مجموعه ای از نشانه ها سناریوی همزمانی چند اقدام توسط آمریکا و اسراییل در روزهای آتی -احتمالا چهار روز دیگر در زمان اتمام مهلت ترامپ- را نشان می دهند که باید هوشیاری و آماده باش صد در صد داشته باشیم و آرامش نسبی کنونی خبر از طوفان فردا دارد لذا همه باید بدانند در آن روز چه کاره هستند تا گیج نزنند:
این همزمانی می تواند «روز رستاخیز جنگ» کنونی باشد. هر کدام هم راه حل خود را دارد و نمی توان در همه صحنه ها بود و عملا کاری نکرد!
حضور تشکیلاتی گروههای مردمی در صحنه، هوشیاری نیروهای امنیتی و مسلح، حفاظت مسوولان، آمادگی بخشهای انرژی برای رفع مشکلات احتمالی، پاسخ قاطع موشکی پهپادی و البته بخش جذاب ماجرا سرکوب جدی نیروهای مسلح آمریکایی و گروهک ها و هر کسی که برای کشتار وسط میدان بیاید.
خدا بنا دارد توفیق کشتن و اسیر گرفتن سگ های آمریکا را مستقیما نصیب ما کند. عبور از این پله یعنی شکستن کمر همه کفر... پس هوشیار باشیم و آماده باش صد در صد!
۱۸:۰۰
@okhowahmag
۷:۳۸
ایران در جنگ کنونی خود مقابل آمریکا و اسراییل، عملا این حقیقت را ثابت کرد که اگر همه قدرت مسلمین به میدان بیاید و اگر در کنار هم باشیم می توانیم قوانین جهانی را هم به نفع مسلمانان تغییر بدهیم و هیچ قدرتی دیگر به خود جرات مسلمان کشی نخواهد داد و حتی پایان اسراییل یک امر حتمی و ساده خواهد بود.
مسلمانان در کنار توان نظامی و نیروی انسانی و منابع انرژی جهانی، چند آبراه مهم بجز تنگه هرمز را هم در اختیار دارند: جبل الطارق، باب المندب، کانال سوئز، بوسفور و حتی مالاکا که اگر اینها فقط یک روز بسته شوند عملا همه زندگی در جهان خصوصا اروپا قفل خواهد شد!
حال شما بگویید آیا اگر چنین شود، دیگر کسی جرات تعرض به بلاد مسلمین را خواهد داشت؟! مانع چیست؟ دولت های فاسد و دست نشانده و ترسو؟ این هست ولی از این مهمتر، فقدان تفکری است که «باور داشته باشد میتوان جلوی آمریکا ایستاد»
چنانچه قبلا نوشته ام این مریضی حتی در میان اسلامگرایان سنی رایج است که گرچه می دانند اسراییل بدون آمریکا یک روز هم دوام نمی آورد ولی در عین نفرت از اسراییل، براحتی با آمریکا بر سر یک میز می نشینند و به خود جرات مواجهه با او را نمی دهند!
ایران با زدن هواپیمای رادارگریز فوق پیشرفته اف ۳۵ و همچنین اف ۱۵ و اف ۱۸ و از کار انداختن ناو پیشرفته جرالد فورد و حمله به ناو آبراهام لینکن و بسته نگاه داشتن یک ماهه تنگه هرمز ثابت کرده است که برای مواجهه با آمریکا الزاما نیازی به داشتن توان هوایی پیشرفته نیست و با جنگ نامتقارن و بهره گیری از همه فرصت ها می توان بر ابرقدرتها نیز غلبه کرد.
درس های این جنگ برای امت اسلامی زیاد است و اگر تعصبات بگذارد می تواند عامل بیداری شود. اتکا به مردم و تلاش برای استقلال علمی و فناوری و اقتصادی، پشتیبان امروز ایران هستند. مسیری که به ایجاد توان نظامی مواجهه و ایستادگی اجتماعی مقابل تهدیدها انجامیده است. فتامل!
