عکس پروفایل م.ح.ه. خانلوم
۶۹ عضو

م.ح.ه. خانلو

کانال شعر م.ح.ه. خانلو؛بیشتر متاثر از شاهنامه فعلا!کانال تلگرام:t.me/KhanlouPoems
حدیث نفس یزدگرد سوم در آسیاب:
گمان کنم که همین روز می‌دهم جان راکه میزبان خودم کردم آسیابان را
ز خار و خاک نگونتر شده است افسر¹ منکه نقدِ جان دهم این آب و سبزی و نان را²
نیای من همه شاهان سرزمین بودندگرفته‌اند ز من، کوچه و خیابان را
چه رفته است بر این مردمان شاه‌پرستکه یک پشیز³ نگیرند، عهد و فرمان را؟
ز آز⁴ تخت و نگین سوری شُبان‌زاده⁵به گرگ می‌دهد این ملک و گاه⁶ ساسان را
به پای سعد و عُمَر⁷ می‌کنند قربانیچه بی‌دریغ تدارک دهند، مهمان را
هنوز لشگر دشمن نیامده، این استچه می‌شود چو بگیرند، کل ایران را؟!
بگو عُمَر که بترسد ز کینه و نفرتز ملتی که خودش می‌کشد گروگان را
خدای من که خودت باغبان این خاکیچه شد که دست خزان می‌دهی گلستان را؟
۶ بهمن ۱۴۰۴
#محمدحسن_هاشم‌خانلو #شاهنامه #یزدگرد #یزدگرد_سوم
۱. افسر: تاج۲. مرد آسیابان در ابتدا یزدگرد را مهمان نان کشکین (جو) و تره کرد؛ هنگامی که به‌درخواست یزدگرد، برای فراهم کردن برسم رفت، ماهوی سوری که قصد جان یزدگرد را کرده بود از مکان یزدگرد آگاه شد.۳. پشیز: سکه مسین دوره ساسانیان که کمترین ارزش را داشت.۴. آز: طمع و میل بسیار۵. ماهوی سوری چوپان‌زاده، علیه یزدگرد سوم، آخرین پادشاه ساسانیان دسیسه کرد تا دشمن به او حمله کند؛ در میدان جنگ او را تنها گذاشت و وقتی یزدگرد به مرد آسیابان پناه برد، آسیابان را مجبور به کشتن یزدگرد کرد.۶. گاه: تخت شاهی۷. سعد وقاص فرمانده سپاه عمر ابن خطاب در حمله به ایران بود.

۴۸۶

۱۸:۳۵