بله | کانال همراهی
عکس پروفایل همراهیه

همراهی

۱.۳ هزار عضو
thumbnail
خلاصه... ترس نداره که یادتون نمی‌مونه!
undefined به یاد دار (علم حافظه و فراموشی)undefined لیزا جنووا

۱۸:۴۸

thumbnail
الحق باید به نویسنده گفت: دمت گرم با این چیزی که نوشتی!!
زده تو خال... برای مایی که تو فرهنگ تعارفی بزرگ شدیم و رک و صریح نبودیم و حتی درک درست و سنجیده ای نسبت به مرزگذاری نداشتیم. و پر شدیم از آسیب ها و ناراحتی های ناشی از این عدم مرزگذاری.
کتاب کم حجمی نیست ولی بسیار مفید و موثر!
undefinedمرزهای رهایی‌بخشundefined ملیسا اربنترجمه ملیکا خوش نژادنشر بیدگل
@kiarashzare98

۱۹:۱۹

thumbnail
چرا گاهی توی گفتگوها، اظهار نظرها و موضع گرفتن ها، هر کسی اصرار داره که با دلسوزی یا کاملا استدلالی و منطقی یا منصفانه و سنجیده داره به مسئله می پردازه؟؟
این کتاب رو با تامل می‌خونی و می‌بینی خدای من... پشت خیلی از رفتار ها، خودنمایی با اخلاق چقدر عجیب خودشو نشون میده چققققدر ژست اخلااااقی زیاده و از اخلاق خبری نیست!
دلیل این حجم از اصرار ورزیدن به "اخلاقی بودن" چیه؟!
چطور ادا اطوار های اخلاقی، ابزار خوبی میشن برای پیشبرد اهداف؟ می‌خونی، می‌اندیشی و می بینی به اسم اخلاق چقدر سواستفاده میشه!!undefinedمطالعه این کتاب برای شفاف شدن ذهن ما نسبت به این مسئله که اتفاقا با وجود شبکه های اجتماعی بیشتر دچار آسیب هاش هستیم، بسیار موثر است.کتابی از نشر خوب #ترجمان.
@kiarashzare98

۱۶:۴۶

به سهراب نگاه می‌کنم...هزار بار به من گفته بود که زمانِ جنگ زن بگیر.
رفیقِ زمان جنگ...زنِ زمان جنگ...رئیسِ زمان جنگ...فرماندهِ زمان جنگ...زیردستِ زمان جنگ...آدمِ زمان جنگ ماندنی‌تر است...
پیامبر هم رفقای شِعب اَبی‌طالب را بیشتر دوست داشت... رفقای دوران تبعید در اطراف مکه...
رفقای سختی...رفقای گرفتاری...رفقای مریضی...رفقای مرگ و میر...رفقای دشمن دار...رفقای مَشَدی...رفقایی که حتی بدانند جان آدمیزاد هم پریدنی است، چه رسد به مال و مِنالش...
و اِلّا بعدِ فتح مکه که همه با آدمجی جی باجی می شوند...

undefined بیوتنundefined رضا امیرخانی
@kiarashzare98

۲۲:۳۷

خانه ی جاداری بود...چون ما آدم هایی بودیم با نقشه های بزرگ...اولین نقشه را هم عملی کرده بودیم،برآمدگی ای روی شکم زنم که با حرکتی نرم، مثل دسته ای مار می خزید و می لولید. در ساعات آرام پیش از نیمه شب گوشم را گذاشتم روی آن جا و دراز کشیدم و به صدای چکه هایی گوش دادم که انگار از چشمه ای می آمد.

undefined سرشار زندگیundefined جان فانتهترجمه محمدرضا شکاری
@kiarashzare98

۱۱:۴۰

thumbnail
رمان قشنگیست، ساده و شیرین... لذت بخش.
برای هدیه دادن هم مناسب...
داستان مردی نویسنده که خانمش حامله است و در زمان بارداری کشش عجیبی به مذهب پیدا میکنه و توی این اوضاع پدر شوهرِ سنتی مآب هم به خونه آنها باز میشه و بالا پایین های این زندگی روایت میشه.
@kiarashzare98

۱۱:۴۸

...ناامید می‌شدم، کاغذ را مچاله می‌کردم و پرت می‌کردم وسط اتاق.اما او می توانست آن نوشته های دور انداخته شده را زیر و رو کند و یک چیزهایی دستگیرش شود...
undefined سرشار زندگی
@kiarashzare98

۱۱:۵۴

thumbnail
میشه لبخند زد و ادامه داد...میشه لبخند زد و به جایی خیره شد وبه هیچ چیز فکر نکرد ولذت متن رو عمیقا حس کرد...میشه لبخند زد و با حیرت همنشین شد و هیجان و تعمق های فکری را درک کرد...میشه لبخند زد و گفت، یه فصل دیگه!
و به خودت میای و داستایفسکی قمار باز رو تموم کرده ولی تو همچنان با قمار باز همراهی...
آخ چه لذت و شور و حیرتی...

