بله | کانال کبری آسوپار
عکس پروفایل کبری آسوپارک

کبری آسوپار

۲۵۱ عضو
undefinedاگر خبرگان ایتا و توییتر اجازه می‌دهند، مجلس خبرگان رهبری که متشکل از ده‌ها مجتهد و فقیه جامع‌الشرایط است و با رأی مردم برگزیده شدند، جانشین آقا را انتخاب کنند!
انتخاب نائب امام زمان را به پروژه توییتری و ابتذالات انتخاباتی تقلیل ندهید. شأن جایگاه ولایت را حفظ کنید.
https://ble.ir/kobra_asoopar

۸:۴۹

thumbnail
undefinedتبلیغات پهلوی‌چی‌ها می‌گفت جنگ با مردم عادی کاری ندارد. هوای سیاه و آلوده تهران را ببینید؟ خودروهای پر از لک سیاه؛ و گیاهان و حیوانات. بله؛ مردم -عادی و غیرعادی!- قرار نیست نفس بکشند!
undefinedنفت، ثروت مردم در حال سوختن است و هوای آلوده برای ورود به ریه‌ها از اعتقاد و ایدئولوژی افراد نمی‌پرسد!
۱۷ اسفند ۴۰۴
https://ble.ir/kobra_asoopar

۸:۳۷

thumbnail

۸:۳۷

thumbnail
undefinedآن شب قدر که این تازه براتم دادند!
undefinedسال عجیبی را امسال گذراندیم، خود آقا هم همین را گفتند؛ و در اولین شب قدر این سال عجیب، این تقدیر ما باشد و معین شود که با خامنه‌ای اول، از پیچ‌های تند و سخت گذشتیم، با خامنه‌ای دوم به قله خواهیم رسید؛ ان‌شاءالله.
۱۸ اسفند ۱۴۰۴۱۹ رمضان ۱۴۴۷
https://ble.ir/kobra_asoopar

۲۳:۳۷

undefinedاین یادداشت را قبل از اعلام رسمی انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای نوشتم؛ حالا بیشتر می‌شود به رهبر شهیدمان بگوییم که جهان از تو پر است!
undefinedو جهانی که از تو پر است
undefinedروز هشتم است و تو همچنان شهید شده‌ای؛ کم کم از امیدمان برای آنکه با معجزه‌ای برگردی، کم می‌شود.‌ دنیاست دیگر، خودش را به آدم تحمیل می‌کند. با همه‌ی تحمیلی که روی شانه‌هایمان سنگینی می‌کند، کم‌کم نقطه نقطه‌های جای خالی تو بیشتر رخ می‌نماید و درد داغی که دیدیم، با گذر زمان بیشتر و بیشتر در جان‌مان عمیق می‌شود.
undefinedهزار بار با همدیگر آن صبح شوم شنبه را که صداهای انفجار آمد، آن روز شنبه را که فکر می‌کردیم تو هنوز نرفته‌ای، آن سحر یکشنبه را که خبر هجرت تو همراه با صدای اذان پیچید، مرور کرده‌ایم، هیچ جای روایت‌ها، قصه رفتنت ترک برنمی‌دارد، هیچ جایش دچار شک و شبهه نمی‌شود که شاید نرفته باشی. ما ناگزیر شده‌ایم باور کنیم که نیستی!
undefinedباور کردن اما غیر از بلد بودن است. ما هر قدر هم که باور کنیم تو نیستی، اما بلد نیستیم بدون تو دنیا را بگذرانیم. مایی که تا خودمان را شناختیم، ۱۴ خرداد ۶۸ هم گذشته بود و ولی‌فقیه برای ما شده بود سید علی خامنه‌ای؛ نه فقط ولی‌فقیه، که رهبر، که مرجع تقلید، که همه چراغی که با آن می‌شود در سیاهه‌ی دنیا راه را پیدا کرد. ما حتی امام را هم با تو شناختیم، با خطابه‌های سالانه ۱۴ خرداد، با قاب عکسی که همیشه وفادارانه در کنار تو بود، با منش تو که همه می‌گفتند شاگرد خلف مکتب حضرت روح‌الله هستی؛ با همه‌ی وجودت که بزرگترها شعار می‌دادند «خمینی دیگر است». مایی که هر چه می‌خواستیم بکنیم، از سیاست، از دین، از زندگی، اول نگاه می‌کردیم ببینیم تو چه می‌گویی، تو چه می‌کنی؛ اگر مقاومت بلدیم، از تو آموخته‌ایم که تا آمدیم سیاست را بفهمیم، گفتی دشمن اگر زیاد فشار بیاورد، عاشورا تکرار می‌شود، نه صلح امام حسن علیه‌السلام. اگر استکبارستیزی بلدیم، از تو آموختیم که بارها برایمان دشمن‌شناسی را تشریح کردی. اگر استقلال بلدیم، از تو آموختیم که وابسته شرق و غرب و آویزان کمک‌های این و آن نباشیم. اگر زیر بار ظلم نمی‌رویم... اگر ظلم نمی‌کنیم... اگر ایران برایمان مهم است..‌. اگر برای تمامیت ارضی جان می‌دهیم... اگر زیر بیرق بیگانه نمی‌رویم...اگر و اگر و اگر... ما حتی اهمیت خواندن و نوشتن، شعر و رمان،  ورزش، تحصیل، عشق‌ورزی، زندگی و ...  همه را از تو آموختیم... ما هر چه داریم از تو داریم و حالا بی تو چگونه زندگی کنیم؟
undefinedنه، ما بلد نبودیم بدون تو زندگی را پیش ببریم. ناگاه بیدار شدیم و دیدیم تو نیستی، و دنیایی بدون تو پیش روی ماست که همه جایش جای خالی تو را فریاد می‌زند. چه می‌کردیم؟ و تو با همه آنچه به ما در همه‌ی این سال‌ها آموخته بودی، ناگاه دست‌مان را گرفتی، روی خاک افتاده بودیم، می‌خواستیم نباشیم، نفس نکشیم، کاری نکنیم؛ می‌خواستیم بمیریم، تو اما بلندمان کردی...
undefinedبه خودمان که آمدیم، از آن بهت اولیه که کمی فاصله گرفتیم، دیدیم تو پدری بودی که فرزندانت را برای پس از خودت هم تربیت کرده بودی. نگاه کردیم که اگر تو بودی از ما چه می‌خواستی؟ که بنشینیم و فسرده شویم و بمیریم؟ هیهات که از پای درس خامنه‌ای چنین شاگردانی بیرون بیاید. دیدیم اگر تو بودی، می‌خواستی که برخیزیم و دفاع کنیم و میراث امام و شهدا و والبته میراث تو را حفظ کنیم، دیدیم آنقدر از آموخته‌های تو، از عشق تو، از ایمان به آنچه در جان ما طی سالیان سال ریخته بودی، پر هستیم که جهان را می‌تواند شور و شعور ایستادگی ما پر کند و ما که خود میراث تو برای این دنیا هستیم، قرار است حافظان میراث تو باشیم. سخت است؛ داغ ببینی و بایستی، سخت است. اما تو در آخرین سخنرانی‌ات گفته بودی که مثل مایی با مثل این قداره‌بند نیویورکی بیعت نمی‌کند؛ و ما بر آن عهد و بیعت که با تو بستیم، ایستاده‌ایم و این ایستادگی، حتی پس از تو را از تو آموخته‌ایم که پس از امام برای اسلام و ایران و مردم ایستادی. حالا جهان از ایستادگی و دفاع ما پر است و ما میراث توییم و تو نیستی، اما جهان از تو پر است.
۱۸ اسفند ۴۰۴روزنامه فرهیختگانhttps://ble.ir/kobra_asoopar

