1_26354663387.pdf
۱.۴۲ مگابایت
هدف دشمن از این وضعیت چیست؟
برنامۀ اصلی آنها چیست؟هیسس؛ همه چیز تحت کنترل است!پروژه سیاست زدایی از خیابانوحدت را چماق نکنید!خطرات را باید برای مردم تبیین کردخطر غربگراها،صفین دیگرنشاندار کردن تجمعات محلیتوجه به مناسبتها در تجمعاتباید زیاد شویمتجمع مردمی نه فستیوالضرورت شناسایی ظرفیتهای مردمیدعوت کنید
@Kolbe_Andishe_Farhang
۱۵:۴۸
بعد از نماز شهدای گردان تخریب سپاه زنجان، تابوتها را بچههای سپاه و ارتش از زمین بلند کردند؛ ۱۳ تابوت بر تریلیای پوشیده از پرچمهای سیدالشهدا، همراه صدای ممتد «یاحسین» و «یازهرا» که هر لحظه بلندتر میشد. راه رفتن سخت بود؛ سیل جمعیت میرفت و من هم با همان موج.
چشمم بین آن اشکها و پرچمها دنبال صحنهای میگشت برای ثبت کردنش. چند صد متر که جلو رفتیم، ماشین آتشنشانی را دیدم که عکاسها روی آن ایستاده بودند. رفتم نزدیکتر، دوربین را دادم بالا و خیره به جمعیت ایستادم.
در همین شلوغی، صدای دو زن از پشتسر برخاست؛ بلند و لرزان، اما نافذتر از مداحی. برگشتم. مادران شهید سپهر محمدی و شهید محمدحسین سودی بودند؛ با مشتانی گرهکرده و عکس پسران جوانشان در دست.صدای مداحی قطع شد و صدای آنها در هوا نشست. با بغضی که میان فریادشان میلرزید گفتند: «ما مادر شهیدیم... اینها پسران ما هستن... از ما و پسرهای ما عکس نمیگیرید؟»
و آن لحظه، همهٔ آن شلوغی، همهٔ آن دوربینها، همهٔ آن اشکها، در برابر این یک جمله مکث کرد.و داغِ مادرانه و مقاومت زینبی شان، از هر قاب و تصویری بزرگتر شد!
@Kolbe_Andishe_Farhang
۲:۲۶
سلیم موذن زاده یکجایی در مداحی زینب زینب میگوید «غمْ قهرمانی» که خیلی به نظرم وصف زیبایی است.حضرت زینب را بهعنوان «قهرمان غم» توصیف میکند یا قهرمانی که بر غم فائق آمده است!
قبلا نوشتهام این روزها هر وقت حس کردید کار مهمی کردهاید، هر وقت خسته شدید، هر وقت فکر کردید هزینه دادهاید، یا حتی هر وقت احساس سرخوردگی کردید و فکر کردید این ملت بِبَر دارند و کسی میتواند شکستشان بدهد، وقت بگذارید سرچ کنید یکی از این فیلمهای ۲ سه دقیقهای مادر آقا مهدی رستمی که در یک شب ۸ تا شهید داده را ببینید.
اینجا دارد پرتاب شدن نوزاد ۲۰ روزه با موج انفجار روی درخت روبروی خانه را تعریف میکند.«قهرمان غم» روزگار خودمان را ببینید!ببینید این صلابت و استواری را تا روحتان تازه شود!
@Kolbe_Andishe_Farhang
۲:۲۶
ترامپ بعد از اعلام طرح تازه اش در مورد تنگه هرمز، این تصویر را منتشر کرده و نوشته "من همه کارت ها را دارم"منظورش این است که دستش از اقدامات متنوع پر است.منطق ترامپ دقیقا همین منطق قماربازها است. یک قمارباز وقتی هر دور می بازد، دور بعد کارت های بیشتری را تحت فشار روانی، می گذارد و تلاش بیشتری می کند که یک دست ببرد و آنچه را که باخته برگرداند. و هر بار که می بازد، باید انتظار رفتارهای پر ریسک بیشتری از او را داشت.یک قمارباز گاه اینکار را تا نابودی خودش یا دیگران ادامه می دهد.کار تازه ترامپ یک قمار بزرگ دیگر بر سر اعتبار امپراتوری آمریکا است. اگر ببرد، باخت قبلی را التیام می دهد و اگر ببازد، دیگر اعتباری ندارد.
@Kolbe_Andishe_Farhang
۲:۲۷
۱- کشیشی که اومده پیش ترامپ، رسماً و واضح داره برای پیروزی سربازان «استر» و نابودی «پارسیان» دعا میکنه!
۲- روزنامهنگار و خبرنگار معروف اسرائیلی میگه با ترور رهبر ایران، انتقام کشته شدن «مرحب» (فرمانده یهودی) توی جنگ «خیبر» رو گرفتیم
۳- به خلبانان آمریکایی قبل از پرواز برای بمباران ایران، گفتن شما در جنگ «آخرالزمانی» برای «مسیح» میجنگید.
۴- نتانیاهو به زبون عبری در مورد ایرانیها میگه: ما با «عمالیق» طرف هستیم. (در متون تحریفشده کتب مذهبی یهود از جمله تورات، «عمالیق» قومی هستن که به نماد شر مطلق در فرهنگ یهودی تبدیل شدن که یهودیا حق دارن کودکان، زنان و پیرانشون رو هم بُکُشن!)
