وطن پرستی ما نسل به نسل ادامه دارد... 
#خیابان_باما#جان_من_ایران
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
#خیابان_باما#جان_من_ایران
۱۸:۴۷
تولد ۳۰ سالگی(بخش اول)
اون روز عجیب ترین تجربه روز تولدم بودپایان ۲۹ سالگی و ورود به سی اُمین سال زندگی...
خواستم یه چرت کوتاه بزنمکه با صدای انفجار پاشدم...گیج بودم،
باورم نمیشد!واقعا مردک کله زردِ دیوانه جرأت کرده که به ایران ما حمله کنه؟!چه هدیه تولدی!
تا با پسرک ۲.۵ ساله آماده بشیم و بریم خواهرش رو از پیش دبستانی برداریم، پاهام همراهی نمیکرد.ولی وقتی اومدم خونه هم دلم آشوب بود،چون من مادر ۲ به علاوه ۳۲ تا بچه هستم، و همچنان از حال ۳۲ تا بچه دیگهام بی خبر بودم...
۳۲ تا دختر دیگهام سر کلاس درس بودن.۳۲ تا دانش آموز که با امید ساخت آیندهای روشن برای ایران، راهی کلاس شده بودن.
تا خبر اومدخبر تلخ مدرسه میناب...قلبم از نفرت و اضطراب و خشم و حرص داشت تکه تکه میشد...۱۶۸ دخترک پاک، به چه گناهی؟
خبرهای تلخ پشت سر هم که حتی به ما فرصت سوگواری نمیداد...
حالا باید چیکار کرد؟یعنی واقعا دوباره جنگ شده؟شاگردام، خونوادهام، بچههام... قراره چه اتفاقی بیافته؟
روزهای اول همینقدر گنگ و مبهم بودم!
ادامه دارد...
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
اون روز عجیب ترین تجربه روز تولدم بودپایان ۲۹ سالگی و ورود به سی اُمین سال زندگی...
خواستم یه چرت کوتاه بزنمکه با صدای انفجار پاشدم...گیج بودم،
تا با پسرک ۲.۵ ساله آماده بشیم و بریم خواهرش رو از پیش دبستانی برداریم، پاهام همراهی نمیکرد.ولی وقتی اومدم خونه هم دلم آشوب بود،چون من مادر ۲ به علاوه ۳۲ تا بچه هستم، و همچنان از حال ۳۲ تا بچه دیگهام بی خبر بودم...
۳۲ تا دختر دیگهام سر کلاس درس بودن.۳۲ تا دانش آموز که با امید ساخت آیندهای روشن برای ایران، راهی کلاس شده بودن.
تا خبر اومدخبر تلخ مدرسه میناب...قلبم از نفرت و اضطراب و خشم و حرص داشت تکه تکه میشد...۱۶۸ دخترک پاک، به چه گناهی؟
خبرهای تلخ پشت سر هم که حتی به ما فرصت سوگواری نمیداد...
حالا باید چیکار کرد؟یعنی واقعا دوباره جنگ شده؟شاگردام، خونوادهام، بچههام... قراره چه اتفاقی بیافته؟
روزهای اول همینقدر گنگ و مبهم بودم!
ادامه دارد...
۱۵:۱۷
بادام 🇮🇷
تولد ۳۰ سالگی (بخش اول) اون روز عجیب ترین تجربه روز تولدم بود پایان ۲۹ سالگی و ورود به سی اُمین سال زندگی... خواستم یه چرت کوتاه بزنم که با صدای انفجار پاشدم... گیج بودم،
باورم نمیشد! واقعا مردک کله زردِ دیوانه جرأت کرده که به ایران ما حمله کنه؟! چه هدیه تولدی! تا با پسرک ۲.۵ ساله آماده بشیم و بریم خواهرش رو از پیش دبستانی برداریم، پاهام همراهی نمیکرد. ولی وقتی اومدم خونه هم دلم آشوب بود، چون من مادر ۲ به علاوه ۳۲ تا بچه هستم، و همچنان از حال ۳۲ تا بچه دیگهام بی خبر بودم... ۳۲ تا دختر دیگهام سر کلاس درس بودن. ۳۲ تا دانش آموز که با امید ساخت آیندهای روشن برای ایران، راهی کلاس شده بودن.
