خـانــه رشد و توانمندسازی تابش
#روانشناس_انقلاب_اسلامی باید به عنوان یک مصلح اجتماعی ایفای نقش کند.
به این معنا که:
در عین ظرفیتسنجی و توسعهی ظرفیت ایمانی مخاطب،
امکانی برای تقویت عزم مخاطب (نه Grit)، افزایش صبر، مقاومت و استقامت فعالانه (نه Patience یا Resilience)، ایجاد یقظه (نه Mindfullness)، حرکت مبتنی بر تقوا (نه Self-Regulation) و همچین مراقبهی معنوی (نه Meditation) منجر به حرکت تکاملی ایجاد کند.
و این امر باید در سطوح فردی، بین فردی، اجتماعی و امّتی اتفاق بیفتد.
روانشناسی –خواسته یا ناخواسته، آگاهانه یا ناآگاهانه– پا در کفش دین کرده و به نوعی انسان را هدایت میکند.
به این معنا که عمل به توصیههای روانشناسی، دامنهی گستردهای از مسیر دنیوی و اخروی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد.
بنابراین روانشناس انقلاب اسلامی باید اقتضای هدایتگری را بپذیرد و به لوازم آن ملتزم باشد. یکی از مأموریتهای روانشناس انقلاب اسلامی، «*توسعهی زیست مؤمنانه*» است که بیداری منجر به قیام لله را در پی دارد.
️ روانشناس انقلاب اسلامی باید با ایجاد سطوحی از بعثت درونی متناسب با ظرفیت و موقف ایمانی انسان، به نحوی او را در سطح خودش برای قیام به قسط وارد میدان کند.
که این حتماً با درمانگریها و مشاورههای فعلی متفاوت است. پ.ن ۱: اقتضائات مربوط به روانشناس انقلاب اسلامی بحثی مفصل است و مجال دیگری به آن پرداخته خواهد شد. پ.ن ۲: سطوح درمانگری ناظر به سطوح مشکلات نیز حرفهایی است که بعدها به آن برخواهیم گشت.
ادامه دارد... #تحول #روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
هشتگ #روانشناسی_انقلاب_اسلامی را به یاد میآورید؟
یک بار دیگر از ابتدا مرور کنید و سپس به سؤالات بنیادینی که در زیر به آنها اشاره میشود، فکر کنید
در این بافت معنایی، طرف مقابل روانشناس و مشاور نه مراجع یا بیمار، بلکه انسان است؛ و به تعبیر دقیقتر، ولی نعمتی که فرصت هدایتگری را برای مشاور فراهم آورده است. این نگاه، الزاماتی جدی در نوع مواجهه و تعامل روانشناس با او ایجاد میکند؛ چه در چارچوب رابطه درمانی و چه در مناسبات دیگر.

نقطهی تأمل اول:آیا روانشناس و مشاور، فردی است که نشسته و منتظر میماند تا به او مراجعه کنند،
یا طبیب دواری است که سراغ دردها و دردمندان میرود و زمین و زمان را به هم میدوزد تا نیازمند را علاج کند؟

نقطهی تأمل دوم:در این نگاه، مناسبات مالی چگونه باید شکل گیرد؟
آیا میتوان حل مشکلات را مشروط به پرداخت ساعتی مبلغ مشخص (به تومان یا حتی دلار!) از جیب مخاطب کرد؟
تبعات عدالتی این رویکرد چیست؟
مدلهای جایگزین چه میتواند باشد؟

نقطهی تأمل سوم:آیا تأسیس مرکز مشاوره اسلامی کار درستی است؟ سؤال دقیقتر این است: آیا کلینیک یا مرکز مشاوره، بستر مناسب و کاملی برای تحقق الگوی مطلوب است که اکنون بخواهیم آن را «اسلامی» کنیم؟
و اگر زنجیرهای هم بسازیم، آیا این ساختارها از انحراف به سمت تجاریسازی مصون خواهند ماند؟

نقطهی تأمل چهارم:در مدل انقلاب اسلامی، آیا اساساً ساخت اجتماعی به صورت نفربهنفر (رابطه درمانگر-مراجع که جوهره روانشناسی رایج است) قابل تحقق است؟
و سؤالات دقیق دیگری که برای تحول بنیادین باید به آنها پرداخته شود...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
یک بار دیگر از ابتدا مرور کنید و سپس به سؤالات بنیادینی که در زیر به آنها اشاره میشود، فکر کنید
یا طبیب دواری است که سراغ دردها و دردمندان میرود و زمین و زمان را به هم میدوزد تا نیازمند را علاج کند؟
آیا میتوان حل مشکلات را مشروط به پرداخت ساعتی مبلغ مشخص (به تومان یا حتی دلار!) از جیب مخاطب کرد؟
تبعات عدالتی این رویکرد چیست؟
مدلهای جایگزین چه میتواند باشد؟
و اگر زنجیرهای هم بسازیم، آیا این ساختارها از انحراف به سمت تجاریسازی مصون خواهند ماند؟
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۱۱:۴۳
خـانــه رشد و توانمندسازی تابش
خانه رشد و توانمندسازی تابش با همکاری مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران برگزار میکند:
رویداد «شهرآرام»: ظرفیتسازی بانوان کنشگر محلات شهر تهران، برای حفظ آرامش و امنیت روانی شهر در مواقع بحرانی 🧩 توانمندسازی در ۴ گام: مقدماتی، تخصصی، میدانی و نهایی
در قالب: کارگاههای آموزشی؛ شبکهسازی؛ شبیهسازی موقعیت؛ تمرین عملی در میدان؛
زمان: آذر تا بهمن ۱۴۰۴
شروع گام اول: پنجشنبه ۶ آذر ۱۴۰۴، از ساعت ۸ الی ۱۴:۰۰
محل برگزاری: باغ کتاب تهران
ثبتنام از طریق تکمیل فرم زیر: https://survey.porsline.ir/s/0s5zXsz2
کسب اطلاعات بیشتر از طریق شناسه پشتیبانی رویداد: @shahraram_event
بله | ایتا
همراهان گرامی تابش!
