بله | کانال کتاب باز
عکس پروفایل کتاب بازک

کتاب باز

۳۰۹ عضو
گرچه با يادش ، همه شب ، تا سحر گاهان نيلي فامبيدارمگاهگاهي نيزوقتي چشم بر هم مي گذارمخواب هاي روشني دارمعين هشياري !آنچنان روشن كه من در خوابدم به دم با خويش مي گويم كه :بيداري ست ، بيداري ست ، بيداري !
#فریدون_مشیری https://ble.ir/ketabbaz11

۱۵:۵۵

undefinedخانمی به دکتر گفت: نمیدانم چرا افسرده ام و خود را زنی بدبخت میدانم.دکتر گفت: باید ۵ نفر از خوشبخت ترین مردم شهر را بشناسی و از زبان آنها بشنوی که خوشبختند.زن رفت و پس از چند هفته برگشت،اما اینبار اصلاً افسرده نبود. به دکتر گفت: برای پیدا کردن آن ۵ نفر،به سراغ ۵۰ نفر که فکر می کردم خوشبخت ترینند رفتم،اما وقتی شرح زندگیشان را شنیدم،فهمیدم که خودم از همه خوشبخت ترم.
undefinedخوشبختی تنها یک احساس درونی ست. خوشبختی رضایت از زندگی و شکرگزاری بابت داشته هاست و نه افسوس بابت نداشته ها.خدایا شکرت...undefined
https://ble.ir/ketabbaz11

۲۰:۰۹

درخت کاج کوچولویی توی جنگلی بی نهایت زیبا زندگی می‌کرد. پرنده‌ها روش می‌نشستن، سنجاب‌ها روی شاخه‌هاش بازی می‌کردن، اما اون به هیچ کدوم از اینا توجه نداشت و فقط می‌خواست رشد کنه و بزرگ بشه. دائم نگران این بود که بزرگ بشه و مثل درخت‌های کاج بزرگی که قطع‌شون می‌کردن، قطع بشه و بره به جای جادویی و ناشناخته‌ای که اون‌ها می‌رن، و خوشبختی رو اون جا پیدا کنه.
تا این که یه روز چوب‌بُرها اومدن و قطعش کردن، اما چنان به درد و رنج افتاد که با خودش گفت: «چقدر من خوشبخت بودم، چقدر روزگاری که با پرنده‌ها و سنجاب‌ها بودم خوش بود، کاش قدر همون روزگار رو می‌دونستم، اما اون دوران دیگه هرگز بر نمی‌گرده.»
چوب‌برها به عنوان درخت کاج کریسمس فروختنش. بچه‌ها تزیینش کردن و دورش رقصیدن و بازی کردن، اما درخت با خودش فکر می‌کرد: «امشب که خوب نتونستم لذت ببرم، ولی فرداشب از این همه مراسم قشنگ لذت می‌برم.» اما فرداشبی به کار نبود.
درخت رو صبح روز بعد به انباری انداختن. درخت این قدر غصه خورد که با خودش گفت: «دیشب چقدر من خوشبخت بودم، کاش قدرش رو می‌دونستم، اما اون دوران دیگه هرگز بر نمی‌گرده.»
توی انبار موش‌ها دورش جمع شدن و درخت کاج برای موش‌ها قصه‌ش رو تعریف می‌کرد.
موش‌ها با شادی و هیجان به قصهٔ زندگیش گوش می‌دادن، اما درخت غصه می‌خرد. تا این که یه روز اومدن از انبار بردنش، تکه‌تکه‌ش کردن تا هیزمش کنن. اون وقت فکر کرد: «چقدر روزگاری که با موش‌ها بودم خوشبخت بودم، چقدر همه با علاقه بهم گوش می‌دادن، کاش قدر اون روزگار رو می‌دونستم، اما اون دوران دیگه هرگز بر نمی‌گرده.»
این ماجرای آدمیه که همیشه آرزوش زمان و مکانی دیگه ست، و نمی‌تونه زیبایی‌های زمان خودش رو ببینه و هیچی راضیش نمیکنه.
هانس کریستین اندرسن
https://ble.ir/ketabbaz11

۱۳:۴۵

4_5976514371830941918.flac

۰۲:۱۹-۹.۸۴ مگابایت

۱۳:۵۱

2_5422703868297347839.mp3

۰۲:۴۷-۶.۳۹ مگابایت

۲۰:۵۸

من وقتی باهات حرف میزنم انگار لبه کرهء ماه نشستم و پاهامو آویزون کردم.انگار زیر بارون دراز کشیدم و عمیق نفس میکشم.انگار بین ابرای پشمکی پرواز می‌کنم.انگار روی آب دریا شناورم و هوا خنکه. انگار همه چیز قشنگه و قرار نیست اذیتم کنه.انگار با زندگی آشتی کردم و می‌تونم با امید بهش ادامه بدم.https://ble.ir/ketabbaz11

