"خدا قوت ! ممنون ،سپاسگزار زحمات همه ی شما هستیم"














۱۴:۱۶
در ایران روز ۱۲ اردیبهشت به یادبود ترور شهید مرتضی مطهری روز معلم نامیده میشود.در سطح بینالمللی، به پیشنهاد یونسکو روز ۵ اکتبر هر سال به عنوان روز جهانی معلم نامگذاری شدهاست.سابقه نامگذاری روز معلم در ۱۲ اردیبهشت به قبل از انقلاب ۵۷ برمیگردد و مناسبت آن، کشته شدن یکی از معلمان به نام" ابوالحسن خانعلی" در روز ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ در تجمع اعتراضآمیز معلمان در میدان بهارستان بود.
نتیجه اعتراضات معلمان پیش از انقلاب
در سال ۱۳۴۰، یعنی مدتها پیش از انقلاب ۱۳۵۷، یکی از معلمان دلسوز کشور به نام «دکتر ابوالحسن خانعلی» طی تجمع اعتراضآمیز آموزگاران در میدان بهارستان به شهادت میرسد. او فردی دلسوز و بدون گرایش به حزب و گروهی خاص بود. همه احزاب از او تجلیل کرده اند، اما تاکنون هیچ حزب سیاسی ادعای وابستگی او را به خود نکرده است. بعد از کشتهشدن دکتر خانعلی در این رویداد، حکومت آن دوره برای دلجویی از معلمان و ظلمی که به آنها شده بود، روز ۱۲ اردیبهشت را «روز معلم» اعلام کرد. در واقع، این روز به یاد "ابوالحسن خانعلی "و برای گرامیداشت معلمان تعیین شد.شاید برایتان جالب باشد که بدانید ۱۳ اردیبهشت، یعنی روز تشییع جنازه "ابوالحسن خانعلی" به یکی از بزرگترین تظاهرات ایران بعد از کودتای ۲۸ مرداد تبدیل شد. هم معلمان و هم افرادی از اقشار مختلف جامعه در این مراسم شرکت و تن شریف این معلم آزاده را در ابن بابویه دفن کردند. پس از اعتراض پرهزینه معلمان و ازدسترفتن جان دکتر خانعلی، بالاخره به درخواستهای آنها رسیدگی شد.
اعتصاب معلمان در ۲۳ اردیبهشت ماه ۱۳۴۰ به پایان رسید و این اعتراض ۱۲ روزه نتیجهای مطلوب به همراه داشت. دولت با افزایش حقوق آموزگاران موافقت و وزیر فرهنگ هم تغییر کرد. محمد درخشش نیز که ریاست مجمع صنفی معلمان را به عهده داشت، بهعنوان وزیر انتخاب شد.پس از این واقعه حکومت وقت برای دلجویی از معلمین روز ۱۲ اردیبهشت را به یاد مرگ خانعلی روز معلم نامگذاری کرد.
پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ و ترور شهید مرتضی مطهری در یازدهم اردیبهشت ۱۳۵۸، روز شهادت وی با یک روز تأخیر عنوان شد و دوازدهم اردیبهشت مجدداً به این مناسبت به نام روز معلم نام گرفت. در واقع پس از انقلاب جمهوری اسلامی ایران خبر ترور و قتل شهید مطهری به دست اعضای گروه فرقان (که شب قبل اتفاق افتاده بود) در ۱۲ اردیبهشت منتشر شد و به همین مناسبت نیز همین روز دوباره به نام روز معلم نامگذاری شد.معلمین و اساتید گرانقدر!تمام شکوفهها و گلهای سپاس را نثار قدمهای پرمهرتان میکنیم؛چرا که مولایمان علی( ع) فرمودند: «هر کس کلمهای به من بیاموزد، مرا بنده خویش کردهاست.»
#کتابخانه_مرکزی_استان_خوزستان#روز_معلم#لیلا_صیادیان_خواه
۱۰:۴۵
«آن بالا بالاها در جزیره، همان جایی که نسیم خنکی در میان درختان میوزید، آنها یک کلبهی قدیمی پیدا کردند. کلبه خیلی بههمریخته بود، اما آنها با کمک هم در یک چشم برهم زدن همهجا را مرتب و تمیز کردند.پدربزرگ و کارن همهی جزیره را زیر و رو کردند؛ هرجایی را که نگاه میکردند چیزهای عجیب جدیدی میدیدند. آنجا بهترین جای دنیا بود. کارن خیلی دلش میخواست همیشهی همیشه آنجا بماند. البته او میدانست که خیلی زود باید از آن جزیره بروند...