با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و کنشهای میدانی
🧰 بنا به درخواست سازمان مدیریت و پیشگیری از بحران برای معرفی نیروی مشاور و روانشناس جهت اعزام به مناطق مورد هجوم در تهران در حال ظرفیتسنجی هستیم.
بزرگوارانی که در فضای امدادهای اولیه روانشناختی در بحران، صلاحیت و تمایل به خدمترسانی دارند، به شناسه زیر پیام دهند:
@sbtghalam
با عرض سلام و آرزوی قبولی طاعات و کنشهای میدانی
🧰 بنا به درخواست سازمان مدیریت و پیشگیری از بحران برای معرفی نیروی مشاور و روانشناس جهت اعزام به مناطق مورد هجوم در تهران در حال ظرفیتسنجی هستیم.
بزرگوارانی که در فضای امدادهای اولیه روانشناختی در بحران، صلاحیت و تمایل به خدمترسانی دارند، به شناسه زیر پیام دهند:
@sbtghalam
۱۲:۱۶
گرچه «ما را به سختجانی خود این گمان نبود»، اما یقین داریم که «إنَّ مَعَ العُسرِ یُسرًا».
و شاید پایانِ این مسیرِ پرتبوتاب، چیزی جز آغاز فهمی تازه از انسان نباشد؛ انسانی که اگرچه میگرید، اما میایستد؛ اگرچه میترسد، اما ادامه میدهد؛ و اگرچه زخمی است، اما سربلند و استوار، آینده را میسازد.
#عید_نوروز #عید_فطر #جنگ_رمضان
۱۰:۱۰
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت اول:
نقش ما
قُلْ إِنَّما أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّـهِ مَثْنى وَ فُرادى
سبأ، آیه ۴۶
زمان زمان قیام است. اگر شد جمعی و اگر نشد فرد به فرد. این آیه از ابتدای زندگی ما تا کنون چندین چند بار برای ما خوانده شده تا به موقعش بتوانیم به آن عمل کنیم و الان بیشتر از هر وقت دیگری موقعش است.مهم است که بدانیم هر کس در هر موقعیتی که هست هر آنچه از دستش برمیاید باید انجام دهد و کاری که از دست ما برمیاید کار در حوزه سلامت روان است.اما به چه نحو؟ 
رهبر و مقتدای شهید ما در این رابطه فرمودهاند:همه باید احساس مسئولیّت کنیم و هرکدام در هرجا که هستیم، واقعاً وظیفهی اوّلی و اصلی خودمان را دفاع از نظام اسلامی قرار بدهیم و حرکتمان را با این تنظیم کنیم ۹۵/۹/۱۵
پس تا الان دو موضوع برای ما مشخص شد: اینکه حتماً در راستای اتفاقاتی که در حال افتادن است باید کاری کنیم و وظایفی داریم و نکته دوم اینکه باید این حرکت و کارمان رو هماهنگ با نظام اسلامی پیش ببریم.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
پس تا الان دو موضوع برای ما مشخص شد: اینکه حتماً در راستای اتفاقاتی که در حال افتادن است باید کاری کنیم و وظایفی داریم و نکته دوم اینکه باید این حرکت و کارمان رو هماهنگ با نظام اسلامی پیش ببریم.
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۱۲:۳۹
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت دوم:
حزب الله و گروه مقاومت
اولین تجربهی نسبتگیری تخصصی ما با فضای جنگ بعد از حادثهی تلخ پیجرهای حزبالله لبنان در ۲۷ شهریور ۱۴۰۳ آغاز شد؛ یعنی حدود 1.5 سال قبل.
همزمانی این اتفاق با تحولات سوریه و آواره شدن خانوادههای سوری و انتقال مجروحین حزبالله به تهران و میزبانی از افراد رانده شده از شامات در ایران و عراق، منجر به افزایش تقاضا برای ورود متخصصین ایرانی شد و با توجه به عدم آمادگی کافی برای تأمین نیازهای تخصصی، فرصتی فراهم شد تا به این مسئله بیشتر فکر کنیم. تحولات منطقه روبه افزایش بود و شرایط، هر اتفاقی را اقتضاء می کرد.
اولین اقدام مشترک با دوستان، که در زمان کوتاهی بعد از تقاضاهای صورت گرفته بود (۱۰ مهر ۱۴۰۳)، برگزاری نشستهای تخصصی برای ترسیم نسبت کنشگری متخصصان روانشناسی و مشاوره با مسئلهی مقاومت بود که از قضا مصادف شد با عملیات وعده صادق ۲.در آن نشستها جمعی از اساتید تلاش کردند از منظرهای مختلف این نسبت را توصیف کنند و انصافاً هم تلاشهای خوبی بود، اما انگار چیزی کم بود؛ هرچقدر تلاش شد تا افقگشاییهای جدیدی نسبت به ادبیات موجود انجام شود، اما باز هم از یک سطحی فراتر نرفت. بازخورد فعالان و حتی دانشجویان آرمان گرا، نشان میداد چیزی در این میان کم است و گمشدهای وجود دارد.در همین اثنا که منطقه آبستن حوادث پیدرپی و غریب و بعید بود (مثل شهادت هنیه و شهید حسن نصرالله) ذهنیت ما این
بود که چرا دامنه ی فعالیت تخصصی خود را ناظر به مداخله در بحران، به وسعت محور مقاومت گسترش ندهیم؟ پس به سراغ گام بعدی رفتیم.
