بفرست براش
🥹🥹
۱۰:۲۶
آخرش سوپرایز دارهع
تا آخر نکا نکنی ضرر کردی
۱۰:۲۷
★پینترست/𝙋𝙞𝙣𝙩𝙚𝙧𝙚𝙨𝙩★
آخرش سوپرایز دارهع
تا آخر نکا نکنی ضرر کردی
کیا تا آخر دیدن


۱۰:۲۸
★پینترست/𝙋𝙞𝙣𝙩𝙚𝙧𝙚𝙨𝙩★
آخرش سوپرایز دارهع
تا آخر نکا نکنی ضرر کردی
این رو بچه ها پیشنهاد به مجله بزنید و ری اکشن مختلف بزارید پییلییزز



🪄

۱۰:۲۹
راستی بچه ها یه خبر خیلی خوب🥳🥳

۱۰:۳۱
فردا تمام مدارس به جزع نهم و دوازدهم تعطیله و امتحانم کنسله🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳🥳
۱۰:۳۱
سینگل پرومکس

۱۰:۳۳
🥲🥹🥹
۱۰:۳۴
*تبلیغات چنلمون به این صورت هست
ساعتی
۱ ساعت۱۰۰۰تومان
۲ ساعت۲۰۰۰تومان
۳ساعت۳۰۰۰تومان
بنرتون رو میدید میزارم تو کانال
جذب بستگی به بنرتون داره
★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆پیام بعد بنر ندیم
یعنی بنرتون رو میدید
وما میزارم تو کانال با تایمتون بعدش دیگه پیام نمیدیم تا تایم تموم شه و بنر رو پاک کنیم
۱ساعت۲۰۰۰تومان
۲ ساعت ۴۰۰۰ تومان
۳ساعت۶۰۰۰تومان
★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆★☆پین کردن بنر
شما بنرتون رو میدید ما تو چنل پین میکنیم ولی بعدش فعالیت میکنیم
۱ساعت۱۵۰۰تومان
۲ساعت۲۵۰۰تومان
۳ساعت۳۵۰۰تومان
وتا اخر....
ایدیم
۰۹۱۹۴۷۲۸۰۶۶
۱۰:۳۹
بازارسال شده از ★پینترست/𝙋𝙞𝙣𝙩𝙚𝙧𝙚𝙨𝙩★
های گرلم
دنبال چنل پینترستی میگردی؟
که چالش هم بزاره؟
خب جات اینجاست
کلی ویدیو پینترستی
پروف پینترستی
️
چالش با جایزه ی پاکت
پاکت و....
فقط کافیه بزنی رو لینک زیر و عضو شی🛼
چنله پینترستیمون؟
@khadamat_jeny
دنبال چنل پینترستی میگردی؟
که چالش هم بزاره؟
خب جات اینجاست
کلی ویدیو پینترستی
پروف پینترستی
چالش با جایزه ی پاکت
پاکت و....
فقط کافیه بزنی رو لینک زیر و عضو شی🛼
چنله پینترستیمون؟
@khadamat_jeny
۱۰:۴۲
درخواستی..
۱۰:۴۴
سلام بچه هااا



۱۷:۱۷
امتحاناتتونو چطوری دادین؟؟

۱۷:۱۷
بچه خواستم یه نظر سنجی کنم نظرتون چیه یه رمان خفن خفن واستون بزارم ؟




آره
نه

۱۷:۱۸
زاگرس صلوتی پسری خشن و جذاب که بویی از احساسات نبرده و تنها کسی که داره برادر دوقلوش البرزه که باهم مو نمیزنن.
کسی که شباش تو پیست مسابقه موتور سواری و ماشین سواری میگذره و روزاش تو سالن تتو.
یه شب آخرین مشتری تتویشبش که میاد با دیدنش جا میخورهدختر کوچولوی 19 سالهی چشم درشتی که لکنت زبون داره و چشمای دلبرش تو همون نگاه اول دل زاگرسو میبره و برای داشتنش...🫢

کسی که شباش تو پیست مسابقه موتور سواری و ماشین سواری میگذره و روزاش تو سالن تتو.
یه شب آخرین مشتری تتویشبش که میاد با دیدنش جا میخورهدختر کوچولوی 19 سالهی چشم درشتی که لکنت زبون داره و چشمای دلبرش تو همون نگاه اول دل زاگرسو میبره و برای داشتنش...🫢
۱۷:۳۲
★پینترست/𝙋𝙞𝙣𝙩𝙚𝙧𝙚𝙨𝙩★
زاگرس صلوتی پسری خشن و جذاب که بویی از احساسات نبرده و تنها کسی که داره برادر دوقلوش البرزه که باهم مو نمیزنن. کسی که شباش تو پیست مسابقه موتور سواری و ماشین سواری میگذره و روزاش تو سالن تتو. یه شب آخرین مشتری تتویشبش که میاد با دیدنش جا میخوره دختر کوچولوی 19 سالهی چشم درشتی که لکنت زبون داره و چشمای دلبرش تو همون نگاه اول دل زاگرسو میبره و برای داشتنش...🫢

