۱۰:۱۸
هو النور
در دومین نیمه شب سال ۱۴۰۳ این رمان مصور مختصر را خواندم و با دیدن جملات آخر سخن آخر آن حسابی به فکر فرو رفتم...
آیا این ولع من برای کتاب خواندن هیچ وقت سیری میپذیرد؟آیا روزی میرسد که آن طور که میخواهم بتوانم وقت بگذارم برای خواندن کتاب؟ آیا اصلا مسیر درستی را در کتاب خواندن انتخاب کردهام؟ آیا این همه کتاب خواندن سودی هم به حالم دارد؟آیا در بهشت (البته اگر مرا راه بدهند) میتوانم کتابخانهای زیبا و پر و پیمان داشته باشم؟
در بهشت چه سبک کتابهایی چاپ میشود؟
و هزاران سوال دیگر...
پ.ن.: اینکه من یک پست دربارهی این کتاب نوشتم لزوما به معنای توصیه برای خواندن و یا تایید محتوای آن نیست! فقط حسم را بعد از خواندن داستان جالب و متفاوتش بیان کردم...
#کتابخانه_سیار_شبانه#آدری_نیفنگر#لیلا_کرد#نشر_کوله_پشتی#کتابخانه_ای_در_بهشت#کتابخانه_بهشتی
در دومین نیمه شب سال ۱۴۰۳ این رمان مصور مختصر را خواندم و با دیدن جملات آخر سخن آخر آن حسابی به فکر فرو رفتم...
آیا این ولع من برای کتاب خواندن هیچ وقت سیری میپذیرد؟آیا روزی میرسد که آن طور که میخواهم بتوانم وقت بگذارم برای خواندن کتاب؟ آیا اصلا مسیر درستی را در کتاب خواندن انتخاب کردهام؟ آیا این همه کتاب خواندن سودی هم به حالم دارد؟آیا در بهشت (البته اگر مرا راه بدهند) میتوانم کتابخانهای زیبا و پر و پیمان داشته باشم؟
پ.ن.: اینکه من یک پست دربارهی این کتاب نوشتم لزوما به معنای توصیه برای خواندن و یا تایید محتوای آن نیست! فقط حسم را بعد از خواندن داستان جالب و متفاوتش بیان کردم...
#کتابخانه_سیار_شبانه#آدری_نیفنگر#لیلا_کرد#نشر_کوله_پشتی#کتابخانه_ای_در_بهشت#کتابخانه_بهشتی
۲۱:۰۹
۲۱:۰۹
هو النور
متن زیر را یکی از دوستان عزیزم در فضای مجازی در گروهی جمعی که مربوط به کتاب است منتشر کرده است!!
چه قدر خوب است وقتی یک ویژگی بارز داشته باشی که باعث شود دوستانت در مواقع خاص یادت بیفتند!!


در ستایش کتاب رو کتاب انبار کردن
من خیلی وقته دیگه عادت به خرید کتاب چاپی ندارم ولی قدیما منم اینطوری بودم که از نمایشگاه با دست خیییلی پر برمیگشتم.
این کتاب دن کیشوت رو وقتی دبیرستانی بودم به قیمت ۴۴ تومان ناقابل
خریدم. تا الان هم که سالها از اون زمان گذشته اصلا سراغش نرفته بودم.
ولی بالاخره روزگار چرخید و شروع کردم به خوندنش! و اینجا به این نتیجه رسیدم که آفرین به خود کتابخر دبیرستانیم
چون الان قیمت این دو جلد حدود ۶۰۰-۷۰۰ تومنه
خواستم بگم واقعا آدم حتی اگه کتابی سالها تو کتابخونهش باشه و سراغش نره نباید فکر کنه خریدش بیهوده بوده، چون وقتی نوبتش شد احتمالا از این کارش خوشحال میشه
البته که الان قیمتها سر به فلک برداشته ولی خب بعید میدونم قرار باشه از اینی که هست کمتر بشه



این متن رو با عشق تقدیم میکنم به دوستم کتابخر اعظم خانوم مرضیه حقخواه
متن زیر را یکی از دوستان عزیزم در فضای مجازی در گروهی جمعی که مربوط به کتاب است منتشر کرده است!!
چه قدر خوب است وقتی یک ویژگی بارز داشته باشی که باعث شود دوستانت در مواقع خاص یادت بیفتند!!
در ستایش کتاب رو کتاب انبار کردن
من خیلی وقته دیگه عادت به خرید کتاب چاپی ندارم ولی قدیما منم اینطوری بودم که از نمایشگاه با دست خیییلی پر برمیگشتم.