#معصومه_آرین_ولا#کتابخانه_مرکزی_استان_خوزستان#دورکاری_۱۴۰۵
لینک دسترسی به کانال کتابخانه در بله : @lib_central_khouzestan
۱۴:۵۱
#معرفی_کتاب
جوآنا گینز




در این داستان به بهانهی کاشت و پرورش گیاهان و میوهها ما شاهد رشد شخصیتها هستیم. جوآنا و سه فرزندش تصمیم میگیرند باغبانی را تجربه کنند، هرچند آنها در این زمینه بیتجربه هستند.
این خانواده با پرورش یک گلدان کوچک شروع میکنند و این آغاز ساده به سفری جذاب و آموزنده تبدیل میشود. آنها رویای داشتن باغچهای کوچک را به واقعیت تبدیل میکنند؛ اما این مسیر بدون چالش نیست. آنها در ابتدا اشتباهات زیادی میکنند؛ برخی گیاهان رشد نمیکنند، جانوران مزاحمی تلاش میکنند همهچیز را خراب کنند. بااینحال، هر چالش و اشتباه فرصتی برای یادگیری و بهتر شدن است. این خانواده قدمبهقدم، با برنامهریزی، تلاش و همکاری بالاخره یاد میگیرند چگونه از گیاهان مراقبت کنند و باغچه خود را زنده و سرسبز نگه دارند.
🟢«ما باغبانها» داستان تلاش، شکست خوردن و دوباره شروع کردن است. درست کردن باغ سخت همانند به دستآوردن چیزهای خوب و مهم در زندگی سخت است اما با تلاش و درس گرفتن از شکستها میتوان به آن رسید.
🟢 این داستان فقط درباره کاشت و پرورش گیاهان و میوهها نیست؛ بلکه روایت رشد انسانهاست.
🟢 نویسنده نشان میدهد هر شروع تازهای، هرچند ترسناک یا دشوار، میتواند به تجربهای ارزشمند تبدیل شود.




در اولین قدم و تجربه اوضاع خوب پیش نمیرود و گل خشک میشود، اما با پشتکار این مسیر هموار میشود و این خانواده تسلیم نمیشوند. گلدانی دیگر اضافه میکنند و وقتی میبینند نتیجه رضایتبخش است گلدانهای بیشتر و بیشتری اضافه میکنند تا اینکه باغچهای کوچک شکل میگیرد.
جوآنا گینز با زبانی ساده و صمیمی نشان میدهد تلاش برای چیزی جدید، حتی اگر در ابتدا با شکست همراه باشد، اغلب با پاداشی بزرگ همراه است.
علاوه بر داستان زیبا و لطیف مخاطبان کودک با نحوه کاشت، آبیاری، رسیدگی و مراقبت از گیاهان و میوهها نیز آشنا میشوند. و این نکته خود استعارهای است برای همهی چیزهای باارزش زندگی که نیاز به مراقبت و رسیدگی دائم دارند.
«ما باغبانها» داستانی لطیف و شاعرانه دارد که در فضایی سبز و زنده رخ میدهد و نکات مهم و آموزندهای برای موفقیت در کارها و زندگی به کودکان میآموزد.
#مریم_خدری#کتابخانه_مرکزی_استان_خوزستان#دورکاری_۱۴۰۵
🟢«ما باغبانها» داستان تلاش، شکست خوردن و دوباره شروع کردن است. درست کردن باغ سخت همانند به دستآوردن چیزهای خوب و مهم در زندگی سخت است اما با تلاش و درس گرفتن از شکستها میتوان به آن رسید.
🟢 این داستان فقط درباره کاشت و پرورش گیاهان و میوهها نیست؛ بلکه روایت رشد انسانهاست.
🟢 نویسنده نشان میدهد هر شروع تازهای، هرچند ترسناک یا دشوار، میتواند به تجربهای ارزشمند تبدیل شود.
#مریم_خدری#کتابخانه_مرکزی_استان_خوزستان#دورکاری_۱۴۰۵
۱۹:۲۹
@lib_central_khouzestan
۲۱:۵۲
کتاب گنج های کامبرین نوشتهٔ «مظفر سالاری» را بهنشر در سال ۱۴۰۴ منتشر کرده است. این رمان معاصر و ایرانی با نگاهی به زندگی نوجوانان روستایی در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی، داستانی پرحادثه و پرکشش را روایت میکند. محوریت داستان بر جستوجوی گنج، دوستی، خانواده و دغدغههای معیشتی استوار است و فضای روستا و مناسبات سنتی آن را به تصویر میکشد. این رمان برای نوجوانان نوشته شده است.
