یه بارم بابام تازه از سفر خارجکی برگشته بود( اون جا کار میکرد)، کلی سوغات آورده بود از لباس و صابون و شکلات و کلی موگیر پروانهای برای من (از هر کدوم هم زیاد میآورد) فرداش که همه خواب بودن من یه عالمهشون رو برداشتم ریختم توی یه نایلون بزرگ، کشون کشون با خودم بردم تو محله بین دوستا و همسایهها تقسیم کردم 
( لازمه بگم چه بلایی سرم اومد ؟
)
#مخاطب @khaterat_mamana
#مخاطب @khaterat_mamana
۱.۷K
۱۹:۰۶