این کتاب دن کیشوت رو وقتی دبیرستانی بودم به قیمت ۴۴ تومان ناقابل
ولی بالاخره روزگار چرخید و شروع کردم به خوندنش! و اینجا به این نتیجه رسیدم که آفرین به خود کتابخر دبیرستانیم
خواستم بگم واقعا آدم حتی اگه کتابی سالها تو کتابخونهش باشه و سراغش نره نباید فکر کنه خریدش بیهوده بوده، چون وقتی نوبتش شد احتمالا از این کارش خوشحال میشه
این متن رو با عشق تقدیم میکنم به دوستم کتابخر اعظم خانوم مرضیه حقخواه
۱۹:۰۶
هو النور
فرا رسیدن دههی کرامت که مصادف شده با ایام نمایشگاه کتاب دوستداشتنی را تبریک میگویم.
ما امسال دو غرفه در بخش کودک و نوجوان نمایشگاه کتاب داریم برای مشاوره! یعنی به شما کمک میکنیم بتوانید بهتر کتابهای سبد خریدتان را انتخاب کنید.
آدرس غرفهی ما: بخش کودک و نوجوانسالن جنوبیروبروی نشر ایرانبان (غرفهی ۲۵)غرفهی مشاوره با طعم کتاب
پ.ن.: چند روز است میخواهم بیایم همین دو جمله را بگویم اما وقت نمیشود!!
فرا رسیدن دههی کرامت که مصادف شده با ایام نمایشگاه کتاب دوستداشتنی را تبریک میگویم.
ما امسال دو غرفه در بخش کودک و نوجوان نمایشگاه کتاب داریم برای مشاوره! یعنی به شما کمک میکنیم بتوانید بهتر کتابهای سبد خریدتان را انتخاب کنید.
آدرس غرفهی ما: بخش کودک و نوجوانسالن جنوبیروبروی نشر ایرانبان (غرفهی ۲۵)غرفهی مشاوره با طعم کتاب
پ.ن.: چند روز است میخواهم بیایم همین دو جمله را بگویم اما وقت نمیشود!!
۸:۴۰
هو النور
میخواستم بیایم اینجا از تجربهی زیستهی عجیب و شگفتانگیزم در این ۱۱ روز نمایشگاه کتاب بگویم اما...
ناگهان همه چیز کن فیکون شد. من از همان دیشب متحیر ماندهام. دیشب میدانستم تمام است. همه میگفتند: دعا کنیم! توسل کنیم به صاحب امشب! حتما امام رضا ضامن میشود و نجاتشان میدهد. بله امام رضا خادمش را نجات داد، اما نجاتی که با نظر ما متفاوت بود و ما عکسش را از او میخواستیم!
امروز هر چه کردم نتوانستم بروم سراغ کتابهای نمایشگاه و یا آنها که مدتیست خواندنشان به تعویق افتاده. امروز دلم پر کشید سمت این دو کتاب. درشان آوردم و شروع کردم به خواندن ستاره من ...
تا پای جان برای ایرانچه شعار عجیبی!چه شعار صادقی!من هنوز اشکی نریختهام!ماندهام متحیر!!
#ستاره_من#شهید_رجایی#زهره_یزدان_پناه#شیشه_های_مات#شهید_بهشتی#عزت_الله_الوند#تا_پای_جان_برای_ایران#شهید_رئیسی#سوره_مهر#قهرمانان_انقلاب
میخواستم بیایم اینجا از تجربهی زیستهی عجیب و شگفتانگیزم در این ۱۱ روز نمایشگاه کتاب بگویم اما...
ناگهان همه چیز کن فیکون شد. من از همان دیشب متحیر ماندهام. دیشب میدانستم تمام است. همه میگفتند: دعا کنیم! توسل کنیم به صاحب امشب! حتما امام رضا ضامن میشود و نجاتشان میدهد. بله امام رضا خادمش را نجات داد، اما نجاتی که با نظر ما متفاوت بود و ما عکسش را از او میخواستیم!
امروز هر چه کردم نتوانستم بروم سراغ کتابهای نمایشگاه و یا آنها که مدتیست خواندنشان به تعویق افتاده. امروز دلم پر کشید سمت این دو کتاب. درشان آوردم و شروع کردم به خواندن ستاره من ...
تا پای جان برای ایرانچه شعار عجیبی!چه شعار صادقی!من هنوز اشکی نریختهام!ماندهام متحیر!!
#ستاره_من#شهید_رجایی#زهره_یزدان_پناه#شیشه_های_مات#شهید_بهشتی#عزت_الله_الوند#تا_پای_جان_برای_ایران#شهید_رئیسی#سوره_مهر#قهرمانان_انقلاب
۲۰:۴۹
هو النور
اول تابستان است و باز ذهن همهی ما مادرها درگیر این مساله که چگونه وقت فرزندانمان را با فعالیتهای مفید پر کنیم؟
شرایط هر کس فرق میکند. برخلاف پارسال که شرایطی فراهم بود تا زهرا را به یک پایگاه تابستانه ببرم و سرش حسابی گرم بود، امسال بیشتر اوقات را خانه هستیم. حسین هم بزرگتر شده و باید بتوانم فعالیتهای مفیدی برایش تعریف کنم. از طرفی یک فسقلی به جمعمان اضافه شده که نیاز به توجه و مراقبت دارد.