۱۷:۰۰

undefinedگارد جاویدان، مرصادی علیه پهلوی
undefinedرضا پهلوی رسماً به شبکه‌های تروریستی خود که آن‌ها را گارد جاویدان می‌نامد، گفته که به خیابان‌ها بیایند، به نیرو‌های حافظ امنیت و بلکه کل حاکمیت «ضربه‌های مؤثر» وارد کنند تا بتوانند با همراهی حملات هوایی آمریکا و اسرائیل که پهلوی آن‌ها را «ضرباتی از آسمان» دانسته، ایران را تضعیف کنند.
undefinedپهلوی به سوی ایرانی که در حال دفاع از خود برابر تجاوز دشمن خارجی است، لشکر کشیده و فکر می‌کند با کمک حملات هوایی دشمن می‌تواند مسیر رسیدن خود به قدرت را هموار کند. از این منظر، او و دارودسته‌اش، شبیه رجوی و دارودسته‌اش در مرداد ۶۷ هستند.
undefinedمنافقین در طول جنگ ۸ ساله ایران و عراق و دفاع مقدسی که مردم از ایران داشتند، با رژیم بعث عراق علیه همین مردم و علیه کشور خود همکاری می‌کرد و در واقع جاسوس‌های بعث و ستون‌های پنجم صدام در ایران بودند. در نهایت هم که دیدند جنگ به پایان رسید و جمهوری اسلامی سرنگون نشد، با محاسبه غلط در مورد توانایی نیرو‌های مسلح ایران، به کشور خود لشکرکشی کردند تا با حمله نظامی، به قدرت برسند و عملیات فروغ جاویدان را به‌زعم خود اجرا کردند. عملیاتی که با عملیات مرصاد نیرو‌های نظامی ایران شکست خورد و از قضا ضربه سختی خوردند که گرچه همان زمان هم در برابر ایران قدرتی محسوب نمی‌شدند، اما همان اندک توان را هم به دلیل ضربه سخت ایران از دست دادند و لشکری شکست‌خورده با کشته‌های بسیار از منافقین بر جای ماند. آیا پهلوی هم با به خیابان کشاندن گارد جاویدان خود و لشکرکشی علیه ایران قصد دارد همچون منافقین مرصاد ایران را تجربه کند و به قهقرای تاریخ بپیوندد؟
undefinedدر دی‌ماه سیاهی که گذراندیم، حرف اعتراض مردم بود که این حلقه‌های تروریستی و گارد جاویدان پهلوی با مخفی شدن پشت سر مردم، از اعتراض آنان به‌ عنوان پوشش و از خود مردم به‌ عنوان سپر انسانی و ابزار کشته‌سازی و کشته‌گیری استفاده کردند. لذا تدبیر نیرو‌های امنیتی نظام این شد که برای حفظ جان مردم، حتی فریب‌خوردگان پهلوی، با اهل آشوب هم با اغماض و ملاحظه برخورد کند. اکنون اما این‌گونه نیست. نه‌ تنها پای اعتراضات مردمی وسط نیست، بلکه در میدان جنگ هستیم و لذا بعید است نیرو‌های حافظ امنیت دستوری برای خویشتن‌داری گرفته باشند و طبعاً هر گونه تحرک به نفع دشمن خارجی با شدیدترین برخورد مواجه می‌شود.
undefinedدشمن خارجی البته با حملات موشکی و پهپادی به مراکز نیروی انتظامی، کلانتری‌ها، پایگاه‌های بسیج و حتی ایست و بازرسی‌های نیرو‌های حافظ امنیت، تلاش کرده بستر لازم برای آشوب خیابانی این گارد جاویدان را فراهم کند، اما به نظر می‌رسد برای دارودسته پهلوی که مشی رفتاری و سکنات و عقایدشان نشان می‌دهد از مطالعه تاریخ و کسب دانش سیاسی محروم بوده‌اند، لازم است عملیات مرصاد را دقیق مطالعه کنند. 
متن کامل گزارش در روزنامه فرهیختگان
۲۵ اسفند ۴۰۴https://ble.ir/kobra_asoopar

۲۰:۳۷

undefinedبله، چهارشنبه‌سوری مبارک؛ جشن است دیگر، جشن هم لابد مبارک است! تن مردم کم از موشک‌بازی ترامپ و نتانیاهو لرزیده، حالا برای ترقه و نارنجک‌بازی یک جماعتی هم بلرزد. جشن است دیگر؛ جشن‌تان مبارک!
undefinedدوتا فشفشه هم می‌بردید بهشت زهرای میناب، روی قبر پسران و دختران دانش‌آموزی که در لحظه‌ی آغاز جنگ شهید شدند، برایشان جشن مرگ می‌گرفتید! دوتا ترقه هم برای کودکان یتیمی می‌بردید که در این روزها پدر و مادر از دست دادند، جشن یتیمی ملت را می‌گرفتید! نارنجک می‌بردید کنار خانه‌های خراب شده، نورش فضا را روشن کند، امدادگران بتوانند از زیر آوار هموطنان‌مان را -زنده یا مرده- بیرون بکشند، بعد با هم دیگر جشن می‌گرفتید! جشن جنگ، جشن مرگ، جشن بی اعتنایی به غم وطن و هموطن! جشن بی غیرتی‌تان مبارک!
۲۶ اسفند ۴۰۴https://ble.ir/kobra_asoopar

۱۶:۳۱

thumbnail
undefinedسخت‌ترین تحویل سال بود؛ چه چیزی را از ۴۰۴ به ۴۰۵ تحویل می‌دادیم؟ چه حجمی از غم را؟ چه انبوهی از خشم‌ را؟ چه توده‌ای از بغض را؟ چقدر جای خالی و چقدر فقدان را؟ اصلاً مگر ما بلد بودیم بدون پیام آقا سالی را تحویل کنیم؟ سالی که در لحظه‌ی آغازش، سید علی خامنه‌ای در قاب تلویزیون نیاید و برایمان یا مقلب القلوب نگوید، مگر آغاز می‌شود؟
undefinedزمان برای ما ایستاده است، هیچ آغازی در کار نیست؛ جز آغاز انتقام ما؛ زمان متوقف در ۹ اسفند ۴۰۴ مانده است و ما رفته‌ایم برای انتقام، با خشمی انباشته، سوگی عظیم و مقاومتی ابدی؛ انتقام که تمام شد، هر جای تاریخ که بودیم، برمی‌گردیم به ۹ اسفند و بعد فکر می‌کنیم با این داغ عظیم چه کنیم!
۱ فروردین ۴۰۵https://ble.ir/kobra_asoopar

