بله | کانال نظم حقوقی پسا آمریکایی- محمد عبدالصالح شاهنوش فروشانی
عکس پروفایل نظم حقوقی پسا آمریکایی- محمد عبدالصالح شاهنوش فروشانین

نظم حقوقی پسا آمریکایی- محمد عبدالصالح شاهنوش فروشانی

۳۰۶ عضو
باور به سکولاریسم (که البته اصطلاحی یا یک معنای شسته رفته هم نیست و معانی گفته شده برای آن یک طیف رنگارنگ را تشکیل می دهند) یکی از مهمترین ارکان مدرنیته به طور کلی و مدرنیته ایرانی است. این باور در همه شئون زندگی بشری نقش بازی کرده: ماهیت علم، سبک زندگی روزمره، شکل و نوع حکومت، قانون و قانونگذاری، رسانه هم از حیث ساختار و هم از حیث محتوا، حتی صنعت و نوع تعامل انسان با طبیعت همه تحت تاثیر این باور شده اند. این تلقی که سکولاریسم نوعی گریز از دین است یا حتی نفی آن تصویری است که قابل افراد از این مفهوم خصوصا در ایران دارند. این تلقی از سکولاریسم صحیح نیست. هم چارلز تیلور در کتاب مفصلش با عنوان "عصر سکولار" و هم دیگران در رابطه با اینکه سکولاریسم لزوما نفی خدا و دین نیست و حتی لزوما نفی قوانین مقتبس از دین و شریعت نیست بخوبی توضیح داده اند و پیشنهاد می کنم حتما مخاطبین گرامی این پژوهش ها را ملاحظه بفرمایند. اما آنچه امروز می خواستم درباره آن بنویسم مدل آمریکایی سکولاریسم است. مدلی که ترامپ در این دو سال اخیر به نمایش گذاشت: سکولاریسم به شدت مسیحی که از همه ظرفیت های دینی برای توجیه (به معنای جهت دهی کردن) و توضیح رفتار خود سیاسی-نظامی-اجتماعی دولت آمریکا استفاده می کند. در کنار آمریکا این اسرائیل است که حکومت سکولار یهودی را به نمایش گذاشت: حکومتی که برای همه آرمانهای آخرالزمانی قوم یهود می جنگد؛ به معنای واقعی کلمه می جنگد: می کشد، تخریب می کند، می سوزاند، نابود می کند، و ذره ای هم رحم ندارد و حتی قطره اشکی نمی افشاند. این نهایت سکولاریسم در دنیای معاصر است. سکولاریسم مانند کمونیسم دیگر مرده است. باید نظریه پردازان این حوزه به دنبال مدل جدیدی باشند برای تبیین و توضیح سیاست و حقوق. این توضیح حتما باید متوجه مدل جمهوری اسلامی ایران باشد: مدلی که وقتی خیلی ها می اندیشدند که به پایان خود رسیده، مجدد متولد شد آن هم زمانی که همه ابزارهای سیاسی، فرهنگی و حتی نظامی برای نابودی اش بکار گرفته شده بود. حالا باید دوباره بر سر میز مذاکره بنشینند و با مدلی که مدعی پایانش بودند بر سر امتیازات جدیدی سخن بگویند که به ظاهر پیش از این در اختیارشان بود. بله به دوران حکومت های دینی خوش آمدید؛ حالا باید از مدل جمهوری اسلامی ایران به عنوان مدلی برای الگو برداری سخن گفت. بر همین اساس ما نیز باید در همه شئون مدل خود را ارائه کنیم. الگوبرداری از مدل های غربی دیگر ممنوع است. خداوند ما را در این را کمک فرماید. آمین@legalsystem