برای اینکه دچار روزمرگی نشویم و بچهها خودشان را با تلویزیون و بازیهای تبلت خفه نکنند، برنامهای ریختم. ناسلامتی باید از علم و تجربهام برای بچههای خودم هم بهره ببرم نه فقط برای بچههای مردم!

ما روزهای فرد در خانه زنگ کتابخوانی داریم؛ برای سه رده سنی! این زنگ فقط یک قانون دارد: کتابهای خریده شده و خوانده نشده را در اولویت قرار دادهایم؛ باشد که خوانده شوند و از عذاب وجدان من هم کمی کم شود! البته که برای فسقلی از کتابهای قدیمی میخوانیم چرا که او کمتر از آن دو نفر دیگر کتاب جدید دارد!
اول تابستان است و باز ذهن همهی ما مادرها درگیر این مساله که چگونه وقت فرزندانمان را با فعالیتهای مفید پر کنیم؟
شرایط هر کس فرق میکند. برخلاف پارسال که شرایطی فراهم بود تا زهرا را به یک پایگاه تابستانه ببرم و سرش حسابی گرم بود، امسال بیشتر اوقات را خانه هستیم. حسین هم بزرگتر شده و باید بتوانم فعالیتهای مفیدی برایش تعریف کنم. از طرفی یک فسقلی به جمعمان اضافه شده که نیاز به توجه و مراقبت دارد.
برای اینکه دچار روزمرگی نشویم و بچهها خودشان را با تلویزیون و بازیهای تبلت خفه نکنند، برنامهای ریختم. ناسلامتی باید از علم و تجربهام برای بچههای خودم هم بهره ببرم نه فقط برای بچههای مردم!
ما روزهای فرد در خانه زنگ کتابخوانی داریم؛ برای سه رده سنی! این زنگ فقط یک قانون دارد: کتابهای خریده شده و خوانده نشده را در اولویت قرار دادهایم؛ باشد که خوانده شوند و از عذاب وجدان من هم کمی کم شود! البته که برای فسقلی از کتابهای قدیمی میخوانیم چرا که او کمتر از آن دو نفر دیگر کتاب جدید دارد!
۱۱:۰۲
۸:۴۶
هو النور
شما خوشبختید! اینکه مادر و پسری دوش به دوش هم مبارزه میکنند خیلی عالیه! کم اتفاق میافته!
این دو کتاب صوتی را اخیرا به دلایل مختلف و به صورت تقریبا موازی گوش دادم. در عین تمام تفاوتهایی که داشتند احساس میکردم چیزی بینشان مشترک است. دوست داشتم دربارهاش بنویسم. ولی نمیدانستم از کجا شروع کنم.
تا اینکه رسیدم به این جمله. شما خوشبختید! اینکه مادر و پسری دوش به دوش هم مبارزه میکنند خیلی عالیه! کم اتفاق میافته! جملهای که یک مادر درد کشیده که امیدی ندارد پسرش مثل او مبارز بار بیاید به مادرِ قصهی ماکسیم گورکی میگوید. این جمله دقیقا همان چیزی بود که حین خواندن این دو کتاب ذهنم را به خود مشغول کرده بود.
مثل خیلی وقتها که حسی داریم ولی نمیدانیم آن را چگونه بیان کنیم و در یک کتاب یا سخنرانی یا مکالمه آن را میبینیم یا میشنویم و میگوییم: آهان. منظورم همین بود!
این کاراکتر در فصل یکی مانده به آخر دقیقا داشت حرف من را میزد. این واقعا کمال خوشبختیست. این دقیقا مصداق همین آیه است که میفرماید: وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا
#تنها_گریه_کن#شهید_محمد_معماریان#اکرم_اسلامی#مادر#ماکسیم_گورکی#مادرانه#زنانه#روایت#خاطرات#جنگ#جنگ_تحمیلی#رمان_خارجی#رمان_بزرگسال
شما خوشبختید! اینکه مادر و پسری دوش به دوش هم مبارزه میکنند خیلی عالیه! کم اتفاق میافته!
این دو کتاب صوتی را اخیرا به دلایل مختلف و به صورت تقریبا موازی گوش دادم. در عین تمام تفاوتهایی که داشتند احساس میکردم چیزی بینشان مشترک است. دوست داشتم دربارهاش بنویسم. ولی نمیدانستم از کجا شروع کنم.
تا اینکه رسیدم به این جمله. شما خوشبختید! اینکه مادر و پسری دوش به دوش هم مبارزه میکنند خیلی عالیه! کم اتفاق میافته! جملهای که یک مادر درد کشیده که امیدی ندارد پسرش مثل او مبارز بار بیاید به مادرِ قصهی ماکسیم گورکی میگوید. این جمله دقیقا همان چیزی بود که حین خواندن این دو کتاب ذهنم را به خود مشغول کرده بود.