۵- وزیر جنگ آمریکا با افتخار تتوی «کافر» رو با خط عربی و بزرگ روی دستش تتو کرده
اینها و دهها مورد دیگه وجود داره که خیلی صریح و بیپرده نشون میدن تا بُن دندان ایدئولوژیکن و ذرهای از تفکرات مذهبی خودشون کوتاه نیومدن و هم مذهب و هم ایرانی بودن رو هدف قرار میدن
اما یه مشت تهیمغز فارسیزبان سالهاست که با رسانههای همینا شستشوی مغزی میشن که دین و مذهب خرافاته و اونا با ایران و ایرانی مشکل ندارن...
@Kolbe_Andishe_Farhang
۲:۳۰
آمریکاییها طرحی را دنبال میکردند که با آن در سمت جنوب تنگه هرمز و از طریق امارات آبراهی را درست کنند و با آن کشتیهایشان را عبور دهند.
دیشب با کشف نقشه آمریکاییها، هشدار اول را نیروی دریایی سپاه به کشتیهای مستقر در راس الخیمه امارات داد و آنها را متفرق کرد.
در مرحله بعد ناو جنگی آمریکا با هشدار ارتش از موقعیت خارج شد و کشتیهای که در موقعیت هشدار قرار داشتند با آتش نیروهای مسلح ایران روبرو و در نتیجه متوقف شدند.
ایران برنامهای برای تنبیه امارات نداشت اما با همدستی امارات در نقشه ناموفق آمریکاییها، لازم بود آنها مجازات شوند و از این رو فجیره.و ابوظبی زیر آتش قرار گرفتند.
قبلاً هم در گزارشهای پیشین گفته شده بود که فجیره به دلیل ارتباط زمینی نفتی رقیب تنگه حساب میشد و عملا شلیکهای امروز باعث تضعیف رقیب تنگه شد.
@Kolbe_Andishe_Farhang
۲:۰۵
چه کسی رسالت مبارزه با اسرائیل را بر عهده ایران گذاشته؟ آیا امکان سازش و تغییر مواجهه با اسرائیل وجود ندارد؟
@Kolbe_Andishe_Farhang
۲:۰۵
امارات همخانوادهٔ اسرائیل است. امارات دو چهره دارد: امنیتی و اقتصادی. سویهٔ امنیتی امارات به نحو بسیار هوشمندانهای با یک پیشانی اقتصادی وارد کشورها میشود و کشورهای منطقه را متلاشی میکند. امارات شبیه یک ویروس است. اگر به امارات اجازه دهی به شما نفوذ کند، تمام سرمایه و ظرفیت ملی شما را از بین میبرد. توسعهٔ امارات به هزینهٔ نابودی کشورهای دیگر از جمله ایران است.
@Kolbe_Andishe_Farhang
۲:۱۷
ظاهرا برنامه تازه امنیتی ایران مستهلک کردن امارات و نگه داشتن آن در آستانه تهدید دائمی است.نقطه ضعف بزرگ امارات این است که 90 درصد جمعیت این کشور مهاجر است که با هدف کار یا سرمایه گذاری تابعیت این کشور را اخذ کرده اند.ناامنی طولانی، سبب خروج سرمایه و مهاجرت معکوس در این شیخک نشین خواهد شد.
امارات طی سال های گذشته بهخصوص از سال 2017 یکی از مهمترین مراکز توطئه امنیتی و اقتصادی علیه ایران بوده است.
متاسفانه ج. اسلامی طی چند دهه، امارات را تبدیل به مهمترین مرکز مبادله اقتصادی خود کرد به نحوی که نقش این کشور در تاثیرگذاری در اقتصاد ایران، از وزارت اقتصاد و صنعت و تجارت ایران کمتر نبوده است.
امارات با سو استفاده از این خطای راهبری نظام که بیشتر جهت دور زدن تحریم ها صورت گرفت و فساد فراوانی در داخل خلق کرد ، از سال 97 شروع به دستکاری بزرگ بازارهای مالی و اقتصادی ایران نمود به نحوی که یکی از ریشه های مهم تلاطم های ارزی سال های اخیر به این کشور برمی گردد.
در حوزه امنیتی نیز این شیخک نشین طی چند سال گذشته از رابطه پنهانی با رژیم صهیونیستی به شریک استراتژیک این کشور مبدل شد و عملا تبدیل به بازوی منطقه ای اسرائیل در لیبی، سوریه، سومالی و یمن شد و تمام سیاست های امنیتی خود را با رژیم همسو نمود و در این مسیر امکانات اطلاعاتی و جاسوسی فراوانی در اختیار اسرائیل گذاشت تا فشار بر ایران مدیریت کند.
تمام این رخدادها سبب شد که در دکترین تازه امنیت ملی ایران، امارات تبدیل به اسرائیل دوم شود که در همسایگی اش لانه کرده است.
@Kolbe_Andishe_Farhang
۱۵:۲۹
ایالات متحده در پشت پردۀ جنگ ایران، یک «سرقت مسلحانه» از منابع انرژی جهان ترتیب داده است. استدلال اصلی نویسنده این است که واشنگتن با دیگر جنگها (اوکراین) و تحریمها قانع نشد، بلکه طی سه ماه اخیر با حملات مستقیم به تأسیسات انرژی روسیه، ایران، قطر، ونزوئلا و سوریه و نیز محاصرۀ دریایی از قطب شمال تا اقیانوس هند، سلطه بیسابقهای بر بازار نفت و گاز جهان به دست آورده است.
