۱۸:۱۸
۱۸:۱۸
۱۸:۱۸
خـط دانشجو روایت میکند؛
صاحب امتیاز: جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیهمدیرمسئول و ســــردبیر: رقیه اکبـــری
هشداری بسیار مهم برای دولت و سایر مسئولان کشور!
در ماههای بعد نیز رخدادهایی دیگر شکل گرفت. در آذر و دی سال گذشته، نوسانات اقتصادی و فشارهای معیشتی موجب افزایش تنش اجتماعی شد و مجموعه این عوامل در کنار مشکلات پیشین، زمینه بروز اعتراضات گسترده را فراهم کرد. گرچه دولت تلاشهایی برای کنترل شرایط انجام داد، اما برخی اقدامات دیرهنگام یا نامناسب منجر به بروز اتفاقات تلخ دیماه شد.
نویسنده: نوید نوریدانشجوی کارشناسیارشد نانوفناوری دانشگاه ارومیه
#یادداشت #نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
صاحب امتیاز: جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه ارومیهمدیرمسئول و ســــردبیر: رقیه اکبـــری
#یادداشت #نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
۱۸:۱۸
بادبانهای ســـــرخ در مقابل خلیج نیلگون
خلیج فارس، نهتنها یادگار میلیونها سال تکامل زمینشناسی است، بلکه حافظ حافظهٔ تمدنهایی است که از دل تاریخ برخاستهاند؛ تمدنهایی که بر کرانههای آن زیسته، جنگیده، دادوستد کرده و روایتهای کهن خویش را در امواج آن ثبت کردهاند. این دریا نه یک نام، بلکه یک هویت است؛ هویتی که از دل سنگنگارهها، متون باستانی، نقشههای یونانی، کتیبههای هخامنشی، و گزارشهای دریانوردان اسلامی تا امــــروز دوام آورده و بر اصالت آن مهر تأیید زده است.خلیج فارس با ساختار پیچیدهٔ بسترش، که گنجینههای انرژی جهان را در دل دارد، همچون موجودی زنده میتپد؛ تپشی که با تاریخ و فرهنگ ایـــــران و باشریانهای حیاتی منطقه گره خورده است.
در روزگاری که پرتغالیها از راه اقیانوس، با توپهای فولادین و بادبانهای ســـــرخ، قصد تسلط بر این گذرگاه حیاتی را داشتند، گمان میبردند که میتوانند این دریا را، که هزاران سال نام فارس بر آن نشسته بود، به ارادهٔ خود درآورند. دژهای مستحکمشان بر هرمـــــز، همچون زخمهایی بر تن خلیج بود؛ زخمی که نه تنها جغرافیا، بلکه روح مردم جنوب را آزرده میکرد. اما تاریخ هرگز در برابر سلطه خاموش نمانده است.
در این هنگام، قامت پولادینِ شاه عباس صفوی از دل تاریخ برخاست؛ پادشاهی که نگاهش همچون برقِ شمشیر بر دل دشمن میافتاد. او آواز بیدارباش را در سراسر ایـــــران طنین انداخت.
آنگاه که نبـــــرد آغاز شد، آسمان لرزید و زمین غرید؛ سپاه ایـــــران، چون شیران برخاسته از بند، به سوی دریا روان شد؛ مردانی که در چشمانشان آینهای از غیرت ایـــــران میدرخشید. در کنار آنان، دلیران هرمـــــز و قشم، ماهیگیران خسته اما استوار، و دریانوردانی که راه و رسم موج را بهتر از کتاب میشناختند، همپیمان شدند. این اتحاد، پیوندی بود میان تاج و توده، میان دربار و دریا؛ طوری که فریادهایشان، رعد را شرمنده میکرد و گامهایشان، خاک را به جنبش درمیآورد. شمشیرها در هوا میدرخشیدند و جرقههایشان چون ستارگان خشمگین بر تاریکی میافتاد. توپهای دشمن که سالها هرمـــــز را در چنگ گرفته بودند، در برابر این خیزشِ جاودانه، چیزی جز غرشهای بیاثر نداشتند.
چنین شد؛ پرتغالیها، که سالها بر این دروازهٔ آبی چیره شده بودند، در برابر این خیزشِ برخاسته از ایمان و اراده، تاب نیاوردند. دژهایشان یکی پس از دیگری سقوط کرد، و پرچمهای اجنبی از فراز برجها فروریخت.و چنین شد که نیلگونِ خلیج دوباره به رنگ غرور درآمد. نام ایـــــران بار دیگر بر موجها نشست، و خاطرهٔ آن نبـــــرد بزرگ، همچون ستارهای بیدار، در آسمان تاریخ ایـــــران جاودانه شد؛ یادگاری از ارادهٔ یک ملت، از صلابت شاه عباس، و از روزی که آزادی بر آبهای جنوب طلوع کرد.
دهم اردیبهشت به روز بازگشت حیات و هویت بدل شد؛ روزی که ایـــــران نشان داد این پهنه نه فقط یک دریا، بلکه روحی است که باید با جان از آن پاسداری کرد.
این پیروزی، نه تنها پایان یک سلطه، بلکه آغاز
دوبارهٔ شکوه بود؛ حماسهای که تا همیشه بر سینهٔ تاریخ ایـــــران حک شد. روزی که شمشیرِ عزت، زنجیر بیگانه را برید. روزی که خلیج فارس دوباره برخاست. روزی که ایـــــران، همچون ققنوسی از میان آتش، شکوه جاودانهاش را بازیافت.
خلیج فارس همچنان همچون نگینی در جنوب ایـــــران میدرخشد؛ پهنهای که از اعماق زمین برآمده، با امواجش تاریخ را نوشته، و با نامش هویت یک ملت را زنده نگه داشته است. این دریا روایتگر گذشته، نگهبان امروز و امید نسلهای آینده است؛ نماد استوارِ پیوستگیِ ایـــــران و تاریخ.
نویسنده: ثنا اسماعیلپوردانشجوی کارشناسی شیمی محض دانشگاه ارومیه
#یادداشت #نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
خلیج فارس، نهتنها یادگار میلیونها سال تکامل زمینشناسی است، بلکه حافظ حافظهٔ تمدنهایی است که از دل تاریخ برخاستهاند؛ تمدنهایی که بر کرانههای آن زیسته، جنگیده، دادوستد کرده و روایتهای کهن خویش را در امواج آن ثبت کردهاند. این دریا نه یک نام، بلکه یک هویت است؛ هویتی که از دل سنگنگارهها، متون باستانی، نقشههای یونانی، کتیبههای هخامنشی، و گزارشهای دریانوردان اسلامی تا امــــروز دوام آورده و بر اصالت آن مهر تأیید زده است.خلیج فارس با ساختار پیچیدهٔ بسترش، که گنجینههای انرژی جهان را در دل دارد، همچون موجودی زنده میتپد؛ تپشی که با تاریخ و فرهنگ ایـــــران و باشریانهای حیاتی منطقه گره خورده است.
در روزگاری که پرتغالیها از راه اقیانوس، با توپهای فولادین و بادبانهای ســـــرخ، قصد تسلط بر این گذرگاه حیاتی را داشتند، گمان میبردند که میتوانند این دریا را، که هزاران سال نام فارس بر آن نشسته بود، به ارادهٔ خود درآورند. دژهای مستحکمشان بر هرمـــــز، همچون زخمهایی بر تن خلیج بود؛ زخمی که نه تنها جغرافیا، بلکه روح مردم جنوب را آزرده میکرد. اما تاریخ هرگز در برابر سلطه خاموش نمانده است.