@kiarashzare98

۲۱:۳۷

فکر می کنم شاید چهار یا پنجمین بار بود که قمار باز را میخواندم. آخ چه هیجانی... چه لذتی... آخ چقدر همیشه و هربار توی دلم شعف عجیبی شکل می‌گیرد با خواندن این شاهکار...به یاد دارم دوست عزیزی یک زمانی تمام آثار داستایفسکی را خوانده بود. همیشه به او غبطه می‌خوردم که وقت نمیکنم.با روح و روان آدم بازی می کند توی داستان... عجیب لذتی دارد که شبیه هیچ چیز نیست.انگار هیچ نویسنده ای به اندازه داستایفسکی نمی تواند آدم را مجذوب کند... آدم را پر از دلهره کند... پر از لذت کند... آه که تا صبح وصف کنم، کم است و البته، شرح و وصف او برای من ممکن نیست.بوخونید و لذت ببرید undefined
خیلی مخلصیم undefined<img style=" />undefined
@kiarashzare98

۲۱:۴۳

thumbnail
دار و ندارم را باخته بودم...داشتم از کازینو می‌آمدم بیرون که دیدم در جیب جلیقه ام هنوز یک گلدن هست، با خودم فکر کردم: خوب، پس برای ناهار پول دارم.در همین فکر صد قدمی نرفته بودم که نظرم عوض شد و برگشتم. یک گلدن را گذاشتم روی مانک (آن دور روی مانک بود). واقعا هم چه حس غریبی... وقتی بی کس و کار و تک و تنها توی غربت حتی نمی‌دانی آن روز چیزی گیرت می‌آید بخوری یا نه، آخرین گلدن و تنها سکه ات را به بازی بگذاری!...گاهی معنای آخرین سکه همین است!و چه می‌شد اگر خودم را می باختم و جرات خطر کردن نداشتم؟
undefined قماربازundefined داستایفسکی
@kiarashzare98

۲۱:۴۵

thumbnail
کتابی بسیار مفید درباره بدفهمی های ما!ما مسائل رو تحلیل می‌کنیم، نظر میدیم، برای روح و روان خودمون رنج و بدبختی درست میکنیم، بدون اینکه ریشه خیلی از تصوراتمون رو بدونیم! ریشه کج فهمی ها!از اون دست کتاب هایی که به شفاف شدن ذهن ما و شکل دادن به شیوه فکر کردن بسیار موثر هست.روش پرداختن نویسنده به مسئله بسیار جالب و قابل تامل است.
کاش مبانی این کتاب رو #معلم های عزیزمون برای دانش آموزان طرح میکردند... کاش...
@kiarashzare98

۲۲:۱۷

thumbnail
که این ساقی به قدر تشنگی پیمانه می‌سازد...
@kiarashzare98

۱۸:۴۱

همراهی
undefined کتابی بسیار مفید درباره بدفهمی های ما! ما مسائل رو تحلیل می‌کنیم، نظر میدیم، برای روح و روان خودمون رنج و بدبختی درست میکنیم، بدون اینکه ریشه خیلی از تصوراتمون رو بدونیم! ریشه کج فهمی ها! از اون دست کتاب هایی که به شفاف شدن ذهن ما و شکل دادن به شیوه فکر کردن بسیار موثر هست. روش پرداختن نویسنده به مسئله بسیار جالب و قابل تامل است. کاش مبانی این کتاب رو #معلم های عزیزمون برای دانش آموزان طرح میکردند... کاش... @kiarashzare98
استاد عزیزی پیام گذاشتن که:خلاصه ی این کتاب را در پادکست بی پلاس شنیدم، خوشم اومد و خریدم و خواندم واقعا عالیه-----------اینم برای دوستایی که تمایل دارن پادکست گوش بدنundefined<img style=" />undefined

۱۹:۳۶

thumbnail
کتابی کم حجم درباره درست نویسی و خطاهای رایج فارسی زبانان...نویسنده با خوش ذوقی و طنز، اشتباه های دستوری را یادآور می‌شود.آخ از این شیرینی زبان فارسی!شیرین است که هم دستور زبان یادمی‌گیری و هم از ته دل می‌خندی... undefinedاگر هم #معلم هستید، شاید پیشنهاد خوبی باشد برای اینکه خستگی دانش آموزان در برود، لا به لای تدریس استفاده کنید.
چند قسمتش را به اشتراک می‌گذارم.
@kiarashzare98

۱۵:۱۵

thumbnail
undefined مزخرفات فارسیundefined رضا شکراللهی۱۳۵ صفحه@kiarashzare98

۱۵:۲۲

thumbnail
بااابااا بنااازمت آقااااااااااای نویسنده undefinedundefined
undefined مزخرفات فارسیundefined رضا شکراللهی
@kiarashzare98

۱۵:۲۹

thumbnail

۱۵:۲۹

thumbnail
یک رمان ایرانی بر اساس واقعیت... از زندگی استاد موسیقی، غلامحسین درویش‌خان.رمان یک سیر دلنشین از تاریخ ایران را دارد که زندگی درویش‌خان و چالش های او را شرح می‌دهد.روایت وضع اجتماعی و مناسبات حاکم بر فضای جامعه را به خوبی در بدنه داستان آورده.دردسر های او در زمینه موسیقی و تاثیر جو غالب بر زندگی و کار او...خواندش را به بابا و مامان پیشنهاد دادم، خیلی خوششان آمد.برای هدیه، گزینه مناسبی است.
@kiarashzare98

۱۲:۵۱

thumbnail
باشد اندر پرده بازی‌های پنهان...
@kiarashzare98

۲۰:۲۹