۲۲:۵۰
اغواگری ویژگی اصلی شیطان است و آمریکا هم نماد همین مساله است! چند بار در همین مدت دروغ گفته شده و چقدر سعی شد با همین جوسازی ها روی قیمت نفت اثر روانی گذاشته بشود؟! این رویکرد در قبال مردم و دولتمردان ما هم صادق است! یعنی چه؟
یعنی ترساندن! ابزاری بسیار مهم در میانه جنگ است! قبلا می خواست با ناوگان مشهور جرالدفورد و آبراهام لینکن وحشت ایجاد کند که یکی بخاطر آتش سوزی در لباسشویی(!)، دو سال از رده خارج شده!! و دیگری هم زخمی است و جرات نزدیک شدن بیشتر را ندارد! خب آیا ملتی که اینگونه بر صورت واقعیت بزک شده، پنجه کشیده می ترسد؟ ملتی که مومن به «لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» است می ترسد؟! حاشا!
آمریکا که نتوانست هیچ کس را در ضدیت با ایران همراه کند، حالا خبر از نشست کشورهای حاشیه خلیج فارس و اروپا می دهد تا به اسم ائتلاف بین المللی برای تنگه هرمز ما را بترساند! خب وقتی آمریکا جرات نزدیک شدن به تنگه ندارد یعنی دیگران دارند؟!
یا انتشار تصاویری مبهم، که عملا یک جنگ روانی است و پاسخ آن را هم در هسته ای دیمونا و آمونیاک نقب خواهد گرفت! البته هر حمله ای به تاسیسات اتمی، تاثیری در رفتار ما نمی تواند ایجاد کند. آخرین بازی او هم تعیین زمان های پنج و ده روزه جهت ترساندن، ابزاری تکراری و بی اثر است چرا که مردم و مسوولان از کف خیابان تا سربازان در میدان آنرا ثابت کرده اند!
چنانچه قبلا گفتیم، حمله به زیرساخت های کشور برای ایجاد نارضایتی، آخرین تیر در خشاب ترامپ است. او می خواهد به هر نحوی، مردم را خشمگین کرده و به میدان بیاورد و این بار هم نشان داده که ایرانی ها را نمی شناسد. آمادگی مردم و پاسخ موشکی محکم ما بازدارندگی در این زمینه را هم ایجاد خواهد کرد. او عملا می خواهد شروط ما را نپذیرد و هر وقت خواست مجددا حمله کند لذا حالا با ترساندن زبانی و البته برخی حملات، قصد وحشت افکنی دارد.
۱۵:۰۴
خدا رحمت کند آیت الله غلامحسین جمی امام جمعه آبادان را که با ایستادگی خود در زمان جنگ، به یکی از پایه های محوری نشکستن حصر آبادان بدل شد و با صلابت خود به مردم، شجاعت و ایمان تزریق کرد.
حالا روی سخن من با علمای شیعه و سنی جهان اسلام و ایران، خصوصا آنهایی است که در شهرهای مرزی کشور زندگی می کنند. کسانی که سالها برای مردم سخن از جهاد و مقاومت کرده اند و تبیین کرده اند که شکی در طاغوت بودن اسراییل و آمریکا نیست.
رهبر شهیدمان در پیام تسلیت فوت جناب جمی نوشتند: «در سختترین شرایطِ آتشباریهای دشمن، حضور مؤثّر و خطبهها و سخنرانیهای تسلّابخش او قطع نشد و در دوران خطر و سختی و محنت، مردم آبادان و رزمندگان دستازجانشسته را تنها نگذاشت»این همان رسالتی است که امروز بر دوش همه روحانیت خصوصا اهل سنت است که در مرزها تحت فشار روانی و تهدید هستند. امروز روز نشان دادن ایمان و آزمون شهادت طلبی است.
هر چقدر هم که گله مند از حاکمیت باشیم ولی تکلیف این جنگ خیلی شفاف است. اسلام و کفر مقابل هم هستند و خاک مورد تجاوز است. تاریخ خواهد نوشت که چه کسانی ترسیدند و سکوت کردند و چه کسانی مردانه به میدان آمدند. سلاح شما قلم و منبر است و چه بهتر که توفیق کشته شدن به دست اشقی الاشقیا توفیق شود و محاسن به خون خضاب گردد هر چند عمدتا کار به آنجا نمی کشد. فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجرا عظیما
۲۲:۳۲
این روزها که ایران ترند جهانی است، خیلی ها انگیزه پیدا کرده اند تا حرف مردم ایران را به گوش جهانیان برسانند که دغدغه مبارکی است ولی همگی در چند مسأله مشکل دارند لذا آنها که عربی تولید میکنند عمدتا در عراق و لبنان و آنان که انگلیسی تولید میکنند عمدتا در شبه قاره یا اهالی آنجا در اروپا آمریکا دیده میشوند و این یعنی خلق مخاطب جدید صورت نمی گیرد و عملا همه در یک سبد مشترک شیعی یا همسو کار می کنیم و مخاطبان جدید اندک اند!
