شگفتانه خداوند در عصری که دختران را زنده به گور می کردند، دختری بود که تنها واسطه انتقال شرافت پیامبر ص به نسل های بعدی شد و این برای اولین بار بود که انتساب مقام سیادت که همانا انتساب خونی به رسول خداست، از طریق دختر ایشان اتفاق افتاد و اهل بیت او از فرزندان دختر ایشان نشأت گرفتند و شگفت اینکه پسری هم از ایشان زنده نماند.
یعنی اسلام به اینکه نباید دختران را زنده به گور کنند یا درجه دو بدانند بسنده نکرد و با تداوم نسل شریف نبوی از طریق دخترش فاطمه زهرا سلام الله علیها، تیر خلاص را بر پیکر قدرتمند مردسالاری جاهلی زد تا از این طریق به همه مردانی که تا ابد خود را پیرو آخرین پیامبرش می دانند بفهماند که هر چه دارند از این مقام «مادری» است.
گرچه مقام بلند «أب الأئمه» متعلق به علی بن ابی طالب علیه السلام است ولی ایشان رابطه فرزندی با پیامبر ص که سلسله جنبان این رشته نورانی است ندارد و همه ائمه علیهم السلام از طریق مادر به شرافت خونی نبوت متصل شده اند تا این سوال برای همیشه ذهن مردسالاران مذهبی را هم پر کند که آیا «شرف سیادت» از طریق دختری هم منتقل می شود یا نه؟!
غمگینانه اما... مدرنیزم بار دیگر، زن را مادون و ملعبه و ابزار تلذذ مردان کرد و جاهلیت مدرن را استحمار گرایانه تر از جاهلیت اول، بازسازی نمود با این تفاوت که زن مدرن حس می کند آزاد شده حال آنکه عملا برده داری جدیدی شکل گرفته است!!
+ خدایا مادران و همسران و دختران امت اسلامی را زهرایی کن! آمین
۲۰:۵۰
پس از پذیرش آتش بس و پایان نسبی خونریزی، یک کمپین بسیار قوی با محوریت افرادی چون العفاسی چهره مشهور سعودی و بسیاری دیگر از چهره های سلفی مدخلی و مبلغان آنها علیه مقاومت در غزه و البته اخوان المسلمین شروع شده است که به وضوح اجرای یک پروژه آمریکایی توسط امارات و سعودی است.
آنچه این روزها در یمن رخ داد نیز عملا خنجری از پشت بر کمر اخوان یمن از طرف همین ها بود. اینکه شورای انتقالی منطقه حضرموت را از اخوانی ها می گیرد چیزی جز آغاز فرایند حذف اخوان از کل منطقه نیست.
گرچه اخوان در برخی پرونده ها با ما اختلاف نظر دارد ولی حتی برای کسانی که همچون رئالیست ها تحلیل می کنند نیز، حجم بالای اشتراکات با آنان باید ما را به سمت توجه بیشتر به همکاری های متنوع با این جریان قدرتمند برساند. چیزی که میتوانست بهتر از قبل انجام شود و فرصت های زیادی را خلق نماید...عقلای نظام به فکر باشند!
۵:۰۲
این روزها جشنواره مهم مستند حقیقت در حال اکران آثار برگزیده خود بود و در حالی که دو سال از جنگ غزه که منجر به شهادت هفتاد هزار نفر در مقابل دوربین های جهانی شد گذشته، تنها یک اثر (یعنی فرشته ها نمی میرند-ابوالحسنی) از تولیدات هنرمندان ایرانی در موضوع غزه وجود داشت و البته مستند میریام نیز تا حدی بدان پرداخت.
با اینکه مدیران محترم جشنواره، به درستی بخشی خاص را به غزه اختصاص دادند ولی همه آثار آن متعلق به تولیدات غیرایرانی بود که اتفاقا بعضاً فاخر هستند ولی سوال اصلی من این است که چرا تولید برای فلسطین در ایران اینقدر کم است تا جایی که از میان صدها تولید، یکی و نصفی مرتبط با فلسطین است؟!
این در حالی است که هزاران سوژه از خود فلسطین تا سراسر جهان در این دو سال تولید شده است! از اخراج اساتید و دانشجویان آمریکایی تا هزاران راهپیمایی و تولیدات هنری و کاروان صمود و.. که به تنهایی قابلیت ساخت بهترین مستندها را داشته و دارند! و این یعنی اتفاقا کار در شرایط کنونی سخت نبوده است.
قایل به اینکه مسأله فلسطین اهمیتی ندارد نیستم چون مستندسازان انقلابی فراوانی را می شناسم که دغدغه آن را دارند!شاید عدم حمایت از تولید کار خارجی، دوری عمومی تولید کنندگان از تولید از راه دور در بین الملل، ضعف جدی ارتباطات خارجی، عدم هزینه برای سوژه یابی خارجی و... از جمله عوامل باشند.