مثل خیلی وقتها که حسی داریم ولی نمیدانیم آن را چگونه بیان کنیم و در یک کتاب یا سخنرانی یا مکالمه آن را میبینیم یا میشنویم و میگوییم: آهان. منظورم همین بود!
این کاراکتر در فصل یکی مانده به آخر دقیقا داشت حرف من را میزد. این واقعا کمال خوشبختیست. این دقیقا مصداق همین آیه است که میفرماید: وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا
#تنها_گریه_کن#شهید_محمد_معماریان#اکرم_اسلامی#مادر#ماکسیم_گورکی#مادرانه#زنانه#روایت#خاطرات#جنگ#جنگ_تحمیلی#رمان_خارجی#رمان_بزرگسال
۱۳:۵۵
منتظر باشید!در طی چند روز آینده میخواهم از یک اتفاق مهم کتابی در کشور برایتان بگویم...از جشنوارهی کتابنوش!!
۱۹:۳۷
الوعده وفاآمدم که برایتان از اختتامیهی جشنوارهی کتابخوانی کتابنوش بگویم. البته دوست داشتم همان موقع که آنجا حضور داشتم، این گزارش را میدادم؛ مثلا به صورت یک سلسله استوری. ولی واقعا به دلیل حجم زیاد کار و مشغله و برو بیا امکانش نبود. این شد که گفتم بعد از اتمام آن سر فرصت این کار را انجام دهم.
۱۰:۴۵
هو النور
جشنوارهی کتابنوش
قسمت اول
جشنواره کتابنوش یک جشنوارهی کتابخوانیست که هر سال در آموزش و پرورش برگزار میشده، اما با اسم دانایی و توانایی . سالهای گذشته هم اسم جشنواره هم لوگوی آن و هم کتابهایی که انتخاب میشده فراتر از دههی شصت پا نگذاشته بود. ولی امسال با همت برخی افراد حاضر در ادارهی آموزش و پرورش کنفیکون شد و در همهی ابعاد فرهنگی اجرایی و اقتصادی تحولی شگرفت در آن به وجود آمد. بعد اجرایی و ... را بگذاریم کنار. کار ما اینجا پرداختن به بعد فرهنگی این جشنواره است.
این جشنواره از سال پیش در جریان بود و برای هر پایه از پیش دبستانی تا یازدهم هفت تا هشت کتاب انتخاب شده بود. بچهها با کمک مدارس این کتابها را خریداری و مطالعه میکردند و در مسابقات مربوط به پایهی خود شرکت میکردند.
مسابقات مقاطع دبستان در همان سطح مدرسه باقی ماند. برای مقاطع دورهی اول و دوم متوسطه اما ما برنامهی مفصلتری تدارک دیدیم. بچهها بعد از خواندن کتابها میتوانستند در سایت مربوطه به سوالات مربوط به هر کتاب جواب دهند و امتیاز کسب کنند. در مرحلهی بعد کنشهایی عملی متناسب با محتوای هر کتاب تعریف شده بود که بچهها میبایست انجام دهند و خروجی فعالیت خود را در سایت بارگذاری نمایند. اختتامیه درواقع اردویی برای گردهمایی برگزیدگان این جشنواره بود.
ادامه دارد...
جشنوارهی کتابنوش
قسمت اول
جشنواره کتابنوش یک جشنوارهی کتابخوانیست که هر سال در آموزش و پرورش برگزار میشده، اما با اسم دانایی و توانایی . سالهای گذشته هم اسم جشنواره هم لوگوی آن و هم کتابهایی که انتخاب میشده فراتر از دههی شصت پا نگذاشته بود. ولی امسال با همت برخی افراد حاضر در ادارهی آموزش و پرورش کنفیکون شد و در همهی ابعاد فرهنگی اجرایی و اقتصادی تحولی شگرفت در آن به وجود آمد. بعد اجرایی و ... را بگذاریم کنار. کار ما اینجا پرداختن به بعد فرهنگی این جشنواره است.
این جشنواره از سال پیش در جریان بود و برای هر پایه از پیش دبستانی تا یازدهم هفت تا هشت کتاب انتخاب شده بود. بچهها با کمک مدارس این کتابها را خریداری و مطالعه میکردند و در مسابقات مربوط به پایهی خود شرکت میکردند.
مسابقات مقاطع دبستان در همان سطح مدرسه باقی ماند. برای مقاطع دورهی اول و دوم متوسطه اما ما برنامهی مفصلتری تدارک دیدیم. بچهها بعد از خواندن کتابها میتوانستند در سایت مربوطه به سوالات مربوط به هر کتاب جواب دهند و امتیاز کسب کنند. در مرحلهی بعد کنشهایی عملی متناسب با محتوای هر کتاب تعریف شده بود که بچهها میبایست انجام دهند و خروجی فعالیت خود را در سایت بارگذاری نمایند. اختتامیه درواقع اردویی برای گردهمایی برگزیدگان این جشنواره بود.
ادامه دارد...