۳:۱۲

undefinedدرباره جنگ، مذاکره، و اعتماد به ترامپ!
undefinedترامپ با یک خبر اولیه، و رسانه‌های همسو با ترامپ با خبری ثانویه، توانستند فضای ذهنی بخشی از فعالان مجازی ایران را بهم بریزند. ترامپ از جریان داشتن مذاکره با ایران گفت و بخشی از فعالان مجازی هم چون ترامپ را فرد صادقی می‌دانند، حمله به عباس عراقچی را کلید زدند. در ادامه، رسانه‌های عبری و سعودی از قالیباف به عنوان فرد مذاکره‌کننده نام بردند تا حال که نتوانسته‌اند رد قالیباف را زده و او را ترور فیزیکی کنند، از طریق ترور شخصیتی او را بی اعتبار کنند و البته هزینه اجتماعی ترور فیزیکی او را هم پایین بیاورند.
undefinedدر باب مذاکره، آتش‌بس، جنگ روانی ترامپ و ... چند نکته قابل ذکر است:
undefinedاول؛ بخشی از مسئولین نظامی و سیاسی کشورمان که پس از طوفان‌الاقصی، ترسو و خائن و سازشکار نامیده شدند، طی همین سال‌ها از طریق ترور هدفمند شهید شده‌اند که اگر خائن و ترسو بودند، اگر اهل مبارزه با اسراییل نبودند و اگر به نفع ایران کار نمی‌کردند، ترور نمی‌شدند. کاش تجربه شود و این ظلم را در حق مسئولینی که هنوز ترور نشده‌اند، نکنیم.
(آن بلاهتی را که باعث شده برخی بجای شعار علیه اسراییل و آمریکا، در تجمعات شبانه تهران به سمت وزارت خارجه بروند و تکمیل کننده‌ی مسیر ترور امثال عراقچی باشند، بماند. با آن جماعت فی‌الحال کاری نداریم.)
undefinedدوم؛ ترامپ برای ما در حکم همان فاسقی است که خدا در آیه ۶ سوره حجرات می‌فرماید «اگر برای شما خبری آورد، درباره آن تحقیق کنید که مبادا از سر نادانی به گروهی آسیب برسانید و بعد پشیمان شوید.» موضوع فقط احتمال کذب خبرش نیست، بلکه ممکن است قصد دیگری از اعلام آن خبر در میان باشد، از جمله تخریب شخصیت فرماندهان میدان و دیپلماسی در هنگامه جنگ. آیا ما باید توصیه قرآن را فراموش کنیم و تحلیل‌هایمان را با خبرهای ترامپ تنظیم کنیم؟ به مقاماتی که به خوبی مشغول دفاع از ما برابر دشمن متجاوز هستند و از حق انتقام خون رهبر شهید و ملت شهید ایران نگذشته‌اند، اعتماد کنیم.
undefinedسوم؛ مذاکره‌ای در کار نیست و بارها هم از سوی مسئولین بیان شده است. کشور هم علیرغم ترور رهبری عزیزمان و برخی مسئولین عالی‌رتبه، بی بزرگتر نیست و جانشین رهبر به خوبی بر امور احاطه دارند و همان‌طور که دفاع نظامی تحت نظر ولی‌فقیه جدید به خوبی پیش می‌رود، دفاع دیپلماتیک هم تحت نظر ایشان است.
undefinedچهارم؛ مذاکره فی نفسه نه خوب است و نه بد. اینکه برخی در هر شرایطی موافق مذاکره هستند و برخی در هر شرایطی مخالف مذاکره، یعنی روی حرف‌شان نباید حساب کرد، چون شرایط را نمی‌سنجند. کسی هم الان دنبال مذاکره با شیطان بزرگ نیست و بجای دشمن اصلی سرگرم دشمن فرضی نشوید. این ظرفیت‌های رسانه‌ای و مجازی باید خرج کار بزرگتر شود، نه درگیری با موضوعی که وجود خارجی ندارد.
undefinedپنجم؛ هر تبادل پیامی اسمش مذاکره نیست. بدون هیچ تعامل و تبادلی هم نمی‌شود شروط ایران بیان شود و دنبال احقاق حقوق ملت ایران رفت. جنگ هم نمی‌شود تا ابد ادامه یابد.
undefinedششم؛ مذاکره و تبادل پیام الزاماً مستقیم نیست و الزاماً هم به ابتکار ایران یا آمریکا نیست. محتمل است کشورهای ثالثی دنبال این امر باشند و طبعاً نمی‌توان به مقامات ایران گفت هر کس تماس گرفت یا پیامی فرستاد، جواب ندهید و اعتنا نکنید و با همه قهر باشید!
undefinedهفتم؛ جنگ را ساده‌سازی نکنیم و تصورمان این نباشد که اگر بجای ۱۲ روز، مثلاً ۲۰ روز می‌جنگیدیم، یا اگر بجای ۱۰۰۰ تا موشک، ۲۰۰۰ تا موشک می‌زدیم، اسراییل با خاک یکسان می‌شد! چنانچه این توهم را برخی داشتند که اگر بعد ترور اسماعیل هنیه، به اسراییل حمله می‌کردیم، ترور سید حسن نصرالله اتفاق نمی‌افتاد، و رهبری شهیدمان این تحلیل را رد کردند، اما برخی همچنان بر طبل آن می‌کوبند و فکر می‌کنند از ولی‌فقیه شهید هم بهتر سیاست و جنگ و مقاومت را می‌فهمند! جنگ و بازدارندگی و اخراج آمریکا از منطقه و نابودی اسراییل معادلات پیچیده‌تری دارد و ساده‌سازی جنگ، خود می‌تواند بخشی از جنگ شناختی دشمن علیه ما باشد.
undefinedهشتم؛ ما می‌جنگیم تا دشمن بداند دوران بزن درو تمام شده، تا دنیا بفهمد وقتی پشت آمریکا ایستاده، باید هزینه حمله امریکا به ایران را هم بدهد. ما می‌جنگیم تا بدانند مثل مایی متمدن و با ریشه و مقاوم و مومن، با مثل ترامپی مبتذل و فاسد و تازه به دوران رسیده و جنایتکار، بیعت نمی‌کند. ما می‌جنگیم چون باید از کشورمان دفاع کنیم و برای ما راهی جز مقاومت نیست. این مقاومت را از امامین انقلاب آموخته‌ایم و با رهبر سوم هم ادامه راه را پیش می‌رویم.
undefinedنهم؛ همه این چند هفته را ایران با وحدت میان مردم و مسئولین به بهترین نحو جنگیده، پس از این هم، وحدت ماست که اولین ضربه به دشمن می‌زند، اجازه ندهیم دشمن با اخبار هدفمند، ما را به مسیر تفرقه و اختلافات داخلی بکشاند.
۴ فروردین ۴۰۵https://ble.ir/kobra_asoupar