در این هنگام، قامت پولادینِ شاه عباس صفوی از دل تاریخ برخاست؛ پادشاهی که نگاهش همچون برقِ شمشیر بر دل دشمن میافتاد. او آواز بیدارباش را در سراسر ایـــــران طنین انداخت.
آنگاه که نبـــــرد آغاز شد، آسمان لرزید و زمین غرید؛ سپاه ایـــــران، چون شیران برخاسته از بند، به سوی دریا روان شد؛ مردانی که در چشمانشان آینهای از غیرت ایـــــران میدرخشید. در کنار آنان، دلیران هرمـــــز و قشم، ماهیگیران خسته اما استوار، و دریانوردانی که راه و رسم موج را بهتر از کتاب میشناختند، همپیمان شدند. این اتحاد، پیوندی بود میان تاج و توده، میان دربار و دریا؛ طوری که فریادهایشان، رعد را شرمنده میکرد و گامهایشان، خاک را به جنبش درمیآورد. شمشیرها در هوا میدرخشیدند و جرقههایشان چون ستارگان خشمگین بر تاریکی میافتاد. توپهای دشمن که سالها هرمـــــز را در چنگ گرفته بودند، در برابر این خیزشِ جاودانه، چیزی جز غرشهای بیاثر نداشتند.
چنین شد؛ پرتغالیها، که سالها بر این دروازهٔ آبی چیره شده بودند، در برابر این خیزشِ برخاسته از ایمان و اراده، تاب نیاوردند. دژهایشان یکی پس از دیگری سقوط کرد، و پرچمهای اجنبی از فراز برجها فروریخت.و چنین شد که نیلگونِ خلیج دوباره به رنگ غرور درآمد. نام ایـــــران بار دیگر بر موجها نشست، و خاطرهٔ آن نبـــــرد بزرگ، همچون ستارهای بیدار، در آسمان تاریخ ایـــــران جاودانه شد؛ یادگاری از ارادهٔ یک ملت، از صلابت شاه عباس، و از روزی که آزادی بر آبهای جنوب طلوع کرد.
دهم اردیبهشت به روز بازگشت حیات و هویت بدل شد؛ روزی که ایـــــران نشان داد این پهنه نه فقط یک دریا، بلکه روحی است که باید با جان از آن پاسداری کرد.
این پیروزی، نه تنها پایان یک سلطه، بلکه آغاز
دوبارهٔ شکوه بود؛ حماسهای که تا همیشه بر سینهٔ تاریخ ایـــــران حک شد. روزی که شمشیرِ عزت، زنجیر بیگانه را برید. روزی که خلیج فارس دوباره برخاست. روزی که ایـــــران، همچون ققنوسی از میان آتش، شکوه جاودانهاش را بازیافت.
خلیج فارس همچنان همچون نگینی در جنوب ایـــــران میدرخشد؛ پهنهای که از اعماق زمین برآمده، با امواجش تاریخ را نوشته، و با نامش هویت یک ملت را زنده نگه داشته است. این دریا روایتگر گذشته، نگهبان امروز و امید نسلهای آینده است؛ نماد استوارِ پیوستگیِ ایـــــران و تاریخ.
#یادداشت #نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
۶:۵۶
بازارسال شده از رسانه رهبر انقلاب اسلامی
🪖 ملت ایران که دارای بیشترین ساحل خاکی خلیج فارس است، بیشترین جانفشانیها را در راه استقلال خلیج فارس و مقابله با بیگانگان و متجاوزان داشته است؛ از اخراج پرتغالیها و آزادسازی تنگه هرمز که مبنای نامگذاری دهم اردیبهشت ماه به عنوان روز ملی خلیج فارس شده است، تا مبارزه علیه استعمار هلند و نیز حماسههای مقاومت در مقابل استعمار انگلیس و ... اما انقلاب اسلامی، نقطه عطف این مقاومتها در کوتاه کردن دست مستکبران از منطقهی خلیج فارس بود و امروز با گذشت دو ماه از بزرگترین لشکرکشی و تجاوز زورگویان دنیا در منطقه و شکست مفتضحانهی امریکا در نقشهی خود، فصل نوین خلیج فارس و تنگه هرمز در حال رقم خوردن است.
🪖 امروز برانگیختگی معجزهگون ملت ایران، منحصر در دهها میلیون جانفدای مبارزه با صهیونیسم و امریکای خونریز نمانده و پیشاپیش صفوف به هم پیوسته امّت مبعوث شدهی اسلامی؛ نود میلیون هموطن غیور و شریف ایرانی داخل و خارج از کشور، تمامی ظرفیتهای هویتی، معنوی، انسانی، علمی، صنعتی و فناوریهای پایهای و نوین ـ از نانو و بیو تا هستهای و موشکی ـ را سرمایهی ملی خود فرض کرده و همچون مرزهای آبی، خاکی و هوایی پاسدار آن خواهند بود.
۱۳:۲۱
#تحلیل_کوتاه
پیامی فراتـــــر از یک تبریک سالانه!