نویسنده معتقد است دلار آمریکا، برخلاف تصور رایج، نه در حال افول، بلکه در حال تحول به شکلی مرگبارتر (پتروگاز-دلار) است. ایالات متحده امروز بزرگترین تولیدکننده نفت، گاز و فرآوردههای نفتی جهان و صادرکننده شماره یک LNG است. این بار قیمت بالای انرژی نه تهدید، بلکه هدف وال استریت است؛ زیرا آمریکا از بحران سود میبرد.
اروپا و روسیه: با انفجار خط لولۀ نورد استریم و تحریمها، آمریکا گاز ارزان روسیه را از اروپا حذف کرد و سهم خود را از ۹ درصد به منبع شماره یک انرژی اروپا رساند. اروپا به مشتری دائمی و گرانپرداز LNG آمریکا تبدیل شد.
قطر و استرالیا: در جریان جنگ ایران، واشنگتن با مجبور کردن قطر به اعلام وضع اضطراری و حملات بعدی به تأسیسات راس لفان، بزرگترین میدان گازی جهان را (بهطور موقت) از مدار خارج کرد. یک هفته بعد طوفان در استرالیا (دومین صادرکننده بزرگ LNG) نیمی از پایانههایش را از کار انداخت. طی ۹ روز، دو رقیب بزرگ آمریکا از میدان خارج شدند و قیمت LNG در اروپا و آسیا جهش کرد. خود قطر نیز با سرمایهگذاری در تأسیسات تگزاس، سهم خود را در سودهای آتی تضمین کرده است.
چین (هدف اصلی): پکن یک سوم نفت خود را از ونزوئلا، روسیه و ایران دریافت میکند. آمریکا طی ۹۰ روز هر سه منبع را هدف قرار داده است:
ونزوئلا: ناوگان آمریکایی از سپتامبر ۲۰۲۵ به بهانه مبارزه با مواد مخدر، ونزوئلا را محاصره و از دسامبر نفت آن را آشکارا میدزدد. در ژانویه رئیسجمهور مادورو ربوده شد و بزرگترین ذخایر نفتی جهان به دست آمریکا افتاد. ترامپ متعاقباً اعلام کرد ۶۲ درصد نفت جهان تحت کنترل آمریکاست.
روسیه: عملیات «نگهبان قطب شمال» ناتو، شکار نفتکشهای روسی را در دریای بالتیک، قطب شمال و اقیانوس اطلس آغاز کرده است. تنها در مارس ۲۰۲۶ حدود ۴۰ درصد ظرفیت صادرات دریایی روسیه از کار افتاد و روسیه مجبور به کاهش تولید ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار بشکه در روز شد.
ایران: جنگ ایران و حملات متقابل، زیرساختهای انرژی این کشور را هدف قرار داده است. ایران ۱۱ درصد نفت دریایی چین را تأمین میکرد. در نتیجه محاصره و جنگ، واردات LNG چین به کمترین میزان در ۸ سال اخیر سقوط کرده است.
حوزه گازی شامآمریکا و اسرائیل با استفاده از جنگ غزه و سوریه، حوزۀ گازی عظیم شام (به ارزش بیش از نیم تریلیون دلار) را تصرف کردهاند. شرکت شورون (Chevron) قراردادهایی با اسرائیل، سوریه، یونان و قبرس امضا کرده و «شریان مدیترانه» را به جای نورد استریم ساخته است. بندرهای غزه، لبنان و سوریه نابود شدهاند تا فقط اسرائیل و شورون بتوانند گاز را استخراج و صادر کنند.
@Kolbe_Andishe_Farhang
۱۸:۱۳
نویسنده استدلال میکند که آمریکا دیگر به پایگاههای زمینی و ملتسازی متکی نیست، بلکه به نیرویی متشکل از دزدان دریایی تمامعیار تبدیل شده است:-یک محاصرۀ همگن دریایی از گرینلند تا ونزوئلا و ایران با همان ناوها و خدمه اجرا میشود.- واشنگتن با استفاده از تحریمهای یکجانبه (که از نظر حقوق بینالملل نامعتبرند)، محمولههای نفتی روسیه، ایران و ونزوئلا را توقیف کرده، غرق می کند یا میفروشد.-طرح «اقدام دریایی» (MAP) کاخ سفید، همه را مجبور به استفاده از کشتیهای ساخت آمریکا یا پرداخت مالیات میکند.- ترامپ سرویس «محافظت از کشتیها با قیمت مناسب» را اعلام کرده است؛ در حالی که تنها تهدید واقعی آزادی دریانوردی، خود آمریکاست.
با گران شدن غیرقابل تحمل انرژی در اروپا و آسیا، کارخانهها مجبور به تعطیلی یا انتقال به آمریکا میشوند. در ژانویه ۲۰۲۶، ۲۵ میلیارد دلار سرمایه از آمریکا خارج شد؛ اما در فوریه (اوج جنگها) ۱۸۴.۵ میلیارد دلار سرمایه خصوصی به آمریکا سرازیر گشت – یک اتفاق تاریخی بیسابقه. بخشی از این پول صرف خرید نفت و گاز گران آمریکا شده و بخشی به اوراق خزانهداری این کشور میرود. در مارس ۲۰۲۶، سهم دلار در تراکنشهای سوئیفت به رکورد ۵۱.۱ درصد رسید.
