زندگی کتابی نیست که نوشته شده باشد،بلکه دفتریست که قلمش در دست توست.میتوانی معنایی بسازی،از اضطراب، آگاهی،و از رنج، رشد.زندگی را چون دعوتی بپذیر؛دعوتی برای زیستنی آگاهانه …
@khoshab1
@khoshab1
۴:۳۸
°°
°°هر روز یک فرصت است برای جبرانِ آنچه که دیروز حسرتش برایت ماند و تلاش برای فردایی که آرزویش را داری؛ پس امروزت را دریاب بی اندوهِ گذشته و به اُمیدِ آینده
🪴#بصیرت_خوشاب @khoshab1
۵:۱۵
- آیا وفاق یعنی اصلاحطلبان انقلابی شوند یا انقلابیها اصلاحطلب؟
- آیا وفاق به معنای واگذاری دولت توسط اصلاحطلبان به جریان انقلابی است؟
- آیا وفاق یعنی سرکوب نقد و محدود کردن آزادی بیان فعالان سیاسی؟
- آیا وفاق به معنای تبعیت کامل یک جریان از جریان دیگر است؟
وفاق واقعی یعنی تعامل سازنده، همکاری متقابل، برجسته کردن اشتراکات، پذیرش اختلافنظرها، نقد منصفانه و تلاش برای حل مشکلات کشور. وفاق به معنای اتحاد در برابر دشمنان و حفظ انسجام ملی است.
اگر شخصیتی سیاسی، چه اصلاحطلب و چه انقلابی، مرتکب خطا یا اظهارنظر اشتباهی شود، آیا باید با دامن زدن به اختلافات، وحدت ملی را تضعیف کرد؟
آیا این رویکرد راه را برای نفوذ دشمن هموار نمیکند؟
نقد منصفانه، با هدف اصلاح خطاها و تقویت نقاط ضعف، ضروری است، اما نباید ریشههای وفاق و انسجام ملی را هدف قرار داد. خطای هر فرد یا گروه را باید به حساب خودشان گذاشت، نه به پای دولت یا جریانهای سیاسی. تخریب وفاق ملی به بهانه خطای یک فرد، هزینهای غیرقابل جبران برای کشور است.
آیا فهم این موضوع تا این حد دشوار است که ماههاست برخی افراد وفاق ملی را زیر سؤال میبرند؟ رهبر معظم انقلاب بهصراحت فرمودند: > «باید همه به رئیسجمهور منتخب در ادای وظایف کمک کنیم و از بن دندان باور کنیم که موفقیت ایشان، پیروزی همه ماست.» (بیانات رهبر انقلاب در دیدار با رئیس و نمایندگان مجلس دوازدهم، ۳۱ تیر ۱۴۰۳)
آیا این کلام صریح، بخشی از معنای وفاق نیست؟
#بصیرت_خوشاب @khoshab1
۹:۱۷
نماینده مجلس : هواپیمایی آسمان با ۲۵۰۰ نیرو، فقط یک هواپیما دارد!
خضریان:
هواپیمایی آسمان امروز با باندبازی، لابیبازی و حضور افراد فاقد صلاحیت در مدیریت آن در شرایطی قرار گرفته که فقط یک هواپیما دارد.
حتی در یکی از شهرستانهای مراکز استان ۵۰۰ نفر هر روز صبح کارت ورود میزنند و عصر کارت خروج میزنند و کار نمیکنند.
#بصیرتخوشاب @khoshab1
خضریان:
۵:۱۷
۱۳:۵۸
#بصیرتخوشاب @khoshab1
۱۳:۳۷
دیوانه بمانید، اما مانند عاقلان رفتار کنید.
خطر متفاوت بودن را بپذیرید، اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید./پائولو_کوئلیو
#بصیرت_خوشاب @khoshab1
خطر متفاوت بودن را بپذیرید، اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید./پائولو_کوئلیو
#بصیرت_خوشاب @khoshab1
۱۱:۲۳
حتی اگر هیچکس تو را ندید،خدا دید و همین کافی است.
هیچ شبی بی پایان نیست.سپیده دم حتما می آید و تو با آن دوباره می درخشی
#بصیرتخوشاب #امید #هوش_مصنوعی
@khoshab1
هیچ شبی بی پایان نیست.سپیده دم حتما می آید و تو با آن دوباره می درخشی
#بصیرتخوشاب #امید #هوش_مصنوعی
@khoshab1
۵:۱۵
دنیا مثل یک کوه میمونه. هر چیزی که توی اون بگی—چه خوب، چه بد—همون رو بهت برمیگردونه. اگه فکر کنید حرف خوبی زدی ولی جواب بدی شنیدی، بدون اشتباه میکنید.