در این برهه تاریخی و حساس که ایران درگیر یک تقابل مستقیم با متجاوزان است، پیام امروز حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای به مناسبت روز ملی خلیج فارس (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)، فراتـــــر از یک تبریک سالانه و دارای لایههای راهبردی عمیقی است. که در ادامه به چند نکته از این پیام اشاره میشود: ۱. خلیج فارس؛ از «هویت تاریخی» تا «سنگر دفاعی»رهبری در پیام خود بر این نکته تأکید داشتند که خلیج فارس تنها یک جغرافیای آبی نیست، بلکه نماد «اراده ملی» و «ایستادگی جاویدان» است. در شرایطی که متجاوزان (رژیم صهیونیستی و آمریکا) از اسفندماه گذشته تهاجم خود را آغاز کردهاند، تأکید بر نام «فارس» برای این پهنه آبی، پیامی صریح به قدرتهای فرامنطقهای است؛ این خانه صاحبی دارد که برای وجب به وجب آن، از تاریخ تا جغرافیا، خون داده است. این پیام، پیوند میان رشادتهای تاریخی و مقاومت فعلی در جبههها را مستحکمتر میکند.۲. امنیت درونزا و نفی حضور بیگانگانیکی از محورهای اصلی پیام امروز، تکرار دکترین «امنیت منطقه توسط کشورهای منطقه» بود. در بحبوحه جنگ فعلی، رهبری با هوشمندی بر این نکته دست گذاشتند که حضور ناوگانهای متجاوز در منطقه نه برای تأمین امنیت، بلکه عامل اصلی بیثباتی و اشتعال جنگ است. ایشان خلیج فارس را «حریم امن همسایگان» و «گورستان متجاوزان» توصیف کردند؛ پیامی که همزمان حاوی دعوت از کشورهای همسایه برای همگرایی و هشداری صریح به واشینگتن برای خروج از این بنبست نظامی است. ۳. تنگه هرمز؛ شاهرگ حیاتی در دستان اقتدار ملیدر شرایطی که بحث تمدید آتشبس و مذاکرات اسلامآباد در جریان است، پیام رهبری به اهمیت راهبردی تنگه هرمز اشارهای ویژه داشت. ایشان امنیت انرژی جهان را به احترام به حاکمیت ایران گره زدند. این تحلیل نشان میدهد که ایران خلیج فارس را نه فقط به عنوان یک میدان نبرد، بلکه به عنوان یک «*اهرم فشار جهانی*» در اختیار دارد. پیام امروز به وضوح بیانگر این بود که اگر امنیت ایران مخدوش شود، هیچ نقطهای در این آبراه برای بدخواهان امن نخواهد بود. ۴. تداوم راه رهبری فقید و انسجام در فرماندهیاین پیام، به نوعی تجدید میثاق با آرمانهای حضرت آیتالله سید علی خامنهای (ره) بود که در ابتدای این تهاجم به شهادت رسیدند. تأکید بر «*ایستادگی تا پیروزی نهایی*» نشاندهنده ثبات قدم در ساختار رهبری جدید و عدم عقبنشینی از خطوط قرمز تحت فشارهای نظامی است. لحن پیام، ترکیبی از «*عقلانیت دیپلماتیک*» و «*صلابت نظامی*» بود که هدف آن حفظ روحیه ملی و انسجام نیروهای مسلح در خطوط مقدم است.۵. پیوند «میدان» و «دیپلماسی»زمانبندی این پیام در روزهایی که لفاظیهای ترامپ شدت گرفته، نشاندهنده آن است که تهران میان «روز ملی خلیج فارس» و «مذاکرات قدرت» پیوندی ناگسستنی برقرار کرده است. رهبری با این پیام نشان دادند که خلیج فارس قلب تپنده مقاومت ایران است و هرگونه توافق یا تصمیمی در میدان جنگ، باید با حفظ سیادت کامل ایران بر این آبهای نیلگون همراه باشد.در پایان میشود این طور جمعبندی کرد که:پیام امروز رهبری، منشوری از «*عزت، حکمت و مصلحت*» در ردای جنگ بود. ایشان خلیج فارس را به عنوان نماد پیروزی نهایی ایران به تصویر کشیدند و به جهان مخابره کردند که در این دریای پر تلاطم، این اراده ملت ایران است که جهت باد را تعیین میکند.
دکتر محمد مهدی مجلسی آذر استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه ارومیه
#تحلیل_اساتید#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
پیامی فراتـــــر از یک تبریک سالانه!
در این برهه تاریخی و حساس که ایران درگیر یک تقابل مستقیم با متجاوزان است، پیام امروز حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای به مناسبت روز ملی خلیج فارس (۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۵)، فراتـــــر از یک تبریک سالانه و دارای لایههای راهبردی عمیقی است. که در ادامه به چند نکته از این پیام اشاره میشود: ۱. خلیج فارس؛ از «هویت تاریخی» تا «سنگر دفاعی»رهبری در پیام خود بر این نکته تأکید داشتند که خلیج فارس تنها یک جغرافیای آبی نیست، بلکه نماد «اراده ملی» و «ایستادگی جاویدان» است. در شرایطی که متجاوزان (رژیم صهیونیستی و آمریکا) از اسفندماه گذشته تهاجم خود را آغاز کردهاند، تأکید بر نام «فارس» برای این پهنه آبی، پیامی صریح به قدرتهای فرامنطقهای است؛ این خانه صاحبی دارد که برای وجب به وجب آن، از تاریخ تا جغرافیا، خون داده است. این پیام، پیوند میان رشادتهای تاریخی و مقاومت فعلی در جبههها را مستحکمتر میکند.۲. امنیت درونزا و نفی حضور بیگانگانیکی از محورهای اصلی پیام امروز، تکرار دکترین «امنیت منطقه توسط کشورهای منطقه» بود. در بحبوحه جنگ فعلی، رهبری با هوشمندی بر این نکته دست گذاشتند که حضور ناوگانهای متجاوز در منطقه نه برای تأمین امنیت، بلکه عامل اصلی بیثباتی و اشتعال جنگ است. ایشان خلیج فارس را «حریم امن همسایگان» و «گورستان متجاوزان» توصیف کردند؛ پیامی که همزمان حاوی دعوت از کشورهای همسایه برای همگرایی و هشداری صریح به واشینگتن برای خروج از این بنبست نظامی است. ۳. تنگه هرمز؛ شاهرگ حیاتی در دستان اقتدار ملیدر شرایطی که بحث تمدید آتشبس و مذاکرات اسلامآباد در جریان است، پیام رهبری به اهمیت راهبردی تنگه هرمز اشارهای ویژه داشت. ایشان امنیت انرژی جهان را به احترام به حاکمیت ایران گره زدند. این تحلیل نشان میدهد که ایران خلیج فارس را نه فقط به عنوان یک میدان نبرد، بلکه به عنوان یک «*اهرم فشار جهانی*» در اختیار دارد. پیام امروز به وضوح بیانگر این بود که اگر امنیت ایران مخدوش شود، هیچ نقطهای در این آبراه برای بدخواهان امن نخواهد بود. ۴. تداوم راه رهبری فقید و انسجام در فرماندهیاین پیام، به نوعی تجدید میثاق با آرمانهای حضرت آیتالله سید علی خامنهای (ره) بود که در ابتدای این تهاجم به شهادت رسیدند. تأکید بر «*ایستادگی تا پیروزی نهایی*» نشاندهنده ثبات قدم در ساختار رهبری جدید و عدم عقبنشینی از خطوط قرمز تحت فشارهای نظامی است. لحن پیام، ترکیبی از «*عقلانیت دیپلماتیک*» و «*صلابت نظامی*» بود که هدف آن حفظ روحیه ملی و انسجام نیروهای مسلح در خطوط مقدم است.۵. پیوند «میدان» و «دیپلماسی»زمانبندی این پیام در روزهایی که لفاظیهای ترامپ شدت گرفته، نشاندهنده آن است که تهران میان «روز ملی خلیج فارس» و «مذاکرات قدرت» پیوندی ناگسستنی برقرار کرده است. رهبری با این پیام نشان دادند که خلیج فارس قلب تپنده مقاومت ایران است و هرگونه توافق یا تصمیمی در میدان جنگ، باید با حفظ سیادت کامل ایران بر این آبهای نیلگون همراه باشد.در پایان میشود این طور جمعبندی کرد که:پیام امروز رهبری، منشوری از «*عزت، حکمت و مصلحت*» در ردای جنگ بود. ایشان خلیج فارس را به عنوان نماد پیروزی نهایی ایران به تصویر کشیدند و به جهان مخابره کردند که در این دریای پر تلاطم، این اراده ملت ایران است که جهت باد را تعیین میکند.