تا خبر اومد خبر تلخ مدرسه میناب... قلبم از نفرت و اضطراب و خشم و حرص داشت تکه تکه میشد... ۱۶۸ دخترک پاک، به چه گناهی؟
خبرهای تلخ پشت سر هم که حتی به ما فرصت سوگواری نمیداد... حالا باید چیکار کرد؟ یعنی واقعا دوباره جنگ شده؟ شاگردام، خونوادهام، بچههام... قراره چه اتفاقی بیافته؟ روزهای اول همینقدر گنگ و مبهم بودم! ادامه دارد...
گروه خانواده و سبک زندگی بادام @lifestyle_badam
تولد ۳۰ سالگی(بخش دوم)
روزهای اول همینقدر گنگ و مبهم بودم!
حق مردم ایران این همه سختی و تکرار جنگهای داخلی و خارجی نیست. شر این غده سرطانی اینبار باید برای همیشه کنده بشه...

وظیفه ما چی تعریف شد؟ایستادگی و حضور در خیابونها
با دوتا بچه کوچیکِ بازیگوش،دست تنها،اگرچه برام سخته حضور تو تجمعات...ولی يقين دارم همین جاهاست که رشد بچهها رقم میخوره، می.تونن یه شبه ره صد ساله رو برَن...
در کنارش سعی کردم چراغ خونه رو هم روشن نگه دارم...بیشتر از قبل با دخترک ۶ ساله درباره بدی آدم بدها و اینکه چرا نباید باشن حرف میزنیم.
" />
با پسر کوچولویی که حسابی تو تجمعها مردی شده واسه خودش و با پرچم علمداری میکنه، بیشتر بازی های هیجانی میکنم.
تنور خونه هم باید گرمتر باشه تا بچهها جون بیرون رفتن و چند ساعت ایستادن رو داشته باشن.
با مداحیهای حماسی طول روز، شور و حس وطن دوستی بچهها فعال میمونهو البته گنبد آهنیایه مقابل صداهای ترسناک.
" />
خلاصه...
تو خونه ما پرچم ایران بالاست
با امید زیادم بالاست
تو خونمون ایران، این پرچم حالا حالاها بالا میمونه.




" />
امضا: #مامان_باتریخورده#خیابان_باما#روایت
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
روزهای اول همینقدر گنگ و مبهم بودم!
حق مردم ایران این همه سختی و تکرار جنگهای داخلی و خارجی نیست. شر این غده سرطانی اینبار باید برای همیشه کنده بشه...
وظیفه ما چی تعریف شد؟ایستادگی و حضور در خیابونها
با دوتا بچه کوچیکِ بازیگوش،دست تنها،اگرچه برام سخته حضور تو تجمعات...ولی يقين دارم همین جاهاست که رشد بچهها رقم میخوره، می.تونن یه شبه ره صد ساله رو برَن...
در کنارش سعی کردم چراغ خونه رو هم روشن نگه دارم...بیشتر از قبل با دخترک ۶ ساله درباره بدی آدم بدها و اینکه چرا نباید باشن حرف میزنیم.
با پسر کوچولویی که حسابی تو تجمعها مردی شده واسه خودش و با پرچم علمداری میکنه، بیشتر بازی های هیجانی میکنم.
تنور خونه هم باید گرمتر باشه تا بچهها جون بیرون رفتن و چند ساعت ایستادن رو داشته باشن.
با مداحیهای حماسی طول روز، شور و حس وطن دوستی بچهها فعال میمونهو البته گنبد آهنیایه مقابل صداهای ترسناک.
خلاصه...
تو خونه ما پرچم ایران بالاست
با امید زیادم بالاست
تو خونمون ایران، این پرچم حالا حالاها بالا میمونه.