پترودلار قدیم به نفت خلیج فارس وابسته بود و آسیبپذیر. اما پتروگاز-دلار بر سه پایه استوار است: تولید عظیم داخلی آمریکا (نفت، گاز، زغالسنگ) + منابع دزدیدهشده از ونزوئلا، روسیه، سوریه و ایران + تنوع حاملهای انرژی. از آنجا که کل چرخۀ استخراج تا پالایش در نیمکرۀ غربی توسط شرکتهای آمریکایی انجام میشود، بحرانهای خاورمیانه دیگر دلار را متزلزل نمیکند.
آمریکا دیگر به دنبال تغییر رژیم برای دزدیدن نفت نیست؛ بلکه با نفت خود، دولتها را سرنگون میکند. هر کالایی که نتواند بدزدد را نابود میکند. بریکس و دلارزدایی در برابر محاصرۀ فیزیکی و غرق شدن نفتکشها ناتوانند. برای مقابله، ایران و متحدانش یا باید منابع انرژی جایگزین (امن در برابر سرقت) توسعه دهند یا به پالایشگاهها و نفتکشهای خود آمریکا ضربه بزنند – که خطر جنگ جهانی سوم را دارد. تا زمانی که خاک آمریکا در امان باشد، این امپراتوری دزدان دریایی به سودآوری خود ادامه خواهد داد.
@Kolbe_Andishe_Farhang
۱۸:۱۴
چند روز پیش عبدالله موحد، اسطورۀ کشتی ایران، به رحمت خدا رفت و مصاحبهای قدیمی از او بازنشر شد و جملهای از او شنیدم که نتوانستم این یادداشت را ننویسم. او گفت با اینکه از ایران طرد شده بودم، پیشنهاد مربیگری آمریکا را نپذیرفتم؛ چون دوست نداشتم چیزی به آمریکاییها آموزش بدهم که علیه ایرانیها از آن استفاده کنند و آنها را شکست دهند. جالبترین بخش این نقلقول، استدلال او برای نپذیرفتن این پیشنهاد بود و من در اینجا میخواهم از زاویۀ نگاهمان در مسئلۀ ایران آن را بررسی کنم.
استعمار گونهای ارتباط بین دو جامعه است و ویژگیها و پیشفرضهایی دارد. شاید بنیادیترین پیشفرض استعمار، قوممداری باشد؛ به این معنا که ما انسانتر از آنها هستیم و حق داریم برای اینکه ثروتمندتر شویم و راحتتر زندگی کنیم، به هر اندازه و به هر شکلی که میخواهیم، از سرمایههای آنها بهره ببریم و اینکه چه بلایی بر سر آنها میآید، اهمیتی ندارد؛ چون اساساً بود و نبود و چگونه بودن آنها مهم نیست.
استعمار ویژگیهای مهمی هم دارد. یکی اینکه مبتنی بر ظلم یکطرفۀ استعمارگر بر مستعمره است. دیگر اینکه منطقی جز زور و منفعتطلبیِ افسارگسیخته بر آن حاکم نیست؛ یعنی استعمارگر بهدلیل زور بیشتر دست به استعمار میزند و مستعمره تا زمانی که نتواند بهقدر کافی قوی شود، نمیتواند از زیر یوغ استعمار بیرون آید. اما شاید مهمترین ویژگی رابطۀ استعماری این است که فقط یک برنده دارد و بازی بردبرد در آن بیمعناست؛ یعنی هرچقدر یک طرف سود ببرد، طرف مقابل، زیان میبیند.
جملۀ عبدالله موحد بهقدری دقیق و درست بود که احساس کردم از نگاهی عمیق به رابطۀ استعماری برمیخیزد یا شاید بتوان آن را براساس نگاهی دقیق به استعمار فهمید؛ هرچند شاید آنچه در اینجا میگویم، هیچگاه در ذهن عبدالله موحد نبوده است؛ اما آنچه مهم است، کنش او و تحلیل آن از زاویۀ اجتماعی است. او در تخصص خود بهخوبی دریافته بود که آموزشدادن به کشتیگیر آمریکایی، یعنی با یک واسطه، شکستدادن کشتیگیر ایرانی. در دنیای امروز با توجیه حرفهایگری این نگاهها کنار زده میشود؛ ولی واقعیت این است که هر انسان میهندوستی که با خودش روراست باشد، کاری جز این نمیتواند بکند.
پس از شنیدن این جملۀ عبدالله موحد، به یاد یکی از دوستانم افتادم که با دکتری اقتصاد، در یکی از بهترین بانکهای آمریکا مشغول به کار بود و ناگهان کارش را رها کرد و به ایران بازگشت. او در پاسخ به بهت و حیرت همۀ اطرافیان، گفت دوست نداشتم چرخ اقتصاد ابراستعمارگر جهان را بچرخانم و تلاش کنم با کمترین هزینه و بیشترین بازده، جیب مردم جهان را بزند. این، روایت دیگری از جملۀ عبدالله موحد در حوزهای دیگر است و همین منطق در همۀ وجوه خدمت به استعمارگران، صادق است. اینها شعار و ادا نیست، فقط بازکردن چشم به روی واقعیتها و بستن چشم به روی خودخواهی و رفاهطلبی به هر قیمتی است، حتی نابودی ایران و دیگر کشورهای تحتظلم استعمارگران!