۱۳:۱۶

undefinedشهروند غیرعادی نداریم؛ ما همه عادی هستیم!
undefinedتفکیک کذایی شهروند نظامی و غیرنظامی در تجاوز آمریکا و اسراییل به ایران به نقطه تلخ و مشمئزکننده‌ای رسیده است. چند نکته در این زمینه قابل بیان است:
undefinedاول؛ برخی افراد علیرغم آنکه صدها پیکر بی جان هموطنان‌مان از زن و کودک و مرد غیرنظامی را دیده یا شنیده‌اند، همچنان خود را فریب می‌دهند که جنگ اسراییل و آمریکا می‌تواند با مردم عادی کاری نداشته باشد. در حالی که در سوی مقابل دشمنی است که هیچ خط قرمزی در جنگ ندارد. مدرسه را می‌زند و می‌گویند چون کنار مقر سپاه بود؛ که اگر راست می‌گفتند، بخاطر مدرسه می‌توانستند از زدن آن مقر سپاه حداقل در ساعت کاری مدرسه صرف‌نظر کنند. در حالی که آن مکان نظامی اصلاً مورد حمله قرار نگرفت. موشک دو زمانه می‌زنند و وقتی امدادگران پس از انفجار اول برای کمک‌رسانی جمع می‌شوند، انفجار دوم! این یعنی آمده‌اند که بکشند؛ فرقی هم نمی‌کند شهروند عادی هستند یا غیرعادی!
undefinedحتی اگر طرف مقابل ما قساوت در کشتن هر انسانی با هر جایگاه حقوقی نداشت، باز هم بلاهت لازم بود که فکر کنیم توان تفکیک اماکن نظامی و غیرنظامی را از هم دارد و مثلاً می‌تواند به موشک‌هایش بگوید وقتی مقر سپاه را زدید، لطفاً ترکش‌هایتان را روی ماشین‌های در حال عبور نریزید یا موج انفجارتان به خانه‌های مجاور و عابران پیاده آسیب نزند و خودروهای پارک شده را مچاله نکند!
undefinedصدها شهید غیرنظامی و صدها میلیارد خسارت مالی به اموال شخصی مردم یعنی که جنگ نظامی امکان تفکیک شهروندان را ندارد. علاوه بر آن، هر کارخانه، هر مخزن سوخت، هر بیمارستان، هر مدرسه و حتی هر جاده و... یعنی آسیب به شهروندان عادی؛ تاسیسات و زیرساخت‌های کشور برای مردم و محل اشتغال و استفاده مردم است. اینترنشنال روی حماقت مخاطبش حساب کرده که آن‌ها را زیرساخت‌های جمهوری اسلامی می‌نامد.
undefinedدوم آنکه کار به جایی رسیده که گویی زدن نظامیان و حتی خانواده‌های آنها یا جایی که آنها حضور دارند، توجیه دارد و مجاز است! در حالی که از قضا، زدن نیروهای نظامی خسارت بیشتری به کشور وارد می‌کند، چه آنکه آنها در حال دفاع از ایران و ملت ایران هستند و دشمن با زدن نظامیان به دنبال شکستن دیوار دفاعی ایرانیان است. از سویی، آیا وظیفه همسر و کودکان یک نظامی است که بیوه و یتیم شوند؟! یعنی آنها شهروند عادی نیستند و برای دفاع از وطن هر آسیبی بر آنها مجاز است؟
undefinedسوم آنکه تئوری تفکیک شهروندان به نظامی و غیرنظامی، به غیرنظامی‌های هدف ترور هم سرایت کرده و استاد برق و هسته‌ای و امدادگر و پلیس و آتش‌نشان و کارمند بانک و... را هم از حوزه «شهروند عادی» خارج کرده است. گویی آنها هم موظف هستند شهید شوند و حتی زدن آنها هم خدشه‌ای بر دروغ «با غیرنظامی‌ها کاری ندارد» ایجاد نمی‌کند!
undefinedچهارم موضوع توجیه حمله به مدارس و ورزشگاه‌ها با ادعای حضور نیروهای بسیج و پلیس در آنهاست. با این توضیح که گفته می‌شود چون پایگاه‌های بسیج و کلانتری‌ها هدف حمله بوده‌اند، نیروهای آنها در ورزشگاه‌ها حضور دارند و برای همین اسراییل و آمریکا آنجا را می‌زنند. در حالی که پلیس شهری در جنگ حضور ندارد و حافظ امنیت داخلی است، بسیج هم بازوی کمکی همین پلیس است. اول باید بپرسیم چرا نیرویی که در جنگ حضور ندارد، باید هدف قرار بگیرد، چرا کلانتری‌ها باید موشک بخورند تا آنها بر فرض، مجبور در حضور در محل دیگر شوند؟ جواز حمله به نیروهای غیر دخیل در جنگ از کجا آمده است؟! آیا در صورت سرقت، آدم‌ربایی، دعوا و هر جرم و اختلاف دیگر شهروندان، همین پلیس و همین کلانتری‌ها نباید رسیدگی کنند؟
undefinedاین عملیات رسانه‌ای دشمن، وحدت ما و درک ما از هویت هموطن بودن را نشانه گرفته است؛ هر فرد و هر مکان را به عنوان هدف مشروع معرفی می‌کند؛ این سپاهی است، آن ارتشی، آن آتش‌نشان، آن کارمند بانک، آن یکی امدادگر، دیگری استاد برق، آن یکی اصلاً چرا فیزیک اتمی خوانده؛ دانشگاه چرا دانشکده فیزیک دارد؛ تو چرا خانه‌ات کنار کلانتری بوده، شما چرا کنار ورزشگاه راه می‌رفتید و آن دیگری اصلاً چرا طرفدار جمهوری اسلامی است و شما چرا همسایه وزیر بودید...
undefinedاین همه را اگر از ملت ایران جدا کنیم، دیگر چه می‌ماند؟! مشتی سلطنت‌طلب اینترنشنال‌پرست که منتظرند نتانیاهو و ترامپ آوار خانه‌های مردم و خون ملت را هم از کف خیابان پاک کنند، بعد جرأت کنند از خانه‌هایشان بیرون بیایند؟ یا تروریست‌های گروهکی و تجزیه‌طلب و مجاهد خلق و جاویدنامان آدمکش؟!
undefinedاجازه ندهید ماشین توجیه‌ جنایات آمریکا و اسراییل ذهن‌تان را مسموم کند و ناخودآگاه توجیه‌گر آدمکشی شوید. ما همگی شهروند عادی هستیم، با هر جایگاه حقوقی و هر شغلی. تفرقه را نپذیرید و بگذارید همه در کنار هم ملت ایران باشیم و ریختن خون همه‌مان به یک اندازه حرمت داشته باشد.
۱۰ فروردین ۴۰۵https://ble.ir/kobra_asoopar

۱۰:۳۰

thumbnail
undefinedتنگسیری را کشتید؟ برای ما فقدان او درد بزرگی است، اما برای شما چیزی تغییر نمی‌کند. تنگه هرمز همچنان بسته است و بسته هم می‌ماند و نام علیرضا تنگسیری هم تا همیشه‌ی تاریخ به عنوان فرمانده‌ای که با نیروهایش تنگه هرمز را بست و شما حتی با ترور او هم کاری پیش نبردید، باقی خواهد ماند.
undefinedفیلم بالا مربوط به لحظه ابلاغ دستور بسته شدن تنگه هرمز است.https://ble.ir/kobra_asoopar