۸:۱۰

باسمه تعالیفرار از تصمیم سازی سرمایه به سوی تصمیم سازی استعداد، مهارت و دانش انسانی در اقتصاد ایرانیکی از روش های به کارگیری سرمایه برای تولید کالا یا ارائه خدمات در نظام های حقوقی مدرن، تاسیس شرکت های سهامی است. در این مدل شرکت ها افراد بر اساس سرمایه ای که دارند در اداره شرکت (تصمیم گیری و مدیریت اجرایی آن) نقش بازی می کنند. هر کس سرمایه بیشتری دارد، رأی بیشتری دارد؛ و بنابراین در تصمیم گیری درباره امور شرکت نقش پر رنگتری بازی می کند به طوری که اگر کسی مالک بیش از %50 سرمایه شرکت باشد، تنها تصمیم گیر درباره امور شرکت خواهد بود. این مدل از مدیریت برای تولید و ارائه خدمات حاکمیت سرمایه بر افراد انسانی است. بر این اساس این انسان نیست که آزاداست تصمیم بگیرد چطور کار کند بلکه این سرمایه است که تصمیم می گیرد. در این مدل افرادی که سرمایة های کوچکی دارند، و با پذیره نویسی یا خرید سهام کوچکی از یک شرکت، در خدمات سرمایه دار بزرگ قرار می گیرند و صرفاً عاملی برای بزرگتر شدن سرمایة سرمایه دار هستند بدون اینکه بتوانند عاملیت خود در تولید کالا یا خدمات را حفظ کنند. اما در مدل مضاربه که البته مختص به تجارت با سرمایه است و مزارعه و مساقات، تصمیم گیری در قالب قرارداد انجام می شود. قرارداد توافقی است میان دو نفر که بنابر فرض هر دو در موقعیت مساوی قراردارند و مجبور به ورود به آن نیستند و در خصوص مضاربه عقد از هر دو طرف جایز است و در مزارعه و مساقات لازم. در مدل قرارداد عاملیت طرفین برابر است و بر اساس توانایی های آنها و استعداد های آنها و داشته های مادی و معنوی آنها محقق می شود. البته قانونگذار ایرانی در قانون اجراي سياست هاي كلي اصل چهل و چهارم ( 44 ) قانون اساسي تلاش کرده است تا مدل جدیدی از شرکت های سرمایه را تاسیس کند که در عین حفظ نقش سرمایه در ساختار شرکت سهامی، نقش سرمایه را در تصمیم سازی و تصمیم محدود کند و سرمایه داران با سرمایه های کوچک را حمایت کند. در بند 9 و 10 ماده 1 این قانون دو مدل جدید شرکت سرمایه به شکل زیر تعریف شده اند: 9 - شركت تعاوني سهامي عام : نوعي شركت سهامي عام است كه با رعايت قانون تجارت و محدوديت هاي مذكور در اين قانون تشكيل شده باشد . 10 - شركت تعاوني فراگير ملي : نوعي تعاوني متعارف يا سهامي عام است كه براي فقرزدايي از سه دهك پائين درآمدي تشكيل مي شود . عضويت ساير افراد در اين تعاوني آزاد است ولي در بدو تشكيل حداقل هفتاد درصد ( 70% ) اعضاء آن بايد از سه دهك پائين درآمدي باشند .با صرف نظر از اینکه این دو مدل تا چه اندازه در ایران محقق شده اند، به نظر می رسد همچنان نقش سرمایه دار کلان در تصمیم سازی و تصمیم گیری پر رنگ است. به هر صورت طراحی مدل هایی از همکاری افراد با هم در تولید کالا و خدمات که صرفاً مبتنی بر سرمایه نباشد بلکه استعدادها و توانایی ها، و مهارت و دانش افراد عاملیت فرد را برای تصمیم سازی و تصمیم گیری در این همکاری پر رنگ تر از سرمایه دار بودن باشد، برای رسیدن به مدل اقتصادی و اجرایی عادلانه تر ضروری به نظر می رسد. @legalsystem