۱۶:۳۱
۱۹:۵۶
چهل روز و شب از پرواز پروانههای ایرانمون گذشت...
چند ثانیه با دل مادرانشون همراه بشیم
#میناب#جان_من_ایران
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
چند ثانیه با دل مادرانشون همراه بشیم
#میناب#جان_من_ایران
۱۹:۴۹
خداحافظ آقایون و خانمها...
چهل روزه که این داغ رو باور نکردیم

#جان_من_ایران
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
چهل روزه که این داغ رو باور نکردیم
#جان_من_ایران
۶:۳۲
۱۱:۵۴
۱۹:۵۸
#نوای_عزا#امام_صادق (علیه السلام)
۱۸:۵۵
در مشهد و قم دو گنج پنهان آمد
در روز يكم كريمه ی آل رسول
در يازدهم شاه خراسان آمد
#عیدانه#حضرت_معصومه (علیها السلام)
۷:۱۲
به نام خدا
موضوع انشا: من، دختر ایرانم

" />
پدرم، مادرم، سلامامیدوارم حالتان خوب باشد.البته که خوب هست.امروز، دهم بهمن ماه ۱۴۱۳، هشت سال و چند ماه است که از آخرین دیدارمان میگذرد.شب در کنار هم خوابیدیم، اما نمیدانم چه شد که من خودم را در بیمارستان پیدا کردم و شما را دیگر پیدا نکردم.
میدانم شما و خواهر کوچکم که نیامده آسمانی شد، از بهشت، من را میبینید. اما نگران من نباشید. چون حالا من فقط دختر شما نیستم؛ دختر تمام ایرانم.این ۸ سال را سخت گذراندم، از این به بعد هم برایم سخت خواهد بود، اما یاد خاطرات شما، من را قوی و استوار نگه میدارد.
مادر، فراموش نمیکنم زمزمه سوره فتح را که چند ماهی به جای لالایی شبانه در گوشم مینواختی. پدر، فراموش نمیکنم شبهایی که خسته از میدان نزدیک خانه برمیگشتیم و من در آغوش تو، خودم را به خواب میزدم تا مرا به رختخوابم برسانی. من در خانهای پر مهر بزرگ شدم و حالا میفهمم که آن خانه، فقط یک چاردیواری نبود. آن خانه، نخستین و مهمترین مدرسه زندگی من بود. شما دو نفر، اولین معلمان من بودید.
مادر، تو به من آموختی که چگونه با یک نگاه مهربان، دل شکستهای را التیام بخشم. یادم هست که همیشه میگفتی: "دخترم، مهربانی زینت یک بانوست" و پدر، تو به من نشان دادی که چگونه با استواری قدم بردارم، حتی وقتی راه سخت است.
ادامه دارد...
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
موضوع انشا: من، دختر ایرانم
میدانم شما و خواهر کوچکم که نیامده آسمانی شد، از بهشت، من را میبینید. اما نگران من نباشید. چون حالا من فقط دختر شما نیستم؛ دختر تمام ایرانم.این ۸ سال را سخت گذراندم، از این به بعد هم برایم سخت خواهد بود، اما یاد خاطرات شما، من را قوی و استوار نگه میدارد.
مادر، فراموش نمیکنم زمزمه سوره فتح را که چند ماهی به جای لالایی شبانه در گوشم مینواختی. پدر، فراموش نمیکنم شبهایی که خسته از میدان نزدیک خانه برمیگشتیم و من در آغوش تو، خودم را به خواب میزدم تا مرا به رختخوابم برسانی. من در خانهای پر مهر بزرگ شدم و حالا میفهمم که آن خانه، فقط یک چاردیواری نبود. آن خانه، نخستین و مهمترین مدرسه زندگی من بود. شما دو نفر، اولین معلمان من بودید.
مادر، تو به من آموختی که چگونه با یک نگاه مهربان، دل شکستهای را التیام بخشم. یادم هست که همیشه میگفتی: "دخترم، مهربانی زینت یک بانوست" و پدر، تو به من نشان دادی که چگونه با استواری قدم بردارم، حتی وقتی راه سخت است.
