#خاطرات_شهدای_لامرد #شهید_عبدالزهرا_صفایی (خاطره ۱)■ ۲۰ ساله و مجرد■ محل عروج شهر آبادان راوی: عموی شهید، حاج اسدالله صفایی (پدر شهیدان حمزه و عباس صفایی) "خلوص نیت" برادر زادهام که همراه با پسرم از آبادان به منزل من آمده بودند، از حال و هوای آبادان پرسیدم، عبدالزهرا جواب داد: عمو روزی نیست که ما شهید نداشته باشیم؛ هر روز بمباران و گاه گاهی موشک و شیمیایی.گفتم عمو جان بیا دست پسر من را هم بگیر و برگردید همین جا پیش خودم (لامرد) که آنجا خطرناک است؛برگشت و با تبسمی جواب داد که عمو جان اگر ما از ترس برگردیم لامرد پس چرا این همه لامردی و مردم دلیر ایران بدون هیچ چشم داشتی به جبهه میآیند؟ضمناً ما که در خط مقدم نیستیم که سینه سپر کنیم، لااقل به مجروحان برسیم تا خدا به ما غضب نکند، خدا را خوش نیاید منی که جوان و توانا هستم زیر بار مسئولیت نروم و هموطنان و رزمندهها را رها کنم؛هرچه خدا بخواهد همان میشود... نحوه شهادت: در غروب روز ۱۵ مهر سال ۵۹ در حالیکه جهت پشتیبانی و امداد رزمندگان خط مقدم به اتفاق چند تن از دوستان و نيز پدر بزرگوارشان در مسجد صاحب الزمان آبادان حضور یافتند مسجد مورد اصابت خمپاره های بعثیون متجاوز قرار گرفتند و در کنار پسر عمویش حمزه صفایی به شهادت رسید جهت آشنایی بیشتر با این شهید والامقام از اینجا وارد صفحه شهید در پایگاه جامع شهدا شوید. در صورتی که از شهدا خاطره ای دارید لطفا پس از جستجوی نام شهید آن را در صفحه اختصاصی شهید در Shohada.info درج نمایید. لامرد مدیا را دنبال کنیدعضویت: بله | ایتا | روبیکا@LamerdMedia