۱۰:۱۲

باسمه تعالیرابطه متقابل فقه و حقوق در رفع خلاءها و ایجاد ظرفیت‏های جدید حقوقی (قسمت اول)محمد عبدالصالح شاهنوش فروشانی
عنوان بحث حاضر چند پیش‏فرض دارد: نخست، پذیرش امکان وجود خلأ قانونی یا حقوقی در نظام حقوقی. دوم، به رسمیت شناختن دوگانه فقه و حقوق. سوم، توان اثرگذاری فقه و حقوق در یکدیگر. چهارم، اثرگذاری در دو قالب رفع خلاها و ایجاد ظرفیت‏های جدید حقوقی. هر کدام از چهار پیش‏فرض، نیازمند بررسی است که در ادامه به آن‏ها می‏پردازیم.1. وجود یا عدم خلأ قانونی در نظام حقوقیپرسش ما در این مرحله این است که آیا یک نظام قانونی می‏تواند خلأ قانونی داشته باشد یا خیر؟ مبنای وجود یا عدم خلأ قانونی در یک نظام حقوقی چیست؟ این پرسش را می‏توان با مفهوم «منطقه الفراغ» شهید صدر نیز مقایسه و تطبیق کرد. در پاسخ به پرسش مذکور، می‏توان از دو رویکرد پوزیتیویستی و غیر پوزیتیویستی بهره گرفت:1-1. رویکرد پوزیتیویستیدر رویکرد پوزیتویستی به نظام حقوقی قانون، همان چیزی است که هست، به قول فرنگی‏ها: law as it is (قانون به مثابه آن‏چه که هست)؛ بایدها و نبایدهایی که در یک جامعه وجود دارد، همان قوانین هستند. این بایدها و نبایدها برای قانون بودن، نیازمند مفهوم «حجیت»، «اخلاقی بودن»، «صریح بودن» و ... نیستند. به طور کلی این مفاهیم در رابطه با قانون پوزیتیویستی، بی‏معنا هستند و آن‏چه نقش اساسی در قانون بودن یک گزاره دارد، همان برخورداری از مفهوم «هست» است. نکته‏ای که نباید از آن غافل بود آن است که رویکرد پوزیتیویستی به قانون به طور ناخودآگاه در ادبیات حقوقی جامعه ایرانی و اسلامی وارد شده است. وقتی ما از رابطه فقه و قانون یا فقه و حقوق صحبت می‏کنیم، به طور کاملا ناخودآگاه از ادبیات پوزیتیویستی استفاده کرده ایم. در ادامه چرایی این سخن آشکار خواهد شد.@legalsystem

۶:۵۷

رابطه متقابل فقه و حقوق در رفع خلاءها و ایجاد ظرفیت‏های جدید حقوقی (قسمت دوم)در رویکرد پوزیتیویستی به قانون، هنجارها ممکن است کلیت داشته باشند، اما هرگز ضرورت منطقی به معنایی که در ماده قضایا در منطق صوری مطرح است، ندارند. آن‏چه مهم است و نقش اساسی در شکل‏گیری این هنجارها دارد، «بروز این رفتارها» از سوی مردم است. جان آستین در تعریف قانون می‏گوید: قانون عبارت است از فرمان شهریار و شهریار کسی است که مردم «به عادت»، از او تبعیت می‏کنند(Austin, The province of jurisprudence determined, p21.). به عادت، یعنی هیچ ضرورت ذهنی، اعتباری و اخلاقی برای تبعیت مردم از شهریار وجود ندارد. بنابراین در عالَم پوزیتویستی، ضرورت معنا ندارد چنان‏که نگرش ایدئولوژیک و این‏که «آن‏چه هست» مورد پذیرش واقع شود یا نشود هم، معنا ندارد؛ چون مسئله اصلی در رویکرد پوزیتیویستی، «روش» است. ریشه این دیدگاه را می‏توان در نگاه به ساینس جستجو کرد. چراکه در نگاه ساینتیستی بعد از هیوم، اساسا ضرورت بی‏معنا است و در ساینس، غیر از پیش‏بینی‏پذیری و کلیت که آن هم فرضی است، امر دیگری به نام ضرورت منطقی و وجودی وجود ندارد. به عبارت دیگر، ذهن انسان توان درک ضرورت منطقی در اتفاقات خارجی را ندارد. البته ضرورت پدیدارشناسانه وجود دارد؛ اما این ضرورت، مربوط به پدید آمدن یک نتیجه ثابت از یک تجربه رفتاری ثابت است و ارتباطی با ضرورت منطقی یا وجودی ندارد. برای تقریب به ذهن می‏توان مسئله را در پارادایم‏های اسلامی نیز توضیح داد. به طور کلی نگاه پوزیتیویستی به جهان، شبیه حالتی است که اشاعره در مسئله علیت بیان کرده‏اند. اشاعره معتقد بودند علیتی میان آتش و جوشش آب وجود ندارد، بلکه خداوند جوشش را ایجاد می کند با این قید که عادت خدا بر این است که این کار را انجام دهد. در حقیقت، اشاعره ضرورت را نفی می‏کردند. پوزیتیویسم نیز همین است؛ اولین کاری که انجام می‏دهد، نفی ضرورت است. وقتی ضرورت را نفی کرد، در قدم بعدی کلیت را هم نفی می‏کند و آن را به صورت فرضی در نظر می‏گیرد. استیون هاوکینگ در کتاب «The Universe in a Nutshell» (جهان در پوست گردو) که دنباله کتاب «A Brief History of Time» است، به خوبی واقعیت ساینس و تفکر پوزیتویستی در جهان امروز را به نمایش می‏گذارد. در این کتاب پس از تبیین نظریه ریسمانی در فیزیک، می‏گوید من نمی‏خواهم بگویم جهان واقعا به این شکل است، بلکه تنها، فرمول موجود در جهان، برای ما پدیدار می‏شود و ما می‏توانیم با آن مسائل را حل کنیم، اما این‏که واقعیت جهان چیست و به چه شکلی است؟ نمی‏دانیم (هاوکینگ، استیون، جهان در پوست گردو، ص151،288.).@legalsystem