ادامه دارد...
۱۳:۵۴
بادام 🇮🇷
به نام خدا موضوع انشا: من، دختر ایرانم 
" />
پدرم، مادرم، سلام امیدوارم حالتان خوب باشد. البته که خوب هست. امروز، دهم بهمن ماه ۱۴۱۳، هشت سال و چند ماه است که از آخرین دیدارمان میگذرد. شب در کنار هم خوابیدیم، اما نمیدانم چه شد که من خودم را در بیمارستان پیدا کردم و شما را دیگر پیدا نکردم.
میدانم شما و خواهر کوچکم که نیامده آسمانی شد، از بهشت، من را میبینید. اما نگران من نباشید. چون حالا من فقط دختر شما نیستم؛ دختر تمام ایرانم. این ۸ سال را سخت گذراندم، از این به بعد هم برایم سخت خواهد بود، اما یاد خاطرات شما، من را قوی و استوار نگه میدارد.
مادر، فراموش نمیکنم زمزمه سوره فتح را که چند ماهی به جای لالایی شبانه در گوشم مینواختی. پدر، فراموش نمیکنم شبهایی که خسته از میدان نزدیک خانه برمیگشتیم و من در آغوش تو، خودم را به خواب میزدم تا مرا به رختخوابم برسانی. من در خانهای پر مهر بزرگ شدم و حالا میفهمم که آن خانه، فقط یک چاردیواری نبود. آن خانه، نخستین و مهمترین مدرسه زندگی من بود. شما دو نفر، اولین معلمان من بودید.
مادر، تو به من آموختی که چگونه با یک نگاه مهربان، دل شکستهای را التیام بخشم. یادم هست که همیشه میگفتی: "دخترم، مهربانی زینت یک بانوست" و پدر، تو به من نشان دادی که چگونه با استواری قدم بردارم، حتی وقتی راه سخت است. ادامه دارد...
گروه خانواده و سبک زندگی بادام @lifestyle_badam
...
" />
از نوشتن برای شما سیر نمیشوم، اما این بار این انشا، بهانهای شد تا برای دیگران هم از آنچه آموختم بگویم...
این درسها، آجر به آجر شخصیت مرا ساخت. شما به من عزت نفس دادید. به من آموختید که دختر بودن به معنای ضعف نیست، به معنای ظرافتی است که درونش، استواری فولاد را دارد. شما مرا برای دنیایی بزرگتر تربیت کردید؛ برای دنیایی که در آن، یک دختر میتواند رویاهایش را بلند بخواند و برایشان بجنگد. تربیت شما بود که به من آموخت چگونه در نبودتان، خودم مامان مهربان دلم باشم و پدر قوی وجودم.
گاهی در مدرسه، وقتی دوستانم از دعواهای کوچک با مادرشان یا بیحوصلگی پدرشان میگویند، دلم تنگ میشود. اما بعد به یاد میآورم که من از محبت شما، آنقدر سیراب شدهام که میتوانم از سرریز آن، به دیگران هم محبت کنم.
معلممان میگوید خانواده، کارگاه ساختن انسان است. حالا میفهمم منظورش چیست. شما در کارگاه کوچک خانهمان، مرا با عشق ورزی، مسئولیتپذیری و ایمان ساختید. نقش شما در زندگی من، مثل نقش ستونهای یک ساختمان است؛ دیده نمیشود، اما اگر محکم باشد، تمام طوفانها را میتوان تحمل کرد.
حالا من، این دختر شما، با همان ارزشهایی که در وجودم کاشتید، دارم بزرگ میشوم. شاید جسمتان اینجا نیست، اما مادر، صدای زیبایت هنوز در گوشم نجوا میکند و پدر، دست قوی و گرمت، هنوز پشت سرم را نوازش میکند. من قول میدهم دختری باشم که شما به او افتخار کنید قول میدهم درس بخوانم، تلاش کنم و همانطور که شما دوست داشتید، انسانی مفید برای این سرزمین باشم.