البته در اینجا نیز محدودیت های متا بطور جدی وجود دارد که تا جای ممکن محتوای ما به آن مخاطب نرسد ولی راه رساندن بسته نیست. عملا این یک انتخاب است که مثلا بجای ۱۰۰ هزار مخاطب مشترک منطقه به جذب ۱۰ هزار مخاطب جدید فکر کنیم. عدم شناخت و عملا خلأ دسترسی فعالان مجازی ما به این مخاطبان باعث شده تا دشمن هر روایتی می خواهد از ما بکند یا ما منتظر روایت شبکه های ماهواره ای رقیب از خودمان بمانیم! همت کنیم حالا تجربه های جدید خلق کنیم.
۱۸:۲۱
ملت ایران عملا در مقابل دو قطب شرق و غرب قیام کرد از همین رو، وقتی اولین سیلی خود را در تسخیر لانه جاسوسی آمریکا به قطب غرب زد، تحمل آن سخت شد و البته شن های بیابان های طبس، حضور نظامی آمریکا را به شکست کشاندند.نوبت به قطب شرق رسید که سگ خود، صدام را تجهیز کرد و به جنگ با جوانان ما فرستاد. هشت سال جنگ و تقدیم بیش از ۲۵۰ هزار شهید، مانع پیروزی ابرقدرت ها شد.
عملا جنگ ما به خیلی ها ثابت کرد که میتوان مستقل بود و روی پای خود ایستاد. اما دشمن بیکار ننشست و فتنه های قومی و مذهبی و.. را فعال کرد و دایم ذهن مسلمان را علیه ما تخریب کرد تا اثر الهام بخش مان را کم کند اما آن رشادت ها کار خود را کرد و نطفه مقاومت را در منطقه شکل داد. این مقاومت منطقه ای هر روز دستاوردهای جدیدی علیه رژیم صهیونی و پس از ۲۰۰۱ علیه آمریکا به دست آورد. دشمن اما باز هم موج های سنگینی علیه ایران تولید کرد و ما را متهم به سنی کشی در سوریه یا یمن و عراق کرد.
امروز اما فضا متفاوت است. اولا خود ما بطور مستقیم با اسراییل و آمریکا درگیر شده ایم و هم ضرباتی زده ایم که دل هر انسان آزاده ای که در این دو سال پس از طوفان الاقصی از جنایت علیه غزه خون دل می خورد را شاد کرد و به عزت و اقتدار ما اذعان کردند. هر چند باز هم دشمن ضربات ما به منافع آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج را بهانه ایران هراسی کرده است ولی صحنه خیلی روشن است.
امروز باندازه همه پنجاه سال اخیر فرصت طرح نگاه و اندیشه و الگوی انقلاب اسلامی وجود دارد. پایه های مردمی و استقلال و قدرتی که در این تجربه پنجاه ساله شکل گرفته اند، امروز خود را در عرصه عمل ثابت کرده اند. باید خود را آماده روایت حقیقتی کنیم که روزگاری با نفس امام روح الله شکل گرفت و به مردمی عزیز و مبعوث شده انجامید.
۱۳:۱۵
سخنان امروز ترامپ مبنی بر اینکه بزرگترین پل شما را زدیم و حالا بیایید پای مذاکره! دقیقا بیانگر استراتژی کنونی او در قبال جنگ کنونی و برای وادار کردن ما به پذیرش پایانی یکطرفه است! این یعنی دشمنی که مدعی بود ساختار نظامی ما را نابود کرده از آن ناامید شده و بزدلانه به سمت زدن زیرساخت زندگی کشور رفته است!
این نوع سخن گفتن در واقع اعلام رسمی شکست ترامپ است. چرا؟ چون او با هدف تغییر ساختار سیاسی و رفتار ایران در منطقه انجام شد و حالا بدون هیچ تغییری در یک تغییر رویکرد آشکار به دنبال آتش بس و مذاکره با همین دولت کنونی ایران است.