@Kolbe_Andishe_Farhang
۱۸:۱۶
فردای اون روزی که آمریکا رئیس جمهور ونزوئلا رو دزدید در یک گروه تلگرامی که برخی از وزرای دولت روحانی و اصحاب سیاست و اهالی رسانه حضور دارند، بحثی پیرامون روابط بینالملل در جریان بود. من از یکی از همین آقایون پرسیدم چگونه است که شما کماکان دارید از مفاهیمی چون نظام بینالملل، حقوق بینالملل، دیپلماسی و... سخن میگویید در حالی که دیروز جهان به چشم خود لحظه سقوط این مفاهیم را مشاهده کرد؟! آخه در زمانهی ربایش رئیسجمهور یک کشور توسط آمریکا شما با چه رویی دارید از روابط بینالملل و دیپلماسی حرف میزنید؟ روابط در جنگل هم اینگونه بیبنیاد و ضابطه نیست!
ایشان که عمری را در سفارتخانههای ایران در کسوت سفیر سپری کردهاند، پاسخ دادند روابط بینالملل و نظامات حقوقی آن کاملا متقن و مشروع است. حالا اینکه کشورهای قدرتمند آن را زیرپا میگذارند به معنای بیاعتباری آن نیست! همیشه اینطور بوده که کشورهای قدرتمند بیرون از دایره و چارچوبهای نظام بینالملل عمل میکردند. ولی به هر حال ما باید ملتزم به این سازوکارها و نظامات حقوقی و سیاسی باشیم تا بتوانیم منافع خودمان را در آن محقق کنیم. پرسیدم چرا باید آمریکا خارج از نظم بینالملل رفتار کند؟ گفت: زیرا قدرت خودش منشاء حق است!
حقیقتا این پاسخ شالودهی علوم سیاسی مدرن و تمام ادبیات و نظریههای روابط بینالملل است. قوانین و سازوکارهای حقوقی بینالملل صرفا برای کشورهای ضعیف تنظیم شدهاند و صاحبان قدرت و دارندگان حق وتو از این چارچوبها و ضوابط خارجاند. اساسا کنوانسیونهای بینالمللی اعتباری برای آمریکا ندارند زیرا او واجد قدرت و صاحب قویترین و مجهزترین ارتش دنیاست! آری دوستان منطق دنیایی که در آن زیست میکنیم این است!
من البته از ایشان پرسیدم که خب چرا ما نباید قوی شویم و رژیم حقیقت مبتنی بر قدرت خودمان را در نظام بینالملل ایجاد کنیم؟ که ایشان سوآل مرا پاسخ نداد(البته با گذاشتن یک ایموجی خنده به من فهماند که دوره شعار دادن تمام شده و باید واقعیت را پذیرفت!!!) اما من میخواهم به شما بگویم علیرغم اینکه سالیان سال در این کشور چنین رویکردی به لحاظ سیاسی در کشور ما حاکم بود و از رئیسجمهور و وزیر امور خارجهی زباندان ما تا سفرای ایران در کشورهای غربی دارای چنین تفکری بودند، رهبر شهید ما به خوبی منطق حاکم بر نظام بینالملل را فهمیده بود و هنگامی که عدهای کشور را معطل دیپلماسی نگهداشته بودند او و سربازانش داشتند به ادبیات جنگ نامتقارن در مراکز علمی داخلی میاندیشیدند و شهرهای زیرزمینی میساختند و پهپاد شاهد و موشک خرمشهر تولید میکردند و با قایقهای تندرو مشغول تمرین بستن تنگه هرمز بودند و... تا امروز به دنیا بگویند: آری قدرت ضامن حق است!
امروز نه آن رهبر فهیم و مدبر در میان ماست و نه آن سربازان پایکارش. اما صاحب قویترین ارتش دنیا بیش از دوماه است که میخواهد تنگه هرمز را از دست چندتا پاسدار دهه هفتادی آزاد کند اما نمیتواند...
@Kolbe_Andishe_Farhang
۵:۳۳
فقط ۴۸ ساعت بعد از آن شاخوشانه کشیدن و گندهگویی، ترامپ اعلام کرد پروژه آزادی (حرکت کشتیها از طریق تنگه هرمز) را متوقف میکند. او این عقبنشینی را هم به "درخواست پاکستان و سایر کشورها" ارتباط داد، مثل همان تمديد یکطرفهی آتشبس. ترامپ سعی کرد در مصاحبهها حمله به کشتی آمریکایی و حملهی موشکی به امارات را نادیده بگیرد؛ در قبال پرسش خبرنگاران درباره نقض آتشبس یکجانبه، گفت: "چیز مهمی نبود!"
@Kolbe_Andishe_Farhang
۶:۰۰
ایران به تازگی به صورت رسمی محدوده تازه نظارت و کنترل خود بر تنگه هرمز را اعلام کرده که در قالب آن بنادر خورفکان و فجیره امارات هم قرار دارند.تهران تاکید کرده که عبور و مرور از این محدوده بدون مجوز ایران تبعات مخربی خواهد داشت. موضوعی که شوکی بزرگ به امارات است و در تحلیل آن باید ۶ نکته راهبردی را مد نظر داشت:
یک: ایران با محدوده اعلامی جدید نظارت بر تنگه هرمز، عملا برنامه رژیم امارات جهت استفاده از خط لوله نفتی حبشان-فجیره جهت صادرات نفت خود با دور زدن تنگه هرمز را بی اثر کرد. این مسأله به معنای محاصره دریایی رژیم امارات نیز است.