۱۸:۰۹

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

رابطه متقابل فقه و حقوق در رفع خلاءها و ایجاد ظرفیت‏های جدید حقوقی (قسمت سوم)در جهان حقوق پوزیتیویستی نیز سخن از همین قرار است. افراد وقتی به عادت از کسی تبعیت می‏کنند، این تبعیت تکیه به یک قدرت و ضرورت هستی‏شناختی ندارد. قانون همان چیزی است که در عالم خارج اتفاق می‏افتد و آن عبارت است از: رفتار مستمر مردم در جامعه به گونه‏ای که آن رفتار برای آن‏ها الزامی تلقی شده است در حالی که در واقع هیچ ضرورتی وجود ندارد و مردم می‏توانند خلاف آن عمل کنند. حال این هنجار موجود در متن جامعه را چه کسی می‏سازد؟ یک مقام فرضی بالاتر که بالاتر بودنش فرضی است؛ مردم او را از خود بالاتر فرض کرده و به عادت از او اطاعت ‏می‏کنند.در چنین رویکردی به قانون، بروز خلأ قانونی، امری طبیعی و منطقی است. چون شهریار یا آن کسی که قاعده و قانون را می‏سازد با توجه به آن‏که می‏داند مردم به عادت از او تبعیت می‏کنند، مجبور است برای کنترل رفتار اجتماعی، رفتارها را در قالب قواعد کلی دسته‏بندی کند؛ ابتدا مفاهیم کلی‏ را در نظر بگیرد سپس احکام را بر آن‏ها بار ‏کند. نتیجه این فرآیند آن است که مجموعه‏ای از قواعد با موضوعات و احکام کلی شکل می‏گیرد و وقتی احکام در قالب قواعدی با موضوعات کلی ارائه می‏شود، به طور قهری همه موضوعات شخصی تحت پوشش آن مفاهیم کلی قرار نمی‏گیرد؛ چون خاصیت موضوعات کلی این است که در مواردی با هم تداخل دارند و در مواردی تباین. در نتیجه، مصادیقی یافت می‏شود که تحت پوشش هیچکدام از موضوعات کلی نیست. از این‏‏رو خلأ ایجاد می‏شود و در واقع بروز خلأ معنا می‏یابد. قانون‏گذار در این وضعیت موظف است برای موارد جامانده، قاعده و قانون جعل کند.@legalsystem

۷:۳۷

رابطه متقابل فقه و حقوق در رفع خلاءها و ایجاد ظرفیت‏های جدید حقوقی (قسمت چهارم)البته این مربوط به مرحله قانون‏گذاری است؛ در مرحله قضاوت و دادرسی هم ممکن است خلأ قانونی حاصل شود. به عنوان مثال در مرحله قانون‏گذاری، گاهی قانون‏گذار برای راهنمایی و رانندگی قوانینی وضع می‏کند چنان‏که برای اخذ مالیات بر درآمد هم همان کار را انجام می‏دهد؛ اما پس از مدتی متوجه می‏شود به رابطه میان قانون راهنمایی و رانندگی و مسئله رشد اقتصادی توجه نداشته است در حالی که پیش‏تر در قانون مالیات، گمرک و ... به این مسئله توجه شده بود. بنابراین باید با وضع مجدد قانون برای رفع خلأ چاره‏اندیشی کند. در مرحله قضایی نیز گاهی قانون‏گذار متوجه می‏شود برای یک دعوای خاص، قانونی پیش‏بینی نکرده است، بنابراین مجبور است در این صورت نیز به منظور کنترل اجتماعی قانون وضع کند و این خلأ را برطرف سازد. به عنوان نمونه روشن، هارت که یک پوزیتیویست‏ حقوقی قرن بیستمی است می‏گوید در هر نظام حقوقی (به عنوان مثال نظام حقوقی «common law» در انگلستان) یک قاعده ثانویه وجود دارد _از نظر ایشان قواعد ثانویه بر قانون‏گذاری و قواعد اولیه حاکمند- (هارت، هربرت، مفهوم قانون، ص159.) و یکی از قواعد ثانویه نظام حقوقی «common law»، این است که قاضی نماینده پارلمان است و در مواردی که خلأ قانونی وجود دارد یا به تعبیر برخی حقوق‏دان‏های دیگر در هارد کیس‏ها، قاضی می‏تواند قانون وضع و اجرا ‏کند (همان، ص 399.). البته نقدهای بسیاری به این ایده وارد شده است. یکی از از آن‏ها این است که در این سیستم قانون، عطف بما سبق شده است؛ چون شما قانون را نسبت به موردی که قبل از وضع قانون پیش آمده، وضع و اجرا می‏کنید.به هر حال خلأ قانونی یا همان «legal gap» در نظام حقوقی‏ای معنا پیدا می‏کند که استانداردها و اجزای سازنده‏اش فقط و فقط قواعدی است که قانون‏گذار از پیش با تعیین موضوع و حکمش به شکل صریح بیان کرده است. طبعا هر جا موضوع باشد، حکمش نیز مترتب می‏شود و هر جا موضوع نباشد، حکم نیز مترتب نمی‏شود. چیز دیگری در این میان وجود ندارد. به قول برخی فیلسوفان حقوق غربی: «all or nothing fashion» به شکل همه یا هیچ عمل می‏کند. نتیجه این است که خلا قانونی ایجاد می‏شود.@legalsystem