دومین اقدام را ناظر به تشکیل تیم های چابک و آموزشدیده برای حضور و کنشگری تخصصی در سطح جبههی
مقاومت تعریف کردیم؛ پیشبینی ما این بود هر لحظه ممکن است در جای جای محور مقاومت نیاز به حضور متخصص سلامت روان باشد و از آنجایی که اعلام نیازشان هم نسبت به ایران بالاست؛ چرا ما منتظر بمانیم تا به ایران بیایند و بعد رسیدگی کنیم؟ پس به این نتیجه رسیدیم ما باید شعاع
اثرگذاری را افزایش دهیم و عنداللزوم در صحنه باشیم:« مرز ما عشق است هر جا اوست آنجا خاک ماست،سامرا، غزه، حلب، تهران، چه فرقی می کند؟»خروجی آن شد برگزاری کارگاه جامع مشاوره در بحران و افراد ی هم بورسیه شدند برای این سطح از کنشگری.ایدهی جذابی بود ولی کماکان انگار یک چیزی کم داشت...
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
بود که چرا دامنه ی فعالیت تخصصی خود را ناظر به مداخله در بحران، به وسعت محور مقاومت گسترش ندهیم؟ پس به سراغ گام بعدی رفتیم.
مقاومت تعریف کردیم؛ پیشبینی ما این بود هر لحظه ممکن است در جای جای محور مقاومت نیاز به حضور متخصص سلامت روان باشد و از آنجایی که اعلام نیازشان هم نسبت به ایران بالاست؛ چرا ما منتظر بمانیم تا به ایران بیایند و بعد رسیدگی کنیم؟ پس به این نتیجه رسیدیم ما باید شعاع
اثرگذاری را افزایش دهیم و عنداللزوم در صحنه باشیم:« مرز ما عشق است هر جا اوست آنجا خاک ماست،سامرا، غزه، حلب، تهران، چه فرقی می کند؟»خروجی آن شد برگزاری کارگاه جامع مشاوره در بحران و افراد ی هم بورسیه شدند برای این سطح از کنشگری.ایدهی جذابی بود ولی کماکان انگار یک چیزی کم داشت...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۱۲:۰۶
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت سوم:
جنگ دوازده روزه
دومین تجربهی مواجهه، جنگ تحمیلی 12 روزه بود. اوایل سال 1404 در حال تدارک دورههای تکمیلی و پیشرفته مداخله در بحران بودیم که با حملهی دشمن در سحرگاه 23 خرداد مواجه شدیم. راستش اگرچه از نظر ذهنی آمادگیهایی برای کشیده شدن درگیری به داخل کشور داشتیم اما فکر نمیکردیم این اتفاق به همین زودی رخ دهد.
همان روز اول، طرح نسبتاً کامل یک قرارگاه راهبردی-عملیاتی برای تأمین نیازمندیهای سلامت روان مردم در فضای جنگ آماده شد. 5 خط اصلی با پیشبینی لوازم پیگیری هر کدام، طراحی و پس از اتصال به ستاد مردمی جنگ و همفکری و همکاری سایر متخصصین، آمادهی عملیات شد.
در این دوره، با یک مسئلهی اساسیتری مواجه شدیم و آن هم عدم طراحی کلان و نگاشت نهادی فضای سلامت روان در موقعیت بحران بود.
طبق معمول ما یک نقشهی منسجم در این زمینه نداشتیم و تقریباً همه ی کنشهای روانشناختی، به سامانهی 4030 و برخی اقدامات غیر منسجم دیگر خلاصه میشد و در نهایت آن طور که باید و شاید امکان پوشش فضای گسترده، متنوع و متکثر اجتماع فراهم نمیشد.
رسانه ملی ساز خودش را میزد و تا قبل از اصابت موشک به ساختمان شیشهای گویا قبول نمیکرد که جنگ شده است و از عملیاتها صرفاً با عنوان موج سوم وعده صادق یا میکرد.
دستگاهها اقدامات موضعی و پراکنده داشتند و برخی هم دنبال ارائه بیلان کاری سازمان خود بودند. مورد داشتیم که در یک دستگاه، سه بخش مختلف، سه کار متفاوت از هم بینسبت با یکدیگر انجام میدادند؛ هر که برای خودش.
این مسائل باعث شد که سومین اقدام ما از سطح کنشگری میدانی صرف، به یک کار ستادی از جنس قرارگاهی تبدیل شود؛ پیشنهاد سازماندهی و پشتیبانی سامانه 4030 را نپذیرفتیم و مأموریت خود را روی ترسیم زنجیرهی تأمین اقدامات حوزه سلامت روان - از تولید محتوا تا کنش میدانی - و شناسایی و جایابی بازیگران مختلف - از انجمنهای علمی گرفته تا دستگاههای متولی امر تا کنشگران میدانی ،- متمرکز کردیم. کار طاقت فرسا و پیچیدهای هم بود و نیازمند ایجاد هماهنگی بین بازیگران مختلف؛ که به همت یکی از اساتید و جمعی از فعالان پیگیری شد.