۱۸:۵۵

undefinedظریف یا فرانچسکو؟بخش اول
undefinedمقاله محمدجواد ظریف در فارن‌افرز نکته‌های عجیبی دارد. اولین نکته عجیب آن از همان تیتر مقاله شروع می‌شود: «چگونه ایران باید به جنگ پایان دهد» و این یعنی همه توپ در زمین ایران است. در ادامه هم پیشنهادهای او به ایران بیان شده که چگونه با اعلام پیروزی، جنگ را پایان بدهد. ظریف ایران را تا اینجا پیروز جنگ می‌داند و معتقد است از این دست برتر در نبرد نظامی، باید در فضای دیپلماسی و برای پایان بخشیدن به جنگ استفاده کرد تا ایران بیش از این دچار خسارت‌های جانی و مالی نشود.
undefinedشاید از زاویه‌ای که ظریف به سیاست بین‌الملل نگاه می‌کند، آنچه نگاشته چندان غریب نباشد، اما مشکل دقیقا همان زاویه نگاه اوست که سیاست جهان را همچنان مبتنی ‌بر سانتی‌مانتالیسم حقوق بین‌الملل می‌داند و با خوش‌خیالی فکر می‌کند چهارچوب‌های حقوق بین‌الملل می‌تواند مثمرثمر باشد. روی کاغذ و در کلاس درس البته حقوق بین‌الملل نکات جالبی دارد، اما جهان را کسانی اداره می‌کنند که نه‌تنها حقوق بین‌الملل نخوانده‌اند، بلکه اعتقادی هم به عمل بر مبنای آن ندارند.
undefinedاز ایرادات اصلی مقاله ظریف، یکی همین دور بودن از دنیای واقعیت است. ظریف به مثابه دانشجویی تازه به سیاست بین‌الملل رسیده، تئوری‌هایی را می‌خواهد پیاده کند که بارها با عملکرد آمریکا و اسرائیل فروریخته‌اند. در دنیای فانتزی ظریف، آمریکا حتی هزینه بازسازی مناطق تخریب‌شده ایران را هم تقبل می‌کند و همه‌چیز خیلی خوش و خرم‌تر از تکه‌پاره‌های بدن دانش‌آموزان ایرانی پیش می‌رود. حزن‌انگیز است که به فردی با سابقه ۴۰ سال کار دیپلماسی بخواهیم بگوییم دنیای بین‌الملل، کلاس درس حقوق نیست؛ وگرنه که همه جنگ به کنار، ترور مقامات ارشد یک کشور همراه خانواده‌هایشان یا ترور اساتید علمی چگونه باید تفسیر شود؟ ظریف به این موضوع نپرداخته است.
undefinedظریف پیشنهادهایش به مقامات ایران برای چگونگی پایان‌دهی پیروزمندانه به جنگ را به زبان انگلیسی و در یک رسانه‌ آمریکایی منتشر کرده است و همین، دومین نکته عجیب یادداشت اوست. او از ایران می‌خواهد تنگه هرمز را باز کند، محدودیت هسته‌ای را بپذیرد و در مقابل، لغو تحریم‌ها و تضمین عدم تجاوز بگیرد. (لابد از جنس همان تضمین‌های برجام که آمریکا یک‌طرفه از آن خارج شد و سال‌ها مذاکره و امضا، چیزی دست ایران نگذاشته بود که بتواند احقاق حقی کند.) اما چرا ظریف با مقامات کشور خودمان به زبان انگلیسی و از طریق رسانه آمریکایی صحبت می‌کند؟ درحالی‌که می‌تواند پیشنهادهای خود را به مقامات ایرانی در پشت پرده منتقل کند.
undefinedحتی مقاله با ادبیاتی است که گویی نه یک دیپلمات ایرانی، بلکه ناظر بی‌طرف سومی که از بیرون به مناقشه ایران و آمریکا نگاه می‌کند، آن را نگاشته است. وقتی ظریف خود را تلویحاً در چنین جایگاهی تعریف می‌کند نباید چندان دلخور شود اگر بشنود که این مقاله برای مخاطب غربی نوشته شده تا بگوید من پیشنهادهایم به دولت خودم را داده‌ام و آنها نپذیرفته‌اند، در ادامه می‌توانید روی من حساب کنید، منی که با نظر آن مردم کف خیابان که شب‌ها بیرون می‌آیند و با نظر رسمی دولت خود موافق نیستم!
undefinedاز این منظر، قلمفرسایی ظریف نه‌تنها کمکی به ایران نمی‌کند، بلکه به تشدید دوقطبی‌های سیاسی داخلی می‌انجامد و مشاجره‌هایی ناتمام می‌آفریند. گویی ظریف می‌خواهد به مخالفان خود بگوید مشاجره علیه من را تمام نکنید؛ من همانی هستم که تندروترین شما می‌گوید!
۱۵ فروردین ۴۰۵روزنامه فرهیختگان
https://ble.ir/kobra_asoopar
undefinedادامه در فرسته‌ی بعدیundefined

۸:۵۳

undefinedظریف یا فرانچسکو؟بخش دوم / ادامه از فرسته‌ی قبلیundefined
undefinedظریف در مذمت فناوری هسته‌ای ایران و به‌عنوان درس این جنگ برای ایران می‌گوید «این کشور باید بپذیرد که فناوری هسته‌ای آن نتوانسته از تجاوز جلوگیری کند؛ بلکه تنها بهانه‌ای برای حملات اسرائیل و ایالات متحده فراهم کرده است.» درحالی‌که قرار نبود فناوری هسته‌ای مانع جنگ شود و آیا هر فناوری را که مانع تجاوز نظامی نشد، باید بدهیم برود؟ پس همان که ترامپ گفت؛ شروع کنیم که به عصر حجر برگردیم، نه با بمب و موشک‌های آمریکا بلکه با دست خودمان، چون هیچ‌یک از پل‌ها، نیروگاه‌ها، سدها، مراکز علمی و پزشکی ما مانع تجاوز به ما نشده است!
undefinedدر نهایت آنچه او خواسته تا ایران و آمریکا انجام دهند، این است که «ایران و ایالات متحده متعهد خواهند شد که از استفاده یا تهدید به استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری کنند.» یعنی ایران و آمریکا را در تجاوز به یکدیگر یکسان دانسته و به‌عنوان یک دیپلمات کارکشته از کشوری که سابقه ۸ سال جنگ و امور دیپلماتیک مربوط به آن را دارد، گویی چیزی از اینکه یک پیروزی حقوقی، به رسمیت شناخته شدن کشور متجاوز به‌عنوان آغازگر جنگ است، نشنیده است!
undefinedدرباره مقاله ظریف بیشتر هم می‌توان نوشت، اما پایان مجال این یادداشت، اشاره به یک جمله ظریف باشد که گفته «این جنگ، با وجود تمام هولناکی‌اش، دری را به‌ سوی یک حل‌ و فصل پایدار گشوده است.» و البته شاید حرجی هم نباشد. جریانی که از عاشورا، خونین‌ترین قیام اسلام، درس مذاکره می‌گیرد، از تجاوز آمریکا و اسرائیل به کشورش هم دری گشوده به سوی حل‌وفصل پایدار مخاصمه‌ای با قدمت چند دهه و با تنوعی از تجاوزات سیاسی (مانند کودتای ۲۸ مرداد)، اقتصادی (مانند تحریم‌ها) و... ببیند.
undefinedظریف تشنه برقراری رابطه با آمریکا در کویر حقوق بین‌الملل است و باز هم درگیر سراب شده است، وگرنه که اگر هسته‌ای را بدهیم، تنگه را باز کنیم و به منافع آمریکا حمله دفاعی نکنیم که در واقع همان تسلیم شدن است و در این صورت دیگر چرا آمریکا باید با ما بجنگد؟ ظریف معادله حل و فصل تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران را طوری چیده که دیگر لازم نیست چند سال بعد مثل برجام بگوید فرانچسکو نامی در حد کارمند اتحادیه اروپا تغییراتی در متن داد که به من، یعنی طرف اصلی توافق نگفته بودند! چه آنکه خود به قدر کفایت امتیاز داده و دیگر نیازی به مداخله فرانچسکوها نیست.
۱۵ فروردین ۴۰۵روزنامه فرهیختگانhttps://ble.ir/kobra_asoupar