۱۱:۰۳
راستی این هم لینک کانال جشنواره کتابنوش در اپلیکیشن شاد:
میتوانید بروید کلیپها و تصاویر اختتامیه را ببینید.https://shad.ir/ketabnoush
میتوانید بروید کلیپها و تصاویر اختتامیه را ببینید.https://shad.ir/ketabnoush
۱۱:۲۲
هو النور
جشنوارهی کتابنوش
قسمت دوم
حدود ۱۸۰ نفر از بین کسانی که در مقاطع دورهی اول و دوم متوسطه در سایت شرکت کرده بودند، به سوالات جواب داده بودند، کنشهای مرتبط با کتابها را انجام داده بودند و امتیاز بیشتری کسب کرده بودند به اختتامیه دعوت شدند. بچهها میتوانستند بیشتر از یک کتاب بخوانند و به هر تعدادی که میخواندند و در فعالیتهایش شرکت میکردند امتیاز بیشتری هم کسب میکردند.
سپس یک تیم خیلی خلاق و کاردرست چندین هفته تلاش کردند و ایدهپردازی نمودند تا هرچه بیشتر فضای اختتامیه را که قرار بود به صورت یک اردوی چند روزه در شهرکرد برگزار شود، مرتبط کنند با کتاب، فعالیت گروهی و چالشهای جذاب.
این رویداد به شکلی که امسال و در این چند روز برگزار شد زمین تا آسمان با رویداد سال گذشته فرق داشت. همین قدر بدانید که رویدادی که سال پیش به دهه شصتی ترین شکل ممکن برگزار شده بود امسال خیلی شیک و مدرن و حتی مجهز به اپلیکیشن و هشتگ و ... بود. جلوتر که برویم بیشتر توضیح میدهم...
ادامه دارد...
جشنوارهی کتابنوش
قسمت دوم
حدود ۱۸۰ نفر از بین کسانی که در مقاطع دورهی اول و دوم متوسطه در سایت شرکت کرده بودند، به سوالات جواب داده بودند، کنشهای مرتبط با کتابها را انجام داده بودند و امتیاز بیشتری کسب کرده بودند به اختتامیه دعوت شدند. بچهها میتوانستند بیشتر از یک کتاب بخوانند و به هر تعدادی که میخواندند و در فعالیتهایش شرکت میکردند امتیاز بیشتری هم کسب میکردند.
سپس یک تیم خیلی خلاق و کاردرست چندین هفته تلاش کردند و ایدهپردازی نمودند تا هرچه بیشتر فضای اختتامیه را که قرار بود به صورت یک اردوی چند روزه در شهرکرد برگزار شود، مرتبط کنند با کتاب، فعالیت گروهی و چالشهای جذاب.
این رویداد به شکلی که امسال و در این چند روز برگزار شد زمین تا آسمان با رویداد سال گذشته فرق داشت. همین قدر بدانید که رویدادی که سال پیش به دهه شصتی ترین شکل ممکن برگزار شده بود امسال خیلی شیک و مدرن و حتی مجهز به اپلیکیشن و هشتگ و ... بود. جلوتر که برویم بیشتر توضیح میدهم...
ادامه دارد...
۲۱:۳۹
هو النور
جشنوارهی کتابنوش
قسمت سوم
ارقام پست قبل را اشتباه گفتم. تعداد شرکتکنندهها تقریبا دو برابر این است. اما اردوی دخترها و پسرها جداست و من فقط آمار دخترها را دادم. حالا در این چند روز اردوی پسرانه در حال برگزاریست و امروز پسرهای شرکت کننده از همهی استانها به شهرکرد رفتند. همین الان که من دارم این پست را مینویسم احتمالا پسرها در خوابگاهشان در اردوگاه شهدای دانشآموز شهرکرد از هیجان خواب ندارند تا فردا شود و ببینند قرار است در این اردو چه چالشهایی را پشت سر بگذارند.
گفتم چالش. بگذارید بروم سراغ اصل مطلبی که میخواستم برایتان تعریف کنم. چالشها!! اصلا هدف از گردهمایی برگزیدگان این جشنواره در یک جا چه بود؟ برگزاری یک رویداد با کلی چالش جذاب کتابی و نویسندگی برای یک سری نوجوان کتابخوار و کتابنوش!!
در بدو ورورد و پذیرش، بچهها به گروههای ۶ نفره تقسیم شدند و به تصادف یک حیوان (یار دوازدهم) به آنها تعلق گرفت. اینکه چرا اسمش یار دوازدهم بود و نه یار هفتم برای من کمی عجیب بود. بعد متوجه شدم یک ربطهایی به فوتبال دارد و از آن اقتباس شده! (من از فوتبال هیچ سررشتهای ندارم!)