دو: رژیم امارات همسو با صهیونیستها و دولت تروریست آمریکا، در تجاوز به ایران همکاری داشته و خوش خدمتی های فراوانی انجام است.
سه: چند روز قبل رژیم امارات خروج از اوپک را اعلام و سعی داشت بار سنگین انرژی ایجاد شده به ویژه در حوزه بنزین برای آمریکا را سبک کند. حال محاصره دریایی امارات توسط ایران به همراه موارد دیگر این طرح را کلا به شکست کشاند.
چهار: طرح جدید ایران در تعریف محدوده تازه برای نظارت و کنترل تنگه هرمز و ... در راستای راهبرد تازه ایران با محوریت خنثی سازی تهدیدات در مبدأ خود قرار دارد. پیام روشن است: نمی توانید برای ایران ایجاد ناامنی کنید و در سایه امن بنشینید!
پنج: تحرکات تازه ایران در تنگه هرمز و تنبیه رژیم امارات در نوع خود نمودهای عینی از استقرار نظمی نوین در منطقه غرب آسیا را هم به نمایش می گذارد. واقعیت این است که ایران و جبهه مقاومت دست بالا را دارند و منطقه نیز کم کم به این وضعیت جدید عادت می کند و باید خود را با آن وفق دهد.
شش: اماراتی ها با محاصره دریایی خود توسط ایران مجبور خواهند شد تحرکات اقتصادی خصمانه علیه کشورمان را هم مورد بازنگری قرار دهند. پیام ایران صریح است: دوران صبر راهبردی به پایان رسیده است.
@Kolbe_Andishe_Farhang
۶:۳۳
انقلاب اسلامی یک انقلاب اخلاقی و با ادب است. چون رهبران آن اکثرا "معلم" بودند.
در سال ۵۶ و ۵۷ در فرآیند انقلاب و پس از پیروزی فضایل اخلاقی با رهبری یک شخصیت دینی برجسته میشود. انقلاب اسلامی، انقلابِ فحاشی و توهین نبود. معلمین بالای سر این انقلاب بودند: رجایی، باهنر، بهشتی، مطهری، مفتح و... همگی معلم بودند.
مقایسه کنید با فحاشی سلطنت طلبان!چه کسی بالای سر آنان بوده؟
@Kolbe_Andishe_Farhang
۷:۳۱
ما در امتداد یک جنگ 15 ساله قرار داریم، دشمن در تمام این سالها با تحریم و همه ابزارهای ممکن به دنبال فرسایش توان ایران ما برای پیشبرد اهداف خود بوده است. پیشفرض اصولی بندهای دهگانهی مد نظر رهبر انقلاب برای اهداف این جنگ نیز تماما پاسخ به همین روند فرسایشی است که ایران ما در آن قرار گرفته است، مواردی از جمله مدیریت تنگه هرمز، دریافت غرامت و ... همه در راستای این مورد مهم هستند.
دشمن با درک این مورد در پی ترسیم معادلاتی است که ایران را در فرسایش قرار دهد. یکی از این معادلات خطرناک، معادلهی تعریف رفع محاصره در برابر باز کردن بدون محدودیت تنگه هرمز است که به صورت متواتری در رسانههای مختلف نیز بازتاب داشته است.
این درحالیست که مقام حکمران بایستی در نظر داشته باشد فردای جنگی هم وجود دارد و برای چاره کردن معضلات اقتصادی کشور از همین شرایط بهره برد. عدم دقت در این موارد باعث میشود تا اقتصاد فرسوده ایرانِ پس از جنگ به جای فرصت، وبالی بر گردن اداره کشور شده و تهدیدات مستمر امنیتی نظیر آنچه در دیماه مشاهده شد را تولید کند.
سوال آن است که از تنگه هرمز چه میخواهیم؟ اساسا این تنگه قادر به ترسیم چه معادلاتی برای ایران آینده است؟
برای پاسخ به این پرسش مهم باید در نظر داشت که اصولا تنگه قادر است ۴ معادله ذیل را خلق کند:
۱. تنگه هرمز به مثابه ابزاری برای درآمد پایدار اقتصادینخستین مسئلهای که در نسبت با تنگه هرمز در اذهان عمومی متبادر میشود، همان فرمولهای درآمدزایی است که تحت ایدههای مختلف از جمله عوارض، بیمه، خدمات ایمنی دریایی، گواهی تمکن مالی و مواردی از این دست مطرح میشود. این سطح از استفاده از تنگه اگرچه حداقلی ولی باید صورت پذیرد، چراکه این حق، نمادی از تسلط ایران بر یکی از شریانهای اساسی جهان است.
۲. تنگه هرمز به اهرمی برای دریافت غرامت و خسارتیکی از موضوعات تعجب آور در نسبت با جنگ آن بوده است که حداقل حسب آنچه در اخبار رسمی منتشر شده ایران هنوز هیچ مذاکراتی برای دریافت غرامت از کشورهای عربی به دلیل مشارکتشان در جنگ علیه ایران انجام نداده است. کاملا واضح است که آمریکا اهل دادن خسارت نیست یا اگر هم باشد از پول بلوکه شده ایران پرداخت خواهد کرد. با این وجود منطقی نیست که ایران با یک توافق کلی با آمریکا، کشورهای عربی که دستشان زیر ساطور کشورمان در تنگه هرمز گیر کرده است را رها کرده و از خیر بسیاری موارد از جمله دریافت غرامت از این کشورهای متخاصم بگذرد ! این در حالیست که میتوان با مدیریت پرونده غرامت به سمت افتادن بار اصلی بر کشورهای ضعیفتر جنوب خلیج فارس از جمله کویت و بحرین زمینه را برای تضعیف این کشورها و تغییر در سیاست داخلی آنها در راستای منافع ملی مهیا ساخت.