#تحلیل_اساتید#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
۱۳:۴۸
#یادداشت
خلیج فارس؛ میراث جاودان
دهم اردیبهشت، روز ملی خلیج فارس، فرصتی ارزشمند است تا بار دیگر به جهانیان یادآوری کنیم که نام این پهنه آبی باستانی، حقیقتی تاریخی و مستند است که ریشه در اعماق هزارهها دارد. قدیمیترین اسناد مکتوب درباره این دریا به دوران هخامنشیان بازمیگردد؛ کتیبه داریوش بزرگ در شوش و نقشرستم صراحتاً از «دریای پارس» نام بردهاند. پس از آن، جغرافیدانان یونانی مانند بطلمیوس و مورخانی چون پلینیوس نیز در آثار خود از «سینوس پرسیکوس» به معنای خلیج فارس یاد کردهاند. در دوره اسلامی نیز ابنحوقل، اصطخری و مقدسی همواره از «بحر فارس» یا «خلیج فارس» نام بردهاند و این سیر تاریخی بیوقفه، قویترین سند بر درستی این نام است. سازمان ملل متحد نیز در تمام نقشهها و مدارک رسمی خود عنوان «خلیج فارس» را به کار برده و سازمان آبنگاری بینالمللی و دهها کشور جهان در مکاتبات و اسناد خود همواره از همین نام استفاده کردهاند؛ بنابراین هرگونه تلاش برای تحریف این نام، نهتنها غیرعلمی، بلکه ناقض قوانین بینالمللی و بیاحترامی به میراث مشترک بشری است.
فراتر از نام، خلیج فارس از نظر اقتصادی نیز جایگاهی بیرقیب دارد؛ چرا که حدود پنجاهوپنج درصد ذخایر نفتی و بیش از چهل درصد ذخایر گازی جهان در این منطقه قرار گرفته است و تنگه هرمز، بهعنوان یکی از حساسترین نقاط انرژی کره زمین، محل عبور روزانه نزدیک به هفده میلیون بشکه نفت است؛ بهگونهای که هرگونه اختلال در این مسیر، قیمت انرژی را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل، امنیت خلیج فارس، امنیت اقتصادی جهان به شمار میآید. از دیرباز نیز بنادر مهمی مانند سیراف، هرمز، بوشهر، بندرعباس و بندر کنگان کانون تبادل کالا و فرهنگ میان ایران، هند، آفریقا و اروپا بودهاند و مردمان کرانههای شمالی این خلیج، با ساخت لنجهای سنتی، غواصی برای صید مروارید و سرودن ترانهها، گنجینهای از فرهنگ دریایی را خلق کردهاند که هنوز هم پس از سدهها زنده و پویاست.
روز خلیج فارس نه فقط یک تاریخ در تقویم، بلکه یادآور مسئولیت ما در پاسداشت این میراث گرانسنگ و انتقال آن به نسلهای آینده است؛ نسلی که باید بداند این آبی که در جنوب کشورمان میدرخشد، همواره «فارس» نام داشته و تا همیشه نیز «خلیج فارس» خواهد ماند.
خلیج فارس، زنده و پاینده باد.
مهدی شجاعالذاکریندانشجوی کارشناسی مهندسی صنایع دانشگاه ارومیه
#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
خلیج فارس؛ میراث جاودان
دهم اردیبهشت، روز ملی خلیج فارس، فرصتی ارزشمند است تا بار دیگر به جهانیان یادآوری کنیم که نام این پهنه آبی باستانی، حقیقتی تاریخی و مستند است که ریشه در اعماق هزارهها دارد. قدیمیترین اسناد مکتوب درباره این دریا به دوران هخامنشیان بازمیگردد؛ کتیبه داریوش بزرگ در شوش و نقشرستم صراحتاً از «دریای پارس» نام بردهاند. پس از آن، جغرافیدانان یونانی مانند بطلمیوس و مورخانی چون پلینیوس نیز در آثار خود از «سینوس پرسیکوس» به معنای خلیج فارس یاد کردهاند. در دوره اسلامی نیز ابنحوقل، اصطخری و مقدسی همواره از «بحر فارس» یا «خلیج فارس» نام بردهاند و این سیر تاریخی بیوقفه، قویترین سند بر درستی این نام است. سازمان ملل متحد نیز در تمام نقشهها و مدارک رسمی خود عنوان «خلیج فارس» را به کار برده و سازمان آبنگاری بینالمللی و دهها کشور جهان در مکاتبات و اسناد خود همواره از همین نام استفاده کردهاند؛ بنابراین هرگونه تلاش برای تحریف این نام، نهتنها غیرعلمی، بلکه ناقض قوانین بینالمللی و بیاحترامی به میراث مشترک بشری است.
فراتر از نام، خلیج فارس از نظر اقتصادی نیز جایگاهی بیرقیب دارد؛ چرا که حدود پنجاهوپنج درصد ذخایر نفتی و بیش از چهل درصد ذخایر گازی جهان در این منطقه قرار گرفته است و تنگه هرمز، بهعنوان یکی از حساسترین نقاط انرژی کره زمین، محل عبور روزانه نزدیک به هفده میلیون بشکه نفت است؛ بهگونهای که هرگونه اختلال در این مسیر، قیمت انرژی را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهد. به همین دلیل، امنیت خلیج فارس، امنیت اقتصادی جهان به شمار میآید. از دیرباز نیز بنادر مهمی مانند سیراف، هرمز، بوشهر، بندرعباس و بندر کنگان کانون تبادل کالا و فرهنگ میان ایران، هند، آفریقا و اروپا بودهاند و مردمان کرانههای شمالی این خلیج، با ساخت لنجهای سنتی، غواصی برای صید مروارید و سرودن ترانهها، گنجینهای از فرهنگ دریایی را خلق کردهاند که هنوز هم پس از سدهها زنده و پویاست.
روز خلیج فارس نه فقط یک تاریخ در تقویم، بلکه یادآور مسئولیت ما در پاسداشت این میراث گرانسنگ و انتقال آن به نسلهای آینده است؛ نسلی که باید بداند این آبی که در جنوب کشورمان میدرخشد، همواره «فارس» نام داشته و تا همیشه نیز «خلیج فارس» خواهد ماند.
خلیج فارس، زنده و پاینده باد.
#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
۱۹:۳۲
بازارسال شده از جامعه اسلامی دانشجویان دانشکده ادبیات دانشگاه ارومیه
AC_20260501_205414.aac
۰۵:۲۳-۱۲.۳۶ مگابایت
#سلسله_پادکست_بیانیه_گام_دوم_انقلاب_اسلامی#جامعه_اسلامی_دانشجویان_دانشگاه_ارومیه
۱۹:۴۹
#یادداشت#کاروان_صمود
کاروان صمود؛ نماد مقاومت در برابر جلادان کودککش
در ظلمت شب، هنگامی که وجدان جهانی در خوابی عمیق فرو رفته بود، جنایتکاران صهیونیستی با دستان آلوده به خون، بار دیگر کاروان آزادیخواه صمود را که با هدف شکستن محاصره و رساندن کمکهای بشردوستانه به غزه شکل گرفته بود، مورد هدف قرار دادند و باعث ربوده شدن انسانهای آزادیخواه و بیگناه جهان شدند. این اقدام وحشیانه و ضد بشریت صهیونیستها، مصداق بارز تروریسم بینالمللی و لگدمال کردن تمامی موازین انسانی و اخلاقی است. سردار قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، این فاجعه را محکوم کرده و آن را اوجگیری نهضت مبارزه جهانیان با جلادان کودککش صهیونیستی نامیده است.
این کاروان، که با قلبی سرشار از عشق به بشریت و ارادهای پولادین، برای شکستن محاصره نوار غزه و نجات کودکان و زنان بیدفاع فلسطینی قدم در راه نهاده بودند، نماد مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و ستم شدند. آنها با حضور خود، صدای مظلومیت غزه را به گوش جهانیان رساندند و فریاد زدند که جامعه بشری نمیتواند در برابر این نسلکشی سکوت کند.