دو چالش مهم این رویداد این بود که اولا بچهها بتوانند تا آخر روز سوم یار دوازدهم خود را سالم نگه دارند، دوم اینکه برای تمرین نویسندگی خلاق باید از زبان حیوان گروه خود، اتفاقات مختلف رویداد را روایت میکردند و روایتشان را با هشتگ یار دوازدهم در سایت ویراستی منتشر میکردند. بعضی از متنها واقعا زیبا بودند و بعضیها طنز خیلی جذابی داشتند. برای دیدن آنها میتوانید به ویراستی سر بزنید و #یار_دوازدهم را جستجو کنید. در پستهای بعد دربارهی چالشهای دیگر هم خواهم گفت...
ادامه دارد...
جشنوارهی کتابنوش
قسمت سوم
ارقام پست قبل را اشتباه گفتم. تعداد شرکتکنندهها تقریبا دو برابر این است. اما اردوی دخترها و پسرها جداست و من فقط آمار دخترها را دادم. حالا در این چند روز اردوی پسرانه در حال برگزاریست و امروز پسرهای شرکت کننده از همهی استانها به شهرکرد رفتند. همین الان که من دارم این پست را مینویسم احتمالا پسرها در خوابگاهشان در اردوگاه شهدای دانشآموز شهرکرد از هیجان خواب ندارند تا فردا شود و ببینند قرار است در این اردو چه چالشهایی را پشت سر بگذارند.
گفتم چالش. بگذارید بروم سراغ اصل مطلبی که میخواستم برایتان تعریف کنم. چالشها!! اصلا هدف از گردهمایی برگزیدگان این جشنواره در یک جا چه بود؟ برگزاری یک رویداد با کلی چالش جذاب کتابی و نویسندگی برای یک سری نوجوان کتابخوار و کتابنوش!!
در بدو ورورد و پذیرش، بچهها به گروههای ۶ نفره تقسیم شدند و به تصادف یک حیوان (یار دوازدهم) به آنها تعلق گرفت. اینکه چرا اسمش یار دوازدهم بود و نه یار هفتم برای من کمی عجیب بود. بعد متوجه شدم یک ربطهایی به فوتبال دارد و از آن اقتباس شده! (من از فوتبال هیچ سررشتهای ندارم!)
دو چالش مهم این رویداد این بود که اولا بچهها بتوانند تا آخر روز سوم یار دوازدهم خود را سالم نگه دارند، دوم اینکه برای تمرین نویسندگی خلاق باید از زبان حیوان گروه خود، اتفاقات مختلف رویداد را روایت میکردند و روایتشان را با هشتگ یار دوازدهم در سایت ویراستی منتشر میکردند. بعضی از متنها واقعا زیبا بودند و بعضیها طنز خیلی جذابی داشتند. برای دیدن آنها میتوانید به ویراستی سر بزنید و #یار_دوازدهم را جستجو کنید. در پستهای بعد دربارهی چالشهای دیگر هم خواهم گفت...
ادامه دارد...
۲۰:۰۴
هو النور
جشنوارهی کتابنوش
قسمت چهارم
با کمی تاخیر ادامهی رویداد را برایتان تعریف میکنم. چون من حالا مثل تمام دانشآموزانی که در رویداد شرکت کردند یک سفیر کتابنوش هستم و قرار است از افراد بیشتری برای شرکت در جشنوارهی کتابنوش سال بعد دعوت کنم.
تا اینجا گفته بودم که بچههای برگزیده جمع شده بودند تا در این رویداد به چالشها و فعالیتهایی بپردازند که هم مستقیم یا غیرمستقیم با کتاب مرتبط بود، هم مهارتهای مختلف آنها را در زمینهی نوشتن و سخنوری و فعالیتهای جمعی گسترش و پرورش میداد و هم در حین انجام فعالیتها به آنها حسابی خوش میگذشت.
فعالیتها طوری چیده شده بودند که بچهها ۴۰ ساعت فرصت داشته باشند آنها را انجام دهند و همزمان گروه داوری جشنواره به داوری فعالیتهای گروههای مختلف میپرداخت و هر از چند ساعت امتیازها به صورت عمومی در سالن اعلام میشد. یادم رفت بگویم که اپلیکیشنی برای حضور در رویداد طراحی شده بود که بچهها باید آن را روی گوشی خود نصب میکردند و جواب چالشها را در آن ارسال میکردند تا مورد داوری قرار بگیرد.
یک رادیو کتابنوش هم داشتیم که به صورت دائم برنامه پخش میکرد و توضیحاتی دربارهی روند برگزاری رویداد و مهمانهای دعوت شده و ... میداد. یکی از چالشها هم اتفاقا معرفی کتاب در رادیو کتابنوش بود که بچهها میرفتند پشت میکروفون رادیو و دربارهی کتاب انتخابی خود حرف میزدند و نظرشان را راجع به آن برای مخاطبین رادیو میگفتند.
