهای که همه چیز را تغییر داددر یک زمستان سرد، وقتی زلزلهای سهمگین یکی از مناطق دورافتاده را لرزاند، تیم آریا-تک تصمیم گرفت نمونه اولیه رباتشان، یعنی «رعد-۱» را به منطقه بفرستد. رعد-۱ ظاهر زیبایی نداشت؛ سیمهایش بیرون بود و بدنهاش خراشیده، اما یک ویژگی خاص داشت: سیستم بینایی هوشمندی که میتوانست علائم حیاتی را از زیر آوار تشخیص دهد.
آن روز، رعد-۱ موفق شد موقعیت دقیق سه نفر را که زیر آوار گرفتار شده بودند شناسایی کند. این خبر مثل بمب در رسانهها صدا کرد. دیگر کسی به آنها نمیخندید.
تولد یک غول صنعتیحالا آریا-تک دیگر آن تیم کوچک زیرزمینی نبود. سرمایهگذاران داخلی به سراغشان آمدند و شرکت بزرگ «پیشران رباتیک آریا» رسماً متولد شد. آنها خط تولید رباتهای بازوی صنعتی را برای کارخانههای خودروسازی راهاندازی کردند تا وابستگی ایران به تکنولوژی خارجی را کم کنند.
امروز که وارد دفتر مرکزی این شرکت در پارک فناوری پردیس میشوید، با فضایی شبیه به فیلمهای علمی-تخیلی روبرو میشوید. رباتهای لجستیک به آرامی در سالنها حرکت میکنند و مهندسان جوان در حال کار روی «رعد-۵» هستند؛ رباتی که قرار است به زودی در ماموریتهای فضایی و اکتشافی به کار گرفته شود.
داستان آریا-تک، داستانِ «نشدنها» نیست؛ داستانِ «ایستادنهاست». آنها ثابت کردند که هوش ایرانی اگر با پشتکار گره بخورد، سختترین فلزات را هم به فرمان خود درمیآورد.
@kasra_sanat
داستان برند آریا -بات
🦾 ظهور «آریا-بات»: از زیرزمین تا اوج آسمان
همه چیز از یک کارگاه کوچک و نمور در جنوب تهران شروع شد. جایی که سه دانشجوی نخبۀ دانشگاه شریف، به جای مهاجرت، تصمیم گرفتند رویایی را دنبال کنند که همه به آن میخندیدند: «ساخت اولین ربات انساننمای امدادگر ایرانی»
نام تیمشان را گذاشته بودند «آریا-تِک». در سالهای اول، بودجهشان فقط به اندازۀ خرید چند موتور دستدوم و قطعات الکترونیکی ساده بود. بارها شد که شبها را روی صندلیهای پلاستیکی کارگاه خوابیدند تا پروژهای را به نتیجه برسانند، اما هر بار با یک چالش جدید روبرو میشدند؛ یک بار قطعات در گمرک گیر میکرد و بار دیگر، نوسانات برق باعث سوختن بُردهای حساس ربات میشد.
نقطه عطف: زلزلهای که همه چیز را تغییر داددر یک زمستان سرد، وقتی زلزلهای سهمگین یکی از مناطق دورافتاده را لرزاند، تیم آریا-تک تصمیم گرفت نمونه اولیه رباتشان، یعنی «رعد-۱» را به منطقه بفرستد. رعد-۱ ظاهر زیبایی نداشت؛ سیمهایش بیرون بود و بدنهاش خراشیده، اما یک ویژگی خاص داشت: سیستم بینایی هوشمندی که میتوانست علائم حیاتی را از زیر آوار تشخیص دهد.
آن روز، رعد-۱ موفق شد موقعیت دقیق سه نفر را که زیر آوار گرفتار شده بودند شناسایی کند. این خبر مثل بمب در رسانهها صدا کرد. دیگر کسی به آنها نمیخندید.