۳. تنگه هرمز محملی برای بازتنظیم اقتصاد و انعقاد معاملات کلاناما راهبردیترین استفادهای که ایران میتواند از تنگه هرمز انتظار داشته باشد معاملات کلانی است که میتواند با ذینفعان تنگه صورت دهد؛ کشورهایی نظیر هند و ژاپن که وابستگی راهبردی به این تنگه دارند باید بهای تامین امنیت را با موارد روی زمین پرداخت کنند. الزام قرارداد خرید بلندمدت نفت با تسویه طلا ، الزام سرمایهگذاری بلندمدت با پیشپرداختهایی از جمله مواردی هستند که ایران میتواند در تعاملات دوجانبه دریافت کند. تنگه هرمز بهای بسیار بالایی دارد و رویکرد ناصواب چیدن همهی توان تنگه در سبد آمریکا کشور را از عایدیهایی که باید به آنها برسد محروم میکند!
4. ابزاری برای تعطیلی پایگاههای آمریکایی، یا تضعیف این پایگاههاتاکنون مسجل شده است که وجود پایگاههای آمریکایی در منطقه نه تنها امنیتساز نیستند که ضدامنیت ملی ایران هستند، این پایگاهها به جز مسیر هوایی از طریق دریا نیز تغذیه میشوند و یکی از تضمینهای کنترل یا تضعیف این پایگاهها از بین بردن دسترسیهای دریایی بدانهاست . به خصوص قطع دسترسی آمریکا به پایگاه پنجم دریاییاش این مزیت را دارد که سگک کمربند توان دریایی آمریکا از حوزه یوروکام تا جنوب شرقی آسیا در خلیج فارس نباشد. این خود تضمینی برای عدم بروز مجدد جنگ در بلندمدت نیز باشد. لازم به ذکر است چنین اتفاق بزرگی سیاست داخلی کشورهای منطقه را متحول خواهد کرد، چرا که شل شدن حضور نظامی آمریکا در این کشورها تضمینهای بقای بسیاری از نظامات سیاسی در منطقه را که به آمریکا متکی هستند زیر ضرب میبرد.
@Kolbe_Andishe_Farhang
۷:۵۹
۱. امام جایگزین بی حجابی زنان را، تحقق مقام زن در «دخالت در مقدرات اساسی مملکت» معرفی فرمود. حضور مستمر اینباره زنان بر سر مقدرات اساسی(جنگ و پایان بندی اش) است.
۲. رهبر شهید راه حل تراز انقلاب اسلامی برای تحقق اهداف را «خلق اراده عمومی»(مثل بعثت اخیر) معرفی فرمود. اراده عمومی حول مقدرات اساسی شکل می گیرد نه فرعی!
۳. بعثت کنونی «به طرز عجیبی زنانه» است. ایجاد و بقا و جلوه های مختلف آن پیرامون مقدرات اساسی با «پرچمداری زنِ محجبه انقلابی» رقم می خورد.
۴. این «عاملیت زن محجبه انقلابی» در میادین، تا همین الان «خاستگاه حرمت سیاسی بی حجابی» را زایل کرده است! کشف حجاب جمعیِ۱۴۰۱ با هدایت بیگانه، «برای براندازی نظام اسلامی» طراحی شد؛لذا غیر از حرام شرعی،«حرام سیاسی» لقب گرفت! اینکه زنان بی حجابی به «میانداری حداکثریِ زن محجبه انقلابی» آمدند و پرچم چرخاندند،اتفاق کوچکی نیست. پاره شدن «حرمت مضاعف آن» و تقلیل آن از یک جریان برانداز به «یک انتخاب فردیِ غیر شرعی» است.
۵. مشاهدات میدانی نشان می دهد عده قابل توجهی از همان مکشفه های حاضر شده، در شبهای بعد، سبکی از پوشش سر را برگزیدند که نوعاً متمایز هم بود؛ نه حجاب شرعیِ زنان مذهبی پیشران این بعثت است و نه حتی شل حجابی سابق! بیشتر به نوعی«پوشش سیاسیِ متناسب» با این دخالت در مقدرات اساسی کشور در مقاومت است!
۶. ادامه اثر بر بی حجابی از این مسیر می گذرد؛ نه تقابل! با خودآگاهی زنان این بعثت و تشدید کارکردش اتفاق می افتد؛ نه بی تفاوتی!
@Kolbe_Andishe_Farhang
۲۱:۳۹
مردم دیگر مثل دفاع مقدس ۸ ساله، پشتیبان رزمندگان نیستند؛ مردم خودشان رزمندهاند. همه دشمنان منتظرند که این میادین خالی شود. اگر برای این انرژی مردم عرصهسازی نشود، همین مردم کف خیابان تبدیل به مسأله میشوند. اگر تبدیل به فرصت برای آینده نشوند، تبدیل میشوند به مسأله.