چون محاله بلبل توی کوه آواز بخونه و صدای زاغ برگرده،
یا آدم حرف بزنه و صدای خر از کوه دربیاد.
پس اگه صدای بدی شنیدی، مطمئن باش خودت هم همونطور حرف زدی./برگرفته از کتاب فیه ما فیه مولانا
این حکایت، یک درس عمیق دارد:
هر چیزی که از جهان میشنوی، بازتاب خودته.
اگر بدی دیدی، اول به خودت نگاه کن؛ شاید ناخودآگاه بدی گفتی یا کردی.
جهان مثل آینهست یا مثل پژواک کوه—هر چی بفرستی، همون رو پس میگیری.
#بصیرت_خوشاب @khoshab1
چون محاله بلبل توی کوه آواز بخونه و صدای زاغ برگرده،
یا آدم حرف بزنه و صدای خر از کوه دربیاد.
پس اگه صدای بدی شنیدی، مطمئن باش خودت هم همونطور حرف زدی./برگرفته از کتاب فیه ما فیه مولانا
این حکایت، یک درس عمیق دارد:
#بصیرت_خوشاب @khoshab1
۰:۳۷
۹:۰۵
۵:۰۶
در میان طوفانهای زندگیچون درختی استوار بمانریشههای امیدت تو را به سوی خورشید هدایت میکنند.
#بصیرتخوشاب #هوش_مصنوعی @khoshab1
#بصیرتخوشاب #هوش_مصنوعی @khoshab1
۱۳:۰۸
#حکایت
چند روز پیش بهعنوان مسافر سفری با اسنپ داشتم.
اون روز به قول بعضی ها خیلی بدشانسی آورده بودم و ناراحت بودم، آخه باتری و زاپاس ماشینم رو دزد برده بود.راننده حدوداً۴۰ساله بود. آرامش عجیبی که داشت باعث شد باهاش حرف بزنم و از بدشانسیام بگم. هیچی نگفت و فقط گوش میکرد. صحبتم که تموم شد، گفتیه قضیهای رو برات تعریف میکنم مربوط به زمانی هست که دلار ۱۹تومنی ۱۲ شده بود.گفتم: بفرمایید....
راننده تعریف کرد: یه مسافری بود همسنوسال خودم، حدوداً ۴۰ساله. خیلی عصبانی بود. وقتی داخل ماشین نشست بدون اینکه جواب سلام منو بده گفت: چرا اینقدر همکاراتون ... هستند. از شدت عصبانیت چشماش گشاد و قرمز شده بود.گفتم: چطور شده؟ مسافر گفت: هشت بار درخواست دادم و رانندهها گفتن یک دقیقه دیگه میرسن و بعد لغو کردن.من بهش گفتم: حتماً حکمتی داشته، خودتو ناراحت نکن...
این جمله بیشتر عصبانیاش کرد و گفت: حکمت کیلو چنده؟ این چیزا چیه کردن تو مختون؟ بعد با گوشیاش تماس گرفت. مدام پشت گوشی دعوا میکرد و حرص میخورد. (بازاری بود و کلی ضرر کرده بود.)حین صحبت با تلفن ایست قلبی کرد و من زدم بغل و کنار خیابون خوابوندمش و احیاش کردمسن خطرناکی هست. معمولاً همه تو این سن فوت میکنن. چون تا به بیمارستان یا اورژانس برسن طول میکشه...
من پرستار بخش مغز و اعصاب بیمارستان... هستم و مسافر نمیدونست.خطر برطرف شد و بردمش بیمارستان، کرایه هم که هیچی!!!دو هفته بعد برای تشکر با من تماس گرفت و خواست حضوری بیاد پیشم.من اون موقع شیفت بیمارستان بودم. تازه اون موقع فهمید که من سرپرستار بخشم.اومد و تشکر کرد و کرایه رو همراه یه کتاب کادوشده به من داد.گفتم:دیدی حکمتی داشته. خدا خواسته اون هشت همکار لغو کنن که سوار ماشین من بشی و نمیری.تو فکر رفت و لبخند زد.....
من اون موقع بهشدت ۴میلیون تومن پول لازم داشتم و هیچکسی نبود به من قرض بده.رفتم خونه و کادوی مسافر رو باز کردم. تو صفحه اول کتاب یک سکه تمام چسبونده بود!حکمت خدا دوطرفه بود. هم اون مسافر زنده موند، هم من سکه رو ۴میلیون و ۴۰۰هزار تومن فروختم و مشکلم حل شد.همیشه بدشانسی، بدشانسی نیست. ما از آینده و حکمت خدا خبر نداریم.اینا رو راننده برای من تعریف کرد و من دیگه بابت دزدی باتری و زاپاسم ناراحتیمو فراموش کردم.