سرزمینی که حالا خیلی با ۸ سال گذشته، فرق دارد.
کاش بودید و میدیدید، و البته که شما میبینید.
و حتما روزی خودم مادر خواهم شد. آن روز، تمام لالاییها و درسهای شما را برای فرزندانم تکرار خواهم کرد. این میراث شماست؛ میراثی که با عشق، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
من زندگی را به احترام شما زندگی خواهم کرد، به همان راه و رسمی که در چند سال همراهی با شما آموختم.
و تا همیشه و همیشه دخترتان هستم...
پایان.
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
معلممان میگوید خانواده، کارگاه ساختن انسان است. حالا میفهمم منظورش چیست. شما در کارگاه کوچک خانهمان، مرا با عشق ورزی، مسئولیتپذیری و ایمان ساختید. نقش شما در زندگی من، مثل نقش ستونهای یک ساختمان است؛ دیده نمیشود، اما اگر محکم باشد، تمام طوفانها را میتوان تحمل کرد.
و حتما روزی خودم مادر خواهم شد. آن روز، تمام لالاییها و درسهای شما را برای فرزندانم تکرار خواهم کرد. این میراث شماست؛ میراثی که با عشق، از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
و تا همیشه و همیشه دخترتان هستم...
پایان.
۱۴:۳۰
خدا با عشق تو آتیشو گلستان میکنه
#عیدانه#امام_رضا (علیهالسّلام)
۱۸:۲۳
ایران صحن امام رضاست...


نمیدونم چه کسی و چه زمانی بود که اولین بار این تعبیر رو به کار برد، اما چه خوب و هنرمندانه گفت!
نشستن در صحنهای حرم امام رئوف علیهالسلام، خیره شدن به حال و هوای زائران و شنیدن نجواهای آسمانی، حس عجیبی داره.
انگار مجلسی است که امام عليهالسلام در رأس اون ایستاده و نگاه محبتآمیزش، همه حاضران رو به وجد آورده. 🥹زائران هم تحت تاثیر این توجه خاص، خرسند و راضی، به تماشای رخ یار نشستند، دعا و زیارتنامه میخوانند، به نماز میایستند و ...
🤍اما دلنشینترین اتفاقی که در صحن میفته، جلوه مهربانی امام رئوف (ع) هست که انگار بارقههایی از اون، در دلهای زائران متجلی میشه و این رو میشه با تمام وجود حس کرداز اینکه ...
با هم مهربانترند
به هم خدمت میکنند
در امنیتاند
از بودن در کنار هم لذت میبرند، بدون اختلاف، بدون ناراحتی
ایران هم صحنِ بزرگ و حریمِ امنِ امام رضاست...ایران، الان روزهای سختی رو میگذرونه،دشمن دندان تیز کرده،آسیبهایی به برخی مردم و کشور وارد شده،
" />
ولی همه در حال دفاع جانانه از ایران امام رضا علیهالسلام هستیم
همه خانواده ایران
مردم، فرماندهان نظامی و فرماندهان دیپلماسی
حس و حالمون هم انگار شبیه وقتهایی شده که در صحن حرم امام رضا نشستیم🥹اگرچه اضطراب و نگرانی گاهی هست،اما حس امنیتِ حضور در سایهیِ نگاهِ امام رضا (ع)، هم هست
رأفت امام (ع) هم، به ما هم تسری کرده که مردم با هم مهربانترند
و در هر حادثه، ذکر زبان و جان ما، یا امام رضاست...
آقای امام رضا، چه خوب که ما رو به خودت دلگرم کردیآقاجان...تولدتون مبارک 🥹

#امام_رضا (علیهالسلام)#جان_من_ایران
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
نمیدونم چه کسی و چه زمانی بود که اولین بار این تعبیر رو به کار برد، اما چه خوب و هنرمندانه گفت!
نشستن در صحنهای حرم امام رئوف علیهالسلام، خیره شدن به حال و هوای زائران و شنیدن نجواهای آسمانی، حس عجیبی داره.