اقدام ددمنشانه صهیونیستها، نه تنها اراده این آزادیخواهان را سست نکرد، بلکه عزم آنان و تمامی آزادگان جهان را برای رساندن یاری به مردم ستمدیده غزه، مصممتر ساخت. این جنایات بزدلانه، رسوایی دیگری برای رژیم صهیونیستی و حامیانش رقم زد و بیش از پیش چهره واقعی این رژیم را آشکار ساخت. کاروان صمود با خون خود، نقشه راهی را برای مبارزه با ظلم ترسیم کردند. آنها به ما آموختند که حتی در تاریکترین شبها، نور امید هرگز خاموش نمیشود و اراده انسان برای دستیابی به آزادی و عدالت، شکستناپذیر است.
یاد و خاطره این قهرمانان، در قلب تاریخ، تا ابد جاودان خواهد ماند و الهامبخش نسلهای آینده در مبارزه با استکبار خواهد بود. اکنون وظیفه ماست که با اتحاد و همبستگی، صدای کاروان صمود باشیم و تا تحقق کامل آرمانهایشان، دست از تلاش برنداریم. زیرا سکوت در برابر ظلم، به معنای مشارکت در آن جرم است و تنها با ایستادگی و مقاومت میتوانیم جهانی عاری از تبعیض، جنایت و کودککشی بسازیم.
سما مظهریپور دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان ارومیه
#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
کاروان صمود؛ نماد مقاومت در برابر جلادان کودککش
در ظلمت شب، هنگامی که وجدان جهانی در خوابی عمیق فرو رفته بود، جنایتکاران صهیونیستی با دستان آلوده به خون، بار دیگر کاروان آزادیخواه صمود را که با هدف شکستن محاصره و رساندن کمکهای بشردوستانه به غزه شکل گرفته بود، مورد هدف قرار دادند و باعث ربوده شدن انسانهای آزادیخواه و بیگناه جهان شدند. این اقدام وحشیانه و ضد بشریت صهیونیستها، مصداق بارز تروریسم بینالمللی و لگدمال کردن تمامی موازین انسانی و اخلاقی است. سردار قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، این فاجعه را محکوم کرده و آن را اوجگیری نهضت مبارزه جهانیان با جلادان کودککش صهیونیستی نامیده است.
این کاروان، که با قلبی سرشار از عشق به بشریت و ارادهای پولادین، برای شکستن محاصره نوار غزه و نجات کودکان و زنان بیدفاع فلسطینی قدم در راه نهاده بودند، نماد مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم و ستم شدند. آنها با حضور خود، صدای مظلومیت غزه را به گوش جهانیان رساندند و فریاد زدند که جامعه بشری نمیتواند در برابر این نسلکشی سکوت کند.
اقدام ددمنشانه صهیونیستها، نه تنها اراده این آزادیخواهان را سست نکرد، بلکه عزم آنان و تمامی آزادگان جهان را برای رساندن یاری به مردم ستمدیده غزه، مصممتر ساخت. این جنایات بزدلانه، رسوایی دیگری برای رژیم صهیونیستی و حامیانش رقم زد و بیش از پیش چهره واقعی این رژیم را آشکار ساخت. کاروان صمود با خون خود، نقشه راهی را برای مبارزه با ظلم ترسیم کردند. آنها به ما آموختند که حتی در تاریکترین شبها، نور امید هرگز خاموش نمیشود و اراده انسان برای دستیابی به آزادی و عدالت، شکستناپذیر است.
یاد و خاطره این قهرمانان، در قلب تاریخ، تا ابد جاودان خواهد ماند و الهامبخش نسلهای آینده در مبارزه با استکبار خواهد بود. اکنون وظیفه ماست که با اتحاد و همبستگی، صدای کاروان صمود باشیم و تا تحقق کامل آرمانهایشان، دست از تلاش برنداریم. زیرا سکوت در برابر ظلم، به معنای مشارکت در آن جرم است و تنها با ایستادگی و مقاومت میتوانیم جهانی عاری از تبعیض، جنایت و کودککشی بسازیم.
#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
۷:۰۱
#اطلاعیه
️ مجازیشدن امتحانات پایانترم دانشجویان تا اطلاع ثانوی
وزارت علوم:
در شـــــرایط فعلی، با توجه به وضعیت موجود و بهدلیل عدم قطعیتها، آموزشها بهصورت مجــازی درحال برگزاری است.
البته شــــــرایط بهصورت مستمـــــــر درحال تغییر است و تصمیمگیریها نیز متناسب با همین وضعیت انجام میشود.
به محض اینکه فضا روشنتــر و شرایط با ثباتتــر شود، برای بازگشت به آموزش حضوری برنامهریزی خواهیم کرد؛ اما تا اطلاع ثانوی امتحانات پایانترم مجـــــازی است.
#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
وزارت علوم:
#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
۸:۴۴
#تحلیل_کوتاه
«ایـرانِ عصر کاپیتولاسیون» و «ایـران در قرن جدید»
«ایـرانِ عصر کاپیتولاسیون» و «ایـران در قرن جدید (قرن پانزدهم هجری)» که از آن به عنوان دوران تثبیت دکترین رهبری آیتالله خامنهای یاد میشود، باید بر مفهوم «*حق حاکمیت ملی*» و «*استقلال قضایی-سیاسی*» مقایسه کرد.
در ادامه، این دو برهه تاریخی را در چهار محور اصلی مقایسه میکنیم:
۱.* جایگاه حقوقی و قضایی (عزت ملی در برابر ذلت قانونی)*- ایـران عصر کاپیتولاسیون (۱۳۴۳): در این دوران، تصویب لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی در مجلس شورای ملی، به معنای نفی صلاحیت دادگاههای ایـران برای رسیدگی به جرایم اتباع بیگانه بود. این اقدام، ایـران را به لحاظ حقوقی در سطح مستعمرات قرار داد و حاکمیت قضایی کشور را به طور کامل نقض کرد.- ایـران قرن جدید: در دکترین سیاسی حاکم بر ایـرانِ فعلی، «نفی سلطه» (قاعده نفی سبیل) به عنوان اصلیترین رکن شناخته میشود. در این دوران، ایـران نه تنها مصونیتی به اتباع بیگانه نمیدهد، بلکه با بازداشت و محاکمه اتباع خارجی یا دوتابعیتی متهم به جاسوسی، عملاً قدرت قضایی خود را به رخ میکشد. اینجا تفاوت از «تسلیم محض حقوقی» به «استقلال صلب قضایی» تغییر یافته است.
۲. نفوذ سیاسی و مرکزیت تصمیمگیری
- عصر کاپیتولاسیون: تصمیمات کلان سیاسی و نظامی ایـران در سفارتخانههای آمریکا و انگلیس اتخاذ میشد. شاه به عنوان قدرت اول کشور، برای بقای خود نیازمند تایید واشنگتن بود. کاپیتولاسیون نماد تبدیل شدن ایـران به ژاندارم منطقه برای تامین منافع غرب بود.-* ایـران قرن جدید*: در قرن پانزدهم، ایـران از یک «کنشپذیر محض» به یک «بازیگر منطقهای» تبدیل شده است. تصمیمگیریها در تهران و بدون دخالت مستقیم قدرتهای خارجی صورت میگیرد. اگر در عصر کاپیتولاسیون، ایـران بخشی از پروژه امنیت آمریکا بود، اکنون خود به تعریفکننده امنیت در منطقه (از طریق محور مقاومت) تبدیل شده است که لزوماً با منافع غرب همسو نیست.
