رستم، در برابر شاهزاده اسفندیار که میخواهد او را بهبندکشیده پیش شاه ببرد:
تهمتنم¹ که تن خویش، خوار میبینمز کینهای که در اسفندیار² میبینم
منی که عمر برای شهنشهان دادمکنون برابر خود شهریار میبینم
تمام آنچه ز جان دوستتر بدانستمبرای خواری خود بیقرار میبینم
دو هفت خوان سپری شد که ما به هم برسیمهزار هفت یل داغدار میبینم
نگو پدر³ که نزن! بهر خود نمیزنمش!نه مرگ خویش که مرگ دیار میبینم
به خاک خشک که از خون شده است شارستان⁴ز ناسپاسی گشتاسپ⁵، خار میبینم
به سوگواری ما هر دو، چون پشوتن⁶ باشکه من دو نام به سنگ مزار میبینم
بگو شغاد⁷ بیاید که جان ز کف دادمنه احتیاج به دام شکار میبینم
۲ شهریور ۱۴۰۴
#محمدحسن_هاشمخانلو #شعر_معاصر #غزل_معاصر #غزل #شعر#رستم #اسفندیار #گشتاسپ #پشوتن #شغاد#شاهنامه
۱. تهمتن: نیرومند و تناور، لقب رستم است.۲. اسفندیار شاهزاده ایرانی پسر شاه گُشتاسپ است که پدر او را مامور کرده بود رستم را با خواری به بند بکشد و پیش او بیاورد؛ رستم پس از تلاش فراوان برای حل مساله مجبور شد با تیر زدن به چشم اسفندیار، او را بکشد.۳. زال که رستم را هشدار داده بود که در صورت کشتن اسفندیار با شومبختی مواجه خواهد شد.۴. شارستان: شهرستان۵: گُشتاسپ شاه ایران که پسر خود اسفندیار را مامور کرده بود رستم را با خواری به بند بکشد و پیش او بیاورد.۶. پشوتن برادر اسفندیار است که از رویارویی اسفندیار و رستم ناخرسند بود.۷. شغاد برادر ناتنی رستم است که با دسیسه و همکاری شاه کابلستان، برای رستم و برادر دیگرشان زواره تله گذاشت و آنها را کشت.
تهمتنم¹ که تن خویش، خوار میبینمز کینهای که در اسفندیار² میبینم
منی که عمر برای شهنشهان دادمکنون برابر خود شهریار میبینم
تمام آنچه ز جان دوستتر بدانستمبرای خواری خود بیقرار میبینم
دو هفت خوان سپری شد که ما به هم برسیمهزار هفت یل داغدار میبینم
نگو پدر³ که نزن! بهر خود نمیزنمش!نه مرگ خویش که مرگ دیار میبینم
به خاک خشک که از خون شده است شارستان⁴ز ناسپاسی گشتاسپ⁵، خار میبینم
به سوگواری ما هر دو، چون پشوتن⁶ باشکه من دو نام به سنگ مزار میبینم
بگو شغاد⁷ بیاید که جان ز کف دادمنه احتیاج به دام شکار میبینم
۲ شهریور ۱۴۰۴
#محمدحسن_هاشمخانلو #شعر_معاصر #غزل_معاصر #غزل #شعر#رستم #اسفندیار #گشتاسپ #پشوتن #شغاد#شاهنامه
۱. تهمتن: نیرومند و تناور، لقب رستم است.۲. اسفندیار شاهزاده ایرانی پسر شاه گُشتاسپ است که پدر او را مامور کرده بود رستم را با خواری به بند بکشد و پیش او بیاورد؛ رستم پس از تلاش فراوان برای حل مساله مجبور شد با تیر زدن به چشم اسفندیار، او را بکشد.۳. زال که رستم را هشدار داده بود که در صورت کشتن اسفندیار با شومبختی مواجه خواهد شد.۴. شارستان: شهرستان۵: گُشتاسپ شاه ایران که پسر خود اسفندیار را مامور کرده بود رستم را با خواری به بند بکشد و پیش او بیاورد.۶. پشوتن برادر اسفندیار است که از رویارویی اسفندیار و رستم ناخرسند بود.۷. شغاد برادر ناتنی رستم است که با دسیسه و همکاری شاه کابلستان، برای رستم و برادر دیگرشان زواره تله گذاشت و آنها را کشت.
۴۷۶
۱۸:۳۳