نسبت به قبل، به نظر میرسید کار ارتقاءیافتهتری انجام شده و نیاز اساسیتری در حال پاسخگویی است ولی انگار هنوز مهرهی کنشگری تخصصی، سر جای درست خود نبود.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۹:۰۱
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت چهارم:
تحلیلی بر اقدامات جنگ دوازده روزه
تجربهی جنگ تحمیلی 12روزه و رصد و بررسی اقدامات مختلف، فارغ از رویارویی با چالشهای همیشگی فرهنگی کار قرارگاهی و بین سازمانی در دغدغهمندان مثل: ندادن اطلاعات، تلاش برای ایجاد انحصار در برخی لایههای عملیاتی، تلاش برای جذب و هضم بقیهی کنشگران در طرح خود، خودمهمپنداری و تصور اینکه گزینه ی بعدی در فهرست ترور اسرائیل هستند! و... که کار را کند و پیچیده میکرد، به دلیل ارتباط با سطوح مختلف کنشگران و امکان نگاه از بالا به صحنه، ۲ مسئله را به خوبی نشان میداد:
۱. اشباع فعالیت ها در ابتدای زنجیره که شامل تولید محتوا بود و خلأ اساسی در انتهای زنجیره که کنشهای مردمی بود.یعنی بعد از گذشت 4-3 روز از شروع جنگ، با حجم انبوهی از محتواهای تولیدشده توسط اساتید و کارشناسان مواجه بودیم که اصلا به انتهای زنجیره نمیرسید. دقیقترش این است که انتهای زنجیره، برخلاف تصور ما اصلا میز مشاوره نبود؛ بلکه گروههای محلی و فعالین مردمی بودند که اصلا این محتوا آنچنان به دستشان نمیرسید و آنچنانتر، به کارشان هم نمیآمد .
۲. نکته ی مهمتر این بود که مسئلهی خیلی اساسی که کسی به آن نمیپرداخت، «امنیت روانی» بود نه «سلامت روان».
مگر در جنگ، چند نفر آسیب مستقیم میبینند؟
چند درصد از مردم در معرض حملات دشمن، تخریب منزل، فقدان عزیزان و موارد اینچنینی قرار میگیرند؟
اگر دو رکن اساسی بازدارندگی را قوت نظامی و روحیهی مردم برای ایستادگی و استقامت ببینیم که به تعبیر امام شهید، دومی مهمتر است، (1404/04/25)
چه چیزی می تواند بستر حفظ روحیهی استقامت باشد؟
اگر جنگ طولانی شود و مردم از سفر برگردند، چگونه باید با تبعات این جنگ فرسایشی مواجههی فعال داشته باشند؟
این موضوع بمراتب پیچیدهتر و ذوابعادتر از مشاوره در بحران و حفظ سلامت روان بود و نیازمند دسترسی به انتهای زنجیره؛ جایی که صحنه گردانی میدانی میخواهد، بازیگران و مختصات خاص خودش را دارد و ظاهرش اصلا شبیه فضای تخصصی نیست.
اما چگونه می شد نسبت تخصصی را فراتر از میز مشاوره و آموزش تکنیک های آرمیدگی، در حرکتهای اجتماعی مردمی ضرب کرد؟ ذهنمان درگیر این مسائل شده بود و طراحیهای اولیهای برای تعریف و انجام نوع جدیدی از کنش تخصصی انجام شد و در صدد نمونهسازی بودیم که اعلام آتش بس شد و مانند پایان اردوهای راهیان نور و جهادی، همه سوار اتوبوسها شدند و برگشتند به خانه. اما کار نصفه مانده بود.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۱۲:۱۰
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت پنجم:
دوران پساجنگ
سومین مواجهه مربوط به پساجنگ بود. بعد از جنگ تحمیلی 12 روزه و پیرو مسئلهشناسی حین آن، بنا شد همان خط اتصال به میدان را پیگیری کنیم؛ به نظر میرسید زاویهی ورود متفاوتی در حال شکلگیری است.
مسئله تقریباً روشن بود؛ برای تأمین امنیت روانی آحاد جامعه، سوای از ارائهی پیشنهادهای سیاستی به رسانهها که چگونه حرف بزنند یا نزنند، نیازمند نوعی از حضور متخصص (نه الزاماً تخصص) در میدان و فعالیتش از نوع مداخله در حرکت اجتماعی بودیم.
یعنی خدمت متخصص روانشناسی، باید از سطح خدمت در میز مشاورهی گوشهی حیاط مسجد، به سطح طراحی سازوکارهای تأمین امنیت روانی موقعیت محور، با مشارکت مردم و بهکارگیری ابزارهای در دسترس محلی ارتقاء پیدا می کرد.
در واقع روانشناس و مشاور باید از یک متخصص پشت میزنشین، به یک مصلح اجتماعی تبدیل میشد.طراحی نسبتاً پیچیدهای بود و نیازمند نیروی انسانی خاص خودش.
سختیهای کنش در این لایه و عدم آمادگیهای صحنه، باعث شد کار را از یک لایه پایینتر پیگیری کنیم؛ خود فعالین و کنشگران صحنه. یعنی افرادی که در مواقع بحران، صحنهگردان موقعیتهای اجتماعی پیرامون خود هستند.
در این برهه مسئلهی ما توانمندسازی کنشگران بالفعل محلات بود؛ قالب و خروجی چهارمین اقدام هم به ترکیبی از برگزاری دورههای آمادهسازی و شبکهسازی میدانی و... تبدیل شد.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۹:۰۰
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت ششم:
اغتشاشات دی ماه
اواسط توانمندسازی فعالان مردمی بودیم که اغتشاشات دی ماه فعال شد و چهارمین تجربهی مواجهه شکل گرفت؛ این بار هم تجربههای قبلی را داشتیم و هم با بدنهی میدانی مرتبط بودیم.
بخشهای مختلف زنجیره را میشناختیم و دید نسبتاً خوبی نسبت به انواع کنش تخصصی پیدا کرده بودیم؛ کماکان درخواست مشاوره در خود بحران (مثلاً در موقعیت بهشت زهراء(س) با خانوادههای جانباختگان) مطرح میشد. اما با کنشهای میدانی مؤثر دیگری که توسط فعالان رقم میخورد، مسجل شد که بحث امنیت روانی اعم و بسیار حیاتیتر از سلامت روان و مشاوره در بحران است.
