گاهی یک حیوان، در چند ثانیه؛ درسی به انسان میدهد که شاید سالها طول بکشد تا بفهمد...: تنش در اسارت بود،راهش بسته بود، اما سرش هنوز رو به جاده بود؛ انگار باور داشت که دارد میدود، حتی اگر واقعیت چیز دیگری بود.شاید زندگی هم همین است؛ گاهی شرایط، دستوپایت را میبندد، بعضی راهها را از تو میگیرد و تو را مجبور میکند جایی بمانی که انتخابش نکردهای.اما تا وقتی ذهنت تسلیم نشده، هنوز تمام نشدهای.ممکن است امروز نتوانی بدوی، اما میتوانی رؤیای دویدن را زنده نگه داری.ممکن است راهت بسته باشد، اما نباید امیدت را ببندی.گاهی آزادی، قبل از اینکه در زندگی اتفاق بیفتد، باید در ذهن انسان اتفاق بیفتد.
چه درس بزرگی از این اَسب... گاهی سختترین شرایط، فقط میخواهند ببینند چقدر به رویای خودت وفاداری.پس اگر امروز در بندِ شرایطی هستی که انتخابش نکردهای، تسلیم نشو؛ سرت را بالا بگیر، مسیرت را در ذهنت ادامه بده و باور داشته باش که هیچ اسارتی ابدی نیست.شاید هنوز وقتِ دویدن نرسیده باشد... اما تا وقتی رؤیای دویدن در تو زنده است، هنوز آزادی از تو دور نشده .
حسین کلاته 
چه درس بزرگی از این اَسب... گاهی سختترین شرایط، فقط میخواهند ببینند چقدر به رویای خودت وفاداری.پس اگر امروز در بندِ شرایطی هستی که انتخابش نکردهای، تسلیم نشو؛ سرت را بالا بگیر، مسیرت را در ذهنت ادامه بده و باور داشته باش که هیچ اسارتی ابدی نیست.شاید هنوز وقتِ دویدن نرسیده باشد... اما تا وقتی رؤیای دویدن در تو زنده است، هنوز آزادی از تو دور نشده .
۱.۳K
۱۹:۳۱