۳. مفهوم استقلال و هزینه فایده آن- عصر کاپیتولاسیون: استقلال قربانیِ «توسعه وابسته» و «امنیت عاریهای» شد. رژیم پهلوی تصور میکرد با دادن امتیازاتی چون کاپیتولاسیون، میتواند حمایت نظامی و ثبات سیاسی بخرد.- ایـران قرن جدید: استقلال به «آرمان مطلق» تبدیل شده است. هزینه این استقلال، تحریمهای سنگین و انزوای اقتصادی بوده، اما در مقابل، «عمق راهبردی» ایـران افزایش یافته است. در این قرن، ایـران به جای دادن امتیاز قضایی (کاپیتولاسیون)، به دنبال تحمیل اراده خود در معادلات بینالمللی است (مانند پیشرفتهای هستهای و پهپادی).
۴. چالشهای درونی و مشروعیت-* در عصر کاپیتولاسیون*: شکاف عمیقی میان دولت و ملت (به ویژه مذهبیها به رهبری امام خمینی (ره)) ایجاد شد. اعتراض به کاپیتولاسیون، جرقهی اصلی انقلاب ۵۷ را زد، زیرا مردم احساس کردند «عزت ایـرانی» لگدمال شده است.-* در ایـرانِ کنونی*: چالش اصلی نه «نفوذ خارجی» به سبک قدیم، بلکه «کارآمدی اقتصادی» و «اقناع نسل جدید» است. اگر در قرن گذشته مشکل «فقدان استقلال» بود، در قرن حاضر چالش اصلی این است که چگونه میتوان این استقلالِ به دست آمده را با «*رفاه*» و «*توسعه پایدار*» پیوند زد تا مشروعیت داخلی تقویت شود.در یک جمعبندی مقایسهای می توان گفت:اگر ایـرانِ کاپیتولاسیون را نماد «ایـرانِ تحتالحمایه» و مخدوش شدن مرزهای حاکمیت بدانیم، ایـرانِ قرن جدید نماد «ایـرانِ مدعی» و برآمده از دکترین استقلالطلبی است.تفاوت بنیادین در این است که در دوران کاپیتولاسیون، ایـران «*ابـــــزار*» دست قدرتها بود، اما در قرن حاضر، ایـران خود را به عنوان یک «*قطب*» مطرح کرده است. با این حال، حفظ این استقلال در جهان پیچیده امروز، نیازمند گذار از قدرت نظامی-سیاسی به قدرت پایدار اقتصادی است تا تجربهی تلخ وابستگیهای گذشته تکرار نشود.
دکتر محمد مهدی مجلسی آذر استادیار گروه معارف اسلامی دانشگاه ارومیه
#تحلیل_اساتید#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
«ایـرانِ عصر کاپیتولاسیون» و «ایـران در قرن جدید»
«ایـرانِ عصر کاپیتولاسیون» و «ایـران در قرن جدید (قرن پانزدهم هجری)» که از آن به عنوان دوران تثبیت دکترین رهبری آیتالله خامنهای یاد میشود، باید بر مفهوم «*حق حاکمیت ملی*» و «*استقلال قضایی-سیاسی*» مقایسه کرد.
در ادامه، این دو برهه تاریخی را در چهار محور اصلی مقایسه میکنیم:
۱.* جایگاه حقوقی و قضایی (عزت ملی در برابر ذلت قانونی)*- ایـران عصر کاپیتولاسیون (۱۳۴۳): در این دوران، تصویب لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی در مجلس شورای ملی، به معنای نفی صلاحیت دادگاههای ایـران برای رسیدگی به جرایم اتباع بیگانه بود. این اقدام، ایـران را به لحاظ حقوقی در سطح مستعمرات قرار داد و حاکمیت قضایی کشور را به طور کامل نقض کرد.- ایـران قرن جدید: در دکترین سیاسی حاکم بر ایـرانِ فعلی، «نفی سلطه» (قاعده نفی سبیل) به عنوان اصلیترین رکن شناخته میشود. در این دوران، ایـران نه تنها مصونیتی به اتباع بیگانه نمیدهد، بلکه با بازداشت و محاکمه اتباع خارجی یا دوتابعیتی متهم به جاسوسی، عملاً قدرت قضایی خود را به رخ میکشد. اینجا تفاوت از «تسلیم محض حقوقی» به «استقلال صلب قضایی» تغییر یافته است.
۲. نفوذ سیاسی و مرکزیت تصمیمگیری
- عصر کاپیتولاسیون: تصمیمات کلان سیاسی و نظامی ایـران در سفارتخانههای آمریکا و انگلیس اتخاذ میشد. شاه به عنوان قدرت اول کشور، برای بقای خود نیازمند تایید واشنگتن بود. کاپیتولاسیون نماد تبدیل شدن ایـران به ژاندارم منطقه برای تامین منافع غرب بود.-* ایـران قرن جدید*: در قرن پانزدهم، ایـران از یک «کنشپذیر محض» به یک «بازیگر منطقهای» تبدیل شده است. تصمیمگیریها در تهران و بدون دخالت مستقیم قدرتهای خارجی صورت میگیرد. اگر در عصر کاپیتولاسیون، ایـران بخشی از پروژه امنیت آمریکا بود، اکنون خود به تعریفکننده امنیت در منطقه (از طریق محور مقاومت) تبدیل شده است که لزوماً با منافع غرب همسو نیست.
۳. مفهوم استقلال و هزینه فایده آن- عصر کاپیتولاسیون: استقلال قربانیِ «توسعه وابسته» و «امنیت عاریهای» شد. رژیم پهلوی تصور میکرد با دادن امتیازاتی چون کاپیتولاسیون، میتواند حمایت نظامی و ثبات سیاسی بخرد.- ایـران قرن جدید: استقلال به «آرمان مطلق» تبدیل شده است. هزینه این استقلال، تحریمهای سنگین و انزوای اقتصادی بوده، اما در مقابل، «عمق راهبردی» ایـران افزایش یافته است. در این قرن، ایـران به جای دادن امتیاز قضایی (کاپیتولاسیون)، به دنبال تحمیل اراده خود در معادلات بینالمللی است (مانند پیشرفتهای هستهای و پهپادی).