رمان ایرانی و معاصر «گنجهای کامبرین» که برای گروه سنی نوجوان نوشته شده، با رویکردی واقعگرایانه، زندگی در یک روستای کوچک را در دوران پرتلاطم انقلاب ۱۳۵۷ در ایران به تصویر میکشد. «مظفر سالاری» در این کتاب با تمرکز بر شخصیت «حسن» و دوستان او، ماجرای جستوجوی گنج و تلاش برای بهبود وضعیت خانواده را روایت کرده است. فضای داستانْ روستایی است و روابط میان شخصیتها، رنگوبوی سنت و باورهای محلی را دارد. در کنار ماجرای گنج، دغدغههای روزمره، مشکلات اقتصادی، روابط خانوادگی و تأثیرات تحولات سیاسی بر زندگی مردم روستا نیز بازتاب یافته است. ساختار کتاب مبتنی بر روایت خطی و توصیف جزئیات زندگی روزمره است و شخصیتپردازیها بهگونهای انجام شده که خواننده بهراحتی با دغدغهها و آرزوهای نوجوانان داستان همذاتپنداری میکند. این رمان علاوهبر ماجرای پرکشش گنجیابی، تصویری از جامعهٔ روستایی و تحولات اجتماعی دههٔ ۱۳۵۰ را ارائه داده است.
این پاراگراف بخشهایی از داستان را فاش میکند!رمان با «حسن» و «قنبر»، دو نوجوان روستایی آغاز میشود که در سرمای زمستان، گله را بهسمت کوهقلعه میبرند و در جستوجوی نشانهای از گنجی قدیمی هستند. آنها با نشانههایی مثل پنجهٔ تراشیده روی سنگ و قبرستان قدیم روبهرو و در تلاش برای یافتن گنج، با خطرات و ترسهای مختلفی مواجه میشوند. گروهی غریبه با گنجیاب و تفنگ وارد روستا میشوند. ماجراهایی پرتنش رقم میخورد. حسن با زیرکی و شجاعت، نقش مهمی در خنثیکردن نقشهٔ دزدان ایفا میکند و بهخاطر این کار، از «میرآقا»، ارباب روستا پاداش میگیرد؛ یک دوربین شکاری و یک قاطر. او بهعنوان دشتبان و شکاربان جدید روستا انتخاب میشود و وظیفهٔ مراقبت از کوه و جنگل را بر عهده میگیرد. در کنار این ماجراها دغدغههای خانوادگی حسن، بیماری پدر و مشکلات اقتصادی خانواده و نیز روابط دوستانه و رقابتهای نوجوانانه با «داوود» و «قنبر»، بخش مهمی از رمان را شکل میدهد. جستوجوی گنج، بهانهای برای پرداختن به امیدها، آرزوها و واقعیتهای تلخ و شیرین زندگی روستایی است. در طول داستان، حسن و قنبر با چالشهای اخلاقی، وفاداری به دوستی و آزمونهای بزرگسالی روبهرو میشوند و در نهایت درمییابند که ارزش رفاقت و خانواده، فراتر از هر گنجی است.
این کتاب با روایت ماجرایی پرکشش و شخصیتهایی ملموس، تصویری زنده از زندگی روستایی و دغدغههای نوجوانان در بستر تحولات اجتماعی ارائه میدهد. «گنجهای کامبرین» اثری در باب جستوجوی گنج است و به موضوعاتی چون دوستی، وفاداری، خانواده و امید به آینده میپردازد. خواندن این رمان فرصتی برای آشنایی با فرهنگ روستایی، باورهای محلی و چالشهای نوجوانان در مواجهه با مشکلات زندگی فراهم کرده است. فضای اثر مخاطب را با حالوهوای سالهای پیش از انقلاب ۱۳۵۷ در ایران و تأثیرات آن بر زندگی مردم آشنا میکند.
این رمان معاصر و ایرانی برای نوجوانانی که به داستانهای ماجراجویانه و واقعگرایانه علاقه دارند، مناسب است؛ همچنین برای کسانی که دغدغهٔ شناخت فرهنگ روستایی، روابط خانوادگی و ارزش دوستی را دارند.
#معصومه_آرین_ولا#کتابخانه_مرکزی_استان_خوزستان#دورکاری_۱۴۰۵
لینک دسترسی به کانال کتابخانه در بله : @lib_central_khouzestan
۱۲:۳۶
بازارسال شده از MM2522MM
از کلیه دوستداران و دلبستگان *کلام نورانی امیرالمومنین (ع)* جهت حضور در محفل گرم و صمیمی (نگین حکمت) کاری از کتابخانه مرکزی استان خوزستان و قرارگاه نهجالبلاغه استان خوزستان، جهت شرکت در جلسه امروز ساعت ۲۰:۰۰ به آدرس:
https://skyroom.online/ch/centrallibrary/negin_hekmat
دعوت به عمل مینماید.