نیازمند بستهی تخصصی ذوابعادی بودیم که در موقعیتهای مختلف متناسب با تنوع و تکثر شرایط قابل اجرا باشد و بتواند مقیاس پذیر شود.بستهای که بتواند در سطح طراحی اجتماعی و ناظر به تأمین امنیت روانی مردم کار کند؛ و این چیزی فراتر از مشاوره و آموزشهای خودکنترلی و... بود و پنجمین اقدام روی همین محور متمرکز شد.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۱۰:۰۶
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت هفتم:
جنگ رمضان
پنجمین تجربهی مواجهه، مربوط به جنگ اخیر است؛ این بار با وجود تجربیات متنوع قبلی، حدود یک هفته برای انجام هرگونه کنش تخصصی دست نگه داشتیم. به جای آن، تلاش کردیم مستقیماً با طیف افراد در صحنه مواجههی مستقیم داشته باشیم و جنس کنشهای مختلف را تجربه کنیم.
چرا این بار رویکردمان را عوض کردیم؟ چون شروع از نقطهی ذهنی مخاطب، میتوانست از هدررفت انرژی جلوگیری کند.
حضور در تجمعات مختلف، مشارکت در ایستهای بازرسی و گشتهای امنیتی شبانه، رصد گفتوگوها و مباحثات حضوری و مجازی طیفهای مختلف دغدغهمندان (وطندوست، مذهبی، انقلابی)، رصد محتواهای تولیدشده در فضای مجازی، گفتوگو و مشاوره در بحران با افراد مختلف و... بخشی از کارهایی بود که باقتضای فشردگی زمان، طی یک هفتهی اول انجام شد.
هدف این بود که نسبت به بخشهای مختلف میدان، وسعت دید پیدا کنیم.
در تمامی رفت و برگشتها با کف میدان به یک خلأ جدی برخوردیم.
آن خلأ چه بود؟
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۷:۳۹
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت هشتم:
بررسی کف میدان جنگ رمضان
آنچه به نظر میرسید خلأ جدی است و به زودی با تبعات آن مواجه خواهیم شد، این است که فضا مملو از یکجور حس انتقام، بغض، عصبانیت و خشم مقدسی است که نوعاً از یک دستگاه محاسباتی صحیح پشتیبانی نمیشود.
روانشناسانهاش میشود اینکه فضای هیجانی غلبه دارد و فاقد شناخت کافی برای تداوم و استمرار این خروش جمعی و تبدیل آن به یک رفتار هدفمند است.
یعنی چون:
اولاً صحنه به شدت پیچیده است و تحلیل آن به این سادگی نیست
ثانیاً فضای آموزشی-تربیتی ما تکه تکه است و انسجام کافی در ارائهی یک تصویر روشن که بتواند از فضای معرفتی و ایدئولوژیک تا امتداد رفتاری را پوشش دهد ندارد
*موقعیتهای پیچیده و ذوابعاد در یک موج هیجانی خلاصه میشود، یک برداشت تککلمهای، کلی و گِرد (مثل انتقام) از فضا شکل میگیرد و تبعاً نمیتوان روی تبدیل آن به یک عزم و استقامت عمومی پایدار حساب کرد یا اقلاً روی امکان جهتدهی و تمرکز آن روی نقطهی درست نمیتوان حساب باز کرد.
این مسئله، بزنگاه و خطر جدی است.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۱۴:۱۶
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت نهم:
بررسی کف میدان جنگ رمضان(بخش دوم)
از اینجا به بعد ماجرا، دو مسیر دارد که هر دو در انتها به یک نقطه میرسند.
مسیر اول در مورد موقف صحیح کنشگری تخصصی و نسبتگیری دقیق با میدان است. یعنی اقدام اصلی ما چه باید باشد؟اگر اینگونه در نظر بگیریم که: تعیین سرنوشت این جنگ وجودی
تابع استقامت و استمرار حضور مردم و حفظ روحیهی ایستادگی است، و این ایستادگی
تابع عزم عمومی و آن عزم عمومی هم
تابع ارتقای تابآوری اجتماعی است، با دو جنس کنش مواجه هستیم: 1. کنش عمومی؛ که در حال حاضر حتماً نسبت به کنش تخصصی، اولی است. کنش عمومی میشود همین حضور در میدان به انحاء مختلف و آمادهسازیهای ناظر به آن مثل تشکیل هستههای مقاومت محله محور و... . تعریف بسترهای حضور مؤثر و نقشآفرینی آحاد جامعه. 2. کنش تخصصی؛ که این کنش باید فراتر از مداخله در بحران و ناظر به افزایش کیفی کنشهای عمومی باشد. یعنی مسئلهی تخصصی ما باید این باشد که چگونه با به خدمت گرفتن دانش و مهارت تخصصی، زمینهی غنیسازی، استمرار و ارتقای کنشهای عمومی را فراهم کنیم؛ یک خطی آن می شود طراحی سازوکارهای آماده سازی و استحکام روحی -روانی برای زندگی در متن مبارزهی حق و باطل، که نوعی از آن هم می شود قتال.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۱۱:۳۴
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت دهم:
چرا روانشناسی کفایت نمیکند؟
این دو نوع کنش، تابع نیازهای میدان هستند؛ اما در میدان عمل، نباید صرفا تابع نیازهای موجود باشیم باید سطح توقع میدان را نسبت به خود ارتقاء دهیم، قد بکشیم و پاسخهای تازهای بیافرینیم.
ما همواره ـ و امروز بیش از همیشه ـ محتاج فهم «انسان انقلاب اسلامی» بودهایم؛ فهمی که با نظامها و ادبیاتهای علمی کنونی به دست نمیآید و نیاز به تحولی عظیم دارد. جریانهای تحولخواه در روانشناسی هر کدام به راه خود رفتهاند.