۴. چالشهای درونی و مشروعیت-* در عصر کاپیتولاسیون*: شکاف عمیقی میان دولت و ملت (به ویژه مذهبیها به رهبری امام خمینی (ره)) ایجاد شد. اعتراض به کاپیتولاسیون، جرقهی اصلی انقلاب ۵۷ را زد، زیرا مردم احساس کردند «عزت ایـرانی» لگدمال شده است.-* در ایـرانِ کنونی*: چالش اصلی نه «نفوذ خارجی» به سبک قدیم، بلکه «کارآمدی اقتصادی» و «اقناع نسل جدید» است. اگر در قرن گذشته مشکل «فقدان استقلال» بود، در قرن حاضر چالش اصلی این است که چگونه میتوان این استقلالِ به دست آمده را با «*رفاه*» و «*توسعه پایدار*» پیوند زد تا مشروعیت داخلی تقویت شود.در یک جمعبندی مقایسهای می توان گفت:اگر ایـرانِ کاپیتولاسیون را نماد «ایـرانِ تحتالحمایه» و مخدوش شدن مرزهای حاکمیت بدانیم، ایـرانِ قرن جدید نماد «ایـرانِ مدعی» و برآمده از دکترین استقلالطلبی است.تفاوت بنیادین در این است که در دوران کاپیتولاسیون، ایـران «*ابـــــزار*» دست قدرتها بود، اما در قرن حاضر، ایـران خود را به عنوان یک «*قطب*» مطرح کرده است. با این حال، حفظ این استقلال در جهان پیچیده امروز، نیازمند گذار از قدرت نظامی-سیاسی به قدرت پایدار اقتصادی است تا تجربهی تلخ وابستگیهای گذشته تکرار نشود.
#تحلیل_اساتید#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
۱۹:۰۵
#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
۱۹:۰۹
دختران آفتاب؛ طلوع نوری در دل جنگ
در روزهایی که صدای انفجار جای زمزمه درس و خنده جوانی را گرفته بود، زمینی لرزید که بر آن دخترانی ایستاده بودند؛ نه با جنگافزاری چون تفنگ، بلکه با ابزار قدرتمندتری چون قلم و ایمان!
۱۸ دانشــجوی دختر، گلهای نازک اما ریشهدار دانشگاههای ایران، در جنگ رمضان به شهادت رسیدند. همانهایی که کتاب و امید را همزمان در دل داشتند. آنها از کلاس درس تا سنگر جهاد، مرز میان علم و عشق را از میان بردند.
جنگ تحمیلی سوم نهتنها خاک وطن را هدف گرفت، بلکه قلب اندیشه را نیز لرزاند. ۱۸۰ نفر از جامعه علمی ایران در این جنگ به شهادت رسیدند؛ از جمله یک بانوی استاد دانشگاه که درس را با عبادت و مقاومت آمیخته بود. ۳۲ پژوهشگاه علمی زیر آتش دشمن ویران شد اما روشنایی علم خاموش نشد؛ چون در خون همان دختران شعله گرفت. آنها نشان دادند دانشگاه فقط ساختمان نیست، بلکه یک باور است، تعهد است و ایمان به آیندهای که حتی در دل دود، باران و گلوله زنده میماند.
امروز وقتی به قاب عکسهای آنان نگاه میکنیم، چهرههایی میبینیم که هنوز لبخند دارند؛ لبخندی آرام اما پرقدرت. لبخندی که میگوید: علم اگر در خدمت انسانیت باشد، هرگز نمیمیرد.
یادشان فقط در دفتر تاریخ ثبت نشد، بلکه در قلب هر دانشجو متعهد زنده است. هرگاه کتاب را باز میکنیم و به آینده میاندیشیم، یادمان باشد که این مسیر را دختران آفتاب با خون خود روشن کردند.
سما مظهریپور دانشجوی کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان ارومیه
#یادداشت#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
در روزهایی که صدای انفجار جای زمزمه درس و خنده جوانی را گرفته بود، زمینی لرزید که بر آن دخترانی ایستاده بودند؛ نه با جنگافزاری چون تفنگ، بلکه با ابزار قدرتمندتری چون قلم و ایمان!
۱۸ دانشــجوی دختر، گلهای نازک اما ریشهدار دانشگاههای ایران، در جنگ رمضان به شهادت رسیدند. همانهایی که کتاب و امید را همزمان در دل داشتند. آنها از کلاس درس تا سنگر جهاد، مرز میان علم و عشق را از میان بردند.
جنگ تحمیلی سوم نهتنها خاک وطن را هدف گرفت، بلکه قلب اندیشه را نیز لرزاند. ۱۸۰ نفر از جامعه علمی ایران در این جنگ به شهادت رسیدند؛ از جمله یک بانوی استاد دانشگاه که درس را با عبادت و مقاومت آمیخته بود. ۳۲ پژوهشگاه علمی زیر آتش دشمن ویران شد اما روشنایی علم خاموش نشد؛ چون در خون همان دختران شعله گرفت. آنها نشان دادند دانشگاه فقط ساختمان نیست، بلکه یک باور است، تعهد است و ایمان به آیندهای که حتی در دل دود، باران و گلوله زنده میماند.
امروز وقتی به قاب عکسهای آنان نگاه میکنیم، چهرههایی میبینیم که هنوز لبخند دارند؛ لبخندی آرام اما پرقدرت. لبخندی که میگوید: علم اگر در خدمت انسانیت باشد، هرگز نمیمیرد.
یادشان فقط در دفتر تاریخ ثبت نشد، بلکه در قلب هر دانشجو متعهد زنده است. هرگاه کتاب را باز میکنیم و به آینده میاندیشیم، یادمان باشد که این مسیر را دختران آفتاب با خون خود روشن کردند.
#یادداشت#نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
۱:۲۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
نشریه خط دانشجو
پیام
لطفاً در این نظرسنجی شرکت بفرمایید. 
نظرسنجی بهصورت ناشناس میباشد.
نظرسنجی بهصورت ناشناس میباشد.
۱۰:۴۸
تیتر
خبر
مصاحبه
گزارش
سرمقاله و یادداشت
عکس و لوگو
طرح روی جلد و پشت جلد
گرافیک و صفحهآرایی
اینفوگرافی
انواع مقاله
#نشریه_خط_دانشجو#جشنواره_بینالمللی_امام_رضا #بخش_رسانه_نشریات_دانشجویی
@razaviuf_mag
۱۵:۵۰
شیوه نامه.pdf
۳.۸ مگابایت
#نشریه_خط_دانشجو #جشنواره_بینالمللی_امام_رضا#بخش_رسانه_نشریات_دانشجویی
۱۵:۵۱
راهنما+ثبتنام.pdf
۱.۳۷ مگابایت
#نشریه_خط_دانشجو #جشنواره_بینالمللی_امام_رضا #بخش_رسانه_نشریات_دانشجویی
@razaviuf_mag
۱۵:۵۲
#یادداشت
دریاچه ارومیه؛ قتلِ خاموشِ یک مــــــــــادر
فیروزهی آبی ایران، چه بر سر عظمتت آوردهاند و با تو چه کردهاند که پس از قرنها خاطرهسازی و تابآوری، از شکوهِ بیکرانت، تنها غباری از خاطره برجای مانده و به مرز نابودی رسیدهای؟
توصیفِ بیکرانگیِ وجودت در واژهها آسان نیست. تو قامت خم میکنی، آنگاه که فرزندانت را در آغوش میکشی، و بر زانو مینشینی تا همقدِ آنان شوی؛ تا راحتتر در آغوشت جا بگیرند. در میان کوههای استوار و سر به فلک کشیده که با صلابت ایستادهاند، تو چقدر متواضعانه در پایینترین نقطه، پذیرای فرزندانی میشوی که در برابر آن ستونهای بلند، سر خم کرده و با شور و نغمهخوانی به سویت میآیند.
