بله | کانال روایت پیشرفت ایران
عکس پروفایل روایت پیشرفت ایرانر

روایت پیشرفت ایران

۵,۶۶۵عضو
عکس پروفایل روایت پیشرفت ایرانر
۵.۷هزار عضو

روایت پیشرفت ایران

خانه هنر و رسانه پیشرفتمجلاتundefinedسُــها (زنان)undefinedکانون علم (نوجوان)undefinedدانشمند (۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳)undefinedویژه‌نامه‌ دانوا (نوجوان ـ۰۳)
undefinedکتاب‌هاundefinedاز اتم تا بی‌نهایتundefinedدانش‌ورزی حاصلخیز undefinedمدیر شریفundefinedترش شیرین

undefinedارتباط:@soha_magiran
thumbnail
undefined شبی که آینده چشمک زد! (۱)

undefined خیلی‌ها می‌پرسند: «مسیر نوآوری فناورانه از کجا شروع میشه؟» بخشی از جواب این سؤال رو میتونی توی این خاطره از نوجوانی مؤسس یکی از بزرگترین شرکت‌های تجهیزاتی نیروگاهی ایران پیدا کنی؛ شرکت «آهار» که پا جای پای بزرگترین غول‌های نیروگاهی جهان گذاشته. #مجله_نوجوان
undefinedریسه‌های چشمک‌زنِ نیمه‌ی شعبان
undefinedدهه هفتاد، هنوز چراغ ریسه‌ها هم‌زمان روشن و خاموش می‌شد و مثل الان نبود که حالت رقص نور داشته باشد، بتواند رفت‌وبرگشت کند و نــورش کم‌وزیاد بشود. چند وقتی بود می‌خواستم برای شب نیمه شعبان، برای اولین بار یک ریسه چشمک‌زن جدید طراحی کنم؛ آن هم با آن لامپ‌های قدیمی رشته‌ای نه با ال‌ای‌دی‌های امروزی.
undefinedمسجد «حجت» شهرمون مشهد، توی خیابان تهران و نزدیک فلکه برق بود و محل رفت‌وآمد. به خادم مسجد گفتم شما حامی مالی ما باش و برای تخمین قیمت، فقط هزینه قطعات را حساب کردم و به او گفتم. آن روزها برای خودم یک ایدئولوژی محکم داشتم؛ می‌گفتم همین که این آدم‌ها، عمو و دوست و همسایه و خادم مسجد به من اعتماد می‌کنند و فرصت تجربه می‌دهند، کافی‌ست و کسب درآمد برایم مهم نبود. دلی کار می‌کردم و می‌خواستم با کار، دانشم را زیاد کنم؛ واقعاٌ هم همین تجربه‌های ریزودرشت از دل کارهای کوچک و پراکنده و تعمیر وسایل مختلف بود که بعدها به کارم آمد.
undefinedاین اولین پروژه مشترک من و محمدرضا و مجید بود؛ مشترک به معنای ارتباط الکترونیک و کامپیوتر. در این چشمک‌زن، چند تکنولوژی مختلف به طور هم‌زمان نیاز بود؛ ازیک‌طرف بـرق قدرت و سوئیچینگ آن چالش زیادی برایمان داشت و از طرف دیگر قرار بود آن را با حافظه‌های ماندگار اجرا کنیم که برنامه‌ریزی آنها نیاز به تجهیزات داشت. ما اصلاً دستگاه برنامه‌ریزی این نوع حافظه‌ها را نداشتیم و به‌خاطر قیمت بالایش، فکر خریدش را هم نمی‌توانستیم بکنیم؛ برای همین هم تصمیم گرفتیم خودمان این دستگاه را بسازیم و همین کار را هم کردیم. هیچ‌کداممان روز و شب نداشتیم؛ مجید ICها را برنامه‌ریزی می‌کرد، محمدرضا کُدنویسی‌ها را انجام می‌داد و من روی سیستم سوییچینگ چشمک‌زن کار می‌کردم. اما مشکلات و هزینه‌ها بیشتر از اون چیزی بود که پیش خودم حساب کرده بودم....

#مجله_کانون_علم. #شرکت_آهار#معرفی_فناوران_ایرانی #کتاب_به_توان_هایتِک#رضا_جهانی #محمدرضا_هاتف

undefinedلینک خرید اینترنتی از فروشگاه دیجی کانون: https://digikanoon.ir/product/index/4891
undefined خانه هنر و رسانه پیشرفت| راوی پیشرفت ایران @khaneh_pishraft

۹:۲۱