۸:۵۴

undefinedاستشهاد شهروندان ایرانی
undefinedباورش حتی برای منی که با این مردم زیسته‌ام، سخت است؛ مرد و زن و حتی کودکان‌شان بلند شده‌اند رفته‌اند روی پل سفید اهواز، پل قدیم دزفول، نیروگاه برق شهید رجایی قزوین، تاسیسات برق سمنان، نیروگاه نکا، نیروگاه تبریز، نیروگاه همدان، نیروگاه مشهد و ... و زنجیره انسانی تشکیل داده‌اند در روزی که آمریکا و صهیونیست‌ها گفته‌اند از پل‌ها فاصله بگیرید و حتی چند پل را تخریب کرده‌اند و در روزی که امریکا گفته نیروگاه‌های ایران را می‌زند.
undefinedانگار این ساعت‌ها لیله‌المبیت این مردمان است و برای همه ایران، در بستر مرگی محتمل ایستاده‌اند، با پرچم ایران بدست، به مرگ می‌خندند و قاتلان را به سخره می‌گیرند. فقط هم نه برای ایران، بلکه برای زنده ماندن انسانیت و شرافت آنجا هستند؛ در دنیایی که اضمحلال انسان نه فقط به ابتذال در حد ترامپ، که به سقوط در حد تشکر از این حجم مستهجنی که رییس‌جمهور آمریکاست، برای بمباران وطن خود و کودکان بی‌گناه و هموطنان دیگر رسیده است. زنجیره انسانی برای حفاظت از زیرساخت‌های وطن یا کارزار رقص برای تشکر بابت ویران کردن وطن و ویرانی‌طلبی؛ «گویی همه حق در برابر همه باطل ایستاده است» مسیر از این روشن‌تر و دوقطبی از این شفاف‌تر؟ زنجیره شرافت در برابر زنجیره دنائت؛ زنجیره وفاداری در برابر زنجیره خیانت...
undefinedفرقی نمی‌کند سرانجام این هماوردی، سرانجام این عملیات استشهادی جمعی، سرانجام این سپر شدن برای ایران و برای انسانیت و برای شرافت، چه می‌شود؛ تا همین جا هم هموطنان من، قهرمانان من‌اند؛ تک به تک آنها پیامبرانی‌اند که مبعوث شده‌اند تا جهان را به اصالت و فطرت انسان دعوت کنند. چه جهان این دعوت را اجابت کند و چه اجابت نکند؛ و حتی فراتر از آنکه امشب چه اتفاقی بیافتد، رسالت استشهادی این مردم تا همیشه‌ی تاریخ باقی می‌ماند.
۱۸ فروردین ۴۰۵https://ble.ir/kobra_asoupar

۱۵:۱۶

thumbnail
undefinedیکی از مهم‌ترین جملات پیام آقا مجتبای خامنه‌ای، درخواست دعا از امام زمان برای غلبه بر دشمن در «مذاکره و میدان» است. بله؛ دیپلماسی و میدان باید «با هم» پیش بروند و با هم از سوی نظام به شکلی متحد اداره می‌شوند. با القای تفرقه بین میدان و دیپلماسی به اتحاد مردم و مسئولین خیانت نکنید.
۲۰ فروردین ۴۰۵https://ble.ir/kobra_asoopar

۱۹:۰۲

undefinedبَدا بر این ولایت‌مداری!
undefinedهنگامه‌ی آتش‌بس جنگ ۱۲ روزه، رهبر شهید دو روز پس از اعلام آتش‌بس پیام دادند، نه همان روز. رهبر حاضر هم در جنگ رمضان، یک روز پس از اعلام آتش‌بس پیام دادند‌...
undefinedاما خیلی‌ها همین یک روز را هم صبر نکردند و چقدر غرولند کردند و تحلیل نوشتند و سوال کردند که چرا رهبر جدید با ما در مورد آتش‌بس حرف نمی‌زند! پس لابد مخالف است، لابد فلان است و لاید بهمان است! درک تأخیر یکی دو روزه برای آنکه کمی ابعاد قضیه از ابهام گسترده دربیاید و برخی ملاحظات دیگر، برای کسانی که سطح خود را نظر دادن در همه امور سیاسی می‌دانند، نباید سخت باشد.
undefinedاکنون هم برخی کلام غیریقینی ایشان در مورد آتش‌بس را مبنای تحلیل در مورد مخالفت ایشان قرار داده‌اند، در صورتی که هیچ حرف و تحلیل یقینی در مورد این توقف حملات نظامی بین ایران و آمریکا وجود ندارد و همه چیز به مویی بند است!
undefinedپس چرا برخی اصرار دارند در مورد یک امر غیریقینی، آقامجتبی هزینه یقینی بدهند؟
undefinedبَدا بر آن ولایتمداری که قدر دو روز به ولی‌فقیه فرصت نداد و صبوری نکرد؛ و بدتر آنکه این اندیشه را علنی کرد و مبنای تحلیل قرار داد و حتی گفت چطور برای درختکاری پیام دادند و برای آتش بس، نه!
undefinedشاید گاهی ردپای نفوذ را باید در این مطالبه‌های مشکوک دید؛ اصرار بر سرعت در پیام دادن، اصرار بر هزینه دادن برای امر غیریقینی...
۲۱ فروردین ۴۰۵https://ble.ir/kobra_asoopar