نقطه اشتراک تمام حرکتهای تحولخواه در روانشناسی این است که به این جمعبندی رسیدهاند روانشناسی تاکنون کفایت نکرده است و در همین روانشناسی موجود باید تغییراتی ایجاد کرد تا شایسته حل مسائل بشر شود.آنها مشکل را این میدانند که از ابتدا هم بیش از حد روانشناسی را بزرگ کردهاند و از آن توقع داشتهاند. انتظار داشتند آن لباس بدقواره را از این طرف و آن طرف بکشند تا به تن او خوش بنشیند. اگر هم نشد، ناچارا از قد و قواره انسان میزنند و او را ناقص میکنند تا لباس به تنش بنشیند.
اما نقطه تمایز روانشناسی انقلاب اسلامی آنجاست که ادعا میکند روانشناسی از اساس نطفهاش با انسان بیگانه است. یعنی آن لباس بدقواره که گفتیم از اساس برای انسان دوخته نشده است!
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۱۱:۰۶
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت دهم:
روانشناسی اسلامی
روانشناسی اسلامیِ موجود نیز، خود را در همان زمین بازی روانشناسی غربی تعریف کرده اما دلبستهی اهداف و آرمانهای اسلامی نیز مانده است. نتیجهی این دوگانگی آن است که - نه به تمامیت روانشناسی غربی میرسد و نه به مطلوب اسلامی نزدیک میشود.
راه پیشِرو
یا تعریف زمینی کاملاً نو است که آسان نیست
یا حرکت در زمین فعلی همراه با راهبردی برای تغییر خودِ زمین بازی است؛ نه صرفاً تغییر بازیکنان و داور و قواعد.
اما چون هیچیک از این دو راهبرد اتخاذ نشده است، در عمل، نوعی راه میانه شکل گرفته و تلاشهای منتسب به روانشناسی اسلامی روی طیفی از «اسلامیتر ـ غیراسلامیتر» ساکن شده است. اما عمق مسئله بسیار فراتر از اینهاست
پیچیدگی بیشتر آنجاست که بخواهیم موضع تخصصی خود را نه فقط بر مبانی دینی، بلکه بر عقلانیتی برخاسته از انقلاب اسلامی و در دل حرکت زنده امت، با افق تمدنسازی و ذیل الگوی پیشرفت اسلامی-ایرانی تنظیم کنیم. آن هم نه در پشت میز و اتاق درمان، بلکه در دل میدان و در نقش طراح؛ زیرا روانشناس، به حدی از دانش طراحی مجهز است.
به عنوان مثال تلاش کنید مسئلهی یک نفر را که واقعاً زیست مؤمنانه دارد، با ادبیات فعلی روانشناسی و روانشناسی اسلامی حل کنید؛ با تئوری انتخاب، مثبتگرای اسلامی، معنوی، وجودی، یا هر طور دیگری که بلدید ولی به شرطی که در همین زمین بازی روانشناسی باشد (اسلامی یا غیراسلامی). شاید بگویید اگر کسی زیست حقیقی مؤمنانه داشته باشد که دیگر نیاز به روانشناس و مشاور ندارد؛ فارغ از پاسخ به این سؤال، این اظهارنظر از حقیقتی حکایت دارد -که خود تحولگرایان نیز آن را قبول دارند- و آن این است که روانشناس تلاش میکند تا مشکل را در اتاق درمان و در موضع آسیب حل کند؛ نه در موقف و جایگاه طراح.
️در این نقطه، خلأ بزرگی آشکار میشود.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۶:۰۹
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت یازدهم:
حرکت تمدنی انقلاب اسلامی
در این نقطه، خلأ بزرگی آشکار میشود:
فضای تحولخواه روانشناسی و مشاوره، از حرکت تمدنی انقلاب اسلامی عقب مانده و نسبتی دقیق با آن پیدا نکرده است.
با وجود تلاشهای فراوان در حوزه بومیسازی و اسلامیسازی، یک بحران جدی پابرجاست و اکنون ـ در اوج بحرانها و آشکار شدن نارساییها ـ زمان اندیشیدن عمیق به آن است:
️ «روانشناسی اسلامیِ ما نسبت وثیقی با انقلاب اسلامی» ندارد.
این نقیصه به معنای بیارتباطی روانشناسانِ مسلمان با انقلاب نیست؛ که امضای بیانیهها، فعالیتهای جهادی، تلاشهای هنگام جنگ و...، وفاداری عملی آنان را نشان میدهد. اما اینها کنشهای انقلابیِ روانشناسان مسلمان است، نه «روانشناسیِ متناسب با انقلاب».
مثل خود روانشناسی که با انسان بیگانه است، روانشناسی اسلامی نیز آنچنان با انقلاب اسلامی آشنا نیست؛ چون مبدأ را درست انتخاب نکرده، مقصد نیز درست نیست
به تبع، تلاشهای منقطع از مبدأ و مقصد به نتیجه نمیرسد.
مشکل آنجاست که همچنان در زمین فکری موجود تنفس میکنیم و از همان فضا تلاش میکنیم دست خود را به سوی انقلاب اسلامی دراز کنیم؛ در حالی که فاصله بسیار بیشتر از اینهاست و اصلاً مسیر فرق میکند.
️ ما باید اصل زمین را تغییر دهیم، نه جای خود را در همان زمین. باید در هوای انقلاب اسلامی تنفس کنیم تا با آن خو بگیریم، نیازهایش را بشناسیم و با حرکتش هماهنگ شویم. انقلاب اسلامی طرح، مسئلهشناسی، روش، مبانی و مسائل ویژه خود را دارد. نقطه عزیمت ما باید انقلاب اسلامی باشد، نه فقط مقصد ما.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۸:۱۴
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت دوازدهم:
آیا سلامت روان مبدأ مناسبی برای شروع است؟
اگر انقلاب اسلامی به عنوان مبدا و مقصد فعالیتهای ما انتخاب شود، در هر حوزهای از جمله روانشناسی، نخست به سراغ «بخش سلامت روان» نمیرویم تا مسئله را با الگوهای پیشساخته حل کنیم.