#بصیرتخوشاب
@khoshab1
چند روز پیش بهعنوان مسافر سفری با اسنپ داشتم.
اون روز به قول بعضی ها خیلی بدشانسی آورده بودم و ناراحت بودم، آخه باتری و زاپاس ماشینم رو دزد برده بود.راننده حدوداً۴۰ساله بود. آرامش عجیبی که داشت باعث شد باهاش حرف بزنم و از بدشانسیام بگم. هیچی نگفت و فقط گوش میکرد. صحبتم که تموم شد، گفتیه قضیهای رو برات تعریف میکنم مربوط به زمانی هست که دلار ۱۹تومنی ۱۲ شده بود.گفتم: بفرمایید....
راننده تعریف کرد: یه مسافری بود همسنوسال خودم، حدوداً ۴۰ساله. خیلی عصبانی بود. وقتی داخل ماشین نشست بدون اینکه جواب سلام منو بده گفت: چرا اینقدر همکاراتون ... هستند. از شدت عصبانیت چشماش گشاد و قرمز شده بود.گفتم: چطور شده؟ مسافر گفت: هشت بار درخواست دادم و رانندهها گفتن یک دقیقه دیگه میرسن و بعد لغو کردن.من بهش گفتم: حتماً حکمتی داشته، خودتو ناراحت نکن...
این جمله بیشتر عصبانیاش کرد و گفت: حکمت کیلو چنده؟ این چیزا چیه کردن تو مختون؟ بعد با گوشیاش تماس گرفت. مدام پشت گوشی دعوا میکرد و حرص میخورد. (بازاری بود و کلی ضرر کرده بود.)حین صحبت با تلفن ایست قلبی کرد و من زدم بغل و کنار خیابون خوابوندمش و احیاش کردمسن خطرناکی هست. معمولاً همه تو این سن فوت میکنن. چون تا به بیمارستان یا اورژانس برسن طول میکشه...
من پرستار بخش مغز و اعصاب بیمارستان... هستم و مسافر نمیدونست.خطر برطرف شد و بردمش بیمارستان، کرایه هم که هیچی!!!دو هفته بعد برای تشکر با من تماس گرفت و خواست حضوری بیاد پیشم.من اون موقع شیفت بیمارستان بودم. تازه اون موقع فهمید که من سرپرستار بخشم.اومد و تشکر کرد و کرایه رو همراه یه کتاب کادوشده به من داد.گفتم:دیدی حکمتی داشته. خدا خواسته اون هشت همکار لغو کنن که سوار ماشین من بشی و نمیری.تو فکر رفت و لبخند زد.....
من اون موقع بهشدت ۴میلیون تومن پول لازم داشتم و هیچکسی نبود به من قرض بده.رفتم خونه و کادوی مسافر رو باز کردم. تو صفحه اول کتاب یک سکه تمام چسبونده بود!حکمت خدا دوطرفه بود. هم اون مسافر زنده موند، هم من سکه رو ۴میلیون و ۴۰۰هزار تومن فروختم و مشکلم حل شد.همیشه بدشانسی، بدشانسی نیست. ما از آینده و حکمت خدا خبر نداریم.اینا رو راننده برای من تعریف کرد و من دیگه بابت دزدی باتری و زاپاسم ناراحتیمو فراموش کردم.
#بصیرتخوشاب
۲:۰۹
ایران در مدار #انرژی:گزارش نبرد با ناترازی
نگاهی به بخشی از اقدامات دولت برای توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر و مدیریت بحران انرژی در حوزه برق و آب
#بصیرتخوشاب #اینفوگرافی@khoshab1
نگاهی به بخشی از اقدامات دولت برای توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر و مدیریت بحران انرژی در حوزه برق و آب
#بصیرتخوشاب #اینفوگرافی@khoshab1
۷:۱۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
با سلام و احترام؛
«روابط عمومی فرمانداری شهرستان خوشاب»
#بصیرتخوشاب @khoshab1
۳:۱۷
نمای زیبای دیگری از بارش برف و نزول رحمت الهی در سبزوار
خبرنگار: علی اکبر ملکی #بصیرتخوشاب @khoshab1
خبرنگار: علی اکبر ملکی #بصیرتخوشاب @khoshab1
۷:۳۷