تاکید بر معادله «زیرساخت-سازش» اعلام آشکار ناامیدی از لایه نظامی است. این افتخار برای مردم غیور ایران در تاریخ ثبت شد که با کمک جوانان نخبه و مجاهدان در صحنه خود، حتی در عرصه نظامی توانست تحقیری مهم را بر ابرقدرت جهان تحمیل کند. به این عزت ببالیم. همه این حال را مدیون رهبر شهیدمان پرچمدار عزت ایران اسلامی سید علی خامنه ای هستیم.
۹:۱۰
دیروز در ادبیات نویسندگان منطقه به «جمعه سیاه» برای آمریکا نام گرفت. این ضربات موج بیشتری از فشار را بر آمریکا ایجاد میکند. امروز در داخل آمریکا و غرب این مسأله که ترامپ راه حلی برای خروج از این جنگ ندارد تکرار می شود چنانچه به تیتر مجله تایم هم تبدیل شد. تغییر اکثر سران نظامی ایالات متحده هم نشانه ای بر عدم وجود اجماع در این جنگ است.
اختلاف جدی آمریکا و ناتو و عدم ورود آنها با وجود درخواست های ترامپ! و تأثیرات منفی بسته ماندن هرمز بر کل اقتصاد جهانی از جمله گفتگوهای امروز همه غرب است. آنچه دیروز رخ داد به این گزاره که ترامپ با تحریک اسراییل و بدون شناخت کافی از توان ایران وارد یک مهلکه شده است تقویت می شود.
امروز که رژیم از ترس پایان جنگ در حال حمله به مراکز علمی موثر و صنایع مادر ماست تا اثرات سلبی خود را در پساجنگ ببیند، لازم است تا مراکز مهم صنعتی او نیز مورد هجوم جدی قرار بگیرد. ما به نقاط پایانی که میتوانیم شرایط خود را تحمیل کنیم نزدیک می شویم. ایستادگی مردم و ضربات نیروهای مسلح دو بال این موفقیت هستند.
۷:۴۲
امام در پیامی دیده نشده، پس از جنگ پیامی مکتوب و خاص درباره خرمشهر صادر کردند و در آن خواستند تا بخش مهمی از خرابی های شهر به همان صورت باقی بماند که متاسفانه توجه جدی به آن نشد!
حالا هم مناطق جنگ زده کشور خصوصا نمادهای مهمی مثل میناب باید به همان صورت باقی بمانند و اگر بناست کسانی هزینه بازسازی بدهند باید در همان نزدیکی صورت بگیرد. این مناطق خاری در چشم استکبار هستند و میتوانند تا ابد نماد مظلومیت مردم ما باشند.
این مناطق باید ذیل درک مذکور، مدیریت بشوند و اینطور نباشد که هر کسی سلیقه تبلیغی هنری خود را اعمال نماید. باید تا جای ممکن این نمادهای مهم دست نخورده باقی بمانند. امیدوارم اتفاقی که برای خرمشهر افتاده اینجا نیفتد.
۱۱:۵۰
دیروز ابوعبیده سخنگوی نظامی حماس در پیامی، علاوه بر تسلیت شهادت رهبر ایران از ضربات پیاپی ایران و حزب الله بر پیکر رژیم صهیونی تقدیر کرد. این سخنان باعث شد که برخی نویسندگان کشورهای حاشیه خلیج فارس، شروع به نوشتن علیه حماس و غزه کنند و با ادبیاتی تحقیرآمیز بگویند که ما دیگر پول مان را خرج شما نخواهیم کرد!!
می دانیم که اهالی خلیج و سعودی کمک های مالی زیادی به مردم غزه کرده اند و آنها دور از این سخنان هستند ولی آن نخبگان و سیاسیونی که چنین حرفهایی می زنند دارند خود را به قعر چاه پرت میکنند چنانچه پس از دوستی علنی با اسراییل این مسیر را آغاز کردند!
امت اسلامی و جهان امروز پر از انسانهای شریفی است که از غزه و همه مظلومان حمایت خواهد کرد و کمک های مالی شما به فلسطین، فقط به شما که مهر ذلت بردگی آمریکا و اسراییل بر پیشانی دارید، عزت داده بود و شرفی برای اهالی غزه نبود.
کاش خودتان را کنترل میکردید و آبروی اندک باقی مانده تان را به حراج نمی گذاشتید!