در صدد احصاء همه عوامل نیستم هر چند جای تامل بسیار وجود دارد! نهایتا معتقدم این سیاستگذار است که باید جهت دهی و سفارش تولید بدهد و اینجاست که مهمترین مشکل رخ داده است!
۱۵:۵۵
مستند انقلاب مدیون خیلی از بزرگان است. خیلی ها که برای آن زحمت کشیدند ولی من چون توفیق آشنایی نزدیک با برخی رفقای خبره مثل محمد مهدی خالقی، سید سلیم غفوری، هاشم مسعودی و خیلی مردان نیک دیگر و خصوصا محسن اسلام زاده را دارم و فکر میکنم تفکر «زنده خوب و مرده بود وجود ندارد!» خطرناک است دست به قلم شدم تا از محسن بنویسم. کسی که بعد از شیوه خاص صدا زدن حاج سعید قاسمی، بجای اسلام زاده به «اسلوم» تغییر نام یافت!
جوانی پرکار که در عین داشتن ضعف های مختلف و کارهای متوسط در کارنامه خود اما با تلاش شبانه روزی و دلسوزی و صداقتی مثال زدنی، کارهایی قابل دفاع و زیبا نیز ساخته که به درستی در جشنواره حقیقت نیز برگزیده شده اند.
او دیشب، پس از گرفتن جایزه، خطاب به وزیر ارشاد گفت: «من با برخی از این مستند سازهای حاضر اختلاف فکری جدی دارم ولی شهادت می دهم که همه آنها جانانه در جنگ دوازده روزه کف میدان بودند و این شایسته نیست که حمایت نشوند. من پروژه زیاد دارم ولی اینها را دریابید»
دقیقا همین روحیه، یعنی ندیدن خودش و سلامت مالی در کنار گرفتن دست نیروهای جوان و داشتن روحیه تربیتی، او را متمایز کرده و از دل همین صافی و خلوص، برکات زیادی را ایجاد نموده است که بنظرم سرمایه نان حلال پدر و تربیت صحیح خانوادگی و البته تلاش خود اوست.
خدا را شکر که مثل اسلوم زیادند و من که او را می شناختم بعنوان مشت نمونه خروار نوشتم. الگوهای زنده ملموس، خصوصا برای نسل جوان، موثرترند از گذشتگان! این انسانهای طیب هستند که خبیث ها را متمایز می سازند. خدا زیادشان کند.
۱۹:۱۴
دیشب اولین دوره جایزه بین المللی امام خمینی برگزار شد. جایزه ای که عملا بناست در ده عرصه مختلف از اندیشه انقلاب اسلامی به متفکران و موثران آن عرصه، توجه کند و می تواند در صورت اجرای مناسب، اقدامی موثر در فراگیری فکر انقلاب باشد.
اما آسیبی که همه فضای اقدامات بین المللی ما را فراگرفته در اینجا نیز به خوبی خود را نشان داد: «محدود ماندن به مخاطبانی تکراری و کاملا همسو» در یک کلمه آسیب اصلی همه اقدامات رسانه ای و مجازی و حضوری ماست!
عمده کسانی که مورد تقدیر قرار گرفتند از کسانی بودند که هر سال بارها برای همایش های مختلف به ایران سفر می کنند و ارتباط تنگاتنگی با ما دارند! در حالی که جا داشت این جایزه به سراغ کسانی برود که گرچه ممکن است از نظر سیاسی مذهبی کاملا منطبق با جمهوری اسلامی نباشند ولی از نظر فکری، علاوه بر انطباق با اندیشه انقلاب، در حال توسعه آن فکر در میان مخاطبانی هستند که ما کمتر به آنها دسترسی داریم!
چقدر زیادند کسانی در جهان که فکر تمدنی را توسعه بخشیده اند، اسلام سیاسی را جا انداختند، نقش زن مسلمان را برجسته کردند و در مقابل ظلم امپریالیسم ایستاده اند... ولی الزاما ارتباط میدانی، مالی یا سیاسی با ما ندارند. اینها همه «خط امامی» های جهان اند.
محدود ماندن در مخاطبان کاملا همسو یا شیعیان انقلابی در اقدامات رسانه ای که مبلغ هنگفتی خرج آن می شود نیز مشهود است لذا در توزیع «نامه های رهبری به جوانان جهان» شاهد پدیده تلخ عدم وصول بودیم!
جا دارد که این آسیب توسط نخبگان و نهادها مورد توجه و بازخوانی قرار بگیرد و «توسعه مخاطب» خصوصا حالا که برای همه آزادگان جهان، صداقت ایران در مبارزه با امپریالیسم بیرحم آمریکایی و صهیونیستی واضح شده، به استراتژی اصلی بدل گردد. امیدوارم....
۲۰:۳۶
در این چند ماه میزان فحاشی علی کریمی و مسیح علی نژاد و چندین پیج لشکر سایبری پهلوی که از هم حمایت میکنند به مردم چندین برابر شده است! دایم تصاویر مردم عادی را میگذارند و به همه توهین و تحقیر میکنند! چرا؟
چون بنا بود طبق برنامه #صهیوپهلوی در زمان حمله آنها به مردم ایران، آنها برای نجات خودشان بنا به فرمان شاهنشاه به میدان بیایند.... ولی نیامدند! و چه جرمی بالاتر از این که در زمانه نیاز آنها، کسی به فراخوان آنها لبیک نمی گوید؟! ماهیت حقیقی مردم دوستی اینها همین جا معلوم شد!