۱۳:۳۸

undefinedقبل از جشن عذرخواهی کنیم!
undefinedباید الان جشن پیروزی ایران بر آمریکا و اسراییل در تحمیل آتش‌بس در لبنان را می‌گرفتیم و نمی‌گذاشتیم روایت دروغین ترامپ و دولت لبنان که آن را به نام امریکا ثبت کردند، پا بگیرد؛ اما ما صبور نبودیم تا تلاش ایران ثمر دهد، ما همان مسیری را رفتیم که دولت لبنان می‌رفت؛ دولت لبنان که ضد حزب‌الله و ضد ایران است، معتقد بود حزب‌الله بخاطر ایران، لبنان را وارد جنگ کرده و ایران هم بخاطر خودش، حزب‌الله و لبنان را تنها گذاشته است. آتش‌بس را هم در ادامه این موضع ضدایرانی به نام ترامپ فاکتور کردند. ما هم همان موضع دولت لبنان را علیه ایران تکرار کردیم! دولت لبنان که در مسیر خود حرکت می‌کند، اما مایی که گفتیم ایران لبنان را فراموش کرده، چطور حالا بگوییم آتش‌بس نتیجه اقدامات ایران است؟!
undefinedحالا هم جشن پیروزی‌مان رنگ ندارد؛ جشن پیروزی جمهوری اسلامی است و جشن پیروزی حزب‌الله که فرزند جمهوری اسلامی است؛ جشن پیروزی خانواده‌ای که همیشه دست در دست هم بودند، اما ما همسو با دشمنان تلاش کردیم تفرقه میان این خانواده را فریاد بزنیم؛ مایی که خود عضوی از خانواده‌ایم! جشن پیروزی است، اما ما باید کنار بایستیم، با سری خم و شرمی آشکار که صبور نبودیم تا نتایج تلاش‌های مادر برای امنیت فرزند ثمر دهد، هیاهوی بیخود کردیم، تهمت زدیم، تفرقه آفریدیم... حالا البته کسی ما را از جشن بیرون نمی‌کند، اما کاش قبلش عذر بخواهیم!
پی‌نوشت: با گفتن از شکننده بودن همه‌ی آتش‌بس‌ها ژست دانایی نگیریم و تصور نکنیم امری غریب را پیش‌بینی می‌کنیم؛ این را دیگر کودکان هم می‌دانند. تفاوت در نحوه مواجهه با آتش‌بس به دلیل آن نیست که کسی این آتش‌بس‌های موقت را صلح دائمی پنداشته است.
۲۸ فروردین ۴۰۵https://ble.ir/kobra_asoopar

۹:۵۹

undefinedزن چهره نظامی ندارد
undefinedراهپیمایی دختران جان‌فدا نمایش زیبایی از آمادگی دختران پایتخت برای فداکاری بود؛ فداکاری برای اسلام، برای ایران، برای ملت. نمایشی مقتدرانه که با رژه‌های مسلحانه زنان، ماشین‌های نظامی صورتی، موتورسواری زن با اسلحه صورتی به استهزاء کشیده شد و نشان داد که برنامه‌ریزان حوزه زنان هنوز نیاموخته‌اند که چگونه زن مسلمان و ایرانی را در صحنه به تصویر بکشند.
undefinedمن از اسلام و رهبران انقلاب اسلامی این‌طور یاد نگرفتم که زن در جنگ نظامی وظیفه دارد اسلحه دست بگیرد و چنان مردان در صحنه باشد. طبعاً اگر کشور در حوزه نظامی، از توان مردان خالی یا بسیار ضعیف بشود، هر کس وظیفه‌‌اش را انجام می‌دهد، اما اکنون در چنین شرایطی نیستیم و در حالی که اغلب مردان ایرانی و حتی بسیاری از کادر نیروهای مسلح، هنوز دست به اسلحه نشده‌اند، چرا باید زنان در فضای رسمی ادای نیروی نظامی را دربیاورند؟ آن هم در کشوری که مطابق فرهنگ سنتی و طبق آموزه‌های دینی، نیروهای مسلح، نیروی نظامی زن ندارند.
undefinedاگر قرار بود زن مسلمان ایرانی وسط خیابان رژه مسلح برود که معلوم شود برای نبرد نظامی آماده است، از ابتدا، ارتش و سپاه نیروی زن هم جذب می‌کردند دیگر!
undefinedگویا یک اصراری است که تصویر زن بسیجی، زن انقلابی و زن محجبه، الزاماً همان «فاطی کماندو»یی باشد که ضدانقلاب به تمسخر می‌گفتند! در حالی که وظیفه‌ی ماست که نشان دهیم در فرهنگ دفاعی ما جان‌فدایی زن با جان‌فدایی مرد متفاوت است و از قضا زن مسلمان ایرانی در همه جنگ‌های گذشته نشان داده که بدون تقلید ظاهری از مردان، در جنگ موثر بوده و نقش زنانه خود را اعم از حمایت عاطفی از مردان خانواده، امور پزشکی جنگ، مدیریت خانواده در فقدان حضور مردان، پشتیبانی تدارکاتی، فعالیت رسانه‌ای و... به خوبی ایفا کرده است.
undefinedرژه مسلح زنان، یا فانتزی‌بازی لوس است؛ یا نشانه اضطرار در میدان جنگ و نداشتن نیروی مرد. اولی دون شأن زنان است، دومی نشانه ضعف، در حالی که ایران از مردان خالی نیست و شرایط جنگ به اضطرار اسلحه دست گرفتن زنان نرسیده است.
undefinedاجازه دهیم چهره زن ایرانی، حتی در جنگ هم زنانه باقی بماند و تصویر زن مسلمان ایرانی همان تصویر محجوب پشت جبهه باشد؛ جنگ نظامی با صورتی کردن تفنگ و خودروی نظامی زنانه نمی‌شود.
۲۹ فروردین ۴۰۵https://ble.ir/kobra_asoopar

۱۲:۳۹

undefinedبجای تل‌آویو و واشنگتن دنبال قاتل در تهران نگردید
undefinedیک سو امیرحسین ثابتی ریختن خون رهبر شهید را نتبجه مذاکره می‌داند که اگر مذاکره نمی‌شد، رهبر ما را ترور نمی‌کردند، یک سو عباس عبدی ریختن خون لاریجانی را به مذاکرات ربط می‌دهد که چون طرح مذاکره را نهایی کرده بود، ترور شد. هبچ کدام هم هیچ دلیل یا تحلیل استدلالی قابل توجه برای ادعای خود ندارند.‌ اما آنچه عیان است مصادره خون عزیزان این کشور برای اثبات نظر خود پیرامون مذاکره است؛ حالا چه رد مذاکره، چه تایید آن.
undefinedوقتی مذاکره که صرفاً ابزاری برای دیپلماسی است، در ذهن افراد اصالتی در حد دوقطبی حق و باطل می‌یابد، برای آن حاضرند همه کاری بکنند؛ حتی سوءاستفاده از خون شهید. کاش هر کس، هر سوی سیاست داخلی که ایستاده است، شهدا را برای نظرات سیاسی خود خرج نکند.
undefinedخطای دیگر هر دو هم این است که جهت پیگیری ترور را بجای تل‌آویو و واشنگتن به تهران و داخل کشور می‌کشانند و همچون ماجرای ترور سید حسن نصرالله یا مخالفت‌ها با برجام، بجای دشمن اصلی و خارجی، درگیر مخالفان سیاسی داخلی می‌شوند و مخالف داخلی را در حد دولت‌های تروریست اسراییل و آمریکا به چالش می‌کشند!
undefinedمع‌الاسف باب تحلیل‌های جناحی از منافع ملی باز است و اهل سیاست و تحلیل، موضوعات امنیت ملی را به مسلخ دعواهای جناحی می‌برند.
پی‌نوشت اول: یک روز به غلط القا شد که اگر ایران پس از ترور شهید هنیه به اسراییل حمله می‌کرد، سید حسن نصرالله ترور نمی‌شد، در دیدار دانشجویی با رهبر شهید هم همین را طرح کردند و از سوی ایشان رد شد، اما گویا کلام رهبر هم مورد پذیرش قرار نگرفت.
پی‌نوشت دوم: عباس عبدی مدعی شده که اسراییلی‌ها موقعیت روزانه علی لاریجانی را داشتند، اما اقدام به ترور نکردند تا مطمئن شدند او طرح مذاکره را نهایی کرده است. این ادعا هم البته هیچ مستندی ندارد. از طرفی هم اگر لاریجانی را بخاطر موافقت با مذاکره ترور کردند، آیا بهتر نبود پیش از نهایی شدن طرح مذاکره به سراغ او می‌رفتند؟بماند که دفاع از لاریجانی به اصلاح‌طلب جماعت نمی‌آید؛ فهرست ظلم‌های اصلاح‌طلبان در حق لاریجانی بلند بالاست و مجالی مفصل می‌طلبد و هنوز هم با مصادره خون او و ربطش به مذاکرات، باب ظلم به او را به گونه‌ای دیگر باز نگه داشته‌اند.
۹ اردیبهشت ۴۰۵
بله | ایتا | تلگرام