استاد گرامی: حجتالاسلام بصیری
منتظر حضور گرمتان هستیم.
https://skyroom.online/ch/centrallibrary/negin_hekmat
دعوت به عمل مینماید.
منتظر حضور گرمتان هستیم.
۱۱:۴۹
شیخ صدوق
یکی از بزرگ ترین شخصیت های جهان اسلام و چهره های درخشان علم و فضیلت شیخ صدوق است. او با جمع آوری روایات و تألیف ده ها جلد کتاب ارزشمند، به اسلام و عالم تشیع خدمت کرد. تألیفات این عالم بزرگ، در علوم مختلف اسلامی گنجینه ای است که با گذشت بیش از هزار سال از تألیف آنها، ارزش و اعتبار خود را حفظ کرده و از جایگاهی بس والا برخوردار است.محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، مشهور به شیخ صدوق در قم به دنیا آمد. هیچ یک از تذکره ها تاریخ ولادت وی را مشخص نکرده اند، اما آن چه مسلم است، ولادت ایشان قبل از 305 هجری قمری نبوده و تنها به این اشاره شده شیخ صدوق در یکی از سال های 306، 307 و 308 ه.ق به دنیا آمده است.شیخ صدوق در محضر پدر،علوم و معارف را فرا گرفت. پدر در اوج علم و فقاهت و شهرت، زندگی خود و فرزندانش را از راه مغازه ای کوچک در بازار قم و در نهایت زهد و قناعت می گذارنید. خانواده اصیل و اهل علم شیخ صدوق و پرورش یافتن در دامان پدری فقیه و وارسته از یک سو، و تیزهوشی، ذکاوت، حافظه فوق العاده قوی و استعداد ذاتی او، موجب گردید در مدتی کوتاه به قله های بلندی از کمالات انسانی دست یابد و در کمتر از ۲۰سالگی هزاران حدیث و روایت با راویان آن ها را به حافظه بسپارد. استادِ صدوق،محمّد بن علی الاسود درباره حافظه و اشتیاق شیخ صدوق به آموختن می فرمود: «این میل و اشتیاق به علم و دانش که در صدوق وجود دارد مایه شگفتی نیست زیرا او به دعای امام زمان متولد شده است». خود شیخ بارها می فرمود: «من به دعای صاحب الامر متولد شده ام».22 یا 23 سالگی بود که پدر بزرگوارش از دنیا رفت و از نعمت وجود این مربی بزرگ محروم شد و وظیفه سنگین گسترش احادیث آل محمد(ص) و هدایت امت به عهده وی قرار گرفت و دوران جدیدی را آغاز کرد.شیخ صدوق، پس از فوت پدرشان، به سرعت آوازه فضل و دانشش شهرهای ایران و عراق را فرا گرفت و دانشمندان اسلامی، آرزو داشتند شیخ را ببینند و حدیث را از وی بشنوند. او مشتاق شنیدن احادیث محدثان بود و به شهرهایی که حوزه علمیه داشتند، سفر می کرد تا علوم و احادیث خود را به دیگران منتقل کند و از علوم دیگران بهره مند شود. سرانجام در رجب سال 339 هـ.ق، رکن الدوله دیلمی و اهالی ری از او خواستند به ری بیاید و شیخ دعوت آنان را پذیرفت و عازم ری شد و به ترویج مذهب شیعه پرداخت.بزرگان شیعه، شیخ صدوق را با لقب رئیس المحدثین می شناسند، زیرا او در شناخت احادیث، آگاه و در حفظ و جمع آوری آن ها کوشا بودو۳۰۰ جلد کتاب از احادیث پیامبر و ائمه (ع) را جمع آوری کرده است. این تألیفات ارزشمند، از زمان تألیف تا کنون مورد توجه و استفاده علما، فقها و دانشمندان اسلامی و طلاب علوم دینی است.شیخ صدوق در اوائل نیابت سومین نائب امام زمان(ع)، حسین بن روح دیده به جهان گشود؛ بنابراین تا سن 23 سالگی در زمان غیبت صغری می زیسته و دوران نیابت 2 نفر از نواب خاص امام زمان(عج) را درک کرده است که این خود از عوامل بسیار موثر در پیشرفت و تکامل علمی ومعنوی صدوق بوده است.