۱۶:۴۲

رابطه متقابل فقه و حقوق در رفع خلاءها و ایجاد ظرفیت‏های جدید حقوقی (قسمت پنجم)1-2. رویکرد غیر پوزیتیویستیدر رویکرد غیر پوزیتیویستی به نظام حقوقی به طور کلی خلأ قانونی معنا ندارد. البته این مطلب با ادبیات حقوقی مختلفی قابل بیان است. در اینجا دست‏کم به دو مورد از آن‏ها یعنی ادبیات فقهی شهید ثانی و ادبیات حقوقی رونالد دورکین اشاره می‏شود:1-2-1. ادبیات حقوقی رونالد دورکیندورکین معتقد است اشتباه تحلیل پوزیتویست‏های حقوقی در همان نتیجه‏ای است که تحلیل آن‏ها به آن منتهی می‏شود، یعنی شکل‏گیری مجموعه‏ای از قواعد کلی با احکام کلی و در نتیجه بروز خلأ قانونی در پرونده های سخت (Hard case). او معتقد است پیامدهای رویکرد پوزیتیویستی به قانون به ویژه در حوزه جعل قانون در موارد خلأ قانون، بسیار خطرناک‏تر از اصل دیدگاه آنان است (Dworkin, Ronald, Taking Rights Seriously, p1-13.).از نظر دورکین نظام قانونی علاوه بر قواعد حقوقی، استاندارد و معیار دیگری نیز دارد که از آن به principle یا «اصول حقوقی» یاد می‏کند. البته در بازی زبانی وی، principle معنایی دارد که ترجمه آن به اصول حقوقی با اندکی تسامح صورت گرفته است. از این‏رو با مفهوم اصول‏ (چه اصول لفظیه و چه اصول عملیه) که در ادبیات فقهی - اصولی ما رایج است، اشتراک لفظی دارد؛ چون به لحاظ مفهومی دو چیز هستند، هرچند ممکن است در مواردی با یکدیگر تداخل مصداقی داشته باشند. مراد از principle در ادبیات حقوقی دورکین، چنان‏که از نوشته‏های او استفاده می‏شود، رویکردهای کلی‏ای است که در یک نظام قانون‏گذاری وجود دارد (Ibid, p22.).@legalsystem

۲۱:۴۲

میان مقالهundefinedحدود چهار سالم بود که مادرم شعری درباره لبنان به من یاد داد. شعری متنی کودکانه داشت و خیلی ساده جنگ حق و باطل در لبنان را تصویر سازی کرده بود. در روزنامه ای دیده بود خوانده و به من یاد داد و من هم حفظ شدم. ایام جنگ لبنان با اسراییل و فالانژ های خاین بود. ایام تولد حزب الله و سالهای اول نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران در کمک حزب الله برای غلبه بر زیاده خواهی اسراییلی‌ها. متن شعر رو هر چی گشتم قبلاً در اینترنت پیدا نکردم. نمی دونم شاعرش کیه. اگر کسی خواند و شاعر را شناخت به هم معرفی کنه تا در کانال بذارم. اما متن شعر:
دویدم و دویدمتا به لبنان رسیدم رفتم به شهر بیروت که آنجاست بوی باروتدیدم یکی برادربرادر دلاور رفته به جنگ دشمن دشمن دین و وطن دشمن ضد اسلام غارتگر و خون آشامکشته برادرم راخواهر کوچکم راهم زنها و هم مردها هم جوونا هم پیرااما برادر من که باشد او فخر منمحکم تو پوزشون زدتو کاسه کوزشون زددشمن او ذلیل شدزمین‌گیر و علیل شداز اتحاد و اسلام پیروزی آید مدامحق زنده است همیشهباطل فراری میشه

