بله | کانال دنیای قصه و لالایی کوکانه 👼👶👧😴
عکس پروفایل دنیای قصه و لالایی کوکانه 👼👶👧😴د

دنیای قصه و لالایی کوکانه 👼👶👧😴

۳.۵ هزار عضو
بازارسال شده از شیک پوشان مانتو سوسن ارسال رایگان
سلام دوستان
لطفا جهت حمایت و دیده شدن بیشتر محصولات اینundefined پست رو #لایکـــ❤️ــ و #پیشنهاد به مجله بزنیدundefined

ممنون بابت #حمایت های شما همراهان گرامیundefined

۸:۰۵

بازارسال شده از گلدون من 🪴

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

4_6015078926131402702.m4a

۱۳:۴۸-۲۲.۵۵ مگابایت

۱۳:۴۸

4_5780775579527684759.m4a

۱۱:۱۵-۱۸.۳۱ مگابایت
قصه ی امشب:
پیش به سوی دریا
بر اساس کتابی با همین نام از انتشارات چار.

این قصه برای بالای ۳ سال مناسبه و درمورد دوستی یک پسر و نهنگه.

قصه بسیار قابلیت تحلیل روانشناختی داره که سر فرصت بهش میپردازیم.

تخت بخوابیدundefined‍🩹

خاله_پگاه

✓️ دنیاـےقصه و لالایـ♪ـےڪودڪانهundefinedundefined

undefined જ⁀➴
@khabnaz ☆♪♭✧

۱۳:۵۰

4_5766990619998165445.mp3

۰۷:۱۳-۳.۳۲ مگابایت
#قصه_کودکانه

هر شب
یک قصه جذاب و آموزنده
برای کودکان دلبند شما🥰


✓️ دنیاـےقصه و لالایـ♪ـےڪودڪانهundefinedundefined

undefined જ⁀➴
@khabnaz ☆♪♭✧

۱۳:۵۳

بازارسال شده از موزیک تک

2600469217303600899_316648528733995.mp3

۰۳:۲۸-۸.۱۹ مگابایت
ـــــــــــــــــــــــــــــــ undefined موزیک undefined تک undefined
undefined જ⁀➴ @musictak

۱۳:۵۷

4_5766990619998165447.mp3

۰۶:۵۵-۳.۱۸ مگابایت

۱۴:۳۳

4_5787161255298997686.mp3

۰۷:۵۶-۳.۶۵ مگابایت

۱۴:۳۳

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

4_5796157820214714323.mp3

۰۸:۱۹-۳.۸۲ مگابایت

۱۱:۴۸

undefinedگوزن خجول

در دل جنگلی انبوه و زنده، گوزنی جوان به نام شنگول زندگی می‌کرد. او پاهایی چابک داشت، اما قلبش همیشه زیر سایه یک غم سنگینی می‌کرد: شاخ‌هایش. شاخ‌های بلند و پیچیده‌اش که روی سرش مانند تاجی از شاخه‌های درخت می‌رویید، سبب خجالت او بود.

هر روز که برای نوشیدن آب به کنار رودخانه می‌رفت، تصویر خود را در آب می‌دید و آهی از ته دل می‌کشید: «چرا شاخ‌های من این‌قدر بزرگ و چشمگیر است؟ دوستم خرگوش، گوش‌های دراز و بامزه دارد. گرگ، دندان‌های براق و قدرتمندی دارد. اما شاخ‌های من فقط مانع حرکت می‌شود و همه مرا با آن می‌بینند!»

روزی از روزها، جشن بزرگ بهاری در جنگل برگزار شد. همه حیوانات دور هم جمع شده بودند تا مسابقه دویدن برگزار کنند. شنگول دلش می‌خواست بدود، اما ترس از خنده دیگران به خاطر شاخ‌های بزرگش، او را در لبه بیشه مخفی کرد. او پشت تنه درخت بلوطی پنهان شد و با چشمانی غمگین به دیگران نگاه کرد.

ناگهان، صدای ناله و تقلایی شنید. سنجاب کوچکی به نام زِبل، که روی شاخه‌ای بسیار بلند رفته بود، حالا نمی‌توانست پایین بیاید و ترسیده بود. خرگوش و روباه و بقیه حیوانات تلاش کردند، اما شاخه خیلی بلند بود و کسی نمی‌توانست به زبل برسد.

شنگول نگاهش به شاخ‌هایش افتاد. تردیدش برای یک لحظه ذوب شد. او آرام از پشت درخت بیرون آمد و زیر همان شاخه بلند ایستاد.با صدایی مهربان گفت:زبل عزیز، می‌توانی از روی شاخ‌های من مثل یک پلکان پایین بیایی.

زبل با احتیاط روی شاخ‌های پیچ‌درپیچ شنگول پایین آمد و خود را به آغوش امن زمین رساند. حیوانات دورش جمع شدند و با تعجب و شادی برای شنگول هورا کشیدند. این اولین باری بود که شنگول لبخندی واقعی با دیدن انعکاس خود در چشمان دیگران زد.