«من لایحضره الفقیه»که از آثار ایشان یکی از «کتب اربعه» شیعه است. این کتاب در بردارنده نزدیک به۶۰۰۰ حدیث است، بر اساس موضوعات مختلف فقهى تدوین شده است. شیخ در مقدمه نوشته: «من نخواستم مانند سایر مصنفان روایاتى را که در هر موضوع رسیده است ثبت کنم بلکه در این کتاب روایاتى را آوردهام که بر اساس آن فتوا مىدهم و آنها را صحیح مىدانم و معتقد به صحت آنها هستم و میان من و پروردگار حجت است.»شیخ صدوق در مقدمه این کتاب مینویسند به دلیل حیرانی شیعیان در امر غیبت، اندوهگین بودم. شبی در خواب امام زمان(عج) را دیدم بر در خانه کعبه ایستاده است و من، با دلی مشغول و حالی پریشان، به او نزدیک شدم. آن حضرت، در چهره من نگریست و راز درونم را دانست. بر او سلام کردم و پاسخم را داد. سپس فرمود:«چرا در باب غیبت کتابی تألیف نمیکنی تا اندوهت را زایل سازد؟»عرض کردم:«یا ابن رسول اللَّه!درباره غیبت چیزهای تالیف کردهام».فرمود:«نه به آن طریق. اکنون تو را امر میکنم که درباره غیبت، کتابی تألیف کنی و غیبت انبیا را در آن بازگویی».از خواب برخاستم.تا طلوع فجر به دعا و گریه پرداختم.صبح، تألیف این کتاب را آغاز کردم.این عالم پس از گذشت هفتاد و چند سال از عمر شریف، فوت و پیکرش در نزدیکی حضرت عبدالعظیم دفن شد.زمان فتحعلی شاه قاجار مرقد شیخ صدوق به دلیل بارندگیهای زیاد خراب شد.برای تعمیر مرقد، اطرافش را کندند بدن مطهر را کاملاً سالم که گویا تازه از حمام آمده باشد یافتند و اثر خضاب را در انگشتان شریفش دیدند.20 نفر از بزرگان خود شاهد این کرامت بودهاند میتوان به میرزا ابوالحسن جلوه،آیت الله ملا محمد رستم آبادی و والد آیت الله مرعشی نجفی حاج سید محمود مرعشی نام برد. #کتابخانه_مرکزی_استان_خوزستان#لیلا_صیادیان_خواه
یکی از بزرگ ترین شخصیت های جهان اسلام و چهره های درخشان علم و فضیلت شیخ صدوق است. او با جمع آوری روایات و تألیف ده ها جلد کتاب ارزشمند، به اسلام و عالم تشیع خدمت کرد. تألیفات این عالم بزرگ، در علوم مختلف اسلامی گنجینه ای است که با گذشت بیش از هزار سال از تألیف آنها، ارزش و اعتبار خود را حفظ کرده و از جایگاهی بس والا برخوردار است.محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، مشهور به شیخ صدوق در قم به دنیا آمد. هیچ یک از تذکره ها تاریخ ولادت وی را مشخص نکرده اند، اما آن چه مسلم است، ولادت ایشان قبل از 305 هجری قمری نبوده و تنها به این اشاره شده شیخ صدوق در یکی از سال های 306، 307 و 308 ه.ق به دنیا آمده است.شیخ صدوق در محضر پدر،علوم و معارف را فرا گرفت. پدر در اوج علم و فقاهت و شهرت، زندگی خود و فرزندانش را از راه مغازه ای کوچک در بازار قم و در نهایت زهد و قناعت می گذارنید. خانواده اصیل و اهل علم شیخ صدوق و پرورش یافتن در دامان پدری فقیه و وارسته از یک سو، و تیزهوشی، ذکاوت، حافظه فوق العاده قوی و استعداد ذاتی او، موجب گردید در مدتی کوتاه به قله های بلندی از کمالات انسانی دست یابد و در کمتر از ۲۰سالگی هزاران حدیث و روایت با راویان آن ها را به حافظه بسپارد. استادِ صدوق،محمّد بن علی الاسود درباره حافظه و اشتیاق شیخ صدوق به آموختن می فرمود: «این میل و اشتیاق به علم و دانش که در صدوق وجود دارد مایه شگفتی نیست زیرا او به دعای امام زمان متولد شده است». خود شیخ بارها می فرمود: «من به دعای صاحب الامر متولد شده ام».22 یا 23 سالگی بود که پدر بزرگوارش از دنیا رفت و از نعمت وجود این مربی بزرگ محروم شد و وظیفه سنگین گسترش احادیث آل محمد(ص) و هدایت امت به عهده وی قرار گرفت و دوران جدیدی را آغاز کرد.شیخ صدوق، پس از فوت پدرشان، به سرعت آوازه فضل و دانشش شهرهای ایران و عراق را فرا گرفت و دانشمندان اسلامی، آرزو داشتند شیخ را ببینند و حدیث را از وی بشنوند. او مشتاق شنیدن احادیث محدثان بود و به شهرهایی که حوزه علمیه داشتند، سفر می کرد تا علوم و احادیث خود را به دیگران منتقل کند و از علوم دیگران بهره مند شود. سرانجام در رجب سال 339 هـ.ق، رکن الدوله دیلمی و اهالی ری از او خواستند به ری بیاید و شیخ دعوت آنان را پذیرفت و عازم ری شد و به ترویج مذهب شیعه پرداخت.بزرگان شیعه، شیخ صدوق را با لقب رئیس المحدثین می شناسند، زیرا او در شناخت احادیث، آگاه و در حفظ و جمع آوری آن ها کوشا بودو۳۰۰ جلد کتاب از احادیث پیامبر و ائمه (ع) را جمع آوری کرده است. این تألیفات ارزشمند، از زمان تألیف تا کنون مورد توجه و استفاده علما، فقها و دانشمندان اسلامی و طلاب علوم دینی است.شیخ صدوق در اوائل نیابت سومین نائب امام زمان(ع)، حسین بن روح دیده به جهان گشود؛ بنابراین تا سن 23 سالگی در زمان غیبت صغری می زیسته و دوران نیابت 2 نفر از نواب خاص امام زمان(عج) را درک کرده است که این خود از عوامل بسیار موثر در پیشرفت و تکامل علمی ومعنوی صدوق بوده است.