۸:۱۴
این روزها دشمن دارد بار دیگر از ابراز «وحشت آفرینی» استفاده میکند با این تفاوت که بیشتر روی زیرساخت های کشور متمرکز است و دایما هم رژیم کودک کش صهیونی هم دولت اپستینی آمریکا، به تهدید روی آورده اند که هدف آن هم تسلیم شدن ما بدون دستاورد ملموس در این جنگ است!
در این رابطه به چند نکته باید توجه کرد:اولا نابود کردن زیرساخت های ایران بدلیل «پهناوری و توزیع زیرساخت» ممکن نیست. بعنوان مثال، فقط پتروشیمی های کشور بیش از صد تاست که حداقل ۷۵ عدد آنها عمدتا فعال است. ثانیا صدمه زدن به این مراکز به معنای نابودی شان نیست و برخی به سرعت قابل فعال شدن است. ترویج این گزاره که با چند ضربه، همه دستاورد سی ساله کشور نابود میشود بیشتر برساخت رسانه دشمن است.
منکر آسیبی که به زیرساخت های کشور می خورد نیستم ولی این تصویر که با زمین سوخته مواجه می شویم، واقعی نیست. نکته دیگر اینکه باید این جنگ برای ما دستاورد مالی چه در قالب غرامت چه تنگه هرمز داشته باشد تا بتوانیم اکثر خسارت های وارده را در عرض دو سه سال جبران کنیم. قطعا کشور از این شرط در پایان جنگ کوتاه نخواهد آمد.
و اما آنچه مهم است مردم ما بدانند و شاید بدلیل سانسور دشمن، اطلاع رسانی کافی نداریم، ضرباتی است که ما به زیرساخت های دشمن وارد کرده ایم. دشمنی که اتفاقا دو مولفه گستردگی زمین و تکثر نقاط را هم ندارد. چه در منطقه چه در رژیم صهیونی این ضربات اساسی بوده و هست. این تنها مسیر بازدارندگی است.
۱۰:۱۹
آنچه به عنوان پذیرش شروط ده بندی ایران مطرح است عملا همان مطالباتی است که رهبر انقلاب بدان اشاره کردند و نهایتا هم تصمیم جمعی کشور بر آن تعلق گرفته است. عصبانیت اینترنشنالی ها که منتظر هدفی به نام نابودی جمهوری اسلامی ایران بودند برای ما بس!
توافق کنونی علاوه بر به رسمیت شناختن حقوق ایران، متضمن جبران ضررها و بازگرداندن کل پولهای ایران است که میتواند به بازسازی و جبران مشکلات اقتصادی که در این سالها وجود داشت کمک شایانی بکند.
ما خسارت هایی دیدیم ولی یادمان نرود که ضربات محکمی هم زدیم. رسما ابهت بزرگترین قدرت جهان را شکستیم و رژیم صهیونی را تحقیر کردیم و ذره ای عقب ننشستیم.
نگرانی از اینکه آمریکا و اسراییل، عهدشکنی کنند همیشه بوده و خواهد بود ولی وقتی قدرت درون زا و بر پایه مردم باشد، ما هر وقت اراده کنیم هر نقطه ای را می زنیم و تنگه هرمز را می بندیم. دشمن میداند که مهمترین ضمانت خود مردم ما هستند و عهدشکنی آنان با پاسخ طوفانی ملت مواجه خواهد شد.
این یعنی تا اجرای توافقات باید مردم در صحنه باشند چون ضمانت اجرا خود مردم هستند. این دو هفته برای تحقق اهداف نهایی ملت مهم است.
۷:۰۷
دستم نمی رود برای کسی بنویسم که همیشه می گقتم اگر «سید علی خامنه ای» رهبر هم نبود من از او تبعیت میکردم! چرا؟ پاسخ روشن است: عمق اندیشه و روشنفکری و تجربه سیاسی و همه جانبه نگری این مرد نه فقط میان روحانیون که در دانشگاهیان هم مشابه نداشت و ندارد.
در این چهل روز هر وقت سعی کردم بنویسم باورم نمی شد و اشک امانم نمی داد اما در چهلم آن شهید بزرگ، می خواهم دستاورد فکری و میدانی او را در چند بند خلاصه کنم. هرچند خیلی بیشتر از اینها و مفصل تر باید گفت و نوشت:
۱۷:۲۴
اینکه سالها گفته می شد هدف از تحریم های اقتصادی، فشار بر مردم برای ایجاد نارضایتی از حاکمیت است برای برخی قابل درک نبود تا اینکه آمریکا و سگ وحشی او در این جنگ پس از استیصال در مقابل نیروهای مسلح ما شروع به زدن زیرساخت های زندگی مردم کردند! چیزی که اثر مستقیم بر مردم ایران دارد نه حکومت!