چند روز بعد، باد شدیدی لانه چند جوجه پرنده را روی درختان لرزاند. پرنده مادر با نگرانی فریاد زد.
این بار، شنگول بدون درنگ خود را به کنار درخت رساند و با شاخ‌های محکمش، مانند یک سایه‌بان و تکیه‌گاه، از لانه در برابر باد محافظت کرد.

اما اوج داستان، زمانی بود که یک شکارچی غریبه قصد ورود به قلمرو آرام جنگل را داشت. ترس همه جا را فراگرفت. شنگول که خودش هم می‌لرزید، ناگهان بچه‌گوزن‌های کوچک را دید که از ترس خشکشان زده بود. آن‌جا بود که شاخ‌هایش یک بار دیگر به فریادش آمدند. او به جلو پرید و با ایستادگی رعدآسا، شاخ‌هایش را همچون سپری محکم و شکست‌ناپذیر بالا گرفت. شکارچی از این نمایش قدرت ترسید و از آنجا گریخت.

پس از آن، همه حیوانات نزد شنگول آمدند. خرگوش با گوش‌هایش تکان تکانش داد و گفت: «شنگول، شاخ‌های تو شگفت‌انگیز است! من با گوش‌هایم صداها را از دور می‌شنوم، دوستمان مورچه با قدرت کوچکش دانه جابه‌جا می‌کند، و تو با شاخ‌هایت از همه ما محافظت می‌کنی!»

سپس پرنده دانا بر روی شاخ زیبای او نشست و گفت: «در جنگل ما، هیچ دو گلی شبیه هم نیست. ویژگی هرکس، هدیه‌ای منحصربه‌فرد برای خودش و دیگران است.»

شنگول این بار با قلبی سبک به کنار رودخانه رفت.
او به انعکاس خود در آب نگاه کرد و برای اولین بار، نه خجالت، که غرور و مهربانی را در چشمان آن گوزن دید. شاخ‌هایش دیگر بارِ خجالت نبود؛ بلکه نشانه‌ای از هویت، قدرت و بخشندگی او بود.

از آن روز به بعد، شنگول با اعتمادبه‌نفس در جنگل گام برمی‌داشت و قصه شاخ‌هایش، به افسانه‌ای الهام‌بخش برای همه اهالی جنگل تبدیل شد.
✓️ دنیاـےقصه و لالایـ♪ـےڪودڪانهundefinedundefined

undefined જ⁀➴
@khabnaz ☆♪♭✧

۱۲:۴۴

4_5801145123353926535.mp3

۰۷:۵۷-۵.۴۸ مگابایت

۲۱:۱۶

بازارسال شده از دسر و ژله ی بانو 🍧🍨🍰🥞🥯
thumbnail
دسر شیری

مواد لازم :
شکر ۲ ق غ
شیر ۵۰۰ میلی لیتر
نشاسته ذرت ۳۵ گرم
پودر نارگیل

#دسر_شیری

دسر و ژله ی بانو undefinedundefinedundefinedundefined🥯
undefined જ⁀➴
@derermeser

۱۸:۲۲

4_5803396923167611512.mp3

۰۹:۰۳-۴.۱۶ مگابایت

۱۸:۴۵

بازارسال شده از گیف فان
thumbnail
گیف
0
#ببینم #توجه #با_منی #من_هم_می‌خوام #میام_برات #اومدم #آمد #چی_گفتی #چشم_تو_چشم #رودررو
🪸 گــیـفــGifــ فـــfanـــان
undefined જ⁀➴ gif_fan undefined

۱۲:۳۰

بازارسال شده از فوت و فن مادربزرگ 👵🏻🪄
thumbnail
undefined undefinedundefinedاین دسر هلو تابستانی خیلی خوشمزه و راحته

مواد لازم:
هلوی تقریبا درشت پنج عدد
پودر ژلاتین ۲ق.غ+آب جوش یک سوم لیوان
خامه صبحانه ۱۰۰گرم
شیر ۱ لیوان
شکر نصف لیوان
.بعد آماده سازی دسر چهار پنج ساعت داخل یخچال بمونه آماده ‌ست.

فـوت و فـن هـ🪄ـای مـادربـزرگ undefined
🪄 જ⁀➴
@futofankadbanu

۱۸:۳۷

بازارسال شده از شیک پوشان مانتو سوسن ارسال رایگان

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

بازارسال شده از موزیک تک

4_6023881251151156137 (1).mp3

۰۲:۳۲-۶.۱۴ مگابایت
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ undefined undefined موزیک undefined تک undefined

۱۳:۵۶

بازارسال شده از شیک پوشان مانتو سوسن ارسال رایگان

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

بازارسال شده از شیک پوشان مانتو سوسن ارسال رایگان

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.