تولد یک غول صنعتیحالا آریا-تک دیگر آن تیم کوچک زیرزمینی نبود. سرمایهگذاران داخلی به سراغشان آمدند و شرکت بزرگ «پیشران رباتیک آریا» رسماً متولد شد. آنها خط تولید رباتهای بازوی صنعتی را برای کارخانههای خودروسازی راهاندازی کردند تا وابستگی ایران به تکنولوژی خارجی را کم کنند.
امروز که وارد دفتر مرکزی این شرکت در پارک فناوری پردیس میشوید، با فضایی شبیه به فیلمهای علمی-تخیلی روبرو میشوید. رباتهای لجستیک به آرامی در سالنها حرکت میکنند و مهندسان جوان در حال کار روی «رعد-۵» هستند؛ رباتی که قرار است به زودی در ماموریتهای فضایی و اکتشافی به کار گرفته شود.
داستان آریا-تک، داستانِ «نشدنها» نیست؛ داستانِ «ایستادنهاست». آنها ثابت کردند که هوش ایرانی اگر با پشتکار گره بخورد، سختترین فلزات را هم به فرمان خود درمیآورد.
@kasra_sanat
۵:۳۷
۲۲:۳۳
@kasra_sanat
۲۲:۵۵
.
داستان برند چادرملو
از دل کویر تا قله صنعت: داستان تولد یک غول!
داستان چادرملو، داستانِ جان گرفتنِ سنگهای سرد در داغترین نقطه ایران است. روایتی از اینکه چطور یک بیابان بیآب و علف، تبدیل به قلب تپنده اقتصاد ایران شد.
شروع ماجرا: کشف یک گنج پنهان (۱۳۱۹)همه چیز از بیش از ۸۰ سال پیش شروع شد. در سال ۱۳۱۹، زمانی که ایران هنوز درگیر ابتداییترین صنایع خود بود، مهندسانی در میان شنهای روان یزد، متوجه ذخایر عظیمی از «طلای سیاه معدنی» یعنی سنگآهن شدند. اما آن زمان نه تکنولوژیاش بود و نه همتی برای استخراج؛ پس این گنج زیر خروارها خاک خوابید.
بیداری غول خفته (دهه ۷۰)تا سالها چادرملو فقط یک نام روی نقشههای زمینشناسی بود. اما در اوایل دهه ۷۰، تصمیمی بزرگ گرفته شد. در حالی که خیلیها معتقد بودند ایجاد یک مجتمع عظیم در فاصله ۱۸۰ کیلومتری از شهر، آن هم در کویری که پرنده پر نمیزند غیرممکن است، کلنگ کارخانه زده شد.
نبرد با تشنگیبزرگترین چالش چادرملو «آب» بود. صنعت فولاد تشنه است و کویر، بخیل! چادرملو یاد گرفت که چطور از دل زمین آب بکشد و بعدها با پروژههای عظیم، حتی آب را از خلیج فارس به قلب کویر بیاورد. این یعنی جنگیدن با طبیعت و پیروز شدن.
- دیروز یک معدن ساده که فقط خاک را جابهجا میکرد تا شاید کمی سنگآهن به بقیه بدهد.- امروز یک امپراتوری صنعتی! چادرملو دیگر فقط معدن نیست؛ حالا خودش گندله میسازد، آهن اسفنجی تولید میکند و در نهایت شمش فولاد صادر میکند. یعنی از «صفر تا صد» زنجیره تولید را خودش در دست دارد.
امروز اگر چادرملو را از صنعت ایران بگیرید، چرخهای بسیاری از کارخانههای فولاد کشور از حرکت میایستد. این برند ثابت کرد که با تخصص و پشتکار، میتوان در جایی که حتی خار هم نمیروید، فولاد رویاند!
@kasra_sanat
داستان برند چادرملو
داستان چادرملو، داستانِ جان گرفتنِ سنگهای سرد در داغترین نقطه ایران است. روایتی از اینکه چطور یک بیابان بیآب و علف، تبدیل به قلب تپنده اقتصاد ایران شد.