اگر زمانی خجالت میکشیدند و سعی می کردند ربطی بین تخریب اماکن عمومی و نیروهای نظامی انتظامی پیدا کنند از زمان زدن پل بی یک کرج که یک شاهکار مهندسی است یا دانشگاهها و راه آهن و فرودگاه و پالایشگاه و فولاد، کاملا شفاف شد که هدف آنها همان است که در زمان تحریم بود.
حتی کورها هم فهمیدند که ماجرا از پای درآوردن مردم و دولتی است که قصد برده شدن مجدد ندارند! حتی آنها که مسخ شدگان پای ماهواره هستند هم دیگر در توجیه باز ماندند و به گزاره خنده دار «همدستی ترامپ و سپاه» برای نابودی ایران روی آوردند!
عمو ترامپ را به یکباره دوست سپاه و دایی بی بی را رفیق دولت حاکم ایران کردند تا به خیال خام خود از بحران روایت رها شوند ولی جز احمق ها دیگر کسی نمی توانست چنین روایت مسخره ای را بپذیرد. اینجا نقطه انتخاب فرا رسید. خیانت به وطن دیگر آشکار شد و بنظر من آنها که از اینجا به بعد سکوت پیشه کردند حتما همگی خائن هستند و معامله ما با آنها باید تفاوت کند و دیگر هیچ توجیهی پذیرفته نیست! مردم ایران راضی نیستند که از بیت المال مسلمین با چنین سلبریتی هایی قرارداد بسته شود.
۷:۵۳
این روزها در داخل ایران و منطقه، فضای عاطفی گسترده ای درباره آتش بس و نسبت آن با لبنان دیده می شود که لازم دیدم چند نکته را بنویسم:
ایران با وجود صدماتی که رژیم به زیرساخت های او می زد، شرط شمول آتش بس را کل جبهه مقاومت و به طور خاص لبنان قرار داد که رژیم آنرا نقض کرد. ما قصد حمله به او داشتیم که طرف پاکستانی گفت آمریکا بناست رژیم را کنترل کند ولی نهایتا ما آن حملات را نقض آتش بس تلقی کردیم و در مذاکرات مطرح خواهد بود.
آنچه یک تحول خیلی مهم است همین «اندراج عدم حمله به جبهه مقاومت در مقوله آتش بس با آمریکاست.»چرا تحول؟چون لبنان راهی برای التزام بخشی به رژیم ندارد چنانچه در این ماهها، توافق او بارها نقض شده است. درباره غزه هم که یک توافق با ضمانت ترامپ و کشورهای مهم منطقه وجود دارد هزاران نقض انجام شده!
از همین رو اگر بتوان نقض های رژیم را ذیل یک توافق بیرونی گنجاند عملا یک ابزار فشار جدید خلق شده است! هر چند نقض آتش بس توسط او محتمل است ولی عملا راه را برای ما در جایی مثل تنگه هرمز ایجاد مینماید که یک ابزار فشار جدید و نسبتا موثر است چرا که روی حامیان او یعنی کشورهای غربی فشار اجتماعی ایجاد خواهد کرد.
کسانی که توهم میکنند رژیم را میتوان با چند موشک از بین برد یا شروع به تهمت زدن به مسوولان کشور می نمایند از واقعیت میدان به دور هستند. رژیم، سگ وحشی آمریکاست که جز با یک اجماع منطقهای و جدا کردن او از آمریکا و قبولاندن هزینه مندی او برای آمریکایی ها قابل تضعیف نیست. امروز این فرصت از طریق کنترل انرژی در تنگه هرمز ایجاد شده است که یک فرصت تاریخی است.
کسانیکه حالا بدون کنترل احساسات هر تهمتی را نثار دلسوزان میکنند در قبال جنگ های گذشته لبنان و غزه که ایران هیچ ورود مستقیمی نداشت چه می گویند؟! همواره عقلای فلسطین و لبنان تاکید میکردند که ایران باید حامی ما بماند تا ما دوام بیاوریم. خودمان را کنترل کنیم که وسط تحولات، جوهر مردان شناخته میشود.