۲۲:۲۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#معرفی_کتاب📚«شکارچی تانک»:روایت تصویری از زندگی شهید تکاور محمدعلی صفانوشته اکرم صدیقی کلاته تصویرسازی محمودمنصورخانینشر: شاهد
در کتاب شکارچی تانک به روایت زندگی شهید تکاور محمدعلی صفا از کودکی، نوجوانی، جوانی و شهادت ایشان پرداخته شده است.امیر سرتیپ محمدعلی صفا در سال ۱۳۲۸ در بجنورد متولد شد.پس از گذراندن دوره ابتدایی در دبستان ابن سینا ، دوره متوسطه را در دبیرستان همت به پایان رساند .سپس وارد ارتش شد.ارتش برای تشکیل یگان کماندویی دریایی دنبال جذب نیروی ورزیده و قوی از بین کارکنانش بود؛ لذا از افراد قوی ارتش دعوت به عمل آمد تا در آزمون ورودی پایگاه کماندویی نیروی دریایی شرکت کنند.صفا با توجه به فیزیک بدنی قوی و علاقه زیاد به فعالیتهای سخت و رزمی؛ در آزمون شرکت کرد.
۲۵۰ نفر از یگانهای ارتش در دوره انتخابی شرکت کردند و دورههای سخت و فشرده کماندویی در ایران که مربیانشان از فرماندهان پایگاه رویال مارین انگلستان بودند،پس از ۱۸ ماه به اتمام رسید.صفا به عنوان نفر برتر در انجام عملیاتهای ویژه انتخاب و به همراه ۸ نفر دیگر برای ادامه دورههای آموزشی تخصصی کماندویی به پایگاه کماندویی رویال مارین انگلستان (پایگاه موشهای صحرا) اعزام شد.
خارج از ایران یک سال گذراندن دورههای تکمیلی کماندویی از قبیل S.P.S، شکار تانک، چتربازی، دورههای تخصصی تارزان کورس ژاپن، دورههای رزمی جودو، کونگ فو و جنگ در خشکی، دریا و هوا، به طول کشید و صفا در تمام این دورهها ممتاز بود. تلاشهای او موجب شد عنوان و مدرک متخصص شکار تانک را از پایگاه کماندویی «رویال مارین»دریافت کند.