۲۰:۵۹

undefinedundefinedundefined_______________________________
جنگجویی از استادش پرسید: بهترین شمشیرزن کیست؟استادش پاسخ داد: به دشت کنار صومعه برو. سنگی آنجاست. به آن سنگ توهین کن.شاگرد گفت: اما چرا باید این کار را بکنم؟ سنگ پاسخ نمی دهد!!استاد گفت: خوب با شمشیرت به آن حمله کن.شاگرد پاسخ داد: این کار را هم نمی کنم. شمشیرم می شکند و اگر با دست هایم به آن حمله کنم، انگشتانم زخمی می شوند و هیچ اثری روی سنگ نمی گذارد. من این را نپرسیدم. پرسیدم بهترین شمشیرزن کیست؟استاد پاسخ داد: بهترین شمشیرزن، به آن سنگ می ماند، بی آن که شمشیرش را از غلاف بیرون بکشد، نشان می دهد که هیچ کس نمی تواند بر او غلبه کند.
https://ble.ir/ketabbaz11

۲۱:۲۹

4_5978704173791709182.mp3

۰۴:۱۷-۴.۳ مگابایت
موسیقی Paola بازنوازی اثر میکیس تئودوراکیس توسط گوکتوک چلیک
https://ble.ir/ketabbaz11

۲۱:۳۰

4_6001314260322355676.mp3

۰۳:۵۵-۳.۶۹ مگابایت
قطعه《حبوا بعضن》
با صدای زیبای بانو #فیروزخواننده پرآوازه جهان عرب

بيقولوا الحب بيقتل الوقتوبيقولوا الوقت بيقتل الحب
يا حبيبي تعا تا نروحقبل الوقت وقبل الحبhttps://ble.ir/ketabbaz11

۱۹:۵۷

هر که رویت دید یا بویت شنید
همچو مستان بی سر و پا می رود
#همام_تبریزی https://ble.ir/ketabbaz11

۲۱:۴۵

4_5913437451329734304.mp3

۰۴:۳۸-۲.۲۸ مگابایت

۲۱:۴۵

4_5969848526752975741.mp3

۰۳:۴۰-۳.۳۸ مگابایت

۲۲:۵۱

انسان همیشه عاشق همان کسی است که هرگز از رویاهایش بیرون نمی‌آید.
» کتاب غروب پروانهhttps://ble.ir/ketabbaz11

۲۳:۲۰

4_5994841053117551804.mp3

۰۲:۵۵-۶.۷۷ مگابایت

۱۹:۲۱

زیباترین اتفاقات زندگی‌ام اصلا در لیست «کارهایی که باید انجام بدهم» نبودند.
» کتاب خودت باش دختر
https://ble.ir/ketabbaz11

۱۹:۲۲

امروز بوسه‌ی جوانه‌ای را، روی ساقه‌ا‌ی غمگین و مانده از زمستان دیدم. دلم آرام شد. امروز دلم خواست لبخند بزنم، و کمی دلخوش باشم. امروز دلم خواست برای غم کاری کنم. بگویم خبر داری؟ بهار، امید، شادی، بالاخره از راه رسید...
https://ble.ir/ketabbaz11

۱۷:۵۹

4_6046611523751645664.mp3

۰۲:۳۰-۵.۷۶ مگابایت

۱۸:۰۱

براش گل بخرید و تو یه برگه براش بنویسید :"تو شبیه آسمانی، طلوع و خنده ات زیباست، غروب و گریه ات زیباست، سیاه و غمگین شدنت زیباست، آبی و آرام بودنت زیباست، بارانی و اشک ریختنت زیباست، رعد و برق و عصبانی شدنت زیباست. نمیدانم خدا خواست زیبایی را خلق کند که تو آفریده شدی یا خواست تو را بیافریند که زیبایی زاده شد؟"
https://ble.ir/ketabbaz11

۲۳:۱۱

4_5868694882926727008.mp3

۰۴:۱۰-۹.۶۳ مگابایت

۲۳:۱۳

بهترین های یک کتابhttps://rubika.ir/ketabbaz11
در روبیکا کتاب باز رو همراهی کنید

۱۹:۳۷