۱۱:۰۱
رژیم صهیونی این روزها در مقام نقدهای فراوانی قرار گرفته است چرا که پس از ترورهای موفقی که در دو سال اخیر داشته، این ادعا را مطرح کرده که من دشمن خودم را در لبنان و فلسطین و ایران و یمن نابود کردم!
طبیعی است این رژیم که اساسا برای ترور, طراحی شده توان تکنولوژیک و امنیتی فراوانی از غربی ها در اختیار گرفته است تا جایی که این عرصه به مزیت او در تجارت بدل شده و بیش از پنجاه درصد سبد تجارت خارجی او را آی تی و هوش و مدیریت اطلاعات تشکیل می دهد.
ولی چرا امروز او نیز با آن ترورهای مهم مورد نقد جدی است؟ چون همه فهمیده اند که دستاوردهای او گرچه در عرصه «تاکتیک» موثر بوده اند ولی اثر «راهبردی» نداشتند. یعنی مقاومت در منطقه گرچه چهره های مهمی را از دست داده ولی توانسته ساختار خود را حفظ کرده و درگیری های بعدی را مدیریت کند.
ما هم امروز در سرنوشتی مشابه، با وجود از دست دادن افرادی موثر، جنگ را به جلو برده ایم. این ایستادگی، با تعجب جهانیان مواجه شده که چطور این حجم سرمایه انسانی در ایران وجود دارد.
منکر ضربه خوردن کارایی سیستم با رفتن بزرگان نیستم ولی «مردم پایه بودن مقاومت» به این معنا که آن نظریه تبدیل به گفتمان شده و مخصوص جمعی محدود نبوده است را باید نقطه مزیت ما دانست.
جامعه ای که روح مقاومت را از آموزه های دینی خود گرفته و با مکتب اباعبدالله الحسین علیه السلام بزرگ شده است شکست نمیخورد چرا که همه آماده هستند جای نفر قبل را پر کنند و از شهادت هراسی ندارند.
از این منظر که بنگریم، درگیر ناامیدی های برساخته دشمن نخواهیم گشت و تازه به اهمیت مراکز فکری و تربیتی که نسل های مختلف را برون میدهند پی خواهیم برد.
۷:۱۶
این روزها زیاد می شنوم که برخی میگویند «پاکستان بخاطر توافق امنیتی با عربستان، با ایران وارد جنگ خواهد شد!» این حرف را کسانی ترویج میدهند که بویی از تحلیل منطقه نبرده اند و شناختی از این همسایه شرقی ندارند!
گرچه نقدهای فراوانی به دولت پاکستان میتوان داشت ولی همین دولت در طول ۴۷ سال با وجود تغییر سیاستمداران آن حتی یک رای علیه ما در مجامع بین المللی نداده است و مردم پاکستان با وجود مشکلات اقتصادی و وعده های آمریکا، اجازه نداده اند که روابط پاکستان با رژیم صهیونی، برقرار بشود.
عمق دینداری مردم پاکستان، ارادت آنها به ایران و نفرت شان از رژیم صهیونی اجازه نخواهد داد کسی در پاکستان حتی به مشارکت در حمله به ایران فکر کند چون حتما آن دولت سرنگون خواهد شد. دیدیم که چطور جوانان کراچی بعد از شهادت رهبر انقلاب، به سفارت آمریکا حمله کردند و بیش از ۳۰ شهید تقدیم کردند.
حتما میانداری پاکستان برای آتش بس نیز از سر دلسوزی است و اعتماد ما برای این وساطت نیز نشانگر محبت طرفینی است. جریانی در ایران تلاش داشته تصویر پاکستان را مخدوش کند و آنرا کشوری افراطی بنمایاند ولی واقعیت این نیست. اتفاقا جریان صوفی معتدل اکثریت این کشور است و اقلیت افراطی سنی یا شیعه نماینده آنان نیست.
وقتی در شرایط سخت جنگی همدلی همسایگان را می بینیم جا دارد که به صداهای تفرقه افکن از حلقوم هر کس باشد با تردید بیشتری بنگریم و دوباره به بدبینی های سابق برنگردیم. پاکستان، افغانستان، عراق، ترکیه و.. پر از نخبگان معتدلی است که باید با آنها ارتباط گرفت و راه ایجاد ائتلاف های منطقه ای را گشود.
۱۲:۵۵
بازارسال شده از مرکز گام
۱۴:۵۹
بازارسال شده از دیدبان پاکستان
۱۵:۰۰