از آن جایی که صفا توانسته بود دورهها را با موفقیت در انگلستان به پایان برساند و عنوان کماندوی برتر و مقام اول کماندویی ارتشهای جهان را از آن خود کند برای آموزش دورههای تخصصی انهدام ناوهای جنگی به پایگاه کماندویی جان. اف.کندی آمریکا اعزام شد و پس از گذراندن آموزش دورههای مختلف در آمریکا برای نخستین بار در ایران توانست مدرک تخصصی کماندوی ویژه با عنوان انهدام ناوهای جنگی را دریافت کند. هم چنین به دلیل شجاعت بسیاری که او در عملیاتهای آموزشی از خودش نشان داده بود برای دورههای کماندویی زندگی در شرایط سخت به نام Long Hope (امید طولانی) در جنگلهای آمازون نیز انتخاب شد.باتوجه به علاقه شدید صفا به وطن و خدمت به مردم، پس از آموزش به کشور بازگشت و آموختههای خود را در اختیار هموطنان قرار داد و در قدم اول در پایگاه کماندویی نیروی دریایی ارتش در بوشهر به عنوان مربی و استاد به تعلیم و تربیت کماندوها پرداخت.در روزهای اول انقلاب، افراد ضد انقلاب در گوشه و کنار، آشوبگری میکردند. صفا نیز با مردم به دفاع از انقلاب پرداخت .در درگیری با نیروهای ضد انقلاب از راه دور هدف تیراندازی قرار گرفت و از ناحیه شکم به شدت مجروح شد.پس از مجروح شدن پس از ۳ بار عمل جراحی قسمتی از رودههای صفا قطع و برداشته شد اما با روحیه قوی که داشت دوباره سلامتی خود را به دست آورد.با آغاز جنگ تحمیلی با توجه به این که صفا۲سال استراحت پزشکی داشت،خود را برای نبرد با دشمن متجاوز آماده کرد، او بر این باور بود که باید از تخصص اش که در چند کشور مختلف دیده است برای خدمت به کشور و آموزش نیروهای ارتش استفاده کند. او به تاکتیکهای جنگی و استراتژیکی اشراف کامل داشت و این ویژگی بارز صفا بود.در روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ ارتش بعث عراق به ظرفیت دو لشکر تانک و با تمام تجهیزات، به خرمشهر حمله کرد و نیمی از خرمشهر را به اشغال خود درآورد،صفا به همراه کماندوهای نیروی دریایی بوشهر با رشادت و جانفشانی درحالی که تعداد نفرات آنها کمتر از یک دهم لشکر عراق بود توانستند ۱۶۴تانکهای افسانهای لشکر عراق را منهدم کند و به کمک نیروهای خود ارتش عراق را به عقب راندند و به علت خسارت سنگینی که به لشکر تانک صدام وارد آوردند بعد از اشغال خرمشهر،صدام، خرمشهر را «گورستان لشکر تانک» خود نامید.در این درگیریها ۱۳ ناو جنگی و موشکانداز ارتش عراق را غرق کرد.صفا توانست در طول یک هفته رکورد شکار تانک در دنیا را بشکند.با وجود مقاومتهای بسیار کماندوهای نیروی دریایی ارتش و پس از انهدام صدها تانک و تار و مار کردن لشکر عراق، صفا در ۴ آبان ۱۳۵۹ بر اثر انفجار خمپاره و اصابت ترکش به ناحیه پیشانی، پا و پهلو به درجه رفیع شهادت نایل آمد.پس از اعلام خبر شهادت وی نامه تسلیتی از طرف پایگاه کماندویی رویال مارین انگلستان برای خانواده صفا ارسال شد. در آن نامه اعلام کرده بودند به خاطر شهادت محمدعلی صفا مدت۳ روز پرچم این پایگاه نیمه افراشته بوده است. این پایگاه تندیسی از وی ساخت و پایگاهی به نام پایگاه شکارچی تانک محمد علی صفا در انگلستان بنا شد.#کتابخانه_مرکزی_استان_خوزستان#لیلا_صیادیان_خواه
در کتاب شکارچی تانک به روایت زندگی شهید تکاور محمدعلی صفا از کودکی، نوجوانی، جوانی و شهادت ایشان پرداخته شده است.امیر سرتیپ محمدعلی صفا در سال ۱۳۲۸ در بجنورد متولد شد.پس از گذراندن دوره ابتدایی در دبستان ابن سینا ، دوره متوسطه را در دبیرستان همت به پایان رساند .سپس وارد ارتش شد.ارتش برای تشکیل یگان کماندویی دریایی دنبال جذب نیروی ورزیده و قوی از بین کارکنانش بود؛ لذا از افراد قوی ارتش دعوت به عمل آمد تا در آزمون ورودی پایگاه کماندویی نیروی دریایی شرکت کنند.صفا با توجه به فیزیک بدنی قوی و علاقه زیاد به فعالیتهای سخت و رزمی؛ در آزمون شرکت کرد.
۲۵۰ نفر از یگانهای ارتش در دوره انتخابی شرکت کردند و دورههای سخت و فشرده کماندویی در ایران که مربیانشان از فرماندهان پایگاه رویال مارین انگلستان بودند،پس از ۱۸ ماه به اتمام رسید.صفا به عنوان نفر برتر در انجام عملیاتهای ویژه انتخاب و به همراه ۸ نفر دیگر برای ادامه دورههای آموزشی تخصصی کماندویی به پایگاه کماندویی رویال مارین انگلستان (پایگاه موشهای صحرا) اعزام شد.
خارج از ایران یک سال گذراندن دورههای تکمیلی کماندویی از قبیل S.P.S، شکار تانک، چتربازی، دورههای تخصصی تارزان کورس ژاپن، دورههای رزمی جودو، کونگ فو و جنگ در خشکی، دریا و هوا، به طول کشید و صفا در تمام این دورهها ممتاز بود. تلاشهای او موجب شد عنوان و مدرک متخصص شکار تانک را از پایگاه کماندویی «رویال مارین»دریافت کند.