انگار مجلسی است که امام عليهالسلام در رأس اون ایستاده و نگاه محبتآمیزش، همه حاضران رو به وجد آورده. 🥹زائران هم تحت تاثیر این توجه خاص، خرسند و راضی، به تماشای رخ یار نشستند، دعا و زیارتنامه میخوانند، به نماز میایستند و ...
🤍اما دلنشینترین اتفاقی که در صحن میفته، جلوه مهربانی امام رئوف (ع) هست که انگار بارقههایی از اون، در دلهای زائران متجلی میشه و این رو میشه با تمام وجود حس کرداز اینکه ...
همه خانواده ایران
مردم، فرماندهان نظامی و فرماندهان دیپلماسی
حس و حالمون هم انگار شبیه وقتهایی شده که در صحن حرم امام رضا نشستیم🥹اگرچه اضطراب و نگرانی گاهی هست،اما حس امنیتِ حضور در سایهیِ نگاهِ امام رضا (ع)، هم هست
رأفت امام (ع) هم، به ما هم تسری کرده که مردم با هم مهربانترند
و در هر حادثه، ذکر زبان و جان ما، یا امام رضاست...
آقای امام رضا، چه خوب که ما رو به خودت دلگرم کردیآقاجان...تولدتون مبارک 🥹
#امام_رضا (علیهالسلام)#جان_من_ایران
۹:۱۱
بادام 🇮🇷
یه اتفاق نو!
یه مسیر جدید!
راهی برای رسیدن به یه خونهی گرم و صمیمی
چی از این بهتر... همگی دعوتید به پویش بزرگ "خانه گرم ما"
" />
جایی که قراره در مدت ۲۱ روز با انجام چالشهای کوچیک و ساده به خوب زندگی کردن عادت کنیم
برای شرکت در این پویش، کافیه در کانال بادام در بله یا ایتا عضو باشید و در این لینک ثبت نام کنید. در این پویش، با انجام چالش هر روز، امتیاز میگیرید و در انتها، به بیشترین همراهی، جوایز ارزشمند و نفیسی اهدا میشه. 🥳
ثبت نام از ۸ بهمنماه ۱۴۰۴
شروع پویش از ۱۳ بهمنماه ۱۴۰۴ یادتون نره دوستانتون رو هم خبر کنید!
مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران و
گروه خانواده و سبک زندگی بادام @lifestyle_badam
خب...





به مناسبت میلاد پرنور امام رضا علیهالسلام، برندگان پویش "خانه گرم ما" رو خدمتتون معرفی میکنیم.


این پویش در راستای تقویت گرما و صمیمیت بین اعضای خانواده، به مدت ۲۱ روز برگزار شد، با ۲۱ چالش متنوع که انجام هر چالش امتیازاتی داشت...
و نهایتا با جمعبندی امتیاز هر شرکت کننده، نفرات اول تا سوم مشخص شدند.
" />
اما نگران نباشید، چون بجز اینها...به کسانی هم که در هر منطقه بالاترین امتیازات رو کسب کرده باشن هم جایزه تعلق میگیره
نفر اول، برنده ۱۰ میلیون تومان:
سرکار خانم مرضیه پورکاشانی
نفرات دوم، برنده ۹ میلیون تومان:
سرکار خانم محبوبه سادات کشفی
سرکار خانم مائده شیری
سرکار خانم فهیمه زارع یکتا
نفرات سوم، برنده ۸ میلیون تومان:
سرکار خانم آتنا رضایی
سرکار خانم زهرا صادقی عمروآبادی
سرکار خانم نادیا ترابی
سرکار خانم زهرا کیانی
سرکار خانم مریم ترداننژاد
سرکار خانم محدثه برهانی
سرکار خانم الینا کریمی
سرکار خانم نصیبه جعفری
به همه برندههای عزیزمون و البته همه شرکت کنندگان خوب پویش خانه گرم ما تبریک میگیم.داشتن خانوادهای گرم و پویا، خودش بهترین جایزه است!