در مسیر آمدن به سویت، چه ردپاها که برجا نمیماند؛ از خندهی خاکِ خشکشده گرفته تا سرسبزیِ گیاهانی که از کنارشان میگذرند. و وقتی به آغوشت میرسند، از سروصدا و آوازشان، موجهایت قهقههزنان به سواحل میرسند.
اما در این میان، آدمی چرا و چگونه آغوشکشیدنِ فرزندانت را در نهایت فروتنی، آرزویی بلند پروازانه خواند؟ انگار فراموش کرده که خود، جزئی از طبیعت است نه ارباب آن، نه دزدِ آرزوها و خوشیهایش. تو چون مادری بیقید و شرط میبخشیدی؛ سرچشمهی حیات و امیدِ رودهایی بودی که در برابر عظمت کوهها به سوی تو جاری میشدند. تکیهگاهی بودی که قرنها فرزندانت را پروراند و همچون آموزگاری، چرخهی طبیعت را بیصدا و بیادعا به آنان آموخت؛ اما اکنون گویی در واپسین نفسهایت هستی.
گویند بادها بشارتدهندهاند، اما انگار وقتی نوبت به تو رسیده، به روضهخوان بدل شدهاند؛ شبانهروز مرثیههایی خواندهاند که در آن، صدای ناله و گلایههایت دل را میسوزاند. زلزلهی نابودگر، نالهی مادری است که در فراق فرزندانش میسوزد. تو بر سفیدیِ نمکها خفتهای و حسرت روزهایی را میخوری که سینهات پر از زندگی بود و قامت آبیرنگت زبانزد. غم جدایی از فرزندان، تو را به سکوتی واداشته که از هر فریادی بلندتر است.
راهِ نفسِ فرزندانت را انحراف مسیرها بریده و راهِ رسیدنشان به آغوشت را کوههای بتنی بستهاند. اما تو، سالها آموزگار بودی و درسِ چرخهی طبیعت را بینقص به فرزندانت آموختهای. و اما در این هیاهو رحمتی بر شورهزارِ دلت نشست، باران همان مهمان نخوانده که خود به دادِ فرزندانِ سرگردانت رسید و مسیرهای تازهای پیش پایشان گذاشت. دوباره صدای دویدنشان از هر سو به گوش میرسد؛ به سوی آغوش مادر. انگار چشمان پر از اشکِ تو اینبار میگوید: «بگذار باور کنم که این بار خواب نیست؛ بگذار باور کنم در آغوش کشیدنشان واقعی است و قرار نیست وقتی از این رؤیای شیرین بیدار شوم، باز هم از من دور شده باشند.»
صدای موجهایت دیگر مثل قبل نیست، مادر. فیروزهی آبی، دیگر این صدای خنده نیست؛ صدای موجی است که به ساحل میرسد و عصبانیت سالهای فراموشی را فریاد میزند: «*امیدهای واهی، مرهمِ زخمهای بیسرانجام من نیست؛ هویت دزدیده شدهی فرزندانم را به آنان بازگردانید، و دیگر هرگز هویت جاریبودن را از آنان نگیرید*».
الهه نجفزاده دانشجوی مهندسی طبیعت دانشگاه ارومیه
#دریاچه_ارومیه #نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام
دریاچه ارومیه؛ قتلِ خاموشِ یک مــــــــــادر
فیروزهی آبی ایران، چه بر سر عظمتت آوردهاند و با تو چه کردهاند که پس از قرنها خاطرهسازی و تابآوری، از شکوهِ بیکرانت، تنها غباری از خاطره برجای مانده و به مرز نابودی رسیدهای؟
توصیفِ بیکرانگیِ وجودت در واژهها آسان نیست. تو قامت خم میکنی، آنگاه که فرزندانت را در آغوش میکشی، و بر زانو مینشینی تا همقدِ آنان شوی؛ تا راحتتر در آغوشت جا بگیرند. در میان کوههای استوار و سر به فلک کشیده که با صلابت ایستادهاند، تو چقدر متواضعانه در پایینترین نقطه، پذیرای فرزندانی میشوی که در برابر آن ستونهای بلند، سر خم کرده و با شور و نغمهخوانی به سویت میآیند.
در مسیر آمدن به سویت، چه ردپاها که برجا نمیماند؛ از خندهی خاکِ خشکشده گرفته تا سرسبزیِ گیاهانی که از کنارشان میگذرند. و وقتی به آغوشت میرسند، از سروصدا و آوازشان، موجهایت قهقههزنان به سواحل میرسند.
اما در این میان، آدمی چرا و چگونه آغوشکشیدنِ فرزندانت را در نهایت فروتنی، آرزویی بلند پروازانه خواند؟ انگار فراموش کرده که خود، جزئی از طبیعت است نه ارباب آن، نه دزدِ آرزوها و خوشیهایش. تو چون مادری بیقید و شرط میبخشیدی؛ سرچشمهی حیات و امیدِ رودهایی بودی که در برابر عظمت کوهها به سوی تو جاری میشدند. تکیهگاهی بودی که قرنها فرزندانت را پروراند و همچون آموزگاری، چرخهی طبیعت را بیصدا و بیادعا به آنان آموخت؛ اما اکنون گویی در واپسین نفسهایت هستی.
گویند بادها بشارتدهندهاند، اما انگار وقتی نوبت به تو رسیده، به روضهخوان بدل شدهاند؛ شبانهروز مرثیههایی خواندهاند که در آن، صدای ناله و گلایههایت دل را میسوزاند. زلزلهی نابودگر، نالهی مادری است که در فراق فرزندانش میسوزد. تو بر سفیدیِ نمکها خفتهای و حسرت روزهایی را میخوری که سینهات پر از زندگی بود و قامت آبیرنگت زبانزد. غم جدایی از فرزندان، تو را به سکوتی واداشته که از هر فریادی بلندتر است.
راهِ نفسِ فرزندانت را انحراف مسیرها بریده و راهِ رسیدنشان به آغوشت را کوههای بتنی بستهاند. اما تو، سالها آموزگار بودی و درسِ چرخهی طبیعت را بینقص به فرزندانت آموختهای. و اما در این هیاهو رحمتی بر شورهزارِ دلت نشست، باران همان مهمان نخوانده که خود به دادِ فرزندانِ سرگردانت رسید و مسیرهای تازهای پیش پایشان گذاشت. دوباره صدای دویدنشان از هر سو به گوش میرسد؛ به سوی آغوش مادر. انگار چشمان پر از اشکِ تو اینبار میگوید: «بگذار باور کنم که این بار خواب نیست؛ بگذار باور کنم در آغوش کشیدنشان واقعی است و قرار نیست وقتی از این رؤیای شیرین بیدار شوم، باز هم از من دور شده باشند.»
صدای موجهایت دیگر مثل قبل نیست، مادر. فیروزهی آبی، دیگر این صدای خنده نیست؛ صدای موجی است که به ساحل میرسد و عصبانیت سالهای فراموشی را فریاد میزند: «*امیدهای واهی، مرهمِ زخمهای بیسرانجام من نیست؛ هویت دزدیده شدهی فرزندانم را به آنان بازگردانید، و دیگر هرگز هویت جاریبودن را از آنان نگیرید*».
#دریاچه_ارومیه #نشریه_خط_دانشجو #جامعه_اسلامی_دانشجویان #دانشگاه_ارومیه
۱۲:۲۴