چالش دیگر، که خیلی هم جذاب بود و هیجانی، چالش تولید کتاب صوتی بود. بچهها گرچه در تیمهای مختلف با هم در رقابت بودند، اما کلشان باهم در این ۴۰ ساعت یک کتاب حدودا ۶۰۰ صفحهای را صوتی کردند. میپرسید چگونه؟ برایتان میگویم! هر فرد میتوانست درخواست صفحهای مشخص از کتاب را در سامانه ثبت کند و آن صفحه را بخواند و صدایش را ضبط و بارگذاری کند. صفحهها تکراری نبود و هر صفحهای که خوانده میشد از فهرست درخواستها حذف میشد. این نوع طراحی، رقابت و همکاری را در بین گروهها به طور همزمان ایجاد میکرد. به این صورت که هر گروهی صفحات بیشتری میخواند امتیاز بیشتری کسب میکرد و هر گروهی عقب میماند دیگر ممکن بود از دریافت صفحهها باز بماند و صفحهها تمام شوند. ولی در عین حال تمام گروهها باهم کل این کتاب را در این ۴۰ ساعت صوتی کردند! حالا حدس بزنید کتاب انتخابی چه بود؟ ترجمهی خواندنی علی ملکی از قرآن کریم!
ادامه دارد...
جشنوارهی کتابنوش
قسمت چهارم
با کمی تاخیر ادامهی رویداد را برایتان تعریف میکنم. چون من حالا مثل تمام دانشآموزانی که در رویداد شرکت کردند یک سفیر کتابنوش هستم و قرار است از افراد بیشتری برای شرکت در جشنوارهی کتابنوش سال بعد دعوت کنم.
تا اینجا گفته بودم که بچههای برگزیده جمع شده بودند تا در این رویداد به چالشها و فعالیتهایی بپردازند که هم مستقیم یا غیرمستقیم با کتاب مرتبط بود، هم مهارتهای مختلف آنها را در زمینهی نوشتن و سخنوری و فعالیتهای جمعی گسترش و پرورش میداد و هم در حین انجام فعالیتها به آنها حسابی خوش میگذشت.
فعالیتها طوری چیده شده بودند که بچهها ۴۰ ساعت فرصت داشته باشند آنها را انجام دهند و همزمان گروه داوری جشنواره به داوری فعالیتهای گروههای مختلف میپرداخت و هر از چند ساعت امتیازها به صورت عمومی در سالن اعلام میشد. یادم رفت بگویم که اپلیکیشنی برای حضور در رویداد طراحی شده بود که بچهها باید آن را روی گوشی خود نصب میکردند و جواب چالشها را در آن ارسال میکردند تا مورد داوری قرار بگیرد.
یک رادیو کتابنوش هم داشتیم که به صورت دائم برنامه پخش میکرد و توضیحاتی دربارهی روند برگزاری رویداد و مهمانهای دعوت شده و ... میداد. یکی از چالشها هم اتفاقا معرفی کتاب در رادیو کتابنوش بود که بچهها میرفتند پشت میکروفون رادیو و دربارهی کتاب انتخابی خود حرف میزدند و نظرشان را راجع به آن برای مخاطبین رادیو میگفتند.
چالش دیگر، که خیلی هم جذاب بود و هیجانی، چالش تولید کتاب صوتی بود. بچهها گرچه در تیمهای مختلف با هم در رقابت بودند، اما کلشان باهم در این ۴۰ ساعت یک کتاب حدودا ۶۰۰ صفحهای را صوتی کردند. میپرسید چگونه؟ برایتان میگویم! هر فرد میتوانست درخواست صفحهای مشخص از کتاب را در سامانه ثبت کند و آن صفحه را بخواند و صدایش را ضبط و بارگذاری کند. صفحهها تکراری نبود و هر صفحهای که خوانده میشد از فهرست درخواستها حذف میشد. این نوع طراحی، رقابت و همکاری را در بین گروهها به طور همزمان ایجاد میکرد. به این صورت که هر گروهی صفحات بیشتری میخواند امتیاز بیشتری کسب میکرد و هر گروهی عقب میماند دیگر ممکن بود از دریافت صفحهها باز بماند و صفحهها تمام شوند. ولی در عین حال تمام گروهها باهم کل این کتاب را در این ۴۰ ساعت صوتی کردند! حالا حدس بزنید کتاب انتخابی چه بود؟ ترجمهی خواندنی علی ملکی از قرآن کریم!
ادامه دارد...
۲۰:۲۸
هو النور
فکر میکنم به اندازهی کافی برایتان از کتابنوش تعریف کردم. چون از آن فاصله گرفتیم و من هم باز گرفتار شدم، دیگر نمیدانم چه میخواستم بگویم که نگفتم...
وقتی مطالبم را مرور میکنم میبینم که اصل مطلب را گفتهام و حالا میماند یک درخواست! اینکه امسال شرکت در جشنوارهی کتابنوش را از مدرسههایتان مطالبه کنید. از آنها بپرسید مسابقهی کتابنوش کی برگزار میشود؟خیلی از مدرسهها به دلیل جدید بودن کتابنوش، در سالی که گذشت شناختی از این جشنواره نداشتند و آن را جدی نگرفتند. اما سال پیش رو قطعا با اخباری که از اختتامیه به گوشه و کنار ایران رسیده بیشتر پیگیر آن خواهند بود...