پست بعدی که اطلاعرسانی درباره نحوه دریافت هداياست رو هم حتما ببینید.
پویش #خانه_گرم_ما
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
به مناسبت میلاد پرنور امام رضا علیهالسلام، برندگان پویش "خانه گرم ما" رو خدمتتون معرفی میکنیم.
این پویش در راستای تقویت گرما و صمیمیت بین اعضای خانواده، به مدت ۲۱ روز برگزار شد، با ۲۱ چالش متنوع که انجام هر چالش امتیازاتی داشت...
و نهایتا با جمعبندی امتیاز هر شرکت کننده، نفرات اول تا سوم مشخص شدند.
به همه برندههای عزیزمون و البته همه شرکت کنندگان خوب پویش خانه گرم ما تبریک میگیم.داشتن خانوادهای گرم و پویا، خودش بهترین جایزه است!
پویش #خانه_گرم_ما
۱۴:۵۴
بادام 🇮🇷
خب... 



به مناسبت میلاد پرنور امام رضا علیهالسلام، برندگان پویش "خانه گرم ما" رو خدمتتون معرفی میکنیم. 

این پویش در راستای تقویت گرما و صمیمیت بین اعضای خانواده، به مدت ۲۱ روز برگزار شد، با ۲۱ چالش متنوع که انجام هر چالش امتیازاتی داشت... و نهایتا با جمعبندی امتیاز هر شرکت کننده، نفرات اول تا سوم مشخص شدند.
" />
اما نگران نباشید، چون بجز اینها... به کسانی هم که در هر منطقه بالاترین امتیازات رو کسب کرده باشن هم جایزه تعلق میگیره
نفر اول، برنده ۱۰ میلیون تومان:
سرکار خانم مرضیه پورکاشانی
نفرات دوم، برنده ۹ میلیون تومان:
سرکار خانم محبوبه سادات کشفی
سرکار خانم مائده شیری
سرکار خانم فهیمه زارع یکتا
نفرات سوم، برنده ۸ میلیون تومان:
سرکار خانم آتنا رضایی
سرکار خانم زهرا صادقی عمروآبادی
سرکار خانم نادیا ترابی
سرکار خانم زهرا کیانی
سرکار خانم مریم ترداننژاد
سرکار خانم محدثه برهانی
سرکار خانم الینا کریمی
سرکار خانم نصیبه جعفری به همه برندههای عزیزمون و البته همه شرکت کنندگان خوب پویش خانه گرم ما تبریک میگیم. داشتن خانوادهای گرم و پویا، خودش بهترین جایزه است!
پست بعدی که اطلاعرسانی درباره نحوه دریافت هداياست رو هم حتما ببینید. پویش #خانه_گرم_ما
گروه خانواده و سبک زندگی بادام @lifestyle_badam
همونطور که در جریان هستید پویش جذاب #خانه_گرم_ما
رو گروه بادام با همکاری معاونت جمعیت امور بانوان شهرداری تهران برگزار کرده.
حالا که این پویش به ایستگاه آخر رسیده، برای تقدیر از عزیزانی که بیشترین همراهی رو با پویش داشتن، عزیزان ما در شهرداری مناطق تهران از هفته آینده، با نفرات برگزیده تماس میگیرن و برای دریافت جایزه هماهنگیهای لازم با برندگان انجام میشه.
و اما در مورد بالاترین امتیاز مناطق
در هر منطقه تهران، به افرادی که امتیاز قابل قبولی در مجموع چالشها کسب کردند، یک هدیه ۵ میلیون تومانی تعلق میگیره 🥳تعداد این افراد زیاده و ذکر اسامیشون از حوصله و گنجایش کانال خارجه 🫠اما اگه برنده باشید حتما بین ۷ تا ۱۰ روز آینده با شما تماس گرفته میشهلطفا خونسردی خودتون رو حفظ بفرمایید

گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
حالا که این پویش به ایستگاه آخر رسیده، برای تقدیر از عزیزانی که بیشترین همراهی رو با پویش داشتن، عزیزان ما در شهرداری مناطق تهران از هفته آینده، با نفرات برگزیده تماس میگیرن و برای دریافت جایزه هماهنگیهای لازم با برندگان انجام میشه.
