۱۴:۵۷
۱۴:۵۸
۶:۵۸
۱۷:۱۴
۷:۳۷
#مناسبتی#معرفی_متنی_کتاب#الف_لام_خمینی#هدایت_اله_بهبودی
کتاب الف لام خمینی با معرفی خاندان امام خمینی آغاز می شود و سیر زندگی روح الله را از تولد، نشو و نما، تحصیل در زادگاه، ادامه درس آموزی در اراک و مهاجرت به حوزه علمیه قم پی می گیرد.
می توان این زندگینامه را به دو بخش کلی تقسیم کرد. اول، زندگی علمی حضرت روح الله خمینی در قم، که بیش از چهل سال از عمر او را در بر گرفت. امام خمینی در این چهار دهه درس گرفت، درس داد، نوشت و ماترک چشمگیری از منشورات و شاگردان به جا گذاشت. دوم، زندگی سیاسی حضرت امام است که از اواسط سال 1341 شمسی آغاز می شود و با فراز و نشیب های فراوان شانزده سال بعد، به پیروزی نهضت اسلامی در سال 1357 می رسد.
نویسنده درباره این تحقیق گفته: گشت و گذار تاریخی در هر دو مقطع با دشواری روبرو بوده است؛ دوره اول به جهت نبودن اسناد، و دوره دوم به علت فراوانی اسناد؛ چرا که تاریخ نگار برای یافتن روایت درست و رسیدن به حقیقت واقع می باید از مسیر پر پیج و خم راستی آزمایی مدارک و یادهای به جای مانده عبور کند و در دام خبرها و خاطرات تبلیغی نیافتد.
گزیده کتاب الف لام خمینیتاثیری که روح الله از مادرش گرفت!
بعدها زمانی که از مادرش یاد کرد چنین گفت: «خاطره لالایی گفتن او با گیسوان بافته در دو طرف گونه اش در ذهنم نقش بسته است» و نیز درباره صاحب خانم (عمه امام) به یاد آورد: «عمه ام زن شجاع و مدبری بود. پس از شهادت پدرم خانه خود را رها کرد و به خانه ما آمد و مدیریت خانه، امور تحصیلی، املاک و برداشت محصولات، همه را برعهده گرفت، سپس برای قصاص قاتل پدرم با مادر و برادرم و چند نفر دیگر به تهران عزیمت کرد.» و در تأثیر این دو بانو بر خود گفت: «از مادرم درس دین داری و از عمه ام درس روابط اجتماعی را کسب کردم.»
ورزشی که امام به آن علاقه داشت!
از زمانی که راه افتاد و به عالم کودکی پا گذاشت، پر جنب وجوش، پر جست وخیز، و در میان هم بازی ها سرآمد بود. او نسبت به دو برادر بزرگترش، درشت استخوان و رشیدتر می نمود. پرش را، به عنوان ورزش، یا بازی های محلی، یا علاقه ذاتی، دوست داشت. در پرش طول و ارتفاع تمرین می کرد. در نبود اسباب و ابزار اولیه این ورزش، دو دست و یک پایش شکست؛ و نیز بیش از ده جای سر و چند نقطه از پیشانی اش. سیداحمد خمینی، پسرش، سال ها بعد، در پاسخ به این پرسش که پدرش کدام ورزش را بیشتر دوست دارد، چنین گفت: «ژیمناستیک بیشتر از سایر ورزش ها جلب نظر ایشان را می نمود.»
عکس و تنظیم:لیلا فراهانی مسئول کتابخانه
#دهه_فجر#کتابخانه_اندیشه_لواسان_بزرگ#شهرستان_شمیرانات#بهمن_1404
کتاب الف لام خمینی با معرفی خاندان امام خمینی آغاز می شود و سیر زندگی روح الله را از تولد، نشو و نما، تحصیل در زادگاه، ادامه درس آموزی در اراک و مهاجرت به حوزه علمیه قم پی می گیرد.
می توان این زندگینامه را به دو بخش کلی تقسیم کرد. اول، زندگی علمی حضرت روح الله خمینی در قم، که بیش از چهل سال از عمر او را در بر گرفت. امام خمینی در این چهار دهه درس گرفت، درس داد، نوشت و ماترک چشمگیری از منشورات و شاگردان به جا گذاشت. دوم، زندگی سیاسی حضرت امام است که از اواسط سال 1341 شمسی آغاز می شود و با فراز و نشیب های فراوان شانزده سال بعد، به پیروزی نهضت اسلامی در سال 1357 می رسد.