اگر از مبدأ انقلاب اسلامی حرکت کنیم (نه برای انقلاب اسلامی)، نه نقطهی سلامت روان قابلیتهای لازم برای تحول تمدنی فضای تخصصی ما را دارد و نه ابزارهای رایج مشاوره در بحران.
مثال روشن آن وضعیتهای بحرانی است: روانشناس دغدغهمند ممکن است در جنگ یا شرایط بحرانی، با تغییراتی، از پروتکلهای سوگ و مداخلات بحران بهره بگیرد.
️اما همین ابزارها در برابر کسی که «امامش را از دست داده» کارایی ندارند؛ نه میشود چنین سوگی را فرمولبندی کرد و نه با تکنیکهای آرمیدگی، ذهنآگاهی یا مداخلات معنوی مرسوم التیامش داد. اصلاً آیا «التیام دادن» در چنین تجربهای کار درستی است؟ خودِ روانشناس چگونه میتواند در این موقعیتها فقط با تکنیکهای مذکور دوام بیاورد؟
اساسا با تمرکز روی حوزه سلامت روان و در موقف کنونی مداخله در بحران، اگرچه خدمات زیادی ارائه میشود، اما پیشرفتی در زمینه تحول روانشناسی رقم نخواهد خورد.
زیرا این قبیل کارها باعث رشد روانشناسی در عرض میشوند؛ یعنی نهایتا ظرفیت پاسخگویی به 2 برابر افزایش پیدا میکند. حال آنکه برای رشد تحولی نیاز به حرکت طولی داریم.
️باید قلاب خود را در افق بالاتری بیندازیم تا امکان آن فراهم شود.
در این نقطه است که میفهمیم روانشناسی اسلامی موجود، هرچقدر هم کشیده شود، به قامت انسان مسلمانِ انقلابی درنمیآید و از موضع تخصصی خود نسبتی با حرکت امت اسلامی ندارد (بدیهی است که در حال تحلیل جریانی و کلان هستیم و ابداً اجر و زحمات اساتید و پژوهشگران این حوزه قابل انکار یا حتی ارزشگذاری نیست).
اگر این گزارهها درست باشد، یعنی یک جای کار طرح اسلامیسازی ما از اساس میلنگد که نمیتواند خود را با این حرکت زنده و مسائل آن در مقیاس و وزان و افق مد نظر تنظیم و همراه کند.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۸:۲۰
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت سیزدهم:
فرصتی برای تغییر زمین بازی!
اکنون، به واسطه حوادث اخیر، جریانهای موسوم به روانشناسی اسلامی در بزنگاهی تاریخی قرار دارند؛ بزنگاهی که میتواند نسبت حقیقی با حرکت امت اسلامی پیدا کند، همدما و همگام شود، و نقاب روانشناسی موجود را کنار بزند تا هویتی نو و متناسب با عصر و مصر انقلاب اسلامی بیافریند.
️ فرصتی برای رهایی از قفس فعلی، ساختن زمینی جدید و خلق افقهای تازه.
برای این تحول باید باور کنیم که روانشناسی و مشاوره کنونی توان رسیدن به آرمانهای عصر خمینی را ندارد مگر آنکه ارتقای هویتی عمیقی رخ دهد: ابتدا در روانشناسی و سپس در همهی شئون روانشناس و مشاور.
این فضای جنگ، -فرصتی برای قد کشیدن روانشناسی و مشاوره، بازتعریف هویتی و کارکردی آن و همگام شدن با حرکت جامعه و امت اسلامی است.
️ در چنین مرحلهای، بسیاری از تعاریف، مفاهیم، مسائل، مبادی، مقاصد و راهبردها دگرگون خواهند شد و مختصاتی کاملاً متفاوت را تجربه خواهیم کرد.
کنش رایج ما تا امروز چیزی جز مداخله در بحران نبوده است؛ گویی تمام هنرمان محدود شده به آتشنشانیِ روان، آن هم با ویرایشی خفیف از دستورالعملهایی که از دل همان پروتکلهای بیحس و بیریشه بیرون آمدهاند. اندکی از خلسهی مخدّرِ توصیههای بینالمللی را زدودهایم و در عوض چند جرعه نگاه تربیتی، رشدی و الهیاتی در آن ریختهایم.
اما نتیجهی نهایی چه بوده؟
در خوشبینانهترین صورت، از PTSD گامی برداشتهایم و به PTG رسیدهایم؛ جهشی که اگرچه نامش روشنتر است، اما همچنان در همان تار و پودِ دستگاه پیشین تنیده شده و از آن افق عبور نکرده است.
اما به نظر میرسد ما باید در چند لایه افقها و جهتگیریها را طور دیگری تنظیم کنیم بلکه بتوانیم مختصات فعلی زمین بازی را برهم بزنیم
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۶:۳۹
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت چهاردهم:
تغییر افق دید(بخش اول)
جهتگیریهایی که به نظر میرسد باید تغییراتی در آن رخ دهد چیست؟
ارتقای سطح مسئله از مداخله و مشاوره در بحران، به «امنیت روانی»:
یعنی آمادهسازی و تجهیز روانی مردم برای پذیرش کنش مؤثر ناظر به درگیری بلندمدت و بحرانهای پیدرپی و تعریف نقش برای آحاد جامعه.