و اما در مورد بالاترین امتیاز مناطق
۱۵:۳۰
دیروز
همین موقعها
بعد از اینکه برگزیدههای
پویش #خانه_گرم_ما رو معرفی کردیم
...
...
...
یه اتفاق جالب افتاد!
۱۴:۳۷
قبل از اینکه اصل ماجرا رو بگیم،

بفرمایید اول این حکایت ناب رو از عالِمِ معاصر خودمون ببینید
مرحوم آیتالله مشکینی (ره) تعریف میکنند که یک بار در سالهای اول طلبگی، یه روز در جیبم فقط ۵ ریال داشتمدر خیابان میرفتم که یکی از طلاب به من رسید و ۵ ریال قرض خواست.
من هم که فقط همون مقدار داشتم، فکر کردم اگر این پول رو به او بدهم، خودم بیپول میشم، ولی با خودم گفتم کار این بنده خدا رو راه بندازم، خداوند کریمه، انشاءالله من هم بیپول نمیمونم.پول رو دادم.
چند قدم جلوتر، یکی از همشهریهام از اهالی مشکینشهر رو دیدم، با هم سلام و احوال کردیم و موقع خداحافظی ۵تومان در دستم گذاشت.
از قضا یکی از طلاب رسید و از من ۵تومان قرض خواست. این دفعه هم گفتم خدا کریمه، این بنده خدا معطله و پول رو به او دادم تا کارش راه بیفته.
مدتی نگذشت، یکی از دوستانم رو دیدم بعد از احوالپرسی، مقدار پول به من داد و دیدم ۵۰تومان است
یک مرتبه، یاد این آیه شریفه افتادم
"من جاء بالحسنة فله عشر امثالها"
(سوره انعام، آیه ۱۶۰)
بار اول ۵ریال قرض دادم، خدای کریم ۵تومان نصیبم کردبار دوم ۵تومان قرض دادم، خداوند ۵۰تومان نصیبم کرد.هر دو بار، ۱۰ برابر
بعد دعا کردم یک نفر این ۵۰تومان رو از من قرض کنه، تا از لطف خدا ۵۰۰ تومان نصیبم شود که کسی هم پیدا نشد.



[ اقتباسی از کتاب آدابالطلاب ]
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
بفرمایید اول این حکایت ناب رو از عالِمِ معاصر خودمون ببینید
"من جاء بالحسنة فله عشر امثالها"
(سوره انعام، آیه ۱۶۰)
[ اقتباسی از کتاب آدابالطلاب ]
۱۵:۳۴
خب حالا این قضیه جالب و شیرین چی بود؟🥰
" />
خانم زارعیکتا، که خانوادگی در پویش #خانه_گرم_ما شرکت کرده بودن، تونستن مقام دوم رو بیارن و برنده ۹ میلیون شدن
🥳
" />
حالا این خبر رو چه زمانی دریافت میکنن؟
دقیقا روز میلاد امام رضا، در حالیکه بچههاشون با پول توجیبیهاشون... 🥲
اصلا بهتره ادامه رو خود خانم زارعیکتا بگن
هر دو تصویر از صفحه گفتگوی ادمین ما، با ایشون هست
مطالعه بفرمایید و حتما به اعداد دقت کنید!
سبحانالله...🥹
گروه خانواده و سبک زندگی بادام@lifestyle_badam
دقیقا روز میلاد امام رضا، در حالیکه بچههاشون با پول توجیبیهاشون... 🥲
اصلا بهتره ادامه رو خود خانم زارعیکتا بگن
مطالعه بفرمایید و حتما به اعداد دقت کنید!
سبحانالله...🥹
۱۶:۴۰
۱۶:۴۰