ولی غصه اصلی اینجاست که وقتی چنین مردم باشعور و آگاهی داریم که میداند پشت چه کسی به خط بشود و چه جریانی را وطن پرست حقیقی بداند، چرا وضع مدیریت دولت محترم وفاق اینگونه است؟ کارشناسان و متخصصانی که رییس جمهور بنا بود آنها را بکار بگیرد تا وضع کشور را درست کنند، دقیقا کجا نشسته اند؟
چرا قوه قضاییه دل مردم را با چند برخورد درست و حسابی با مفسدان اقتصادی شاد نمی کند؟ چرا خبر اعدام پاپتی های امنیتی میآید ولی خبری از اعدام جاسوس های دانه درشت نیست؟ چرا پرونده حفاظت های مراکز مختلف کشور فعال نمیشود؟!
مردم در میانه جنگ ۱۲ روزه و حالا که بی مدیریتی بیداد میکند نشان دادند که در اوج شعور هستند ولی شایسته حکمرانانی با بهترین کیفیت میباشند! جامعه ای که مملو از جوان نخبه و کاربلد است را چرا باید هنوز هم پیرمردهای نهادهای خاص و سازمان های دولتی اداره کنند؟ فتنبه!
۶:۲۰
اینکه امارات با خرج پول هنگفت و بکارگیری نیروهای مزدور کشورهای دیگر در حال تحرک از سودان تا سومالی است، متاسفانه نشانگر وجود یک مدیریت هوشمند و البته خباثت بار در عرصه منطقه ای است!
نفوذ این کشور کوچک در جنوب یمن و اخیرا حمایت از شورای انتقالی برای محاصره بیشتر انصارا... و اشغال حضرموت هم که بر کسی پوشیده نیست! تحرک دیگران نقطه مزیت آنهاست و بی تحرکی ما نشانگر کوتاهی غیر قابل قبول!
وقتی ما نسبت به همسایگان وپرتعداد و ظرفیت های منطقه ای خودمان اینقدر کم توجه و بی تفاوت هستیم دیگر جا ندارد که بپرسم چرا نسبت به آفریقای مستعد و حاصلخیز کاری نمی کنیم و میدان مهم آنجا را به رقبا واگذار کرده ایم!
رژیم صهیونی قصد دارد با حمایت از سومالی لند، ضلع دیگر دریای سرخ را پوشش بدهد و جنگ را عملا با یمن نزدیک سازد و از این رو، دیگر لازم نباشد از راه دور، درگیر شود و نیابتی هایی را برای خود بتراشد که جلوی دخالت های موثر یمن را بگیرند!
نخبگان و اندیشکده های ما برای اینکه این دشمنی های علنی امارات و همراهی های آشکار او با رژیم صهیونی را بی پاسخ نگذارند چند راهکار ارایه نموده اند؟ تا کی بناست از هوش مصنوعی یا طبیعی، صرفا برای نوشتن تحلیل های کلی و اعلام خطر استفاده کنیم؟
ای کسانی که دغدغه منطقه و خلیج فارس را دارید، آیا نمی بینید که دشمن شما در حال تحرک در همه عرصه هاست؟ آیا نمیشود با چند اقدام فرآیندی اقتصادی، اقلا درآمدهای امارات را مخدوش کرد؟ مگر همه اقدامات باید امنیتی باشد که کسی ایده اقتصادی ندارد؟وقتی نفرت جهانی از امارات رو به رشد است چرا برای تحریم او نتوان اقدام نمود؟
۱۸:۴۲
سال ۸۸ دقیقا شب مناظره میرحسین احمدی نژاد توی میدان ولیعصر تهران که بشدت غوغای سیاسی انتخابات آنرا فراگرفته بود با دو نوجوان که از شمال شهر آمده بودند و معترض بودند هم صحبت شدم. پرسیدم علت چیست؟ گفتند بخاطر فقرا! گفتم واقعا؟؟ خندیدند و گفتند: آزادی می خواهیم! با خنده گفتم: واقعا کاری هست شما بخواهید بکنید و نتوانید؟! به هم نگاه کردند و گفتند نه! از صداقت شان خوشم آمد!
همان شب بلیط قطار به مشهد داشتم و رفتم و مناظره را زنده ندیدم. جوانی هم کوپه من بود از اهالی ونک به بالا! انواع و اقسام تجارب ش درباره انواع مواد مخدر را برای ما تعریف کرد که چند میلیون هزینه آن عشق و حال های لاکچری بود و ثمره اش به قول خودش چند ساعتی رفتن به هپروت!
