اگر می توانستم ...
می توانستم های زیاد در گلویم سنگینی می کند و حتی بعضی از آنها صدای فریادشان از چشم هایم قابل شنیدن است .اگر می توانستم احساساتم را بدونه نگرانی از اینکه به روح فرد مقابلم آسیبی بزنم بیان می کردم .اگر می توانستم در دنیا فریاد دوستت دارم را برایش می زدم بدونه واهمه از قضاوت اطرافیانم. اگر می توانستم مرگ را زودتر از موعود در آغوش می گرفتم چرا که روحم از بند این دنیا رهایی یابد .اگر می توانستم او را به سینه ام می فشردم بوسه ای بر موهایش می زدم و می گفتم مرا به خاطر تمامی رفتار های بدم که برای آنها توضیحی در بالین ندارم ببخشد .اگر می توانستم هم قدم با جنگجو های وطن ام که با این دنیا وداع گفته اند می جنگیدم تا حداقل کنار آنها جان دهم و دیگر حس شرمساری نداشته باشم .کاش می توانستم تمام روح های درمانده ، زخمی و نیکو کار و حتی خبیث را بغل کنم و روح های خسته و آزرده شان را نوازش کنم تا دیگر آنها را اندوهگین نبینم .
🩹
می توانستم های زیاد در گلویم سنگینی می کند و حتی بعضی از آنها صدای فریادشان از چشم هایم قابل شنیدن است .اگر می توانستم احساساتم را بدونه نگرانی از اینکه به روح فرد مقابلم آسیبی بزنم بیان می کردم .اگر می توانستم در دنیا فریاد دوستت دارم را برایش می زدم بدونه واهمه از قضاوت اطرافیانم. اگر می توانستم مرگ را زودتر از موعود در آغوش می گرفتم چرا که روحم از بند این دنیا رهایی یابد .اگر می توانستم او را به سینه ام می فشردم بوسه ای بر موهایش می زدم و می گفتم مرا به خاطر تمامی رفتار های بدم که برای آنها توضیحی در بالین ندارم ببخشد .اگر می توانستم هم قدم با جنگجو های وطن ام که با این دنیا وداع گفته اند می جنگیدم تا حداقل کنار آنها جان دهم و دیگر حس شرمساری نداشته باشم .کاش می توانستم تمام روح های درمانده ، زخمی و نیکو کار و حتی خبیث را بغل کنم و روح های خسته و آزرده شان را نوازش کنم تا دیگر آنها را اندوهگین نبینم .
۱۶
۱۲:۳۹