پ.ن: متن شعر ممکنه دقیق در ذهنم نمانده باشه. کسی پیدا کرد ممنون میشم برای من هم ارسال کنه.
@legalsystem

۹:۳۰

رابطه متقابل فقه و حقوق در رفع خلاءها و ایجاد ظرفیت‏های جدید حقوقی (قسمت ششم)به اعتقاد دورکین در یک نظام قانون‏گذاری سه سطح یا معیار وجود دارد: معیار اول، «policy» یا خط‏مشی است. به عنوان مثال، قانون‏گذار در نظر می‏گیرد که برای رشد اقتصادی باید از همه افراد مالیات گرفته شود. دست یافتن به رشد اقتصادی خط مشی است برای آن قانون مالیاتی (Ibid.). قانون‏گذار در سطح دوم که همان سطح قواعد حقوقی است با در نظر گرفتن موضوع و حکم کلی، این قانون را در قالب یک اراده تقنین می‏کند و شکل و شمایلی به آن می‏دهد. اما سطح سوم، مربوط به اصول حقوقی است. یعنی اراده و رویکرد کلی قانون‏گذار این است که به منظور پیش‏گیری از شکاف اقتصادی به گونه‏ای قانون‏گذاری کند که ثروت (اعم از ثروت اقتصادی، فرهنگی، دانشی و ...) به شکل عادلانه‏ای‏ توزیع شود. البته ممکن است در مواردی به دلیل تزاحم اصول با یکدیگر قانون‏گذار از یک رویکرد دست بردارد و از رویکرد کلی دیگری تبعیت کند. به عنوان مثال ممکن است قانون‏گذار به دلیل اهمیت حضور پررنگ گروه خاصی در چرخه اقتصاد، با تخفیف یا عدم دریافت مالیات از آنان، از خروج آنان از نظام اقتصادی جلوگیری کند. بنابراین اصول حقوقی از نظر دورکین، آن دسته از رویکردهای کلی است که در یک نظام قانون‏گذاری وجود دارد و قانون‏گذار بر اساس میزان اهمیت آن‏ها در یک نظام حقوقی، آن‏ها را اعمال می‏کند. مثالی که خود او در توضیح اصول حقوقی از آن بهره می‏گیرد این اصل است که «هیچ کس نباید از خطای خودش سود ببرد.» (ibid, p25.) بر اساس این اصل اگر کسی مالی را غصب کند نباید بتواند مالک آن مال شود. اما ممکن است در یک نظام حقوقی قانون‏گذار بر اساس یک رویکرد کلی دیگر یعنی حفظ نظم اجتماعی و کاهش پرونده‏های قضایی که از اهمیت دوچندانی برخوردار است، پس از گذشت مدتی، دیگر علیه غاصب اقامه دعوی نکند و مالکیت او را به رسمیت بشناسد. چنان‏که مشاهده می‏شود در چنین رویکردی به نظام حقوقی که با دو سنخ معیار و استاندارد (معیار قواعد و اصول حقوقی) همراه است، به طور کلی امکان بروز خلأ قانونی وجود ندارد؛ چون همواره قواعد حقوقی در بستر یک اصل حقوقی متولد می‏شوند و با توجه به جریان دائمی اصول حقوقی در راستای تأمین اهداف کلان نظام حقوقی، هیچ‏گاه خلأ شکل نمی‏گیرد.@legalsystem