- دیروز یک معدن ساده که فقط خاک را جابهجا میکرد تا شاید کمی سنگآهن به بقیه بدهد.- امروز یک امپراتوری صنعتی! چادرملو دیگر فقط معدن نیست؛ حالا خودش گندله میسازد، آهن اسفنجی تولید میکند و در نهایت شمش فولاد صادر میکند. یعنی از «صفر تا صد» زنجیره تولید را خودش در دست دارد.
امروز اگر چادرملو را از صنعت ایران بگیرید، چرخهای بسیاری از کارخانههای فولاد کشور از حرکت میایستد. این برند ثابت کرد که با تخصص و پشتکار، میتوان در جایی که حتی خار هم نمیروید، فولاد رویاند!
@kasra_sanat
۱۹:۳۸
این روزها اخبار مربوط به تغییرات ساختاری و تخریب برخی بخشهای قدیمی در ذوبآهن اصفهان (بزرگترین تولیدکننده فولاد ساختمانی ایران) مورد توجه فعالان بازار قرار گرفته است. اما ماجرا چیست؟
#کسری_صنعت#ذوب_آهن#میلگرد@kasra_sanat
۸:۴۲
بازار در حال بازگشت به ریل منطق است. اگر قصد خرید دارید، منتظر ماندنِ بیش از حد در بازاری که تقاضای خفته در آن زیاد است، میتواند ریسک افزایش قیمت در اثر هجومِ خریداران را به همراه داشته باشد.
#کسری_صنعت#ذوب_آهن#میلگرد@kasra_sanat
۹:۴۷
بازارسال شده از کسری صنعت | قیمت روز میلگرد کارخانه ها
🟧 قیمت روز میلگرد A3. تاریخ: امروز ۱۴۰۵/۱/۲۷
محاسبه قیمت درب کارخانه و به احتساب ارزش افزوده می باشد.
کارخانه ذوب آهن اصفهان میلگرد ۱۴ هر کیلو 80000 میلگرد ۱۶ هر کیلو 76000 میلگرد ۱۸ هر کیلو 72500
کارخانه ظفر بنابمیلگرد ۱۴ هر کیلو 64500میلگرد ۱۶ هر کیلو 64500میلگرد ۱۸ هر کیلو 64500
کارخانه راد همدانمیلگرد ۱۴ هر کیلو 69700میلگرد ۱۶ هر کیلو 69700میلگرد ۱۸ هر کیلو 69700
#کسری_صنعت#تحول_صنایع@kasra_sanat
#کسری_صنعت#تحول_صنایع@kasra_sanat
۱۰:۲۶
شاید فکر کنید میلگرد ۱۴ دو کارخانه مختلف باهم فرقی ندارند و فقط پول برندشان را میگیرند؛ اما تفاوت اصلی در «روش پخت» فولاد است که در ظاهر دیده نمیشود:
۱. میلگرد ترمکس (ارزانتر):
مثل نانی است که رویهاش برشته شده اما داخلش خمیر مانده! در این روش، میلگرد داغ را ناگهانی با آب سرد میکنند. لایهی بیرونی سفت میشود ولی مغز آن نرم میماند. این میلگرد برای ساختمانهای معمولی بد نیست، اما در زلزلههای شدید، آنچنان که باید منعطف نیست.
۲. میلگرد آلیاژی (با کیفیتتر و مطمئنتر):
مثل نانی است که مغزپخت شده! در اینجا با اضافه کردن مواد خاص (مثل وانادیوم) به مواد اولیه، کل میلگرد از مغز تا پوست محکم و یکدست میشود. این میلگرد در برابر لرزش و فشار زلزله، خیلی بهتر عمل میکند و نمیشکند.
روی بدنه میلگرد را نگاه کنید:
- حرف T یعنی روش سرد کردن سریع (ترمکس).
- حرف A یعنی روش اصولی و آلیاژی.
توصیه کسری صنعت:
اگر در جای سردسیر هستید یا ساختمانتان بلند است، حتماً دنبال نوع آلیاژی (A)* باشید. ایمنی ساختمان ارزش این دقتِ کوچک را دارد.
#کسری_صنعت#قیمت_روز_میلگرد#تحول_صنایع@kasra_sanat
۱۳:۲۶