در شرایط فعلی باید آمادگی آحاد جامعه، در حد مواجههی فعال با یک روند فرسایشی نامعلوم به جهت زمانی و سایر ابعاد باشد؛ آن هم برای نسل جنگندیدهی امروزی.
این امنیت روانی است که میتواند متضمن تابآوری اجتماعی باشد و بالتبع برگ برندهی نظام اسلامی در تقابل با جبههی باطل.
امنیت روانی، میتواند آن نقطهی جهش مؤثر فضای تحولی باشد و برای جایگزین مشاوره در بحران به معنای مرسوم هم نیازمند نوع دیگری از ظرفیتسازی ادراکی و رشد عقلانیت ناظر به تقویت عزم و استقامت درونی هستیم که در مجال خود مفصلاً قابل بحث است.
ارتقای سطح کنش از «مشاوره» به «طراحی اجتماعی»: اگرچه مشاوره دادن به عنوان نماد تخصصی حوزهی ما شناخته میشود اما برای تأثیرات جدیتر نیازمند ورود به لایهی طراحی اجتماعی هستیم؛
یعنی طراحی و بکارگیری ابزارهای مختلف محیطی و... برای تنظیم و جهتدهی احساسات، ادراکات، هیجانات و گرایشهای عمومی.
ارتقای نقش کنشگری از «مشاور» به «مصلح اجتماعی»: چنانچه قرار باشد مشاور اثرات گستردهتر در فضای جامعه بگذارد و متناسب با افق بلندتری حرکت کند، باید بتواند در قامت یک مصلح اجتماعی ظاهر شود و نه صرفاً کسی که اگر مشکلی پیش بیاید به او مراجعه میکنند.
️جنس اصلاح اجتماعی به طور کلی متفاوت از دغدغههای فردمحور روانشناسی و مشاورهی فعلی است.
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۶:۰۷
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت پانزدهم:
تغییر افق دید (بخش دوم)
ارتقای هدف مداخلات از «آرامسازی» به «ظرفیتسازی فردی و اجتماعی در راستای قیام به قسط»:
روانشناسی و مشاوره خواهناخواه نحوی از هدایت افراد را عهدهدار است. آنچه مطلوب هدایت است، قیام به قسط آحاد جامعه است. فلذا یکی از افقهای جدی مداخلات مشاورهای، باید ظرفیتسازی ایمانی یا ارتقای آن در افراد ناظر به چنین مطلوبی باشد.
مثلاً در فضای بحران، اتفاقاً آرامسازی در جهت تنظیم ادراکات و جهتدهی رفتارهای فردی و اجتماعی از طریق معنابخشی موقعیت و هماهنگسازی آن با با افق هدایتی است.
ارتقای میدان عملیات از «اتاق مشاوره و کلینیک و مرکز توانبخشی و میز خدمت»، به «صحن اجتماع مثلاً محله»:
ایفای نقش اجتماعی و تغییر مناسبات با جامعه، نیازمند توسعهی محورهای حضور و میدانهای عملیات است. اتاق مشاوره، کلینیک و حتی میز خدمت در مساجد و پایگاههای اجتماعی، نوع خاص و محدودی از کنش را اقتضاء میکند. ترکیب موارد بالا اعم از نقش جدید، سطح کنش جدید و...، نیازمند حضور در بافتهای اجتماعی است (البته این فضا ارتباطی به روانشناسی اجتماعی یا حتی روانشناسی جامعهنگر ندارد که انشاءالله در وقت خود بیان خواهد شد).و...
ادامه دارد...
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۷:۱۷
سلسله یادداشتهای کنشگری تخصصی در فضای جنگ
یادداشت پایانی:
جریان روانشناسی اسلامی ناظر به انقلاب اسلامی
جریان روانشناسی اسلامی اگر میخواهد زنده بماند و پابهپای امت اسلامی حرکت کند و از این نعمت بیبدیل الهی جا نماند:
باید بتواند تمرکز خود را روی طراحی و توسعهی فناوریهای زیست مؤمنانه مبتنی بر مکتب امام (ره) تنظیم کند؛ سازوکارهای درونی و امتدادبخشیهای فناوریگونهی ناظر به محاسبات عقلی، تنظیم گرایشات قلبی و تنظیم رفتار، متناسب با ظرفیتسازی/ایجاد/تحکیم/ارتقای ایمان مذهبی (19/02/1390).
باید بتواند مسئله را در این سطح تنظیم کند که چگونه میتوان شوک و بهت و غم را به حماسه و تثبیت جوشش درونی تبدیل کرد؟
باید بتواند با استفاده از دانشی که در دسترس دارد، برای غربزدایی از هویت مسلمان ایرانی سازوکار قابل تحقق ارائه کند.
باید بتواند به جای دمیدن در بحران، خروش برآمده از خشم مقدس را به عزم و ارادهی عمومی معطوف به پیشرفت کشور تبدیل کند.
باید بتواند پیشنهاد دهد در ساحتهایی که مدعی مداخله است، چگونه ترس خانوادهها را به تحریض به قتال تبدیل کند؟
باید بتواند توضیح دهد که چگونه میتوان لایههای منجر به سبک زندگی را طوری تنظیم کرد که همهی زندگی افراد مظهر فریاد مرگ بر آمریکا باشد؟
️ما به طور کلی نیازمند پوستاندازی و تغییر مختصات حرکت (مبدأ، مسیر، مقصد) تحولی هستیم؛ باید برای هجرت عظیم فکری آماده شد.
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
| نشانی ما در پیامرسانهای بله، ایتا و تلگرام:
@khaneh_roshd_tabesh
جریان روانشناسی اسلامی اگر میخواهد زنده بماند و پابهپای امت اسلامی حرکت کند و از این نعمت بیبدیل الهی جا نماند:
#تحول#روانشناسی_انقلاب_اسلامی
۶:۱۴