حالا که در اوج لمس توان کارشناسی و مدیریتی رییس جمهور متخصص قلب و دکتر ظریف، طراح راهبردی و جریان تکنوکرات همراه شان هستیم، دلم به حال آن بدنه مظلوم و واقعا باشعور و بی صدایی می سوزد که زبانی برای اعتراض هم ندارد ولی متانت ش از آن شمال شهری های بی درد بیشتر است لذا دست به اغتشاش نمی زند و اتفاقا یک عده شکمسیر دلارباز، میدان داری می کنند!
یادش بخیر! قبلا جوانان عدالت خواه صدای مردم بودند و حالا سبک زندگی بچه سردار و آقازاده ها، توی دل بسیجی ها را هم خالی کرده است و نفس شان را قطع! محافظه کاری و «سکوت» هم تنها توصیه پدران آن پسران است به بدنه دانشجویی انقلابی!! صبر مردم هم حدی دارد و پاسخ سرریز شدن آنرا باید کسانی بدهند که جریان انقلابی و دانشجویی را خفه کردند و عدالتخواهی و مطالبه گری را تمسخر و تخطئه نمودند!
۲۱:۲۶
اگر مدعی هستیم حکومت نوکر مردم است و مسوولیت یک وظیفه مضاعف است نه فرصتی برای تامین منافع شخصی، نباید بگوییم باید طوری با معترضان برخورد کنیم که دیگر کسی جرات نکند به میدان بیاید! این ادبیات در مقابل دشمن است نه مردم خودمان! این ادبیات به مسأله دامن می زند و آنرا حل نمی کند.
ما شعور این مردم را بارها در سالهای اخیر دیده ایم: از جنبش مهسا که خود مردم وقتی دیدند به دست لمپن های بیسواد افتاده از آن فاصله گرفتند تا جنگ مقابل رژیم که همه یک دل و یک صدا شدند و کنار هم ایستادند. صبوری و شعور یا سکوت مردم را نشانه ای بر معترض نبودن ندانیم!
حالا چرا کسی پاسخگو نیست که چطور قیمت دلار به یکباره اینقدر رشد میکند؟ چرا مسوولان از مردم عذرخواهی نمیکنند؟! چرا با متخلفان و مفسدان، قاطعانه تر چنانچه با فرزندان معاون خود قوه قضاییه برخورد شد، عمل نمی شود؟!به خدا که مراعات رعیت و حال اکثریت و عذرخواهی از آنها، شما را بالا میبرد و اعتماد به صداقت شما را فزونی میبخشد.
مخالف برخورد قاطع با آنکه اموال عمومی را به آتش می کشد یا سرباز و پلیس را به قتل میرساند نیستم و روی سخن من با مدیران کشور خصوصا در حوزه اقتصادی است. آنها که ناتوانی شان وضعیت برخی مایحتاج کشور را دچار اختلال کرده است. فتامل و تنبه!
۲۱:۲۲
تجربه مواجهه های گذشته مثل حمله به عین الاسد و العدید نشان داد که بازدارنده نیستند لذا باید حمله به همه منافع آمریکا در جهان، آزاد اعلام بشود تا هر کس می تواند اقدام به عملیات علیه آنها کند. صدها شرکت آمریکایی در کشورهای مختلف جهان شعبه دارند که میتوانند مورد هدف باشند. تا ما نتوانیم آنها را به معنای واقعی پشیمان کنیم، حملات آنها می تواند تکرار شود. لزومی به پذیرش مسوولیت این حملات هم نیست چرا که یاران انقلابی ایران که آماده این اقدامات هستند کم نیستند.
در شرایط کنونی ثابت شده که چیزی بنام قانون بین المللی وجود ندارد. پروژه این روزهای دشمن از ابتدا امنیتی بود که در میدان با هوشمندی مردم تقریبا جمع شد ولی جنبه تبلیغاتی و ایجاد محدودیت های بین المللی همچنان ادامه خواهد داشت. سخن گفتن از لزوم مراعات قوانین به صورت یکطرفه در مقابل کشوری که ملتزم به هیچ قانونی نیست فقط آسیب خوردن بدون پاسخ است! کشورهای دیگر هم باید بدانند که همراهی با آمریکا برای آنها هزینه خواهد داشت.
جریان امنیتی کشور نباید با رویکرد دستگاه دیپلماسی عمل کند. باید درک کنیم که وارد شرایط جدیدی شده ایم و هیچ کشوری هم انگیزه مواجهه با آمریکا در کنار ما را ندارد لذا تصمیم درست در شرایط کنونی یک امر ضروری برای منافع کشور است. ما باید نداشتن خط قرمز در صورت حمله به کشور را ثابت کنیم و حمله به پایگاه های خالی آمریکا در منطقه فایده آنچنانی ندارد.
۱۹:۰۱
وجه تمایز اعتراضات امسال با گذشته در بکارگیری بسیار گسترده و خطرناک، اراذل و اوباش کشور با دلارهای پهلوی بود والا به دلیل ماهیت اقتصادی مشکلات کنونی، این قابلیت وجود داشت که طولانی تر و حتی فراگیرتر از اعتراضاتی که به نام زن، زندگی، آزادی انجام شده بود باشد.