شروع رمانمون

۱۷:۳۲
رو پام خم شده بود و نفسای داغش میخورد به قسمتی از رون پام .
دستامو مشت کرده بودم و چشمامو رو هم فشار میدادم
مثل یه دختر خوب به سقف زل زده بودم حتی دردو حس نمیکردممعذب تکونی خوردم که با صدای خش دار و بمش از زیر ماسک خشن گفت_تکون نخور.!!
نفسمو حبس کردم به موهای حالت دار و کمی بلند خرمایی رنگش نگاه کردمعضلات دو سر شونش منقبض شده بود و طوری گنده بود که من کنارش شبیه جوجه به نظر میرسیدم
گلومو صاف کردم و سعی کردم لرزش صدامو کنترل کنم+ببخشید کی تموم میشه؟
دستمالی که دستش بود روی قسمتی که تتو زده بود کشید
دردش چنان زیاد بود که معذب بودنو فراموش کردم و به بازو قلمبهش چنگ زدم و بلند گفتم+آخخخخخ
۱۷:۳۴
با چشمای طوسی رنگش که رگه های عجیب خاکستری داشت از پایین نگام کرد و نفس داغشو دوباره روی پام فوت کرد
پوستم دون دون شد و دستمو آروم از روی بازوش برداشتم
_تکون نخور تتوت خراب میشه
تقه ای به در خورد و منشی یا همون دختری که نوبتارو براش تنظیم میکرد اومد داخل و با صدای نازک گفت_آقا زاگرس بردارتون بیرونن
زاگرس؟مگه زاگرس اسمه؟چه باحالزاگرس صندلیو عقب داد دستکشارو با حوصله در آورد و ایستاد
به قامت بلند کشیدهاش نگاه کردمکوه عضله و نردبون واسه دزدی بود انگارکم کمش 1.98 قدش بود
از اتاق بیرون رفت چند لحظه بعد صدای آروم و بمش به حالت زمزمه مانند تو سالن پیچید
شکمم تو هم پیچید و حس کردم که ت ح ریک شدماین چه حالیه دارماز وقتی این زاگرس خانو دیدم اینجور شده
۱۷:۳۵
سرمو بلند کردم به تتوی روی رونم نگاه کردم.یه گل ظریف که دور تا دور پام کشیده شده بود
در بی هوا دوباره بازشد و زاگرس اومد داخل_از تتوت یکمش مونده پاتو تکون نده تا تمومش کنم
با چشمای درشتم مظلوم نگاش کردم و سرمو تکون دادم
♡زاگرس♡به رون سفید و پُرش که الان با تتوی قشنگی که انتخاب کرده بود رنگ گرفته بود نگاه کردم
درحالی دستام تند تند داشت تتوشو کامل میکرد زیر چشمی بهش نگاه کردم
اسمش چی بود؟یوتاب؟
دختری که انگار موقع بدنیا اومدن اول چشم بوده بعد دست و پا درآوردهچشمای درشتِ مشکی رنگش با دقت به بازوهای پر از تتوی من نگاه میکردانگار چیز عجیبی دیده
۱۷:۳۶
دستمالو آروم کشیدم رو پاش و پلاستیک مخصوصو دور تتوش کشیدم+تمومه
ماسکو از روی صورتم برداشتم نگاه خیرشو حس کردم که ۵ ثانیه بیشتر طول نکشیدانگار آنالیز طور بود نه مثل بقیه دخترا که انگار با چشماشون میخوردنت
آروم از جا بلند شد و با لکنت گفت_می..میشه پشتتونو کنید؟
تک ابرومو بالا انداختم بهش نگاه کردم+چرا؟_میخوام چیز کنم. شلوارمو درست کنم
پشتمو بهش کردم از زیرماسک لبخند زدم انگار نه انگار همین الان رونش زیر دستم بوده _ام میگم من باید پولو به شما بدم یا منشینون؟+بده به منشی
سر تکون داد و گفت_میشه از سرویس بهداشتیتون استفاده کنم؟
سری به تایید تکون دادم و به در گوشه اتاق اشاره کردم
انگار با بی حسی که زده بودم بازم درد داشت چون پاهاش میلرزید
هیکل توپری داشت از اینا که نرمن دوست داری سرتو بزاری روشون
در که بسته شد به سمت سالن رفتم که لباسم از پشت کشیده شد برگشتم به هانیه نگاه کردملبخندی زد و زبونی رو لبای پرش کشید_کارت تموم شد عزیزم؟؟
دستشو از تیشرتم جدا کردم و بی حوصله سر تکون دادم که یهو رو پاش ایستاد و...
۱۷:۳۶