نویسنده درباره این تحقیق گفته: گشت و گذار تاریخی در هر دو مقطع با دشواری روبرو بوده است؛ دوره اول به جهت نبودن اسناد، و دوره دوم به علت فراوانی اسناد؛ چرا که تاریخ نگار برای یافتن روایت درست و رسیدن به حقیقت واقع می باید از مسیر پر پیج و خم راستی آزمایی مدارک و یادهای به جای مانده عبور کند و در دام خبرها و خاطرات تبلیغی نیافتد.
گزیده کتاب الف لام خمینیتاثیری که روح الله از مادرش گرفت!
بعدها زمانی که از مادرش یاد کرد چنین گفت: «خاطره لالایی گفتن او با گیسوان بافته در دو طرف گونه اش در ذهنم نقش بسته است» و نیز درباره صاحب خانم (عمه امام) به یاد آورد: «عمه ام زن شجاع و مدبری بود. پس از شهادت پدرم خانه خود را رها کرد و به خانه ما آمد و مدیریت خانه، امور تحصیلی، املاک و برداشت محصولات، همه را برعهده گرفت، سپس برای قصاص قاتل پدرم با مادر و برادرم و چند نفر دیگر به تهران عزیمت کرد.» و در تأثیر این دو بانو بر خود گفت: «از مادرم درس دین داری و از عمه ام درس روابط اجتماعی را کسب کردم.»
ورزشی که امام به آن علاقه داشت!
از زمانی که راه افتاد و به عالم کودکی پا گذاشت، پر جنب وجوش، پر جست وخیز، و در میان هم بازی ها سرآمد بود. او نسبت به دو برادر بزرگترش، درشت استخوان و رشیدتر می نمود. پرش را، به عنوان ورزش، یا بازی های محلی، یا علاقه ذاتی، دوست داشت. در پرش طول و ارتفاع تمرین می کرد. در نبود اسباب و ابزار اولیه این ورزش، دو دست و یک پایش شکست؛ و نیز بیش از ده جای سر و چند نقطه از پیشانی اش. سیداحمد خمینی، پسرش، سال ها بعد، در پاسخ به این پرسش که پدرش کدام ورزش را بیشتر دوست دارد، چنین گفت: «ژیمناستیک بیشتر از سایر ورزش ها جلب نظر ایشان را می نمود.»
عکس و تنظیم:لیلا فراهانی مسئول کتابخانه
#دهه_فجر#کتابخانه_اندیشه_لواسان_بزرگ#شهرستان_شمیرانات#بهمن_1404
۹:۴۹
۹:۵۰
بارش برف در لواسان بزرگ هم اکنون 1404/11/19
۱۰:۱۴
۱۳:۴۲
۱۳:۴۴
۱۶:۰۶
۱۹:۲۶
اینبار سراغ اثری میرویم که با کمترین واژهها، بیشترین طوفان را در ذهن خواننده برپا میکند:
این کتاب داستان یک صید ساده نیست؛ روایت مواجههی انسان با حدّ نهایی توان خویش است. سانتیاگو، پیرمرد ماهیگیر، فقط با یک ماهی عظیم نمیجنگد؛ او با فرسودگی، با تردید، با گذر زمان و با معنای شکست روبهروست. همینگوی با نثری موجز و بیپیرایه، نشان میدهد که ارزش انسان نه در نتیجه، بلکه در شیوهی ایستادن او شکل میگیرد.
در جهانی که اغلب موفقیت را با عدد و نتیجه میسنجد، «پیرمرد و دریا» یادآور میشود کرامت انسانی چیزی عمیقتر است. ممکن است دست خالی بازگردی، اما اگر در نبرد درونیات قامت خم نکرده باشی، شکست نخوردهای. این همان پارادوکس باشکوهی است که همینگوی با دقت یک جراح و صبوری دریا ترسیم میکند.
در ادامهی طرح فرهنگی «انتخابی برای خواندن»*، این اثر کلاسیک فرصتی است برای بازاندیشی دربارهی اراده، امید و نسبت ما با ناکامیها. رمانی کوتاه که خواندنش زمان زیادی نمیگیرد، اما اندیشیدنش تا مدتها ادامه دارد.
۵:۳۹
۶:۱۵