این یعنی پهلوی، روی عنصر کمک خارجی و حمایت آمریکا و اسرائیل هستی حساب کرده بود لذا تلاش کرد شب جمعه گذشته را به شب زمین گیر کردن کشور تبدیل سازد و سپس با حملات خارجی، بدنه مردم را هم به میدان بیاورد ولی خب بار دیگر، مردم نشناسی او کار دستش داد!
اینکه یک جنبش اعتراضی فقط یک شب تداوم داشته باشد و روز جمعه، کاهش هشتاد نود درصدی پیدا کند و از شنبه دیگر خبری از آن نباشد، به دلیل همین نشناختن ماهیت مردم ایران است. مردمی که گرچه معترض اند ولی خیلی خوب فرق گوجه و کباب را می فهمند.
۱۹:۰۲
ایران امروز در واقع دارد همان کاری را می کند که پیامبر اکرم ص با شوراندن بردگان مادون در مقابل اشراف نژادپرست کرد! از نظر غربی ها که روزگاری میخواستند به ایران پهلوی لطف کنند تا دروازه تمدن باشد و به تعبیر آنها از توحش بیرون بیاید، ما بردگان، بیش از آنچه باید، پررو شده ایم و به جاهایی صعود کرده ایم که نباید!
جرم بالاتر ما البته تشویق و الهام بخشی دیگران برای «مقاومت» است! از منظر آنها ما داریم همه بردگان جهان را به ایستادگی دعوت می کنیم و این «باور خطرناک» را با الگوی عملی خود ترویج میکنیم! اینکه بردگان جهان فهمیده اند آنها هم میتوانند از بردگی رها شوند و حتی آنقدر وقیح شده اند که همچون پابرهنگان یمنی و فلسطینی و لبنانی جلوی آنها قد علم میکنند بالاترین خطر است. ویروسی که میتواند تا بیخ گوش آنها یعنی ونزویلا هم نفوذ نماید.
از همین روست که باید همه توان غرب به میدان بیاید تا جلوی تکمیل و تکثیر این الگو را بگیرد و البته دیگر دیر است چرا که برده ها بیدار شده و طعم شیرین آزادگی را چشیده اند و هر آنچه در این راه کشته شوند، این فکر دیگر خاموش نمیشود. با انقلاب بعثت، دوران جدید انسان شروع شد و برده داری دیگر جایی ندارد. ارباب ها مجبورند انسان جدید را به رسمیت بشناسند و با او تعامل کنند. گزینه دیگری در کار نیست.
۱۹:۰۲
آنچه این روزها جالب توجه بود و لازم است بازخوانی بشود آرامش مناطقی چون بلوچستان، کردستان و آذربایجان بود که گرچه در نارضایتی از وضع اقتصادی با بقیه ایران مشترک هستند و حتی بعضاً از نظر توسعه عقب ترند ولی با وجود فراخوان گروهک ها اما تقریبا هیچ اقدامی در آنجا رخ نداد!
ماجرا چه بود؟ چرا چنین شد؟اولا، نفرت از پهلوی، امری واضح است و آنان که تلاش کردند تا تنها رهبر اپوزیسیون کشور را این فرد دارای کارنامه سیاه سرکوب کنند حالا به اشتباه خود بیشتر پی میبرند.
ثانیا، مردم این مناطق نگران ناامنی هستند چرا که بیش از بقیه در حوزه اقتصادی ضرر میکنند و خصوصا اقدامات مثبتی که در دو دهه اخیر برای سرمایه گزاری در این مناطق شروع شده است آسیب خواهد دید لذا تا بوی ناامنی و دخالت خارجی مطرح شد، پا پس کشیدند و حتی برای اعتراض بیرون نیامدند.
ثالثا اقوام ایرانی با جان و دل خود را زاده این خاک می دانند و تمایل به تجزیه در آنان نیست خصوصا که زیست اقوام مشابه آنان در آنطرف مرزها بمراتب بدتر از آنها در داخل ایران است. این نکته برخلاف ادعای برخی باصطلاح تحلیلگرانی است که هر شعار با زبان غیر فارسی یا پرچم یک گروهک را مساوی تجزیه طلبی همه آن قوم بیان می کنند!
بیاییم یک بار برای همیشه از توهین زشت «اتهام تجزیه طلبی به اقوام ایرانی» دست بکشیم و این سخن ناروا که نوعا توسط حامیان و نظریه پردازان مکتب موهوم ناسیونالیزم ایرانی شکل گرفته را رها کنیم!
گرچه ممکن است ایجاد احساس خطر تجزیه، کارکرد رسانه ای داشته باشد ولی اتهامی ناجوانمردانه است! تجربه تلخ اوایل انقلاب در غرب کشور، چیزی نیست که براحتی تکرار شود لذا پخش فیلم های مرتبط با آن دوران در بحران های اینچنینی کار درستی نیست!