از آن جایی که صفا توانسته بود دورهها را با موفقیت در انگلستان به پایان برساند و عنوان کماندوی برتر و مقام اول کماندویی ارتشهای جهان را از آن خود کند برای آموزش دورههای تخصصی انهدام ناوهای جنگی به پایگاه کماندویی جان. اف.کندی آمریکا اعزام شد و پس از گذراندن آموزش دورههای مختلف در آمریکا برای نخستین بار در ایران توانست مدرک تخصصی کماندوی ویژه با عنوان انهدام ناوهای جنگی را دریافت کند. هم چنین به دلیل شجاعت بسیاری که او در عملیاتهای آموزشی از خودش نشان داده بود برای دورههای کماندویی زندگی در شرایط سخت به نام Long Hope (امید طولانی) در جنگلهای آمازون نیز انتخاب شد.باتوجه به علاقه شدید صفا به وطن و خدمت به مردم، پس از آموزش به کشور بازگشت و آموختههای خود را در اختیار هموطنان قرار داد و در قدم اول در پایگاه کماندویی نیروی دریایی ارتش در بوشهر به عنوان مربی و استاد به تعلیم و تربیت کماندوها پرداخت.در روزهای اول انقلاب، افراد ضد انقلاب در گوشه و کنار، آشوبگری میکردند. صفا نیز با مردم به دفاع از انقلاب پرداخت .در درگیری با نیروهای ضد انقلاب از راه دور هدف تیراندازی قرار گرفت و از ناحیه شکم به شدت مجروح شد.پس از مجروح شدن پس از ۳ بار عمل جراحی قسمتی از رودههای صفا قطع و برداشته شد اما با روحیه قوی که داشت دوباره سلامتی خود را به دست آورد.با آغاز جنگ تحمیلی با توجه به این که صفا۲سال استراحت پزشکی داشت،خود را برای نبرد با دشمن متجاوز آماده کرد، او بر این باور بود که باید از تخصص اش که در چند کشور مختلف دیده است برای خدمت به کشور و آموزش نیروهای ارتش استفاده کند. او به تاکتیکهای جنگی و استراتژیکی اشراف کامل داشت و این ویژگی بارز صفا بود.در روز ۳۱ شهریور سال ۱۳۵۹ ارتش بعث عراق به ظرفیت دو لشکر تانک و با تمام تجهیزات، به خرمشهر حمله کرد و نیمی از خرمشهر را به اشغال خود درآورد،صفا به همراه کماندوهای نیروی دریایی بوشهر با رشادت و جانفشانی درحالی که تعداد نفرات آنها کمتر از یک دهم لشکر عراق بود توانستند ۱۶۴تانکهای افسانهای لشکر عراق را منهدم کند و به کمک نیروهای خود ارتش عراق را به عقب راندند و به علت خسارت سنگینی که به لشکر تانک صدام وارد آوردند بعد از اشغال خرمشهر،صدام، خرمشهر را «گورستان لشکر تانک» خود نامید.در این درگیریها ۱۳ ناو جنگی و موشکانداز ارتش عراق را غرق کرد.صفا توانست در طول یک هفته رکورد شکار تانک در دنیا را بشکند.با وجود مقاومتهای بسیار کماندوهای نیروی دریایی ارتش و پس از انهدام صدها تانک و تار و مار کردن لشکر عراق، صفا در ۴ آبان ۱۳۵۹ بر اثر انفجار خمپاره و اصابت ترکش به ناحیه پیشانی، پا و پهلو به درجه رفیع شهادت نایل آمد.پس از اعلام خبر شهادت وی نامه تسلیتی از طرف پایگاه کماندویی رویال مارین انگلستان برای خانواده صفا ارسال شد. در آن نامه اعلام کرده بودند به خاطر شهادت محمدعلی صفا مدت۳ روز پرچم این پایگاه نیمه افراشته بوده است. این پایگاه تندیسی از وی ساخت و پایگاهی به نام پایگاه شکارچی تانک محمد علی صفا در انگلستان بنا شد.#کتابخانه_مرکزی_استان_خوزستان#لیلا_صیادیان_خواه
۲۱:۳۹
اپیزود ۷ رادیو شب منتشر شد.

#مریم_خدری#معصومه_آرین_والا#رادیو_شب🌙📚📻#کتابخانه_مرکزی_استان_خوزستان
#مریم_خدری#معصومه_آرین_والا#رادیو_شب🌙📚📻#کتابخانه_مرکزی_استان_خوزستان
۱۸:۱۲
رادیو شب اپیزود ۷.mp3
۰۶:۲۹-۵.۹۴ مگابایت
۱۸:۱۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
۱۲:۳۳