۱۰:۳۶

نظم حقوقی پسا آمریکایی- محمد عبدالصالح شاهنوش فروشانی
میان مقالهundefined حدود چهار سالم بود که مادرم شعری درباره لبنان به من یاد داد. شعری متنی کودکانه داشت و خیلی ساده جنگ حق و باطل در لبنان را تصویر سازی کرده بود. در روزنامه ای دیده بود خوانده و به من یاد داد و من هم حفظ شدم. ایام جنگ لبنان با اسراییل و فالانژ های خاین بود. ایام تولد حزب الله و سالهای اول نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران در کمک حزب الله برای غلبه بر زیاده خواهی اسراییلی‌ها. متن شعر رو هر چی گشتم قبلاً در اینترنت پیدا نکردم. نمی دونم شاعرش کیه. اگر کسی خواند و شاعر را شناخت به هم معرفی کنه تا در کانال بذارم. اما متن شعر: دویدم و دویدم تا به لبنان رسیدم رفتم به شهر بیروت که آنجاست بوی باروت دیدم یکی برادر برادر دلاور رفته به جنگ دشمن دشمن دین و وطن دشمن ضد اسلام غارتگر و خون آشام کشته برادرم را خواهر کوچکم را هم زنها و هم مردها هم جوونا هم پیرا اما برادر من که باشد او فخر من محکم تو پوزشون زد تو کاسه کوزشون زد دشمن او ذلیل شد زمین‌گیر و علیل شد از اتحاد و اسلام پیروزی آید مدام حق زنده است همیشه باطل فراری میشه پ.ن: متن شعر ممکنه دقیق در ذهنم نمانده باشه. کسی پیدا کرد ممنون میشم برای من هم ارسال کنه. @legalsystem
متن شعر چند غلط تایپی داشت. یکی از دوستان عزیزم تماس گرفت و تذکر داد. سعی کردم اصلاح کنم. امید که حل شده باشهundefinedundefined

۱۱:۴۲

نظم حقوقی پسا آمریکایی- محمد عبدالصالح شاهنوش فروشانی
میان مقالهundefined حدود چهار سالم بود که مادرم شعری درباره لبنان به من یاد داد. شعری متنی کودکانه داشت و خیلی ساده جنگ حق و باطل در لبنان را تصویر سازی کرده بود. در روزنامه ای دیده بود خوانده و به من یاد داد و من هم حفظ شدم. ایام جنگ لبنان با اسراییل و فالانژ های خاین بود. ایام تولد حزب الله و سالهای اول نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران در کمک حزب الله برای غلبه بر زیاده خواهی اسراییلی‌ها. متن شعر رو هر چی گشتم قبلاً در اینترنت پیدا نکردم. نمی دونم شاعرش کیه. اگر کسی خواند و شاعر را شناخت به هم معرفی کنه تا در کانال بذارم. اما متن شعر: دویدم و دویدم تا به لبنان رسیدم رفتم به شهر بیروت که آنجاست بوی باروت دیدم یکی برادر برادر دلاور رفته به جنگ دشمن دشمن دین و وطن دشمن ضد اسلام غارتگر و خون آشام کشته برادرم را خواهر کوچکم را هم زنها و هم مردها هم جوونا هم پیرا اما برادر من که باشد او فخر من محکم تو پوزشون زد تو کاسه کوزشون زد دشمن او ذلیل شد زمین‌گیر و علیل شد از اتحاد و اسلام پیروزی آید مدام حق زنده است همیشه باطل فراری میشه پ.ن: متن شعر ممکنه دقیق در ذهنم نمانده باشه. کسی پیدا کرد ممنون میشم برای من هم ارسال کنه. @legalsystem
چند اصلاحیه هم همشیره گرامی انجام دادند. ممنونم