ساکنان ایران زمین، همگی گرچه به حق، نسبت به وضع اقتصادی معترض اند ولی بیشترین تعلق به هویت ملی خود را در کل منطقه دارا هستند. نافی وجود تلاش های تجزیه طلبانه نیستم ولی اغلب اقوام از این رویکرد فاصله دارند. دست از القاءات ناروا برداریم!
۱۹:۰۲
با یکی از کارشناسان متخصص فلسطین جلسه ای داشتیم. نکاتی درباره طوفان الاقصی گفتند که بر اساس قاعده اساسی «فهم مال همه است» تصمیم گرفتم آن نکات را به اشتراک عمومی بگذارم. ایشان گفتند رژیم صهیونی پس از طوفان الاقصی مخالف چهار اصل همیشگی و مسلم خود عمل کرد که برای او دستاوردها و البته تبعاتی راهبردی داشت. او همواره به این چهار قاعده پایبند بود:
۱. حاضر بود برای اسیر زنده یا مرده خودش وارد تبادل جدی بشود تا به یهودی ها بگوید تک تک شما برای من مهم هستید!۲. وارد درگیری که می دانست در آن تلفات جدی می دهد نمی شد تا آمار کشته هایش بالا نرود. ۳. وارد جنگ طولانی و فرسایشی خصوصا وقتی خودش آغازگر آن نبود نمی شد چرا که آسیب پذیر است. ۴. نمی خواست چهره لیبرال و خوشگلی که از خودش نزد حامی اصلی یعنی غرب و آمریکا ساخته بود مخدوش شود!
بر این اساس، اگر وی به این اصول پایبند میماند، عملیات طوفان با دستاوردهای باورنکردنی تاکتیکی برای طرف فلسطینی نیز روبرو می شد ولی حالا او با نقض اینها گرچه از حیث تاکتیکی ضرباتی زد ولی در سطح راهبردی خسارت دید و هم تصویر شکننده ای در داخل رژیم ایجاد کرد و هم نزد جهان و خصوصا غرب، حقیقت متوحش خود را آشکار نمود.
شیشه عمر وی در غرب است که حالا ترک خورده و قطعا تلاش خواهد کرد آنرا رفو کند. حالا که سوالات مهمی در ذهن مردم جهان و خود غرب ایجاد شده است نباید آنها را رها کرد. باور اینکه الگوی تمدنی آنها در منطقه غرب آسیا چنین توحشی دارد برای شان سخت بود که باید آنرا تثبیت نمود. اینکه آمریکا تمام قد از این کشتار حمایت کرد هم نباید هرگز فراموش شود.
۱۹:۰۶
این روزها که با سختی به اینترنت بین الملل دسترسی پیدا شده است، پیام های دوستانم از کشورهای مختلف را دریافت می کنم که می پرسند: «آیا ایران آرام شده است؟!» و من که از این سوال متاسفم ولی متعجب نیستم چرا که میدانم وضع رسانه خارجی ما چیست، پاسخ می دهم «بخدا درگیری ها در ایران فقط یکی دو شب بود و حالا دو هفته است که هیچ خبری نیست!»
این یعنی رسانه های جهانی بنا ندارند «واقعیت ایران» را روایت کنند و حالا هم در خط جدیدی که اسراییلی ها آنرا گشودند، همه برده های ایرانی غرب، به یکباره عدد ساختگی ۱۲ هزار کشته را به ۴۳ هزار و حتی بیشتر ارتقا دادند! اعلام بیش از دو هزار مردم بیگناهی که مظلومانه توسط وحوش نامرد کشته شدند، بعنوان «شهید» نشان داد که کشور بنا ندارد و اصلا نمی تواند واقعیت را بپوشاند.
اما چرا آنها بنا ندارند واقعیت ایران را بیان کنند؟ به همان دلیل که اینترنت بین الملل هم هنوز مختل هست! «احتمال حمله به ایران!»
واقعیت آن است که از نظر غربی ها، مردم ایران بیش از حد سرسختی میکنند! تا زمانی که بتوان از طریق فکری و رسانه ای، مردمی را تسلیم کرد چرا باید هزینه های کلان جنگ و حمله را متحمل شد؟!اگر بتوان در داخل آن کشور، منافقان و بردگان و شورشیان را به خط کرد چه نیازی به حمله بیرونی!!؟کاسبان این جنگ ها منتظر دلارهای خود هستند و حضور مردم، پروژه آنان را خراب کرده است لذا بیان واقعیت ایران ممنوع است!
مردم ایران نشان داده اند که سر در مقابل هر سگ وحشی خم نمیکنند و نتیجه جنگ با چنین مردمی حتما شکست است چرا که یکبار نشان داده اند حاضرند ۲۵۰ هزار شهید تقدیم کنند و حالا هم این آمادگی هست. زوزه گرگ های ترسو را نعره شیر شجاع پاره خواهد کرد.