۱۱:۴۶

undefinedاز خیابان ملت تا خیابان سیاست
undefined«آسیب‌شناسی خیابان» شاید در نگاه اول مواضع را علیه خود برانگیزاند؛ این شکوه اجتماعی در میدان سیاست که جهان را و حتی خود ایران را به حیرتی ناشی از تحسین برانگیخته، چگونه می‌تواند آسیبی داشته باشد؟ این زنان و کودکان و مردان که با پرچم ایران ۶۰ شب مداوم را در اوج داغ، هم سوگ و هم حماسه را به خیابان آورده‌اند و جنگنده و موشک و فعالیت پدافند خودی علیه پهپادهای دشمن، آن‌ها را از حضور در خیابان نترسانده‌، مگر جایی برای آسیب‌شناسی باقی می‌گذارند؟ بی‌آنکه جایی برای تعارف یا تملق باشد؛ و عاری از هر گونه مجیزگویی کذایی، این مردم را باید به مدح و تمجید نشست؛ خیابان مردم از هر آنچه حتی قدر نقطه‌ای سیاه باشد، خالی است.
undefinedآسیب‌شناسی خیابان به نحوه رویکرد و عملکرد «برخی اهل سیاست» در برابر «خیابان مردم» برمی‌گردد و این آسیب‌شناسی، فقط قصه نقد نیست، قصه برخی غصه‌هاست. کنار آن سپیدی مطلق که ملت مبعوث در خیابان آفریده‌اند و در دفاع از ایران، همراه و همگام مسئولان شده‌اند، برخی مدعیان سیاست‌بلدی خیابان خاص خود را دارند؛ ظلمات خیابان سیاست. و موضوع این نوشتار همین فاصله است، از خیابان ملت تا خیابان سیاست؛ و غصه آن است که این دو خیابان را همین اهل سیاست متقاطع کرده‌اند و مع‌الاسف گویا متوجه نیستند که صراط مستقیم ملت را به مسلخ مسیر جناحی خود می‌برند.
undefinedبرای برخی‌ها حضور مردم در خیابان فرصتی شد تا امر قبیله خود را به نام «حرف ملت مبعوث» بیان کنند. فرمول واحدی هم داشتند که همین یگانگی نشان می‌دهد با یک اتفاق سازمان‌یافته روبه‌رو بودیم و هستیم. این جماعت در طول روز در فضای مجازی تحلیل‌های جهت‌دار به ذهن مردم وارد می‌کردند و بر مبنای همان تحلیل‌های جهت‌دار که تأمین‌کننده منویات جریان سیاسی خود بود، شعارهای سازمانی و سیاسی طرح می‌کردند و با معرفی آن شعارها به نام خواسته‌های انقلابی و منویات رهبری شهید و رهبری فعلی، عملاً هم به مردم دروغ گفتند و هم آنها را ابزار اهداف سیاسی خود کردند. اخیراً هم با ربودن عنوان ملت مبعوث شده در قالب «شبکه‌های پایداری ملت مبعوث» امر غیررسمی و تلویحی مصادره خیابان را رسمی کرده‌اند!
undefinedتلاش شد تا خیابان را از جمهوری اسلامی جدا کنند و هویتی جمعی را که برای حمایت از جمهوری اسلامی در برابر دشمن خارجی و اپوزیسیون برانداز به خیابان آمد و تحسین متواضعانه مسئولان جمهوری اسلامی را با خود همراه کرد، در برابر خود جمهوری اسلامی قرار دهند. اینگونه شد که در مواردی، موضع خیابان را به‌جای علیه خارج، علیه داخل کردند؛ علیه داخلی که در رقابت‌های سیاسی مقابل آنها بودند. حتی با گفتن از تنهایی خیابان و رسانه نداشتن خیابان، غیریت‌سازی و دوقطبی‌سازی را کلید زدند و تلاش کردند نقش مدعی‌العموم خود خوانده را برای خیابان ایفا کنند.
undefinedنتیجه مصادره فقط همین‌ها نیست، آنچه روی می‌دهد کوچک‌سازی و محدودسازی خیابان به‌جای تکثر و جذب حداکثری است و در عمل به‌جای هسته‌ سخت ۹۰ میلیونی و دفاع ۹۰ میلیون نفری که در پیام حضرت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای به مناسبت روز خلیج فارس نمود داشت، فقط یک قبیله خاص باقی می‌ماند. روشن است که تقلیل جمعیت مدافع ایران از یک ملت به یک جمع حامی جریان سیاسی خاص، نه به سود ایران است و نه مبتنی بر عقل سیاست‌ورز؛ و با منویات هر سه رهبر انقلاب اسلامی هم منافات دارد.
undefinedاز سویی خیابان برای حمایت از تصمیمات نظام بود؛ اما تلاش کردند خیابان، جای نظام تصمیم بگیرد و نامش را مطالبه گذاشتند، گرچه قرار خیابان بر مطالبه در هنگامه جنگ نبود؛ اما همان مطالبه را هم رعایت نکردند و در عمل، اعمال فشار را به‌جای مطالبه‌ مشفقانه قالب کردند، آن هم بر مبنای تحلیل‌هایی که مبنای درست و شاید حتی صادقانه‌ای نداشتند.
undefinedدر کنار این زیاده‌کاری، کم‌کاری جریان سیاسی دیگری را شاهد بودیم. جریانی که همواره فخر پایگاه اجتماعی خود را می‌فروخت؛ اما در این ۶۰ روز، نه آنکه از آن جریان کسی در خیابان نبود، بلکه آن جریان نتوانست آنها را با هویت سیاسی مدنظر خود به خیابان بیاورد و هر کسی هم از آنان آمد، خودجوش به خیابان آمد. جریانی که در اعتراضات یا آشوب‌های خیابانی اصالت را به مردم کف خیابان می‌داد، در این ۶۰ روز از مردم و کف خیابان جا ماند و نتوانست همراهی مناسبی با پایگاه اجتماعی خود و توده‌های مردمی نشان دهد.
undefinedمردم آنگونه که رهبر شهید فرمودند، بعثت خویش را دریافتند و اجرایی کردند، کاش اهل سیاست اجازه دهند مردم در خیابانِ ملت باقی بمانند و آنها را به خیابانِ سیاست نکشانند. جدال‌های سیاسی و قبیله‌ای را به خیابان ملت نبرند و از میان مردمی که برای ایران، برای جمهوری اسلامی و برای ولی‌فقیه به خیابان آمده‌اند، یارکشی سیاسی نکنند.
۱۳ اردیبهشت ۴۰۵روزنامه فرهیختگان https://ble.ir/kobra_asoopar

۱۰:۵۷