@Kolbe_Andishe_Farhang
۲:۱۱
در دوران معاصر نسبت شعر و مخاطب، فراز و نشیبهای بسیاری داشته؛ گاه بین آنها پیوندی وثیق برقرار بوده و گاه فراقی جانکاه. گاهی نیز جریانی فرعی توانسته از بین جریانهای دیگر سر بر بیاورد و نبض مخاطب را به دست بگیرد. در بین همۀ این تلاطمها اما نیمۀ دوم دهۀ پنجاه با شرایط ویژهای همراه بود. در این دوران و در گرماگرم سالهای انقلاب، شعر نیز همسرشت و همسرونوشت با ساحتهای دیگر زندگی اجتماعی شرایط متفاوتی را تجربه میکرد. چنانکه در لابهلای خاطرات شاعران آن دوران از دعوتها به جلسات و محافلی میشنویم که پیش از این چندان نسبتی با شعر نداشتهاند. یا میتوان از انتشار گسترده و کمسابقۀ سرودههایی شورانگیز و پرحرارت در میان مردم و به همت خود آنان سراغ گرفت. دکلمۀ شعر در حسینیهها، مساجد، سالنها و محلهای تجمع، یکی دیگر از جلوههای حضور شعر در میان مردم آن روزگار است.
اما بیگمان یکی از خاطرهانگیزترین لحظات تلاقی شعر با مخاطب، اتفاق تاریخی «ده شب» یا «شبهای شعر گوته» در سال 1356 است؛ جایی که به همت انستیتو گوته، انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان و با همکاری کانون نویسندگان به مدت ده شب، مراسمی برای شعرخوانی و سخنرانی در باغ انجمن فرهنگی روابط ایران-آلمان برگزار شد و طی آن بیش از شصت نویسنده و شاعر با گرایشهای مختلف ولی عمدتاً چپ، به شعرخوانی و سخنرانی پرداختند. به گفتۀ شاهدان در شبهای آغاز، جمعیت انبوهی برای شرکت در این مراسم حضور یافتند و در شبهای بعد با آغاز بارندگیها از تعداد جمعیت کاسته شد. این رویداد تاریخی که همانا از افتخارات جریان روشنفکری در ایران به شمار میرود، در منابع مکتوب و غیر مکتوب، به اشکال مختلف و به تفصیل بارها و بارها گزارش شده است.
با اینهمه چنین توفیقی، با پیروزی انقلاب و در پی فاصله گرفتن چهرههای روشنفکری از آرمانها و ارزشهای ملت ایران، متوقف شد و روز به روز بر فاصلۀ شعر آنان و مردم افزوده شد. به نحوی که دهۀ هفتاد را باید دهۀ تئوریپردازی و سوگواریها و مرثیهخوانیهای منتقدان و نویسندگان این جریان دربارۀ مسئلهای به نام «بحران مخاطب» نامید. این در حالی است که جریان انقلاب، بر خلاف همۀ این جار و جنجالها، پیوسته و بیوقفه ارتباط محکم خود را با مخاطبان اصلی خویش حفظ کرد. چنانکه از حضور شاعران در جبهههای جنگ و شعرخوانی برای رزمندگان تا انتشار گستردۀ سرودههای آنها در مطبوعات و چاپهای پرشمار آثارشان و راهیافتن نمونههایی از اشعارشان به بطن زندگی مردم، گواهی از پیوند محکم شعر انقلاب با مخاطب است.
با اینهمه در این روزهای عجیب و در میانۀ بعثت تاریخی ملت ایران، حادثهای در عرصۀ شعر در حال وقوع است که به گمان من با هیچ برهۀ دیگری در تاریخ قابل مقایسه نیست. در این روزها و از آغاز جنگ رمضان، جوششی در میان شاعران متعهد و انقلابی درگرفته است که صاحب این سطور هیچگاه مشابه آن را سراغ ندارد. به عنوان مثال یکی از صفحات شعر به نام «ایرانسرا» در پیامرسان بله اقدام به گردآوری و انتشار برخی از این سرودهها کرده است. بررسی ایرانسرا نشان میدهد در طول این دو ماه روزانه بیش از 40 شعر جدید در این صفحه منتشر شده است. علاوه بر این میتوان به ترانهها، تصنیفها، نوحهها و آثاری اشاره کرد که توسط خوانندگان، مداحان و مجریان مختلف در طی این مدت خوانده شده است.
شگفتتر از همه اما حضور خود شاعران در میادین و تجمعات است! بیش از شصت روز است که دهها شاعر در تهران و شهرهای دیگر، در پویشی بیسابقه هر شب به میان مردم میروند و به شعرخوانی برای آنها میپردازند. مستقیم، بدون واسطه، رودررو؛ در تجمعاتی که شمار آنها به چندصد نفر میرسد! مردم بدون هیچ میانجی دیگری، اعم از کتاب و نشریه و موسیقی و مجری، در لحظه شنوندۀ سرودههای شاعراناند و گاه با اشکها و لبخندها و شعارها و تکبیرهایشان، واکنش نشان میدهند. بهراستی چنین رستاخیزی را تاریخ شعر، نه آن زمان که شعر در سدۀ دهم به کوچه و بازار راه یافته بود و نه اواخر قاجر که چایخانهها میزبان شاعران مشروطه بوند و نه حیاط پرجمعیت انستیتوی گوته در جلسات «ده شب»، هیچگاه شعر اینچنین با اقبال گرم و مستقیم مخاطبانش روبرور نبوده است؛ چیزی که باید بعدها و در پژوهشهای آتی، از آن بیشتر گفت.
@Kolbe_Andishe_Farhang
۲:۱۳