۱۹:۱۲
من هم از مخالفان فیلترینگ در لایه غیرامنیتی آن بوده و هستم ولی اینکه برخی چهره های سیاسی و رسانه ای اینقدر ماجرا را صفر و یکی می بینند و حتی مورد هجمه و تمسخر قرار می دهند عجیب است چرا که ماجرای شبکه های اجتماعی که بنا بود واقعا ماهیت اجتماعی داشته باشند و عملا به ابزار امنیتی بدل شده اند دیگر نقطه ابهامی ندارد و مساله اصلا دیگر نمایش فلان تصویر مستهجن یا فیلم ممنوعه نیست!
به این نمونه توجه کنید! این روزها ماجرای گوشی نتانیاهو خیلی سر و صدا کرده است. تصویری از او در حال صحبت کردن با تلفن همراهش منتشر شده که نشان می دهد او روی همه دوربین های گوشی خود را با برچسب هایی پوشانده است و در گزارشات رسانه های جهانی به درستی نوشته اند که با وجود همکاری گسترده میان دستگاه امنیتی رژیم صهیونیستی با زیرساخت های رسانه ای جهانی، عدم اعتماد او به این گوشی های هوشمند جای پرسش دارد!
نکته جالب توجه دیگر درباره رژیم صهیونیستی آن است که آنان بیش از 50 درصد تجارت خارجی شان که عددی حدود 80 میلیارد دلار می شود را به فروش اطلاعات و اپلیکیشن و های تک اختصاص داده اند و این یعنی در زمینه فناوری های اطلاعاتی و دیتا، پیشرفته هستند و درآمد خوبی هم از این طریق کسب می کنند.
اینها را بگذارید کنار جمله ای که خود نتانیاهو گفت: شما حتما توی جیب تان موبایل دارید و دارید از خدمات نرم افزاری ما استفاده می کنید! آیا می شود همه اینها را نادیده گرفت؟ آیا استفاده از شبکه های اجتماعی در مسائل امنیتی کشورها، دزدی اطلاعات، ساماندهی مزدوران، تحریک احساسات و... امری قابل انکار است؟!
۱۶:۱۳
چرا رسانه های راست افراطی و لابی های ضد ایران تلاش کردند از همان ابتدا، عدد کشته های یک شب درگیری در ایران را زیاد نشان دهند؟ چرا هنوز به جمعه نرسیده عدد ۱۲۰۰۰ را آفریدند و حالا بیش از ۴۵۰۰۰ نفر را کشته اند که در این صورت یعنی از هر دو هزار نفر ایرانی باید یک نفر کشته شده باشد! این یعنی همه ما باید شخصا -نه از طریق رسانه- بتوانیم یکی دو نفر کشته را نام ببریم!
گرچه هدف غایی سرنگونی ایران با دخالت دادن مستقیم آمریکا بوده است ولی اهداف اصلی چنین عددسازی های خیالی دو مسأله بود که از دومی کمتر سخن رفته است!
۱) ایجاد مشروعیت و بهانه حمله به ایران توسط آمریکا که با بزرگنمایی کشتار راحت تر اتفاق می افتاد و متاسفانه چون جریان رسمی رسانه در جهان همراه سیاست آنهاست چنین تصویری در حال شکل گیری است!
۲) تغییر انگشت سرزنش جهانی از رژیم کودک کش صهیونیست به سمت ایران که ماده خام آن بزرگنمایی کشتار و تصاویر درگیری های خیابانی است! این همان مبلغ یک میلیارد دلاری است که رژیم برای تغییر تصویر خود تصویب کرده بود و حالا کف خیابان های ایران به دست اوباش آدم کش رسیده بود.
اینجاست که باید نسبت به کم کاری در شناسایی تیم های مسلح گسترده ای که همزمان ۱۴۰۰ نقطه کشور را به صورت مسلحانه به آتش کشیدند سوال شود چرا که به زودی معلوم شد منشأ خارجی طراحی شده ای پشت آن بود و آمادگی های میدانی آنان کامل!
۷:۰۳
جلوگیری از زورگویی جز با نشان دادن جدیت در پاسخ، ممکن نیست. چیزی که رژیم صهیونی را هم در جنگ دوازده روزه وادار به طرح آتش بس کرد همان موشک هایی بود که روزهای آخر نوش جان کرد و حجم تخریب آنرا دید و اینکه دیگر خودش جرات رویارویی مستقیم ندارد و آمریکا را به میدان آورده نیز ثمره چشیدن همان ضرب موشک های ماست.
حالا هم ما نمی توانیم پاسخ به آمریکا را به کشتی هواپیمابر او محدود کنیم! تمام کسانی که در جمع آوری اطلاعات، پدافند هوایی، اختلال الکترونیکی، سوخت رسانی و... به آمریکا کمک کنند در واقع شریک جرم او هستند که در راس آنها رژیم صهیونی و برخی کشورهای منطقه ای هستند که پایگاههای آنها، محل چنین اقداماتی است.