متشکرم
فکر میکنم به اندازهی کافی برایتان از کتابنوش تعریف کردم. چون از آن فاصله گرفتیم و من هم باز گرفتار شدم، دیگر نمیدانم چه میخواستم بگویم که نگفتم...
وقتی مطالبم را مرور میکنم میبینم که اصل مطلب را گفتهام و حالا میماند یک درخواست! اینکه امسال شرکت در جشنوارهی کتابنوش را از مدرسههایتان مطالبه کنید. از آنها بپرسید مسابقهی کتابنوش کی برگزار میشود؟خیلی از مدرسهها به دلیل جدید بودن کتابنوش، در سالی که گذشت شناختی از این جشنواره نداشتند و آن را جدی نگرفتند. اما سال پیش رو قطعا با اخباری که از اختتامیه به گوشه و کنار ایران رسیده بیشتر پیگیر آن خواهند بود...
متشکرم
۲۰:۳۹
هو النور
دوستان و همراهان کانال کتابخوار !
ضمن تشکر از حضور و دلگرمی شما خواهشمندم از این بهبعد معرفیهای کتاب را در کانال جدید کتابخوار دنبال کنید.
ادمین کانال جدید مثل همینجا خودم هستم و فقط به دلیل یک سری مشکلات فنی و عدم امکان فعال کردن بخش دیدگاه در این کانال به جایی جدید نقل مکان کردهام.
خوشحال میشوم که همچنان همراه من باشید. در کانال جدید امکان ثبت دیدگاه هم فعال است و از این به بعد من هم میتوانم از نقطه نظرات شما در باب معرفیها و کتابها استفاده کنم.
آدرس کانال جدید کتابخوار@ketaabkhaar
متشکرم
دوستان و همراهان کانال کتابخوار !
ضمن تشکر از حضور و دلگرمی شما خواهشمندم از این بهبعد معرفیهای کتاب را در کانال جدید کتابخوار دنبال کنید.
ادمین کانال جدید مثل همینجا خودم هستم و فقط به دلیل یک سری مشکلات فنی و عدم امکان فعال کردن بخش دیدگاه در این کانال به جایی جدید نقل مکان کردهام.
خوشحال میشوم که همچنان همراه من باشید. در کانال جدید امکان ثبت دیدگاه هم فعال است و از این به بعد من هم میتوانم از نقطه نظرات شما در باب معرفیها و کتابها استفاده کنم.
آدرس کانال جدید کتابخوار@ketaabkhaar
متشکرم
۲۰:۲۵
🍭📚کتابخوار📚🍭
هو النور دوستان و همراهان کانال کتابخوار ! ضمن تشکر از حضور و دلگرمی شما خواهشمندم از این بهبعد معرفیهای کتاب را در کانال جدید کتابخوار دنبال کنید. ادمین کانال جدید مثل همینجا خودم هستم و فقط به دلیل یک سری مشکلات فنی و عدم امکان فعال کردن بخش دیدگاه در این کانال به جایی جدید نقل مکان کردهام. خوشحال میشوم که همچنان همراه من باشید. در کانال جدید امکان ثبت دیدگاه هم فعال است و از این به بعد من هم میتوانم از نقطه نظرات شما در باب معرفیها و کتابها استفاده کنم. آدرس کانال جدید کتابخوار @ketaabkhaar متشکرم
۲۰:۵۵
هو النور
دوستان و همراهان کانال کتابخوار !
ضمن تشکر از حضور و دلگرمی شما خواهشمندم از این به بعد معرفیهای کتاب را در کانال جدید کتابخوار دنبال کنید.
ادمین کانال جدید مثل همینجا خودم هستم و فقط به دلیل یک سری مشکلات فنی و عدم امکان فعال کردن بخش دیدگاه در این کانال به جایی جدید نقل مکان کردهام.
خوشحال میشوم که همچنان همراه من باشید. در کانال جدید امکان ثبت دیدگاه هم فعال است و از این به بعد من هم میتوانم از نقطه نظرات شما در باب معرفیها و کتابها استفاده کنم.
آدرس کانال جدید کتابخوار@ketaabkhaar
متشکرم
دوستان و همراهان کانال کتابخوار !
ضمن تشکر از حضور و دلگرمی شما خواهشمندم از این به بعد معرفیهای کتاب را در کانال جدید کتابخوار دنبال کنید.
ادمین کانال جدید مثل همینجا خودم هستم و فقط به دلیل یک سری مشکلات فنی و عدم امکان فعال کردن بخش دیدگاه در این کانال به جایی جدید نقل مکان کردهام.
خوشحال میشوم که همچنان همراه من باشید. در کانال جدید امکان ثبت دیدگاه هم فعال است و از این به بعد من هم میتوانم از نقطه نظرات شما در باب معرفیها و کتابها استفاده کنم.
آدرس کانال جدید کتابخوار@ketaabkhaar
متشکرم
۲۲:۳۴