۱۳:۴۹

رابطه متقابل فقه و حقوق در رفع خلاءها و ایجاد ظرفیت‏های جدید حقوقی (قسمت هفتم)1-2-2. ادبیات فقهی شهید ثانیبررسی آثار شهید ثانی ره نشان‏ می‏دهد، ایشان نیز از روش‏شناسی اجتهادی مشابهی برخوردار است. شهید ثانی ره همواره در استدلال‏های خود پیش از رجوع به آیات و روایاتی که مربوط به موضوع مسئله است، ابتدا یک اصل و قاعده عام بنا می‏کند و مسئله را ذیل آن جای می‏دهد تا زمانی‏که اصل دیگری مسئله را از دایره اصل اولی خارج کند. به عنوان مثال در بیان حکم وقوع طلاق با کتابت: «لا یقع الطلاق بالکتب» (عاملى، شهيد ثانى، زين الدين بن على، الروضة البهية في شرح اللمعة الدمشقية، ج‌6، ص 14.) از اصلی استفاده می‏کند که پیش‏تر بستر آن را پهن کرده است و آن عبارت است از: «لأصاله بقاء النکاح» (اصل آن است که نکاح به وجود آمده از بین نمی‏رود مگر آن‏که دلیل دیگری دلالت بر زوال آن کند). پس از این مرحله به روایات مربوطه رجوع می‏کند تا حکم نهایی خود را اثبات کند. با این شیوه از استدلال، دیگر چیزی به نام خلأ قانونی معنا ندارد؛ چون همواره یک اصل گسترده وجود دارد که همه چیز را شامل می‏شود مگر آن‏که اصل و دلیل دیگری با اصل اول تزاحم پیدا کند که در این فرض هم، حکم شرعی در بستر اصل جدید متولد می‏شود.چنان‏که مشاهده می‏شود در این رویکرد نیز، هیچ‏گاه خلأ قانونی یا به عبارتی خلأ فقهی به وجود نمی‏آید. تنها مشکلی که در این میان وجود دارد، فقدان و یا ابهام و عدم شفافیت برخی اصول است که از طریق ملاحظه روابط اصول و قواعد فقهی و نسبت‏سنجی اهمیت آن‏ها، می‏توان به اصول عام و در نهایت به احکام فقهی روشن دست یافت.@legalsystem

۱۴:۰۴

نظم حقوقی پسا آمریکایی- محمد عبدالصالح شاهنوش فروشانی
میان مقالهundefined حدود چهار سالم بود که مادرم شعری درباره لبنان به من یاد داد. شعری متنی کودکانه داشت و خیلی ساده جنگ حق و باطل در لبنان را تصویر سازی کرده بود. در روزنامه ای دیده بود خوانده و به من یاد داد و من هم حفظ شدم. ایام جنگ لبنان با اسراییل و فالانژ های خاین بود. ایام تولد حزب الله و سالهای اول نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران در کمک حزب الله برای غلبه بر زیاده خواهی اسراییلی‌ها. متن شعر رو هر چی گشتم قبلاً در اینترنت پیدا نکردم. نمی دونم شاعرش کیه. اگر کسی خواند و شاعر را شناخت به هم معرفی کنه تا در کانال بذارم. اما متن شعر: دویدم و دویدم تا به لبنان رسیدم رفتم به شهر بیروت که آنجاست بوی باروت دیدم یکی برادر برادر دلاور رفته به جنگ دشمن دشمن دین و وطن دشمن ضد اسلام غارتگر و خون آشام کشته برادرم را خواهر کوچکم را هم زنها و هم مردها هم جوونا هم پیرا اما برادر من که باشد او فخر من محکم تو پوزشون زد تو کاسه کوزشون زد دشمن او ذلیل شد زمین‌گیر و علیل شد از اتحاد و اسلام پیروزی آید مدام حق زنده است همیشه باطل فراری میشه پ.ن: متن شعر ممکنه دقیق در ذهنم نمانده باشه. کسی پیدا کرد ممنون میشم برای من هم ارسال کنه. @legalsystem
یه اصلاحیه هم دختر خانم همشیره تذکر دادند. در تایپ «اسلامی» جا افتاده بود.undefined

۱۶:۲۷

thumbnail
CamScanner 04-15-2026 20.13

۱۶:۴۵

thumbnail
CamScanner 04-15-2026 20.13

۱۶:۴۵

thumbnail
CamScanner 04-15-2026 20.13

۱۶:۴۵

نظم حقوقی پسا آمریکایی- محمد عبدالصالح شاهنوش فروشانی
undefined CamScanner 04-15-2026 20.13
این کتاب رو در مکاتبه پدرم دیدم. کتاب حقوق بین‌الملل عمومی است که سال ۱۳۳۰ هجری قمری معادل ۱۲۹۱هجری شمسی و ۱۹۱۲میلادی به طبع رسیده. یعنی وقتی که هنوز جنگ جهانی اول واقع نشده. جنگ جهانی اول از سال ۱۹۱۴ شروع و تا ۱۹۱۸ طول کشید. من الان قصد ندارم به محتوای کتاب به عنوان قواعد حقوقی معتبر استناد کنم. طبیعی است خیلی چیزها در طول این بیش از صد و خورده ای سال تغییر کرده. فعلا استنادم یه استناد تاریخی است. از حیث تاریخ حقوق اگر ملاحظه بفرمایید در پاراگرافی که جدا کردم ملاک حکمرانی دولت بر تنگه برد توپ ها نظامی مورد استفاده است. جالبهundefined@legalsystem

۱۶:۵۳