در آن صورت است که در زمان رویارویی ما، دیگر چیزی تحت عنوان حرکت کشتی ها در تنگه هرمز و منطقه پیرامون ما معنا نخواهد داشت و همه نقاطی که به نحوی با آمریکا در تعامل و همکاری هستند مورد اصابت خواهند بود. طبعا این اقدامات توسط خود ما یا نیروهای حامی ما براحتی قابل انجام هستند.
آنجاست که ایران ثابت می کند اگر بناست امنیت و اقتصاد او مورد آسیب قرار بگیرد، برای منافع آمریکا در منطقه نیز امنیت و منفعت وجود نخواهد داشت.
۱۹:۰۳
یکی از موضوعات مهمی که این روزها دغدغه همه است، مسایل اقتصادی داخلی ماست که برخی عمدا آنرا به رویکرد فکری انقلابی اسلامی در جهان مرتبط می کنند. حاق سخن آنان را که بشکافیم می بینم که «جهان یعنی غرب» پایه است و به همین دلیل کل زندگی ما را در این دو دهه به تعامل با غرب گره زدند حال آنکه مزیت ما در نقاط دیگر بوده است.
فارغ از کم کاری جدی که بخاطر همین جریان آمریکایی داخل کشور در تعامل با روسیه و خصوصا چین کردیم، لزوم درک مزیت ها و کم کاری های ما بمثابه محوریت جریان مقاومت منطقه ای است. کشورهای منطقه و خصوصا همسایگان ما عمدتا نیازمند تولیدات ما هستند که این یعنی توسعه صادرات غیر نفتی و حتی انرژی که نیم نگاهی به تعامل ضعیف با پاکستان و دهها کشور دیگر نشان می دهد همان رویکرد غربگرایی حاکم بوده است.
بعلاوه جذب گردشگر و توسعه تعاملات دانشجویی و پزشکی با میلیونها انسانی که عاشق مقاومت و فلسطین هستند شدنی بود. این نیز اساسا در ذهن مدیران غربزده کشور نبوده و در انتظار چهار گردشگر پیر اروپایی لحظه شماری می کردند! نه آنها که دنبال محیط سالم تفریحی و بعبارتی گردشگری حلال هستند. مگر نه آنکه پنج میلیون گردشگر سالانه خارجی با آورده چند صد میلیون دلاری را عراقی ها و زوار عرب منطقه شکل داده اند؟!
از عاشقان تمدن ایران زمین و زبان فارسی که کل منطقه و خصوصا تمام شبه قاره را شکل داده اند بگذرم. از صدها تاجری که میان آنها، تمایل به همکاری با ما برای صادرات به قاره آفریقا و... داشت نیز گذشتم!تا نگاه فرصت محور به شرق و جریان مقاومت ایجاد نشود، وضع ما بهبود نخواهد یافت و اهرم فشار اقتصادی غرب، خنثی نخواهد شد. ما در واقع تحریم ذهن کنشگران اقتصادی غرب زده یا زیرک داخلی هستیم نه قدرت های خارجی! فتامل!
۲۰:۴۷
این هفته ها و روزهای تلخ، با برخی سخنان عجیب و ادعاهای بی دلیل برخی سیاسیون که مدعی شدند این اتفاقات توسط برخی عناصر داخل حاکمیت رخ داده تلخ تر شد یا ادعای افراد علاقمند به حاشیه ای مثل مولوی عبدالحمید که تلویحا همین حرف را تکرار کردند با این بیان که کدام جریان گروهکی یا داعشی توان انجام عملیات قتل مردم در دهها شهر را دارد؟!
این سخنان در حالی گفته می شود که فقط در یک فقره، سایت رسمی سازمان منافقین موسوم به مجاهدین خلق، از کشته شدن بیش از صد تن از اعضای خود در عملیات دی ماه خبر داد و حتی اسامی آنها را منتشر ساخت! خب شما بگویید یعنی چند نفر در این درگیری ها مشارکت داشته که فقط این تعداد کشته داده اند؟
یا در تصریحاتی عجیب، آمریکایی ها و رسانه های رژیم صهیونی از حضور نیروهای آموزش دیده خودشان در میدان درگیری ها خبر دادند. این که دیگر سخن حاکمیت ایران نبوده و نیست! گرچه ممکن است این سخنان از ترس حمله آمریکا و به امید آینده متفاوت گفته بشود ولی حتما از مصادیق سخن بدون دلیل است که متاسفانه بیان آن در تریبون داران عادی شده است!
آقایان!شاید از خدا نترسید یا بغض و نیت سیاسی شما را به هر موضعی کشانده باشد ولی شبکه هایی که به خوشآمد آنها سخن می گویید و کلام شما را ضریب می دهند دلسوز این مردم نیستند! دیدید که براحتی اول ۱۲ هزار و بعد ۴۰ هزار کشته را ادعا کردند و پس از اقدام به موقع دولت در انتشار لیست ۳۱۰۰ نفری نتوانستند ذره ای از ادعای دروغ خود را ثابت کنند! مردم ایران سرزنده و فهیم هستند. با سخنان بی پایه فقط اعتبار خود شما کمتر خواهد شد.
۲۰:۲۳