ترازنامه سرخ گزارش صندوق بینالمللی پول درباره تبعات جهانی جنگ علیه ایران چه میگوید؟#صدای_ایران در سرمقاله شماره جدید به این پرسش پاسخ داده است. دریانوردان خوب میدانند که نمیتوان با دریا جنگید و همزمان نان سفره را از آن انتظار داشت. در سالهای گذشته، طراحان غربی جنگ و همراهان منطقهایشان گمان میکردند سرنوشت رویارویی با جمهوری اسلامی ایران روی نقشههای عملیاتی و با پرواز جنگندهها رقم میخورد. با این حال، هنگامی که غبار میدان فرومینشیند و دفترهای حسابوکتاب باز میشود، واقعیت چهره اصلی خود را نشان میدهد. صندوق بینالمللی پول (IMF) اخیراً گزارشی در ارتباط با هزینههای جنگ اخیر بر کشورهای حاشیه خلیجفارس منتشر کرده و چشماندازی از رشد اقتصادی این کشورها در سال آتی ارائه داده است. پیشبینیهای گزارش اخیر صندوق بینالمللی پول پرده از حقیقتی برداشت که سالها در پس هیاهوی نظامی پنهان مانده بود. جنگی که برای مهار ایران آغاز شد، ارکان معیشت و ثروت کل منطقه را به لرزه درآورد و نشان داد کلید آرامش و دادوستد در این پهنه آبی در اختیار چه کسی است. ️بر اساس برآوردهای این نهاد بینالمللی، اقتصاد ایران در سال ۲۰۲۶ انقباضی ۷٫۶ درصدی را تحمل میکند، اما برای سال آینده با جهش حدود ۱۱ درصدی، رشد ۳٫۶ درصدی را پیش رو دارد. با وجود سنگینی این فشار بر گرده تولید و بازار در ایران، زلزله اصلی در کرانههای دیگر خلیجفارس رخ داده است؛ سرزمینهایی که سالها به پشتوانه درآمدهای سرشار از دلارهای نفتی و پایگاههای نظامی خارجی، خود را جزیرههای دستنیافتنی ثبات میپنداشتند. ارقامی که صندوق بینالمللی پول ارائه کرده، تکاندهندهاند. رشد اقتصادی کویت منفی ۱۶٫۷ درصد، عراق منفی ۱۶ درصد، قطر منفی ۱۵٫۶ درصد و بحرین منفی ۱۱٫۳ درصد برآورد شده است. حتی اقتصادهای بزرگتری مانند امارات و عربستان نیز بهترتیب با افت ۳٫۹ و ۳٫۳ درصدی روبهرو شدهاند؛ اعدادی که پیشبینی رشد در منطقه غرب آسیا و آسیای مرکزی را در سال ۲۰۲۶ تا منفی ۰٫۳ درصد پایین کشیدهاند. اما چرا آتش این بحران، دامن برجهای درخشان و پایانههای پررونق همسایگان را سوزانده است؟ پاسخ در یک حقیقت تاریخی و جغرافیایی ریشه دارد. مدیریت واقعی خلیجفارس و نبض شریانهای حیاتی آن، بدون رضایت و وزن ایران ممکن نیست. تنگه هرمز صرفاً باریکهای آبی روی نقشه نیست. یکی از کارشناسان غربی از تعبیر جالب «گلوگاه تنفس بازارهای جهانی» برای تنگه هرمز استفاده کرده بود. زمانی که امنیت ملی ایران هدف قرار گیرد، ریسک عبور نفتکشها بالا میرود، هزینههای بیمه سر به فلک میکشد و بنادر بزرگ منطقه از تکاپو بازمیمانند. میلیاردها دلار سرمایهگذاری خارجی در دوحه و دبی و بصره، با نخستین جرقههای ناامنی، مسیر فرار را در پیش گرفتند و نشان دادند که تنوعبخشی صوری به اقتصاد، بدون امنیت درونزا، سرابی بیش نیست. از سوی دیگر، این بحران ناکارآمدی چتر امنیتی غرب را آشکار ساخت. دهههاست پایگاههای نظامی آمریکا به بهانه ایجاد بازدارندگی، خلیجفارس را انباشته از سلاح کردهاند. اما واقعیتهای اقتصادی سال ۲۰۲۶ اثبات کرد که قدرتهای فرامنطقهای توان حفاظت از چرخه تولید، تجارت و معیشت همپیمانان خود را ندارند. موشکهای پاتریوت و ناوهای هواپیمابر نتوانستند مانع سقوط دورقمی درآمد کشورهایی چون کویت و قطر شوند. این شکست نشان میدهد امنیت، کالایی وارداتی نیست و ترتیبات نظامی غربی در مهار بحران کارایی واقعی ندارند. ️برای ایران، هرچند افت رشد اقتصادی پیشبینیشده در سال جاری مسئلهای مهم است که ضرورت صیانت از زیرساختها، مهار تورم و تقویت زنجیرههای تولید داخلی را یادآوری میکند، اما بازگشت پیشبینیشده به رشد ۳٫۶ درصدی در سال آینده، نشانی از تابآوری ساختاری سرزمینی است که سالها با سختیها دستوپنجه نرم کرده است. حتی رشد دورقمی پیشبینیشده برای برخی همسایگان در سال ۲۰۲۷ نیز تنها ناشی از جبران بازگشایی شیرهای نفت و پایانههای تعطیلشده است، نه سود واقعی و نرخ رشد حقیقی. واقعیت روی زمین دگرگون نخواهد شد. خلیجفارس خانهای مشترک با دریایی یکپارچه است. خواست و اراده جمهوری اسلامی ایران، وزنه تعادل این معادله به شمار میرود. هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی علیه ایران، مستقیماً از جیب دولتها و شهروندان منطقه پرداخت میشود. یگانه راه پایدار برای رونق بازارها و آرامش خلیجفارس، دست کشیدن از اتکا به نیروهای بیگانه، پذیرش نقش محوری ایران و بنا نهادن نظمی بومی بر پایه احترام متقابل و منافع مشترک اقتصادی است. نسخه PDF Farsi.Khamenei.ir